عضویت العربیة
پنجشنبه، 1 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/دين پژوهی/معصوم شناسی/اصحاب و یاران/حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

تبلیغات
آخرین مقالات
مفهوم بندي قوميت در خاورميانه

مفهوم-بندي-قوميت-در-خاورميانهتوجه فزاينده به موضوع قوميت در شاخه هاي گوناگون علوم اجتماعي از اواسط دهه ي 1970 ميلادي، اين مقوله را ادامه ...

فلسفه از منظر ابوالبرکات بغدادي ( م. 547هـ )

فلسفه-از-منظر-ابوالبرکات-بغدادي-(-م-547ه-)معرفت انسان، نخست به پديده مرکب تعلّق مي گيرد (مثلاً ما انسان را مي شناسيم)، سپس به شناخت مبادي و علل ادامه ...

جامعه و سياست در بلوچستان

جامعه-و-سياست-در-بلوچستانبلوچستان ايران نيز همانند كردستان فقط بخشي از سرزميني است كه بلوچ ها را در خود جاي داده است. بلوچ ها ادامه ...

تعريف فلسفه در غرب

تعريف-فلسفه-در-غرببراي روشن شدن وضع فلسفه در تاريخ تفکر غرب، نگاهي به سير فلسفه از ارسطو تا عصر جديد کافي است. ماجراي تفکر ادامه ...

فلسفه از نظر سهروردي

فلسفه-از-نظر-سهروردياو در تلويحات همان تعريف معروف را براساس موضوعيت « وجود مطلق » مطرح مي کند و در المشارع و المطارحات، ادامه ...

تعريف فلسفه از نظر ملاصدرا

تعريف-فلسفه-از-نظر-ملاصدراصدرا نيز در تعريف، موضوع و مسائل حکمت بحث کرده است. از آنجا که پس از وي، حکمت متعاليه او تاکنون، به عنوان ادامه ...

قبايل و دولت ها در ايران

قبايل-و-دولت-ها-در-ايرانمعاني اصطلاحاتي چون قوميت، گروه هاي قومي و قبيله يكسان نيست و در اين مورد اختلاف نظر وجود دارد. مشكل ادامه ...

جامعه و سياست در كردستان

جامعه-و-سياست-در-كردستانكردها بزرگ ترين گروه اقليت در خاورميانه هستند. كردستان ايران بخشي از منطقه ي كردنشين بزرگ تري است كه ادامه ...

نقد و ارزيابي فلسفه اسلامي

نقد-و-ارزيابي-فلسفه-اسلاميدر اين مطلب به نقد و ارزيابي « فلسفه اسلامي » مي پردازيم. آيا تفکري مي تواند، ديني باشد و در عين حال ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 10501 بار

چهارشنبه، 4 دی 1387

حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا
حر بن یزید ریاحی و شهادت در کربلا

حر بن یزید ریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.
او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.
پس از آن فردی به نام «ایوب بن شرح» تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند.
امام علیه السلام بر بالین حرّ نشست و خون از چهره او پاک کرد و این جملات را فرمود:« تو حر و آزادی، همان گونه که مادرت بر تو نام «حرَ» را نهاد، تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده هستی.»
یکی از اصحاب امام علیه السلام در رثای حرّ این گونه سرود:« نیکو آزاده‌ای بود حرّ که از قبیله بنی ریاح است. او هنگامی که نیزه ها بر او فرود می آمدند صبور و شکیبا بود. و نیکو حرّی بود؛ چرا که خود را فدای حسین کرد و صبح هنگام جان خود را نثار کرد.»
بعضی این اشعار را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.

بدن سالم حر پس از صدها سال

شاه اسماعیل صفوی پس از تصرف بغداد، به کربلا آمد و در آنجا از برخی مردم شنید که از حر به دلیل اینکه به امام حسین علیه السلام اجازه‌ی خروج از کربلا را نداده و باعث وقوع حادثه عاشورا شده بد می‌گویند.
شاه اسماعیل فرمان داد قبر او را نبش کنند. آن‌گاه بدن سالم او را دید که شبیه مردی بود که خفته باشد. دستمالی که امام حسین علیه السلام بر سر وی بسته بود، هنوز بر سرش بود. همین که دستمال را باز کردند، خون تازه روان شد و هرچه کردند با دستمال دیگری خون را بند بیاورند ممکن نشد.
با مشاهده‌ی عظمت حر، شاه اسماعیل دستور داد گنبد و بارگاهی برایش بنا کنند.

منابع:

مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 10 »
حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 221.
قصه کربلا، ص 303.
نفس المهموم، ص 141.

منبع: دانشنامه رشد


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.