محمدعلی مذهب
(س سیزدهم ق)، مذهب، نقاش و خطاط. گلزارنویس با مهارتى بود و در تشعیر و تذهیب قلم هنرمندانهاى داشت. از آثار وى خط شش دانگ گلزارى است كه جملهى یا امیرالمؤمنین حیدر را به خط نستعلیق جلى نوشته و داخل آن را، در شیوهى گلزارى تزیین نموده است و زمینه را نیز به تذهیب كارى آرایش داده و رقم «یا على ادركنى» دارد كه سجع مخصوص محمدعلى مذهب
کرمانی، محمدعلی
(وف 1318 ش)، نقاش و مجسمهساز. طراح هنرمند اهل كرمان و سازندهى سردر زیبا و استادانهى باغ ملى تهران بود. این در از برنز ساخته شده و پس از ریختهگرى ابتدایى، بر روى آن طلاى مخصوصى كه به آن طلاى ملقمه مىگفتند، كشیده شده است. وى در هشتاد سالگى در تهران وفات یافته و در همین شهر دفن شده است.
قاینی بیرجندی، محمدعلی
(وف 1305 ق)، خطاط، نویسنده و دانشمند. وى در علوم فلسفى و هیئت و نجوم و ریاضیات استاد بود و جز خط نستعلیق، شكسته تعلیق و شكسته نستعلیق را نیز استادانه مىنوشت. این استاد بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند، سپس به تهران آمد و در این دیار سكنى گزید. سلطان اویس میرزا احتشامالدوله مدتى نزد وى تلمذ كرده است. به گفتهى اعتمادالسلطنه، ا
شریف، محمدعلی
(ز 1208 ق)، قلمدانساز و نقاش. وى به غیر از محمدعلى شریف قاینى است. از آثار رقمدار او قلمدان گل و مرغى خوش نقشى است كه جمع گلها را بر روى قلمدان ظاهر ساخته و جوانب آن را تذهیب كرده است، با رقم: «محمدعلى شریف 1208».
تذهیبی، محمدعلی
(وف 1312 ش)، مذهب و خطاط. معروف به آقا محمدعلى. وى نوهى استاد محمدعلى بهار، فرزند میرزا ابوطالب مدرس است كه در صنعت تذهیب دستى داشته و در زمان خود از تذهیب كاران شیرین قلم بوده است. آقا محمدعلى علاوه بر زرنشان كردن قلمدان، در حواشى نقاشىهاى میرزا آقا امامى، هنرمند معاصر خود، تذهیبهاى جالبى كرده است. او در شعر و شاعرى نیز صاحب
عریضی اصفهانی، محمد
(ز 1355 ق)، مذهب و قلمزن. اهل اصفهان بود. این استاد، در تذهیب و طراحى و شیوههاى مختلف آن دست پرقدرتى داشت و صاحب ابتكار بود. از آثار وى سینى نقرهاى پركارى است كه به انواع تزیینات اسلیمى و شیوهى اصفهانى عمل آمده و در وسط آن، تصویر فردوسى نقش شده است، با رقم: «عمل حاج سید محمد قلمزن عریضى اصفهانى 1355 ق». اثر دیگر وى ساخت درب م
محمد عبید
(س یازدهم ق)، نقاش. وى بسان پدر و برادرش، ابوالحسن نادرالزمان، هنرمندى صاحب قلم بوده است. محمد عبید پیرو مكتب پدر و برادر خود بوده و در شبیهسازى و چهرهپردازى و ارائه مجالس رزمى و بزمى قلم پر قدرتى داشته است. از آثار وى: دو تصویر از شاه جهان، با رقمهاى: «رقم ولد آقا رضا عبید» و «رقم عبید برادر نادرالزمان مشهدى، در سنه 60(10) ب
مجلد خاقانی، محمدطاهر
(ز 961 ق)، مجلد و قاطع. از هنرمندان پر مهارت دربار سلطان مراد بود. از آثار قطاعى وى: یك قطعه از مرقع سلطان مرادخان، به قلم نستعلیق دو دانگ متوسط و رقاع متوسط، با رقم: «قطعه العبد محمدطاهر مجلد الخاقانى فى سنه 961».
قطاعی شیرازی، محمدطاهر
(ز 1146 ق)، قاطع، مذهب، طراح و رسام. از آثار وى قطاعى كتیبهاى در مشهد مقدس است. در این اثر استادانه، ابیاتى به نستعلیق زیبا بر روى فولاد سخت قطاعى شده و زمینهى آن، با تزیینات دایرهاى و اسلیمى مدور، به زیبایى تمام به كنارهها وصل گشته است و كاتب آن چنین رقم نهاده: «... قطاعى آن بید اهتمام محمدطاهر ولد استاد مسیح شیرازى به اتما
حکاک باشی اصفهانی، محمدطاهر
(س سیزدهم ق)، حكاك. معروف به آقا طاهر. در تذهیب و تشعیر و نقوش اسلیمى و خوشنویسى مهارت داشت و در اصفهان و تهران مىزیست. این هنرمند در نقش و تزیین مهرها استاد و از حكاكان تیزنگار زمان خویش بود. وى در حدود نود سالگى در اصفهان وفات یافت و همان جا نیز دفن شد. از آثار ارزندهى او كه براى ناصرالدینشاه قاجار به فرجام رسانده، تسبیح صد
صوفی مراغهای، محمد
(ز 876 ق)، خطاط. از آثار وى: مرقع تمام بریده «صد كلمهى حضرت امیر (ع)»، از رشیدالدین وطواط، به همهى اقلام و به خطوط مختلف خوش و متوسط، با رقم: «تم الكتاب بعون اللَّه تعالى... العبد... محمد بن سیدى احمد بن على الصوفى المراغى فى سنة 876».
کاتب نیشابوری، محمدصالح
(ز 1096 ق)، خطاط. از آثار وى: قرآن رحلى، دو صفحهى افتتاح متن و حاشیه مرصع عالى، نسخ كتابت جلى متوسط، با رقم: «... ابن غلامحسین، محمدصالح الكاتب المنسوب الى النیسابور... سنة سادس و تسعین بعد الالف من الهجرة النبویة 1096».
سبزواری، محمدصالح
(ز 949 ق)، خطاط. از آثار وى: یك صفحه از مرقع بایقرا طهماسب، ثلث چهار دانگ جلى و سه دانگ محرر عالى و نسخ و رقاع نیم دو دانگ خوش، با رقم:«مشقه العبد المذنب... محمد صالح بن محمد یوسف السبزوارى... سنة تسع و اربعین و تسعمائة من الهجرة المصطفویه».
تبریزی، محمدصالح
(اواخر س دهم ق)، مذهب و مجلد. اهل تبریز بود و در تذهیب و حل كارى و سوخت سازى مهارت داشت. از آثار گرانقدر وى جلد سوخت ممتازى است كه در وسط آن، تصاویر گل و مرغها و نقوش همطراز اسلیمى به قوى دستى ارائه شده و رقم نهاده: «عمل محمدصالح التبریزى».
مصحح، محمدصادق
(ز 1042 ق)، خطاط. از آثار وى: مجموعهى «اخلاق محسنى»، «اخلاق ناصرى» و «اخلاق جلالى»، به قطع وزیرى، پنج سرلوح مذهب عالى، جلد سوخت معرق، نسخ كتابت خوش، با رقم: «... و على ید العبد... ابن حاجى محمد الحافظ، محمدصادق المصحح، فى اول اللیل الاول من الاسبوع الاخر من الشهر الاخر من الربع الاول من السنة الثانى فى العشر الخامس من المائة ال
رضوی یزدی، محمدصادق
(ز 1248 ق)، مذهب، نقاش و خطاط. هنرمند ذوفنون بود كه خطوط نسخ و رقاع را استادانه مىنوشت و در جلدسازى نیز تبحر داشت. وى جمله فنون كتابت را از قبیل خط و تذهیب و جدولسازى و حل كارى و حتى جلد روغنى و آرایش آن را خود انجام مىداد و تمام رشتهها را پرمایه عمل مىآورد. از آثار او: ادعیهاى به خط نسخ و جلد روغنى مذهب كه حواشى آن به خط
تبریزی، محمدصادق
(ز 1084 ق)، خطاط. از آثار وى: «صحیفهى سجادیه»، به خط نسخ و آخر رقاع كتابت خفى عالى، با رقم: «تمت الصحیفة الكامله... كتبه ابن محمدحسین، محمدصادق التبریزى... فى سنة 1083»؛ یك رقعه از مرقع ثلث سه دانگ جلى و نسخ كتابت و خفى و غبار خوش، با رقم: «كتبه محمدصادق التبریزى فى 1084».
محمد صابر
(ز 1130 ق)، نقاش و قلمدانساز. وى پیرو شیوهى محمد زمان اول بود. محمد صابر در انواع تذهیب و حل كارى دست داشت و در چهرهپردازى و منظرهسازى قوى دست بود. شیوهى وى مخلوطى از هند و ایرانى بود كه به مهارتى خاص تلفیق شده است. از آثار او: قلمدان زیبایى كه تصویر زن جوانى در شیوهى صفویه بر روى آن نقش شده و منظرهى بناهاى تاریخى در زمین
قزوینی، محمد شفیع
(ز 1059 ق)، خطاط. شاگرد میرعماد و در كتابخانهى سلطنتى ملازم بود. میرزا سنگلاخ به او لقب خلیفةالخلفا داده و گفته كه در دوازده سالگى از قزوین به اصفهان رفت و نزد پدر به تعلیم خط پرداخت و خط خود را نزد میرعماد تكمیل كرد. محمد شفیع شعر نیز مىگفت و كتابدار شاه عباس بود. پس از مرگ پدر به قزوین بازگشت و به مشاغل مهم دیوانى اشتغال ورز
شیرازی، محمد شفیع
(ز 1076 ق)، خطاط. از آثار وى: «اصول كافى» و «فروع كافى» و «روضهى كافى»، نیم ورقى، مجدول مذهب، سر هر كتاب سرلوح مرصع مذهب، نسخ تحریر كتابت خفى متوسط، با رقم: «قد فرغ من تحریره... سنة ست و سبعین بعد الالف... محمد شفیع ابن المرحوم شمسالدین عبداللَّه المعلم الشیرازى غفر ذنوبهما».