عضویت العربیة English
سه‌شنبه، 12 اسفند 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: پروردگارم همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز فرمان داده است. کافى، ج 2، ص 117.
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/دين پژوهی/معصوم شناسی/اصحاب و یاران/حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

تبلیغات
آخرین مقالات
آخرالزمان ديني در سينما

آخرالزمان-ديني-در-سينماتمام انواع آخرالزمان ها در ذيل آن چه در اديان آمده قرار مي گيرد؛ اما اين گروه علاوه بر آن، ويژگي ديگري ادامه ...

آخرالزمان تکنولوژيک در سينما

آخرالزمان-تکنولوژيک-در-سينماپيشرفت هاي تکنولوژيک که به انگيزه ي راحتي و راه گشايي فعاليت هاي روزمره و صنعتي انسان ايجاد شدند، با ادامه ...

سينما و نظريه تکامل

سينما-و-نظريه-تکاملپيدايي انسان نيز همچون پيدايي هستي، بحثي است که فرضيه هاي مختلفي براي آن بنا شده است. اين فرضيات و حدس ادامه ...

خرافات در سينما

خرافات-در-سينمامسئله ي « خرافه » در بستر جوامع انساني همواره با زمينه ي سياسي و اجتماعي هر کشور پيوند دارد؛ به همين ادامه ...

کابالا در سينما

کابالا-در-سينما« عرفان يهود » در زبان فارسي « آيين قباله »، « آيين قبالا » و « آيين کابالا » هم گفته مي شود. اين آيين ادامه ...

شيطان پرستي در سينما

شيطان-پرستي-در-سينما« شيطان پرستي » يک حرکت مکتبي، شبه مکتبي و يا فلسفي است که هواداران آن شيطان را يک طرح و الگوي اصلي و ادامه ...

تعامل حکمت عملي و حکمت نظري

تعامل-حکمت-عملي-و-حکمت-نظريدر اين صحبتي که بنده خدمتتان عرضه خواهم داشت، فلسفه را از لحاظ تعليم و تربيت جدا خواهم کرد. در واقع من ادامه ...

تربيت فلسفي، مبناي انديشه هاي سياسي، اجتماعي افلاطون

تربيت-فلسفي-مبناي-انديشه-هاي-سياسي-اجتماعي-افلاطوناهميت فلسفه ي افلاطون و عمق تأثير اين فلسفه بر تفکر پس از خود، به گواهي بسياري از انديشمندان غير قابل ادامه ...

حکمت متعاليه و تربيت

حکمت-متعاليه-و-تربيتدر طول تاريخ تفکر و حيات بشر، تعليم و تربيت يکي از اهداف و دغدغه هاي انسان بوده است، زيرا او مي خواسته ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 11853 بار

چهارشنبه، 4 دی 1387

حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.
پس از آن فردی به نام «ایوب بن شرح» تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند.
امام علیه السلام بر بالین حرّ نشست و خون از چهره او پاک کرد و این جملات را فرمود:« تو حر و آزادی، همان گونه که مادرت بر تو نام «حرَ» را نهاد، تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده هستی.»
یکی از اصحاب امام علیه السلام در رثای حرّ این گونه سرود:« نیکو آزاده‌ای بود حرّ که از قبیله بنی ریاح است. او هنگامی که نیزه ها بر او فرود می آمدند صبور و شکیبا بود. و نیکو حرّی بود؛ چرا که خود را فدای حسین کرد و صبح هنگام جان خود را نثار کرد.»
بعضی این اشعار را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.

بدن سالم حر پس از صدها سال

شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف بغداد، به کربلا آمد و در آنجا از برخی مردم شنید که از حر به دلیل اینکه به امام حسین علیه السلام اجازه‌ی خروج از کربلا را نداده و باعث وقوع حادثه عاشورا شده بد می‌گویند.
شاه اسماعیل فرمان داد قبر او را نبش کنند. آن‌گاه بدن سالم او را دید که شبیه مردی بود که خفته باشد. دستمالی که امام حسین علیه السلام بر سر وی بسته بود، هنوز بر سرش بود. همین که دستمال را باز کردند، خون تازه روان شد و هرچه کردند با دستمال دیگری خون را بند بیاورند ممکن نشد.
با مشاهده‌ی عظمت حر، شاه اسماعیل دستور داد گنبد و بارگاهی برایش بنا کنند.

منابع:

مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 10 »
حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 221.
قصه کربلا، ص 303.
نفس المهموم، ص 141.

منبع: دانشنامه رشد


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.