عضویت العربیة
چهارشنبه، 26 شهريور 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام علی علیه السلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد. غرر الحکم، ج 2، ص 484
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/خانه و خانواده/خواندنی ها/سایر مقالات خواندنی/ماوراء (6)ارتباط با عالم غیب

تبلیغات
آخرین مقالات
نقش امويان در تحريف مفاهيم و اسامي

نقش-امويان-در-تحريف-مفاهيم-و-اساميامويان، در عقيده به اسلام، صادق نبودند، مي خواستند محمد و خاندان آن حضرت را آماج سرزنش ها و نارواگويي ادامه ...

عرضه ي نيروي کار

عرضه-ي-نيروي-کارمردم درگير مبادله ي (بده-بستان) هستند. احتمالاً هيچ مبادله اي در زندگي هر شخص به اندازه ي مبادله ي ميان ادامه ...

موضع اهل بيت (ع) در برابر تحريفات بني اميه

موضع-اهل-بيت-(ع)-در-برابر-تحريفات-بني-اميهقريش و امويان در تعامل با مقدسات آشکارا و با کنايه به پيامبر و رسالت لطمه مي زدند. نام مدينه منوره را ادامه ...

تعادل در بازار نيروي کار

تعادل-در-بازار-نيروي-کاردو واقعيتي که چگونگي تعيين دستمزدها در بازارهاي رقابتي نيروي کار را توضيح مي دهند عبارتند از: • دستمزد ادامه ...

چرا سوپراستارها اين همه پول مي گيرند؟

چرا-سوپراستارها-اين-همه-پول-مي-گيرندامروزه در امريکا درآمد يک پزشک معمولي حدود 200,000 دلار، درآمد يک پليس 50,000 دلار و درآمد يک کارگر مزرعه ادامه ...

نام گذاري به اسمِ علي (عليه السّلام) در عهد معاويه

نام-گذاري-به-اسمِ-علي-(عليه-السّلام)-در-عهد-معاويهتسميه به نام علي (عليه السّلام) در زمان معاويه- جز براي طالبيان- ممنوع بود. بعضي از شيعيان، علي رغم همه ادامه ...

نام گذاري به اسم علي در دوران حجاج

نام-گذاري-به-اسم-علي-در-دوران-حجاجابن سعد مي گويد: عطيه به همراه ابن اَشعث، بيرون امد. حجاج به محمد بن قاسم نوشت که او را به ناسزاگويي ادامه ...

زمين و سرمايه

زمين-و-سرمايهبنگاه ها در مورد تعداد نيروي کار استخدامي و تعيين سطح دستمزد کارگران تصميم گيري مي کنند. همزمان با تصميم ادامه ...

چرا حضرت علي (ع)، نام خلفا را بر فرزندان خود نهاد؟

چرا-حضرت-علي-(ع)-نام-خلفا-را-بر-فرزندان-خود-نهاداز زماني شروع شد که پيروان عُمَر، درصدد سوء استفاده از اين نام گذاري برآمدند تا بنمايانند که اين کار، ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 8221 بار

سه‌شنبه، 21 مهر 1388

ماوراء (6)ارتباط با عالم غیب
ماوراء (6)ارتباط با عالم غیب
ماوراء (6)ارتباط با عالم غیب

نويسنده : استاد اصغر طاهرزاده
منبع : راسخون

راه تشخيص خرافه از حقيقت :

بحث در اين بود که مي توان نسبت به عالم غيب برخورد مثبت کرد همچنان که برخورد منفي نمود و از آن سوء استفاده کرد . عالم غيب ، حقيقت و ملکوت عالم ماده است ، اگر با آن درست برخورد شود مي توان تمام اسرار دنيا را از آن فهميد . همان طور که غيب بدن شما نفس يا روح شماست و تمام سازمان دهي و اسرار بدن شما در نفس شما قرار دارد ، به همين جهت ، همين که انسان مرد ديگر تن او هيچ حرکت و فعاليتي ندارد ، نه چشمش مي بيند و نه گوشش مي شنود چون جنبه ي ملکوتي بدن او ديگر بدن را تدبير نمي کند . عالم مادي هم مثل بدن ، غيبي دارد که بر اساس آن اداره مي شود . (25) حال ما به دو صورت مي توانيم با جنبه ي غيبي عالم ارتباط پيدا کنيم . يا از طريق عقل متوجه قواعد آن عالم شويم و بر اساس قواعد و سنن عالم ، با عالم برخورد کنيم ، و يا بر اساس وَهم خود تصوراتي از عالم غيب بسازيم و بر اساس وَهم و خيالات خود با عالم برخورد کنيم . در نگاه اولي به دنيا ، خود را موظف مي دانيم با حساب و برنامه در اين عالم زندگي کنيم ، ولي در نگاه دوم ، با ميل و خيالات خود زندگي مي کنيم ، و چون عالم را بر اساس ميل و خيالات ما نساخته اند ، چيزي نمي گذرد که در نتيجه گرفتن از کارهايمان ناکام مي شويم ، چون عالم با خيالات وَهميات ما هماهنگي نمي کند .
آري به کمک عقل متوجه قواعد عالم مي شويم و از طريق به کارگيري قلب با حقيقت عالم مرتبط مي گرديم و مي توانيم با آن حقايق انس بگيريم . ابتدا از طريق عقل و استدلال مي فهميم که عالم غيب هست و سپس از طريق قلب و تزکيه هاي شرعي ، حقايق را مي بينيم . ابتدا به کمک عقل به وجود آنچه معتقديم ، استدلال مي کنيم ، تا بين عقايد حقيقي با عقايد خرافي تفکيک کنيم و بدانيم واقعاً چنين حقايقي هست ، سپس به کمک تزکيه مي توانيم حجاب هاي بين قلب و حقايق را مرتفع مي نماييم ، و جان ما با آنها انس بگيرد . البته مقصد اصلي ما در اين دنيا يافتن آن حقايق و انس گرفتن با آنها است ، کار عقل خبر دادن از وجود حقايق است ، کار عقل مثل آدرس دادن است . وقتي آدرس خانه ي کسي را به شما مي دهند يعني چنين خانه اي هست ، ولي براي پيدا کردن آن بايد راه بيفتي . وجود خدا ، ملائکه ، معاد و حقيقت اهل البيت « عليهم السلام» را عقل اثبات مي کند ، مي فهمد که چنين حقايقي هست ، اما اگر کسي قلبش را تزکيه کند و دستورات شريعت را به قلب برساند ، آنچه را که عقل از آن خبر داده است با چشم قلب مي بيند . خيلي فرق است بين « دانايي » و « دارايي » . پس به هر صورت راه ارتباط با غيب از طريق عقل و قلب ممکن است .
عبادات شرعي و ايامي مثل ماه رجب و رمضان و مکان هايي مثل مسجدالحرام و حرم امامان « عليهم السلام» و مساجد ، زمينه هايي اند که جان انسان در آن حالت با حقايق عالم بهتر مرتبط مي شود . در اوقاتي مثل ماه رجب و رمضان درهاي غيب به قلب انسان باز مي شود ، و اگر با اين رويکرد به عبادات بنگريم خداوند هم تقاضاي ما را بي جواب نمي گذارد و چشم قلب ما را مي گشايد . آري اگر تلاش کنيد قلب با عالم غيب آشنا مي شود .

مراحل آشنايي با عالم غيب :

براي آشنا شدن با عالم غيب چند کار بايد انجام داد :
اول کسب معارف صحيح ، اينکه شنيده ايد خواب عالم از يک عمر عبادت جاهل نتيجه اش بيشتر است ، به خاطر اين است که عالم از طريق معارف صحيح جان خود را به سوي حقايق يقيني سير مي دهد . شما بيش از اينکه مشغول عبادات و ذکر باشيد در کسب معارف تلاش کنيد تا بفهميد غيب چيست و چه خصوصياتي دارد . کتاب هاي علماء بزرگ و تدبر در آيات قرآن و روايات ائمه معصومين « عليهم السلام» عقل و دل را متوجه حقايقي مي کند ، و عبادات و ذکر ، وسيله ي انس با آن حقايق است . در روايات ما تاکيد مي شود ، خداوند اين قدر که با عالم صحبت مي کند با عابد صحبت نمي کند ، حتي مي فرمايند : خواب عالم بهتر از عبادت جاهل است . عالم واقعي هم کسي است که با حقايق عالم مرتبط است .
آري پس از کسب معارف ، و اينکه متوجه شديم چه حقايقي در عالم هستي ، وجود دارد ، موضوع دومي که به کمک ما مي آيد « اخلاق » است . بالاخره کبر و حسد و خودخواهي و امثال آنها نمي گذارد قلب ما جلو برود و با غيب آشنا شود . براي پاک شدن از رذائل بايد برنامه داشت ، يک مرتبه و با يک تصميم نمي شود از رذائل اخلاقي آزاد شد . بايد کتاب هاي مهم اخلاقي را مطالعه کرد و از روايات مطرح شده در اين امور استفاده نمود تا آرام آرام از ظلمات رذائل اخلاقي درآئيم و حجاب بين ما و عالم غيب بر طرف شود ، و مسلم است تا برنامه ي ائمه معصومين « عليهم السلام» را که خودشان مجسمه ي فضائل اند ، دنبال نکنيم . نتيجه نمي گيريم . اخلاقي که عرض مي کنم منظورم دستورات اخلاقي ائمه « عليهم السلام» است در کتاب هايي مثل کتابي که امام خميني « رحمه الله عليه » تنظيم کرده اند به نام « شرح حديث جنود عقل و جهل » و يا کتابي که آيت الله بهجت « رحمه الله عليه» توصيه کرده اند و تحت عنوان « جهاد با نفس » ترجمه و چاپ شده است . ايشان مي فرمايند : « هر روز سعي کنيد يک حديث از کتاب جهاد نفس وسائل الشيعه را مطالعه کنيد و به آن عمل کنيد ، بعد از يک سال خواهيد ديد حتماً عوض شده ايد ، مانند داروي که انسان مصرف کند و بعد از مدتي احساس بهبودي مي کند » چون روايات با نور بصيرت امامان معصوم « عليهم السلام» مطرح شده و لذا آن نور را به قلب شما منتقل مي کند .
در کنار کسب معارف و اخلاق ، آنچه بايد رعايت شود « آداب » است ، رعايت حلال و حرام الهي از يک طرف و رعايت دستورات عبادي مثل نماز و رکوع و سجود از طرف ديگر ؛ روح را متوجه عالمي ديگر مي کند و در نتيجه انسان اسير دنيا و حوادث آن نمي شود . بر همين اساس تاکيد مي کنيم در کنار معارف حقه و اخلاق فاضله ، رعايت حلال و حرام الهي موجب تعادل روح و اتصال آن به حقايق عالم هستي مي گردد .
پس از طي مراحل سه گانه ي فوق ، مرحله ي قلبي کردن معارف پيش مي آيد تا انسان ان شاء الله بتواند با حقايق غيبي مانوس شود و جان او به عالم حقايق منتقل گردد . وقتي شما جهت وضو گرفتن به آب نگاه مي کنيد و آن را به صورت مي زنيد و مي گوييد « اللهم بيض وجهي » ؛ پروردگارا روي مرا سفيد کن . نظر به جنبه ي باطني آب داريد براي سفيد کردن باطن خود از گناهان ، پس معلوم است در اين وضو گرفتن موضوع انتقال جان از عالم محسوس به عالم غيب مدنظر است و لذا اگر مراحل سه گانه درست طي شود و قلب نيز آماده گردد ، وقتي جهت وضو به آب نگاه مي کنيد ، به آب مطلق منتقل مي شويد که سراسر نور است و عرش الهي بر آن قرار دارد و خداوند در رابطه با آن مي فرمايد : « و کان عرشه علي الماء » (26) و عرش او بر آب قرار داشت . پس راه ارتباط با عالم غيب را بايد براي جان خود برنامه ريزي کنيد .

چگونگي کنترل خيال :

فرموده بوديد چه کار کنيم خيالاتمان ذهن ما را مشغول نکند و وسوسه ها دست از سر ما بردارد ؟ بايد عرض کنم عزيزان ! اشکال کار آن است که ما براي دفع خيالات برنامه ريزي نمي کنيم . اگر با برنامه ريزي سبب شده ، آرام ارام خود را مشغول تفکر و تذکر نماييم ، به جاي خيالات و وسوسه ها ، نور معارف بر قلب ما تجلي مي کند . آيت الله حسن زاده (حفظه الله ) مي فرمودند : « در دوران جواني حساب کردم اگر ذهن خودم را مشغول نکنم ذهنم مرا مشغول مي کند » واقعاً همين طور است که اگر به ذهن برنامه ندهيد ، آن با خيالات بي پايه به شما برنامه مي دهد . ما مامور به تدبر در قرآن هستيم و به کمک نهج البلاغه و روايات مي توانيم ذهن و انديشه را به پرواز درآوريم . ذهن شما از همان صبح که بلند مي شويد شما را مشغول مي کند که چه کسي بد است ، چه کسي خوب است ، چي بخور ، کجا برو ، ولي اگر به آن برنامه بدهيد آن هم يک برنامه الهي ، آن راه کمالاتي که خودتان مي خواهيد مي کشانيد . وقتي متوجه شديد بايد معارف خود را قلبي بکنيد با همين رويکرد ، ذهن را جهت مي دهيد . اگر نماز مي خوانيد با هدف نظر به حق ، قلب را در صحنه مي آورديد ، اگر کار و فعاليت مادي داريد ، با هدف خدمت به خلق خدا ، قلب را در صحنه نگه مي داريد . در ملاقات شبلي با امام سجاد « عليه السلام»داريم که حضرت در برگشت از حج از او پرسيدند : آيا هنگامي که احرام به تن کردي جامه ي گناه فروگذاردي تا جامه ي طاعت بپوشي ؟ و آنگاه که به ميقات وارد شدي ، قصدت ملاقات خدا بود ؟ آنگاه که طواف کردي ، قصدت آن بود که به خدا پناه بري ؟ گفت : نه ، فرمودند : پس حج نگذارده اي . امام سجاد « عليه السلام»به شبلي مي خواهند بگويند بايد اعمال عبادي ، قلبي شود تا به واقع آن اعمال انجام شده باشد . وقتي ده سال ، بيست سال ، همچنان قلب متوجه حقايق شد ، آرام آرام چشمش باز مي شود و با آنها مانوس مي گردد و به مقام فرقان و بصيرت مي رسد و ديگر آنچنان جذب آن عوالم مي شود که خيالات واهي جذبه ندارند که انسان را به خودشان مشغول کنند .

رازهاي غيبي شيطاني :

پس راه استفاده از عالم غيب و مانوس شدن با آن عالم همچنان که عرض شد ، مشخص است ، هر چند امکان سوء استفاده از عالم غيب نيز وجود دارد و کافران و شياطين راه سوء استفاده از آن را برگزيده اند . قرآن در رابطه با اين موضوع مي فرمايد : « و لقد جعلنا في السماء بروجا و زيناها للناظرين * و حفظناها من کل شيطان رجيم * الا من استرق السمع فاتبعه شهاب مبين » (27) ما در آسمان ، عوامل نمايش آيات الهي و زينت هايي را براي آنهايي که مي توانند آن حقايق غيبي را بنگرند قرار داديم ، و آن زيبايي هاي معنوي را از هر شيطان رانده شده اي حفظ کرديم تا دست تجاوز او به آن معاني نرسد ، مگر آنکه دزدانه چيزي از آن حقايق بشنود که در آن صورت شهاب آشکاري او را دنبال مي کند . (28)
آيات فوق ، موضوع استراق سمع شياطين را مطرح مي کند که مي روند از حقايق غيبي آسمان معنا چيزي بگيرند ، که در آن صورت شهاب مبين يعني انوار روشنگر معنوي ملائکه به دنبال آن مطلب دزديده شده مي آيد تا شياطين را رسوا کند و نگذارد آنها ادعا کنند به حقايق آسماني راه يافته اند . به عبارت ديگر شياطين سعي دارند از طريق ارتباط با عالم غيب چيزهايي به دست آوردند و از آنها سوء استفاده کنند .
کفار و شياطين سخت در تلاش اند تا به رازهاي آسماني دست يابند و آنها را مورد سوء استفاده قرار دهند ولي قرآن مي فرمايد : « ان الذين کذبوا بآياتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السماء » (29) آنهايي که آيات ما را تکذيب مي کنند و در مقابل آنها استکبار مي ورزند ، براي آنها درهاي آسمان گشوده نمي شود . روشن است که در اينجا منظور از آسمان ، آسمان زمين نيست ، زيرا افراد به اين آسمان دست مي يابند . از آيه ي فوق روشن مي شود که غير مومنين ، به معناي واقعي نمي توانند از حقايق معنوي بهره مند شوند تا قلب آنها چيزي از آن معاني را کشف کند ، پس عملاً با آنچه شيطان به آنها القاء مي کند به سر مي برند . آسمان دنيا ، يعني مقام باطني دنيا ، مثل « منِ» تن ، که جنبه ي باطني بدن است . در آيات 16 به بعد سوره حجر که عرض شد: مي فرمايد ما در آن آسمان ، بروج و عوامل روشنگري گذاشته ايم . بروج آسمان مثل ملائکه اند ، همان طور که عقل در آسمان جان انسان مثل ستاره ي روشنگر عمل مي کند . عقل شما براي شما نور است ، من شما آسمان تن شما است و عقل شما ستاره ي درخشان قرار گرفته در آسمان جان شما است . عقلتان که در آسمان تنتان است موجب حفظ تن و جان شما از دشمنان جني و انسي است . در ادامه مي فرمايد : « وزيناها للناظرين » ؛ آن برج ها و حقايق معنوي براي کساني که اهل نظر هستند زينت است ، و انسان را متوجه زيبايي هاي معنوي عالم وجود مي کند . قرآن در رابطه با نظر به باطن عالم مي فرمايد : « اولم ينظروا في ملکوت السماوارت و الارض » (30) چرا افراد به ملکوت آسمان ها و زمين نمي نگرند . اگر انسان ها به لطف الهي بتوانند به ملکوت عالم بنگرند مي بينند چه غوغايي است . در هر صورت در آيات مورد بحث يعني آيات 18 ـ 16 سوره ي حجر در ادامه مي فرمايد : بروج را در آسمان قرار داديم ، « و حفظناها من کل شيطان رجيم » ؛ و از طريق آن بروج آسمان را از هر شيطان رجيمي حفظ کرديم و در نتيجه آنها نمي توانند در آن نفوذ کنند و از حقايق غيبي آن بهره مند گردند « الا من استرق السمع فاتبعه شهاب مبين » ؛ مگر اين که آن شيطان ها در آسمان غيب استراق سمع کنند و مقداري از حقايق آن را بدزدند .
پيغمبر « صلي الله عليه و آله و سلم» و ائمه «عليهم السلام»به عالم غيب نظر مي کنند و از آن براي جان خود زينت هاي معنوي اخذ مي کنند ، شياطين هم مي رودند گوش مي نشينند تا خبرهايي را از عالم غيب بدزدند . (31) خبرهاي دزديده شده ي ناقص ، همان هايي است که شياطين در اختيار جادوگرها و کاهنان قرار مي دهند تا آنها حوادث آينده را پيش گويي کنند ، و چون از عالم غيب است به ظاهر درست در مي آيد ولي چون دزدي است ، بي برکت و نيمه کاره است .
در همين رابطه در ادامه مي فرمايد : « فاتبعه شهاب مبين » ؛ يعني يک نور روشنگر و رسواکننده اي از طرف ملائکه آن خبر دزديده شده را دنبال مي کند ، در نتيجه بي ثمري آن معلوم مي شود و جادوگر رسوا مي گردد .
در رجوع به جادوگران دو چيز را فراموش نکنيد . اولاً : خبري که مي دهند نيمه کاره است . ثانياً : چيزي نمي گذرد که پوچي و بي ثمري آن روشن مي شود . اگر کمي به آيات فوق توجه فرماييد نکات ارزشمندي در اختيارتان مي گذارد . قرآن مي فرمايد بله جادوگر و کاهن از غيب خبر مي دهند ، اما خبرشان را از جن و شيطان گرفته اند و خبر آنها خبر دزدي است و پشت سر آن خبر ، شهاب ملائکه مي آيد و نمي گذارند آب خوش از گلوي آنها پايين برود . نه خود جادوگر از آن خبرها نتيجه ي واقعي مي گيرد ، و نه آن کس که مي رود به نزد آنها به چيزي مي رسد . اين نوع کارها را سوء استفاده از عالم غيب گويند .
وقتي نزد کاهن يا جادوگري مي روي مي بيني چقدر خبرهاي عجيبي مي دهد و پس از مدتي به ظاهر همه ي آنها درست در مي آيد ، به خود مي گويي بهتر است اسلام و روحانيت را رها کنم و دنبال اينها بروم ، غافل از اينکه در نهايت هيچ نتيجه اي به دست نمي آوري و همه ي فرصت ها را هم از دست مي دهي . مثل تاجري که به ظاهر درآمد خوبي دارد ولي نتيجه ي کارش که بايد زندگي خوبي برايش پيش بياورد او را با ناکامي رو به رو مي کند .
... ادامه دارد.

پی نوشت‌ها:

25) در اين رابطه قرآن در آيه ي 21 سوره ي حجر مي فرمايد : « همه چيز اين عالم وجود غيبي و خزينه اي نزد خدا دارد که چهره ي محدود و معلومي از آن حقيقت غيبي نازل شده و اشياء مادي را تشکيل داده است » .
26) سوره ي هود ، آيه ي 7
27) سوره ي حجر ، آيات 18 تا 16
28) در رابطه با آسمان و اينکه در کجا به معني آسمان بالاي سر ما است و در کجا به معني آسمان معنويت است ، به شرح سوره ي « ق » ـ اصغر طاهرزاده ـ مراجعه فرمائيد .
29) سوره ي اعراف ، آيه ي 40
30) سوره ي اعراف ، آيه ي 185
31) در آيه ي 9 سوره ي جن مي فرمايد : « و انا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجد له شهاباً رصدا » ؛ در آسمان براي شنيدن به کمين مي نشستيم اما اکنون هر که بخواهد به گوش بنشيند ، شهاب هايي را مي يابد که در کمين او هستند .

منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.