مستشار اصفهانی، مرتضی
(1380 -1323 ق)، شاعر. در اصفهان به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات در زادگاهش و تهران، در ادارهى ثبت اسناد اصفهان مشغول كار شد. وجه نظر او در شعر بیشتر پند و اندرز و مواعظ اخلاقى است. مدفن وى، جنب قبر پدرش، در تكیهى ملك مىباشد. از اوست:
در حرم دل به غیر دوست نگنجد
كعبه مقام بت و صنم نتوان كرد
مست اصفهانی، مستعلی
(س یازدهم ق)، شاعر. شاگرد درویش هله لب اصفهانى بود. با اینكه سواد نداشت اما بر اثر تتبع اشعار دیگران و شعر بسیارى كه به خاطر داشت همچون حكیم شفایى، (م 1037 ق) شاعر همعصرش، مطرح بود. در عهد شاه صفى (1052 -1038 ق) از قندهار به هند رفت. مدتى در آنجا ماند و بعد به اصفهان بازگشت. نصرآبادى (ز 1083 ق) او را بعد از مراجعت به ایران ملاقا
مژده شیرازی، علی محمد
(تو ح 1299 ش)، شاعر، مترجم و نویسنده. در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را به همراه فراگیرى كامل قرآن و بسیارى از متون فارسى سپرى كرد و در دورهى اول دبیرستان توانست عربى و قواعد صرف و نحو را بیاموزد. آنگاه به دانشسراى مقدماتى آباده رفت و دورهى آموزگارى را گذراند و سپس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد. پس از آن به تهران آمد و در 1
مزینالدوله نطنزی کاشانی، علیاکبر
(1311 -1222 ش)، مترجم، موسیقیدان و نقاش. ملقب به نقاش باشى. وى جزو اولین دانشآموزانى بود كه در دورهى ناصرالدینشاه و به سال 1275 ق براى فراگرفتن فن نقاشى به پاریس اعزام شده بود. مزینالدوله پس از مراجعت از اروپا، بیش از پنجاه سال، معلم فرانسه در دارالفنون و مدرسه علمیه و مدرس موسیقى و نقاشى بود كه آنها را از روى اصول علمىآن ت
مزکی نیشابوری، ابوزکریا یحیی
(وف 414 ق)، محدث و فقیه شافعى. مسند نیشابور بود و در فقه شافعى بصیرت داشت. او فقه را از ابوولید حسان بن محمد نیشابورى آموخت. از ابوالعباس اصم و ابوعبداللَّه بن اخرم و حسن بن یعقوب بخارى و احمد ابن عبدوس و ابوسهل بن زیاد و عبداللَّه بن اسحاق خراسانى و محمد بن على بن دحیم و جماعتى از نیشابوریها حدیث شنید. فرزندش، ابوبكر محمد بن یح
مزکی نیشابوری، ابوالحسن مسدد
(وف ح 301 ق)، محدث و عابد. از یحیى بن یحیى نیشابورى و جد مادرىاش، بشر بن حكم، و اسحاق بن راهویه و داوود بن رشید و صلت بن مسعود جحدرى و ابومصعب زهرى و همطبقه آنها حدیث شنید. ابوحامد بن شرقى و محمد بن صالح بن هانى و عبداللَّه بن سعد و دعلج سجزى و على بن عیسى و ابوولید حسان بن محمد فقیه و ابوالعباس سراج و دیگران از وى روایت كردها
مزکی نیشابوری، ابواسحاق ابراهیم
(362 -295 ق)، محدث و عابد. در روزگار خود شیخ و محدث نیشابور بود. در نیشابور، سرخس، رى، بغداد و حجاز از ابنخزیمه و محمد بن اسحاق سراج و ابوالعباس ماسرجسى و محمد بن مسیب ارغیانى و ابوالعباس دغولى و ابوحامد محمد بن هارون حضرمى و موسى بن عباس جوینى و ابوحامد اعمشى و احمد ازهرى و زنجویه لباد و عبدالرحمان بن ابىحاتم رازى و دیگران حد
مزارعی شیرازی، اسماعیل
(تو 1296 ش)، قاضى و شاعر. در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید. سپس به تهران آمد و از دانشكدهى حقوق و ادبیات موفق به اخذ لیسانس گردید. در 1321 ش وارد خدمات دادگسترى شد. از آثارش «دیوان» شعرى است مشتمل بر پنج هزار بیت كه در میان آنها اشعار اجتماعى و انتقادى نیز وجود دارد.
فراهانی، مریم
(وف 1277 ق)، شاعر. مادرش دختر میرزا حسن مستوفى الممالك (اول) آشتیانى بود. وى زمانى كه خاندان قائم مقام مغضوب محمدشاه بودند، قصیدهاى سرود كه مورد توجه شاه قرار گرفت. از آثارش «دیوان» شعر مىباشد. از اوست:
تا كه توانى به جهان راست باش
راه روان را نزند كج نهاد
معتقد مردم دنیا مباش
آه از این مردم كج اعتقاد[1]
1277 ق، از زنان ش
ساوجی، مریم
(تو 1296 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به مریم. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان رسانید و موفق به اخذ لیسانس در رشتهى حقوق و ادبیات شد. سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدریسس در دبیرستانها اشتغال ورزید. وى از حدود 1325 ش فعالیت ادبى و فرهنگى خود را شروع كرد و مدرسهاى تأسیس نمود و خود عهده
نایینی، مریم
(ز 1302 ق)، خطاط. وى نوادهى حاج عبدالوهاب نایینى بود. در خط نسخ مهارتى بسزا داشت و مخصوصا آن را با قلم خفى خوش مىنگاشت و از استادان مسلم این خط به شمار مىآمد. از آثار او: قرآن وزیرى جلد روغنى، دو صفحهى افتتاح متن و حاشیه مرصع، نسخ و رقاع كتابت خفى متوسط، با رقم: «... حرره مریم من نوادهى مرحوم حاج عبدالوهاب نائینى اعلى اللَّ
مروی، محمدحسین
(وف 1234/ 1233 ق)، نیكوكار و بانى مدرسه و مسجد مروى. ملقب به فخرالدوله و معروف به خان مروى. از بزرگان طایفه قاجار بود. پدرش در زمان نادرشاه حكومت مرو داشت و او بعد از كشته شدن پدر، به دست بیگ جان ازبك، به حكومت مرو رسید. اما بعد از مدتى خان ازبك دوباره به مرو هجوم آورد و آنجا را تسخیر كرد و وى را اسیر نموده به بخارا برد. ولى بعد
مروزی، شیخالاسلام، ابوالفضل صدقة
(ح 226/ 223 -150 ق)، حافظ و محدث. از ابوحمزه محمد بن میمون سكرى و سفیان بن عیینه و عبد اللَّه بن وهب و وكیع بن جراح و حفص بن غیاث و ابوهمام محمد بن زبرقان اهوازى و یزید بن هارون و یحیى بن سعید قطان و عبدالرحمان بن مهدى و عبداللَّه بن رجاء مكى و معاذ بن معاذ عنبرى و ولید بن مسلم و معتمر بن سلیمان روایت كرد. بخارى و ابومحمد دارمى
مروزی، شیخالاسلام، ابوعبداللَّه محمد
(294 -202 ق)، فقیه شافعى، حافظ، محدث و عابد. اصلش مروزى بود. وى در بغداد به دنیا آمد و در نیشابور نشو و نما یافت و در سمرقند ساكن گردید. در مصر نزد اصحاب شافعى از جمله محمد بن عبداللَّه بن عبدالحكم مصرى فقه آموخت. در طلب حدیث به نقاط مختلف سفر كرد و در خراسان، رى، بغداد، بصره، كوفه، مدینه و شام حدیث شنید. از عبدان بن عثمان مروزى
مروزی، ابومعاذ فضل
(وف 211 ق)، محدث، نحوى و مقرى. از عبداللَّه بن مبارك و داوود بن ابىهند و عبید بن سلیم/ سلیمان روایت كرد. اهل مرو و محمد بن على بن حسن بن شقیق از وى روایت كردهاند. ابومنصور ازهرى در كتاب «تهذیب اللغة» خود از وى بسیار روایت كرده است. از آثارش كتاب «القراآت»، در قرآن است.
مروزی، ابوعلی هارون
(231 -157 ق)، حافظ و محدث. معروف به ابوعلى خزاز. ساكن بغداد بود. از عبدالعزیز بن محمد دراوردى و حاتم بن اسماعیل بن سفیان بن عیینه و معتمر بن سلیمان و هشیم بن بشیر و مخلد بن یزید حرانى و مروان بن شجاع جزرى و عبداللَّه بن وهب مصرى و یحیى بن زكریا بن ابىزائده و ولید بن مسلم و دیگران روایت كرد. احمد بن حنبل و عبداللَّه بن احمد بن ح
مروزی، ابوعلی حسین
(وف ح 430 ق)، فقیه شافعى. شیخ شافعیان و فقیه مرو بود. نسبتش به سنج، از قراى مرو مىرسد. فقه را در خراسان از ابوبكر قفال مروزى فراگرفت. او با شیخ ابومحمد جوینى، پدر امام الحرمین، و قاضى حسین مرورودى همدرس بود. ابوعلى همچنین در محضر شیخالعراقیین شیخ ابوحامد فقه آموخت. او اولین كسى است كه بین دو طریقه خراسانى و عراقى تقریبى به وجو
مروزی، ابوعثمان سعید
(وف 227 ق)، حافظ، مفسر و محدث. به وى طالقانى نیز گفتهاند. در جوزجان به دنیا آمد و در بلخ نشو و نما یافت و در مكه مجاور گردید. در خراسان و حجاز و عراق و مصر و شام و جزیره و سایر نقاط از مالك بن انس و حماد بن زید و ابىقدامه حارث بن عبید ایادى و داوود بن عبدالرحمان عطار و مهدى بن میمون و ابوعوانه وضاح بن عبداللَّه و حسان بن ابراه
مروزی، ابوعبداللَّه نعیم
(وف 229/ 228 ق)، فقیه، حافظ و محدث. در مرو شاهجان به دنیا آمد. ساكن مصر بود. بعدها به بغداد و از آنجا به سامرا رفت. وى حسین بن واقد مروزى را ملاقات كرد. از ابوحمزه سكرى و هشیم و ابوبكر بن عیاش و ابراهیم بن طهمان و فضل بن موسى سینانى و فضیل بن عیاض و عبداللَّه بن مبارك و عیسى بن عبید و سفیان بن عیینه و حفص بن غیاث و عبدالعزیز درا
مروزی، ابوعبدالرحمان علی
(215/ 212/ 211 -137 ق)، حافظ و محدث. محدث مرو بود كه به بغداد رفت. از ابراهیم بن طهمان و ابوحمزه سكرى و حسین بن واقد و حماد بن زید و شریك بن عبداللَّه و ابراهیم بن سعد و عبداللَّه بن مبارك و ابوبكر بن عیاش و عبدالوارث بن سعید حدیث شنید. احمد بن حنبل و بخارى و یحیى بن معین و محمود بن غیلان و عباس دورى و احمد بن یوسف سلمى و احمد ب