کاربر میهمان به پرتال راسخون خوش آمدید ورود به محيط کاربري فراموشی رمز عبور عضویت دوشنبه دوم فروردین 1389 خورشیدی (اصلاح الگوی مصرف)
مقالات موضوعی

مسیر جاری: صفحه اصلي / مشاهیر ایران و جهان / شعر

تبلیغات سایت 

خبرنگار افتخاری

تصاویر هفته



 
مشاهیر ایران و جهان - شعر  

 <-  1  2  3  4  5  6  7  8  9  >  ->
ابهری قزوینی، رفیع‏الدین •
(س هفتم و هشتم ق)، عالم و شاعر. از مردم ابهر بوده كه در كرمان مى‏زیست. وى از شاعران عهد حجاج سلطان قره ختایى و از ملازمان غازان خان بود. وى با كمال‏الدین اسمعیل و اثیرالدین اومانى معاصر بوده. رفیع‏الدین فرزانه‏اى صاحب كمالات صورى و معنوى و از وارستگان و مجردان عهد خود بوده كه به دو زبان شعر مى‏گفت. از...
ابهری، کمال الدین ابوعمرو، ابوعمر •
(س هفتم ق)، ادیب، شاعر. از وزیران سلجوقیان بزرگ بود. پیش از وزارت، در دستگاه سلطنت كارهاى خطیر و مشاغل مهم دیوانى داشت وى زمان هرج و مرج سلطنت طغرل از بیم دشمنان در جامه‏ى اهل تصوف به حجاز رفت و از آن جا، رباعیى در وصف حال خود سرود و به ابهر فرستاد. همان رباعى در تذكره‏ها به عنوان شاهد شعرى وى ثبت شده...
ابوالآداب یزدی •
(وف 1077 ق)، شاعر. مردى فاضل بود. در نگارش و شعر مهارت داشت. در جوانى در اصفهان درگذشت.
ابوالبرکات بیهقی، مجدالدین فضل •
(س ششم ق)، شاعر. ظاهراً اهل بیهق خراسان بود و نسبش با پانزده واسطه به امیرالمؤمنین (ع) مى‏رسد. وى عالمى دانشمند و حكیمى شاعر بود كه در دو عرصه‏ى نظم و نثر فارسى و عربى استاد بود. در «لباب الالباب» قصیده‏ى بلندى از سروده‏هاى وى در مدح تاج‏الدین، رییس، خراسان نقل شده است.
ابوالبرکه سمرقندی •
(س نهم ق)، شاعر، متخلص به فراقى. در سمرقند و خراسان قاضى بود و چندین بار به سبب بى‏عدالتیها از منصب قضا بركنار شد. وى دو فرزند شاعر داشت، او به سبب پاره‏اى از اشعار درشت، مورد غضب شاه قرار گرفته كه با فرستادن قطعه‏اى در این باب احتجاج كرده است.
ابوالبقاء موسوی حسینی ابرقویی •
(ز 1100 ق)، خطاط و شاعر. ملقب به رستم الخطاطین. از سادات ابرقو بود كه در اصفهان مى‏زیست و خود نسبت سیادتش را یك جا موسوى و دیگر جاى حسینى یاد مى‏كند. ابوالبقا مدارش بر تحصیل علوم و كسب كمالات بود و از شاگردان محمد امین مشهدى و از خوشنویسان دربار شاه جهان، پادشاه هندوستان، به شمار مى‏رفت؛ بعد از برگشت...
ابوالفتح بستی، نظام الدین عمید •
بستى، على بن محمد بن حسین بن یوسف بن محمد بن عبدالعزیز (ف. بخارا 400 یا 401 ه.ق.). از مشاهیر مترسلان و شاعران پارسى و تازى در آغاز عهد غزنویان و اواخر قرن چهارم است. وى نخست در خدمت «بایتوز» امیر بست به سر مى‏برد و دبیر او بود و پس از غلبه سبكیگین بر بایتوز به دبیرى سبكتیگین منصوب شد و تا پایان حیات...
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین بن هیثم •
(356 -284 ق)، مورخ، محدث، ادیب شاعر و موسیقیدان. در اصفهان متولد شد و در بغداد نشو و نما یافت و نزد ابن درید و ابن‏انبارى و محمد بن جریر طبرى تحصیل كرد. وى از على بن عباس بجلى و محمد بن جعفر قتّات و ابوبكر بن درید و نفطویه حدیث شنید. دارقطنى و ابراهیم بن احمد طبرى و ابوالفتح بن ابى‏الفوارس از وى حدیث...
ابوالفقرا، محمّد باقر •
فرزند ملّا محمّدتقى گزى، عالم، شاعر، ادیب و در اصفهان انجمن ادبى داشته و جمع كثیرى از شعرا در آن شركت مى‏نموده‏اند. در مقدمه دیوان غمگین ضمن دو قصیده انجمنیه نام 22 نفر از آنها ذكر شده است. آه و افسوس از ابوالفقراء كه بدانش ورا نبود قرین هم بدش جا به صُفّه عرفان هم در ایوان شرع صدرنشین بیتى آراست...
ابوالقاسم حکیم •
(س دهم ق)، طبیب و شاعر. وى برادرزاده‏ى درویش على، پزشك امیر علیشیر نوایى، و مردى دانشمند و پزشكى حاذق بود و در فنون دیگر نیز دست داشت. ظاهرا، خاندان وى از مردم هرات بودند ولى، او در بخارا مى‏زیست. هفتاد سال عمر كرد؛ در حوالى نمازگاه بخارا دفن شد. ابوالقاسم غزل نیز خوب مى‏سرود.
ابوالینبغی •
عباس بن طرخان، یكى از شاعران ایرانى است كه به زبان عربى شعر مى‏گفته و در خدمت برمیكان مى‏زیسته است. از او دو بیت ذیل در تأسف بر خرابى سمرقند در كتاب المسالك و الممال ابن خردادبه نقل شده است: سمرقند كند مند بذینت كى افكند؟ از چاچ ته بیهى همیشه ته خهى.
ابوطالب اصفهانی •
(وف 1135 ق)، خطاط و شاعر. وى از نجباى اصفهان بود و پس از مرگ پدر منصب سرخط نویسى دیوان شاه سلطان حسین به او تفویض شد. و وزراء و درباریان او را بسیار توقیر مى‏كردند. ابوطالب در فن انشاء، حسن خط، صفات حسنه و اخلاق پسندیده یكتا بود. صاحب «گلشن»، خط شكسته وى را در كمال خوبى و درستى دانسته است و همچنین او...
ابوطالب شیخ •
(وف 1253 ق)، خطاط، نقاش، مذهّب و شاعر. او از مشایخ و مجتهدان بود و هفت قلم را نیكو مى‏نوشت و در نقاشى و تذهیب نیز دست داشت. ابوطالب در ادبیات و زبان فارسى و عربى مهارت داشت و به هر دو زبان شعر مى‏گفت.
ابونراس اهوازی، حسن •
(س دوم ق)، شاعر و ادیب. از شاعران معروف دوره‏ى بنى‏عباس است كه بین 130 و 145 ق در اهواز از مادرى ایرانى متولد شد و در بصره و كوفه پرورش یافت و سپس به بغداد رفت و به خدمت برامكه پیوست و بعد از افول دولت آنها به مصر گریخت، ولى دگر بار به بغداد بازگشت و از مقربان خلیفه، امین، شد. ابونراس به قولى در زندان...
ابونصر •
احمد فراهى، شاعر قرن ششم و هفتم (ف. 618 ه.ق.) معاصر و مداح ملك غازى یمین‏الدوله بهرام شاه بن حرب از ملوك نیمروز. وى نصاب‏الصبیان (ه.م.) را به نظم در آورده است.
ابونصر پارسا، برهان الدین محمد •
(وف 865 ق)، عارف و شاعر. از اكابر مشایخ نقشبندیّه و جامع اصول شریعت و فنون طریقت بود، او بعد از وفات پدر در هر دو قسمت شریعت و طریقت خلیفه و جانشین وى گردید. وى شعر نیز مى‏گفت.
ابونصر طالقانی، احمد •
(س پنجم و ششم ق)، شاعر. وى از مداحان نظام الملك وزیر آلب ارسلان و ملكشاه سلجوقى بود و به هر دو زبان عربى و فارسى شعر مى‏سرود. از اشعار او جز ابیاتى چند نمانده است.
ابونصر قاینی، محمد •
(س پنجم ق)، ادیب و شاعر. معروف به مناح. وى از ادباى معروف عصر خود بود كه شعر عربى را نیكو مى‏سرود و در حكمت نیز دست داشت. در بعضى منابع كتاب «قراضه‏ى طبیعیات» را به وى نسبت داده‏اند.
ابونصر مهنه، ناصرالدین •
(س نهم ق)، شاعر. وى از نوادگان شیخ ابوسعید ابوالخیر مهنوى بود و شعر را نیكو مى‏سرود. از اوست : از زود رفتنت همه روز است ماتمم وز دیر آمدن همه شب ماتمى دگر ترسم كه گر حكایت غمهاى خود كنم غمگین شوى ازین غم و آن هم غمى دگر
ابونواس •
حسن بن هانى شاعر ایرانى الاصل عربى گوى (و. اهواز 146 ه.ق./ 763 م.- ف. 198 ه.ق./ 814 م.) وى مبتكر تغزلات در ادب عرب به شمار مى‏رود. او در اهواز متولد شد و در بصره نشو و نما یافت و به بغداد رفت و به خلفاى بنى عباس پیوست و بعضى از آنان را مدح گفت و سپس به دمشق و از آنجا به مصر رفت و امیر مصر، خصیب را...
ابیوردی •
ابوالمظفّر محمّد بن احمد بن محمّد ادیب شاعر لغوى، در علوم لغت و ادب و حدیث و انساب و اخبار عرب و بسیارى از علوم دیگر، وحید عصر، و فرید دهر خود بوده. كتب زیر از تألیفات اوست: 1- الانساب 2- تاریخ ابیورد 3- تاریخ نساء 4- تعلة المشتاق 5- الدرة الثمینة 6- طبقات العلوم 7- قبسة العجلان فى نسب آل ابى سفیان...
ابیوردی کوفنی، ابوالمظفر محمد •
(وف 507 ق)، ادیب، شاعر، نسب شناس و محدث شیعى. در بعضى كتب شهرت او را كوفنى نوشته‏اند. در كوفن، دهى میان ابیورد و نسا، متولد شد. به بغداد رفت و به خدمت مؤید الملك بن نظام الملك درآمد. و به درخواست او عمیدالدوله را هجو كرد و عمیدالدوله شكایت به نزد خلیفه برد كه ابیوردى شعر در هجاى خلیفه عباسى و مدح خلیفه...
اتابک شیرازی، سعد زنگی •
(س هفتم ق)، شاعر. از اتابكان سلغرى فارس است كه مدتها حاكم شیراز بودند. وى ممدوح سعدى است، كه خود نیز شعر مى‏سرود. این ابیاتى از اوست : مائیم كه دل از بر ما یكسو شد چون تیر بر یار كمان ابرو شد گو فاش بدانند همه دشمن و دوست زنگى‏ست كه ترك خویش را هندو شد
اتابکی، عبداللَّه •
(1332 -1284 ق)، خوشنویس و شاعر، متخلص به امیر. مشهور به اتابكى. در تهران متولد شد، علوم ادبى و عربى را نیكو مى‏دانست. وى مردى فاضل و از منشیان خوش خط و شاعرى توانا بود. مدتى منشى عین‏الدوله و بعد منشى میرزا على اصغرخان اتابك اعظم شد. پس از عزل اتابك و به صدارت رسیدن عین‏الدوله، اتابكى به جرم این كه منشى...
اتابکی، منصوره •
شاعر، خواننده. تولد: 1298، تهران. درگذشت: مرداد 1363. منصوره اتابكى در كودكى پدر خود را از دست داد و زیر نظر مادر خود به تحصیل پرداخت. از دوران نوجوانى گاه و بیگاه اشعارى مى‏سرود سید فخرالدین هاشمى، معروف به «طلوعى عراقى» یا «فخر طلوعى» شاعر معاصر، به تشویق او پرداخت و او را ترغیب به شعر و هنر مى‏نمود....
اثر شیرازی، شفیع •
(ز 125 ق)، شاعر، متخلص به اثر. مشهور به شفیعاى اعمى. اهل قریه‏ى پراشكت فارس بود و در شیراز نشو و نما یافت. وى معاصر سلطان حسین صفوى و حزین لاهیجى بود. در نه سالگى بر اثر بیمارى آبله بینائیش را از دست داد اما، از كسب علوم زمان خویش فارغ نگشت و از معروفترین شعراى زمان خود شد. در لار وفات یافت. از آثار...
اثر مازندرانی، محمد زمان •
(س یازدهم ق)، شاعر. وى اهل مازندران بود و به اصفهان رفت و در آنجا به تحصیل علوم و فنون پرداخت و پس از چندى به وطن خویش بازگشت. در سرودن شعر توانا بود. از اوست: از دست كریمان جهان فیض ندیدم كز آب گهر از كف دریا نگرفته است
اثیر اخسیکشی •
(س ششم ق)، شاعر. منسوب به اخسیكث از شهرهاى ماوراءالنهر. در شعر خود را اثیر و اثیر اخسیكثى خوانده است، ولى تذكره نویسان متأخر نام او را اثیرالدین ضبط كرده‏اند. اثیر معاصر ركن الدین ارسلان بن طغرل سلجوقى بود، كه علاوه بر مدح وى، اتابك ایلدگز و فرزندان او را نیز مدح گفته است. وى با مجیرالدین بیلقانى رقابت...
اثیرالدین اومانی، عبداللَّه •
(وف 665 -656 ق)، شاعر، متخلص به اثیر. اهل قریه‏ى اومان از توابع همدان و از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسى و معاصر كمال الدین اسماعیل و رفیع‏الدین لنبانى بود. اتابك مظفرالدین ازبك و سلمان شاه، از ملازمان المستعصم بالله، حاكم كردستان را مدح مى‏گفت. بیشتر عمر خود را در بغداد گذراند. وى در قصیده سرایى از سبك...
اثیم سنندجی، فضل‏اللَّه •
(وف 1254 ق)، دانشمند و شاعر، متخلص به اثیم. وى از فضلاى سخنور و شعراى خوش ذوق سنندج بود كه كتاب «كشكول» شیخ بهاءالدین عاملى را بنا به درخواست امان‏اللَّه خان ثانى والى كردستان از عربى به فارسى ترجمه كرد. اثیم با رونق، صاحب «حدیقه»، تذكره شعراى كردستان معاصر بوده است.


 <-  1  2  3  4  5  6  7  8  9  >  ->

تبلیغات 


جشن هاي ايران باستان
گرم کردن حمام تنها با یک شمع
مستعمره ای به نام اینترنت
چهل حدیث عزادارى
پرورش قارچ خوراکی
از اين خوشمزه‌ها بترسيم !
اكس‌پارتي در كتابخانه

آمار مشاهیر 

22314 شخصیت :تعداد مشاهیر
80 گروه :تعداد گروهها
 


صفحه اصلی  |  مقالات  |  اخبار و اطلاع رسانی  |  کتابخانه موضوعی  |  مجموعه تصاویر  |  دریافت نرم افزار  |  معرفی پایگاه ها  |  بانک صوت و فیلم  |  کارت پستال
نقشه سایت  |  ارتباط با ما  |  درباره ما  |  عضویت  |  ورود به محیط کاربری

تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.