مرعشی خراسانی، ابوالفضل احمد
(وف 1235 ق)، عالم دینى، متكلم، مفسر، محدث و حكیم. وى از شاگردان وحید بهبهانى بود و از او و شیخ یوسف بحرانى، صاحب «الحدائق الناظرة»، روایت كرده است. او در سفر و حضر با فتحعلىشاه قاجار بود. گفتهاند وى را با خوراندن سم شهید كردند. بر پارهاى از آثار وى اجازات و تقاریضى از استادان و علماى معاصرش وجود دارد. از آثارش: «اغاثة اللهفان
مرعشی، محمد
(1280 -1198 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، مفسر، ادیب و شاعر. از فرزندزادگان علامه سید حسین سلطان العلماء (خلیفه سلطان) بود. او در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد دفن شد. از آثارش: «تفسیر قرآن»؛ شرح «زبدة الاصول»؛ شرح «تشریح الافلاك»؛ «سفرنامهى هندوستان»؛ كتاب «اجازات»؛ «دیوان» شعر.
مرعشی، کمالالدین
(ز 794 ق)، عالم و شاعر، متخلص به محزون. وى دومین پادشاه از سلسلهى سادات مرعشیهى طبرستان و فرزند میر قوامالدین مشهور به میربزرگ و از نوادگان سید على مرعش بود. او در حدیث، فقه، اصول، عرفان، معقول، تجوید و ریاضیات متبحر بود و به خوبى شعر مىگفت. در 794 ق در جنگ با امیر تیمور گوركانى (م 807 ق) خود و نزدیكانش به اسارت درآمدند. از
مرعشی، ابومحمد حسن
(وف 358 ق)، عالم امامى، فقیه، زاهد و ادیب. موصوف به طبرى و معروف به مرعشى. از سادات مرعشیهى طبرستان بود كه نسبشان به حسین الاصغر، فرزند امام سجاد (ع) مىرسد و به علت جدش على مرعش به مرعشى مشهور بود. او از فقهاى بزرگ شیعه و از اكابر مشایخ امامیه مىباشد. وى از محمد بن جعفر بن احمد بن بطه و محمد بن جعفر اسدى و احمد بن ادریس اشعرى
مرشدی زوارهای، محمد
(وف 1020 ق)، شاعر. مردى صوفى منش و اصلش از قصبهى زواره و برادر مولانا سپهرى زوارهاى بود. وى در الهیات و معانى و عروض ماهر بود و شعر خوب مىگفت. اشعارى از وى در تذكرهها ذكر شده است. در «ریاض العارفین» و «هفت اقلیم» بعضى از اشعار محمود مرشدى به وى نسبت داده شده است. در «صبح گلشن» علاوه بر نسبت دادن بعضى از اشعار وى به محمود مرش
مرشدی، محمود
(وف 1008 ق)، عارف و شاعر. وى برادر میرحسن سهوى تبریزى (م 1003 ق) بود. مرشدى از ارباب شریعت و طریقت و اصحاب معرفت بود و در شعر طبع خوبى داشت. از وى رباعیاتى به جاى مانده است. از اوست:
زنار پرست زلف عنبر بویت
محراب نشین گوشهى ابرویت
یا رب تو چه قبلهاى كه باشد شب و روز
روى دل كافر و مسلمان سویت
مرشد شیرازی، محمدهادی
(1248- ح 1290 ق)، خطاط و شاعر، متخلص به مرشد. به گفتهى صاحب «فارسنامهى ناصرى» در شیراز كسب كمالات كرد و با فقرا و گوشهنشینان مصاحبت داشت. درویشى دیندار و فقیرى شب زندهدار و از مریدان رحمت علیشاه بود. در سخندانى و سخنگویى و خوشنویسى و شكسته تعلیق اقتدا به پسر عم خود مهدى حجاب كرده بود.
مرشد بروجردی
(وف 1030 ق)، شاعر، متخلص به مرشد. ملقب به مرشد خان. بعضى از تذكرهها صاحب عنوان را تحت نام مرشد یزدجردى آوردهاند. در بروجرد به دنیا آمد و در آنجا ادب و دانش را فراگرفت. سپس به همدان رفت و مدارج ترقى شعر و ادب را در آن دیار طى كرد و با شاعرانى چون زكى همدانى، رشكى، هلاكى، میر مغیث محوى و میرالهى آشنا شد. وى مدتى بین همدان و بروج
مرشد اصفهانی، عبدالوهاب
(وف 1343 ق)، شاعر، متخلص به مرشد. ملقب به مستشار دفتر. وى از فضلاى اصفهانى و از اعضاى انجمن ادبى دانشكده در اصفهان بود. مدفن او در تكیهى ملك مىباشد. از آثارش: «دیوان» شعر.
مرسل ساوهای
(س دهم ق)، شاعر. وى از سادات شهر ساوه بود. اوقات را به بزازى مىگذراند و به همین علت به میر مرسل بزاز نیز معروف بود. او داراى طبع شعر خوبى بود و اشعارى از وى نقل شده است. از اوست:
من غریب نه یارى نه همدمى دارم
غریب درد دلى و عجب غمى دارم
مرزوقی اصفهانی، ابوعلی احمد
(وف 421 ق)، ادیب، نحوى و شاعر. معروف به امام مرزوقى و حائك. اهل اصفهان و یكى از پیشوایان زبان و نحو و از شعرا و مداحان اهلبیت (ع) بود. وى «كتاب سیبویه» را نزد ابوعلى فارسى خواند. در اصفهان معلم فرزندان آلبویه بود. او از عبداللَّه بن جعفر بن فارس حدیث روایت كرده است. سعید بقال از وى روایت كرده و در «معجم» خود به وى استناد كرده
مرزبانی بغدادی، ابوعبداللَّه محمد
(384/ 378/ 371 -297/ 296/ 287 ق)، محدث، اخبارى، مورخ و ادیب معتزلى. معروف به كاتب مرزبانى. اصلش از خراسان است و در بغداد به دنیا آمد. او را جاحظ زمانش خواندهاند. در حدیث ثقه بود و معتزلى، اما گفتهاند كه به تشیع نیز گرایش داشت و نیز گفتهاند كه او اولین كسى است كه «دیوان» یزید بن معاویة بن ابىسفیان را جمعآورى و تدوین نمود. از
مرزبان طبری
(س چهارم ق)، نویسنده و شاعر. یكى از ملوك طبرستان و از شاهزادگان آلباوند بود. وى به زبان طبرى كتابى به نام «مرزبان نامه» نوشت. این كتاب به سبك «كلیله و دمنه» و از زبان حیوانات مىباشد كه محمد بن غازى آن را ترجمه كرد و «روضة العقول» نامید. بعد از وى در قرن هفتم قمرى سعدالدین وراوینى آن كتاب را تصحیح و به فارسى ترجمه كرد. علاوه بر
مردویه، ابوالعباس احمد
(وف 238 ق)، محدث. گاهى او را به جدش نسبت داده و احمد بن موسى خواندهاند. مردویه از ابن مبارك احادیث بسیارى نقل كرد. او همچنین از جریر بن عبدالحمید و اسحاق بن یوسف ازرق و گروهى دیگر حدیث شنید. بخارى و ترمذى و نسائى و محمد بن عمر ذهلى و عبداللَّه بن محمود مروزى از وى حدیث روایت كردهاند.
مردوخی، عمادالدین
(1369 -1297 ش)، عالم، مدرس و شاعر، متخلص به صبرى. از شجرهى مشایخ مردوخى بود. در روستاى دهژن سنندج به دنیا آمد. قرآن را نزد پدر و زبان فارسى و گلستان و بوستان و همچنین فن خوشنویسى را نزد عمویش، شیخ مسعود خطاط، فراگرفت. به دنبال فراگیرى علوم به سنندج رفت و در محضر ملا محمد گرجى و ملا محمود مفتى و ملا عبدالعظیم مجتهد تلمذ نمود و
مردوخ روحانی، اسماعیل
(1367 -1299 ش)، عالم دینى، معلم و شاعر، متخلص به شیوا. معروف به باب شیخ. در روستاى كاشتر، از توابع سنندج، به دنیا آمد. قرآن را در خدمت پدرش فراگرفت. در محضر شاگردان پدرش، بدیعالزمان مهى سنندجى و بهاءالدین شادمان، و ملا محمدسعید دربندى شاگردى نمود. وى پس از فراگیرى صرف و نحو و ادبیات و حساب و هندسه به تحصیل علوم قدیمه پرداخت و د
مردمی مشهدی، محمدهاشم
(س دهم ق)، شاعر، متخلص به مردمى. در «هفت اقلیم» صاحب عنوان تحت نام محمدهاشم مروى ذكر شده است. از سادات مشهد بود. وى سالها در دارالانشاى آستانهى رضویه منشى بود، سپس به هرات رفت و ندیم علیقلىخان شاملو، حاكم آنجا شد و در واقعهى قتل علیقلىخان، او نیز به قتل رسید. به آوردهى تذكرهى «روز روشن»، در «ید بیضا» آمده كه او در هند زندگ
مرجع اصفهانی، باقر
(س دوازدهم ق)، شاعر. معاصر و معاشر حزین لاهیجى (م 1180 ق) بود. در سفر خراسان با هم بودند و مدتى نیز در اردوى شاه طهماسب دوم (1145 -1135 ق) به خدمات دیوانى پرداخت. میرزا باقر در نوشتن خط نیز استاد بود و در سرودن شعر طبع خوبى داشت. در «الذریعه» نام مرجع اصفهانى را میرزا باقر یا غلامرضا ذكر مىكند و آنگاه شرح حالى آورده كه با زندگا
اسلامی، مرجان
(ز 1097 ق)، خطاط. از آثار وى: قرآن نیم ربعى، دو صفحهى افتتاح متن و حاشیه مذهب عالى، نسخ كتابت خفى متوسط، با رقم: «قد تم هذا المصحف الشریف على یدى الفقیر الحقیر مرجان عفى عنه... 1065»؛ یك قطعه رقاع سه دانگ جلى و نسخ كتابت خفى متوسط، با رقم: «فقیر مرجان الاسلامى فى 1097».[1]
اثر اوست: قرآن نیمربعى، جلد تیماج ماشى منگنهى مذهب،
مرتضی قلی
(ز 1250 ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه «دعاى كمیل» نیم ربعى، جلد روغنى، سرلوح مرصع، دو صفحهى اول و حاشیهى تشعیرسازى مذهب، نسخ كتابت خفى متوسط، با رقم:
«چه گشت فتحعلیشاه جد پدر حیدر
بریخت از قلم مرتضى قلى گوهر»
«فى 1246»؛ یك قطعه نسخ كتابت خوش، با رقم:
«چو گشت فتحعلیشاه جد پدر حیدر
بریخت از قلم مرتضى قلى گوهر»
«سنهى 1250»