عضویت العربیة
چهارشنبه، 27 فروردين 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام صادق علیه السلام فرمودند: آن کس که نسبت به بزرگترها احترام نگذارد و به کوچکترها محبّت نکند، از ما نیست. کافى، ج 3، ص 253
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/خانه و خانواده/زنان/سایر مقالات/حقوق زن و پاسخ به شبهات وارد به آن

تبلیغات
آخرین مقالات
عوامل انحراف جنسی

عوامل-انحراف-جنسیاین عوامل، برانگیختگی و شعله ورسازی میل جنسی را از درون در فرد ایجاد می کنند و او را در پرتگاه لغزش های ادامه ...

دیدگاه های گوناگون درباره میل جنسی

دیدگاه-های-گوناگون-درباره-میل-جنسیدر طول تاریخ بشر تاکنون نظریه های مختلف و گاه متعارضی در باره میل جنسی انسان مطرح شده که می توان آنها ادامه ...

مقایسه دیالکتیک و سیر اختصامی

مقایسه-دیالکتیک-و-سیر-اختصامیسیر اختصامی طریقت فکری حکمای انسی در تحلیل از تضاد و تناقض است، و دیالکتیک منهج فکری افلاطونیان و پاره ادامه ...

دوست بد کیست؟

دوست-بد-کیسترفاقت با افراد بد و فاسد، سرانجام در روز قیامت گریبان آدمی را می گیرد؛ آن گونه که در آن روز فریاد بر ادامه ...

معیارهای دوستی

معیارهای-دوستیاز مهم ترین عوامل اثر گذار در احساس شادکامی و ناکامی فرد، یافتن دوست است. همان گونه که دوستِ مناسب موجب ادامه ...

انحراف جنسی چیست؟

انحراف-جنسی-چیستتا پیش قرن بیستم هیچ کس در غرب از موضوعات جنسی آشکارا سخن نمی گفت، ولی امروزه از بیان آن گریزی نیست؛ ادامه ...

روش های دوست آزمایی

روش-های-دوست-آزماییهر فردی می باید دوستان مورد نظر خود را پیش از اعتماد نمودن بیازماید و سپس با آنان طرح دوستی ریزد. امیر ادامه ...

عوامل استحکام دوستی

عوامل-استحکام-دوستیدوست یابی ارزش بسیار دارد، ولی بی شک نگاه داشتن دوست خوب مهم تر از آن است. امیر مؤمنان (علیه السلام) ادامه ...

وجود و مابه الوجود موجود

وجود-و-مابه-الوجود-موجودحقیقت وجود در دو هزار و پانصد سال تاریخ مغرب زمین نیست انگاشته شده و در متافیزیک پرسشی از آن به میان ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 1504 بار

يکشنبه، 17 مرداد 1389

حقوق زن و پاسخ به شبهات وارد به آن
 حقوق زن و پاسخ به شبهات وارد به آن
حقوق زن و پاسخ به شبهات وارد به آن

منبع : راسخون






نویسنده : عباسعلی تیموری



اي مردم ما همه شما را از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يک ديگر را بشناسيد ، بزرگوار و ( با افتخارترين ) شما نزد خدا با تقواترين مردمند. وخدا از حال شما کاملا آگاه است (1) .

مقدمه

ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را بايد در لابلاي افكار و عقايد آنان جستجو كرد. فكر اين نسل از نظر مذهبي آنچنان كه بايد، راهنمائي‏ نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند راهنمائي است. اگر مشكلي در رهنمائي اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است. در اين وقت است كه هر كسي احساس مي‏كند اين نسل، برخلاف آنچه ابتدا به نظر مي‏رسد، لجوج نيست‏، آمادگي زيادي براي دريافت حقايق ديني دارد. هدف از طرح و بحث اين است كه احساس شد گذشته از انحرافات عملي فراواني كه در زمينه حجاب به وجود آمده اين مسأله و سايرمسائل مربوط به زن وسيله‏اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدور صفت كه از اين پايگاه، عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتي راه‏ بيندازند. بديهي است در شرايط موجود كه نسل جوان از جنبه مذهبي به قدر كافي راهنمائي نمي‏شود اين تبليغات آثار شوم خود را مي‏بخشد. بدون شك در عصر حاضر به اسم دفاع از حقوق زن و آزادي بشر شعارهاي بسيار دروغي را سر مي دهند و با اين عنوان زيبا و جمله دهن پر كن كلاه زن را در جهان امروز از سر او برداشته اند و به او ظلم بسياري كرده اند. وظيفه ما در شرايط فعلي آگاه سازي و تبيين دستورات اسلام به نسل جديد است تا با جملات رنگين استثمارگران و دروغ هاي آن ها و وارونه جلوه دادن واقعيت ها، به دام دنياي غرب زدگي كه آن را به پهناي جهان پهن كرده اند، نيفتند. پس بايد خود راه درست را انتخاب کنيم و با اراده و جديت ادامه دهيم.
پيامبراکرم (صلي الله عليه و آله) کرامت زن، عفت زن و حريم زن را با اصل دين و فرهنگ توحيدي پيوند زدند و فرمودند: کرامت زن را پاس نمي دارد مگر کسي که بهره اي از کرامت برده باشد و جز انسان پست به زنان اهانت نمي کند. ( ما اکرم النساء الا کريم و ما اهانهن الا لئيم.)(2) پيامبر مساله کرامت زن و توهين به زن را به خاطر زن بودن و حل اين مشکل اخلاقي و حقوقي را يکي از مسائل اصلي در فهرست رسالت خود قرار دادند. در قرآن کريم و هم چنين در سيره عملي پيامبر و ائمه اطهار در باب زن و نقش فردي و اجتماعي او در دنيا و آخرت مباحث زيادي مطرح شده است.
اين که گفته مي‌شود زن هنوز در جهان سرگردان است و نمي‌داند که جاي او کجاست و به جاي جايگاه انساني، عقلاني و اخلاقي او مدام به او ناکجاآبادها را نشان مي‌دهند شايد بشود گفت که مشکل در زن بودن زن نيست و اگر زن در جهان سرگردان است به اين دليل است که بشر امروز در جهان سرگردان است. در غرب به بهانه دفاع از حقوق زن و آزادي بشر، حقوق زن را از حقوق بشر تفکيک کردند و آغاز اين نقطه انحراف از جهان غرب شروع شد و تحت اين عنوان به زن ظلم هاي زيادي شد، که ديگر به سادگي قابل جبران نيست. چرا بايد در جهان حقوق زن را از حقوق بشر جدا کنند؟ و چرا حقوق زن را جدا از حقوق بشر و حقوق بشر را جدا از مسئوليت بشر و حقوق زن را جدا از مسئوليتش و اين دو را جدا از درک کلي موقعيت بشر در هستي به بحث گذاشته‌اند و نشان داده‌اند که اين نوع بحث ها متشتت بوده و به جمع‌بندي درستي نرسيده است. نقطه انحراف اين جاست يعني تقسيم امور جهاني و بشري به زنانه و مردانه است. اين تقسيم امور به زنانه و مردانه نگاه جنسي به همه امور زندگي است. اين تقسيم بندي از غرب شروع شد و ما در فرهنگ اسلامي، نه در کلام و الهيات و نه در فقه و مباحث حقوقي و نه در مباحث ارزشي و اخلاقي و آنجا که به تکامل و تعالي بشري مربوط مي‌شود، تقسيم زنانه و مردانه نداريم. شايد به جرات بتوان گفت که در بيش از 95 درصد احکام شريعت و حقوق و تکاليف و مباحث کلامي‌ و الهياتي تا آنجا که به تکامل و تعالي بشري انسان مربوط مي‌شود، اصلا هيچ فرقي بين زن و مرد قرار داده نشده و هيچ تفاوتي بين زن و مرد در قرآن کريم وجود ندارد. و در 95 درصد مباحثي که شده محور بحث انسان است، نه زن و مرد و خطاب آيات الهي به انسان ، به مردم ، به بندگان خدا، به مومنين است، چه زن باشند و چه مرد و موارد انگشت شماري در احکام و مباحث اخلاقي-حقوقي وجود دارد که آن جا مخاطب زن و مرد هستند و مباحثي که از اينجا به بعد شروع مي‌شود و تقسيم مي‌شود به تفاوت هاي ساختاري در بدن زن و مرد مربوط مي شود و الا در بيشتر موارد زن و مرد تفاوتي با هم ندارند و در فرهنگ اسلامي هيچ فرق‌گذاري بين آن‌ها نشده است. تمام آن چيزهايي که مربوط به رشد تعالي بشري است و اصل دين براي آن آمده، مساله رشد و تعالي بشر است و مسائلي از قبيل اخلاق، عدالت، معرفت و تقرب به خدا و در تمام اين امور فرقي بين زن ومرد وجود ندارد. نکته مهم اين است که در قرآن و در روايات زن ومرد در جامعه تقسيم‌بندي نمي‌شود بلکه تقسيم زن و مرد يک تقسيم خانوادگي است. در محيط خانواده است که يکي زن است و يکي مرد و طبق نظر اسلام ما در جامعه زن و مرد نداريم بلکه انسان داريم. و اصلا يکي از فلسفه هاي حجاب همين است که حجاب مي‌خواهد که زن در عرصه عمومي، در صحنه سياسي، علمي، اقتصادي، فرهنگي نقش فعال و مثبت داشته باشد. البته با توافق با طرف قرارداد زندگي خود يعني شوهر،که به حقوق او تجاوز نشود و بعد از اين توافق اسلام اجازه داده که زن در عرصه عمومي واجتماعي حضور داشته باشد، البته نه حضور غير لازم و حضوري که منجر به غلبه جنسيت بر روابط اجتماعي انساني شود و اين که حضور انساني باشد نه حضور مونث و مذکر، اين حضور جزء مطالبات اسلامي است. زيرا که زن و مرد يکسري حقوق انساني و اجتماعي دارند. مثلا اگر امر به معروف و نهي از منکر بر مرد واجب شده بر زن هم واجب شده و امر به معروف و نهي از منکر يک امر اجتماعي است و نيز در بسياري از مباحث ديگر. اصلا حجاب واجب شد براي اين که راه حضور انساني زن در جامعه محقق شود و نقش حجاب در درجه اول حفاظت از زن است، حفاظت از حرمت و کرامت او. وقتي زن بدون حجاب و برهنه و با خود آرايي وارد عرصه عمومي شود، فضاي جنسيت در آن محيط حاکم مي شود و عرصه عمومي به يک عرصه جنسي تبديل مي شود و مرد هم موجودي نيست که در برابر چنين محيطي بي تفاوت بماند. و اولين قرباني اين وضعيت زن است و در نتيجه اولين قرباني تضعيف حجاب زن است. اسلام حجاب را آورد تا اين که زن بتواند در عرصه عمومي، سياسي، فرهنگي با توافق شوهر وارد شود و يک حضور انساني و شرافتمند و مثبت و فعال داشته باشد. در نتيجه بدون حجاب يا زن بايد در خانه بماند و در هيچ فعاليت اجتماعي شرکت نکند و از بعضي حقوق و مسوليت اجتماعي اش محروم شود ويا اين که وقتي بيرون مي آيد نه به عنوان انسان بلکه به عنوان مونث بيرون آيد و رفتارهاي اجتماعي به جاي اين که رفتار با انسان باشد به برخورد مونث به مذکر تبديل شود. و نظام اخلاقي اجتماع و خانواده وکرامت زن به سرعت دچار فروپاشي و تزلزل مي شود و اولين قرباني، زن است و بعد خانواده و بعد خود مرد و کل جامعه و نه فقط هم قرباني اخلاقي، حتي قرباني عيني اجتماعي آماري، يعني در جوامعي که حجاب وجود ندارد خشونت جنسي عليه زن، تجاوز به او، اهانت به او، تحقير به او، هزار بار بيشتر از جامعه اي است که زن در آن جامعه حرمت و حريم اخلاقي دارد. از آيشه همسر پيامبر نقل شده که وقتي که آيه حجاب نازل شد، تمام زنان در مدينه احساس شخصيت کردند. و فرموده که ما احساس کرديم تا به حال کسي به ما توجه نداشت و در خيابان که زنان مي رفتند به طور طبيعي به آنان اهانت مي شد. اين آيه نازل شد تا خط حريم محکمي براي دفاع از زن و حريم زن تشکيل دهد. و عايشه مي فرمايد آن جا تمام زنان مسلمان خوشحال شدند و احساس شخصيت کردند، چون که يک فرقي بين زنان مسلمان و غير مسلمان وجود داشت و از اين به بعد ما فضيلت داريم و کسي حق ندارد در خيابان به ما اهانت کند و ما حريم پيدا کرديم. خداوند در آيه حجاب مي فرمايد که اگر از زنان پيامبر چيزي مطالبه مي کنيد از پشت پرده بخواهيد(3) . و در جاي ديگر خداوند به پيامبرش مي فرمايد که به زنان بگو خود را بپوشانند و به مردان بگو مراقب رفتار خود باشند و چشم هاي خود را فرو پوشند (4) و نگاه در جامعه اسلامي نگاه انساني باشد، نگاه هاي برادرانه و خواهرانه نه نگاه يک مذکر و مونث. آن نوع نگاه مال داخل خانه است و در جامعه نگاه ها بايد انساني باشد و حجاب براي اين آمد تا به ما بفهمان که در جامعه انسانيم و زن و مرد براي داخل خانه است. حال اين وضعيت يعني نگاه جنسي به امور در جامعه و تقسيم زنانه و مردانه کار، سوغات غرب است و بدون بررسي ريشه هاي موقعيت شناسانه زن و مرد در هستي است. ريشه آن را بايد در نگاه ليبرالي و انديوياليسمي به انسان جستجو کرد. در اين ديدگاه ها که موتور اصلي سرمايه داري خشن در غرب هستند، انسان يک فرد جدا افتاده از ديگران، از جامعه، از خدا، از جهان و يک موجود تک افتاده اي بدون مبدا و معاد است. وقتي انسان اين گونه تعريف شد يعني من يک موجود فردي است. من يک موجود تنها افتاده است بر پاره هاي يک کشتي شکسته و در حال غرق و من بايد به نجات و لذت خودم فکرکنم. اصالت فرد، اصالت لذت، اصالت سود و اصالت قدرت و تجربه جزء اصول اساسي اين ديدگاه ها است. و اين تفسير ليبرال و غربي از انسان يک تفسير خشن و خشک است با اين تعريف به انسان مي گويد که تو موجودي هستي که مبدا و معاد نداري و فقط منافع و لذت تو مهم است. حال آيا در اين ديدگاه کرامت انسان و کرامت زن وجود خارجي دارد و اصلا کرامت انسان معني پيدا مي کند. طبيعي است که هر فرد، هسته ديدگاه انديوياليسم است. هر فرد دنبال منافع خودش است. اگر قرارباشد اين دنيا جنگل باشد و هر کس به دنبال منافع خود باشد معلوم است که زن قرباني اين قضيه است و ارزش انسان به اندازه ارزش اقتصادي سودي است که کسب مي کند و به اندازه زور و بازوي اوست و زن قرباني و له مي شود. يکي از فلسفه هايي که اسلام نفقه زن را بر مرد واجب کرد بدون اهانت و منت به زن، بلکه به عنوان يک وظيفه قانوني برمرد و با احترام، اين است که حق انساني با روش شرافتمندانه براي زن، تامين بشود و اين که اسلام گفت زن حق فعاليت اقتصادي دارد، اما تکليف اقتصادي ندارد يعني اين که زن را نمي توان به کار مجبور کرد، حتي براي تامين معاش خودش به اين دليل بود که اسلام راه استثمار اقتصادي زن را به هر صورت ممکن بست تا فردا مرد براي اين که زورش به زن مي رسد زن را مجبور به کار نکند. و اگر پدر يا شوهر زن نتوانستند او را تامين کنند بايد حکومت او را تامين کند و نبايد زن در اجتماع رها شود و بلايي را که غرب بر سر زنان آورد، بر سر زنان آورده شود و زن براي زنده ماندن مجبور باشد تن به فحشا دهد مثل کارگر روزمزد. وقتي زن رها شود و گفته شود که هر کسي اقتصاد خودش را تامين کند و وظايف طبيعي زن مثل توليد بچه و ... ديده نشد اين جا معلوم است چه کسي برنده مي شود و به ضرر کيست. لذا اسلام ده بيست رده دفاعي براي زن قرار داد و خدا و رسولش نيز در کنار زن ايستادند تا از حقوق اقتصادي، اجتماعي، سياسي و اخلاقي زن دفاع کنند (و پيامبر فرمودند که هر کس به زنان اهانت کند... ). با توجه با مطالب بالا تمام احکامي را که مربوط به زن و حقوق زن است را بايد در اين مقياس و چارچوب تعريف و مطرح کرد. ولي متاسفانه راجع به حقوق و احکام و مباحث فقهي گاهي تعابير معکوسي ارائه مي شود و چنين وانمود مي شود که در اسلام بين حقوق زن و مرد تفاوت و تيعيض وجود دارد و به زن ظلم شده است. در نتيجه بايد در مباحث فقهي اجتهاد شود و مفاهيم روشن و شفاف بيان شود. ولي اين را بدانيم که تحت عنوان دفاع از زن، تعابير غلط و معکوسي از احکام و حقوق زن ارائه مي شود تا به اين بهانه زن را بيشتر استثمار کنند و اين خيانت به زن است. در واقع هدف بسياري از احکام و مفاهيم دفاع از زن است اما از اين احکام و مفاهيم تعابيري براي ارزش-هاي ضد زنانه مطرح مي شود. به اين دليل در ادامه ما به چند مورد از اين نوع حقوق مي پردازيم و کمي شفاف سازي مي-کنيم تا معلوم شود که اين حقوق به نفع زن است و براي ارزش گذاري روي زن آمده و به ضرر زن نيست و براي زن ضد ارزش نيست.

1- مسئله ديه :

بحث مي شود که چرا خون بهاي مرد از خون بهاي زن بيشتر است. و در اسلام ارزش زن نصف ارزش مرد است. و به اين بهانه و بدون بررسي عميق مسئله، اسلام را دين تبعيض و ضد زن نشان مي دهند. حال اين موضوع را از جهات متفاوتي بررسي مي کنيم تا معلوم شود اين قانون به نفع زن است.
اولا کجا در فرهنگ اسلامي داريم که ديه به معناي ارزش انساني است و در قرآن کشتن زن يا مرد مثل کشتن کل بشريت است. بنابراين خون و جان هيچ زن و مردي راباپول نمي شود تعيين مبلغ کرد. ديه يا خون بها ارزش انسان نيست. و اصطلاح خون بها اشتباه است و ترجمه غلطي از ديه است و به معناي ارزش انسان نيست.
دوم اين که ديه صرفا براي جبران حداقلي خسارت مالي ناشي از فقدان انساني است، که يک مرتبه وجود او از داخل خانواده کم مي شود و يک عنصر اقتصادي داخل خانواده از بين مي رود و چون بار اقتصادي خانواده بر دوش مرد است، فقدان مرد از داخل خانواده ضرر اقتصادي زيادتري را براي خانواده به همراه دارد، در واقع اين جا بحث از ضرر عاطفي و انساني نيست و فقط بحث اقتصادي خانواده مطرح است.
نکته سوم: مگر ديه مرد را به خود او مي دهند و مثلا وقتي مرد تصادف مي کند و مي ميرد، ديه را در قبر او مي گذارند. ديه مرد را به خانم و خانواده او مي دهند حال با دقت به اين مسئله نگاه کنيد و با انصاف قضاوت کنيد که اين به نفع زن است يا به نفع مرد و اين جا حتي مردها بايد اعتراض کنند نه زن ها.
نکته چهارم: تا قبل از اسلام زن در غرب و شرق ديه نداشت.
نکته پنجم: در بعضي موارد فقهي مثل جرح ديه زن ومرد برابر است و در اين موارد زن و مرد تفاوتي ندارند.

2- مسئله ارث :

در اين باب هم مفاهيم و احکام اسلامي را وارونه جلوه داده اند و از آن مفاهيم ضد ارزش زن را برداشت کرده ند به طوري که اگر واقعيت ها را ببنيم مطلب برعکس است. مرحوم علامه طباطبايي بياني درباره اين مضمون دارند که اگرکل ثروت زمين از نسلي به نسل ديگرمنتقل شود ظاهر اين است که دو سوم اين ثروت به مردها مي رسد و يک سوم به زن ها، در عوض در اسلام کل بار اقتصادي خانواده بردوش مردان است و به زن هيچ تکليف اقتصادي نکرده، حتي براي معاش خود زن و با اين همه يک سوم ارث را هم به زن داده است. از نظر فقهي و حقوقي نه زن را بيرون از خانه مي توان مجبور به کار کرد و نه داخل خانه و حتي براي شير دادن بچه خودش هم مي تواند دستمزد دريافت کند. فقه اسلامي اين گونه است که مطلقا از زن هيچ کاري نخواسته جز مباحث حقوقي جنسي زن و مرد و مسئله تمکين که آن هم مبناي قرارداد و تشکيل خانواده است. مازاد بر آن اسلام مي گويد که قانون زيربناي خانواده است و با قانون که نمي توان زندگي کرد. خانواده بر مبناي اخلاق و محبت وگذشت اداره مي شود و قانون در مواقع خاص مثل طلاق مطرح مي شود. توصيه هايي که از اسلام راجع به رفتار در خانواده بيان مي شودکه زن با مرد چگونه رفتار کند، وقتي مرد از بيرون مي آيد زن به استقبال او برود، خود را معطر وآرايش کند و راجع به مرد هم همين طور است، نشان دهنده اخلاق در خانواده است نه اجراي قانون محض و خشک داخل خانواده. و هم چنين اين که جهاد زن برخورد درست با شوهرش است ولي هيچ کدام از اين رفتارها را نمي توان در دادگاه مطالبه کرد چون که وظيفه قانوني زن نيست، ولي وظيفه اخلاقي و انساني دارند چون که بتوانند با هم زندگي کنند و زندگي قابل تحمل شود. مسئله ارث اين است که اسلام کل مسئوليت اقتصادي را بر عهد مرد گذاشته ولي کل ثروت را به مرد نداده، يک سوم ثروت را به زن داده که هيچ مسوليت اقتصادي ندارد و مرد نسبت به اين دو سوم مسئول است و بايد آن را خرج خانواده کند و به همسر نيز نفقه بدهد ولي زن مي تواند تمام آن يک سوم را براي خودش خرج کند. اين جا اگر قرار به اعتراض باشد چه کسي بايد اعتراض کند مرد يا زن. طبق قانون اسلام زن يا تامين است و يا بايد تامين شود ولي در عين حال حقوق اقتصادي خود را نيز دارد و به علاوه ارث همه جا هم مثل ديه، ارث مرد بيشتر از ارث زن نيست و بعضي مواقع ارث زن ومرد برابر و گاهي هم ارث زن بيشتر مي شود.

3- مسئله حجاب :

مباحث حقوقي اين طور نيست که يک بار آن را آزمايش کنيم و ببينيم که خوب است يا نه. مثلا مسئله حجاب و مسئله ارث را سي سال آزمايش کنيم و بعد ببينيم که خوب است يا نه. اين مسائل يک بار مصرف است و اگر يک بار انجام شد و غلط از آب درآمد ديگر به سادگي نمي توان آن را درست کرد و كنترل جامعه از دست خارج مي شود. مسئله حجاب مربوط به عرصه عمومي است نه عرصه خصوصي، بنابراين قانون بردار است و اين طور نيست که بگوييم حجاب يک مسئله شخصي است و در آن دخالت نکنيم. مسئله شخصي هر فرد در خانه است نه در کوچه و بازار و دانشگاه، و در عرصه عمومي مي توان قانون گذاشت منتها قانون بايد عاقلانه و عادلانه باشد.

فلسفه حجاب

حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‏دهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششي‏ حجاب نيست، آن پوششي حجاب ناميده مي‏شود كه از طريق پشت پرده واقع‏ شدن صورت گيرد. استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبة جديد است. معني شايع لغت حجاب پرده است، و اگر در مورد پوشش به كار برده مي‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن‏ است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است‏ زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند . زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در برخي‏ از كشورهاي قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهائي وجود داشته است ولي‏ در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گري و خودنمائي نپردازد. فلسفه پوشش اسلامي از نظر شهيد مطهري چند چيز است. بعضي از آن ها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او. حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذت جوئي هاي جنسي به هم مي‏آميز دل، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند. اكنون به شرح چهار قسمت فوق مي‏پردازيم:

الف- آرامش رواني

نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي بندوبار ، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزون مي‏بخشد و تقاضاي سكس را به صورت يك عطش روحي‏ و يك خواست اشباع نشدني در مي‏آورد . غريزه جنسي، غريزه‏اي نيرومند، عميق و دريا صفت است، هر چه بيشتر اطاعت شود سركش‏تر مي‏گردد، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند، شعله ورتر مي‏شود. درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت: الف- تاريخ همانطوري كه از آزمندان ثروت ياد مي‏كند كه با حرص و آزي‏ حيرت‏آور در پي گرد آوردن پول و ثروت بوده‏اند و هرچه بيشتر جمع‏ مي‏كرده‏اند حريصتر مي‏شده‏اند، همچنين از آزمنداني در زمينه مسائل جنسي ياد مي‏كند. اين ها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف تملك زيبا و يان در يك‏ حدي متوقف نشده‏اند. ب- هيچ فكر كرده‏ايد كه حس تغزل در بشر چه حسي است؟ قسمتي از ادبيات جهان عشق و غزل است. در اين بخش از ادبيات، مرد محبوب و معشوق خود را ستايش مي‏كند، به پيشگاه او نياز مي‏برد، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مي‏دهد، خود را نياز مي‏برد، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه مي‏دهد، خود را نيازمند كوچك ترين عنايت او مي‏داند. اين چيست؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاي خود چنين نمي‏كند؟ آيا تاكنون ديده‏ايد كه يك آدم پول پرست براي پول، و يك آدم جاه‏پرست براي‏ جاه و مقام غزل سرائي كرده است؟! آيا تاكنون كسي براي نان غزل سرائي‏ كرده است؟ همين قدر كافي است كه بدانيم توجه مرد به زن‏ از نوع توجه به نان و آب نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستي در مي‏آيد و يا به صورت عشق و غزل. اسلام تدابيري براي تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين‏ زمينه هم براي زنان و هم براي مردان ، تكليف معين كرده است. يك وظيفه مشترك كه براي زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است: خلاصه اين دستور (سوره نور آيه 30) اين است كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند، نبايد چشم چراني كنند، نبايد نگاه هاي مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند. يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اين است كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه‏گري و دلربائي نپردازند. اما علت اين كه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين‏ است كه ميل به خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب‏ قلب ها و دل ها مرد شكار است و زن شكارچي، همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچي. ميل زن به خودآرائي از اين نوع حس‏ شكارچيگري او ناشي مي‏شود . در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهاي‏ بدن نما و آرايشهاي تحريك كننده به كار برند . اين زن است كه به حكم‏ طبيعت خاص خود مي‏خواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به‏ خود اسير سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان‏ است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است .

ب- استحكام پيوند خانوادگي

شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه زوجين گردد، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود. و بالعكس هر چيزي كه‏ باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي‏ زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد. اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهري را محكم مي‏سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي‏شود. فلسفه پوشش و منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع‏ خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار برود، در حالي كه در سيستم آزادي كاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي‏رود و در نتيجه كانون‏ خانوادگي براساس دشمني و نفرت پايه‏گذاري مي‏شود. علت اينكه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقت به آنان پيشنهاد مي‏شود، جواب مي‏دهند كه حالا زود است، ما هنوز بچه‏ايم ، و يا به عناوين‏ ديگر از زير بار آن شانه خالي مي‏كنند همين است. و حال آنكه در قديم يكي‏ از شيرين‏ترين آرزوهاي جوانان ازدواج بود. جوانان پيش از آن كه به بركت‏ دنياي اروپا كالاي زن اين همه ارزان و فراوان گردد، " شب زفاف را كم از تخت پادشاهي " نمي‏دانستند.

ج- استواري اجتماع

كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي كار و فعاليت‏ اجتماع را ضعيف مي‏كند. برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده‏گيري كرده‏اند و گفته‏اند كه حجاب موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است، بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن نيروي اجتماع است. آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي او است حجاب به‏ صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد. اسلام نه مي‏گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه مي‏گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد، بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي‏كند. اسلام‏ هرگز نمي‏خواهد زن بيكار و وجودي باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست. آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده‏ كردن محيط كار به لذتجوئيهاي شهواني است.

د- ارزش و احترام زن

قبلا گفتيم كه مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد. از نظرمغز و فكر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق‏ خود را بر مرد ثابت كرده است. حريم نگه‏داشتن زن ميان خود و مرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است. اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند. اسلام مخصوصا تأكيد كرده است كه زن هر اندازه متين‏تر و با وقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده مي‏شود. بعدا در تفسير آيات سوره احزاب خواهيم ديد كه قرآن كريم پس از آنكه‏ توصيه مي‏كند زنان خود را بپوشانند (5) . يعني اين كار براي اين كه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود كه خود را در اختيار مردان قرار نمي‏دهند بهتر است، و در نتيجه دور باش و حشمت آن ها مانع مزاحمت افراد سبك سر مي‏گردد .
اشكالات وارد شده به حجاب و جواب ها

حجاب و منطق :

اولين ايرادي كه بر پوشيدگي زن مي‏گيرند اي انست كه دليل معقولي ندارد و چيزي كه منطقي نيست نبايد از آن دفاع كرد. مي‏گويند منشأ حجاب ، يا غارتگري و نا امني بوده است كه امروز وجود ندارد، و يا فكر رهبانيت و ترك لذت بوده است كه فكر باطل و نادرستي است، و يا خودخواهي و سلطه‏جوئي مرد بوده كه رذيله‏اي است ناهنجار و بايد با آن مبارزه كرد، و يا اعتقاد به پليدي زن در ايام حيض بوده است كه اين هم خرافه‏اي بيش‏ نيست. پاسخ اين ايراد از بحثي كه در بخش گذشته كرديم روشن شد . از مباحث آن‏ بخش معلوم گشت كه حجاب - البته به مفهوم اسلامي آن، از جنبه‏هاي مختلف: رواني، خانوادگي، اجتماعي و حتي از جنبه بالا رفتن ارزش زن، منطق‏ معقول دارد و چون در آن بخش به تفصيل بحث كرديم در اين بخش تكرار نمي‏كنيم .

حجاب و اصل آزادي :

ايراد ديگري كه بر حجاب گرفته‏اند اين است كه موجب سلب حق آزادي كه‏ يك حق طبيعي بشري است مي‏گردد و نوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي‏رود. مي‏گويند احترام به حيثيت و شرف انساني يكي از مواد اعلاميه حقوق بشر است. هر انساني شريف و آزاد است، مرد باشد يا زن، سفيد باشد يا سياه، تابع هر كشور يا مذهبي باشد. مجبور ساختن زن به اينكه حجاب‏ داشته باشد بي اعتنائي به حق آزادي او و اهانت به حيثيت انساني او است‏ و به عبارت ديگر ظلم فاحش است به زن. عزت و كرامت انساني و حق‏ آزادي زن، و همچنين حكم مطابق عقل و شرع به اين كه هيچ كس بدون موجب‏ نبايد اسير و زنداني گردد، و ظلم به هيچ شكل و به هيچ صورت و به هيچ‏ بهانه نبايد واقع شود، ايجاب مي‏كند كه اين امر از ميان برود. پاسخ : يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زنداني كردن‏ زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتي مي‏خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام يك وظيفه‏اي است بر عهده زن‏ نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد كيفيت خاصي را در لباس‏ پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به‏ حقوق طبيعي او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود. اگر رعايت پاره‏اي مصالح اجتماعي، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند چنين مطلبي را زنداني كردن‏ يا بردگي نمي‏توان ناميد و آن را منافي حيثيت انساني و اصل آزادي فرد نمي‏توان دانست. در كشورهاي متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديت هائي براي مرد وجود دارد. اگر مردي برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتي با پيژامه بيرون آيد، پليس ممانعت كرده به عنوان اين كه اين عمل برخلاف‏ حيثيت اجتماع است او را جلب مي‏كند. هنگامي كه مصالح اخلاقي و اجتماعي، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصي را رعايت كنند مثلا با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزي نه بردگي نام دارد و نه‏ زندان، و نه ضد آزادي و حيثيت انساني است و نه ظلم و ضد حكم عقل به‏ شمار مي‏رود. برعكس، پوشيده بودن زن، در همان حدودي كه اسلام تعيين كرده است، موجب كرامت و احترام بيشتر او است، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مي‏دارد.

ركود فعاليتها

سومين ايرادي كه بر حجاب مي‏گيرند اين است كه سبب ركود و تعطيل ‏فعاليت هايي است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است. زن نيز مانند مرد داراي ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است. اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد. اساسا هر استعداد طبيعي دليل يك حق طبيعي است. جواب اين اشكال آن است كه حجاب اسلامي موجب هدر رفتن نيروي زن و ضايع ساختن استعدادهاي فطري او نيست . ايراد مذكور بر آن شكلي از حجاب كه در ميان هندي ها يا ايرانيان‏ قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است. ولي حجاب اسلام نمي‏گويد كه‏ بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوي بروز استعدادهاي او را گرفت. مبناي حجاب در اسلام چنان كه گفتيم اين است كه التذاذات جنسي بايد به محيط خانوادگي و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براي كار و فعاليت باشد. به همين جهت به زن اجازه نمي‏دهد كه وقتي از خانه بيرون‏ مي‏رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمي‏دهد كه‏ چشم چراني كند. چنين حجابي نه تنها نيروي كار زن را فلج نمي‏كند، موجب‏ تقويت نيروي كار اجتماع نيز مي‏باشد عجبا ! به بهانه اينكه حجاب، نيمي از افراد اجتماع را فلج كرده اس ، با بي حجابي و بي‏بند و باري نيروي تمام افراد زن و مرد را فلج كرده‏اند. كار زن پرداختن به خودآرايي و صرف وقت در جلو آينه براي بيرون‏ رفتن، و كار مرد چشم چراني و شكارچي-گري شده است.

افزايش التهاب ها:

يك ايراد ديگر كه بر حجاب گرفته‏اند اين است كه ايجاد حريم ميان زن و مرد بر اشتياق ها و التهاب ها مي‏افزايد و طبق اين اصل که انسان به هر چه منع شود حريص مي شود (الانسان حريص علي ما منع منه)، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسي را در زن و مرد بيشتر مي‏كند. به علاوه، سركوب كردن غرائز موجب انواع اختلال هاي رواني و بيماري هاي‏ روحي مي‏گردد. غريزه جنسي دو جنبه دارد: جنبه جسماني و جنبه روحي. از جنبه جسمي‏ محدود است، از اين نظر يك زن يا دو زن براي اشباع مرد كافي است، ولي‏ از نظر تنوع طلبي و عطش روحي كه در اين ناحيه ممكن است به وجود آيد شكل ديگري دارد . اما اين كه مي‏گويند: الانسان حريص علي ما منع منه مطلب صحيحي است ولي‏ نيازمند به توضيح است. انسان به چيزي حرص مي‏ورزد كه هم از آن ممنوع‏ شود و هم به سوي آن تحريك شود، به اصطلاح تمناي چيزي را در وجود شخصي‏ بيدار كنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امري اصلا عرضه نشود يا كمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان كمتر خواهد بود .در جوامع غربي به وضوح نقض اين حرف ديده مي شود. در مورد امور جنسي، حرص جنسي کمتر شده يا بيشتر؟ آنجاها که تجاوز جنسي و خشونت جنسي عليه زن خيلي بيشتر شده و در اين جوامع هر 8 ثانيه يک تجاوز جنسي صورت مي گيرد. و باز از منظر ديگري (در مقايسه با جوامع غربي) مي گويند که اگر حجاب نباشد، خود مردان نيز نگاه نمي کنند، بله در جوامع غربي اين ها شبانه روز مشغول ارضاي جنسي هستند و طبيعتا هم نياز ندارند که مثلا داخل تاکسي به يک زن نگاه بد کنند، ولي نبايد اشتباه کنيد که در جوامعي که حجاب نيست، تجاوز و خشونت عليه زن کمترشده و اين نقض عملي شبه بالا است.
علت اين که در فرقه هاي فمنيستي (ليبرال، سوسياليست، راديکال، اگزيستانسياليستي، انجيلي و جريانهاي افراطي فمنيسم) اين همه اختلاف وجود دارد چيست و چرا دست به دامان مکاتبي شده اند که اين مکاتب براي از بين بردن هم ديگر به وجود آمده اند. مثلا مكتب ليبراليسم و سوسياليسم با هم مثل آب و آتش اند و سازگار نيستند. پس چرا جنبش هاي زنانه به هر دوي آن ها متوسل شده اند، چون فمينيسم يک مکتب نيست و يک جنبش اجتماعي است که به مکاتب و گفتمان هاي مختلف متوسل شده اند تا از آن ها کمک بگيرند و همه آن ها نيز به بن بست رسيده اند. مشکل اصلي اين بوده که چه طوري مي شود که زن حقوق خود را همراه با عفت و عزت به دست آورد. يعني زن به شان و حقوق اجتماعي برسد و به او اهانت نشود و کرامت و عفت زن حفظ شود. در اسلام راه حل آن وجود دارد، البته با اجتهاد و تحجرزدايي. فمنيست ها مي گويند که نبايد به زن به دليل زن بودنش ظلم کرد، ما هم تا اين جا را به فمينيسم حق مي دهيم، اما بايد ظلم و عدالت تعريف شود و حقوق بشريت و مسئوليت آنها مشخص شود. بايد با مکتب هايي که به نام دفاع از زن يا تحقير زن وارد صحنه مي شوند وارد گفتگو و مباحثه شد. در اين عرصه يک مکتب روشن علمي و آکادميک به نام فمينيسم نداريم و اين باعث شده كه فرقه هاي فمينيستي دچار افراط و تفريط هاي زيادي در مورد حقوق زن شوند. وقتي که حقوق و وظايف زن و مرد از مسير و روند توحيدي خارج مي شود، زن و مرد به هم به چشم دو دشمن و دو رقيب و دو موجودي که مي خواهند هم ديگر را استثمار کنند، نگاه مي کنند البته چون زور مرد بيشتر است، زن مظلوم واقع مي شود و زن هم جور ديگري درخارج از خانواده جبران مي کند. اين که تعريف مشخص و درستي از حقوق زن نمي شود اين مي شود که فرقه هاي مختلف فمنيستي به وجود مي آيند كه گروهي براي مبارزه با سقط جنين و همجنس گرايي و دفاع از تشکيل خانواده به مفهوم ديني و سنتي، و فرقه هايي نيز به وجود مي آيند که صريحا مي گويند که تاکنون زنان فرزند به وجود مي آورند و از اين پس مردان فرزند به وجود آورند و مي گويند که فقط در مباحث حقوقي به زن ظلم نشده، در مباحث زيست شناسي هم به زن ظلم شده است. و گروه هاي زنانه اي به وجود آمدند که در جلسات مردانه بمب مي انداختند. گروه تروريستي جوراب قرمزها در نيويورک از اين گروه بودند. شعار آن ها اين بود که ازدواج با مرد خيانت است و ملحق شدن به دشمن است و طبيعي هم هست، زيرا در جامعه اي که مرد به زن به چشم يک کالاي جنسي نگاه کند و استثمار و تحقيرش کند و حرمت الهي براي او قائل نباشد، اين مسائل طبيعي است که به وجود آيد. اين را با فرهنگ اسلامي مقايسه کنيد که مي گويد زن و مرد معين هم هستند در امور دنيايي و اخروي و بزرگ ترين سعادت براي يک زن يا يک مرد اين است که همسرش کسي باشد که با کمک هم زندگي را طوري بسازند که يک زندگي شرافتمند و آخرت سعادتمند داشته باشند و براي هم مايه سکونت و آرامش باشند. ولي در فرهنگ غرب به زن يک نگاه ابزاري شده است که مسئله نياز جنسي به بيماري جنسي تبديل شده است. زن را به نام آزادي و حقوق بشر برهنه وارد اجتماع کرده اند و فحشا را هم تئوريزه مي کنند و هم قانوني مي کنند. در آن فرهنگ تجارت بدن و تجارت انسان قانوني است. زني که در فرهنگ اسلامي مظهر جمال خداست و امانت خداست، به يک شيء تبديل مي شود که مثل يک کالا به آن نگاه مي کنند و در بعضي کشورها زنان را مثل اجناس پشت ويترين مي گذارند و خريد و فروش مي کنند. در همين کشورهاي مدرن و متمدن که دم از حقوق و آزادي بشر و زن مي زنند، زن را پشت ويترين ها مي گذارند و قيمتش را هم روي آن مي نويسند. امروزه مي گويند که دوران برده داري تمام شده، پس اين چيست؟ اين برده داري مدرن است. اين ها برده هاي جنسي هستند. و اگر حجاب برداشته شود به نفع زنان نيست بلکه به نفع مردان هرزه است. يعني بزرگ ترين خدمت به مردان هرزه اين است که زنان يک جامعه را برهنه کنند و بزرگ ترين خيانت به زنان اين است که زن براي بقاي خود مجبور باشد تن به فحشا دهد و در اين جوامع ديگر زن به عنوان موجود خليفه خدا مطرح نيست. و زن در کنار مشروبات الكلي فروخته مي شود و اين آزادي زني که مطرح شد بيشتر از اين که به زن خدمت کند، به صاحبان برخي صنايع (آرايشي و داروهاي شيميايي و ...) خدمت کرد. ما بايد بررسي کنيم که بسياري از اين مفاهيم خوش طنين چقدر معاني ضد زن دارند و بعضي از تعابيري که تفسير ضد زن مي شود چقدر در آنها کرامت و شرافت زن است. در کل به اين معني نيست که فقط در کشورهاي غربي به زن ظلم مي شود و در کشور ما، زن به تمام حقوق و امنيت و جايگاه انساني خود رسيده، اما بايد سعي شود زن به تمام حقوق خود همراه با ارزش و جايگاه اجتماعي و کرامت انساني برسد. پيشرفت زنان ايراني در عرصه علم، اقتصاد و بسياري از چيزها بعد از انقلاب بي نظير بوده است. يعني زنان ايراني هم حجابشان را حفظ کردند و هم ارزش و جايگاه خود را نيز همراه با عفت و حيا را در اجتماع دارند. لازم به ذكر است كه بسياري از حقوق زن در غرب مربوط به چند دهه قبل است ولي اسلام از همان ابتدا حقوق ارث زن، راي زن، مالکيت خصوصي زن، ديه، ازدواج و حق بيعت و راي (با امام علي ع) را براي زن مطرح کرد. لازم است چند نکته راجع به مسئله مد و نقش آن در اجتماع بيان شود.

مد و مدل‌هاي چادر:

مساله مد در ارتباط با حجاب نيز مي تواند مطرح شود و خدمات ارزشمندي را به اسلام و زنان جامعه برساند، ولي اين مسئله نياز بايد روشن و شفاف بيان شود تا از آن بر ضد زن و اسلام سوء استفاده نشود. مد در فرهنگ غرب با يک نوع فلسفه و هدف خاصي مطرح مي‌شود و در فرهنگ ما با تعريف و فلسفه ديگري مطرح مي‌شود. در فرهنگ ماترياليتسي، مد براي کمک به تبرج جنسي و اين که زن طوري رفتار کند و لباس بپوشد که در جامعه، جنبه غالب شخصيت او، جنبه جنسي باشد، مطرح مي شود. در واقع مد اين گونه براي جاذبه جنسي بيشتر زن در سطح جامعه و عرصه عمومي تعريف مي‌شود. به اين معنا که زن هيچ امتياز و برجستگي شخصيتي و هنري جز عرضه جسم و تبرج جنسي براي نگاه‌هاي بيمار در جامعه ندارد. اما ما مي‌توانيم نگاه ديگري به مسئله مد داشته باشيم. درست است که چادر حجاب برتر است ولي استفاده از چادرهاي رايج کمي سخت است و يک دست زن هميشه بايد براي کنترل چادر، به چادر باشد. استفاده اين گونه از چادر ديگر دستور اسلام نيست و چرا ما بعد از دو سه دهه، چهار، پنج يا بيست تا مدل چادر طراحي نکرده ايم که هم حجاب برتر باشد و مزاياي چادرهاي رايج را داشته باشد و هم دست زن هم آزاد باشد. به عنوان مثال حجاب هاي عربي راحت تر از حجاب ايراني است و اين منافاتي با اسلام ندارد و حتي در جهت اسلام است. خود خانم ها بايد اين مد را درست کنند که در آن حجاب، عفت، حيا و پوشيدگي باشد مثل چادرهاي فعلي و در عين حال زن هم راحت باشد. و اين را بايد توصيه و ترويج کرد تا اين که دخترهاي جوان ما اين طور فکر نکنند که يا بايد بي حجاب باشند و يا براي حفظ عفت و حجاب خود رياضتي که خدا هم از ما نخواسته تحمل کنند. ما مي توانيم از مد در فرهنگ اسلامي صحبت کنيم منتها با اين هدف که کرامت، حرمت، شخصيت، وقار، حيا و عفت زن در جامعه حفظ شود و در عين حال زن مشکل اضافي نداشته باشد.

4- مسئله حق حضانت کودک :

اين که پس از طلاق کودک را بايد به زن بدهيم يا به مرد و اين که پسر را از چند سالگي و دختر از چند سالگي به چه کسي بايد داد. اين هم يکي از مسائلي است که به دليل تعبير نادرست از آن در اجتماع، بازيچه دست افرادي شده تا بحث حقوق زن را مطرح کنند و به اسلام ضربه بزنند. لازم به تذکر است که حضانت حق نيست و تکليف است. اين که اسلام مي گويد تا مدتي در حق حضانت اولويت با مرد باشد نه اين است که مادر حق ندارد با بچه ها ارتباط عاطفي داشته باشد و مرد حق دارد مانع از ارتباط بين آنها شود. اما از طرف ديگر اين حق به نفع زن است يا به ضرر زن، زني که از شوهر جدا شد و بچه ها با او باشند چقدر شرايط ازدواج ديگري براي او مهيا مي شود. از طرف ديگر خود سرپرستي اين بچه ها حق است يا تکليف.

نتيجه

با توجه به مطالب بالا در مورد حقوق زن و نقش او در اجتماع در زير به چند اصل مهم در مورد حقوق زن پرداخته مي شود.

اصل 1 :

جنسيت مقدم بر انسانيت نيست، انسان ها از لحاظ ارزشي به مرد و زن تفکيک نمي شوند. بنابراين زن بودن و مرد بودن نه ارزش است و نه ضد ارزش و نبايد زن و مرد شرمنده و ناراحت شوند که زن يا مرد هستند. يکي از فلسفه هاي حجاب همين مساله است که زن در عرصه عمومي انسان است نه زن. و اگر زن حجاب نداشته باشد در عرصه عمومي اولين چيزي که به چشم مرد مي آيد، جنسيت زن است و توجه مرد به ابعاد زنانه او جلب مي شود نه به ابعاد انساني او. در عرصه عمومي ما نه زنيم و نه مرد و انسانيم و مساله زن و مرد مربوط به خانواده است و بيشتر مسائلي که راجع به زن و مرد مطرح شده راجع به خانواده است.

اصل 2 :

زن بودن يا مرد بودن به انتخاب ما نيست، بنابراين هيچ ارزش انساني ندارد. چيزي که انتخاب آن با ما نيست براي ما نه ارزش است و نه ضد ارزش. و خداوند در قرآن صريح مي فرمايد: که ما به فرزندان انسان (زن و مرد) کرامت بخشيديم (6) و مي گويد که اين کرامت عام است و مال همه بشر است و بعد مي گويد يک کرامت خاص وجود دارد و آن مال اهل تقواست و جنسيت نيست. (همانا با کرامت ترين شما با تقواترين شماست.)(7) ارزش انسان به تقواست نه به زن و مرد و جنسيت معيار ارزش اخلاقي و انساني نيست.

اصل 3 :

زن و مرد بودن ما بر اساس حکمت الهي است و حساب شده است (خداوند مي فرمايد: ما شما را در رحم ها آفريديم .) (8) و پس نمي توان بدون در نظر گرفتن حکمت الهي روي زن بودن يا مرد بودن انسان ها ارزش گذاري کرد.

اصل 4 :

اصلا مقايسه زن ومرد يک مقايسه غلطي است. اين که در فلان چيز زن قوي تر است و در فلان چيز مرد، اين مقايسه و ارزش گذاري بدون در نظر گرفتن خصوصيات بدني و روحي رواني زن و مرد اشتباه است. يک موقعي است که مي خواهيم خصوصيات زن و مرد را شناسايي کنيم، اين مشکلي ندارد ولي اگر بخواهيم ارزش گذاري کنيم اين مشکل دارد. ايجاد رقابت بين زن ومرد يک رقابت انساني و اسلامي نيست. فرهنگ اسلام يک فرهنگ رقابتي بين زن و مرد نيست، بلکه فرهنگ معاونت بين زن و مرد است. خداوند يک چيزهايي در زن کم گذاشته و در مرد قرار داده و يک چيزهايي در مرد کم گذاشته و در زن قرار داده است براي اين که اين دو به هم محتاج باشند و ضعف هاي هم را پوشش دهند و خلاء هم را جبران کنند. خداوند مرد را محتاج زن و زن را محتاج مرد قرار داد و اين کمبودها يا افزون ها باعث ايجاد جاذبه زن و مرد براي هم و آرامش و سکون براي يک ديگر و تمايل به تشکيل خانواده است، پس اين معيارها نبايد مبناي ارزش گذاري قرار گيرند و اين ها ناشي از تفاوت بدني و بيولوژيکي زن و مرد است و اگر زن و مرد مثل هم ديگر بودند، نمي توانستند داخل خانواده همديگر را تحمل کنند و اين تفاوت و حتي تضادهاست که به زندگي زناشويي زيبايي مي دهد. يک چيزهايي هست که زن دوست دارد و يک چيزهايي هم هست که مرد دوست دارد. يک سري کارهايي هست که مرد نمي تواند انجام دهد، بله از نظر فيزيکي مي تواند انجام دهد ولي از نظر روحي نمي تواند انجام دهد و يک سري کارهايي هم هست که زن از نظر فيزيکي مي تواند انجام دهد ولي اصلا زن براي آن کار ساخته نشده است و در نتيجه يک سري کارها مناسب بدن و ساختار روحي رواني بدن زن و يک سري کارها مناسب بدن مرد است.

اصل 5 :

در بيش از نود درصد استعدادها، قوا، تمايلات و نيازها، زن و مرد دقيقا مثل هم اند، از جمله در مسئله رشد و تکامل اما در چنددرصد از مسائل بين زن و مردتفاوت وجود دارد و اگر اين تفاوت ها را ناديده بگيريم هم به زن خيانت کرده ايم و هم به مرد و ما نمي توانيم بگوييم تفاوتي نيست و مساوات بايد باشد، اين مساوات نيست که اين هم ظلم کردن به زن است و هم ظلم کردن به مرد و اين عدالت نيست. به عبارت ديگر معني عدالت اين نيست که اشخاص با استعدادهاي روحي-رواني متفاوت داراي حقوق و تکاليف مشابه باشند. بايد بپذيريم که در بعضي از خصوصيات زن از مرد قوي تر و بعضي از خصوصيات هم مرد از زن قوي تر است و اين مسئله نه عيبي براي زن و نه ارزشي براي مرد است. اين تفاوتي است که مربوط به ساختار بدن زن و مرد است. پس تفاوت ها حداقلي و شباهت ها حداکثري است و بايد تفاوت هاي حقيقي بين زن ومرد را ديد و همه دانشمندان روانشناسي، جامعه شناسي، دکترها و علماي اخلاقيه به اين تفاوت ها اذعان دارند. اما همين که حرف از تفاوت ها مي شود، جريان ها و احزاب مسئله تبعيض را مطرح مي کنند و وقتي که گفته مي شود که حقوق زن و مرد مساوي است اين ها فکر مي کنندکه بايد تفاوت هاي زن و مرد ناديده گرفته شود و اسلام مي گويد که تفاوت هاي حقيقي بين زن و مرد وجود دارد ولي اين تفاوت ها دليل تفاوت ارزشي نيست و نبايد زن و مرد عليه هم سوء استفاده کنند.

اصل 6 :

تفاوت حقيقي بين زن و مرد در روح و روان و نيازها، باعث تفاوت هاي حقوقي هم مي شود و اگر اين طور شد هر تفاوت حقوقي ظلم وتبعيض نيست و اين جا تفاوت هاي حقوقي که اسلام بين زن و مرد قائل است، توجيه مي شود و اين فقط در اسلام نيست و در تمام جاهاي دنيا تفاوت هاي حقوقي بين زن ومرد وجود دارد.

اصل 7 :

براي قضاوت درست در مورد حقوق زن و مرد بايد همه مسائل فقهي زن و مرد را کنار هم قرار داد و بررسي کرد و مثلا گفته شود که چرا ارث مرد دو برابر زن است و بايد مسئوليت اقتصادي مرد را هم در نظر گرفت.
منابع :
1. قرآن کريم
2. مطهري، مرتضي، مسئله حجاب، چاپ 72، مسئله حجاب، تهران، انتشارات صدرا، 1386
3. مجیدی، غلامحسین، نهج الفصاحه جلد 2، سی دی مدينة العلم، اصفهان، مرکز تحقیقات رایانه ای اصفهان، 1385
4. رحیم پور ازغدی، حسن، سخنرانی پیرامون حقوق زن، سایت www.yasinmedia.com

پی نوشت ها :

1 . قرآن کريم، سوره حجرات- آيه 13
2. نهج الفصاحه، ح 1520
3. قرآن کريم، سوره احزاب- آيه 53
4 . قرآن کريم، سوره نور- آيات 30 و 31
5 . قرآن کريم، سوره احزاب- آيه 53
6 . قرآن کريم، سوره اسراء- آيه 70
7 . قرآن کريم، سوره حجرات- آيه 13
8 . قرآن کريم، سوره آل عمران- آیه 6



نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.