کاربر میهمان به پرتال راسخون خوش آمدید ورود به محيط کاربري فراموشی رمز عبور عضویت شنبه بیست و نهم اسفند 1388 خورشیدی (اصلاح الگوی مصرف)
مقالات موضوعی

مسیر جاری: صفحه اصلي / مقالات موضوعی / نگاهي به تاريخ / تاريخ ايران / دوره پهلوی اول

تبلیغات سایت 

درخواست مشاوره از راسخون
دوشنبه 14 دی 1388

قيام مسجد گوهر شاد

چاپ نظرات
بازديدها: 430  
تعداد آرا: 3  
قيام مسجد گوهر شاد
قيام مسجد گوهر شاد






ماه تير، سالگشت قيام اسلامي مردم در مسجد گوهرشاد مشهد، عليه سياستهاي ضد اسلامي رضاخان است. اين قيام كه در 21 تير 1314 سركوب شد، زماني شكل گرفت كه رضاخان دين‌ستيزي را به اوج خود رسانده و درصدد بود تا سنت‌هاي مذهبي و قوانين اسلامي را محو و نابود كند و فرهنگ غربي را به جاي آن بنشاند.
رضاخان در پيگيري اين سياست دستورداده بود تا حجاب از سر زنان مسلمان برگيرند، مردان كلاه غربي به سر كنند، روحانيون لباس روحانيت را از تن بيرون كنند و ...
در واكنش به اين سياست، روحانيون و مردم مسلمان در هر نقطه‌اي به مخالفت برخاستند ولي در اين ماجرا مشهد پيشقدم شد و قيام شكوهمندي در دل تاريخ به ثبت رسيد.

علما و روحانيون مشهد طي جلساتي پنهاني تصميم گرفتند با اين حركت رضاخان مقابله كنند و او را از اين كار بازدارند. در يكي از اين جلسات پيشنهاد شد آيت‌الله حاج‌آقا حسين قمي به تهران برود و در مرحله اول با رضاخان مذاكره نمايد تا شايد بتواند او را از اجراي تصميماتش بازدارد. وقتي آيت‌الله قمي به تهران آمد، بلافاصله از سوي حكومت دستگير و ممنوع‌الملاقات شد. ساير روحانيون نيز در مساجد و مجالس، به آگاه كردن مردم پرداختند. مسجد گوهر شاد از جمله مكان‌هاي تجمع مردم بود. اجتماعات مردم در اين مسجد هر روز بيشتر مي‌شد و شهر حالت عادي خود را از دست مي‌داد و سخنرانان نيز به ايراد بيانات آتشين مي‌پرداختند.
همزمان با بازداشت حاج‌آقا حسين قمي، در مشهد نيز به دستور حكومت، روحانيون همچون شيخ غلامرضا طبرسي و شيخ نيشابوري دستگير شدند. صبح روز جمعه 20 تير 1314 نظاميان مستقر در مشهد براي متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و به روي آنان آتش گشودند و تعداد زيادي را كشتند و زخمي كردند، ولي مردم مقاومت كرده و سربازان نيز بنا به دستوري كه به آنها رسيده، مراجعت كردند. به دنبال اين حادثه مردم اطراف مشهد با بيل و داس و ... به سوي مسجد حركت كردند.
فرداي آن روز جمعيت زيادتري در مسجد گوهر‌شاد تجمع كردند و عليه اقدامات دولت اعتراض نمودند. سران نظامي و انتظامي مشهد اين بار بنا به دستور رضاخان با تجهيزات كامل و افراد فراوان در نقاط حساس مستقر شدند و تفنگها، سلاحهاي خودكار و حتي توپها را به منظور سركوب مردم به ميدان آوردند. در حوالي ظهر مأمورين نظامي و انتظامي از هر سو به مردم هجوم آورده و در داخل مسجد به كشتار آنان پرداختند. در اين واقعه تعداد بسياري شهيد، مجروح و بازداشت شدند.
كشتار مردم در اين مسجد به اندازه‌اي بود كه به نقل از شاهدان عيني 56 كاميون جنازه از صحنه كشتار خارج كردند. يك روز پس از اين فاجعه عمليات دستگيري علما و روحانيون آغاز شد و تعداد كثيري از آنان بازداشت و روانه زندان شدند.
قيام مسجد گوهرشاد براي هميشه در دفتر اقدامات سلسله پهلوي ثبت شد. گفتني است اين قيام يك سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به تركيه و در پي مشاهده بي‌بند و باري و بي‌حجابي زنان تركيه توسط وي، به وقوع پيوست.
عامل اصلي سركوب خونين مردم معترض در مسجد گوهرشاد،‌ يكي از نظاميان منصوب رضاخان به نام سرلشكر فتح‌الله پاكروان بود.
پاكروان نوه دختري ميرزا تقي‌‌خان اميركبير بود. او از 1280 كه به استخدام وزارت خارجه درآمد تا 1313 كه استاندار خراسان شد، سمتهاي مختلفي شامل نمايندگي مجلس، وابسته نظاميف كاردار و سفارت را در كشورهاي مختلف بر عهده داشت.
در 1314 كه موضوع تغيير كلاه پيش آمد، در مشهد بين پاكروان استاندار و اسدي نايب‌التوليه اختلاف نظر ايجاد شد. اسدي معتقد به اين نكته بود كه در مشهد براي اجراي موضوع كلاه فرنگي نبايد به زور متوسل شد. ولي پاكروان اعتقاد داشت دستور رضاشاه بايد به هر قيمتي اجرا شود. پس از سركوب خونين مردم در مسجد گوهرشاد، رضاشاه از يكسو براي فرونشاندن خشم مردم و از سوي ديگر براي حذف اسدي كه از نظر وي فردي بي‌كفايت و محافظه‌كار شناخته شده بود، وي را عامل كشتار مردم معرفي كرد و به همين اتهام او را محاكمه و اعدام كرد. پس از آن امور نيابت توليت نيز به عهده‌ي پاكروان قرار گرفت و در حقيقت ذوالرياستين شد.
پاكروان تا مهر 1320 در سمتهاي مزبور بلامنازع بود، تا اينكه پس از بركناري و اخراج رضاخان توسط متفقين به تهران احضار شد و پس از چندي به علت قتل اسدي و به شهادت رساندن سيد‌حسن مدرس تحت تعقيب ديوان كيفر قرار گرفت و به زندان رفت. پس از رسيدگي به پرونده‌هاي مربوطه با اعمال نفوذ، اتهامي متوجه او نشد و از زندان خلاصي يافت. چندي بدون شغل در تهران گذرانيد تا به همت رجال آذربايجاني به سفارت كبراي ايران در ايتاليا منصوب شد. در دوره‌ي پانزدهم مجلس شوراي ملي عده‌اي از نمايندگان طالب نخست‌وزيري او بودند ولي صدارت او انجام نگرفت تا در 1330 درگذشت.
يادآوري مي‌شود حسن پاكروان فرزند فتح‌الله پاكروان نيز در مقام رئيس ساواك در واقعه حمله به مدرسه فيضيه قم در 1343 نقش فعالي داشت. حسن پاكروان در 22 فروردين 1358 به همراه جمعي از بلندپايگان رژيم پهلوي دوم اعدام شد.
منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی


ارسال اين مقاله براي دوستان:
    آدرس پست الکترونيکي
 

نظر شما درباره این مقاله 

* با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید . 
* نظرات شما پش از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .

  نام و نام خانوادگی
    نشانی پست الکترونیکی
  نظرات شما
    

نظرات کاربران درباره این مقاله 


پنج شنبه 17 دی 1388   zahra_53
ممنون از مطلب خوب شما
یک شنبه 4 بهمن 1388   doctor114
واقعا قيام شكوهمندي در دل تاريخ به ثبت رسيد.
جمعه 7 اسفند 1388   معصومه کاظم پور
خلاصه نسبتا خوب بود تصاویر مناسب نبود



صفحه اصلی  |  مقالات  |  اخبار و اطلاع رسانی  |  کتابخانه موضوعی  |  مجموعه تصاویر  |  دریافت نرم افزار  |  معرفی پایگاه ها  |  بانک صوت و فیلم  |  کارت پستال
نقشه سایت  |  ارتباط با ما  |  درباره ما  |  عضویت  |  ورود به محیط کاربری

تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.