ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 27   |   تعداد آرا: 0

• در آيه ي 55 سوره ي آل عمران آمده ( يا عيسي اني متوفيك و رافعك الي): «اي عيسي! من تو را مي گيرم و به سوي خود مي برم» و در آيه ي 157 سوره ي نساء آمده: «مسيح كشته نشده و بلكه آفريدگار او را به آسمان برده است» آيا ميان اين دو آيه تنافي نيست؟


پاسخ:
سرنوشت حضرت مسيح -عليه السلام-
در قرآن مجيد دو آيه راجع به سرنوشت و پايان كار حضرت مسيح (ع) آمده است:
يكي آيه ي 55 از سوره ي آل عمران كه خداوند متعال مي فرمايد: (اِذْ قال يا عيسي اِنّي مُتَوَفّيكَ و رافِعُكَ اِلَي و مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذينَ كَفَروُا...)
و ديگر آيات 157 ـ 158 از سوره ي نساء كه خداوند متعال مي فرمايد:( وَ قولِهِمْ اِنّا قَتَلْنا المسيحَ عيسي ابْن مَرْيَمَ رَسولَ الله وَ ما قَتَلوُهُ و ما صَلَبوه وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ... بَلْ رَفَعَهُ الله اِلَيْهِ...)
به موجب آيه ي اول (آيه ي 55، آل عمران) خداوند به عيسي فرمود: «من تو را برمي گيرم و به سوي خود، بالا مي برم و تو را از كساني كه كافر شدند، پاك مي سازم...»
«توفّي» به معناي اخذ و دريافت به طور تمام و كمال است.[1] «توفيتُ الشيء»، يعني دريافت كردم و قبض كردم آن چيز را به طور كامل. و به مرگ و موت، وفات مي گويند؛ زيرا روح ميّت به هنگام مردن، قبض واخذ مي شود.[2]
توفّي در قرآن به دو گونه به كار رفته است: الف) فرا گرفتن نفس از تن به هنگام خواب[3] (وَ هُوَ الذي يَتَوفّاكُمْ بالليْلِ...)؛[4] «او كسي است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مي گيرد...»
ب) توفي به معناي ميراندن، وفات دادن، قبض كردن روح،[5] (ان الذين تَوفيهُمُ الملائكةُ)[6] «كساني كه فرشتگان (قبض روح) آن ها را گرفتند». به مرگ وفات گفته مي شود و توفي را به جاي آن تعبير مي كنند؛ زيرا مرگ به معناي نابودي و فنا نيست بلكه يك نوع دريافت فرشتگان نسبت به روح انسان است كه روح را مي گيرند و با خود به جهان ديگري مي برند.[7] پس به لحاظ اين كه انسان هنگام مرگ از طرف خدا به كلي اخذ مي شود. «توفي» را به جاي موت و مرگ به كار مي برند.
بعد از كاوشي كوتاه در رابطه با موارد كاربردي واژه ي «توفي» در قرآن، به سراغ اين ديدگاه هاي متفاوتي كه درباره ي جمله ي (اني متوفيك و رافعُك الي) ارائه شده است مي رويم:
مراد از توفّي عيسي (ع) چيست؟
1) بعضي از مفسران معتقدند كه مسيح كشته شده و خداوند تنها روح او را به آسمان برد؛ زيرا توفي را در معناي متبادر خود كه همان موت و مرگ باشد، به كار مي برند «و رافِعك الي» را صعود و بالا بردن روح عيسي (ع) مي دانند.[8]
2) «توفي» به معناي اخذ و گرفتن باشد؛ به اين معنا كه من تو را برمي گيرم به اين كه تو را زنده از زمين به آسمان بلند مي سازم؛[9] بنابراين، تفسير توفي يك نوع نجات و عروج[10] حضرت عيسي (ع) است كه خداوند او را به طور تمام و كمال گرفت تا اين كه به او دست نيابند و مقصود از «رافعك الي» يعني ترا به سوي كرامت و بزرگوار و عزت[11] خود بلند مي گردانم كه كنايه از قرب معنوي آن حضرت نزد خدا مي باشد؛ چون قرب مكاني براي خداوند تصور ندارد.[12] اين تفسير معروف در ميان مفسران است كه طبق آن حضرت مسيح (ع) كشته نشده و خداوند او را به آسمان برده است؛ اما كيفيت اين اخذ و توفّي كه آيا به صورت خواب، آن حضرت را توفي نموده است و به سخن ديگر، روحاني بوده است يا توفي به صورت جسماني؟ كه برخي روايات[13] رفع را جسماني مي گيرند. آيه ساكت است و از ظاهر آيه چگونگي اخذ عيسي (ع) و چگونگي رفع او، به دست نمي آيد؛ گر چه به لحاظ اين كه بدن عيسي و تكوين او، به نحو مخصوص و ممتازي بوده است؛ مي توان گفت بعيد نيست كه رفع او هم به نحو مخصوص و ممتازي باشد و با جسماني بودن صعود سازگار باشد.[14] نقد و تحليل دو ديدگاه: دو ديدگاه در رابطه با زنده بودن يا مرگ مسيح-عليه السلام- بيان گرديد كه ديدگاه اول واژه ي «توفي» را به معناي مرگ و مردن گرفته و معتقدند كه حضرت عيسي (ع) طبق آيه ي شريفه ي «اني متوفيك» رحلت نموده است و زنده نيست و دليل آن ها اين بود كه متبادر از كلمه ي «توفي» وفات و مرگ است. و حال آن كه گفتيم توفي به معناي دريافت و اخذ به طور كامل است و آيه ي شريفه، دلالتي بر مرگ عيسي (ع) ندارد و دليل دوّم اين كه قرآن كريم در سوره ي نساء، آيه ي 157، ادّعاي يهود مبني بر كشته شدن عيسي را ردّ مي كند و در آن جا مي فرمايد[15] «اين كه گفتند ما مسيح پسر مريم فرستاده ي خدا را كشتيم؛ در حالي كه او را نه كشتند و نه به دار آويختند و ليكن بر ايشان مشتبه شد». پس اين آيه ي شريفه (و ما قتلوه و ما صلبوه...) بيان گر اين عقيده است كه عيسي (ع) كشته نشده و زنده است.[16]
به نظر مفسر گران قدر ـ علامه ي طباطبايي ـ توفّي در آيه ي شريفه به معناي گرفتن عيسي از دست دشمنانش است و دلالتي بر مرگ، به طور صريح ندارد؛ اما در همان حال، اين قول كه آيه ي شريفه صراحت در اخذ و دريافت دارد را نمي پذيرند و دلالت آن را بر عروج حضرت عيسي-عليه السلام- مي پذيرند؛ گر چه اين را با ادله اي كه آورده اند، تقويت مي نمايند و نظر ايشان هم موافق معروف و جمهور مفسرين است.
و از همين جا به اين نتيجه مي رسيم كه بين فقرات آيه ي مباركه ي 55 آل عمران كه توفي و رفع باشد و هم چنين آيه ي 158 سوره ي نساء(بل يرفعه الله اليه)، تعارضي نيست كه توفي به معناي اخذ و دريافت است و رفع و صعود هم يعني رفع معنوي كه همان قرب و منزلت حضرت عيسي (ع) در نزد باري تعالي است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. شيخ طوسي، تفسير التبيان، ج 2، ص 478، (مكتبه الامين النجف الاشرف).
2. شيخ طوسي،تفسير التبيان، ج 3، ص 385.
3. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 2 ص ، 430 (دارالكتب الاسلاميه).
4. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 4، ص 196، (دارالكتب الاسلاميه).
5. سيد علي اكبر قرشي، قاموس قرآن، ج 5، ص 79، (دارالكتب الاسلاميه، چاپ 8، 1361).
--------------------------------------------------------------------------------
[1] قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1361، ج 7، ص 231.
[2] طبرسي، مجمع البيان، قم، منشورات مكتبه آية الله المرعشي، 1403 هـ. ق، ج2، ص98.
[3] تفليسي، ابولفضل حبيش بن ابراهيم، وجوه قرآن، ترجمه ي مهدي محقق، ص 56
[4] انعام/60.
[5] خرمشاهي، بهاءالدين، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، انتشارات ناهيد، 1377، ج2، ص 2316.
[6] نسا/97.
[7] مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1353ه‍ش، ج 4، ص 85
[8] رشيد رضا، تفسير المنار، دارالمنار، چاپ سوم، 1367، ج 3، صص 315 ـ 317؛ و نيز مراغي، مصطفي، تفسير المراغي، نشر مصطفي الباني المجلسي، چاپ سوم، 1382 ـ 1962، ج 3، ص 169.
[9] طبرسي، تفسير مجمع البيان، ج 1، ص 449
[10] هاشمي رفسنجاني، اكبر، تفسير راهنما، نشر دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1373، ج2، ص457.
[11] طبرسي، تفسير مجمع البيان، ج 1، ص 449
[12] هاشمي رفسنجاني، اكبر، همان، ج 2، ص 457
[13] مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 14، ص 335 تا 339(به نقل از قاموس القرآن، ج 5، ص 81)
[14] المصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، سال 1360 هـ ق، ج7، ص11.
[15] طباطبايي، محمدحسين، تفسير الميزان، ج 3، ص 207
[16] خزائلي، محمد، اعلام قرآن، انتشارات اميركبير، چاپ سوم، 1335، ص 471.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...