ـ هر کس به تماشايي رفتند به صحرايي ، ما را که تو منظوري خاطر نرود جايي . ـ همان طور که آفتاب تيرگي ها را مي راند اشخاص با نشاط نيز از قلب ديگران غم و اندوه را مي زدايند . ـ از من آزرده مشو ، ميروم از خانه تو ، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم ، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست ، امر کن تا که بميرم به خدا مي ميرم . ـ مدامم مست مي دارد ، نسيم جعد گيسويت ، خرابم مي کند هر دم فريب چشم جادويت ، منو باد صبا ، مسکين ، دو سرگردان بي حاصل ، من از افسون چشم مست و او از بوي گيسويت . ـ انسانها يک به يک در خاک رفتند ، يکي شاد و يکي غمناک رفتند . چو بايد رفت يک روزي از اين خاک خوشا آنان که چون گل پاک رفتند . ـ در محکمه ي روز قيامت کنم از تو شکايت ، به خدايت گويم که مرا کشته دو چشمان سياهت ، دوستي من و تو دوستي شاخه و برگ است و جدايي برگ از شاخه ، مرگ است . ـ عمري من و دل به عشق اون زندگي کرديم ، اون رفت و ما هم بايد بريم و برنگرديم . ـ سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پربهاترين داشته هاست . ـ جز بناي محبت که دايم آباد است ، خراب مي کند ايام هر بنايي را . ر
نیک نژاد
|