آلطیب شوشتری، محمدحسین •
(1350 -1275 ق)، فقیه اصولى، منجم، ریاضیدان و طبیب. مشهور به آقا سید بزرگ. از فرزندزادگان سید نعمتاللَّه جزایرى است. در شوشتر متولد شد و در محضر آقا سید محمدعلى شیخالاسلام و آقا سید محمدعلى معلم ادبیات و در نزد آقا سید عبدالصمد جزایرى و شیخ عبدالرحیم شوشترى، از شاگردان شیخ مرتضى انصارى، فقه و اصول را...
|
آملی، خلیل
•
(س هشتم ق)، منجم. از علماى رصد است كه بنا به نوشتهى «تاریخ جعفرى» وى با بناى دو منار كوچك بر دو طرف درِ مدرسهى ركنیّهى یزد اختراع جالبى براى شناساندن وقت داشته است.
|
آملی، رکنالدین •
(860 -800 ق)، ریاضیدان، منجم، فقیه و محدث. سید ركنالدین در آمل متولد شد. چندى در فارس و كرمان و هند به سر برد. وى گذشته از ریاضى و نجوم در فقه و حدیث نیز دست داشت و چون به خاندان مرعشى مازندران پیوسته بود كتابى در شرح احوال دانشمندان این خاندان نوشت. تألیفات دیگر او عبارتاند از: «زیج جامع سعیدى»، در...
|
ابن ابیشکر، یحیی
•
(وف ح 682 /680 ق)، منجم و ریاضیدان. مشهور به حكیم مغربى. از مردم قرطبه بود. در موطن خود فقه مالكى را آموخت و در علم هندسه و نجوم و رصد استاد شد. سپس به دمشق و از آنجا به مراغه رفت و از دستیاران خواجه نصیرالین طوسى شد. پس از مرگ خواجه به بغداد رفت و مجدداً به مراغه بازگشت و در آنجا مقیم شد و به حرمت زیست...
|
ابن ابیمنصور منجم فارسی، ابوعلی یحیی •
(وف 230 ق)، ادیب و اخترشناس. او بزرگ خاندان آلمنجم است. نوادگان وى همگى اخترشناس بودند. ابنخلكان آنها را زرتشتیانى مىداند كه به دست مأمون اسلام آوردند. یحیى با فضل بن سهل ذوالریاستین دوستى داشت و برا او اختر مىدید. پس از وى به مأمون عباسى پیوست و به دستور او به اخترشناسى پرداخت اما موفق به ادامهى...
|
ابن عمید، ابوالفضل محمد
•
ابوالفضل محمد بن عمید كاتب خراسانى (ف. 359 ه.ق.) پدر وى صاحب ترسل بود و لقب عمید و وزارت مردآویج داشت.
ابوالضفل در سال 328 به جاى ابو على ابن قمى به وزارت ركنالدوله دیلمى رسید. وى در نجوم و فسلفه دست داشت و در ادب و ترسل كمتر كسى به پاى او مىرسید. صاحب بن عباد از اتباع او بود. در سال 359 ابن عمید...
|
ابناشرف سمرقندی، شمسالدین محمد •
(ز 675 ق)، ریاضیدان، منجم و منطقى. وى از ریاضیدانان و دانشمندان بزرگ زمان خود بود. از آثار وى: «الصحائف الاهیة»، در تفسیر؛ «التذكرة فى الهیئة»؛ «رسالة فى آداب البحث والمناظرة»؛ «اشكال التأسیس فى الهندسة»؛ «الفسطاط» یا «قسطاس المیزان»؛ «كتاب عینى النظر»، در منطق؛ «شرح تحریر مجسطى».
|
ابناماجور، ابوالقاسم، عبداللَّه
•
(321 -272 ق)، منجم. در خاندانى از اخترشناسان فرغانه نشو و نما یافت. در بیشتر ایام عمر با یارى فرزندش ابوالحسن على و غلام آزاد شدهى وى مفلح در شیراز و بغداد به اخترشناسى پرداخت. با دستیارى یكدیگر زیجهایى براى ماه و مریخ ترتیب دادند كه پارهاى از زیجهاى آنها را ابنیونس حفظ كرده است. از آثار وى 6 «زادالمسافر»؛...
|
ابنسینا، ابوعلی حسین •
(427 /428 -370 ق)، پزشك، فیلسوف، منطقى و دانشمند. مشهور به ابنسینا یا ابوعلى سینا، در مغرب زمین آویسن یا آویسنا و ملقب به حجةالحق، شیخالرییس، شرفالملك و امام الحكما. ابنسینا در افشنهى بخارا، زادگاه مادرش، متولد شد. پدر...
|
ابنشاکر، موسی
•
(وف ح 200 ق)، منجم و ریاضیدان. از مردم خراسان بود. در عهد خلافت مأمون در خراسان راهزنى مىكرد. قفطى نوشته است كه موسى بن شاكر در ایام جوانى در خراسان به بیابان مىرفت و راه را بر مردم مىگرفت. پس از چندى كارش بالا گرفت و مردم به وى ظنین شدند. پس از آن توبه كرد و به یادگیرى علم نجوم و هیئت و هندسه مشغول...
|
ابنعُجیم فارسی، ابوالحسین •
(وف بعد از 420 ق)، طبیب، ادیب و منجم. در فارسى متولد شد و همان جا نشو و نما یافت و تحصیلات طبى را نزد پزشكان زمان آموخت و در همان سرزمین سالیان دراز به طبابت اشتغال ورزید. ابنعجیم در خدمت بهاءالدوله دیلمى مقامى بس ارجمند داشت و ابتدا در زمرهى اطباء مخصوص وى بود. او علاوه بر طب در ادب و كتابت نیز دستى...
|
ابنعراق، ابونصر منصور
•
(وف بین 427 -408 ق)، منجم و ریاضیدان. خاندان وى از سلسلههاى قدیم سلاطین خوارزم در عهد سامانیان بودند. وى علوم بر نجوم، گویا در نقاشى نیز مهارت داشت و معلم ابوریحان بیرونى بود. ابونصر با ابنسینا همعصر بود و با او در دربار مأمونیان مىزیست. به نقل از «تاریخ خوارزم»، ابونصر مردى ثروتمند بود، پس از بر...
|
ابنعمید قمی، ابوالفضل محمد •
(وف 360 ق)، شاعر، ادیب، كاتب، حكیم معتزلى، لغوى، فیلسوف و منجم. از مردم قم بود. در همان جا نزد ابنسمكه تلمذ كرد. و پس از پدر در دربار آلبویه خدمت مىكرد. در رى وزارت وشمگیر را داشت و مدتى هم وزیر ركنالدولهى دیلمى بود. چندى در خدمت عضدالدوله در شیراز به سر برد. صاحب بن عباد از شاگردان او بود و به...
|
ابنفوطی، کمالالدین، ابوالفضل
•
(723 -642 ق)، محدث، مورخ، متكلم، حكیم، شاعر و منجم. نیاكانش از مردم مرورود خراسان بودند. در چهارده سالگى مغولان او را در بند كردند و نزدیك دو سال در بند بود. در زمان آخرین خلیفهى عباسى در بغداد شغل دیوانى داشت. ابنفوطى در منطق، حكمت و خوشنویسى استاد بود و به دو زبان فارسى و عربى شعر مىسرود. پس از...
|
ابنمنجّم، ابوالحسن علی •
(352 -277 /276 ق)، ادیب، شاعر، منجم، متكلم و نسبشناس. وى در بغداد متولد شد. با صاحب بن عباد نیز مدتى معاشر بود.، ندیمى گروهى از خلفاء را كرد گویا به وزارت نیز رسید. از آثارش؛ كتاب «القوافى»؛ فضائل «شهر رمضان»؛ «الرّد على الخلیل»، در عروض؛ كتاب «النیروز النوروز والمهرجان»؛ «الفرق بین ابراهیم بن المهدى...
|
ابنهندو، ابوالفرج علی
•
(وف 420 /410 ق)، ادیب، شاعر، طبیب و منجم. از مردم رى بود. در نیشابور تحصیل كرد و هم در آنجا با دانش یونانى آشنا شد. از شاگردان ابوالحسن دائلى بود. پزشكى را نزد ابنخمار آموخت. مدتى در گرگان در خدمت قابوس وشمگیر بود. در اشعارش قابوس و فرزند وى، منوچهر، را ستود. پس از آن به خدمت عضدالدولهى دیلمى درآمد...
|
ابنکثیر فرغانی، محمد •
(ز 247 ق)، منجم. وى در علم نجوم توانا، و اكثر استخراجات نجومى او صحیح بود. از آثار او: «اختصار المجسطى»، در حركت سماویه؛ «جوامع علم نجوم»؛ «اصول حركات السماویه» یا «الفصول الثلاثین» یا «كتاب علل الافلاك».
|
اثیرالدین ابهری سمرقندی، مفضل
•
(وف 663 /661 /660 ق)، فیلسوف، ریاضیدان و منجم. از اهالى ابهر و از دانشمندان علوم ریاضى و منطق و نجوم و حكمت در قرن هفتم هجرى بود و شاگرد امام فخر رازى و معاصر و همكار خواجه نصیرالدین طوسى در رصدخانهى مراغه. ابهرى علوم ریاضى را علم نظرى خوانده و آن را به چهارشاخهى اصلى هندسه، حساب موسیقى و هیئت تقسیم...
|
اختری یزدی، مولانا •
(س یازدهم ق)، طبیب، منجم و شاعر. بعد از تحصیل طب و نجوم و دیگر علوم و فنون به سرزمین هندوستان سفر كرد و بعد از سى و هفت سال اقامت در آن سرزمین به یزد بازگشت و تشكیل خانواده داد.
مجددا به هندوستان رفت و در آن دیار درگذشت. از اوست:
شكفته غنچهى عیشم ز شاخ یاسمنى
كه آرزوى نسیمى ازو به از چمنى
|
ادیب اصفهانی، عباسعلی
•
حاج ملا عباسعلى ادیب حبیبآبادى اصفهانى یكى از علماء به نام و مدرسین كرام و ائمه جماعات عالى مقام معاصر اصفهانى است.
ایشان در حدود 1320 قمرى هجرى در حبیبآباد به دنیا آمده و پس از پرورش صحیح و گذرانیدن دوران كودكى و خواندن دروس ابتدائى و مقدماتى در زادگاه خود به اصفهان آمده و سطوح فقه و اصول را در خدمت...
|
اردبیلی، محمدطاهر •
حجهالاسلام والمسلمین حاج میرزا محمدطاهر اردبیلى نجفى از شیوخ علماء و اكابر اساتید و مدرسین حوزه علمیه قم بودهاند وى فرزند مرحوم حاج ملا عبدالظاهر مدرس اردبیلى كه از علماء آذربایجان و ادباء بىبدیل آن سامان بوده است در ذىحجه 1308 قمرى در اردبیل متولد شده و ادبیات را از والد مبرورش استفاده و بعد دو...
|
اسفزاری، ابوحاتم مظفر
•
(وف ح 515 ق)، ریاضیدان و منجم. از بزرگان علماى ریاضى و نجوم زمان خود و معاصر عمرخیام بود، كه با جماعتى دیگر از اعیان منجمان از جمله عبدالرحمان خازنى، میمون بن نجیب واسطى و حكیم لوكرى در سنهى 467 ق به فرمان سلطان ملكشاه سلجوقى رصد معروف ملكشاهى را كه رصد جلالى نیز گویند، بستند. وى همچنین میزان ارشمیدس...
|
افضلی بخارایی، محمد حیدر •
(س دهم ق)، دانشمند و منجم نسبش به ابوبكر مىرسد. صدر و معلم عبدالله خان و مردى مهذب و دانشمند بود. بویژه در هیئت دست داشت. اثر وى رسالهاى است در شرح رسالهى «تفاصیل قوس اللیل و قوس النهار» علامه قوشجى.
|
الهی طباطبایی، محمدحسن
•
سید محمد حسن الهی طباطبایی
ولادت:1325ق.
محل ولادت: تبریز
وفات:1388ق
محل دفن :قم
محل تحصیل: تبریز ، نجف
اساتید: حضرات سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمد حسین نائینی ، سید حسین بادکوبه ای و ....
شاگردان: حسن حسن زاده...
|
امیر همایون •
(س دهم ق)، طبیب، ادیب، منجم و شاعر. ظاهراً وى غیر از همایون اسفراینى شاعر معروف قرن نهم و همایون عراقى است. در ماوراءالنهر مىزیست و در زمان خود بسیار معروف بود. علاوه بر فنون مذكور در ادبیات عرب و عروض نیز دست داشت و غزل و معما بسیار خوب مىگفته است.
|
انوری ابیوردی، اوحدالدین، محمد
•
(وف ح 585 ق)، دانشمند، منجّم و شاعر، متخلص به انورى. در مهنه از توابع ابیورد متولد شد. ابتدا در مدرسهى منصوریهى طوس به تحصیل علوم مختلف پرداخت. در فلسفه، ریاضیات، نجوم، هیئت، علوم معقول و منقول و شاعرى دست داشت. از جوانى شعر مىگفت و ابتدا خاورى تخلص مىكرد امّا، بعد تخلص خود را به انورى تغییر داد....
|
اوحد سبزواری، خواجه فخرالدین •
(وف 868 ق)، منجم، حكیم، ادیب و شاعر، متخلص به اوحد. از اعیان سبزوار و از خاندان مستوفى آن سامان و از معاصران امیرعلیشیر نوایى، شیخ آذرى، مولانا یحیى سیبك و مولانا حسن سلیمى تونى و امیرشاهى سبزوارى بود. با وجود فضل و حكمت مشرب فقر و درویشى داشت و همیشه جمعى از وى استفاده مىبردند. بنا به گفتهى دولتشاه...
|
اکفانی سنجاری، شمسالدین، ابوعبداللَّه محمد
•
(وف 749 ق)، ریاضیدان، طبیب و منجم. معروف به اكفانى. در سنجار بخارا متولد شد. در قاهره مقیم بود و همان جا درگذشت. او علم هیئت را برشمرده و آنها را پنج دانسته است: علم زیجات و تقاویم، علم مواقیت، علم كیفیت رصدها، علم تسطیح كره و آلات شعاعى كه از آن حادث مىشود و علم آلات ظلّى. تألیفات بسیارى در ریاضى و...
|
بخاری، شمس الدین، میرک •
(منسوب به بخارا) شمسالدین میرك (ف. حدود 741 ه.ق./ حدود 1340 م.) منجم ایرانى و مؤلف كتاب «زیج شمس المنجم» در تاریخ علم فلك.
|
بدیع اسطرلابی، بدیعالزمان، ابوالقاسم هبة الله
•
(وف 534 ق)، فیلسوف، طبیب، اخترشناس، نقاش و شاعر شیعى. نیاكانش احتمالا ایرانى و از مردم اصفهان بودند. وى در بغداد زاده و در اصفهان بزرگ شد. او با ابزارهایى كه خود ساخته بود سیر نور و اندازهى آن را معلوم كرد و در اثبات درستى كارهاى خود از براهین هندسى استفاده مىكرد. بدیع در كرهى سماوى چیزى افزود و كار...
|