زاوهای یزدی، مهدی
(وف 1346 ق)، عالم و مورخ. اهل مشهد بود. در همانجا به تحصیل پرداخت و در مشهد درگذشت. از آثار اوست: «امالكتاب» در چهار جزء وقایع الایام، رویداد كربلا، جشنها و شرح احوال حضرت عباس (ع).
زاویه، محمدعلی
نگارگر، تذهیب نگار قرآن.
تولد: 1291، تهران.
درگذشت: 11 تیر 1369، تهران.
محمدعلى اسماعیل زاویه پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى در سال 1308 به هنرستان صنایع مستظرفه رفت (بعدها این هنرستان، كمالالملك خوانده مىشد) و رشتهى مینیاتور و تذهیب را براى آموزش برگزید. پس از چندى در سال 1319 در رشتهى مینیاتور با درجهى ممتاز فارغالتحصی
زایر دامغانی، اسماعیل
(س یازدهم ق)، شاعر. وى گویا در دادگاهى مشغول به كار بوده است. از اوست:
ز لیلى، لیلى من دلربایى بیشتر دارد
ز مجنون اندكى دیوانهتر مىخواستم خود را
زایر مشرقی
(تو 1269 ش)، شاعر زرتشتى، متخلص به زایر مشرقى. وى در مریمآباد یزد به دنیا آمد. تحصلات مقدماتى را در زادگاهش به اتمام رسانید و در هیجده سالگى به بمبئى رفت و در آنجا به كار تجارت پرداخت. از اوست:
ز پندار نیكت سرانجام گیر
كه پندار نیكت شود دستگیر
به گفتار نیك و به كردار نیك
چو پندار نیكت بود در ضمیر
زایر همدانی، امید
(س یازدهم ق)، شاعر. شاعرى همدانى و عاشقپیشه بوده است. به قدم سیاحت به هند سفر كرده و پس از مراجعت احتمالا در سال 1083 در خدمت بوداق سلطان كمرهاى بوده است. از اوست:
از بس كه رخت را عرق شرم حجاب است
عكس تو در آیینه چو گل در ته آب است
زایرای شوشتری، عبدالمحمد
(وف 1126 ق)، شاعر. وى شاگرد ملا كاسبى، معروف به محبعلى بوده و با مشاهیر شعراى زمان خود چون میرزا طاهر وحید، شفیعاى اثر، میرنجات، نجیباى كاشى و میرزا هادى شرر شیرازى معاشر بوده است. زایرا در مدح واخشتوخان و حسین پاشاى بصرى و سایر معاریف آن عصر قصایدى دارد. وى داراى «دیوان» شعر بود. از اوست:
قرب حق با خودى از ترك تلعق نشود
نیست
زایری اصفهانی
(س نهم ق)، شاعر، متخلص به زایرى/ زایر. در اغلب تذكرهها او را در شمار زنان شاعر اصفهان آوردهاند، ولى مولف كتاب «از رابعه تا پروین» وى را اهل تبریز دانسته است. برخى در زن بودن وى تردید دارند و سال مرگ او روشن نیست. وى شعر را نیكو مىسرود و از اشعار او ابیاتى چند بر جاى مانده است. از اوست:
خوردن خون دل از چشم تو آموختهام
خون د
زایری مشهدی
(؟)، شاعر. در «تذكرهى روز روشن» آمده است: «از زایران حظایر مضامین پاكیزه است». این بیت از اوست:
مرا سروى است در دل كرده جا در چشم روشن هم
چو گل پاكیزه رخ همچون صبا پاكیزه دامن هم
زبانی یزدی
(س یازدهم ق)، شاعر. وى زبانى گویا و اشعارى شیوا داشته، ولى چندان مایل به شهرت نبوده از این رو گمنام مانده است. این قدر معلوم است كه از سادات بوده و با سلاطین صفوى معاصر بوده است. از اوست:
دو ابروى تو كه پیوسته سر به سر دارند
دو ماه پاره سر وصل یكدگر دارند[1]
سیدالشعراء ابومحمد بن محمد سمرقندى، شاعر معروف ایرانى در قرن ششم، وى
زبحی جرجانی، ابوالحسن علی
(468 -390 ق)، حافظ و محدث. اصلش از زبح، از توابع جرجان بود. وى دایى حافظ عبداللَّه بن یوسف جرجانى بود و در هرات سكونت داشت. زبحى از على بن محمد مودب و عبدالواحد بن محمد منیرى و قاضى ابوبكر حیرى و ابوسعید صیرفى و ابوالقاسم حمزه سهمى و عبداللَّه بن عبدالرحمان بنانى حرضى و همطبقهى آنان حدیث شنید. اسماعیل بن ابوصالح موذن و صاعد بن
زبردست، صمد
شهید صمد زبردست : مسئول بنياد جانبازان تبريز
سال 1343 درتبريزبه دنیا آمد. زندگی اودر این شهر ادامه داشت تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عضويت سپاه تبريز درآمد .
پس از ورود به سپاه هر جا احساس می کرد نیاز به جانبازی است تا از انقلاب اسلامی دفاع شود حاضر بود.
با شروع جنگ بی درنگ به جبهه شتافت تا درمقابل متجاوزین به
زبور، ابراهیم
(س دوازدهم ق)، طغراساز و مذهِّب. از آثار رقمدار وى طغراى زیبایى است كه در یكى از حراجهاى لندن به فروش رفت، با رقم: «ابراهیم زیور».
زبیده
ذوالقعده 1092 -1024 ق، از زنان عالم، فاضل، ادیب و مفسر. وى دختر ملاصدراى شیرازى (1050 ق) و خواهر بدریه و صدریه بود. زبیده نزد پدر و خواهرش بدریه درس خواند و در ادبیات و تفسیر به مقام استادى رسید و حافظ قرآن شد. او با معینالدین محمد فسایى ازدواج كرد و از او كمالالدین محمد معروف به میرزا كمالا را به دنیا آورد و به فرزندش نیز ادب
زبیدهی اصفهانی
از زنان محدث، دیندار و نیكوكار. وى از ابوالحسن احمد بن عبدالرحمن ذكوانى و ابوعبداللَّه قاسم بن الفضل و ابوحفص عمر بن احمد سمسار حدیث شنید و سمعانى از او احادیثى چند نوشته است.
زبیری، محمود
سال تولد:-، مرتبه علمى: استاد، رشته: جنگلدارى، دانشكده: منابع طبیعى، دانشگاه: تهران
زجاجی چرندابی تبریزی
(تو 608 ق)، شاعر و مورخ. از آثار وى: «تاریخ منظوم زجاجى»، در تاریخ.
زجاجی طبری، ابوعلی حسن
(وف ح 400 ق)، محدث و فقیه شافعى. وى متولى قضاوت بود. از آثارش «التهذیب»، در فروع فقه شافعى كه مختصرى مشتمل بر «فروع زائده على المفتاح» است كه به همین مناسبت به نام «زوائد المفتاح» نامیده شده است. از دیگر آثارش تصنیف كتابى در «علل الحدیث» است.
زجاجی گرگانی، ابوالقاسم یوسف
(415 -352 ق)، ادیب، لغوى، نحوى و محدث. اصل وى از همدان و ساكن گرگان و استرآباد بود. به واسطهى پیشهى آبگینهسازى و فروش آن به زجاجى معروف شد. از ابواحمد غطریفى و ابواسحاق بصرى و دیگران حدیث استماع كرد. از آثار وى: شرح «الفصیح» ثعلب كوفى، در لغت؛ «عمده الكتاب»، در فقه؛ «عمده البیان»؛ كتاب «خلق الانسان»؛ كتاب «خلق الفرس»، كه گروه
زجاجی مجرد، مجید
مجید زجاجی مجرد
محل تولد : کاشان
شهرت
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 1344/1/1
زندگینامه علمی
حقیر به سال 1342 شهریور ماه در یک خانواده مذهبی در کاشان متولد گردیدم که پس از گذراندن دوران تحصیلی ابتدائی و راهنمایی (سال سوم) مصادف با انقلاب اسلامی شدم که نسبت به سن خود یکی از عاشقان امام خمینی(ره) مطرح بودم.در انقلاب شرک
زجاجی نهاوندی، عبدالرحمان
(وف 340 -337 ق)، ادیب، نحوى. در نهاوند به دنیا آمد و در بغداد نشو و نما یافت و نزد ابراهیم بن محمد زجاج، نفطویه، اخفش صغیر، محمد یزیدى و ابوبكر بن درید كسب دانش كرد و در طبریه درگذشت. از آثار وى: «الجمل الكبیر كبرى»؛ «الایضاح الكافى»؛ «الامالى»؛ «شرح الالف و اللام للمازنى»؛ كتاب «اللامات یا اللامیات».