کاربر میهمان به پرتال راسخون خوش آمدید ورود به محيط کاربري فراموشی رمز عبور عضویت جمعه دوازدهم شهریور 1389 خورشیدی (همت مضاعف و کار مضاعف)





مسیر جاری: صفحه اصلی / مشاهیر ایران و جهان / عالمان و دانشمندان - حدیث

تبلیغات سایت 

درخواست مشاوره از راسخون

تصاویر هفته



 
گالری تصاویر
مشاهیر ایران و جهان - عالمان و دانشمندان - حدیث  

 1  2  3  4  5  6  7  8  9  >  ->
آبری سیستانی، ابوالحسن محمد •
(وف 363 ق)، مورخ، حافظ و محدث شافعى. وى به خراسان، شام، جزیره و حجاز سفر كرد. از ابن‏خزیمه‏ى نیشابورى، ابوالعبّاس سراج نیشابورى، زكریا بن احمد بلخى، محمد بن یوسف هروى و محمد بن سهل قهستانى و دیگران حدیث شنید. على بن بُشرى لیثى سجستانى، یحیى بن عمّار سجستانى و دیگران از وى روایت كرده‏اند. اثر معروف او:
آبسکونی، ابوالعلاء احمد •
(س ششم ق)، محدث. از مردم آبسكون واقع در سواحل دریاى مازندران بود. به صور در ساحل مدیترانه رفت و در آنجا مسكن گزید. ابوالعلاء از محمد بن حمید و ابوزرعه رازى حدیث شنید و بسیار حدیث نقل مى‏كرد. عبداللَّه بن عدى حافظ از او روایت كرده است.
آبندونی گرگانی، ابوالقاسم عبداللَّه •
(368 -274 ق)، حافظ و محدث. از مردم آبندون گرگان بود. حاكم نیشابورى او را یكى از اركان حدیث و خطیب بغدادى او را ثقه مى‏داند. سمعانى او را پرهیزكار و امین مى‏خواند. آبندونى از ابوخلیفه‏ى جمحى و ابوالعباس سراج و همطبقه‏ى آنان روایت مى‏كرد. ابوبكر اسماعیلى، دوست آبندونى، ابوبكر بن شاه مروزى و ابونعیم حافظ
آبی رازی، موفق الدین، حسن •
(س ششم ق)، فقیه و محدث. مشهور به خواجه آبى. وى در قریه راشدة شنست رى ساكن بود. وى بر فقیه عالیمقام امیركیا فرزند ابوالجیم مصدرى قرائت كرد. خواجه آبى فقیهى صالح و مورد اعتماد بود.
آبی، ابوعبداللَّه جریر •
(188 -110 /109 /107 ق)، محدث. در آبه یا آوه، از قراء نزدیك ساوه، متولد شد و در رى سكونت گزید و بدین سبب او را محدث رى نامیدند. جریر دانشى وسیع داشت و مورد وثوق بود، اهل حدیث براى استفاده به او روى مى‏آوردند و خود از كسانى چون عبدالملك بن عمیر، سلیمان اعمش و منصور بن المُعْتَمر حدیث شنیده بود و كسانى
آبی، محمد •
(س ششم ق)، ادیب و محدث. مشهور به ادیب آبى. وى استاد منتجب‏الدین است و منتجب‏الدین در «فهرست» گوید كه از محضرش استفاده روایى برده‏ام. از آثارش: «المنتخب»؛ «ندبةالوالد على المولود».
آجُرّی، ابوحَفص عمر •
(وف 344 ق)، محدث. از كسانى چون ابوخلیفه فضل بن حُباب جُمَحى و زكریا بن یحیى ساجى حدیث شنیده است. و به نقل سمعانى، حاكم نیشابورى در تاریخ خود گفته است: ابوحفص با ما از استادان حدیث شنید و چند سالى در نیشابور زندگى كرد، آنگاه به آهنگ عراق از نیشابور خارج شد و... خبر مرگ او را از رى دریافت داشتیم.
آجِنْگانی، ابوالفضل محمد •
(س چهارم ق)، فقیه و متكلم. در آجنگان، از روستاهاى سرخس، متولد شد. از بزرگان اهل مناظره و از استادان فقه و كلام بود.
آخری، ابوالفضل خُزیمة •
(وف 548 ق)، فقیه و متكلم معتزلى، ادیب و لغوى. نامش محمد و به خزیمه معروف بود. اهل آخُر، قصبه‏اى در دهستان، میان گرگان و خوارزم، بود. در ناحیه‏ى دهستان از كسانى چون ابوالفتیان عمر بن عبدالكریم روّاسى و بندار بن عبدالواحد دهستانى و دیگران حدیث شنید. در مرو به روایت حدیث اشتغال داشت و در همان جا نیز درگذشت.
آخُری، ابوالفضل عباس •
(س چهارم ق)، محدث. از مردم آخُر، قصبه‏اى در دهستان، میان گرگان و خوارزم بود. وى امام جماعت مسجد عتیق در مرز دهستان بود و از كسانى چون عبدالرحمان بن ابى‏حاتم، ابوبكر شَعرانى، موسى بن العباس آزادوارى و دیگران نقل حدیث مى‏كرده، و حمزة بن یوسف سهمى از او حدیث رواى كرده است.
آخری، ابوالقاسم اسماعیل •
(س چهارم ق)، فقیه و محدث. در آخُر، قصبه‏اى در ناحیه دهستان میان گرگان و خوارزم، متولد شد و به مصر سفر كرد. وى از احمد بن بهزاد سیرافى و ابوالفوارس صابونى و دیگران حدیث روایت مى‏كرد. ابوالقاسم حمزه بن یوسف سهمى نیز از او روایت كرده و «اصول» او را ستوده است.
آدم بن ابی‏ایاس •
(221 /220 -132 ق)، حافظ و محدث. براى تحصیل حدیث به عراق و شام و مصر و حجاز رفت و از راویانى چون شعبة بن حجاج، مسعودى، مبارك بن فضاله و عبداللَّه بن مبارك حدیث شنید. در چهار «صحیح» از صحاح ششگانه از جمله «صحیح بخارى» از وى روایت شده است. ابوحاتم رازى، اسماعیل سمّویه، هاشم طبرانى و گروه بسیارى از او حدیث
آدم بن عبداللَّه قمی •
(س دوم ق)، محدث. از اصحاب امام صادق (ع) بود و از آن امام كسب فیض كرد. شیخ طوسى در «رجال» خویش از او یاد كرده و به گفته‏ى ابن‏حجر او را ستوده است. برقى او را با پسوند اشعرى توصیف كرده است. وى در قم درگذشت و در حدود مقبره‏ى شیخان دفن شد.
آدمی استرآبادی، ابوالقاسم علی •
(س چهارم ق)، فقیه و محدث. او را آدمى اسدآبادى و همچنین آدمى همدانى نیز نامیده‏اند. او در طلب حخدیث مسافرت كرد و از فاروق خَطّابى و ابوبكر قطیعى و برخى دیگر حدیث شنید.
آدمی چاچی، ابوبکر احمد •
(س چهارم ق)، فقیه و محدث. آدمى در چاچ (ناحیه‏اى در شمال شرقى سیر دریا، ظاهراً مطابق ناحیه‏ى تاشكند) و نواحى اطراف آن زندگى مى‏كرد و به روایت حدیث اشتغال داشت. وى به عراق و حجاز سفر كرد و از حبیب بن مغیره چاچى، حامد بن داوود چاچى، عبیداللَّه بن واصل بخارى، ابوحاتم محمد بن ادریس رازى و محمد بن عبداللَّه
آدمی خوارزمی، ابوالفضل محمد •
(وف 562 /561 ق)، مفسر، نحوى، لغوى و محدث. ملقب به زین‏المشایخ. او در ادبیات از پیشگامان و در زبان عرب خحجت به حساب مى‏آید. لغت و علم اِعراب را از زمخشرى آموخت و پس از او بر جایش نشست. او حدیث را نیز از زمخشرى و دیگران شنید. در ترسل و نقد شعر دست داشت. از آثارش: «تفسیر القرآن»؛ «شرح الاسماء الحُسنى»؛
آدمی رازی، ابوسعید سهل •
(وف ح 255 ق)، محدث شیعه. شیخ طوسى او را از اصحاب سه امام دانسته است: امام جواد، امام هادى و امام عسكرى- علیهم‏السلام. نجاشى و ابن‏داوود و شیخ طوسى او را ضعیف‏الروایه شمرده‏اند. احمد بن محمد بن عیسى اشعرى او را غالى خواند و از قم بیرون راند. از آن پس وى در رى زیست. از آثار وى: «كتاب التوحید»؛ «كتاب النوادر».
آذینی اصفهانی، احمد •
(س سوم و چهارم ق)، محدث. از مردم اصفهان و ساكن نصیبین بود. ابراهیم بن محمد، حافظ اصفهانى، در سفر خود به نصیبین از او حدیث شنیده و نوشته است.
آذیوخانی، ابوسعد، فضل •
(وف 470 ق)، محدث. در آذیوخان، از توابع نهاوند، به دنیا آمد. در علم حدیث بسیار متبحر بود و خطیب بغدادى و دیگر حافظان «اصول» او را به رشته‏ى تحریر درآوردند. وى در بغداد از عبیداللَّه بن عمر بن احمد بن شاهین واعظ و دیگران حدیث شنیده و در نهاوند عبداللَّه بن احمد سمرقندى حافظ از او تحصیل حدیث كرد. وى در
آزادانی، ابوعبدالرحمان قتیبة •
(س سوم ق)، استاد قرائت قرآن و محدث. از اهالى آزادان، قریه‏اى در اصفهان بود. وى شاگرد و راوى على بن حمزه‏ى كسائى در قرائت بود. آزادانى گوید: یك بار قرآن را از ابتدا تا انتها بر كسائى قرائت كردم و كسائى نیز قرآن را از ابتدا تا انتها بر من قرائت كرد. او از لیث بن سعد و شُعبه و دیگران حدیث شنیده و یونس بن
آزادواری جوینی نیشابوری، ابوعبداللَّه محمد •
(وف 313 ق)، محدث. در خراسان از ابن‏راهویه، اسحاق بن ابراهیم حنظلى، و محمد بن رافع؛ و در عراق و حجاز از دیگران حدیث شنید. یحیى بن منصور قاضى و ابوعلى حافظ از او روایت كرده‏اند.
آزادواری، ابوموسی ابراهیم •
(س چهارم ق)، مدث. وى منسوب به آزادوار، قریه‏اى در حوالى جُوَین، از نواحى نیشابور، بود. او از ابوحُذافه‏ى سهمى نقل حدیث مى‏كند.
آغزونی، ابوعبداللَّه، عبدالواحد •
(وف 200 ق)، محدث. نسبتش به آغزون از قریه‏هاى بخارا است. از كسانى چون سفیان بن عُیَیْنه و شریك بن عبداللَّه نخعى و محمد بن مسلم طائفى و دیگران حدیث شنیده بود و محمد بن سلام بِیكَندى و كعب بن سعید قاضى و دیگران نیز از او حدیث روایت كرده‏اند.
آفُرانی، ابواحمد، محمد •
(وف 422 ق)، فقیه و محدث. از لیث بن نصر كاجَرى نَسفَى حدیث شنید و كتاب «موَّطا» را از او روایت كرد. آفُران قریه‏اى است نزدیك نَسَف و ابواحمد در آنجا درگذشت.
آفُرانی، ابوالفضل، شعبی •
(وف 383 ق)، محدث. ملقب به شاه. از اهالى آفُران، دهى در نزدیكى نسف بود. وى از دانشمندان روزگار خود و در گردآورى حدیث بسیار ساعى بود. از ابویَعلى عبدالمؤمن بن خَلف، محمد بن محمود بن عَتیق و دیگران روایت نقل كرده است. ابوالعباس جعفر بن محمد بن المُعْتز مُسْتغفرى و دیگران از او روایت كرده‏اند.
آفُرانی، ابوبکر، محمد •
(وف 413 ق)، فقیه و محدث. در بخارا اقامت داشت و از ابوصالح خلف بن محمد خیام و برخى دیگر حدیث شنید. او در سن هشتاد سالگى در بخارا درگذشت.
آفُرانی، ابومحمد، جبرئیل •
(س سوم ق)، محدث. ابومحمد اهل آفُران، قریه‏اى در یك فرسنگى نَسَف، بود. با محمد بن اسماعیل بخارى دوست بود و عبدالعزیز بن حاتم آفرانى شاگرد او بوده و از او روایت كرده است. ابومحمد، خود، از قُتیبة بن سعید و دیگر محدثان بزرگ روایت نقل مى‏كرد.
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن •
(1289 -1293 ق)، كتاب شناس، محقق، فقیه و محدث شیعى. آقا بزرگ تحصیلات مقدماتى خود را در تهران در مدارس دانگى و پامنار و فخریه آغاز كرد و ادبیات و فقه و اصول و منطق آموخت و در 1315 ق عازم نجف شد و نزد حاج میرزا حسین محدث نورى تحصیل علم حدیث كرد. و در حوزه درس آخوند ملا كاظم خراسانى، شریعت اصفهانى، سید محمدكاظم
آقاجانی، علیرضا •
(ز 1016 ق)، فقیه و محدث شیعى. وى از شاگردان میرزا محمد استرآبادى بود كه در مكه پس از قرائت كتاب «تهذیب الاحكام» بر او، به دریافت اجازه روایت نایل شد. وى پدر محمد بن علیرضا آقاجانى، حكیم و فیلسوف بزرگ عصر خویش است.
آقاسی، محمدرضا •
(وف 1134 ق)، محدث و شاعر. مشهور به آقاسى. او خواهرزاده‏ى ابوطالب خان نهاوندى بود. وى از پدرش علامه مجلسى روایت مى‏كرد. او در فتنه افغان درگذشت. وى شعر نیز مى‏سرود. گزیده‏اى از اشعار او در «تذكره‏ى غنى» آمده است. از آثارش: «ارشاد الحنفاء فى وصف الخلفاء»؛ «معراج النفس».


 1  2  3  4  5  6  7  8  9  >  ->

تبلیغات 


8 توصيه سحري + 8 توصيه افطاري
اینترنت اکسپلورر 6 باید بمیرد تا وب پیشرفت کند
سریال ملکوت
هرکه زورش بيش ، عمرش بيشتر !
همه خودرو سازان آلماني (1) مرسدس بنز
همه چيز درباره استقلال

آمار مشاهیر 

22444 شخصیت :تعداد مشاهیر
80 گروه :تعداد گروهها
 


صفحه اصلی  |  مقالات  |  اخبار و اطلاع رسانی  |  کتابخانه موضوعی  |  مجموعه تصاویر  |  دریافت نرم افزار  |  معرفی پایگاه ها  |  بانک صوت و فیلم  |  کارت پستال
نقشه سایت  |  ارتباط با ما  |  درباره ما  |  عضویت  |  ورود به محیط کاربری

تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.