سنگر به سنگر
بارخدايا! تو را سپاس مي گويم كه در امتداد تاريخي زندگي کرده ام كه در قلّه هاي رفيع افتخارش رسول گرامي، محمد بن عبدالله (ص) زندگي سراسر حماسه اش را به نمايش گذاشته است و نايبين بر حقّش از علي (ع) تا امام
ادامه...
مينهاي خداوند در خليج فارس
با عرض ادب خدمت آقا امام زمان و نايب برحقش حضرت امام خميني. خدا را شكر ميكنم كه باز به بندة حقير توفيق داد كه خدمت آقايان برسيم و چند دقيقهاي از وقت گرانقدر و با ارزش شما عزيزان را بگيريم. در يك چنين
ادامه...
چه كسي پوتينهاي مرا واكس زد؟!
«شهید صیاد پایهگذار وحدت در سپاه و ارتش بود. ما میگفتیم: «ارتش، سپاهی دو لشکر الهی.» ولی ایشان میگفتند: نه، بگویید: ارتش، سپاهی، یک لشکر الهی.»
پس از عزل بنیصدر ملعون، و با انجام عملیات فرماندهی کل
ادامه...
پرستوهاي مهاجر هاجر
سالها این مادر بود که برای سه فرزند شهیدش مراسم یادبود برگزار میکرد، اما سال گذشته، در آستانة زمستان، روح بلند او میهمان شهيدان «آهندوست» شد. مادری که با سوادی در حد خواندن قرآن، سه انسان آسمانی را
ادامه...
بي بال پريدن
به هر بهانهاي ميآمد سراغ ما. موقع خيارچيني آمده بود كمك. همينطور كه كار ميكرد، سؤال هم ميپرسيد. ظهر شده بود. گفتم: «برو، ناهارت دير ميشود.» لجوجانه ميگفت: «نه باز هم بگوييد، ميخواهم بيشتر اسلام
ادامه...
امام و جنگ در جغرافياي ايمان
اگر ما در جنگ هشتساله با دنياي استکبار شکست ميخورديم و قسمتي از خاک ايران عزيز اسلامي اشغال ميشد و هرگز نميتوانستيم آن را پس بگيريم، چه تفسيري از جنگ هشتساله داشتيم؟ اساساً تفسير ما از پيروزي در جنگ
ادامه...
خاطرات امدادگر «باهره شاهکلدي»...
دختر جوان تک و تنها در کوپه نشسته بود. قطار مسير تهران- اهواز را بي مهابا طي مي کرد. نگاه نگران دختر جوان بيرون از پنجره در نقطه اي مبهم گم شده بود. بيشتر از هميشه آماده بود؛ حتي براي مرگ! اما دلهره اي
ادامه...
حضور زنان در ادبيات دفاع مقدس
جنگ بخشي از حافظه تاريخي نسل ما را از آن خود کرده است. پس طبيعي است که جاي پاي دوراني را که به دفاع مقدس مي شناسيم، در ادبيات ببينيم. نويسندگان زن نيز به سهم خود در اين وادي، آثار را عرضه کردند. اين آثار
ادامه...
پلاک آشنا
«حسن کردم اين آدم چقدر با بقيه فرق مي کند... توي اين مدت بين بچه هاي شهر حسابي جا افتاده بود. همه او را مي شناختند و به حرف ها و کارهايش احترام مي گذاشتند. من هم ارادت خاصي به شيخ شريف داشتم. مرد عمل بود.
ادامه...
وصيت نامه ي شهيد علي خاورزاده
چرا از شهادت مي ترسيد، مگر كودكي را سراغ داريد كه از پستان مادرش بترسد؟ «امام حسين (ع)» اكنون كه با ياد خدا به جبهه آمده ام، نه براي انتقام، بلكه به منظور دينم و تداوم انقلابم و امنيت ميهنم آمده ام و خدا
ادامه...
ياد ياران
خداوندا تو را شکر مي کنم که مرا به دين خود هدايت و از نعمت جهاد بهره مندم کردي تا بتوانم تو را بهتر بشناسم و از مشکلات و سختي ها راحتم کردي تا به درگاهت نزديک تر شوم.
خدايا اگر در اين راه تقصير و کوتاهي
ادامه...
فکش که باز شد دندانها کف دستم ريخت
فکش سرانجام باز شد با صدا. دقیق شدم دیدم چندتا از دندانهايش افتاد کف دستام. لازم نبود بیشتر فشار بیاوریم. با دستمال لبهایش را خیس کردم.
ادامه...
نقش وجایگاه شهادت در زمینه سازی...
انقلاب اسلامی و دفاع مقدس این سؤال بزرگ را در مقابل اذهان جهانیان قرار دارد که قدرت، تنها در بمب اتم و سلاح نظامی نیست بلکه ایمان به خدا و غیب و قدرت روحی و فکری و عملکرد ایثارگرانه و شهادت طلبانه میتواند
ادامه...
وصيت نامه شهيد محمود دايه علي
« و لا تحسبن الدين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احيا عند ربهم يرزقون.» گمان مبريد کساني که در راه خدا کشته مي شوند، مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند. من محمود دايه علي وصيتنامه ي خود را
ادامه...