غزنوی، ابوالقاسم محمود
(ح 421 -360 ق). ملقب به سیفالدوله، امینالمله، یمینالدوله و غازى. او هنگام فوت پدر خویش به انجام امور سپاهى و لشكرى در نیشابور مشغول بود. سپس برادرش، اسماعیل غزنوى، را كه جانشین پدر در غزنه بود از حكومت عزل و در نهایت روانهى زندان كرد. او در طول سلطنت خود فتوحات بسیارى انجام داد و سیستان را از بقایاى صفاریان گرفت و لشكركشىها
محمود علی
(ز 916 ق)، طراح فلزات. طراح و نقاش و طلاكوب و اسلیمى كار بر روى فلزات سخت بود. از آثار رقمدار وى، طاس فلزى و مزینى با نقشهاى اسلیمى است كه در بین كتیبههاى مستطیل مانند آن، اشعارى به خط زیبا درج شده، با رقم: «عمل استاد محمود على سنه 916».
طباطبایی خاقانی، محمود
(ز 1147 ق)، خطاط. از آثار وى: یك رقعه كوفى دو دانگ جلى و رقاع كتابت جلى متوسط، با رقم: «مشقه العبد الاقل الاقلین ابن محمدرضا الشریف الموسوى، محمود طباطبایى»؛ دو رقعه رقاع كتابت خوش، با رقم: «... و انا ابن المرحوم... محمدرضا الشریف الموسوى الصفوى...، محمود الطباطبایى الخاقانى... 1147 من الهجرة المقدسة النبویة».
شهرکردی، محمود
(1353 -1286 ق)، شاعر، متخلص به محمود. وى در كودكى به مرض آبله گرفتار شد و از نعمت بینایى محروم گردید. در شعر داراى طبعى روان و ذوقى سرشار بود. در یكى از تذكرهها سال وفات وى 1344 ق ذكر شده كه صاحب تذكرهى «شعراى معاصر اصفهان» آن را ناصحیح مىداند. از آثارش: «دیوان» شعر. از اوست:
شدم كور تا ننگرم عیب كس
مرا عیب خود بایدم دید و
سنقر، محمود
(ز 680 ق)، طراح فلزات. نقاش و طراح و سازندهى قلمدان و ابزار فلزى زیبا بود. از آثار این هنرمند، قلمدان نقرهكوبى به جاى مانده كه شكل سادهاى داشته و در داخل آن، تصاویر افرادى دیده مىشوند كه چهار زانو نشسته و اشیاء گوناگونى به دست دارند. در كنارههاى آن نیز، تصاویر اشخاص و نقوش دایرهاى و ترسیم انواع اسلیمىها به استادى عمل آمده
سبزواری، محمود
(س نهم ق)، خطاط و شاعر. جدش، خواجه باب على خوشمردان، از بزرگان و مشاهیر روزگار بود و درویشى صاحب خانقاه و مرید. محمود سبزوارى خط را خوب مىنوشت و شعر نیز نیكو مىسرود. وى منظومهاى به نام «اصول شش قلم» دارد كه اصول شش قلم را به ترتیب ثبت كرده است. در آخر چند بیت شعر آورده و در بیت آخر تاریخ آن را ذكر كرده است كه به قول «الذریعه»
دیلمی، محمود
(س دهم ق)، شاعر. از طایفهى دیالمه و از بزرگان قزوین بود. این قوم خود را از نسل مالك اشتر مىدانستند. وى شعر مىسرود و اشعارى از او در تذكرهها آمده است. صاحب تذكرهى «تحفه سامى» محمود دیلمى را با شاه محمود یكى دانسته است.
خماری، محمود
(ز 854 ق)، خطاط. ظاهرا از خوشنویسان دربار پیر بوداق قراقوینلو بود و در بغداد مىزیسته است. از آثار وى: كتابت بعضى ترجیعات، جزو مجموعهى «بیست و یك ترجیعبند از شانزده شاعر»- كه ظاهرا خوشنویسان دربار پیر بوداق بن جهانشاه قراقوینلو كتابت كرده و در یك مجلد گردآوردهاند- به قلم كتابت جلى متوسط، با رقم: «تم الترجیعات... كتبه العبد ال
ملکالشعراء کاشانی، محمود
(1311 -1228 ق)، شاعر، ادیب، خطاط و نقاش. اصلا كاشانى بود. پدر و جدش،فتحعلى خان صبا، هر دو از شعراى نامى بودند و در دربار فتحعلىشاه لقب ملكالشعرایى داشتند. محمود خان در تهران به دنیا آمد و علوم زمان خود را نزد عمویش، محمد قاسم خان فروغ آموخت. وى از اواخر عهد محمدشاه قاجار به كارهاى دیوانى پرداخت و سپس در دربار ناصرالدین شاه عهد
تبریزی، محمود
(س هشتم ق)، شاعر. از معاصران خواجه رشیدالدین (م 718 ق)، وزیر الجایتو و ابوسعید بود. قصبهى زنوز را خواجه از وى و برادرانش خرید و وقف كرد. ملك محمود داراى طبع خوبى بود و اشعارى از وى باقى مانده است. از اوست:
وقت غنیمت شمر ورنه چو فرصت نماند
ناله كه را داشت سود، گریه كى آید به كار؟
بیتکچی جرجانی، محمود
(س نهم ق)، منجم و شاعر. از نزدیكان خواجه منصور بیتكچى جرجانى بود. در علم نجوم مهارت داشت و شعر خوب مىگفت. از اوست:
شد روزگار من سیه از هجر یار من
كس را مباد روز من و روزگار من
بمرودی، محمود
(ز 883 ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه شش دفتر «مثنوى» مولانا، به قلم كتابت جلى متوسط، با رقم: «تمت الكتاب... فى یوم الاربعا ثالث ذوالقعده سنه ثلاث و ثمانین و ثمانمائة، على ید العبد الفقیر النحیف الضعیف، محمود بن سیفالدین بن حسین شاه بن عل البمرودى».
محمودای نقاش
(ز 1011 ق)، نقاش. وى پیرو شیوهى اصفهانى بود و در سبك رضا عباسى و معین مصور نقش تصویر مىساخت. از آثار او تصویر پیرمرد چوپانى است كه در شیوهى رضا عباسى نقش نموده و چوپان پیر به چوبدستى خود تكیه داده و در محلى ایستاده است، با رقم: «به جهت دوست عزیزى سمت تحریر پذیرفت... 1011، الهى عاقبت محمود گردان».
محمدی هروی
(ز 989 ق)، نقاش. از تصویرگران چابك قلم شهر هرات بود و در هنر خود ابتكارات جالب و پرمایهاى داشت. عدهاى از محققین استاد محمدى را فرزند سلطان محمد عراقى دانستهاند. تا آنجا كه معلوم است وى از شهر و كاشانهى اجدادى خود جدا شده و به استعداد ذاتىاش وارد نگارخانهى شاه طهماسبى در تبریز گردیده و در آنجا مفتخر به شاگردى استاد سلطان مح
حسینی مصور، محمد یوسف
(ز 1068 ق)، نقاش. وى از شاگردان رضا عباسى بود و به شیوهى وى و همچنین معین مصور نقش مىكرد. در تصویرسازى و چهرهسازى و چهرهپردازى و ارائه مجالس رزمى و بزمى و تك چهرهسازى مهارت داشت و گل و مرغ و پرندهها را نیز نیكو عمل مىآورد. از آثار او: نقش استادانه پادشاهان و پهلوانان قدیم ایران كه در این صحنه تصویر بروز و افراسیاب به پرما
سالیانی، محمد یار
(ز 1242 ق)، خطاط. وى انواع خطوط را خوش مىنوشت. از آثار او: یك قطعه نسخ كتابت خوش و نستعلیق نیم دو دانگ كتابت خفى متوسط، با رقم: «حسب الاشاره... محمدحسن خان قاجار... و انا العبد الاذل الاقل محمد یار سالیانى، فى سنهى 1242».
یزدی، محمد هاشم
(ز 1190 ق)، خطاط. از آثار وى: قرآن نیم ربعى، جلد ساغرى مذهب، دو صفحهى اول و افتتاح متن و حاشیه مذهب عالى، نسخ كتابت خفى خوش، با رقم: «... محمد هاشم یزدى» 1190 ق.
محمد هادی
(وف 1082 ق)، خطاط. به آوردهى میرزا سنگلاخ، وى شاگرد رشیدا و امیر خلیل هروى و در قطعه نگارى مشابه میرعماد بود و مجموعهاى در لغت و الحان تألیف كرده است. یك نسخه «عالم آراى عباسى» در كتابخانهى سلطنتى موجود است كه در قرن یازدهم قمرى به قلم نیم دو دانگ خوش نوشته شده و رقم «محمدهادى» دارد، كه اگر همان باشد كه میرزا سنگلاخ از او یاد
محمد وسیم
(ز 1318 ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه «قاموس اللغة» فیروزآبادى، وزیرى بزرگ، جلد روغنى ممتاز، نسخ كتابت خفى عالى، با رقم: «لما تشرفت هذه الدیار كردستان... و انا العبد الداعى... محمد الوسیم ابن امرحوم المغفور الشیخ جلالالدین.. سنة 1318».
نقاشباشی، محمد
(ز 1255 ق)، نقاش و میناساز. هنرمند دورهى فتحعلىشاه و محمدشاه قاجار بود كه در زمان سلطنت محمدشاه به لقب نقاشباشى مفتخر گشته است. وى در تصویر و شبیهسازى خوش قلم و در كارهاى روغنى و قلمدان و میناسازى قوىدست بود. از آثار او: جعبهى ارزندهاى، با: «رقم كمترین محمد 1238»؛ تصویر مجلس عروسى ناصرالدینشاه كه اثر پركار و شلوغى است، ب