آئینه وند، صادق •
سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: تاریخ و ادبیات اسلامى، دانشكده: علوم انسانى، دانشگاه: تربیت مدرس
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
داراى تحصیلات عالى و دكترا در رشته تاریخ و ادبیات اسلامى از دانشگاه القدیس یوسف
|
آبادانی، فرهاد
•
مدرس.
درگذشت: 1 فروردین 1359.
فرهاد آبادانى تحصیلات خود را در دانشگاههاى هند به پایان رسانید و پس از آن استاد زبانهاى ایرانى و فرهنگ پیش از اسلام در دانشگاه اصفهان گشت. مقالههاى او در زمینهى فرهنگ پیش از اسلام و تاریخ ایران باستان در مجلههاى تحقیقى و بیشتر در مجلههاى «هوخت»، «مهر»، «نامهى سخنوران
|
آبی، ابوسعد، ابوسعید منصور •
(وف 432 /422 /421 ق)، فقیه، ادیب، شاعر و مورخ امامى. در آبه یا آوه از توابع ساوه متولد شد. و پس از كسب معلومات متداول زمان در رى به وزارت ابوطالب مجدالدولهى دیلمى رسید، و با صاحب بن عباد دوستى داشت. به گفتهى منتجب الدین از شاگردان شیخ طوسى بود. عبدالرحمان نیشابورى از او روایت مىكرد. برادر او، ابومنصور
|
آبی، سید حسین
•
(ز 729 ق)، مترجم. از احوالات وى اطلاع چندانى در دست نیست، فقط از اشاراتى كه خود در كتابش به احوال خویش نموده است معلوم مىشود كه اصلاً از سادات به (بین قزوین و همدان) بوده و در جوانى به كاشان و سپس به اصفهان رفته است و در همان جا مقیم و با حكّام آنجا محشور شده است. اثر وى ترجمهى آزادى است از «محاسن
|
آبی، محمد •
(س ششم ق)، ادیب و محدث. مشهور به ادیب آبى. وى استاد منتجبالدین است و منتجبالدین در «فهرست» گوید كه از محضرش استفاده روایى بردهام. از آثارش: «المنتخب»؛ «ندبةالوالد على المولود».
|
آپاسای منشی
•
(ح س سوم م)، منشى دربار ساسانى. در شهر قدیمى شاپور، در بیست و چهار كیلومترى شمال غربى كازرون دو ستون مربوط به یك آتشكدهى كوچك ضمن ویرانهها پیدا شد كه روى آن 16 سطر به پهلوى ساسانى و اشكانى از بهرام اول (272 تا 275 م) نوشته شده بود بدین مضمون: «در فروردین ماه از سال 48 از تاریخ آتش اردشیر و سال سى از
|
آتشی مراغهای •
(س سیزدهم ق)، فقیه، ادیب و شاعر. در عهد فتحعلى شاه شیخالاسلام مراغه و از شعراى معروف آن شهر و متخلص به آتشى بوده است. وى كتب زیادى تألیف كرده است، دیوانى هم دارد كه اكثر اشعار آن به زبان تركى است.
|
آجودان باشی، ابراهیم
•
(ز 1323 ق)، مترجم. ملقب به امیر تومان فرزند میرزا على اكبرخان آجودانباشى. وى «تیاتر ضحاك» نوشتهى سامىبیك عثمانى را كه یكى از نمایشنامههاى ضداستعمارى است به فارسى ترجمه كرد. اهمیت این نمایشنامه از جهت داشتن محتواى ضداستبدادى و انتشار آن مقارن با شكلگیرى نخستین حركتهاى مشروطهطلبانه است. از این گذشته،
|
آخری، ابوالفضل خُزیمة •
(وف 548 ق)، فقیه و متكلم معتزلى، ادیب و لغوى. نامش محمد و به خزیمه معروف بود. اهل آخُر، قصبهاى در دهستان، میان گرگان و خوارزم، بود. در ناحیهى دهستان از كسانى چون ابوالفتیان عمر بن عبدالكریم روّاسى و بندار بن عبدالواحد دهستانى و دیگران حدیث شنید. در مرو به روایت حدیث اشتغال داشت و در همان جا نیز درگذشت.
|
آخوند زاده
•
میرزاى فتحلى بن میرزا محمد تقى. پدر وى كدخداى ده خانه از حوالى شبستر بود. فتحعلى در ده سالگى (1236 ه.ق.) از تبریز با مادر خود به ارسباران و از آنجا به قفقاز رفت، و بعد نزد پدر زن خود حاجعلى اصغر قرجهداغى در دفترخانه مترجم زبانهاى اسلامى گردید. آخوندزاده مردى دانشمند بود و در غالب مباحث علمى و فلسفى
|
آدمی خوارزمی، ابوالفضل محمد •
(وف 562 /561 ق)، مفسر، نحوى، لغوى و محدث. ملقب به زینالمشایخ. او در ادبیات از پیشگامان و در زبان عرب خحجت به حساب مىآید. لغت و علم اِعراب را از زمخشرى آموخت و پس از او بر جایش نشست. او حدیث را نیز از زمخشرى و دیگران شنید. در ترسل و نقد شعر دست داشت. از آثارش: «تفسیر القرآن»؛ «شرح الاسماء الحُسنى»؛
|
آذر تبریزی مرتضوی، ابوالقاسم
•
(1311 -1250 ش)، ادیب و شاعر، متخلص به آذر. مردى میهندوست بود. مدتى به استانبول مسافرت كرد. در آنجا با سید جمالالدین اسدآبادى ملاقت كرد و از او چیزها در زمینه سیاست آموخت. چنان كه در انقلاب مشروطهى ایران از مؤسسین جدّى انجمن آذربایجان در تهران شد و در 1311 ش به عضویت انجمن ادبى آذربایجان درآمد. آذر
|
آذر یزدی، مهدی •
مهدي آذر يزدي ، در روز دوم خمسه مسترقه ي سال 1300 شمسي در خرمشاه از توابع بزد در يك خانواده ي جديد الاسلام ديده به جهان گشود. مختصرخواندن و نوشتن را در خانه از پدر و قرآن را از مادربزرگ فراگرفت. در سن چهارده پانزده سالگي
|
آذربایجانی، گوهر بیگم
•
(ز پیش از 1307 ق)، ادیب و شاعر. وى در فضل و عفت مشهور بود. از آثارش: «دیوان» شعر است. از اشعار او است:
اگر به باد دهم زلف عنبر آسا را
به دام خویش كشم آهوان صحرا را
|
آذرخشی، رضا •
(ز 1290 ش)، مترجم. از اهالى مشهد. در اواخر قرن سیزدهم افرادى در مشهد به فكر ایجاد سالنها و گروههاى نمایشى افتادند. اعتبارالسلطنه غفارى سالنى در سال 1290 ش تأسیس كرد كه جایگاه اجراى نمایش شد. در همین سالها رضا آذرخشى كه در ادارهى نظمیهى مشهد كار مىكرد، به ترجمهى چند نمایشنامه دست زد و آنها را شخصاً
|
آذرمهر، فاطمه
•
فاطمه آذرمهر در سال 1333 در تهران به دنيا آمد. در سال 1358 در رشتۀ زبان و ادبيات انگليسي از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد. از سال 1364 فعاليت علمي و فرهنگي خود را در مؤسسۀ انتشارات «فرهنگ معاصر»، براي تهيه و تدوين فرهنگ هاي دو زبانۀ انگليسي _ فارسي و فارسي _ انگليسي آغاز كرده و در حال حاضر نيز در آن
|
آذرنگ، عبدالحسین •
عبدالحسين آذرنگ در سال 1325 در كرمانشاه زاده شد، تحصيلات ابتدايي را تا ديپلم در آنجا به انجام رساند. سپس در رشته تاريخ از دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل شد. آذرنگ در ضمن كار در موسسه از تحصيل غافل نماند، در سال 1354 ش، دوره
|
آذرنوش، آذرتاش
•
سال تولد:-، مرتبه علمى: استاد، رشته: زبان و ادبیات عربى، دانشكده: الهیات و معارف اسلامى، دانشگاه: تهران.
|
آذری، قدرت الله •
قدرت الله آذری مؤسس و مدير بنگاه مطبوعاتی آذری درگذشت (20 ارديبهشت 1372). من نزديك به سی سال با او آشنا و دوست بودم. حدود پانزده سال ازين مدت كتابدار انجمن كتاب بود. نوجوانی بود كه با شور و شوق در آنجا به كار آغاز كرد و با دلسوزی و علاقه مندی امور مربوط به مشترکان و پخش مجله راهنمای کتاب را انجام می
|
آرام، احمد
•
احمد آرام (۱۲۸۱-۱۳۷۸ش)، مترجم و نویسنده .در محله چاله میدان تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه از دارالفنون، در سال ۱۳۰۴ احمد آرام به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. او متوجه شد که درسهای تجربی بصورت نظری و بدون فعالیت
|
آریان، قمر •
قمر آريان ، در سال 1301 شمسي در شهر مشهد قدم به عرصه ي هستي نهاد. لات ابتدايي و متوسطه را در شهر مشهد به پايان رسانيد. سپس به تهران رهسپار گرديد و به دانشكده ادبيات راه يافت و در رشته ي زبان و ادبيات فارسي به تحصيل پرداخت
|
آرینپور، یحیی
•
(ح 1364 -1286 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به دانش. در تبریز متولد شد. نیاى پدریش عباسمیرزا بود و از طرف مادر سلسله نسبش به خواجه نصیرالدین طوسى مىرسد. آرینپور در شرح حال خود در «كتاب امروز» مىگوید: روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمىدانم، آنچه از این بابت در شناسنامهام آمده راه به جایى نمىبرد
|
آزاد همدانی، علیمحمد •
(ح 1324 -1263 ش)، شاعر، متخلص به آزاد. در همدان متولد شد. پدرش حسین از اهالى ناحیهى خوانسار اصفهان بود. وى از پانزده سالگى به تحصیل ادبیات فارسى و عربى پرداخت. منطق را بدون معلم و فقه و اصول و فلسفه را از اساتید فن آموخت و با زبان انگلیسى، فرانس و اسپرانتو آشنا شد. وى تحصیلات خود را در همدان و تهران
|
آزادواری جوینی، ابوموسی هارون
•
(س سوم ق)، ادیب و فقیه. در نیشابور از ابوعبداللَّه محمد بن ابراهیم پوشَنجى و ابراهیم بن عبدالرحمان بن سهل آزادوارى حدیث شنید. حاكم ابوعبداللَّه حافظ از او روایت كرده و او را فقیه و ادیب شمرده و گفت است كه وى پیش از سال 310 ق در رى و بغداد به جمعآورى احادیث اشتغال داشته است.
|
آسوده شیرازی، محمد مهدی •
(1320 -1265 ق)، حكیم، ادیب و شاعر، متخلص به آسوده. از اهالى شیراز و پدرش بازرگان بود، اما خود او به حكم ذوق و گرایش فكرى، به شاعرى روى آورد و به تحصیل علوم ادبى و حكمت و ریاضیات پرداخت و در فنون شاعرى چون عروض و بدیع و قافیه و نقدالشعر مهارت یافت. در اواسط عمر به عزلت گرایید و به مصاحبت اهل ذوق و عرفان
|
آشتیانی اعتصامالملک، یوسف
•
(1316 -1253 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامهنگار. اصلا آشتیانى بود و در تبریز متولد شد. پس از فوت پدرش، كه از مستوفیان آذربایجان بود، به اعتصامالملك ملقب گردید. در تبریز ادبیات فارسى و عربى و قدرى از فقه و اصول و حكمت قدیم و زبان فرانسه و عربى را آموخت. در ترجمه از عربى و فرانسه توانا بود. در جوانى مطبعهى
|
آشتیانی، محسن •
(وف 1270 ق)، خطاط و منشى. در علم انشاء مهارت داشت و نستعلیق را نیكو و استوار مىنوشت.
|
آغنه دوست، فاطمه خاتون
•
(قبل از 962 ق)، ادیب و شاعر، متخلص به دوستى. وى دختر درویش قیام سبزوارى بود. آغادوست در ادبیات و علم عروض وقوف و بصیرت كافى داشت و داراى طبعى سرشار بود. در تذكرهها با نامهاى آقا یا آغادوست نیز آمده است بیت زیر از او است:
ز آشنایى تو عاقبت جدایى بود
فغان كه با تو مرا این چه آشنایى بود
|
آفُرانی، ابوالطیب، عبدالملک •
(وف 338 ق)، فقیه، ادیب و شاعر. ابوالطیب از مردم آفُران، قریهاى در نزدیكى نسف، بود. از احمد بن حامد مقرى نسفى و ابوالفوارس احمد بن محمد بن جمعه و لیث بن نصر كاجَرى نَسفَى حدیث شنید و به مرو رفت و در آنجا فقه آموخت و از ابوالعباس معدانى و ابوالحسن محمودى و ابوزید فقیه مروزى حدیث شنید.
|
آفرانی، ابوتَمام، عبدالسلام
•
(وف 400 ق)، ادیب، شاعر و فقیه. برادر ابوالطیب آفُرانى و از مردم آفُران، دهى در نزدیكى نَسَف بود. در فقه پیرو مذهب شافعى بود و از اصحاب شافعى نیز آموخته بود.
|