عضویت العربیة
شنبه، 30 فروردين 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام صادق علیه السلام فرمودند: آن کس که نسبت به بزرگترها احترام نگذارد و به کوچکترها محبّت نکند، از ما نیست. کافى، ج 3، ص 253
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/فرهنگ و انديشه/شعر و ادب/معرفي ادبا و نويسندگان/زندگی نامه رهی معیری

تبلیغات
آخرین مقالات
اسماء و اعیان ثابته

اسماء-و-اعیان-ثابتهاسماء را به اعتبارات گوناگون تقسیم نموده اند ولی آنچه در صدر همه ی تقسیمات متعددی که در اسماء وجود دارد، ادامه ...

اهمیت همسایه

اهمیت-همسایههمیساه هر فرد به واقع از نزدیک ترین خویشاوندان نیز به او نزدیک تر است؛ چرا که همسایه همواره در کنار ما ادامه ...

گفتار مطلوب در اجتماع

گفتار-مطلوب-در-اجتماعاز ویژگی های مهم انسان ها تبادل اطلاعات و معلومات با یکدیگر و هنر سخن وری است. قرآن می فرماید: «خداوند ادامه ...

نظریه حکمای انسی در باب وجود

نظریه-حکمای-انسی-در-باب-وجوددر نظر حکمای انسی وجود خاص حق است و به همین جهت دارای افراد و مصادیق متعدد نیست و امری واحد و منحصر در ادامه ...

اقسام اصالت ماهیت

اقسام-اصالت-ماهیتقائلان به اصالت ماهیت، به سه گروه اساسی انقسام حاصل می نمایند: نخست، کسانی که ملاک تحقق همه ی امور را ادامه ...

مابه التحقیق موجود

مابه-التحقیق-موجوددر 2500 سال تاریخ متافیزیک، از حقیقت وجود پرسش نشده است و مذاهب متعدد فلسفی تنها به این پرسش پاسخ گفته ادامه ...

اصالت ماهیت

اصالت-ماهیتنیست انگاری، کنه و ماهیت متافیزیک است. از همین روی، تمامی مسالک و نحل فلسفی، اعم از قائلان به اصالت وجود ادامه ...

مراتب ذات

مراتب-ذاتپس از آنکه ابن سینا در "شفا" و به تبع او بهمنیار در "التحصیل" لحاظات سه گانه ی ذات (لابِشرط، بِشرط لا، ادامه ...

رفتار مطلوب در اجتماع

رفتار-مطلوب-در-اجتماعافرادی که از سلامت روحی برخوردارند، همواره با اخلاق نیک خویش و برخورد محبت آمیز با دیگران روبرو می گردند. ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 4927 بار

شنبه، 2 آذر 1387

زندگی نامه رهی معیری
زندگی نامه رهی معیری
زندگی نامه رهی معیری

نويسنده: آیدین مهتر
رهی معیری، متخلص به «رهی» فرزند محمدحسن خان موید خلوت در دهم اردبیهشت ما ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن خان چندگاهی قبل از تولد رهی رخت به سرای دیگر کشیده بود.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلی چند انجام وظیفه کرد و از سال ۱۳۲۲ ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر منصوب گردید.
رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه و دلبستگی فراوان داشت و در این هنر بهره ای به سزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:
کاش امشبم آن شمع طرب می آمد
وین روز مفارقت به شب می آمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جانِ ما به لب می آمد
در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شما می رفت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. اشعارش در بیشتر روزنامه ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او با نام های مستعار «شاه پریون»، «زاغچه»، «حقگو»، «گوشه گیر» در روزنامه «باباشمل» و مجله «تهران مصور» چاپ می شد.
رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. ترانه های: خزان عشق، نوای نی، به کنارم بنشینَ، آتشین لاه، کاروان و دیگر ترانه های او مشهور و زبانزد خاص و عام گردید و هنوز هم خاطره آن آهنگها و ترانه های شورانگیز و طرب افزا در یادها مانده است.
رهی در سال های آخر عمر در برنامه گل های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد.
رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵، عزیمیت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود.
رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در چهارم آبان سال ۱۳۴۷ پس از رنجی طولانی و جانکاه از بیماری سرطان بدرود زندگانی گفت و در مقبره طهیرالاسلام شمیران مدفون گردید.
رهی بدون تردید یکی از چند چهره ممتاز غزل سرای معاصر است. سخن او تحت تاثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعودسعد و نظامی است. اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است. این عشق و شیفتگی به سعدی، سخنش را از رنگ و بوی سیوه استاد برخوردار کرده است به گونه ای که همان سادگی و روانی و طراوت غزلها سعدی را از بیشتر غزل های او میتوان دریافت.
اگر بخواهیم با موازین کهن - که چندان اعتباری هم ندارد- سبک شعر رهی را تعیین کنیم، باید او را در مرزی میان شیوه اصفهانی و عراقی قرار دهیم، زیر بسیاری از خصوصیات هریک از این دو سبک را در شعر او میبینیم، بی آنکه بتوانیم او را به طور مسلم منتسب به یکی از این دو شیوه بشماریم.
گاه گاه، تخیلات دقیق و اندیشه های لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد ما می آورد و در هما لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن میگوید.
رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شیته و مضامین لطیف تقریبا عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر - آن هم غزل- از کارهای دشوار است.

یاد ایامی

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بی عشق زجانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش
نغمه ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم
منبع:s سایت کلوب

تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.