آقاصادق دوم •
(شكوفایى 1210 -1160 ق)، نقاش، شاعر و خطاط. مشهور به صادق، آقاصادق و محمدصادق. وى سجعش را «یا صادقالوعد» مىنوشت و یا تنها به ذكر نام سادهى خود اكتفا مىنمود. در رشتههاى گوناگون نقاشى، از قبیل آبرنگ و كارهاى روغنى و ارائه تصاویر رنگ و روغنى و تذهیب و ترصیع و حلكارى صاحب ابتكار بود. آقاصادق در گل و...
|
آقاقاری، ابراهیم
•
(1326 -1293 ق)، نقاش و شاعر. وى نمایندهى پنج دورهى اول مجلس شوراى ملى بود و در نقاشى و تذهیب و همچنین در جفر و رمل نیز مهارت داشت. آقاقارى در پارك اتابك كشته شد. از وى اثرى دیده نشده است.
|
آقالر آذربایجانی، ولیاللَّه •
(ز 1275 ق)، طبیب و شاعر، متخلص به ولى. میرزا ولىاللَّه آذربایجانى اصلش از هشترود تبریز است. از جانب اولیاى دولت لقب حكیمباشى نظام داشت و اطباى زمان به دانش و تبحر او در طب معترف بودند. بیمارستان دولت با لوازم آن به او سپرده شد بود و از طرف ناصرالدین شاه به جمع شیوه درمان فرنگى و ایرانى و تألیف كتابى...
|
آقایی نائینی، محمد
•
(؟)، شاعر، متخلص به آقایى. از مردم نائین بود. دو بیت زیر از او است:
خیزید حریفان كه ایاغى گیریم
با دوست دمى گوشهى باغى گیریم
شب تیره و ره دور چراغى گیریم
وز گمشدهى خویش سراغى گیریم
|
آقایی همدانی •
(؟)، شاعر. از مردم همدان بود. اثر وى «دیوان» اشعار است به گفتن رباعى بیشتر تمایل داشت. از رباعیهاى او است:
بى پا و سران دشت خون آشامى
مردند به حسرت و غم و ناكامى
محنت زدگان وادى عشق تو را
هجران كشد و اجل كشد بدنامى
|
آقایی، آقابیگم
•
(اوایل س دهم ق)، شاعر. پدرش در دربار محمدخان تركمان، خدمت مىكرد و خود نیز معاصر محمدخان بود. او خود را همسنگ شعراى بزرگ مىدانسته. در شعر طبعى روان و ذوقى سلیم داشته است. در برخى تذكرهها نام او را آقابیگم نیز ثبت كردهاند. اثر وى «دیوان آقایى» است، این بیت از او است:
ز هشیاران عالم هر كه را دیدم غمى...
|
آگاه جهرمی، ابراهیم •
(تو 1282 ش)، روزنامهنگار و شاعر، متخلص به آگاه. وى فرزند محمدرضا كاویان متخلص به عطارد بود. آگاه پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى در جهرم و شیراز و اصفهان، به فراگرفتن فن دندانسازى پرداخت و تا سال 1312 ش در جهرم به این شغل و كارهاى كشاورزى اشتغال ورزید. پس از آن به عنوان مأمور صلح در ادارهى حكومتى به...
|
|
|
آگاه قاجار، اردشیر •
(وف 1289 ق)، شاعر، متخلص به آگاه. ملقب به ركنالدوله. اردشیر میرزا پسر نهم عباس میرزا نوهى فتحعلى شاه، برادر محمدشاه، و عموى ناصرالدین شاه بود. در جوانى به تحصیل پرداخت و از جانب پدر مأمور ایالت گروس شد در هنگام حكومت محمدشاه با توپخانهى خود به دارالخلافه رفت و مأمور سركوبى اسماعیل میرزا، پسر فتحعلى...
|
آگاه نسفی، ملاندر
•
(س یازدهم ق)، شاعر، متخلص به آگاه نسفى. وى علوم را در بخارا آموخت. شعر را نیكو مىسرود. این بیت از او است:
ما محبت پیشگان را چون نگه در كوى توست
آمد و رفتى كه بود اكثر ز راه دیده بود
|
آگاه نیشابوری، محمدکاظم •
(س دوازدهم ق)، شاعر. نامش محمد كاظم و پسر شیخ صدرالدین محمد نیشابورى بود و از بزرگان نیشابور به شمار مىرفت.
|
آگاهی، عبدالحسین
•
(ح 1326 -1269 ش)، موسیقیدان و شاعر، متخلص به آگاهى. مشهور به ملاباشى. وى در مشهد متولد شد، فارسى و عربى را از محضر پدر فاضلش فراگرفت. چون جوانى خوشذوق و خوشآواز و مستعد بود، موسیقى را نزد پدر كه استاد این فن بود، و از سایر استادان فن، آموخت. در اوایل مشروطیت روزنامهى «آگاهى» را تأسیس كرد. وى چندین...
|
آگاهی، محمد •
(1350 -1292 ش)، شاعر، متخلص به آگاهى. وى در مشهد تحصیل كرد و سالها در كار دفترى دادگسترى مشهد مشغول بود. از آثارش: «دیوان» اشعار.
|
آگه شیرازی، علی اشرف
•
(وف 1244 ق)، شاعر، عارف و خطاط. اصلاً از قزوین بودند ولى در زمان صفویه با خانواده به اصفهان آمده بودند و در فتنهى افغان به قزوین و سپس به شیراز رفتند. پدر وى آقا على مدرس و عمویش آقا خلیل مشهور به آقا بزرگ مدرس از سلسله مدرسین شیراز بودند. دو برادر وى حاج علىاكبر نواب شیرازى و لطفعلى مدرس نیز شاعر...
|
آگه، هادی •
(ز 1104 ق)، عالم و شاعر، متخلص به آگه. مشهور به هادى. از احوال او اطلاع چندانى در دست نیست، جز اینكه برخى از تألیفات خود را در هندوستان به پایان برده است. از آثار وى «كفایة المهمات»، به فارسى، در عقاید و اعمال و آداب در یك مقدمه و سى فصل و خاتمه؛ «منهج الصالحین»، كه شناخت حقیقت نیت در این كتاب بخوبى...
|
آگهی اصفهانی، صدرالدین، مسیحالزمان
•
(س یازدهم ق)، شاعر. در قم زاده شد و در یزد پرورش یافت. در جوانى به هند رفت و در دربار جهانگیر پادشاه هند صاحب جاه و مال شد. «دیوان» شعرى از او بر جاى مانده است كه بیشتر در هند سروده شده است.
|
آگهی تبریزی •
(س نهم ق)، شاعر. بنا به نوشته «تحفهى سامى» به سوزنگرى اوقات مىگذراند و گاهى شعر مىگفت. آگهى تبریزى از سخنوران عصر سلطان یعقوب آق قویونلو (896 -883 ق) بود. از او است:
به گریه موسم گل در فراق یار گذشت
به گلرخى ننشستیم و نوبهار گذشت
|
آگهی شیرازی، مسیح الزمان
•
(؟)، شاعر، متخلص به آگهى. ابیات ذیل به نام او در «جنگ فیروزآبادى» نسخهى خطى كتابخانهى مجلس دیده شده است:
گل را به چمن همنفس خار چو دیدم
بر خاطر آزردهى بلبل جگرم سوخت
آشفته خاطر است گل و غنچه تنگدل
در حیرتم كه عیش گلستان نصیب كیست؟
|
آگهی قائنی خراسانی، جلالالدین محمد •
(وف 932 ق)، شاعر. از نوادگان جلالالدین محمد قائنى است در هرات متولد شد. نزد سلطان حسین بایقرا كه مردى فرهنگ دوست بود تقرب یافت و سلطان تعلیم فرزندش شاه غریب میرزا را به او محول كرد و او مدتى در این سمت باقى ماند. آگهى به قصد گرفتن مقام صدارت بر آن شد كه با جعل مهر 8 شهابالدین اسحاق را از میان بردارد،...
|
آگهی یزدی
•
(وف س دهم ق)، شاعر بذلهگو. به خیاطى اشتغال و به خاندان شاه ولى از سادات یزد بستگى داشت. وى مداح میر میران مرد قدرتمند یزد بود. سفرى به هرات نیز كرد. در زمان شاه طهماسب درگذشت. «دیوان» اشعار چهار هزار بیتى وى در اقسام مختلف شعر و اشعار هزلآمیز و قصایدى در مدح میرمیران است.
|
آگهی یزدی، ابوالحسن •
(وف 1305 ق)، شاعر، زرگر و میناساز. میرزا محمدعلى شهلاى یزدى مؤلف «تذكرهى شبستان» جد وى بوده است. برخى از اشعار وى در «آتشكدهى یزدان» تألیف آیتى یزدى آمده است.
|
آل بحرالعلوم، ابراهیم
•
(1320 /1319 -1248 ق)، فقیه، ادیب و شاعر. در نجف به دنیا آمد. تفسیر و فقه و اصول و كلام و ادبیات را از پدر آموخت. از او به عنوان شاعر كبیر آل بحرالعلوم یاد شده است. مناعت طبع او مورد ستایش همگان بود. شیخ محمد سماوى نجفى صاحب كتاب «الطلیعة» و شیخ عبدالمحسن كاظمى و شیخ عبدالحسین خیاط نجفى از شاگردان وى...
|
آل بحرالعلوم، حسن •
(1355 -1282 ق)، عالم، مورخ، ادیب و شاعر. در نجف به دنیا آمد. ادبیات و مقدمات علوم را نزد پدر آموخت. فقه و اصول را نزد سید محمدكاظم یزدى و شیخ الشریعة اصفهانى و شیخ عبداللَّه مازندرانى فراگرفت. بیشترین شهرت او در شعر و ادب و تاریخ است. او همچون پدرش شاعرى توانمند بود. از آثارش: «التاریخ المنظوم»، حدود...
|
آل بحرالعلوم، حسین
•
(1306 -1221 ق)، فقیه، اصولى، متكلم، ادیب و شاعر. در نجفزاده شد و همان جا نشو و نما یافت و مراحل علمى را پیمود. فقه و اصول و كلام را نزد شیخ حسن فرزند شیخ جعفر كاشف الغطاء و شریف العلماء مازندرانى و شیخ مرتضى انصارى و شیخ محمدحسن نجفى صاحب «جواهر» آموخت. وى از صاحب «جواهر» به دریافت اجازه نایل شد. كتاب...
|
آل بحرالعلوم، محمدصادق •
(س چهارم ق)، فقیه، اصولى، ادیب و شاعر. در نجف متولد شد. تحت نظارت پدر مقدمات علوم را فراگرفت. و سطوح عالى فقه و اصول را نزد میرزاى نایینى و سید ابوالحسن اصفهانى و سید محسن قزوینى، و تفسیر را نزد بلاغى و علم حدیث و درایه را نزد شیخ ابوتراب خوانسارى آموخت. و از نایینى و شیخ آقا بزرگ تهرانى و سید محسن امین...
|
آلبویه، اسداللَّه
•
(تو 1287 ش)، ریاضیدان و شاعر، متخلص به بویه. در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در رشت گذراند و سپس به تهران آمد و دیپلم خود را از دارالفنون گرفت. در 1307 ش به فرانسه رفت و پس از تكمیل زبان در رشتهى ریاضیات عمومى، حساب جامعه و فاضله، و مكانیك تحصیل كرد و دكتراى خود را در هندسهى عالى از...
|
آلعصفور، حسین •
(شهادت 1216 ق)، فقیه، محدث، متكلم و شاعر. از سوى مادر نوهى شیخ حسین ماحوزى بود. نزد عمویش یوسف آلعصفور درس خواند. و از او و عموى دیگرش عبدعلى آلعصفور روایت مىكرد. او در شاخوره اقامت داشت و به تدریس و مرجعیت دینى و تحقیق و تألیف اشتغال یافت. از بزرگترین فقهاى اخبارى زمان خود بود، این كه برخى او را...
|
آلمظفر، ابویزید
•
(تو 755 ق)، شاعر. از شاهزادگان آلمظفر كه به فضایل و خصایل همت و شجاعت موصوف بود، و در مخالفت سلطان عمادالدین احمد برادر خود كوشید، در كرمان مغلوب و مقهور شد و سلطان احمد جرم او را بخشید و سالها با او بسر برد وى از برادران فاضل شاعر، شاه شجاع شیرازى بود.
|
آمدی، حسین •
ابوعلى حسین بن سعد بن حسین بن محمد آمدى، لغوى ادیب شاعر، در بغداد تحصیل نموده، در اصفهان متوطن شده، و در شب پنج شنبه 5 ربیع الاخر سال 444 وفات یافته.
وى را تألیفاتى است.
|
آملی اصفهانی، ابراهیم
•
(وف 1098 ق)، محدث، فقیه، اصولى، متكلم و شاعر. نزد پدرش، خلیفه سلطان، كه از علما و دانشمندان بنام عهد خویش بود تلمذ كرد. وى تعلیقات و حواشى بسیارى بر كتابهاى فقهى و كلامى و اصولى نوشت كه بهترین آنها حاشیهاى بر «شرح لمعه»، تا كتاب طهارت، است. او همچنین حواشى متفرقهاى بر كتاب «المدارك» نوشته كه از آنها...
|