| اميرمؤمنان عليهالسلام از منظر نهجالبلاغه |
از آدم تا خاتم ، از شیث تا علی |
|
سيماى آفتابگون حضرت على عليهالسلام چنان پر تشعشع است كه هر چشمى را ياراى نگريستن در آن نيست، و ستيغ شخصيت و هويّت الهى او چنان فرازمند است كه پاى هر راهپيماى سختكوش و بلند همّتى به دامن آن نخواهد رسيد، و مرغ بلندپرواز انديشهها به كرانه آن نزديك نتواند شد.
|
بر طبق تواریخ اسلامی و کتب دینی گذشتگان تمامی پیامبران الهی از آدم تا به خاتم دارای وصی بوده اند. نام وصی آدم، "هبة الله" بود که به زبان عبرانی، "شیث" است. وصی ابراهیم "اسماعیل"، وصی یعقوب "یوسف"، و وصی موسی "یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف" می باشد
|
| سفارش امام علي (علیه السّلام) به فرزند |
علي علیه السّلام از نگاه شهيد مطهري |
|
نهج البلاغه به جهات متنوعي حائز اهميت و جالب توجه است؛ از جمله در موضوعات تربيتي و اجتماعي. از اين ميان، نوشته وصيت گونه اميرمومنان به فرزند برومندش امام حسن مجتبي عليهما السلام است
|
فيلسوف شهير و حكيم فرزانه، علامه شهيد مطهري(ره) كتابي دارد به نام “جاذبه و دافعه علي(ع) “ اين كتاب مشتمل است بر يك مقدمه و دو بخش، در مقدمه، كلياتي درباره جذب و دفع به طور عموم و جاذبه و دافعه انسانهابه طور خصوص بحث شده است. ...
|
| زيباشناسي كلام امام علي علیه السّلام |
پاسخ علی (ع) به یک پرسش اساسی |
|
درباره ي چيستي زيبايي سخن ها بسيار رانده شده است. برخي زيبايي را تناسب و هم آهنگي اجزا با كل و هم آهنگي اجزا با يك ديگر و عده اي آن را به سودمندي يا توانايي يا لذت و يا عشق تعريف كرده اند..
|
اين، يكي از مهمترين سؤالهايي است كه در فلسفه سياسي مطرح است. پس براي مردم عادي مطرح نيست؟ چرا. اين پرسش براي همگان مهم است و مردم كوچه و بازار نيز با زبان خاص خود در صدد يافتن جواب آن هستند.
|
| علي (ع) از زبان پيامبر (ص) در منابع اهل سنّت |
جلوه هايي از سيره عملي امام علي علیه السلام |
|
در مدح تو اي مظهر اضداد چه گوييم بالاست مقام تو و گفتار قصير است با اين كه تويي پادشه عالم هستي كرباس تو را جامه و فرش تو حصير است راستي درباره عظمت و فضائل و مقامات اميرمؤمنان علي(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل مينمايد
|
حضرت اميرالمؤمنين(ع) از آن نظر يك الگوي كامل است كه معصوم است. دست پرورده وحي و رسالت است و در تمام صفات ارزنده الهي گوي سبقت را از همگان ربوده، جامع اضداد است
|
| چرا مردم علي عليه السلام را رها كردند؟ |
اصول حاكم بر زندگي علي علیه السّلام |
|
سؤال: با توجه به اينكه مردم ميدانستند پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله امام علي عليه السلام را براي جانشيني خود انتخاب كرده، چرا حضرت علي عليه السلام را رها كردند و يار و ياور ديگر خلفاء شدند؟
|
اصول حاكم بر زندگي انساني كه نه تنها الگوي ما، بلكه الگوي بزرگترين اولياي الهي، امامان معصوم و امام زمان ما است. اصولي قابل توجه و با اهميت است چرا كه اصولي از يك زندگي ايده آل و الگو است
|
| خردورزي زن در انديشه امام علي علیه السّلام |
انسان و اصول انساني در كلام علي (علیه السّلام) |
|
در ادبيات متون اسلامي، زنان در موارد بسياري به نقص عقل موصوف شدهاند؛ در اين ميان، گفتار امام علي عليهالسلام در نهجالبلاغه از برجستگي ويژهاي برخوردار است.
|
از نظر حضرت علي (ع) همة انسانها در همة جوامع و اعصار ،بدون هيچ گونه تبعيض از شايستهترين حقوق برخوردارند (1) محتواي فرمان حضرت به مالك اشتر به گونهاي روشن بر اين معنا دلالت دارد.
|
| فقر و فقرزدایی از دیدگاه امام علی علیه السلام |
اهداف فرهنگي حكومت امام علي عليه السلام |
|
در مكتب امام على عليه السلام، همه افراد بشر حق دارند از يك زندگى انسانى بهرهمند باشند. اين كه ديده مىشود گروهى در ناز و نعمتند، و گروهى ديگر با فقر دست بگريبان، يا بخاطر اينست كه ثروتمندان به وظيفه خود عمل نمىكنند،
|
يكي از اسرارآميزترين مسائل تاريخ اسلام كه پيوسته توجه بسياري از دانشمندان مسلمان و غيرمسلمان را به خود مشغول داشته است رمز موفقيت پيامبر اسلام (ص ) در تحول جامعه جاهلي به جامعه اسلامي در كوتاه ترين مدت است .
|
| اقرار به ولادت علی(ع) در خانه کعبه |
شرحی بر شعر (ها علی بشر کیف) (ملا مهر علی خوئی)(1) |
|
زندگانی امام اول شیعیان حضرت علی (ع) و شرح فضائل و کرامات آن امام، قالب ها را در هم شکسته ، دوست و دشمن ، خودی و غیر خودی را وادار به عجز و اعتراف به سجایا و مناقب بی شمار آن وجود نازنین نموده است.
|
مقدمه: ارزش سرودن شعر در وصف اهل بیت (ع) و بیان جایگاه ایشان:در مقام ارزش گذاری به نظر می رسد در بین نعمت های الهی و مخلوفات باری تعالی هیچ یک قرین و همطراز احسن مخلوقات یعنی انسان نیست،
|
| نقش خواص در تضعيف حكومت على(علیه السلام) (1) |
بانک مقالات امام علی علیه السلام |
|
يكى از مهم ترين ثمره هاى تاريخ ، عبرت گرفتن از سرگذشت پيشينيان مى باشد. قرآن كريم پس از نقل حوادث تلخ و شيرين زندگى حضرت يوسف(عليه السلام) مى فرمايد:
|