زجاجی نیشابوری، ابو عمر محمد
(وف 348 ق)، صوفى. از اهالى نیشابور و عرفاى قرن چهارم هجرى بود. وى، ابراهیم خواص و جید ابوعثمان حیرى و برخى عرفاى بزرگ دیگر را ملاقات كرد و چهل سال در مكه مجاور شد و شصت مرتبه حج كرد. سرانجام در همان شهر نیز بدرود حیات گفت.
زجاجی، ابواسحاق ابراهیم
(س سوم ق)، صوفى. مشهور به زجاجى. از عرفاى بزرگ عهد متوكل عباسى (247 -232 ق) و از یاران شیخ ابوحفص نیشابورى و جنید بغدادى بود. وى موسس مشرب ملامتیه بود.
زجاجی، عبدالرحمن
عبدالرحمن نحوى (ف. 337 ه.ق./ 949 م.) وى در نهاوند متولد شد و نزد زجاج در بغداد تعلیم گرفت و بدو منسوب گردید. در دمشق و ایله تدریس كرد. او راست: كتاب «الجمل» در نحو كه آن را در مكه تألیف كرد و نسخه آن در برلین است.
زجری اصفهانی
(س دهم ق)، شاعر. وى از شاعران اصفهانى معاصر شاه طهماسب اول بود. از اوست:
قاصد بسى ز گفتهى خود انفعال برد
تا كى دروغ نقل كند از زبان تو
زخم مشهدی، محمد
(؟)، شاعر. صاحب «تذكرهى روز روشن» دربارهاش مىنویسد: «دلش مستفیض از فیض سرمدى بود». این بیت از اوست:
ز شوخى آن چنان گرم از پى نخجیر برخیزد
كه وحشت از غزالان چون رم از تصویر برخیزد
زرآبادی، جلیل
سید جلیل حسینى فرزند عالم جلیل سید موسى فرزند سید على فرزند سید مهدى فرزند میر بزرگ ابن میر بابا بن میر فاضل كه منسوب و منتهى به جناب زید شهدید فرزند امام زینالعابدین علیهالسلام مىشود. در یازدهم ذیقعده الحرام 1331 قمرى در شهر قزوین سالروز میلاد مسعود حضرت رضا علیهالسلام به دنیا آمده و در بیت علم و ورع پروش یافته و در حجر و د
زرآبادی، موسی
سید موسى حسینى زرآبادى كه سبط عالم جلیل مولى كریم روغنى است فیلسوف متاله و حكیمى الهى و متكلمى توانا و فقیهى اصولى و مبین معارف ائمه معصومین علیهمالسلام بود.
در سال 1311 قمرى در بیت علم و تقوا به دنیا آمده و در دوران كودكى مقدمات و ادبیات را خوانده و از محضر اساتید بزرگ چون حاج مولى علىاكبر ایزدى متوفى 1330 فقها و اصولا استفا
زرآبادی، ناصر
به سال 1299 شمسى در كوچه روغنىها واقع در سنگلج (یكى از محلات قدیمى) تهران، طفلى دیده به جهان گشود كه نامش را ناصر نامیدند. دوران كودكى را ناصر بهسرعت پشت سر گذارد و وارد مدرسه ابتدایى گردید وى از سال چهارم دبستان شیفته موسیقى گردید و از پدر خود كه افسر ارتش بود خواهش كرد كه نام وى را در مدرسه موزیك ارتش جهت فراگیرى موسیقى بنوی
زراء نژاد، منصور
دكترمنصور زراء نژاد در سال 1336 در شهرستان خرمشهر بدنيا آمد. تحصيلات متوسطه را در خرمشر گذرانيد و موفق به اخذ ديپلم رياضي و به فاصله يكسال بعد ديپلم طبيعي شد.وي تحصيلات دانشگاه خود را در رشته مديريت اقتصادي دانشكده اقتصاد و رياضيات كرج آغاز كرد. و در سال 1359 فارغ التحصيل شد. او همچنين مدرك كارشناسي ارشد رشته اقتصاد را از دانشگا
زراستوند، محمد
شهید محمد زراستوند : مسئول عقیدتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اراک
سال 1333 در شهرستان اراک چشم به جهان گشود و در حالی که وضعیت مالی خانواده بسیار بد بود و نومید کننده . یک بهار از عمرش نگذشته بود که پدر مریض خود را که در چندین سال متوالی در بستر بیماری بود از دست داد و ادامه زندگی اش با دو برادر و یک خواهر یتیم دیگر به دست
زرافشان، ناصر
ناصر زرافشان، به سال 1325 در شهر علم وهنر و صنعت، اصفهان متولد شد. زرافشان نواختن كلارین را از نوجوانى و ابتدا به صورت حاشیهاى در دسته موزیك ناحیه یك اصفهان آغاز كرد.
این دسته موزیك ملى در قالب موزیك نظام و به همت و با هزینه پدر وى تأسیس شده بود و اعضاى آن عموما از میان جوانان فامیل و جوانان مستعد ناحیه یك اصفهان انتخاب شده و
زربافیان، محسن
محسن زربافیان به سال 1314 در تهران دیده به جهان باز كرد، از كودكى به موسیقى علاقمند بود و این علاقمندى و كشش وى به سوى موسیقى، او را مثل اكثر هنرمندان در رشته موسیقى كه از سنین طفولیت جذب این هنر مىگردیدند، او نیز مجذوب این هنر گردید، وى ابتدا با نواختن نىلبك كه سازى ابتدایى و به آسانى در در دسترس قرار مىگرفت آغاز كرد.
تمرین
زرپنجه، یحیی
یحیى زرپنجه (هارون) به سال 1270 هجرى شمسى در خانوادهاى كه همگى با موسیقى آشنایى داشتند در تهران متولد شد. پدر وى از آوازى خوش بهرهمند بود و با نواختن «دف» آشنایى كامل داشت. برادرش موسى زرپنجه نیز تار را خوب مىنواخت.
یحیى از كودكى تار را نزد براردش موسى فراگرفت ولى براى تكمیل آن نزد استاد همیشه دوران مرحوم درویشخان رفت و مدت
زرتشت
(ح 1000 ق م)، پیامبر. در روزگار باستان از خانواده «سپیتمه» بود. در تاریخ ولادت او بین 1000 تا 660 ق. م اختلاف هست و بعضى از پارسیان از روى محاسبات نجومى آن را تا 4500 سال قبل از میلاد بالا مىبرند، هرچند از بعضى روایات قدیم یونان نیز این نكته برمىآید، لیكن قبلو آن به جهات بسیار دشوار است. پدر زرتشت پور و شسپ و مادرش دغدو یا دغد
زرتشت بهرام پژدو
(س هفتم ق)، دانشمند، پزشك، نویسنده و شاعر. اهل خواف خراسان و به قولى اهل رى بوده است. در دوران حكومت ایلخانان زندگى مىكرد. در جوانى بین دبیرى و علوم شرعى زرتشتى و نجوم و هیات و حساب را فراگرفت و بعد از آن به شاعرى پرداخت. آنچه كه از آثار وى باقى است، چند منظومهى فارسى است كه به جهت اشتمال بر مقدار زیادى لغات پهلوى و روایات دین
زردشت
پسر آذرباد مهر سپندان (ه.م.) موبد بزرگ اوایل عهد ساسانى كه طبق روایت نسب وى به 9 واسطه به زردشت پیامبر میرسد.
زردشتی فارسی، فیروز
(وف 1249 / 1242 ق)، نویسنده، شاعر، متخلص به فیروز. وى از پارسىنژادان متولد در هند بود كه در ده سالگى به همراه پدرش به ایران آمد و قریب دوازده سال به تصحیل علوم و كمالات پرداخته و دوباره به هندوستان بازگشت. از آثارش:«ادلهى قویه»، در عدم جواز كبیسه در شریعت زردشت؛ «جارجنامه» یا «جرجنامه»، شعر، به طرز «شاهنامه»؛ «دساتیر آسمانى»
زردوز شیرازی، محمد ابراهیم
(1313 -1263 ق)، شاعر، متخلص به زردوز. وى شغل زردوزى داشته است. گاهى كه شعر مىسرود، به هزل و هجا تمایل بیشترى داشت. این رباعى از اوست:
زردوز! همیشه سرخوش و مستى تو
بر گور جهان چه طرف بربستى تو
گویند كه مفلس به اماناللَّه است
غفار ببخشد كه تهىدستى تو
زردی، ابوعمرو احمد
(وف 338 ق)، ادیب و لغوى. وى اهل زرد یكى از روستاهاى اسفراین بود كه در فن بلاغت و معرفت اصول و ادب سرآمد اقران روزگار خویش بود. وى از ابوعوانه اسفراینى حدیث شنید.
زرسپ
پسر طوس (ه.م.) از سرداران بزرگ ایران در عهد كیانیان (داستان.)