باب
سید علىمحمد شیرازى (و. شیراز 1235 ه.ق./ 1819 م.- مقت. تبریز 1266 ه.ق./ 1850 م.) ابن سید محمد رضاى بزاز. پدرش در كودكى وى، وفات یافت و او تحت سرپرستى دایى خود حاج سید على به شغل پدر مشغول شد، ولى چون مجذوب مسایل مذهبى بود، توانست عدهاى را به سوى خود جلب كند و پس از مدتى توقف در بوشهر به شیراز بازگشت و تجارت را رها كرد و سفرى
باب الدشتی، قطبالدین علی
در جنب مسجد قطبیه در خیابان شاه اصفهان گنبدى است، و در آن قبرى است منسوب به: امیر قطبالدین، لكن كتیبه به نام امیر مجدالدین اسماعیل بن مظفر بن مسعود باب الدشتى، و تاریخ فوتش 955 مىباشد.
مسجد از آثار باستانى اصفهان، و بانى آن امیر قطبالدین آن را در سال 930 بنا نموده. بنابراین، بقعه در جنب مسجد ساخته شده، كتیبههاى آن به خط ابو
باب الدشتی، مجدالدین اسماعیل
ابن امیر مظفر بن امیر مسعود باب الدشتى.
از عرفا و فضلاى اصفهان، در صفر سال 955 فوت شده، و در جنب مسجد قطبیّه در بقعهاى مخصوص مدفون گردیده، مسجدى كه در جنب مقبره قرار دارد را به مناسب این قبر مسجد قطبیّه مىنامند، و مدفون در مقبره را قطب الدین على باب الدشتى مىگویند.
باب فرغانی، عمر
(س پنجم ق)، صوفى. وى در فرغانه مىزیست، و از بزرگان طریقت عهد خویش به شمار مىآمد. مردى صاحب كرامات بود. چون درویشان آن دیار مشایخ بزرگان را باب مىخواندند، به همین علت وى به باب مشهور است.
بابا افضل کاشانی
(وف 667 ق)، حكیم، نویسنده، عارف، ادیب، شاعر، متخلص به افضل. معروف به بابا افضل. ولادت او در مرق بین اصفهان و كاشان اتفاق افتاد. بابا افضل بیشتر در زادگاه خود به اعتكاف، تدریس، تألیف، تحقیق و مباحثه روزگار مىگذرانید. نسبت تعلیم خواجه نصیر طوسى با یك واسطه به او مىرسد. وى مدتى از عمر خود را به علت رشك حاسدان و سخنچینى آنها در ز
بابا بیات
(س هفتم ق)، صوفى و عارف. مرشد و استاد طریقت بابا ركنالدین بود. مقبرهى وى در تخت فولاد اصفهان است.
بابا تبریزی
(س دهم ق)، مذهب. در تبریز اقامت داشت و در تذهیب قوىدست بود. از آثار این هنرمند تذهیب و آرایش قرآنى است كه خط آن را مقصود علىالشریف تبریزى نوشته است. تذهیب كنارهها، به طلاى كم عیار و اسلیمىهاى گوناگون و گلهاى تزیینى شیوایى انجام گرفته است.
بابا حاجی
(س نهم ق)، نقاش. وى در دربار سلطان حسین بایقرا به احترام زندگى مىكرد. این بابا حاجى را نباید با بابا صدر، نقاش معروف مكتب بغداد، یكى دانست و اشتباه كرد. در «تاریخ رشیدى» از او چنین یاد شده: «دیگر استاد بابا حاجى است. در تصویر، قلم پخته دارد، اما اصل طرح وى، بىاندام است. در تمامى خراسان، در طراحى نقش و زغال گرفتن بى همتاست...».
بابا خان میرزا، مشیر دیوان
(ز 1320 ق)، خطاط. وى مستوفى و منشى خاصهى وزارت امور خارجه و اصلا قوچانى و از طایفهى زعفرانلو بود. از علوم ادبى آگاهى داشت و سیاق را خوب مىدانست. از خطوط، جز نستعلیق، نسخ و رقاع و شكسته را نیز خوش مىنوشت و شیوا بیان هم بود.
بابا رکن الدین
مسعود بن عبداللَّه انصارى بیضاوى فارسى. عارف مشهور، برخى از بزرگان مانند: شیخ بهائى و (مولى محمّد تقى) و مجلسى، و حاجى كلباسى درباره او اعتقاد داشته و وى را به جلالت قدر مىستودهاند. حتّى در تذكرة القبور و برخى مواضع دیگر از شیخ بهائى مكاشفهاى در جلالت قدر او نقل مىكنند.
در روز یك شنبه 26 ربیع الاول سال 769 وفات یافته، و در
بابا رکنالدین، مسعود
(وف 769)، عارف. از بزرگان عرفانى زمان خود بود. او در تخت فولاد اصفهان مدفون است.
بابا سودایی ابیوردی
(وف 853 ق)، شاعر و صوفى. وى از مردم ابیورد خاوران بود. و به همین جهت در آغاز خاورى تخلص مىكرد. مولانا در ابیورد دهى داشت به نام سكان و همیشه در آنجا مىزیست. وى مردى عارف مشرب و وارسته بود. با شاهرخ و بایسنقر معاصر و اشعارى در مدح ایشان سروده و در نزد هر دو محترم بوده است. و از آنجائى كه دچار عشق و جذبه گشته و سر و پاى برهنه را
بابا شاه اصفهانی
(وف 1012 /996 ق)، خطاط و شاعر، متخلص به حالى. ملقب به رییس الرؤساء. از مردم كوهپایهى عراق بود كه در اصفهان نشو و نما یافته و به آن سبب مشهور شده است. وى را شاگرد سید احمد مشهدى دانستهاند و برخى دیگر شاگرد میر على هروى كه نباید این قول روا باشد. بابا شاه از استادان طراز اول نستعلیق بود و در اصفهان درگذشت. از آثار وى: رسالهى من
بابا شیرازی، علی
(س سیزدهم ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه «دیوان» میرزا تقى علىآبادى، به قلم كتابت خفى خوش، با رقم: «تمت الكتاب... على بابا ابنمرحمت پناه، میرزا محمد شیرازى... فى سنهى 1258»؛ یك نسخ شش دفتر «مثنوى» مولانا، به قلم كتابت خفى خوش، با رقم: «... على بابا ابنمرحوم میرزا محمد شبیهساز شیرازى تحریر یافت... فى سنهى 1255».
بابا طالب اصفهانی
(وف 1032 ق)، شاعر. چون از ابتدا با درویشان و خرقهپوشان آمیزش داشت، به بابا طالب مشهور شد. بابا در عهد شاه عباس اول به هندوستان رفت و در كشمیر سكونت گزید و نزد یوسف شاه والى كشمیر تقرب یافت و مدتى مصاحب مجلس خاص او شد. پس از تسلط جلالالدین محمد اكبر پادشاه گوركانى بر كشمیر در زمرهى منشیان شاهى درآمد و جلالالدین اكبر او را در
بابا طاهر همدانی
(س پنجم ق)، عارف و شاعر. بابا طاهر عریان همدانى از بزرگان مشایخ صوفیه و عارفى شوریده حال بوده است. روایاتى كه راجع به او نوشتهاند به قدرى افسانهآمیز است كه وى را از یك سو با آلبویه و ابنسینا همعصر جلوه مىدهد و از سوى دیگر شاهد قتل عین القضاة همدانى و حتى معاصر خواجه نصیر طوسى. به هر حال، قدیمترین مآخذى كه وجود دارد نشان مى
بابا علیشاه هروی، علی
(س نهم ق)، عارف و شاعر. ملقب به ابدال. وى معاصر شاهرخ و سلطان حسین میرزا بود. اعمال و كارهاى خارقالعادهى به او نسبت دادهاند. وى در مدرسهى جامى تلمذ مىكرد و جامى به وى ارادت داشت. او شعر فارسى را نیكو مىسرود و صاحب «دیوان» شعرى است.
بابا عینالملک
(س دهم ق)، شاعر. از مشایخ معروف ماوراءالنهر و مردى مجذوب بود. مردم به وى بسیار معتقد بودند. تعدادى رباعى از او باقى مانده است.
بابا فغانی شیرازی
(وف 925 ق)، شاعر، متخلص به فغانى. در شیراز متولد شد. در سى سالگى به خراسان رفت و در هرات به خدمت جامى رسید. پس از آن به تبریز رفت و در سلك شعراى دربار سلطان یعقوب آق قویونلو درآمد و از سلطان لقب بابا گرفت. بعد از مرگ ممدوح خود به شیراز بازگشت و از آنجا مجددا به خراسان رفت. در پایان عمر از اعمال بیهوده و نادرست خود توبه كرد و مجا
بابا قاسم
ابوالقاسم محمّد از عرفاى قرن هفتم و اوایل قرن هشتم اصفهان است كه شرح حال او مانند سایر باباها مجهول مىباشد.
در سال 740 وفات یافته، و در سال 741 یكى از مریدانش به نام سلیمان بن ابى الحسن طالوت دامغانى بر مزار او گنبدى بنا نموده كه جزو آثار باستانى اصفهان به شمار مىرود.