برگي از يادداشتهاي مدرس
يادداشتهاي مدرس رشته مقالاتي نگاشتة شادروان ميرزاعلي كازروني ـ نماينده منطقه بوشهر در مجلس شوراي ملي ـ از مريدان و علاقهمندان شهيد آيتالله سيدحسن مدرس است كه اوقات بسيار با او همراه بود و شرح مشاهدات
ادامه...
رضا شاه چگونه به قدرت رسيد؟
پيروزي انقلاب مشروطه سال 1324 ق / 1285ش موجي از شادي را در سراسر كشور ايجاد كرد و به همين مناسبت در تهران و ساير شهرهاي بزرگ جشنهايي برپا شد اين تازه آغاز راهي دشوار بود كه سرانجام نيز نتايج مورد نظر
ادامه...
14 سند بدون شرح (2)
نمره (1) علماء و وعاظ در اينجا در اثر مراقبت هيچ گونه مذاکرات بي رويه نکرده اند. يک نفر واعظ فقط راجع به مستور نبودن ملکه افغانستان اواخر رمضان مذاکراتي کرده جلوگيري و تحت نمره (232) عرض و در موقع عيد
ادامه...
14 سند بدون شرح (1)
با عطف به تلگراف نمره 1 مورخه 3 ماه جاري نظر به اينکه گيلان يک نقطه مهم سرحدي است قبل از اينکه دستور مزبور بنده کاملاً مراقب وضعيات بوده و به تمام نقاط سرحدي نيز دستورات داده ام فعلاً نيز مزيداً بتأکيد
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح رفتم ايالتي اتاق افرهي معلوم شد همشيره ميرزا ابوالحسن شريف العلماء تربتي داماد ميرزا محمد آقا زاده صاحب محضر رسمي 25 طهران که من مي خواستم بگيرم، عيال افرهي است. گفتند والي ديروز از طهران حرکت نموده
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
قبل از ظهر رفتم ايالتي اتاق افرهي. بعد اتاق معاون. گفتند والي هنوز حرکت نکرده است. از محتشمي حاکم سابق داراب که در زمان رياست بلديه خراسان من مدير [ناخوانا] کرده بودم و عموي سرلشکر محتشمي است، پرسش کردم.
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح برخاستم. باران مي باريد. عصمت کُلفَت مشغول پختن آش رشته بود. بعد از صرف شير [و] چاي صبحانه، صورت اصلاح نموده قريب ظهر رفتم منزل سرهنگ عزيزالله خان رزمجو فرمانده هنگ 34 لشکر فارس که يکشنبه هفته قبل
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح دير برخاستم. قدري در باغ گردش کردم. باز استراحت نمودم. ناهار صرف کرده خوابيدم. عصر فريضه به جا آورده اصلاح نموده، رفتم منزل بني عباسي احوالپرسي. اول شب مراجعت کردم. دکتر حبيب آمد. قدري بليت زده، شام
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح بعد از صرف صبحانه رفتم تلگرافخانه. توسط همايونفر، تلگراف مجاني به سرگرد ارشد دولتشاهي، رئيس امنيه بوشهر که وارد اصفهان شده است، کردم که به شيراز، منزل من وارد شود. ظهر ناهار صرف و راحت کردم. عصر بعد
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح رفتيم تلگراف خانه که عمارت آن محل سلام کريمخان زند بوده ، به ملاقات همايونفر. رئيس پست و تلگراف بوشهر که به مرخصي طهران رفته بود، وارد شد. آشنا شديم. بعد از ساعاتي امير آمد. رفتم بازار. صدفها را نوري
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح رفتم ملاقات همايونفر. چهارده تومان قيمت پتو را داد. از آنجا رفتم حمام وکيل دلاک تميزي بود خوب کيسه کشيد. ظهر آمدم منزل. رفتم خانه رزمجو، ناهار حليم بادمجان صرف شد. به منزل مراجعت [ و] راحت کردم. ديروز
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح بعد از گردش در باغ و صرف چاي، پسره ي امير نام آباده ئي که ننه سيد دلال فرستاده بود آمد. بچه زرنگ حقيري به نظر آمد. در سن هجده نوزده سال قرار شد ماهي سه تومان مواجب و خرج او داده شود. حساب مواجب همه
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
صبح زود برخواستم [برخاستم] سعدالله را بيدار کردم. ديشب پالان الاغ کوچک را برداشته بود و در کار تنبلي مي کرد، تغيّر کردم، قهر کرد رفت. تلفون کردم محمود آدم حاجيان حقيقي که دو روز قبل نوکر پيدا کرده بود
ادامه...
يادداشت هاي حسين مير ممتاز (مرداد...
حسين ميرممتاز نماينده مشهد در دوره ششم مجلس شوراي ملي است. او به اين خاطر زندگي و علايق ملکي خود را در خراسان ترک کرده و در تهران اقامت گزيده است. دوره دو ساله مجلس ششم در 22 مرداد 1307 به پايان مي رسد
ادامه...