آقاکوچک بروجردی، علیاکبر •
(ح 1279 ق)، عالم، فقیه و محدث. از اهالى قمیشه و در اصفهان ساكن بود. پس از كسب مقدمات سالها در تحصیل نحو و صرف و معانى و بیان و حدیث و رجال و علوم دینى و معارف صرف اوقات كرد تا به درجهى اجتهاد رسید. از آثار وى «رساله در استصحاب» كه تحریر تقریرات پدرش بود و به انضمام «قواعد الشریفیهى» پدرش به طبع رسیده...
|
آل بحرالعلوم، جعفر
•
(ح 1377 -1281 ق)، فقیه، اصولى، رجالى و محدث. در نجف به دنیا آمد. در كودكى پدر را از دست داد و تحت سرپرستى جدش، سید على، قرار گرفت. پس از فراگیرى مقدمات علوم سطوح عالى فقه و اصول را نزد سید محمدكاظم یزدى و سید محمد بحرالعلوم و آخوند خراسانى خواند و به دریافت اجازه نایل شد. او در تاریخ و رجال و درایه چیرهدست...
|
آل بحرالعلوم، حسین •
(1306 -1221 ق)، فقیه، اصولى، متكلم، ادیب و شاعر. در نجفزاده شد و همان جا نشو و نما یافت و مراحل علمى را پیمود. فقه و اصول و كلام را نزد شیخ حسن فرزند شیخ جعفر كاشف الغطاء و شریف العلماء مازندرانى و شیخ مرتضى انصارى و شیخ محمدحسن نجفى صاحب «جواهر» آموخت. وى از صاحب «جواهر» به دریافت اجازه نایل شد. كتاب...
|
آل بحرالعلوم، محمدرضا
•
(1253 -1189 ق)، فقیه، اصولى، محدث و رجالى. در نجف به دنیا آمد. مقدمات علوم و ادبیات را نزد پدر خواند. فقه و اصول ر نزد عالمانى چون شیخ جعفر كاشف الغطاء و شیخ محمد سعید دینورى و شیخ محمدتقى ملاكتاب تكمیل كرد و از ایشان به دریافت اجازه نایل شد. او پس از پدر عهدهدار سرپرستى حوزهى نجف و مرجعیت دینى شد....
|
آل عصفور، احمد •
(1131 -1084 ق)، فقیه، متكلم، محقق و نویسنده. در شاخوره به دنیا آمد و علوم مقدماتى را در آنجا فراگرفت. آنگاه نزد استادان بزرگ آن عصر مراتب عالى فقه و اصول را به پایان رساند و به درجهى اجتهاد نایل آمد. وى از برجستهترین شاگردان شیخ سلیمان ماحوزى بود كه فقه و اصول و حكمت را نزد وى آموخت. ریاضیات را نزد...
|
آل عصفور، خلف
•
(تو ح 1280 ق)، عالم، نویسنده، فقیه و محدث. در بوشهر متولد شد و پس از آموزشهاى مقدماتى در 1306 ق به نجف مهاجرت كرد و در حوزهى علمیهى آنجا به آموختن سطوح عالى دانشهاى متداول روزگار پرداخت. او در درس عالمان و فقیهان بلندپایه چون آخوند ملا محمدكاظم خراسانى شركت كرد و در 1314 ق به بوشهر بازگشت. پس از درگذشت...
|
آلعصفور، حسین •
(شهادت 1216 ق)، فقیه، محدث، متكلم و شاعر. از سوى مادر نوهى شیخ حسین ماحوزى بود. نزد عمویش یوسف آلعصفور درس خواند. و از او و عموى دیگرش عبدعلى آلعصفور روایت مىكرد. او در شاخوره اقامت داشت و به تدریس و مرجعیت دینى و تحقیق و تألیف اشتغال یافت. از بزرگترین فقهاى اخبارى زمان خود بود، این كه برخى او را...
|
آلعصفور، خلف
•
(وف 1208 ق)، فقیه، محدث، متكلم، نویسنده و از عالمان اخبارى. در بحرین متولد شد. پس از فراگیرى علوم به قطیف مهاجرت كرد و در آنجا ساكن شد. پس از چندى به بوشهر رفت. وى نزد عمویش یوسف آلعصفور درس خواند. به پیروى از اندیشههاى اخباریان، تنها سنت (حدیث) را قابل استناد مىدانست و معتقد بود كه قرآن به دلیل این...
|
آلعصفور، محمد •
(1186 -1112 ق)، عالم، فقیه و محدث. پدر شیخ حسین آلعصفور و برادر شیخ یوسف آلعصفور در ماحوز متولد شد و در بحرین مىزیست. در علم و تقوا مشهور، و در آن سامان عهدهدار امور شرعى و فقهى بود. از شیخ حسین ماحوزى اجازهى روایت داشت. وى قبل از برادرش یوسف آلعصفور در همان سال وفات وى درگذشت. از جمله آثار وى:...
|
آلعصفور، یوسف
•
(1186 -1107 ق)، فقیه، متكلم، محدث، محقق، نویسنده و رجال شناس. از فرزندان احمد بن ابراهیم از شخصیتهاى معروف روحانى و علمى این خاندان بود. وى در شاخورهى بحرین زاده شد و در مكتب خانه و نزد پدر خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را آموخت. هنگام فتنه خوارج در بحرین، و مهاجرت پدرش احمد به قطیف، در شاخوره ماند و...
|
آلوزانی، سورة •
(س دوم). محدث. از قریه آلوزان سرخس بود. وى از محمد بن حسن شیبانى (م 198 ق) كه از شاگردان ابوحنیفه و ناشر فقه حنفى است، روایت كرده است.
|
آملی اصفهانی، ابراهیم
•
(وف 1098 ق)، محدث، فقیه، اصولى، متكلم و شاعر. نزد پدرش، خلیفه سلطان، كه از علما و دانشمندان بنام عهد خویش بود تلمذ كرد. وى تعلیقات و حواشى بسیارى بر كتابهاى فقهى و كلامى و اصولى نوشت كه بهترین آنها حاشیهاى بر «شرح لمعه»، تا كتاب طهارت، است. او همچنین حواشى متفرقهاى بر كتاب «المدارك» نوشته كه از آنها...
|
آملی بخاری، ابوصالح، خلف •
(وف 361 ق)، محدث. معروف به ابوصالح خیام. اهل آمل بود كه در بخارا زندگى مىكرد. و چون پیشه او خیمهدوزى بود به خیام شهرت یافت. او را بُندار حدیث ماورالنهر مىگفتند. او از صالح بن محمد جَزَره و نصر كِندى و فرح بن ایوب و دیگر مشایخ دیارش حدیث نقل كرده. حاكم نیشابورى و ابن منده و محمد بن احمد غُنجار از او...
|
آملی طبری، ابوعبداللَّه احمد
•
(وف 275 ق)، محدث و واعظ. معروف به غلام خلیل. اصل وى از طبرستان است. در بصره متولد شد و در بغداد سكونت داشت و شیخ بغداد بود. از دینار و قُرَّة بن حبیب و سهل بن عثمان و شیبان حدیث شنید، و محمد بن مخلد و عثمان سمّاك و احمد بن كامل و گروهى از او حدیث روایت كردهاند. محمد بن محمد كندى از راویان او است. ابن...
|
آملی، ابوالحسین احمد •
(421 -333 ق)، فقیه، ادیب، شاعر و محدث. در آمل به دنیا آمد. وى برادر یحیى ملقب به ناطق بالحق و از پیشوایان زیدیهى طبرستان و معاصر صاحب بن عباد بود. و با برادر كوچكتر خود به برادران هارونى معروف بودند. پدر وى شیعهى اثنىعشرى بود و خود او و برادرش نیز نخست داراى این مذهب بودند و بعد از فرقهى زیدیهى...
|
آملی، ابوعبدالرحمان، عبداللَّه
•
(وف 273 /269 ق)، حافظ و محدث. از قعنبى و ابنمعین و دیگران حدیث شنیده است. بخارى در خوارزم به خدمت او رسید و كتب او را بررسى كرد. گذشته از بخارى كه از او در «صحیح» خود حدیث نقل كرده، قاضى محاملى و ابنبُجیر و ابراهیم بن خُزیم نیز از وى روایت كردهاند، و او را ثقه دانستهاند. آمل (چهار جوى) از نواحى مرو...
|
آملی، جمالالدین، محمد •
(س پنجم ق)، محدث. وى از مردم طبرستان بود كه در سلك شاگردان شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسى درآمد و از وى روایت كرد. علامه بحرالعلوم در «فوائد الرجالیه» به این نكته اشارت كرده است.
|
آملی، رکنالدین
•
(860 -800 ق)، ریاضیدان، منجم، فقیه و محدث. سید ركنالدین در آمل متولد شد. چندى در فارس و كرمان و هند به سر برد. وى گذشته از ریاضى و نجوم در فقه و حدیث نیز دست داشت و چون به خاندان مرعشى مازندران پیوسته بود كتابى در شرح احوال دانشمندان این خاندان نوشت. تألیفات دیگر او عبارتاند از: «زیج جامع سعیدى»، در...
|
آمنه حسنآبادی •
(س پنجم و ششم ق)، محدث. وى زنى شایسته و دیندار از اهالى اصفهان بود. از ابوحفص سمسار اصفهانى حدیث استماع مىكرد و عبدالكریم سمعانى تعدادى حدیث از او نقل كرده است.
|
آوجی، ابوعبداللَّه، محمد
•
(؟)، محدث. از پدرش نقل حدیث مىكرد و ابونصر محمد بن یوسف فقیه از او روایت كرده است. حاكم حدیث او را در امالى خود آورده است. ابوعبداللَّه از مردم آوج یا آوه قریهاى در نزدیكى قزوین بود.
|
آوی، ابوالحسین، طاهر •
(س پنجم ق)، محدث شیعى. وى شاگرد ابوعبداللَّه احمد بن محمد بن عیاش جوهرى صاحب «مقتضب الأثر» بود و كتاب «اخبار ابىهاشم جعفرى» را بر او خواند. ابوعبداللَّه حسین بن حسن جرجانى از وى روایت كرده است.
|
آوی، ابوالفتوح، احمد
•
(ز 705 ق)، فقیه، محدث و كاتب. وى از شاگردان علامه حلى و فرزندش فخرالمحققین بود و از هر دوى آنان اجازه داشت. علامه حلى در اجازهنامهاش از او تمجید بسیار كرده است. از آثارش استنساخ از نسخه «نهجالبلاغه» سید ابوالرضا فضلاللَّه راوندى و نگارش حواشى بر آن است. از دیگر آثارش شرح «قصیدة العینیة السینائیة»...
|
آوی، حسن •
(س هشتم ق)، عالم و محدث شیعى. جدش رضىالدین محمد است. وى از خواجه نصیرالدین طوسى و علامه حلى روایت كرده است. و خود از مشایخ تاجالدین محمد بن قاسم بن معیه بوده است.
|
آوی، داعی
•
(س پنجم ق)، محدث. او جد سوم رضىالدین محمد بن محمد بن محمد آوى است. داعى در مدت طولانى عمر خویش فرصت یافت تا از سید مرتضى و شیخ طوسى و سلار بن عبدالعزیز دیلمى و ابنالبّراج و تقى حلبى جمیع كتابها و تصانیف آنان را روایت كند.
|
آیغرترکی •
539 یا 540 ق، از زنان محدث دیندار و نیكوكردار. وى در ناحیهى دهستان از نواحى مازندران و جرجان مىزیست و از ابویعقوب بن یوسف بن محمد بن ابراهیم مقرى دهستانى استماع حدیث كرد. سمعانى از او حدیث شنیده است.
|
ابطحی اصفهانی، محمدباقر
•
ابطحى شهرت سلسلهاى از سادات رفیعالدرجات است و تیرههاى مختلفى هستند كه در اصفهان و كاشان و تهران و قم و خراسان و سایر نقاط ایران و عراق سكونت دارند بعضى از آنها حسینى و بعضى موسوى و برخى رضوى و یا علوى و غیره مىباشند ولى به این شهرت و صفت هویت خود را معروف ساختهاند مثلا اخالزوجه نگارنده جناب حجهالاسلام...
|
ابن ابیثلج رازی، ابوبکر، ابوعبداللَّه •
(وف 257 ق)، محدث اهل سنت. اصل وى از رى بود. از مصعب بن مقدام و روح بن عباده و عبدالصمد بن عبدالوارث حدیث شنید. مصاحب احمد بن حنبل بود. نوهاش، محمد بن احمد بن محمد شیعى، و بخارى، در «صحیح» خود، و ترمذى و ابنخزیمه و ابوبكر سجستانى از وى روایت كردهاند.
|
ابن ابیثلج کاتب، ابوبکر محمد
•
(تو 238 /237- وف 325 -322 ق)، محدث و مورخ امامى. اصل وى از رى بود. در زمان غیبت صغرى از محدثان برجستهى مورد اعتماد بود. نزد محمد بن جریر طبرى درس خواند، و از جدش، محمد بن عبداللَّه، حدیث شنید. ابوالحسن دارقطنى و ابوحفص بن شاهین و ابومحمد هارون بن موسى تلعكبرى و ابوالمفضل شییبانى از او روایت كردهاند....
|
ابن ابیحاتم رازی، ابومحمد عبدالرحمان •
(ح 327 -240 ق)، متكلم، مفسر، فقیه، رجالشناس، حافظ و محدث. در رى متولد شد و در همانجا نشو و نما یافت. وى در محلهى درب حنظلهى رى ساكن، و خانه و مسجدش در آن محل واقع بود. به همراه پدر به حج رفت و سفرهاى بسیارى نیز به شهرهاى مختلف اسلامى، همچون شام و مصر و اصفهان داشت. قرآن را نزد فضل بن شاذان آموخت و...
|
ابن ابیحاتم نیشابوری، ابوبکر محمد
•
(وف 320 ق)، محدث. منسوب به بیل از روستاهاى سرخس است. در خراسان، عراق، شام و جزیره از محمد بن اسجاق چغانى، اسحاق بن سیار، محمد بن یحیى ذُهْلى، ابوزُرعه، ابنداره، ابوحاتم، عباس دورى، محمد بن عوف و همطبقه آنان حدیث شنید. ابنحمشاد، ابوعلى حافظ، محمد بن اسماعیل بن مهران نیشابورى، ابوعلى ثقفى و محمد بن فضل...
|