بهاءالدین درجزینی
(ز 1097 ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه مجموعهى «لعمات» عراقى و «تحقیقات» شیخ صفىالدین و غیره، به قلم نستعلیق كتابت متوسط، با رقم: «قدتمت... على یدالضعیف... ابن جلالالدین درجزینى، بهاءالدین... فى غرة شهر ذىالحجة سنة سبع و تسعین و الف...».
بهاءالدین ساوجی
(س هشتم ق)، شاعر. وى به خواجه تاجالدین، احمد بن محمد بن على عراقى، وزیر امیر مبارزالدین محمد بن مظفر، اختصاص داشت و سالها در خدمت وى بوده است. از جمله آثارش: «دیوان» شعر.
بهاءالدین عمر
(وف 857 ق)، صوفى. وى خواهرزادهى شیخ محمدشاه فراهى و مرید او بود. بهاءالدین از كودكى به تصوف روى آورد و در طریقت پیرو شیخ ركنالدین علاءالدوله سمنانى بود. در روزگار خود به سال 844 ق به همراه چند تن از فرارویان مانند سعدالدین كاشغرى و خواجه زینالدین جامى به زیارت خانهى خدا رفت. در 17 ربیعالاول 857 ق در قریه جغاره از بلوكات هرا
بهاءالدین، محمد
محمد، سلطان العلماء بن حسین خطیبى، از فاضلان و عارفان (ف. 628 ه.ق.). وى از جمله خلفاى شیخ نجمالدین كبرى بود، و چون از مردم بلخ آزار دید مجبور به مهاجرت گردید و با پسر خود جلالالدین مولوى (ه. م.) از راه بغداد قصد سفر كرد. بعد از عبور از نیشابور و ملاقات عطار، از بغداد گذشته به زیارت حج نایل آمد و از آنجا به ملاطیه رسید و چهار س
بهاءالدینی، رضا
عالم علوم دینى.
تولد: 9 فروردین 1267 (عید غدیر خم 1327 ق.)، قم.
درگذشت: 28 تیر 1376(13 ربیعالاول 1418 ق.)، قم.
آیتالله سید رضا بهاءالدینى، فرزند صفىالدین خدمتگزار آستانه حضرت معصومه و حافظ بسیارى از سورههاى قرآن مجید و معروف به «كشفالایات» بود. وى پس از پشت سر نهادن دوران كودكى، در شش سالگى به مكتبخانه رفت و به فراگیرى ن
بهادر سیستانی، محمد سعید
(وف 984/974 ق)، شاعر. وى برادر خان زمان سیستانى بود. از اوست:
آن شوخ جفا پیشه دل سنگ گرفته
گویا به من خسته ره جنگ گرفته
بنشسته مه من به سر مسند خوبى
شاهى است كه جا بر سر اورنگ گرفته
بهادر شیرازی، بهادرچم
(تو 1285 ش)، شاعر و خطاط. وى در شیراز متولد شد. پس از طى دورهى دبستان در رشتهى درودگرى هنرستان مارس، به تحصیل ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد پس از آن به خدمت وزارت دارایى درآمد. پدرش مدیر روزنامهى «مرد انقلاب» بود. چون كارمندان دولت از نشر روزنامه ممنوع شده بودند این روزنامه تعطیل گشت.
بهادر، اسماعیل
معروف به ماژور اسمعیل خان، متولد 1270 در آذربایجان. پس از انجام تحصیلات مقدماتى وارد مدرسهى ژاندارمرى شد و به درجهى افسرى نائل آمد. تا درجهى سلطانى در آذربایجان خدمت مىكرد و چون ذاتاً جوان رشید، وطندوست و بىباكى بود، مأموریتهاى سختى به او محول مىشد كه همه را به خوبى انجام مىداد. در جنگ بینالملل كه عدهى زیادى از رجال و
بهادری نژاد، مهدی
سال تولد: 1311، مرتبه علمى: استاد، رشته: مهندسى مكانیك، دانشكده: مكانیك، دانشگاه: صنعتى شریف
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
كارشناسى مهندسى مكانیك از دانشكده فنى دانشگاه تهران در سال 1335، كارشناسى ارشد مهندسى مكانیك از دانشگاه وسیكانسین آمریكا در سال 1338 و دكتراى تخصصى مهندسى مكانیك از دانشگاه ایلینویز آمریكا در سال 1343
بهادری، احمد
متولد 1290، فرزند حاج صمصام یكى از ملاكین بزرگ آذربایجان. تحصیلات در حدود متعارف داشت. در جوانى به كار ملكدارى و كشاورزى مىپرداخت. بعدا داخل سیاست شد و براى اولین بار در دورهى پانزدهم از تبریز به وكالت رسید و مجموعاً هفت دوره وكیل مجلس بود. در دورهى چهارم سنا از تبریز سناتور شد و سه دوره سناتور انتخابى تبریز بود. در دورهى هف
بهادری، عیسی
طراح فرش، نگارگر.
تولد: 1284، اراك (در بخش پرچللو).
درگذشت: 1365، پاریس.
عیسى بهادرى در یكى از بخشهاى تابعهى اراك به نام بزچللو در مزرعهى خانوادگى به نام آقچه كهریز متولد شد. پس از پایان تحصیلات راهى تهران شد و در مدرسهى كمالالملك به كار طبیعتسازى مشغول شد. در سال 1315 در اصفهان، سرپرستى هنرستان جدیدالتأسیس را پذیرفت. ا
بهادری، مسلم
سال تولد: 1305، مرتبه علمى: استاد رشته: آسیبشناسى دانشكده: پزشكى، دانشگاه: علوم پزشكى تهران.
خلاصه شرح حال تخصصى
سوابق تحصیلى:
دكتراى پزشكى عمومى از دانشگاه علوم پزشكى تهران در سال 1332، دكتراى تخصصى آسیبشناسى از دانشكده پزشكى دانشگاه علوم پزشكى تهران در سال 1337، فوق تخصص دپارتمان پاتولوژى و باكتریولوژى دانشگاه ولز انگلستا
بهادری، کریم
در 1305 ش در تبریز متولد شد. پدرش محمد بهادرى فرزند حاج كریم خان عمدهمالك آذربایجان و نمایندهى مجلس بود.
كریم پاشا پس از انجام تحصیلات مقدماتى و متوسطه براى ادامهى تحصیلات عالیه عازم آمریكا شد. ابتدا فوق لیسانس و بعد درجهى دكترا در حقوق و علوم سیاسى گرفت و در 1335 به ایران بازگشت. در سال 1339 حسنعلى منصور كانون ترقى را تشكی
بهار اصفهانی
(تو 1318 ق)، روزنامهنگار و شاعر، متخلص به بهار. در اصفهان متولد شد و تحصیلات خود را در این شهر انجام داد. وى به مدت بیست سال از شعر و شاعرى دست كشید و به ارومیه مهاجرت كرد و روزنامهى «كیوان» را منتشر كرد. وى به علت ناآرامى آذربایجان به اصفهان رفت و بعد از دو سال دوباره به آذربایجان برگشت. وى از اعضاء انجمن ادبى مرحوم شیدا بود.
بهار دارابی، محمد علی
(وف 1260/1250 ق)، شاعر. اهل داراب فارس بود. او در جوانى به شیراز رفت و به تحصیل مقدمات و ادبیات فارسى و عربى پرداخت. پس از مرگ پدر منصب شیخالاسلامى یافت. وى مردى بافضل و اخلاق و دیندار بود و از مریدان حاج محمد حسین شیخ زینالدین اصفهانى، كه گاهى نیز شعر مىسرود.
بهار شیروانی، نصراللَّه
(1304/1300 -1252/1247 ق)، شاعر. وى در شیروان متولد شد و از بزرگزادگان آن دیار بود. چندى به هندوستان رفت و از آنجا به ایران آمد و مدتى در اصفهان ساكن شد، در سال 1275 ق به تهران آمد و از آنجا به خراسان رفت و در خانهى میرزا كاظم صبورى منزل كرد. سرانجام بهار از خراسان به تبریز رفت و منشى كنسولگرى فرانسه شد. وى كتابى در «لغت فارسى ب
بهار مست، احمد
(س چهاردهم ق)، شاعر و نویسنده. وى از شاگردان ممتاز مدرسهى صاحب منصبان بود. در سال 1307 ش موفق به اخذ دیپلم متوسطه نظام و رتبهى نایب دومى مفتخر شد. از آثار او: «استعمال توپخانه در جنگ»؛ «بیژن و منیژه»، شعر؛ «جغرافیاى نظامى ایران»؛ «دورهى توپخانه»؛ «فرماندهى خداوند جنگ سپهبد فردوسى»، شعر.
بهار یزدی، ابوالقاسم
(س سیزدهم ق)، شاعر. وى از اجلهى سادات عقیلى یزد و از زمرهى علما، و ائمهى جماعت بود كه بعضى معتقد اجتهاد ایشاناند. پدر وى نیز شعر مىسرود و خزانى تخلص مىكرده است.
بهار، محمدتقی
ملكالشعراء محمدتقى بن ملكالشعراء محمدكاظم صبورى شاعر بزرگ عصر ما (و. 1266 ه.ش./ 1866 م.- ف. 1330 ه.ش./ 1951 م.) وى در عین حال شاعر و محقق و نویسنده و استاد دانشگاه و روزنامهنگار و مرد سیاست بود. بهار در شعر شیوه فصیح قدمتا را به نیكوترین صورتى بیان كرده، در ضمن از زبان متداول لغات و تعبیرات و اصطلاحاتى را در اشعار خود به عا
بهار، مهرداد
ملك مهرداد بهار ، فرزند محمدتقي بهار ( ملك الشعرا ) در سال 1308 شمسي در تهران چشم به جهان گشود. وي از سال 1326 به عرصه ي فعاليت هاي سياسي واردشد ، و پس از ورود به دانشگاه فعاليت هاي خود را گسترش داد ، كه همين امر باعث اخراجش از دانشگاه شد و چندي بعد منجر به دستگيريِ او گرديد. پس از آزادي از زندان در سال 1338 براي ادامه ي تحصيلات