او همان ارباب است!
مرد بي نوا به خاطر گرسنگي زياد، ناي راه رفتن نداشت. او هنوز پير نشده بود، بيمار نبود، هيچ عضوي از بدنش نقصي نداشت؛ فقط گرسنه، بينوا و دست خالي بود. برگشت و به ته صحرا خيره شد؛ جايي كه در پايين آن كوهي
ادامه...
ادبيات مهدوي؛ ادبيات امروز و فرداي...
شعر آييني شعري است در ستيز با ستم. روشن و انكارناشدني است كه شاعران آييني ما همواره جزء مبارزان بودند و با سلاح شعر وارد جنگ با باطل شدند. آثار به جا مانده از آن ها نشانه پيروزيشان است. البته در دوره ما
ادامه...
درست مثل بادبادک
اگر آب و روغن مغزم به حريم همه پاک زده اند، پس چرا مي توانم براحتي عکس هاي اين آلبوم قديمي خانوادگي را ببينم و تاريخ هر عکس را زير آن بخوانم و حتي مکان گرفتن هر تصوير را بخوبي به خاطر آورم؟! و اگر صفحات
ادامه...
جستاري در پيدايش داستان کوتاه در...
تا اواخر قرون وسطا در جهان غرب خصوصاً اروپا «داستان کوتاه» به حکايت ها و افسانه هايي اطلاق مي شد که بيشتر جنبه طنز و شوخي و مطايبه داشت و در نمايه اغلب آنها مسايل عشقي - خصوصاً عشق هاي ممنوع - بود. درواقع
ادامه...
سربازي ميري ولو به زور...
(لازم به توضيح است که کتابي که با اين عنوان در بازار وجود ندارد و حاصل تخيّل نويسنده است! البته خدا را چه ديديد شايد بعدها کتاب واقعي شد!)
مظفر در فصل مربوط به «پيچش هاي سربازي» پرده از تلاش هايي برداشته
ادامه...
داستانک هايي براي يک لباس
ايستاده بود بالاي برجک نگهباني. تا چشم کار مي کرد شب بود و سفيدي برف. گه گاهي صداي زوزه گرگي از دور به گوش مي رسيد. سرما تا مغز استخوانش نفوذ کرده بود. دستانش بي حس شده بودند و دندان هايش بي اختيار به
ادامه...
آخرين سفر
قدم هايش را آهسته بر مي داشت. از گوشه در، نگاهي به اتاق انداخت. وقتي مطمئن شد همسر و فرزندانش در خواب عميقي هستند، به طرف زير زمين به راه افتاد. در حالي که دستش را حمايل شعله شمع کرده بود، وارد زير زمين
ادامه...
تجلي مدارا در انديشههاي مولانا(4)
در اين بررسي، كوشش شده است تجلّيِ انديشة تساهل و مدارا در آثار مولانا جلالالدين محمد مولوي، متفكر بزرگ و عارف نامدار ايراني، رديابي و تحليل شود قسمت پاياني مقالة حاضربا اين توضيح مجدد تقديم حضور مي شود
ادامه...
تجلي مدارا در انديشههاي مولانا(3)
در اين بررسي، كوشش شده است تجلّيِ انديشة تساهل و مدارا در آثار مولانا جلالالدين محمد مولوي، متفكر بزرگ و عارف نامدار ايراني، رديابي و تحليل شود . قسمت اول و دوم اين مقاله در پايان سال گذشته تقديم حضور
ادامه...
تجلي مدارا در انديشههاي مولانا(2)
مدارا و تساهل يكي از فاخرترين و انسانيترين جلوههاي فرهنگ پربار و سرافرازِ ايران زمين است كه درآثار انديشمندان و سخنوران سترگ فارسي ـ به ويژه در نوشتهها و گفتههاي عارفان بزرگ ايراني نظير فريدالدين عطارنيشابوري،
ادامه...
تجلي مدارا در انديشههاي مولانا(1)
مدارا و تساهل يكي از فاخرترين و انسانيترين جلوههاي فرهنگ پربار و سرافرازِ ايران زمين است كه درآثار انديشمندان و سخنوران سترگ فارسي ـ به ويژه در نوشتهها و گفتههاي عارفان بزرگ ايراني نظير فريدالدين عطارنيشابوري،
ادامه...
شب پر ستاره
ــ آخ نه براي بچه بده. سيگار رو خاموش كرد. دوباره روي كاناپه افتاد. توي ذهنش بچه اي رو بغل كرد او رو به هوا انداخت و گرفت و زير چونه اش رو بوسيد، بچه مي خنديد. لبخند به لب هاي فريد اومد و شادي توي وجودش
ادامه...
او...هميشه غريب
اي بابا! اين كه ديگه قديمي شده...حيوان با فكر ...اين هم مال روشنفكرهاس. حيوان با احساس. همين حرفهاست كه بدبخت مان كرده! حيوان ...حيوان ...حيوان ...با آقا رحيم بچه محل بوديم. كسي از او بد نديده بد، مستأجر
ادامه...
فراموشم نكن تا مي تواني
اي كاش هرگز به اينجا نمي آمديم. مادر شهرخودمون بدون هيچ گونه تنشي زندگي مي كرديم. محمد برنامه ريز و تعمير كار كامپيوتر مشهوري بود. او تجربه و سابقه تخصصي و تحصيلي بسياري داشت و در كارش موفق بود. درآمد
ادامه...