آئینه وند، صادق •
سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: تاریخ و ادبیات اسلامى، دانشكده: علوم انسانى، دانشگاه: تربیت مدرس
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
داراى تحصیلات عالى و دكترا در رشته تاریخ و ادبیات اسلامى از دانشگاه القدیس یوسف
|
آبری سیستانی، ابوالحسن محمد
•
(وف 363 ق)، مورخ، حافظ و محدث شافعى. وى به خراسان، شام، جزیره و حجاز سفر كرد. از ابنخزیمهى نیشابورى، ابوالعبّاس سراج نیشابورى، زكریا بن احمد بلخى، محمد بن یوسف هروى و محمد بن سهل قهستانى و دیگران حدیث شنید. على بن بُشرى لیثى سجستانى، یحیى بن عمّار سجستانى و دیگران از وى روایت كردهاند. اثر معروف او:
|
آبی، ابوسعد، ابوسعید منصور •
(وف 432 /422 /421 ق)، فقیه، ادیب، شاعر و مورخ امامى. در آبه یا آوه از توابع ساوه متولد شد. و پس از كسب معلومات متداول زمان در رى به وزارت ابوطالب مجدالدولهى دیلمى رسید، و با صاحب بن عباد دوستى داشت. به گفتهى منتجب الدین از شاگردان شیخ طوسى بود. عبدالرحمان نیشابورى از او روایت مىكرد. برادر او، ابومنصور
|
آدمیت، فریدون
•
متولد 1299 و فارغالتحصیل دانشكده حقوق دانشگاه تهران. دكتراى خود را در رشتهى تاریخ سیاسى از دانشگاه لندن دریافت كرد. خدمات ادارى را از 1319 در وزارت امور خارجه آغاز نمود و مشاغل مختلفى را در آن وزارتخانه احراز كرد، تا سرانجام
|
آذری، علاءالدین •
سال تولد: 1313، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: تاریخ، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
دكتراى تاریخ از دانشگاه تهران در سال 1348.
مرتبه علمى:
تدریس دروس مختلف از جمله تاریخ ایران باستان، تاریخ مغول و قاجاریه، تاریخ قرون وسطى در دانشگاههاى تهران و اصفهان
|
آزاد سرو
•
(س چهارم ق)، از راویان «خداینامه». وى با احمد بن سهل (وف 307) از بزرگان كامكاریان كه داعیهى امارت داشت در مرو ب سر مىبرد. فردوسى سالها بعد از او از كتابش كه در «اخبار رستم» نوشته بود و از روایتش راجع به قتل رستم استفاده كرد. البته توجه فردوسى به نظم «شاهنامه» و مرگ احمد نزدیك هفتاد سال فاصله داشت و
|
آشتیانی، مهدی •
ميرزا مهدي آشتياني در سال 1306 قمري به دنيا آمد. از همان اوان كودكي آثار هوش و استعداد در وي آشكار بود، طوري كه درسن پنج سالگي به تلاوت كامل قرآن مجيد موفق گرديد.ميرزا مهدي علوم ادبي مانند صرف، نحو، معاني، بياي، بديع و همچنين منطق و مقدمات فلسفه را نزد پدر دانشمند خود فرا گرفت و سپس به درس اساتيد تهران
|
آشنا، محمدطاهر
•
(وف 1081 ق)، مورخ و شاعر شیعى، متخلص به آشنا. ملقب به عنایتخان و خان زمان. اصل وى از تربت خراسان بود. او و پدر و جدش در دستگاه گوركانى هند داراى اعتبار و نفوذ بودند و در پرورش شاعران و ادیبان پارسىگوى شهرت فراوان داشتند. آشنا در درگاه شاهجهان صاحب منصب بود و در اواخر پادشاهى او عهدهدار سرپرستى كتابخانهى
|
|
|
آقاسردار، نجف قلی
•
(تو 1303 ق)، مورخ و مترجم. وى پس از پایان تحصیلات ابتدایى و مقدمات براى ادامهى تحصیلات به بیروت رفته و از آنجا به فرانسه رهسپار شد. مدتى براى تكمیل انگلیسى در لندن صرف وقت كرده در بازگشت وارد خدمت وزارت دارایى شده و یك دوره نیز به وكالت مجلس انتخاب شد. وى از شاگردان فرصتالدوله شیرازى صاحب «آثار عجم»
|
آل بحرالعلوم، حسن •
(1355 -1282 ق)، عالم، مورخ، ادیب و شاعر. در نجف به دنیا آمد. ادبیات و مقدمات علوم را نزد پدر آموخت. فقه و اصول را نزد سید محمدكاظم یزدى و شیخ الشریعة اصفهانى و شیخ عبداللَّه مازندرانى فراگرفت. بیشترین شهرت او در شعر و ادب و تاریخ است. او همچون پدرش شاعرى توانمند بود. از آثارش: «التاریخ المنظوم»، حدود
|
آلیاری، حسین
•
سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: تاریخ، دانشكده: علوم انسانى و اجتماعى، دانشگاه: تبریز.
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
فارغالتحصیل از دانشگاه استانبول در رشته تاریخ، كارشناسى ارشد در زمینههاى تاریخ آسیا و تاریخ اسلام قرون وسطى، دكتراى تاریخ در سال 1345.
مرتبه علمى:
دانشیار دانشگاه تبریز.
زمینههاى
|
آملی طبرستانی، اولیاءاللَّه، محمد •
(ز 764 ق)، مورخ و شاعر. معروف به ملا اولیاء. مدتها در بغداد تحصیل كرد. سپس به عراق عجم و طبرستان بازگشت و به جهت مرگ اردشیر بن حسن حكمران مازندرانى كه ممدوح ظهیرالدین فاریابى بود دلتنگ شد و از استرآباد به خوارزم رفت و چندى در آن سامان زیست. «تاریخ سلاطین مازندران» كه نثرى ساده و روان دارد از تصنیفات
|
آيزايا، برلين
•
آيزايا برلين فيلسوف سياسي و مورخ تاريخ انديشه ها در 5 نوامبر 1997 در سن 88 سالگي در شهر آكسفورد انگلستان درگذشت. وي در زمره برجسته ترين نظريه پردازان سياسي معاصر در باب مفهوم «آزادي» به شمار مي آمد.
والدين برلين كه در
|
ابن ابیالخیر، ابوالعباس معینالدین احمد •
(758 -670 ق)، نویسنده و مورخ. پدرش شیخالاسلام شهابالدین از دانشمندان و مؤلفان قرن هفتم و هشتم هجرى و برادرش محمود زركوب از علماى زمان خویش بود وى علوم ادبى و شرعى را نزد استاد دانش، محمدصفى كرمانى، ابراهیم زنجانى، عبدالرحمن على بزغش، نورالدین محمد خراسانى و امین محمد فراگرفت و از عبدالرحمن على بزغش
|
ابن ابیثلج کاتب، ابوبکر محمد
•
(تو 238 /237- وف 325 -322 ق)، محدث و مورخ امامى. اصل وى از رى بود. در زمان غیبت صغرى از محدثان برجستهى مورد اعتماد بود. نزد محمد بن جریر طبرى درس خواند، و از جدش، محمد بن عبداللَّه، حدیث شنید. ابوالحسن دارقطنى و ابوحفص بن شاهین و ابومحمد هارون بن موسى تلعكبرى و ابوالمفضل شییبانى از او روایت كردهاند.
|
ابن ابیطاهر مروزی، ابوالفضل احمد •
(280 -204 ق)، ادیب و مورخ. از فرزندان خراسان بود كه در بغداد به دنیا آمد. در ابتدا آموزگار نوجوانان بود. پس از چندى به بازار كتابفروشان راه یافت و به استنساخ كتب پرداخت و از این رهگذر با بسیارى از عالمان و ادیبان بغداد آشنا شد. وى از عمر بن شبه و احمد بن هیثم سامى و عبداللَّه وراق حدیث روایت كرده، و
|
ابن اسفندیار، بهاءالدین محمد
•
(وف بعد از 613 ق)، مورخ. از مردم طبرستان بود. و از وابستگان دربار آلباوند، خاصه حسامالدوله اردشیر بن حسن بازگشت به موطن خویش از قتل رستم بن اردشیر (606 ق) پسر و جانشین حامى خویش، مطلع شد. در رى ماند و كتاب «تاریخ طبرستان» ابوالحسن یزدادى را، براى ترجمه و بسط، با افزودن تاریخ سلاطین آلباوند در دست
|
ابن بلخی •
مورخ ایرانى قرن پنجم معاصر محمد بن ملك شاه سلجوقى است، و او به زمان سلطان محمد مستوفى فارس بود. كتاب «فارسنامه» از تألیفات اوست.
(ز ح 511 ق)، مورّخ. در شیراز متولد شد. در دستگاه سلجوقى كار را شروع كرد و همراه ركنالدوله خمارتگین به شیراز رفت و در دستگاه وى عهدهدار دیوان استیفا شد. اث معروفش «فارسنامه»
|
ابن بیبی، ناصرالدین، یحیی
•
ناصرالدین یحیى بن مجدالدین محمد ترجمان نویسنده و مورخ ایرانى قرن هفتم. مادرش بىبى به كار زجر و فال اشتغال داشت و پدرش در دربار سلاجقه آسیاى صغیر دبیر و مترجم بود و چند بار به سفارت به دربار پادشاهان رفته. از احوال او چیزى در دست نیست. كتابى به نام «الاوامر العلائیة فى امور العلائیة» كه در تاریخ سلاجقه
|
ابن مردویهی اصفهانی، ابوبکر احمد •
(410 -323 ق)، محدث، حافظ، مفسر و مورخ. از ابوسهل بن زیاد قطان، ابناسحاق خراسانى، محمد اسوارى، احمد بندار و دیگران حدیث شنید. ابوالقاسم عبدالرحمان بن منده، ابوبكر مستملى عطار و ابنشكرویه و برخى دیگر از وى روایت شنیدند. در «معجم البلدان» و «الكنى والالقاب» و «هدیة الاحباب» سال وفات او 352 ق ذكر شده است.
|
ابن مسکویه
•
ابوعلى احمد بن محمد بن یعقوب بن مسكویه خازن رازى اصفهانى.
حكیم و فیلسوف و مورخ عالی قدر شیعى مذهب گویند: در اول مجوسى بوده و سپس مسلمان و شیعى گردیده و ظاهراً این مطلب خالى از اعتبار است زیرا نام پدر و جدش مخالف این عقیده است. در زمان جوانى بخدمت ابن عمید رسیده. ابوحیان توحیدى درباره او عقیده خوبى ندارد
|
ابنبابا کاشانی، ابوالعباس، احمد •
(ز 501 ق)، مورّخ. از زندگانى وى چیزى در دست، اما از نسبت كاشانى چنین برمىآید كه از مردم كاشان بوده است. گویا در اواخر زندگى به مرو رفت و سرانجام در همان شهر نیز درگذشت. وى در تاریخ و ادب دانش فراوانى داشت و چندین كتاب در این زمینهها تألیف كرده بود كه از آنها تنها كتاب «رأس مال الندیم» باقى مانده است،
|
ابنبوذی شیرازی، ابوالقاسم هبة اللَّه
•
(وف 486 /485 ق)، حافظ، محدث و مورّخ. اهل شیراز بود. به دنبال حدیث به شرق و غرب سفر كرد و در خراسان، عراق، مكه، مدینه، یمن، مصر، شام، جزیره، قومس، فارس، خوزستان، جبال، سرحدات و سواحل، از ابوبكر محمد بن حسن شیرازى و احمد بن فضل باطِرقانى و ابوجعفر بن مُسْلِمة و اقران آنها حدیث شنید. نصر مقدسى و هبة اللَّه
|
ابنبیبی جعفری رُغَدی، امیر ناصرالدین حسین •
(ز 684 ق)، ادیب و مورخ. معروف به ابنبىبى منجمّه. پدرش مجدالدین محمد ترجمان از مردم گرگان، مدتها منشى دستگاه جلالالدین خوارزمشاه و سمنانى، رییس شافعیان نیشابور بود و چون به اخترگویى مىپرداخت به بىبى منجّمه شهرت داشت. ابنبىبى از طریق پدر وارد دستگاه سلجوقیان گردید. در روزگار جانشینان علاءالدین كیقباد
|
ابنجراح بغدادی، ابوالحسن علی
•
(334 -245 ق)، ادیب، نویسنده، محدث، مفسر و مورخ. از خاندانى ایرانىتبار بود. از احمد بن بُدیل قاضى و حسن بن محمد زعفرانى و دیگران حدیث شنید. فرزندش عیسى و ابوالقاسم طبرانى و ابوطاهر ذهلى از او حدیث روایت كردهاند. وى وزیر مقتدر و قاهر عباسى بود كه امور مالى دولت را سامان داد. مدتى خلیفه او را بركنار كرد
|
ابنجنید رازی، ابوالحسین محمد •
(وف 347 ق)، حافظ، محدث شافعى و مورّخ. در ابتدا معروف به ابنرستاقى و یا ابورستاق بود. از مردم رى بود. در خراسان، عراق، شام و مكه حدیث شنید و در دمشق مسكن گزید و به محدث شام معروف شد. اولین استاد وى محمد بن ایوب بن ضُرَیس بود و ابنجنید از او و محمد بن حفص مِهْرِقانى و حسن بن سفیان و ابراهیم بن یوسف هِسِنجانى
|
ابنحِبّان تَمیمی بُستی، ابوحاتم محمد
•
(ح 354 -270 ق)، محدّث، مورخ و فقیه شافعى. در خانوادهاى عربتبار در بُست، بین سجستان و هرات، متولد شد. در خراسان، عراق، شام، حجاز، و مصر حدیث شنید، و استادان بسیارى دید، ولى از ابنخزیمه بیشترین تأثیر را پذیرفت. در بازگشت به زادگاهش با حنبلیان به ستیزه پرداخت و به علت نگرش مخالفى كه در توحید و نبوت داشت
|
ابنحبیب نیشابوری، ابوالقاسم حسن •
(وف 406 ق)، مفسر، قارى، واعظ، مورخ، ادیب و نحوى. از اصم و ابوالحسن كارزى و ابوحاتم بن حِبّان و ابوزكریا عنبرى حدیث شنید. ابوالقاسم ثعلبى از خواص شاگردان وى بود. نخست مذهب كرامى داشت، اما بعدها به مذهب شافعى گروید. در علوم و معانى قراآت مختلف امام عصر خود بود و در نیشابور سرچشمه علم به حساب مىآمد. وى
|
ابنحمّویه جوینی سرخسی، تاجالدین، ابومحمد عبداللَّه
•
(642 -573 /572 -566 ق)، مورخ، ریاضیدان، پزشك، محدث و فقیه شافعى. اصل وى از خراسان بود و در دمشق به دنیا آمد. در 593 ق به مغرب رفت و به منصور یعقوب بن یوسف، سومین فرمانرواى موحدى پیوست. و تا 600 ق در آنجا ماند آنگاه از راه مصر به دمشق بازگشت. از ابومحمد بن عبداللَّه بن سلیمان بن حوط اللَّه انصارى و ابوالقاسم
|