ادبيات مهدوي؛ ادبيات امروز و فرداي...
شعر آييني شعري است در ستيز با ستم. روشن و انكارناشدني است كه شاعران آييني ما همواره جزء مبارزان بودند و با سلاح شعر وارد جنگ با باطل شدند. آثار به جا مانده از آن ها نشانه پيروزيشان است. البته در دوره ما
ادامه...
پاس ايران
قرنها زين پيشتر، اين صحن و ايوان كردهاند وين بناي سر به كيوان برده بنيان كردهاند پارهاي همداستان بارة بهرام و تير گنبدي همپاية گردونِ گردان كردهاند معجز آوردند پيدا زين رواق اندر رواق يا به افسون اين
ادامه...
جبران خليل جبران
ظاهرم چيزي نيست جز لباسي که از نخ هاي تساهل و نيکي با دقت بافته شده است تا مرا از دخالت هاي بيجاي تو و تو را از کوتاهي و غفلت من محافظت کند. و اما آن ذات بزرگ و پنهان که و را » من «مي خوانمش، راز ناشناخته
ادامه...
شمارش تا بيداري
دراز ميكشم. نور توپهاي فرانسوي رو دنبال ميكنم، تا جايي كه خاموش ميشوند. بعد زير لب ميشمرم: هزار و يك، هزار و دو، هزار و سه، هزار و چهار، هزار و... .
ادامه...
هم صدا با حلق اسماعیل
سیدحبیب نظاری خرم شهر باران پرنده نیست، کبوتر پرنده نیست در ذهن حوض، ماه شناور پرنده نیست در بادهای زخمی این شهر، مدتی ست پیراهن رهای تو دیگر پرنده نیست خود را پرنده فرض کن و در قفس بمان!
ادامه...
در هواي ترنم
که بود اين موج، اين طوفان که خراب از چشم دريا برد؟ و شب را از سراشيب سکون، تا اوج فردا برد کدامين آفتاب از کهکشان خود فرود آمد که اين گونه زمين را تا عميق آسمان ها برد صداي پاي رودي بود و در قعر زمان
ادامه...
ياد ياران شما
دكتر مهدي روشن ضمير از استادان برجسته ادبيات فرانسه و نيز زبان و ادب فارسي در دانشگاه تبريز بود كه قدرش ناشناخته ماند و كمتر كسي از فضايل اخلاقي و توان علمي او آگاه شد .دكتر گيوي مي گويد پس از انتشار كتاب
ادامه...
راوي کربلا
قهرمان کربلا در شام غوغا مي کند ظالم بيدادگر را خوار و رسوا مي کند خطبه مي خواند که باشد همچنان آتشفشان انقلاب کربلا بنگر که احيا مي کند زينب بيدار دل، آن دختر پاک علي (عليه السلام) خصم را ديوانه و مجنون
ادامه...
منظومه ناب
به نام خداوند تاج شمال
خداوند ديروز و فردا و حال
به نام خداي عناق و سها
خداوند اکليل و ناهيد و ما!
بداريم منظومه اي بس شگرف
که توصيفش اما نکنجد به حرف
گروهي که در آن نيابي گسست
چو خورشيد باشد
ادامه...
در هواي ترنم
بانو، شما چقدر لطيفيد، ساده ايد
آيينه ايد، مثل خدا بي افاده ايد
گرميد و زير سايه اتان مي شود نشست
کوهيد، جنگليد، درختان جاده ايد
کوريم اگر نه صفحه ي دفتر سفيد نيست
ايشان نوشته اند، شما شرح داده ايد
دست
ادامه...
در کوچه باغ شعر
فصل گل و درخت و هزار آمده ست باز
وقت وصال و عشرت يار آمده ست باز
عطر نيايش از لب شب بوست اشکار
طرف چمن نسيم نگار آمده ست باز
دلدادگان سروسهمي را نويد باد
نرگس به گل نشست و بهار آمده ست باز
باري کمال
ادامه...
گلستانه
قرآن بخوان، تمام جهان گوش ميشود غير از تو هر چه هست فراموش ميشود اي شعلة شگفت حقيقت! چراغ درك پيش تشعشعات تو خاموش ميشود محو حلاي زمزمة آسمانيات داود هم به محض تو مدهوش ميشود قرآن بخوان ـ صراحت
ادامه...
گفتهای تولید ملی، گفتههایت روی...
باز آقا محضرت عرض ارادت می کنیم آسمان را روشن از شمع ولایت می کنیم گفته ای تولید ملی، گفته هایت روی چشم! باز از سرمایه و از کار ایرانی حمایت می کنیم ما پر از کار مضاعف ،همت افزون تریم
باجهاد اقتصادی،
ادامه...
تماشاگه راز
مجنون و عيب جو
به مجنون گفت روزي عيبجويي
که پيدا کن به از ليلي نکويي
که ليلي گرچه در چشم تو حوري است
به هر جزيي ز حُسن او قصوري است
ز حرف عيبجو مجنون برآشفت
در آن آشفتگي خندان شد و گفت:
اگر در ديده
ادامه...