عضویت العربیة
چهارشنبه، 9 مهر 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام علی علیه السلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد. غرر الحکم، ج 2، ص 484
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/دین پژوهی/معصومین و اصحاب

ناصر الدین شاه و امام حسین !!!

ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:43 PM

سلام دوستان عزیزم
در ایام محرم شعر قشنگی به گوشم خورد که یکی از مداحان معروف آن را میخواند
 
از دوستم که سری در ادبیات داشت پرسیدم این شعر مال کیه اون جوابی داد که خیلی تعجب کردم
ناصر الدین شاه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
لذا یه سری تحقیقاتی در این مورد کردم که به نظرم اومد برای شما هم جذاب باشه

همه چیز فکر میکردم به غیر از دیوان ناصرالدین شاه قاجار!گرچه اشعارش از نظر ابیات اندکند اما از نظر غنا و محتوی فوق العاده اند.جالبتر اینکه بسیاری از اشعاردرخشانش درباره ائمه اطهار(ع) به ویژه حضرت امام حسین(ع) است.
نقل میکنند که ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا کن تا من گریه کنم.صدر اعظم طبق دستور رفت چندتا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید، به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.رفتند روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان، سیدی پیر اما خبره وکاردان بود.به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین(ع) عرض کرد:یا حسین تو در وسط میدان کربلا،آن وقت که یکه و تنها شدی هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:
 این رباعی را به حضرت امامحسین(ع) عرض کرد:
گر دعوت دوست میشنودم آنروزدیوان ناصرالدین شاه قاجار
من گوی مراد می ربودم آنروز
آن روز  که بود روز هل من ناصر
ای کاش که "ناصر"تو بودم آنروز

ناصرالدینشاه غزلیات دلنشینی هم سروده:
وقت مردن تیشه با فرهاد گفت
عشق را نتوان شمردن سرسری
بس که غارت کرده دلها را به ناز
خسته شد چشمانت از غارتگری
هم نگاهت رشک آهوی ختن
هم خرامت غیرت کبک دری
هم به سیرت از ملک پاکیزه تر
هم به صورت از پری زیباتری
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان
ravabet_rasekhoon iman_karbala samsam parvaz_j تشکرات از این پست

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:45 PM


 شعری از ناصرالدین شاه قاجار در وصف امام حسین (ع)
سلام
این شعر از ناصرالدین شاه قاجار در وصف امام حسین (ع) است
او با وجود تمام خصائل خود عاشق امام حسین بود و در محرم کلاه خود را کج گذاشته و سبیل خود را به سمت پایین میداد.
لطفا نظر یادتون نره
عشق بازی کار هر  شیاد  نیست                        این شکار، دام هر صیاد نیست
 
عاشقی را قابلیت لازم است                               طالب حق را حقیقت لازم است
  
عشق ، از معشوق اول سر زند                         تا به عاشق ، جلوه دیگر کند
 
تا به حدی که برد هستی از او                            سر زند صد شورش و مستی از او
 
شاهد این مدعی خواهی اگر                             بر حسین و حالت او کن نظر
 
****
روز عاشورا در آن میدان عشق                             کرد رو را جانب سلطان عشق
 
بارالها این سرم این پیکرم                                    این علمدار رشید، این اکبرم
 
این سکینه، این رقیه، این رباب                             این عروس دست وپا خون در خضاب
 
این من و این ساربان، این شمر دون                       این تن عریان میان خاک و خون
 
این من و این ذکر یارب یاربم                                  این من و این ناله های زینبم
 
*******
پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق                      ای حسین یکه تاز راه عشق
 
گر تو بر من عاشقی ای محترم                               پرده برکش من به تو عاشقترم
 
غم مخور که من خریدار توام                                   مشتری بر جنس بازار توام
 
هر چه بودت داده ای در راه ما                                مرحبا صد مرحبا خودهم بیا
 
خود بیا که می کشم من ناز تو                              عرش و فرشم جمله پا انداز تو

 
لیک خود تنها در بزم یار                                        خود بیا و اصغرت را هم بیار
 
خوش بود در بزم یاران بلبلی                                 خاصه در منقار اوبرگ گلی
 
خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت                                زودتر بشتاب سوی داورت
 

 
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:48 PM

سلام
البته اون مطلبی که در اولین پستم گذاشتم را به این صورت هم نقل میکنند
 

محبت ناصرالدین به امام حسین (ع)
در حین ورود به کربلا
 بعد از غسل زیارت بحرم ابولفضل تشرف شد . اطرافیان جسارتاٌ بعرض رساندند که معمولاٌ تشرف بحرم حسینی را مقدم میدارند در جواب فرمود : این دستگاه سلطنت است و با اصول آن من آشناتر از شما هستم. کسی که بخواهد بحضور شاهنشاه برود ، اول باید نخست وزیر دربار را دیده و استجازه نماید.
و وقتی در حرم مطهر حسینی خلوت کرده بودند خواستار روضه خوانی می شود فوراٌ سید حبیب روضه خوان حاظر و روی قبر مطهر ایستاده ، عرض کرد:ای جد مظلوم ، ناصرالدین عرض میکند فراموش نمی کنم آن ساعتی را که در عرصه کربلا یکه و تنها پشت به نیزه کرده و هل من ناصر میگفتی ، اینک آمدم ولی افسوس بعد از وقت آمدم. :
شاه از کثرت بی تابی غش کرد و بی حال شد .
معروف است که بعد از این صحنه به حال عادی برگشت در تحت تاثیر و گداختگی و التهاب آن جذابیت و گیرایی روضه و مرثیه و نام مبارک امام حسین (ع) قرار گرفت در آن فضای روح بخش و روحانی حرم حسینی ، با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین (ع) عرض کرد:
گر دعوت دوست می شنودم آن روز – من گوی مراد می ربودم آن روز
آن روز که بود روز هل من ناصر – ای کاش که ( ناصر) تو بودم آن روز
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:49 PM

نام علی اکبر(ع) دلرباتر از هر نام



خرم دلی که منبع انهار کوثر است
کوثر کجا ز دیده پر اشک بهتر است

نام حسین و کرببلا هر دو دلرباست
نام علی اکبر از آن دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید
دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت
شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت
پائین پای قبر حسین قبر اکبر است

پائین پای قبر علی اکبر جوان
هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

برسمت راست مرقد یک پیر جلوه کرد
در گوشه رواق که نزد یکی در است

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست؟
گفتا حبیب نور دوچشم مظاهر است

در جنب نهر علقمه دیدم یکي شهید
گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

گفتا خموش دار که عباس نامدار
منظور او ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه گاه و شنیدم بگوش دل
آنجا فغان زینب و کلثوم اطهر است

رفتم به سوی خیمه بیمار کربلا
دیدم که با دوصد غم و محنت برابر است

وارد شدم به حجله داماد کربلا
دیدم عروس قاسم دستش ز خون تر است

رفتم ز کربلا به سر تربت علی (ع)
دیدم که بارگاه علی عرش اکبر است

وارد شدم به صحن و سرایش بصد امید
دیدم که چلچراغ علی سرو کوثر است

برگشتم از رواق شدم وارد حرم
دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر است

پر نور چشم نوح نبی از علی بود
این نکته هم ز کاتب از خاک کمتر است

شاها تویی که (ناصردین) باد چاکرت
منظور او به اذن جناب مطهر است

(ناصر) چو بر نجف برسید و بگریه گفت
هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:50 PM

ناصرالدين شاه شبي وصال شيرازي رو احضار ميكنه و به ايشون ميگه: من تموم شعرهاي ديوان حافظ رو خونده ام و همه اونها رو متوجه شده ام الا يه بيت و اون بيت اين هست :

بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقار داشت
وندر آن برگ و نوا خوش ناله هاي زار داشت


مگر نه تمام سعي و تلاش و كوشش بلبل رسيدن به گل هست ؟ عاشق به معشوق ؟ عابد به معبود ؟ قاصد به  مقصود؟
در مصرع اول نوشته شده كه رسيده ، حالا چرا در مصرع دوم ناله و زاري ميكنه؟ و ناله و زاري اون دليلش چيه؟

وصال شيرازي ميره و يه شعري رو بر همين وزن و همين قافيه مي سرايه كه جواب ناصرالدين شاه رو بده.


خسروا در حالتي كين سينه غم بسيار داشت
يادم آمد داستــاني كانجنـاب اظهــار داشت

در خصوص شعر حافـظ آنكه پرسيدي ز من
بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقـــار داشت

نيــمه شب غواص گشتم من به بحر ابجـدي
تا ببينم اين صدف چندين گهر در بار داشت

بلبلي برگ گلي شـد سيصـد و پنجاه و شش
با علي و با حسين و با حسن معيـــار داشت

برگ گل سبـز است دارد او نشــاني از حسن
چونكه در وقت شهادت سبزي رخسـار داشت

رنگ گل سرخ است دارد او نشـاني از حسين
چونكه هنگـام شهـادت عارضي گلنـار داشت

روز عــاشـورا حسيــن ابـن علي در كــربلا
اصغـر زار و ضعيـف خـويش در منقار داشت

بلبلي باشـد علي كـز حسرت اين هـر دو گل
وندر آن برگ و نوا خوش ناله هـاي زار داشت

شعر حافظ را تو آخر خوش بسنجيـدي وصال
تا ببينند كي توان در اين سخن انكــار داشت


بعد از اين جواب ناصرالدين شاه از عشق پاك امام حسين بخدا و يكه تازي ايشون در صحراي كربلا و لحظه شهادتشون به زيبايي يك مثنوي سرودند به شرح زير:


اما حسین (ع) یکه تاز راه عشق



عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است

عشق بازی کار هر شیاد نیست
این شکار دام هر صیاد نیست

عشق از معشوق اول سر زند
تا به عاشق جلوه دیگر زند

تا به حدی که برد هستی از او
سر زند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر
بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق
کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم
این علمدار رشید این اکبرم

این سکینه این رقیه این رباب
این عروس دست و پا خون در خضاب

این من و این ساربان شهر دون
این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم
این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد زحق : کی شاه عشق
ای حسین ای یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ای محترم
پرده برکش من به تو عاشق ترم

غم مخور چون من خریدار توام
مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت داده ای در راه ما
مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

خود بیا که می کشم من ناز تو
عرش و فرشم جمله پا انداز تو

لیک خود تنها نیا در بزم یار
خود بیا و اصغرت را هم بیار

خوش بود در بزم یاران بلبلی
خاصه در منقار او برگ گلی

خود تو بلبل گل علی اصغرت
زودتر بشتاب سوی داورت




اميدوارم عزيزان خوششون اومده باشه ، التماس دعا
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  3:51 PM


امام حسین (ع) گوهر صدف


تو کیستی که گرفتی به هر دلی وطنی
که نه در انجمنی نه برون ز انجمنی

جگر خراش عقیقی خراش بر جگری
سخن گداز و سخن آفرین و خوش سخنی

به هر صدف گهری و به هر گهر چمنی
که در نظرمه و منظور چشم مرد و زنی

محمدی نه علی نه حسن نه پس تو که یی؟
تویی حسین که بویت وزد به هر چمنی

ببوی ، همچو محمد به خوی ، همچو علی
بدین مظهر داور بخلق چون حسنی

تو آن حسین غریبی که روز عاشورا
جهان مصالحه کردی بکهنه پیرهنی

تو آن حسین وحیدی که زد لبان ترا
یزید چوب ، همی گفت خوش لب و دهنی

تو آن حسین شهیدی که در کنار فرات
شدی شهید و نکردی ز آب تردهنی

تو آن حسین غریبی که زیر خنجر شمر
بفکر درد و غم شیعیان خویشتنی

بلی بلی تو همانی که روز عاشورا
دو صد مجادله کردی نبرده یک کفنی

تو آن حسین غریبی که خانه خولی
سرت میان تنور و جداست از بدنی

خموش (ناصردین) شو که زینب مضطر
بگفت نیست بدوران ستم کشی چومنی
باید که جمله جان شوی
تا لایق جانان شوی
 

 

alasthooman

alasthooman
کاربر جدید
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
تعداد پست ها : 70
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
سه شنبه 15 دی 1388  4:32 PM

آخه هر چه باشد ناصرالدين شاه هم  آدم  بوده و احساس داشته فقط جنايات زيادي از او در تاريخ ثبت است !
سلامت باشيد
shahdan

shahdan
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1467
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
چهارشنبه 16 دی 1388  10:43 AM

ناصرالدين شاه شبي وصال شيرازي رو احضار ميكنه و به ايشون ميگه: من تموم شعرهاي ديوان حافظ رو خونده ام و همه اونها رو متوجه شده ام الا يه بيت و اون بيت اين هست :

بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقار داشت
وندر آن برگ و نوا خوش ناله هاي زار داشت


مگر نه تمام سعي و تلاش و كوشش بلبل رسيدن به گل هست ؟ عاشق به معشوق ؟ عابد به معبود ؟ قاصد به  مقصود؟
در مصرع اول نوشته شده كه رسيده ، حالا چرا در مصرع دوم ناله و زاري ميكنه؟ و ناله و زاري اون دليلش چيه؟

وصال شيرازي ميره و يه شعري رو بر همين وزن و همين قافيه مي سرايه كه جواب ناصرالدين شاه رو بده.


خسروا در حالتي كين سينه غم بسيار داشت
يادم آمد داستــاني كانجنـاب اظهــار داشت

در خصوص شعر حافـظ آنكه پرسيدي ز من
بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقـــار داشت

نيــمه شب غواص گشتم من به بحر ابجـدي
تا ببينم اين صدف چندين گهر در بار داشت

بلبلي برگ گلي شـد سيصـد و پنجاه و شش
با علي و با حسين و با حسن معيـــار داشت

برگ گل سبـز است دارد او نشــاني از حسن
چونكه در وقت شهادت سبزي رخسـار داشت

رنگ گل سرخ است دارد او نشـاني از حسين
چونكه هنگـام شهـادت عارضي گلنـار داشت

روز عــاشـورا حسيــن ابـن علي در كــربلا
اصغـر زار و ضعيـف خـويش در منقار داشت

بلبلي باشـد علي كـز حسرت اين هـر دو گل
وندر آن برگ و نوا خوش ناله هـاي زار داشت

شعر حافظ را تو آخر خوش بسنجيـدي وصال
تا ببينند كي توان در اين سخن انكــار داشت


بعد از اين جواب ناصرالدين شاه از عشق پاك امام حسين بخدا و يكه تازي ايشون در صحراي كربلا و لحظه شهادتشون به زيبايي يك مثنوي سرودند به شرح زير:


امام حسین (ع) یکه تاز راه عشق



عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است

عشق بازی کار هر شیاد نیست
این شکار دام هر صیاد نیست

عشق از معشوق اول سر زند
تا به عاشق جلوه دیگر زند

تا به حدی که برد هستی از او
سر زند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر
بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق
کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم
این علمدار رشید این اکبرم

این سکینه این رقیه این رباب
این عروس دست و پا خون در خضاب

این من و این ساربان شهر دون
این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم
این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد زحق : کی شاه عشق
ای حسین ای یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ای محترم
پرده برکش من به تو عاشق ترم

غم مخور چون من خریدار توام
مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت داده ای در راه ما
مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

خود بیا که می کشم من ناز تو
عرش و فرشم جمله پا انداز تو

لیک خود تنها نیا در بزم یار
خود بیا و اصغرت را هم بیار

خوش بود در بزم یاران بلبلی
خاصه در منقار او برگ گلی

خود تو بلبل گل علی اصغرت
زودتر بشتاب سوی داورت
malihe

malihe
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 356
محل سکونت : اصفهان
parvaz_j تشکرات از این پست

پاسخ به:ناصر الدین شاه و امام حسین !!!
چهارشنبه 16 دی 1388  1:05 PM

از خداوند عزو جل تقاضا میکنیم ما را با معارف اهل بیت خصوصا سیدالشهدا آشنا بگرداند.
rezanajarha

rezanajarha
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 241
محل سکونت : قزوین
دسترسی سریع به انجمن ها