ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه هجدهم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

 پلی به گذشته
123
بشارتهاى کتاب مقدس درمورد پیامبر اسلام (ص)
    RSS بازیگری و هنر نمایشی

    چهارشنبه 14 اسفند 1387

    بازديدها: 7657   |   تعداد آرا: 31
    بازیگری و هنر نمایشی
    بازیگری و هنر نمایشی
     
    نويسنده: محمد رضا حیدری …هنر چيست؟! نمي دانم… جوهر اصلي اين پديده ي اسرارآميز و وصف ناپذير انسان را حيران مي سازد. اما در عين حال مي دانيم كه از قديمي ترين زمانها تاكنون افراد بشر تجارب فردي و خصوصي خود را به صور مجسمي منعكس ساخته اند كه ما آنها را آثار هنري مي ناميم… و ضمنا‌‌ مي دانيم كه هنر در زند گي بشر، اصلي اساسي است.

    اگر از تمدن بشري و زندگاني ما آثار هنري را بگيرند زندگي چگونه مي شود؟

    آثار هنري همواره خواهند بود و جاودانه هم باقي خواهند ماند و براي سعادت بشري هم همواره موثر خواهند بود. اين آثار تجارب انساني هستند كه به خود شكل گرفته اند و ما از دريچه ي حواسمان به آنها مي نگريم و لذت مي بريم..ليكن راه هنري به اين سادگي هم نيست..ما نقاشي را مي بينيم، موسيقي را مي شنويم واثر يك حكاكي را بر سطح خاص به مد د حس لامسه درك مي كنيم اما اين تاثرات حسي ماست كه به عكس العمل هاي احساسي منجر مي شود و بعد ازيك كار عقلي است كه آن احساس و ذكاوت مارا به مرحله ي ادراك مي رساند. اين ادراك چگونه حاصل مي شود؟ فرمول قطعي و صريح نيست! مخلص كلام اينكه براي درك اين احساس قاعده ي روشني نيست.پيچيدگي هنر به گونه اي است كه از نقطه نظرهاي گوناگون مورد بحث است و هيچكدام از اين نظرها بر ديگري برتري ندارد.
    اما در مطالعه ي يك اثر هنري بايد اصول زير را مد نظر داشت:
    بايد دانست كه يك اثر هنري عبارت از شكل يا فرمي است كه هنرمند آفريده است.. اين اثر بر اساس قواعد زمان و مكان و تمدن خاص بنا شده است، داراي موضوع و محتوي است و معمولا هد في را هم د نبال مي كند. اگر بخواهيم واضح تر بگوييم اثر هنري فرمي دارد كه سرشار از هم آهنگي است كه اين ساختمان باعث مي شود از ساير مقولات تميز داده شود..اين اثر را چه كسي آفريده؟..هنرمند..و اوچه كرده ؟ يك ضرب المثل چيني مي گويد: براي يك نقاش نقش ببري را بكشد بايد حتما هنگام نقاشي خود را به قوت و قد رت يك ببر بداند!... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

    هنر چيست؟

    هنر تجسم يك تجربه ي انساني است.
    هنر تركيب پد يده هاي هستي است به گونه اي كه احساسي را در بيننده بوجود آورد.
    هنر كوششي است كه به آفرينش يك اثر زيبا منجر مي شود
    هنر جوششی درونی و بیرونی است که به خلق پدیده ای منجر می شود.
    ... اينها نمونه هائي از تعاريف مختلف هنر هستند.اما مسئله همچنان حل نشده باقيست!
    در يونان و روم باستان هنر را تركيب انسان، طبيعت و زيبائي مي دانستند و بد ين لحاظ هم اكثر آثار هنري آن دوران مجسمه هائي از آدمها در عين زيبائي و تناسب اندام بوده است.

    ديدگاه حضرت امام (ره):

    هنر دميدن روح تعهد در كالبد انسانهاست.
    واضح است كه اين تعريف يك تعريف ارزشي از هنر است و تمام ويژگيهاي تعاريق قبلي را هم در خود نهفته دارد.
    مگر مي شود هنرمند پديده ها را تركيب كند تا احساسي را در د يگران ايجاد كند اما خود از آن بي بهره باشد؟ مگر مي شود هنرمند اثري زيبا را خلق كند در حاليكه خود از زيبائي معنوي و لطافت روح بي بهره باشد؟و خلاصه اينكه مگر مي شود كسي نام هنرمند را يدك بكشد اما حرفي براي گفتن نداشته باشدو نخواهد كه براي ديگران و خود بوسیله هنر وحتي برای هنر كاري انجام ندهد؟!

    انواع هنر (تقسيم بندي كلي):

    1- هنر غنائي بزمي: محتواي اين هنر عاشقانه است. مجالس عيش و نوش وبزم و پايكوبي نمونه هاي بارزاين هنر است.
    2- هنر عرفاني: اين هنر سوز و گداز و راز و نياز در راه كمال را نشان ميدهد. هنري كه با مثال آثار حافظ در ذهن خود بدرستي ويژگيهايش را درك مي نمائيد.
    3- هنر حماسي: شرح حماسه ها، رزم ها، اساطير و قهرمانان باستاني نطير رستم و..
    4- هنر تعليمي: اين هنر به ترويج اخلاق و افكار و انديشه هاي متنوع اخلاقي مي پردازد. اين هنر در خدمت آموزش است.
    5- هنر سياسي:كليه ي آثار سياسي در زمينه هاي گوناگون كه به ترويج افكار متفاوت با روند معمول جامعه و يا در خدمت آن باشد در اين فالب هنري مي گنجند.

    انواع هنر (تقسيم بندي از نقطه نظر رسالت):

    1- هنر براي هنر:در اين نوع از هنرهدف از كار هنرمند بيشتر ارتقا سطح هنر است.هنرمند رسالت كاري خود را تلاش براي بر جا گذاشتن آثار هنري به يادگار دارد و هنرمند هنردوست از طبقه ي خواص جامعه كسي كه خود را از ديگران يعني عوام جدا مي داند نمونه ي مناسبي براي اين نوع از هنر است.
    2- هنر براي هنرمند:در اين نوع از هنر هنرمند در خدمت خود است و هنر را براي شهرت فردي تجربه مي نمايد.و ممكن است با قبلي تركيب هم بشود يعني هم براي هنر وهم براي خود تلاش نمايد.
    3- هنر براي جامعه: اين نوع هنر با اجتماع انساني كه غالبا از طيف عموم مردم است سروكار دارد.هنرمند رسالت كاري خود را بر اساس خدمت به افراد رده هاي مياني و پائين اجتماع قرار داده است و براي آنان تلاش دارد.

    نمايش:

    نمايش در زبان فارسي ترجمه ي تئاتر است و آن هنري است كه از چند هنر ديگر تركيب يافته است. در نمايش بازيگران خود را به جاي قهرمانان و اشخاص داستان مي گذارندو وقايعي را كه بر سر قهرمانان آمده است با حركات و اعمال و گفتار خود يك به يك در روي صحنه مجسم مي كنند. در نمايش از ادبيات، موسيقي، نقاشي و حتي حجاري و معماري و برخي هنرهاي ديگر استفاده مي شودبنابراين آن را كامل ترين هنرها مي نامند.
    نمايش در سراسر گيتي به اشكال مختلف متداول است و در بعضي از كشورها سابقه ي آن به زمانهاي بسيار دور تعلق دارد.در ايران نيز نمايش از زمانهاي قديم متداول بوده است، نمايش حاجي فيروزنوروزي بازي و...از قديم در عيد نوروز برگزار مي شده است. نمايشهاي سوگواري، نقالي، تئاتر روحوضي، تعزيه و شبيه خواني از ديگر اشكال نمايشي در گذشته بوده است.
    اصل و منشا’ نمايشي را كه اكنون در سرتاسر جهان رواج دارد به كشور يونان نسبت مي دهند(هرچند كه پيش از آن نيز نمونه هائي موجود بوده است) يونانيان قديم خدايان متعددي داشتندو آنها را پرستش مي كردندو در اوقات خاصي براي بزرگداشت يا پرستش آنها جشن هائي ترتيب مي دادند. در اين جشن ها نمايشهائي نيز برگزار مي شد.محل نمايش اغلب دامنه ي تپه اي بود كه ميان آن فرو رفتگي داشت. سينه ي تپه را پله پله مي كردندتا تماشاگران بر آنها بنشينندو در پايين، زمين مسطحي را به بازيگرا ن وگروه خوانندگان اختصاص مي دادند. جمعيتي كه براي نمايش در محل گرد مي آمدند گاهي از بيست هزار نفرهم تجاوز مي كرد.
    نمايش در قرن پنجم پيش از ميلاد به اوج عظمت و اعتلاي خود رسيدو نمايشنامه نويسان بزرگي در اين قرن ظهور كردند.
    آشيل، سوفوكل و اوريپيد بعنوان مبدعان نمايشنامه نويسي نوين گوهري را در تاريخ بشريت نهادينه كردند كه امروزه با وجود پيدايش سينما و فيلم و نفوذ بي سابقه ي آن در همه ي كشورهاي جهان، نمايش اهميت و اعتبار خود را از دست نداده است و امروزه از جهت پرورش قواي ذهني كودكان و نوجوانان ارزش جديدي از نظر تربيتي پيدا كرده است.

    تاريخچه:

    بايد اعتراف كرد بدليل نبود امكانات چاپ و نگهداري اسناد در دوران قديم مدرك معتبر و مستندي از آن دوران كهن در هيچ زمينه ي هنري باقي نمانده است (براي كسب اطلاعات بيشتر به كتب تاريخ عمومي هنر موجود كه بسيار زياد هم هستند مراجعه فرمائيد) اما برخي منابع معتبر تاريخي به ما مي گويدكه در سال 1879 ميلادي فردي اسپانيائي در غارهاي آلتامير واقع در آمريكاي جنوبي قديمي ترين آثار هنري جهان را در قالب نقاشي مربوط به 10 تا 15 هزار سال قبل يافته است.نقاشي گرانبهائي كه انسان اوليه به منظور سحر و جادو براي موفقيت در شكار خود يا ثبت و جاودانه كردن آن موفقيت با كمك خاك رس، دوده ي آتش و كمي پيه ي شكار بر ديواري ترسيم نموده است.
    وقتي انسان اوليه حيوانات را اهلي كرد انقلاب واپسين سنگي را بوجود آورد و به عصر ديرينه سنگي پايان داد. سنگها را در نهايت دقت و ظرافت استفاده و ابزاركاررا ساخت. كار روي فلزات، كوزه گري، بافندگي و ريسندگي و حتي كارهاي اوليه ي ساختماني را با خاك، گل و آجر تجربه كردو…
    مجسمه هاي يافته شده از آن دوران سرهائي متعلق به 6يا 7 هزار سال قبل از ميلادو اسكلت هاي واقعي انسان هستند كه با موادي پوشيده شده اند تا شكل انساني بگيرند.اين روش تاپايان دوره ي امپراتوري روم ادامه داشت.علت هم اين بود كه انسان مي خواست با اينكار در راه جاودانگي خود گام بردارد چون آنها معتقد به وجود روح بودندو محل آنرا هم در سر مي دانستند! لذا سعي در نگهداري سرهاي دوستان و دشمنان دركنارخود همواره مزيد علت براي ساخت مجسمه هاي آن دوران بوده است!!
    احترام و عبادت هم يكي از خصوصيات مذهبي مردم ابتدائي است كه با ساخت مجسمه بزرگان كم كم شكل بت به خود گرفت و عبادت شد.
    آنچه از تمدن هاي افريقائي بر جامانده است مجسمه هائي با سرهاي بزرگ و بدنهاي كوچك مي باشد چرا كه آنها سر را جايگاه روح مي دانسته اند. رقص هاي با ماسكي هم كه از اين تمدن باقي مانده است نمونه هاي مفيدي از نمايش تسخير روح بشمار ميروند! چيزي كه تاريخ غرب با كتمان آن نقش عمده اي براي تغيير منشا’ تئاتر انجام داده است! تصور نگارنده براين است كه حتي دردوران ديرينه سنگي وقتي انسان اوليه بعد از تشكيل خانواده وظايف را براساس جنسيت تقسيم كرد، مرد را به شكارو حفظ خانواده گماشت و زن را مسئول پخت و پز و نگهداري كودكان ساخت (از همين نقطه است كه تعريف كلمه ي مرد نشات گرفته "مرد يعني كسيكه مي ميرد!") هم واژه نمايش بوده است!! …شكارچي كه از شكار باز مي گشت با ساير اعضاي خانواده دور آتش مي نشست! تصور كنيد كه او از جنگ هايش مي گويد، از نبردهايش مي گويد حتي ممكن است خود برخيزد و نمايش كوتاهي از شكار را بتنهائي بازي نمايدو يا حتي از يك عصر حجري ديگرهم بخواهد كه نقش شكار را بازي كندو او با نيزه اي ازجنس سنگ وي را شكار كند. اين چيزي جز تعريف نمايش نيست.چيزي جز تاريخ فراموش شده ي نمايش نيست!چيزي كه تاريخ نويسان با تمام خوبيهايشان در حق بشريت به فراموشي سپرده اند واينك نمايش را به يونان نسبت مي دهند! ما در اين نمايش عناصر مورد لزوم و اصلي نمايش يعني داستان، فرم، تماشاچي، بازيگر، صحنه، كارگردان و...بخصوص ارتباط بین نمایش و تماشاچی را داريم!
    مثال بسیار واضح دیگری می آورم:
    زمانی که حضرت هابیل به دست قابیل کشته شد خداوند به دو کلاغ فرمان اجرای نمایشی را داد.فارغ از اهداف ذات اقدس الهی باید اذعان کرد در آن موقع اجزای مورد نیاز نمایش مثل بازیگر- تماشاچی- صحنه و متن نمایشی به همراه ارتباط بین آنها و رسیدن یه یک وحدت برای بیان مقصود رعایت و از این منظر خداوند برترین و شناخته شده ترین و اولین کارگردان مطلق عالم است.

    نمايشنامه:

    نمايشنامه متني است كه نمايش از روي آن خوانده، تمرين و اجرا مي شود و آن يكي از انواع متون ادبي است كه براي نمايش تنظيم مي شود. در آغاز نمايشنامه بعد از آوردن نام آن اشخاص نمايش يا شخصيت هاي نمايشنامه نام برده مي شوندوسپس شرح مختصري از محيط داستان، سن وسال و قد و چهره ي اشخاص داده شده و بعد گفتگوي اشخاص آورده مي شود. كارها و حركات بازيگران داخل كروشه() و اگر حجم زيادي داشته باشد با حروف ريزتر چاپ مي گردد. نمايش اغلب به چند قسمت تقسيم مي شود و هر قسمت با پايين آمدن يا كشيدن پرده اي خاتمه مي يابدو قسمت بعدي با بالا يا كناررفتن پرده شروع مي شود، از اين رو هر قسمت از نمايش را " پرده " گويند.
    چگونگي آرايش هر پرده هم در ابتداي هر پرده مي آيد.
    هر پرده هم ممكن است به قسمت هاي كوچكتري تقسيم شود كه با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد كه به هر قسمت يك " صحنه "گويند.

    انواع نمايشنامه:

    1- نمايشنامه كمدي: به نمايشنامه هائي اطلاق ميگردد كه موضوع داستان آن خنده آور، شاد و نشاط آور باشد
    2- نمايشنامه درام:اگر موضوع داستان نمايشنامه چنان باشد كه در آن اشخاص بازي تصاوير واقعي از زندگي را نشان دهند نمايشنامه درام خواهد بود.
    3- نمايشنامه ملودرام:ممكن است درام مايه اي از كمدي نيز داشته باشد كه در اينصورت به آن نمايشنامه ملودرام گويندكه گاهي اين مسئله بصورت پايان خوش نمايش نمود مي يابد.
    4- نمايشنامه تراژدي:اگر نمايشنامه وقايع فوق العاده مصيبت بار و غم انگيز نظير مرگ پدر، برادر،فرزند و …را نمايش دهد در زمره ي نمايشنامه هاي تراژيك يا تراژدي مي گنجد.
    5- نمايشنامه طنز:گاهي نمايشنامه هاي كمدي حاوي پيام نيز مي باشندكه ممكن است تلخ و گزنده يا حتي سياه نما هم باشند، اين نمايشنامه ها طنز هستند.
    6- نمايشنامه هجو:چنانچه نمايشنامه در بيان حالات كمدي يا طنز دردام مسخره كردن افراد يا موضوعات بيافتد نمايشنامه در زمره ي نمايشنامه هاي هجو شناخته مي شود.
    7- نمايشنامه لغو:نمايشنامه هاي طنز يا هجوي كه بصورت بي بند وبار مسائل خانوادگي و غیر اخلاقی را مطرح نمايند در اين دسته مي گنجند.

    اجزاء اصلي نمايش:

    هنر نمايش دو جز اصلي دارد.
    1- داستان(محتوي):داستان يا قصه يا محتوي همان حرفي است كه نويسنده قصد دارد آنرا القا نمايد.در حقيقت همان پيام نمايش است و بر دو نوع است:
    الف:محتواي اصلي يا اورژينال كه از تخيل خود نويسنده بر اساس واقعيت يا حتي غير آن نشات مي گيرد، نظير روح داستاني حاكم بر بينوايان ويكتور هوگوكه براي اولين بار و توسط او مطرح شد.
    ب:اقتباسي كه همان شكل برگرفته شده از يك كار هنري انجام شده است. براي فهم مطلب تصور كنيد هنرمندي از روي داستان ويكتور هوگو يك فيلم سينمائي بسازد.
    2- ساختار دراماتيك(فرم):ساختار دراماتيك اساسي ترين عنصر در هر اثر هنري است و به اين صورت تعريف مي شود: ارائه اثر به بهترين وجه بگونه اي كه بيشترين اثر را بر تماشاچي بگذارد.
    رمز آن هم چيزي جز كسب دانش مربوط به ساختار دراماتيك نيست!بخش عمده اي از آن در حيطه ي علم مي گنجد كه بايد در دانشكده هاي هنرهاي دراماتيك كسب كرد يعني زبان نمايش و راههاي استفاده از تكنيك هاي تئاتري اما بخش ديگر آن به شناخت، شعوروآگاهي خالق اثر بستگي دارد كه در قالب علمي نمي گنجد و بيشتر بعد هنري مد نظر است كه بايستي با مطالعه مداوم در ارتقا اين بينش كوشيدو قابل كسب در هر دانشكده اي نيست.

    مفاهيم و واژه هاي تئاتري:

    براي اينكه هنرجويان ارجمند بتوانند با مفاهيم مقدماتي تئاتر آشنا شوند در حد همان مقدماتي بعضي از واژه ها و مفاهيم اصلي مورد نياز را براي آنان با زبان ساده بازگو مي نمايم.
    1- سن:محلي است كه در آن نمايش از روي متن نمايشي تمرين و در نهايت اجرا مي شود و اغلب بصورت سكوئي بالاتر از سصح ديد تماشاچي و در برخي اوقات در ميان آنها ساخته ميگردد.
    2- پرده: هر نمايش به قسمتهائي تقسيم مي شود اگر هر قسمت با باز و بسته شدن پرده اعلام شود به هر قسمت يك پرده گويند.يك نمايشنامه مي تواند يك پرده يا بيشتر باشد.
    3- صحنه: قسمتي از نمايش را كه از پرده كوچكتر است و با روشن و خاموش شدن نور اعلام مي شود صحنه گويند.
    4- آوانسن: بخش جلويي هر صحنه را كه اغلب بصورت نيم دايره طراحي و ساخته مي شود را گويند.آوانسن مهم ترين قسمت يك صحنه است و هر چند در برخي مواقع با تمهيدات تئاتري مي توانيم بخش انتهائي صحنه را مهم نمايش دهيم مثلا با نورپردازي موضهي انتهاي صحنه كه اهميت آنرا نشان مي دهد اما حقيقتا مهم ترين بخش صحنه بدليل نزديكي با تماشاچي همان آوانسن است.
    5- نويسنده: كسي است كه بدلايل شخصي يا غير شخصي متني را براي اجرا يا ثبت در تاريخ مي نويسد.اين متن مي تواند در قالب داستان كوتاه، رمان يا داستان بلند و نمايشنامه كه از جمله متون اصلي ادبي هستند بگنجد.
    6- كارگردان: وي كسي است كه مسئوليت اساسي اجراي يك نمايش را از تدارك مراحل آغازين تا اتمام اجرارا برعهده دارد و مسئول مطالعه متن، انتخاب بازيگران،تقسيم نقش هاو…تامراحل ديگر نظير طراحي جزئيات حركات بازيگران و…مي باشد.
    7- بازيگر: كسي است كه مسئول اجراي حركات و … محوله توسط كارگردان به منظور ايفاي يك نقش هنري است.
    8- ميزانسن: به مجموعه حركاتي كه يك بازيگر به طراحي و دستور كارگردان در صحنه اجرا مي نمايد مي گويند.
    9- ديالوگ: كليه ي گفتگوهاي دو يا چند نفره بازيگران در نمايش كه معمولا با احساسات گوناگون همراه است ديالوگ مي گويند.ديالوگ بيشتر بصورت برون گرا ادا مي شود.
    10- مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائي كه يك بازيگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا ميگردد مونولوگ گويند.
    11- ميميك چهره: به حركات ريز چهره ي بازيگر اطلاق مي گردد.
    12- دكور: هر آنچه كه در يك نمايش بعنوان ابزار صحنه در معرض ديد تماشاچي قرار مي گيرد دكور است و براي آن دو مسئوليت مهم طراحي دكور و ساخت و اجراي آن متصور است كه دو وظيفه و سمت طراح دكور و سازنده دكور عناوين آن مي باشند.فردي كه كار دكور انجام ميدهد دكوراتور نام دارد.
    13- گريم: به عمل چهره پردازي بازيگران در نمايش گويندو دو مسئول طراحي گريم و اجراي آن براي گريم و چهره پردازي مقرر شده است كه در اكثر مواقع در نمايش هاي آماتوري بصورت تخصصي طراحي و اجرا نمي شود.اين عمل با استفاده از وسايلي ميسر است كه كار با هريك تخصص ويژه اي را مي طلبد و نقش آن در نمايش بسيار بنيادي است.در نمایش های سطحی وآماتور از وسایلی شبیه ابزار های آرایش زنان مثل کرم سفیدکننده – مدادسیاه و قهوه ای- ماتیک های قرمز و قهوه ای و... استفاده می شود که تقریبا شکل بازیگران در چهره ی فرد نقاشی می شود!برای پاک کردن گریم قبل از شستن ضروری است با شیر پاک کن و پنبه گریم از چهره زدوده شود و سپس با آب و صابون شسته گردد.
    14- افكت: به كليه ي محيطي كه ممكن بصورت زنده يا توسط دستگاه پخش صوت در نمايش اجرا گردد افكت گويندو صداهائي مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زير پاي بازيگر، شليك گلوله، ترمز ماشين، زوزه ي حيوانات وحشي يا باد و… كه در برخي نمايش ها لازم هستند مي گويند.
    15- نور: بدليل اهميت اين مبحث آنرا به عنوان يك بحث نيمه تخصصي مطرح مي نمايم.
    از آنجائيكه نمايش در بيشتر اوقات در محلي سرپوشيده تمرين و اجرا مي شود بحث نور يكي ار كليدي ترين مباحث است كه هر فرد تئاتري بايستي تا حدي با آن آشنا باشد.

    انواع نور:

    الف: نور عمومي: اين نور همان نوري است كه از روبرو به صحنه نمايش مي تابد ويك نور اصلي است. خاصيت تخت كنندگي و فاقد بعد بودن به همراه وجود سايه هاي مزاحم در پشت سر بازيگران از محدوديت هاي اين نور است ولي بقدري اين نوع از نور اهميت دارد كه تحت هيچ شرايطي در نمايش هاي ساده قابل اغماض نيست.حداكثر زاويه ي تابش اين نور نسبت به خط افق بين 25 تا 45 درجه است كه بهترين زاويه همان 25 درجه مي باشد.
    ب: نور جانبي: اين نور نوري است كه از طرفين به صحنه مي تابدو سايه هاي مزاحم نور تخت را تا حدي تخفيف داده و كم مي كند اما از بين نمي برد. اين نور كه از چپ و راست صحنه مي تابد با همان بهترين زاويه يعني 25 درجه تا حداكثر 45 درجه قابل تابش است و به سوژه هاي موجود در صحنه حالتي سه بعدي مي بخشد.
    ج: نور پشت: اين نور از بالا و پشت بازيگران بطرف تماشاچيان تابيده مي شود به گونه اي كه از ديد تماشاچيان مخفي باشد.اين نور سايه هاي مزاحم نور عمومي روبرو و نورهاي جانبي را در صورت تنظيم دقيق بصورت كامل حذف مي كندو به نور بكرانديا بك گراند معروف است.
    د: نور موضعي: يك نور مهم و اساسي در نمايش است كه بخش كوچكي از صحنه يا موضوع را روشن مي كند و براي تاكيد بخشيدن به يك شوژه ي انساني يا غير انساني كاربرد دارد. با اين نوع از نور مي توان حتي در انتهاي صحنه كه كم خاصيت ترين بخش صحنه است از آوانسن كه مهم ترين بخش صحنه است نقطه اي مهم تر ساخت!و نظر تماشاچيان را براي مدتهاي مديد معطوف آن نمود.
    و: نورهاي رنگي: نوع ديگري از نور مي باشد كه با وسيله هاي رنگي با نام فيلتر رنگي قابل طراحي و اجرا بر روي موضوعات بوده و حالات مختلفي را براي تماشاچي تداعي مي نمايد.شناخت نورها و رنگهاي اصلي و كاربرد روانشناسانه آنها عمده ترين خاصيت است كه طراح نور بايستي از آن مطلع باشد تا بهترين نوع نورپردازي را ارائه نمايد.
    تذکر: لازم است در طراحی نور برای نمایش به گونه ای عمل شود که نور به صورتی بر موضوع تابیده شود که از ایجاد سایه در جلو بازیگر که تمرکز حواس تماشاچی را برهم می زند اجتناب شود.در ضمن از نورهای بسیار شدید استفاده نشود و نورها حالتی تقریبا ملایم داشته باشند.

    تمرينات بازيگري:

    بدليل اينكه بازيگر كليدي ترين عنصر در هر نمايش است بخش عمده اي از جزوه بايستي به اين مقوله اختصاص يابد.به همين دليل انواع تمرينات بازيگري را در ذيل ارائه مي نمايم. لازم به تذكر است كه يك بازيگر بايستي همواره و بصورت روزانه اين تمرينات را انجام بدهد تا آمادگي وي همواره حفظ گردد.ويژگيهاي برجسته بدني بعلاوه ي بيان مناسب و تمركز قوي در زمينه ي كنترل تنفس و صوت و در نهايت آمادگيهاي روحي و رواني جهت شناخت شخصيت هاي متفاوت جامعه و به اجرا در آوردن آنها مهم ترين خصوصيات يك بازيگر توانمند است كه توسط تمرينات ذيل تا حدي با اصول اوليه ي آنها آشنا مي شويم با ذكر اين نكته كه صرف دانستن اين اصول و تمرينات هيچ كس را بازيگر نمي كندمطالب را ادامه مي دهيم.
    الف) تمرينات بدني
    1- تمرينات فارتلك: يك بازيگر به منظور كسب و حفظ آمادگي بدني اش بايستي هر روز مسافتي را بدود.
    روزهاي آغازين تمرين بعد از مشورت با پزشك خانوادگي براي كساني كه مدتهاي مديدي است ورزش نكرده اند دويدن با مسافت هاي كوتاه و سه جلسه در هفته آغاز شده و به مرور و بدون عجله بر مقدار مسافت طولي افزوده مي شود.مثلا اگر در روز اول تمرين 800 متر دويده شد در روز دوم تمرين و سوم آغاز دويدن بهتر است بسته به نظر شخصي 50 تا 100 متر به مسافت اضافه شود يا با استفاده از يك كرنومتر ورزشي و رعايت اصل فشار مسافت ثابت مثلا 800 متر را در زمان كمتر از روز تمرين قبلي طي نمائيد. به عنوان مثال روز اول تمرين در 10 دقيقه و روز بعدي در 9 دقيقه و 45 ثانيه و همينطور ادامه يابد تا به آستانه ي فشار فرد كه همان ركورد دويدن اوست نزديك شود. آنچه كه در تمرينات فارتلك اهميت دارد دويدن هاي پيوسته و آرام و تركيب آن با دويدن هاي سريع و كوتاه در يك روز تمرين است كه بازيگران بعد از يك دوره ي تمريني دو تا سه ماهه قادر خواهند بود انجام دهند.بهتر است اين دويدن ها در قسمت هاي خوش آب و هوا ي شهر انجام گيردمثلا در ميان درختان يك پارك جنگلي يا…
    2-تمرينات نرمشي: تمرينات كششي يا ايزو متريك اساسي ترين نوع تمرينات بازيگري محسوب مي شوند. در اين نوع از تمرينات بازيگران بدون انجام حركات سريع يا ضربه اي با انجام حركات نرمشي آرام كششي بصورت ايستاده و نشسته مي پردازند.اصل حاكم بر تمرينات ايستاده همان رعايت كشش عضله تا آستانه درد و در تمرينات زميني روح حاكم بر تمرينات يوگاست.
    ب) تمرينات آوائي: هر بازيگر بايستي براي بازيگر شدن ويژگي بيان خود را بهبود بخشد.بعنوان يك تمرين مناسب جهت افزايش قدرت بيان بازيگران لازم است روزانه با در نظر گرفتن حروف الفبا و حركات "آ-ا-ا-او-اي"به پرورش بيان خود بپردازند به اينصورت كه حروف الف تا ي فارسي را با حركات پنچ گانه با صداي بلند و مداوم تا آخرين ظرفيت شش خويش ادا نمايدو همواره با پايين و بالا بردن شدت صوت به غناي بيان خويش بيفزايد تا بتواند در هنگام اجراي نمايش بيان خود را با ريتم هاي مختلف و شدت و ضعف هاي گوناگون با اوج و فرود متنوع ادا نمايد.
    ج) تمرينات تنفسي: در اين نوع از تمرينات بازيگران بايستي با كنترل تنفس خود تمام ظرفيت شش خويش را طي زمان مشخص تخليه كرده و با زمان معين هم مجددا نفس گيري نمايند. بهتر است امر تخليه شش ها در ابتدا معادل 5 ثانيه و زمان نفس گيري هم حدود15 ثانيه تنظيم شود و به مرور زمان و طي جلسات مداوم با رعايت دقت زمان تخليه و پر كردن شش ها افزايش يابد. اين تمرين بايستي در موقعيت نشسته ي يوگا و در كمال آرامش اجرا گردد. ((موقعيت نشسته ورزش يوگا نظير همان حالت چهار زانو نشسته ي خودمان است.))
    د) تمرينات ميميك چهره: اين تمرينات شامل حركات تمريني چشم، لب، بيني، چانه و دهان، گوش،پيشاني و ساير اجزاي چهره مي باشد.

    1- تمرينات چشم:

    اين تمرينات شامل حركت دادن اجزاي چشم نظير پلك ها، ابروهاو گوشه هاي آن مي باشد. باز و بسته كردن كامل و بكارگيري تمام عضلات چشمي يكي از انواع تمرينات است.حركات سريع ابروها به همراه در هم كشيدن هر دو يا يك ابرو و رها كردن آن يك نمرين مهم ابرو ست.بالا و پايين دادن ابروها هم همينطور و ….

    2- تمرينات لب و دهان:

    حركت غنچه كردن لب ها و چرخش حلقه اي در مسير و خلاف حركت عقربه هاي ساعت، حركت دهان ماهي، باز كردن كامل دهان و لب ها و به چپ و راست كشيدن كامل لب ها ازحركات ديگر تمريني هستند.

    3- حركات بيني:

    حركات ظريف بيني نظير چپ و راست كردن آن و متسع كردن و منقبض كردن پرده ي بيني و… برخي از اين نوع تمرين است.

    4- حركات گوش و پيشاني:

    اين حركات هم مشخص است كه چه دامنه اي را شامل مي شود و بيشتر به حركات ظريف گوش كه بسيار سخت و مراحل تمرين آن عذاب آور است و حركات كششي و جمع كردني پيشاني معطوف هستند.
    منبع: باشگاه اندیشه



    مطالب مرتبط با : بازیگری و هنر نمایشی 

    نظر شما

    • با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
    • نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
    • نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

      نام و نام خانوادگی
      پست الکترونیکی
      نظرات شما
    نظرات کاربران
    0
    اسحاق فتاحی (پنج شنبه 1 دی 1390)

    با عرض سلام وخدا قوت من علاقه زیادی به هنر سینما وتئاتر دارم برای شروع باید از کجاشروع کنم باتشکر

    باسلام
    کاربر گرامي به بخش مشاوره راسخون به آدرس :
    http://www.rasekhoon.net/conference/addquestion.aspx
    مراجعه نماييد.
    باتشکر

    0
    محمود گنجی (جمعه 6 آبان 1390)

    خسته نباشید
    من تئاتر کار میکنم تازه کار هستم واز قضا با سایت شما آشنا شدم واز مطالب واطلاعات شما بهره بردم ونمایشنامه های برخی از دوستان را برای مطالعه و شاید اجرا ذخیره کردم.
    با تشکر

    -1
    ممدی (پنج شنبه 5 آبان 1390)

    به یه همچین مقاله ای نیاز داشتم
    دستتون طلا

    0
    سحر (شنبه 30 مهر 1390)

    از اونجایی که شهرستانی هستم می خواستم ازتون بخوام که ساعات و روزهای اجرای تئاتر در تهران را به من خبر بدهید تا بتوانم برای دیدن تئاتر بیایم. و سوالی داشتم چطور می تونم فیلم تئاترهای اجرا شده رو تهیه کنم؟

    -1
    سحر (شنبه 30 مهر 1390)

    سلام ممنون از مطالب خوبتون. من بازیگر تئاترم ازتون کمک می خوام برای اینکه بهترین بازیگر باشم باید چه کارهایی انجام بدم؟ لطفا راهنمایی ام کنید.

    باسلام
    کاربر گرامي به بخش مشاوره راسخون به آدرس :
    http://www.rasekhoon.net/conference/addquestion.aspx
    مراجعه نماييد.
    باتشکر

    0
    حامد فروتن (پنج شنبه 31 شهریور 1390)

    من محصل پوهنتون کابل هستم
    رشته من اکتوری است
    چون بسیار علاقه خاص به این مسلک داشتم بنا در رشته خود موفق هستم
    من معلومات میخواستم از این سایت معلومات خودرا بدست آوردم تشکرمیکنم
    از شمایان که معلومات مزید را در دسترس مردم قرار داده اید من ازین سایت رازی هستم تشکر
    خدا نگهدار....................

    0
    على رحيمى (پنج شنبه 31 شهریور 1390)

    دارم ديوونه مى شم آنقدر به بازيگرى فكر مى كنم جايي نيست كه برم ثبت نام كنم .عااااااااااااشق بازيگرى

    1
    الناز (جمعه 8 بهمن 1389)

    بدنبودمی تونست بهترهم باشه

    -2
    مانی (سه شنبه 9 آذر 1389)

    ممنون. چیز های زیادی یاد گرفتم. خدا خیرتان بدهد.

    1
    منا فلاحی (دوشنبه 8 آذر 1389)

    یک نمایش نامه می خواهم مربوط به پز شکی و به طور طننز آمیز باشد

    0
    فاطمه شرفی فر (پنج شنبه 27 آبان 1389)

    عالیه چون من عاااااااشق بازیگریم

    1
    الهام اقبالي (سه شنبه 18 آبان 1389)

    عالي بود

    1
    موسی زلیوا (چهارشنبه 12 آبان 1389)

    اگر در زمینه نمایشنامه های مشهور نقدهایی صورت بگیرد با توجه به کاربرد واژهای فارسی عای تر میشود

    1
    فرهنگ (چهارشنبه 21 مهر 1389)

    خوب بود

    1
    چنگیزیان (چهارشنبه 7 مهر 1389)

    سپاسگذارم

    1
    مدیر بخش (پنج شنبه 4 شهریور 1389)

    با سلام خدمت شما
    کاربر گرامی سوال خود را در بخش مشاوره مطرح نمایید.

    ممنون

    1
    مهدي (پنج شنبه 4 شهریور 1389)

    سلام.مهدي هستم 17 ساله از شهرستان من به بازيگري علاقه بسيار زيادي دارم اما تو شهرستان يه جايي نيست كه برم تست بدم يا برم كلاس آموزش ببينم.اگه بشه منو راهنمايي كنين.ممنون

    0
    سعیده محمدزاده (سه شنبه 12 مرداد 1389)

    سلام . خیلی ممنون عالی بود . بسیار استفاده کردم .
    با تشکر

    1
    حمید رضا (شنبه 26 تیر 1389)

    عالی بود فقط کمی توضیحاتش مفصلتر بشه عالیترم میشه

    1
    محدثه (دوشنبه 21 تیر 1389)

    عالی بود کمک کرد

    2
    سعید از تهران (یک شنبه 20 تیر 1389)

    آقا خوب بود من خودم عاشق حرفه ی بازیگری هستم فقط اگه میشه آموزشگاه خوب معرفی کنید و بگید کجا تست میگیرن

    1
    محبوبه (دوشنبه 7 تیر 1389)

    خوب بود.من هم خیلی به بازیگری علاقه دارم.

    -1
    gholamreza (یک شنبه 8 فروردین 1389)

    دستتون درد نكته عالي بود

    -1
    faryad (جمعه 9 بهمن 1388)

    kheili azat khosham miad
    vagghean bayad be to goft movafagh

    0
    پيام رضايي (چهارشنبه 16 دی 1388)

    ممنون خوب بود

    0
    میثم میرزایی (شنبه 28 آذر 1388)

    با تشکر از شما خوب بود.

    0
    سید محمود موسوی (دوشنبه 13 مهر 1388)

    به نظرم مطالب عااااااالیه. فقط در مورد بیان وبدن بیشتر مطلب بزارید.ممنون

    2
    صالح مشكي (چهارشنبه 31 تیر 1388)

    عالي بود

    -1
    مهدي صلاحي (پنج شنبه 17 اردیبهشت 1388)

    مرسي خيلي عالي بود به اولين پايگاه اختصاصي تئاتر وسينما در مازندران سر بزنيد

    -2
    اميرحسين توحيدي (جمعه 7 فروردین 1388)

    ممنون عالی بود

    1
    وحيد فرح بخش (پنج شنبه 15 اسفند 1387)

    خوب بود

    -1
    احسان کرمي زاده (جمعه 16 اسفند 1387)

    ممنون

    -1
    18 (چهارشنبه 19 خرداد 1389)

    سلام خسته نباشید رشته ی من هنر وخیلی خیلی به بازیگری علاقه دارم درتئاتر کار می کنم ولی شهرستانی ها نمی توانند بازیگر معروفی شوند مگر اینکه به تهران بیایند و کارشون رو درانجا شروع کنند

    -1
    سوگند زوار (پنج شنبه 9 اردیبهشت 1389)

    خوب بود بد نبود

    -2
    سحر فراهاني (پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389)

    خوبه بازم از اين جور چيزا بگذارين ممنون ميشم كه تست هم بگيريد.

    0
    بهار علیدخت (یک شنبه 29 فروردین 1389)

    سلام ممنون از مقاله خوبتون ولی خیلی بهتر می شد که اخر مقالتون جایی رو واسه گرفتن تست بازیگری از بچه ها معرفی می کردین اونوقت بود که عاشقتون می شدم و خیلی خوشحالم می کردین یا حتی جایی واسه تست دوبله عروسکی اینم خیلی دوست دارم .

    0
    سعيد عزيزخاني اصفهاني (دوشنبه 16 فروردین 1389)

    خيلي عالي

    1
    gholamreza (یک شنبه 8 فروردین 1389)

    دستتون درد نكته عالي بود

    تبلیغات سایت
    کارت پستال های دهه فجر
    کلیپ های طنز و سرگرمی
    ارسال به دوستان

    پست الکترونیکی:

    تازه ترین اخبار
    اهدای جایزه بیرق طلائی

    دبیر جشنواره فیلم فجر در آیین اختتامیه بخش بین الملل جشنواره گفت: همه کسانی ادامه ...

    آغاز تحریکات سایت های ضد انقلاب علیه یک فیلم جشنواره

    تعدادی از سایت‌های ضد انقلاب در فضای مجازی مردم را به تجمع اعتراض آمیز ادامه ...

    سیاسی​ترین فیلم جشنواره اکران شد

    با گذشت چهار روز از جشنواره یکی از سیاسی ترین فیلمهای جشنواره سی​ام فیلم ادامه ...

    حاضرم جانم را بدهم تا وحدت سینمای ایران حفظ شود

    جهانگیر الماسی با بیان این که سینماگران در روزهای جشنواره باید با یکدیگر ادامه ...

    ساخت فیلم سینمایی «ناصر عبداللهی» از آرزوهای دیرینه من است

    رضا صادقی گفت: ساخت فیلم سینمایی درباره «ناصر عبداللهی» از آرزوهای دیرینه ادامه ...

    «بوسیدن روی ماه» بهترین فیلم مردمی جشنواره شد

    آمار روز دوم انتخاب‌های مردمی جشنواره سی‌ام در سینماها اعلام شد و بر این ادامه ...

    امين حيايي خواننده زيرزميني شد

    امين حيايي در فيلم "خودزني" خواننده زيرزميني شد. ادامه ...

    وزیر ارشاد برای ریاست سازمان سینمایی حکمی به من ابلاغ نکرده است

    معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: هنوز هیچ حکمی از سوی ادامه ...

    حضور مسئله ساز پرويز پرستويي در جشنواره+تصاوير

    فیلم «خرس» ساخته خسرو معصومی به دلیل کاراکتری که پرویز پرستویی نقش او را ادامه ...

    سال نو سینمای ایران تحویل شد

    آیین افتتاحیه سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر پس از استقبال از هنرمندان ادامه ...

    برنامه روز اول نمایش فیلم‌‌های جشنواره در برج میلاد اعلام شد

    در آستانه آغاز سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، برنامه روز اول نمایش ادامه ...

    از سیر تا پیاز به بن‌بست رسیدن سریال مدیری

    «گروه تولید قهوه تلخ،‌ پخش شده‌اند. جمع کردن دوباره‌ گروه‌، کارخیلی سختی ادامه ...

    مقاله ویژه

    عجيب ترن کشف هاي باستاني تاريخ
     فلسفه چیست؟ فیلسوف کیست؟