دردسر
تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش پيدا شد. آرام و بي سر و صدا و بي سلام و احوال پرسي با يک بغل کتاب از جلويم گذشت و پشت ميز گوشه کتاب خانه نشست. معمولاً
ادامه...
کُفرستان
... آره ننه، تو خيال مي کني حالا که بچه ت پشتِ لباش سبز شده و به قول تو: براي خودش مردي شده، ديگه همه چي تمومه و بوجود تو نيازي نداره! اما ننه به خدا قسم اشتباه مي کني. تازه اوّل خطّه! اصلاً اگه بچگي
ادامه...
تشبيه و انواع آن
بحث تشبيه و انواع آن نه تنها در رأس علم بديع، بلکه در مقولات «داستان» و عناصر ساختاري داستان نيز از اهميت بالايي برخوردار است. ذيلاً نگاه گذرايي به آن خواهيم داشت.
«تَشبيه» در فرهنگ لغات به معناي شبيه
ادامه...
هميشه چشم در راه تو هستيم
در مقاله هاي پيش، از قالب هاي مختلف شعر با هم صحبت کرديم. يادتان هست؟ از دوبيتي، رباعي، غزل، مثنوي، از نيمايي، چارپاره و سپيد و ... کلي شعر با هم خوانديم و از بودن کنار هم لذت برديم. امروز هم قرار است
ادامه...
زندگي آرماني در اشعار اقبال لاهوري
زندگي آرماني همان زندگي دلخواه انسان ها و دوري از هر نوع ظلم و ستم است. جامعه ي آرماني هم جامعه اي است که انسان آرزوي آن را دارد؛ مثل زندگي در عصر ظهور حضرت مهدي (ع) فکر زندگي آرماني و آينده ي روشن، از
ادامه...
احتمالات
هنوز دو دقيقه نشده بود به حياط رفته بود كه سر طاس راجر تلفورد از بالاي نرده ها ظاهر شد . تعجبي نداشت. كمتر اتفاقي در محل مي افتاد كه از ديد تلفورد و زنش ، آيلين دور بماند . بي انصافي است آنها را فقط همسايه
ادامه...
پس از جدايي
همسر من پس از جداييمون نمي دونست دوست داره چه كسي يا چه چيزي بشه . تازه موقعي فهميدم حق با من بوده كه شنيدم تُستر شده . تُستر! اين بود همه اون چيزي كه بدون من مي تونست به اش برسه . تازه ، تُستر خوبي هم
ادامه...
منو دوست داري ؟
در ابتدا بايد درك مناسبي از ماهيت سرشماري هاي ساليانه داشته باشيم كه تجلي ميلِ هميشگي ما به دانستن است ، دانستنِ اينكه دقيقا در كجا ايستاده ايم . اين سرشماري ها كه در ابتدا فقط شامل شمارش نفوس مي شد ،
ادامه...
پنج داستان
شبي از شب ها خانم شول تك و تنها توي خانه اش بود كه يكهو صداي پايي روي كفپوش شنيد. اول خودر را به آن راه زد و وانمود كرد متوجه چيزي نشده ، اما همين كه ديد صداي قدم ها ادامه دارد ، احساس خطر كرد، چون ممكن
ادامه...
امپراتور هوا
اجازه بدهيد خودم را به شما معرفي كنم. من شصت و نه سال دارم ، در همان خانه اي زندگي مي كنم كه در آن بزرگ شده ام و مدت هاي مديد در اين شهر دبير زيست شناسي و نجومِ دبيرستان بوده ام ، آن قدر كه نوه يكي از
ادامه...
گزيدة مكالمه هاي تلفني استراوينسكي
پيرمرد بزرگ ، ايگوراستراوينسكي ، آهنگساز ، رهبر اركستر ، منتقد و معلم موسيقي شبيه مجسمه اي غول پيكر بود كه يك پايش در اين قاره و پاي ديگرش در آن يكي قاره است . او در اروپا براي ساخت تصنيف هايي چون «مناسك
ادامه...
اميد مثقالي
آنچه را «اميد مثقالي» ـ جوان ترين ويولن نوازِ اركسترِ تالار هنرهاي نوين ـ برايم تعريف كرده است با زايشي تازه ي، در داستاني به نام خودش مي نويسم . اميد مثقالي را تصور كن ،در پسِ ميله هاي بازداشتگاه نشسته
ادامه...
ملك غضنفر و دي جي سقنقور
يكي بود يكي نبود . در سرزميني دور دست در دوره و زمانه اي كه هنوز آرزوها برآورده مي شدند ، پادشاهي حكومت مي كرد كه چهار پسر داشت : ملك جمشيد ، ملك فرهاد ، ملك فريدون و ملك غضنفر . حالا چرا اسم آخري گذاشت
ادامه...
تيله ها
از شش تا ده سالگي ي، لا ينقطع با برادرم دعوا مي كردم و هر چه زمان پيش تر مي رفت ، كتك هايي كه از او مي خوردم هم شديدتر مي شد . برادرم فقط هجده ماه بيشتر سن داشت اما به زور و جثه كاملا از من سر بود و از
ادامه...