بلال
روضهخوان یا تعزیهخوان مشهور در دوران قاجار
بلالی مود، مهدی
سال تولد: 1321، مرتبه علمى: استاد، رشته: مسمومیتها، دانشكده: پزشكى، دانشگاه: علوم پزشكى مشهد.
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
كارشناس شیمى از دانشگاه تربیت معلم در سال 1343، دكتراى پزشكى عمومى از دانشگاه علوم پزشكى تهران در سال 1349، دكتراى تخصصى درمانشناسى از دانشكده پزشكى دانشگاه ادینبورگ بریتانیا در سال 1360 و فوق تخصص
بلانشو، موریس
موریس بلانشو(Maurice Blanchot)؛ رماننویس، نظریهپرداز ادبی، و فیلسوف فرانسوی.
زندگی
موریس بلانشو در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۷ در کن (Quain) در یک خانواده مرفه زاده شد. در سال ۱۹۲۲ تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساند. در همین سال معده وی تحت عمل جراحی قرار گرفت. طی عمل یک اشتباه پزشکی او را تا دم مرگ برد اما زنده ماند. تأثیر این
بلایی بخارایی
(ز 928 ق)، شاعر. وى از مردم بخارا بود و در سرودن شعر طبعى لطیف داشت. از اوست:
مىروى جلوه كنان جانب ما مىنگرى
گر دلت جانب ما نیست، چرا مىنگرى؟
بلباسی، علیرضا
فرمانده گردان امام محمد باقر (ع)لشگر25 کربلا(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
"علی رضا بلباسی" در سال 1332 در روستای" آسور"در" فيروزکوه" به دنيا آمد. دوره ابتدايی را در شهرستان" فريدونکنار" گذراند و آن را با موفقيت پشت سر گذاشت. در همين ايام پدرش از دنيا رفت و او مجبور شد برای امرار معاش خانواده عازم" تهران" شد و در نتيجه برای مدت
بلبل کوچک خراسانی، محمد حسین
(ز 1295 ق)، شاعر. وى در كربلا متولد شد. بلبل در سال 1271 ق به هند رفت و در كلكته اقامت گزید. وى مدعى بود كه بدون داشتن استاد در شعر، زبان عربى و فارسى و تركى و هندى و علم موسیقى ماهر شده است.
بلبل یزدی
(؟)، شاعر. وى از شاعران خوش قریحه و بااستعداد یزید بود. از اوست:
بلبل ز جفاى دوست فریاد مكن
در پیش خسان ز دست گل داد مكن
خواهى كه ز قید عالم آزاد شوى
خود را ز كمند عشق آزاد مكن
بلبل، فغانالدین
(ز 1005 ق)، خطاط. در دارالسلطنهى اصفهان نشو و نما یافت. نسخ و ثلث را با رقاع به مرتبهى عالى رسانید. مدتى در قم زندگى مىكرد زندگى مىكرد و به قطعهنویسى و «شاهنامه» خوانى اشتغال داشت و بعد عزم دارالسلطنهى قزوین كرد. از آثار او: یك قطعه ثلث دو دانگ جلى و رقاع كتابت خوش و نسخ كتابت خفى متوسط، با رقم: «...مشقه العبد الاقل بلبل ش
بلجوهر
(س چهارم و پنجم ق)، شاعر. از چگونگى احوال و صورت صحیح نام او هیچ گونه اطلاعى در كتابها نیامده است. در «لغت فرس» از وى یادى شده و شعرش نقل شده است. از اوست:
تو همى گویى شعر تا فردا
بخشدت خواجه جامهى فافا
بلخی ابوزید، احمد
(322 -235 ق)، ادیب، متكلم، فیلسوف شیعه و جغرافیدان. در شامستیان، از روستاهاى نزدیك بلخ خراسان به دنیا آمد. پدر او از سجستان و معلم كودكان بود. در جوانى به بغداد رفت تا در مذهب امامیه تحقیق كند. در آنجا به محضر یعقوب بن اسحاق كندى راه یافت و نزد او به كسب علوم عقلى پرداخت. وى هشت سال در عراق بسر برد، و در این مدت فلسفه، نجوم، طب،
بلخی خراسانی، ابوالجیش مظفر
(وف 367 ق)، متكلم شیعى. از متكلمان و دانشمندان بنام شیعه در سده چهارم بود كه در بلخ مىزیست. او از شاگردان ابوسهل نوبختى است. از وى آثار بسیارى به جاى مانده است. نجاشى تمام آثار ابوالجیش را از طریق شیخ خود، شیخ مفید، نقل كرده و تصریح كرده كه ابوالجیش از مشایخ و اساتید مفید بوده است. از جمله آثار وى: «الارزاق و الاجال»؛ «الاعراض
بلخی، ابواسحاق، ابراهیم
(ح 162 /161 -112 ق)، عارف و محدث. در خاندانى كوفى در بلخ متولد شد. آنچه دربارهى زندگى او مىگویند بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت؛ از جمله آنكه او را فرزند حاكم بلخ دانستهاند كه بر اثر انقلابى درونى از زندگى اشرافى دست كشید و به درویشى روى آورد. شاید چون خانوادهاش عربتبار بودند، از ترس ابومسلم ناگزیر به ترك وطن شد و از
بلخی، ابوالمؤید
(س چهارم ق)، عالم، شاعر و مورخ. در بلخ متولد شد و در زمان سامانیان مىزیست. از احوال او اطلاع كاملى در دست نیست. وى نخستین كسى است كه «یوسف و زلیخا» را به نظم كشید. از میان شاهنامههاى منثور فارسى از همه قدیمتر و مهمتر «شاهنامه ابوالمؤید بلخى» است كه آن را «شاهنامهى بزرگ» و «شاهنامه مؤیدى» هم مىگفتهاند. از دیگر آثار او: «عجائ
بلخی، ابوشکور
(ز 333 ق)، شاعر. در اواخر عصر رودكى و اوائل عهد فردوسى مىزیست. تولد وى مقارن با روزگار سامانیان بود، ابوشكور امیر نوح بن نصر بن احمدبن سامانى را مدح مىگفت. از تألیفات او مثنوى «آفرین نامه» است كه در حدود سالهاى 333 تا 336 ق آن را فراهم آورد؛ ظاهرا مثنویهاى دیگر هم داشته است. او نخستین شاعرى است كه مثنوى داستانى ساخت. ابیات و ق
بلخی، ابوعبداللَّه محمد
(وف 319 ق)، صوفى و محدث. اصل او از بلخ است. متعصبان، وى را به سبب مذهبش از بلخ راندند و او نیز آنان را نفرین كرد و به سمرقند رفت و در آنجا قاضى شد در ضمن سفر حج در شهر نیشابور مجلس مىگفت بعد از زیارت خانه خدا به سمقرند بازگشت و در همان جا درگذشت. شیخ الاسلام، خواجه عبداللَّه انصارى دربارهى وى گفته كه: «پس از او از بلخ هیچ صوفى
بلخی، ابوعلی عبداللَّه
(مقتول 295 /294 ق)، حافظ و محدث. مشهور به محدث بلخ. وى از قتیبه بن سعید و ابراهیم بن یوسف ماكیانى فقیه و على بن حجر و هدیة بن عبدالوهاب و محمد بن یحیى ذهلى و همطبقه آنان حدیث شنید. ابوحامد بن شرقى نیشابورى و محدثان نیشابور و ابنقانع و جعابى و ابوبكر شافعى از او حدیث نقل كردهاند. خطیب بغدادى او را یكى از پیشگامان حدیث مىشناسد.
بلخی، ابوعلی محمد
(قبل از سده چهارم ق)، شاعر و نویسنده. از زمان حیات و چگونگى احوال او اطلاعى در دست نیست. وى مؤلف دومین «شاهنامه منثور» بود كه در كتب قدیم به نام آن اشاره شده است این شاهنامه ظاهرا بیشتر مبتنى و مستند بر روایات مكتوب بوده تا روایت شفاهى.
بلخی، جمالالدین عبداللَّه
(698 -611 ق)، مفسر. در قدس متولد شد و در مصر اقامت گزید و در الازهر تحصیل كرد و سرانجام به زادگاهش بازگشت و همان جا درگذشت. جمالالدین صاحب «تفسیر» ى بزرگ است كه آن را با عنایت به پنجاه تفسیر نوشته است.
بلخی، سراجالدین
(س ششم ق)، شاعر. مشهور به سراجالدین علامه وى از مداحان خوارزمشاه و در فضل و كمال و حكمت دانى سرآمد بود. سراجالدین در نظم و نثر مهارت داشت.
بلخی، سید اسماعیل
سید اسماعیل بلخی سال 1295 ش . در قریه ((سرپل بلخاب )) در یک خانواده روحانی زاده شد. بلخاب سرزمینی است خوش آب و هوا و کوهستانی که در قسمت جنوبی استان مزار شریف و در مسیر رودخانه ((بلخ آب )) که از ((بامیان )) سرچشمه می گیرد قرار گرفته است . این خطه از دیرباز مرکز تشیع و پایگاه ستارگان علم و ادب در ترکستان زمین بوده و امروز پس از گ