|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های حضرت زهرا سلام الله علیها |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
روايتي به اين مضمون در كتب معتبر حديثي نيافتيم هر چند بعض مضامين آن مثل اينكه «روز قيامت وقتي حضرت فاطمه سلام الله عليها وارد محشر مي شود، به اهل محشر دستور مي دهند سر ها را پائين بيندازيد» در كتابهاي روائي مانند «بحار الانوار، ج 8، ص 68» آمده است، و نيز اين مضمون كه «حضرت فاطمه در روز قيامت پيراهن آغشته به خون امام حسين عليه السلام را در صحنه محشر مي آورد و نزد پايه هاي عرش خداوند مي ايستد و از خداوند مي خواهد كه بين فرزندش حسين (ع) و بين قاتلان ايشان قضاوت كند» در برخي كتب مثل «كتاب مسند زيد، ص 460 و كتاب روضة الواعظين، ص 149 » آمده است.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
راجع به واقعه معروف به «تجلي بانوي تسبيح» در سال 1917 ميلادي در شهر «فاطيما»ي پرتغال، آرا و تحليل هاي متفاوتي بيان گرديده است. هر چند علماي مذهب شيعه هيچ گاه نخواسته اند حقانيت ديني خود را به چنين وقايعي پيوند بزنند، اما بخاطر معروفيت اين واقعه، و همچنين تاثيري كه مي تواند در مورد بخشي از افراد داشته باشد، مي گوييم: مسلمين عموما نسبت به حضرت مريم مقدس به عنوان بانويي پاكدامن مي نگرند كه داراي شأن و احترام ويژه اي است. (آيات متعددي از قرآن مجيد و حتي ناميدن سوره اي از قرآن به نام اين بانوي بزرگ، گواه مناسبي است بر اين مساله) و تجلي وي را در زمان حاضر بعيد نميدانند، اما با اين وجود ظاهر امر نشان ميدهد كه آن واقعه مختص به سرور زنان جهان، حضرت فاطمه زهرا «س» دختر عظيم الشأن حضرت محمد (آخرين فرستاده الهي) ميباشد و ناميدن آن شهر كه سابقا دهكدهاي بيش نبوده به اين نام، با وجود اينكه دليلي بر اينكه اين نام پيش از اين واقعه نيز بر آن دهكده كه امروزه شهري شده است اطلاق ميشده وجود ندارد، شاهد گويايي بر اين امر تلقي ميگردد و همچنين اوصافي كه براي آن بانوي تجلي يافته برشمردهاند عموما در مورد حضرت فاطمه صدق ميكند و بنابراين مسئله، روشن است كه مصداق بانوي تسبيح به دست، حضرت فاطمه ميباشد. چرا كه طبق روايات، تسبيح دانه دار ابتدا توسط اين بانوي مقدس براي شمردن اذكار ياد داده شده توسط پدر بزرگوارش، پيامبر اسلام، در عالم اسلام مطرح گرديده است.[i]و دليل محكمي وجود ندارد كه در زمان حضرت مريم «ع»، براي شمردن اذكار، تسبيح بكار برده ميشده و با اينكه كيفيت اذكار زائرين زيارتگاه "فاطيما" هنوز روشن نيست، اما به دست داشتن تسبيح توسط آن زائران دليل يا قرينهاي است در مورد اين امر، همچنانكه ما مسلمانان نيز به هنگام تشرف به زيارتگاههايمان، تسبيح دانهدار به دست ميگيريم كه اين خود نشان ميدهد كه هر دو دستور العمل از يك منبع صادر شده است و يا يكي از ديگري اقتباس شده است.
در مورد پيام آن بانوي تجلي يافته به پاپ، آن گونه كه واتيكان بعدها اظهار كرد، اين بود كه «براي پايان يافتن جنگي كه در جريان است (جنگ جهاني اول) دعا كنيد».
اما ظاهرا پيام آن بانوي مقدس بيشتر از اين بوده است كه اميد داريم اين پيام آنچنان كه بوده است و بدون تحريف در دسترس همگان قرار گيرد.
پی نوشت:
[1]-من لا يحضره الفقيه، ص 67- علل الشرايع، ص 128، باب 88- صحيح بخاري، ج 2، ص 259.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
پوشش صورت براي زنان هر چند بحسب ادله قرآني و روائي و فتاواي مجتهدين واجب نيست ولي از آنجائي كه زن هرچه داراي پوشش بيشتري باشد به مصلحت خود زنان و مصلحت جامعه است لذا پوشش صورت نه تنها منعي ندارد بلكه مطلوب و خوب است بهترين دليل، فرمايش حضرت فاطمه سلام الله عليها است كه در پاسخ پيامبر صلي الله عليه و آله كه فرمود: “چه چيزي براي زن بهتر است؟“ عرضه داشت: “ بهترين چيز براي زنان آنست كه او مردان بيگانه (نامحرم) را نبيند و مردان بيگانه آنها را نبيند.“ [1]
اما اينكه از ظاهر بعضي روايات بر مي آيد كه حضرت فاطمه سلام الله عليها صورت خود را از نامحرم نميپوشانده؟ مثل روايتي كه جابر ميگويد چهره ي حضرت زهرا (س) از گرسنگي زرد شده بود، پاسخ اين مسأله را در كتاب مسأله حجاب از شهيد مطهري مطالعه فرماييد.
پی نوشت:
[1]كشف الغمه، ج 2 ص 92 و كنزل العمال ج 8، ص 385)
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ايام فاطميه عبارتند از: 13 و 14 و 15 ماه جمادي الاولي، و سه روز اول ماه جمادي الثاني، چون نسبت به روز شهادت حضرت زهرا دو قول بيشتر مورد توجه مي باشد: 13 جمادي الاولي و 3 جمادي الثاني.
حد فاصل عبارت است از 16 ماه جمادي الاولي، 29 جمادي الاولي و از چهارم جمادي الثاني تا 12 جمادي الاولي سال آينده.
عدم برگزاري جشنها و مراسم شاد در ايام حزن و ماتم اهل بيت به جهت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و يا يكي از ائمه طاهرين عليهم السلام به نشانه ابراز محبت و ارادت به اهل بيت پيامبر و به جهت رعايت ادب نسبت به آن انوار منيره مي باشد و رواياتي به اين معني داريم كه شيعيان به شادي ائمه شاد و در حزن آنان محزونند.
و حد دقيق اين ايام شب و روز شهادت ائمه عليهم السلام مي باشد. (يعني شب قبل از شهادت و روز شهادت) باستثناي ماه محرم كه دهه اول بطور كامل و اربعين كه 20 ماه صفر است و ايام فاطميه كه جمعا 6 روز مي باشد، 3 روز در ماه جمادي الاول و 3 روز در ماه جمادي الثاني.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اخلاق و سلوك حضرت فاطمه زهرا(س) زهد و پاكدامني آن حضرت معرفت و روشن بيني آن جناب و قناعت و مهرباني و عبادت و صفاي باطني و صميميت با شوهر و همكاري با او انفاق و خداپرستي حضرت فاطمه(س) و ديگر مكارم اخلاقي آن دردانه الهي ميتواند الگوي زندگي جوانان ما باشد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بلي اين روايت در بحار و غير بحار از مصادر ديگر نقل شده است كه پيامبر اكرم (ص) دخترش فاطمه را اذكاري آموخت كه در هنگام خوابيدن و در تعقيب هر نماز آن را بكار گيرد و اين اذكار به تسبيح حضرت فاطمه زهرا (س) شهرت يافت.
حضرت امير(ع) ميگويد: وقتي ديدم كه فاطمه در انجام كارهاي منزل به سختي و مشكل ميافتد و وقتي قافلهاي از اسراء را خدمت پيامبر اكرم (ص) آوردند به فاطمه گفتم پيش پدر نميروي و خادمي را از او طلب كني تا اين مشقت و سختي خدمت در خانه از شما برداشته شود پس فاطمه (س)به نزد پدر آمد و چون در آن موقع جماعتي خدمت پيامبر (ص) بودند، حضرت فاطمه بازگشت و پدر متوجه شد كه او را حاجتي مهم و كاري بوده است كه اهميت براي آن حضرت داشته است پس صبح فرداي آن روز به منزل فاطمه (س) رفت و از علت آمدنش به منزل پيامبر اكرم (ص) سئوال كرد، حضرت فاطمه شرم كرد كه واقعه را بيان كند، و آنگاه من [امام علي (ع)] به پيامبر (ص) عرض كردم شما ميدانيد كه انجام امور خانه چه وضعيتي براي فاطمه (س) فراهم آورده است، تهيه آب و آسياب كردن و جارو كردن و اين امور، ايشان را خسته كردهاند و من به او گفتم كه به بابا بگو تا خادمي به شما دهد .
پس پيامبر (ص) فرمود اي فاطمه آيا تو را دلالت و راهنمايي كنم بر چيزي كه بهتر است از براي تو از خادمي در خانه و حضرت فاطمه عرض كرد: بلي اي رسول خدا.
پس پيامبر اكرم (ص) اين تسبيح معروف را بدو آموخت كه در هنگام خواب و در تعقيب هر نماز آن را بجاي آورد.[1]
پی نوشت:
[1]دعائم الاسلام ج 1 ص 65- كشف الغمه ج 1 ص 449.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مصحف حضرت فاطمه(س) از مسلمات در نزد شيعه است و در كتب حديث از آن سخن به ميان آمده است و همين طور در كتب اعتقادي و غير آن هم بحث ميشود.
اما بحث در مورد سند آن در ضمن مطالب ذيل روشن ميشود:
الف- ما عقيده داريم كه طبق قاعدة و حديث، سلسلة الذهب(سلسله طلايي) هر كدام از ائمه عليهم السلام از ائمه پيشين خود نقل ميكنند تا اين سند به اميرالمؤمنين و از او به پيامبر(ص) و از پيامبر(ص) به جبرئيل و از جبرئيل به حضرت حق جل و اعلي ميرسد. و با اين حساب هر امامي به پيامبر(ص) و خدا وصل است، كأنه خود خداوند يا پيامبر اكرم(ص) آن حديث را نقل كرده است.
ب – بسياري از كتب روايي ما اين حديث را به طريق قطعي از اصحاب ائمه عليهمالسلام براي ما نقل كردهاند مثل كتاب كافي مرحوم كليني و غير آن.
ج – وقتي روايتي صحيح در اين كتب مشاهده كردي معنايش آن است كه تمام رجال اين سند، اماميه و موصوف به وثاقت هستند.
د – حال اين سؤال را طرح ميكنيم كه آيا روايت صحيح و درستي يافت ميشود كه اين مصحف فاطمه(س) را بيان كرده و تأييد كرده باشد؟ جواب ما اين است كه آري روايت صحيح كه به صحيحة ابن عبيده الحدء معروف است و از امام صادق(ع) نقل كرده است.[1] واين روايت براي تأييد مصحف حضرت فاطمه زهرا(س) كافي است اين در حالي است كه اخبار ديگري اين روايت را تأييد ميكنند. مثلاً حماد بن عثمان از امام صادق(ع) اين را نقل كرده است[2] و همين طور ابي حمزه از امام صادق(ع) نقل كرده است[3] و عفية بن مصعب از امام صادق(ع) نقل كرده است[4] و روايات ديگر، كه كم هم نيستند.
پی نوشتها:
[1]كافي، ج 1 ص 241.
[2]كافي، ج 1 ص 240.
[3]بصائر الدرجات، ص 150.
[4]بحارالأنوار، ج 26ص38 .
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
از نظر اسلام ارزش انسانها در پيشگاه خداوند متعال به تقواي آنان است. قرآن ميفرمايد:«يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوبًا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَليمٌ خَبيرٌ»[1] «اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست،) گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!»
طبق اين آيه شريفه هر چه درجه تقوي بالاتر باشد فرد متقي نزد خداوند گراميتر است و اين درجات در ميان انبياء و معصومين عليهم السلام نيز وجود دارد كه همه انبياء از نظر درجات در يك سطح نيستند و در مرتبه انبياء ملاكات و معيارهاي بسيار دقيقي است كه خداوند متعال بر اساس آنها بر درجات و مقام انبياء ميافزايد.
اما در مورد مقام حضرت زهرا (س) روايات زيادي آمده است كه دلالت بر بزرگي مقام ايشان در نزد خداوند ميكند. با تعابيري كه درباره هيچ كدام از معصومين صحبت نشده است. از جمله بعضي از احاديث پيامبر اكرم (ص) كه هم در منابع شيعه و هم در منابع برادران اهل سنت آمده است:
رسول اكرم (ص) فرمودند: «همانا خداوند با غضب فاطمه (س) غضب ميكند و با رضايت او راضي ميشود.»[2]
رسول اكرم (ص) فرمود: «نخستين كسي كه وارد بهشت ميشود فاطمه (س) دخترم است...»[3]
اما در مورد اينكه مقام حضرت زهرا (س) از همه پيامبران بالاتر است نيز دو روايت در بحار الانوار آمده است كه ما در اينجا آن دو روايت را نقل ميكنيم:
علامه مجلسي از كتاب علل الشرايع حديثي از جابر از امام صادق (ع) نقل ميكند كه از آن حضرت پرسيدم: چرا فاطمه زهرا (س) را زهراء ناميدهاند؟ حضرت فرمود: زيرا خداوند او را از نور عظمت خود آفريد. پس وقتي كه آن نور تابيد، آسمان زمين روشن شد و چشمان ملائكه را خيره ساخت، آنان سجده كردند و پرسيدند اي پروردگار ما، اين نور چيست؟ پس خداوند به آنان وحي كرد كه نوري از نور من است كه در آسمان زمين آن را از عظمت خود خلق نمودهام و آن را از صلب يكي از پيامبرانم خارج كردهام و آن را بر تمام پيامبران برتري بخشيدهام و از اين نور، اماماني خارج شدهاند كه براي برپايي فرمان من قيام ميكنند و مردم را به حق من هدايت ميكنند و من آنها را بعد از پايان يافتن وحي و نبوت جانشين خود در زمين كردهام.[4]
اين روايت با صراحت دلالت دارد بر اينكه حضرت زهرا (س) بر تمام انبياء برتري دارد.
امام صادق عليه السلام فرمود: اگر حضرت علي عليه السلام نبود كه با حضرت زهرا (س) ازدواج نمايد از زمان حضرت آدم تا روز قيامت هيچگونه كفو و همتايي براي آن حضرت پيدا نميشد.[5]
اين روايت نيز دلالت ميكند كه مقام و درجه هيچ كس به جز حضرت علي (ع) به مقام حضرت زهرا (س) نميرسد. البته وجود مقدس خاتم الانبياء پيامبر اكرم (ص) از اين بيان خارج است كه در جاي خود ثابت است كه آن حضرت اشرف مخلوقات الهي است.
مسلم است كه ائمه عليهم السلام راستگوترين افراد هستند و در اين كلام خود حقيقتي را بيان كردهاند كه از پيامبر اكرم (ص) به آنها رسيده است. و پيامبر اكرم (ص) نيز از خود چيزي نميگويد؛ بلكه آنچه را از خداوند به او رسيده است بيان ميكند. و خداوند متعال هر مقامي را بر اساس شايستگي و سعي و تلاش فرد به او ميبخشد و فرموده است:« وَ أَنْ لَيْسَ لِْلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعي »يعني «و اينكه براي انسان بهرهاي جز سعي و كوشش او نيست.»[6]
پی نوشتها:
[1] حجرات، آيه 13- ترجمه آيت الله مكارم.
[2] اسد الغابه، ج 7، ص 224- كنز العمال، ج 13، ص 674- ينابيع المودة، ج 1، ص 170
[3]كنز العمال، ج 6، ص 29- ميزان الاعتدال، ج 2، ص 131
[4] علل الشرايع، ص 179، باب 143، ج 1- بحار الانوار، ج 43، ص 12، حديث 5- كشف الغمه، ج 2، ص 464
[5]ناسخ التواريخ، ج 1، ص 46- علل الشرايع، ص 178، باب 143، حديث 3- بحار الانوار، ج 43، ص 10- اصول كافي، ج 1، ص 524، حديث 10
[6] سوره النجم، آيه 39 – ترجمه آيت الله مكارم.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اين حديث را دانشمند فرزانه آقاي مير جهاني «ره» در كتاب الجنة العاصمة ص 148 نقل كرده و سند آن را هم بيان نموده است.
همچنين علامه مرندي در كتاب «ملتقي البحرين» صفحه 14 و علامه نمازي شاهرودي در كتاب مستدرك سفينة البحار (درباره «خلق») و آيت الله گرامي در كتاب لولا فاطمه آورده اند.
در تفسير اين حديث بايد بگوئيم كه اين حديث در بيان نقش و اهميت وجود مقدس پيامبر گرامي اسلام(ص) و حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) مي باشد. زيرا هدف خداوند متعال از آفرينش بدون وجود پيامبر اكرم (ص) محقق نمي شود.
قرآن مي فرمايد: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ اْلإِنْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ»[1] يعني هدف از آفرينش رسيدن انس و جن به مقام عبوديت است. منظور از عبوديت، صرفا عبادت ظاهري نماز و روزه نيست بلكه عبارتست از مقام كمالي كه انسان بايد به آن برسد و از تمام اسارتها و بندگي ها رها گردد و تنها بنده خداوند متعال باشد و تحقيق اين مقام جز با هدايت پيامبر اكرم (ص) محقق نمي شود. از اين رو خداوند در حديث قدسي مي فرمايد: «لولاك يا محمد لما خلقت الافلاك».
و نبايد از جمله دوم چنين برداشت شود كه مقام علي (ع) از پيامبر اكرم (ص) بالاتر است، در صورتي كه خود حضرت علي عليه السلام فرموده است:انا عبد من عبيد محمد (ص):يعني من بنده اي از بندگان حضرت محمد (ص) هستم.[2]
بلكه مقصود اين است كه چون هدف و علت غايي آفرينش حضرت رسول (ص) هدايت و راهنمايي انسانهاست، و اين هدايت و راهنمائي استمرار پيدا نمي كند مگر با ادامه ولايت و امامت بعد از وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) و لذا خداوند متعال در ادامه اين حديث قدسي مي فرمايد: «لولا علي لما خلقتك» همچنين اگرحضرت فاطمه (س) نبود ولايت استمرار پيدا نمي كرد. زيرا او وعاء امامت و درخت نبوت و ولايت است و اگر او نبود درخت نبوت و ولايت بدون ميوه مي ماند از اين رو فرمود: «و لولا فاطمه لما خلقتكما».
از آن چه بيان كرديم معلوم شد كه اين حديث شريف دلالت ندارد بر اينكه مقام حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س) از حضرت محمد (ص) بالاتر است، بلكه بالعكس مفهوم اين حديث اين است كه حضرت زهرا (س) و حضرت علي (ع) فدايي حضرت محمد (ص) و اهداف بلند او هستند.
پی نوشتها:
[1]سوره ذاريات، آيه 56.
[2]الكافي ج 1 ص89 باب الكون و المكان ..... ص 88.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
يك علت مهم مخفي بودن قبر حضرت زهرا (س) اين است كه هنوز رفع ظلم از آن حضرت نشده است، زيرا كساني كه در حق آن حضرت ظلم نمودند و در واقع قاتل آن حضرت هستند هنوز به عنوان صحابي كبار و خليفة الرسول مورد احترام و اكرام ميباشند. در واقع قهر نمودن حضرت فاطمه زهرا (س) با ظالمين در زمان نزديك به شهادتشان و وصيت آن حضرت به دفن شبانه بدون حضور كساني كه آن مظلومه مقهوره را آزردند، يك شيوه و سبك مبارزه است كه آن حضرت براي رسوا نمودن كساني كه مورد غضب پاره تن رسول (ص) قرار گرفتند، انتخاب نمود و جايي براي جعل حديث و تغيير تاريخ براي پوشاندن اين ستم باقي نگذاشت و سند بزرگي است بر مظلوميت آن حضرت.
و اما حضرت امير (ع) گر چه بزرگ مظلوم عالم بود ولي در مورد آن حضرت شيوه فرق داشت و علت مهم مخفي بودن قبر آن حضرت امير (ع) شدت دشمني عدهاي از خوارج و بني اميه بوده كه احتمال نبش قبر آن حضرت توسط آنها داده ميشده است و در زمانهاي بعد، پس از نابود شدن خوارج و بني اميه و گذشت ساليان متمادي از حكومت بني عباس، زماني كه در ظاهر مقداري از آن شدت دشمني كاسته شد و امكان نبش قبر براي دشمنان وجود نداشت. بخصوص كه موقعيت مكاني قبر آن حضرت در نزديكي منطقهاي تقريبا شيعه نشين قرار گرفته بود كه بعدها شيعيان مانند پروانه دور شمع قبر آن حضرت جمع شدند، به خاطر اين جهات، ائمه عليهم السلام مكان قبر آن حضرت (ع) را براي مردم بيان كردند.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اين كه حضرت امير(ع) در خانه بوده و به حضرت فاطمه زهرا(س) اهانت شده باشد، هيچگونه وهني براي حضرت امير(ع) ندارد. بهتر است جواب خود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را در اين باب بياوريم، معاويه طي نامهاي به حضرت امير(ع) طعن زده و نوشته كه: تو را براي بيعت(با ابوبكر) چون شتري مهار كرده ميراندند تا بيعت كني.
امام(ع) در جواب نوشت: به خدا سوگند خواستي نكوهش كني، ستودي و خواستي رسوا سازي، خود را رسوا نمودي. مسلمان را چه نقصان كه مظلوم باشد و در دين خود بيگمان؟ يقينش استوار و از دو دلي به كنار؟[1]
با توجه به بيان مولا اميرالمؤمنين عليه السلام ايذاء و آزار حضرت زهرا(س) وقتي كه آن را به خاطر حفظ مصلحت اسلام نوپا و مسلمين تحمل كرده است و به اين جهت مظلوم واقع شده است، بر آن حضرت عار و ننگ و وهن نيست بلكه افتخاري ستودني و مجاهدهاي توصيف ناشدني است.
پی نوشت:
[1] نهج البلاغه، نامه 28
منبع: پايگاه حوزه34543454
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد اين كه چرا حضرت زهرا سلام الله عليها در آن لحظات به پشت در رفتند، بايد نكته مهمي را در نظر داشته باشيم و آن موقعيت خاص حضرت زهرا سلام الله عليها است.
قداست و موقعيت معنوي خاص حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به گونهاي بوده است كه دقيقا ميتوان گفت نظير موقعيت خاص رسول خدا(ص) در ميان مردم بوده است و رسول خدا (ص) در موقعيتهاي مختلف و با طرق متعدد جايگاه معنوي اين بانوي بزرگ اسلام را براي مردم بيان نموده است، به گونهاي كه حتي فردي مثل يزيد لعنت الله عليه كه قاتل فرزند فاطمه سلام الله عليها است، در مجلس شام حضرت فاطمه را با قداست و عظمت ياد ميكند و امروز نيز در جهان اسلام فرد مسلماني را پيدا نميكنيد كه معرفت به عظمت و قداست آن بانو نداشته باشد، با اينكه در طول تاريخ غالب مؤلفين كتب حديثي و تاريخي چندان علاقهاي به نشر فضائل اهل بيت نداشتهاند.
خلاصه اين كه، زبان و قلم از بيان عظمت بانوئي كه رسول گرامي اسلام(ص) در برابر او خم ميشده و دستانش را بوسه ميزدند، عاجز و ناتوان است.
حال با توجه به اين موقعيت عظيم حضرت فاطمه(س) در ميان مسلمين، قطعاً هيچ مسلماني اصلاً به ذهنش خطور نميكرد كه يك مسلمان به خودش جرأت بدهد كوچكترين اهانتي نسبت به آن حضرت روا دارد و از اين جهت حضرت زهرا سلام الله عليها به پشت در آمدند تا:
1- با جايگاه و شخصيت و منطق قوي خود آنها را از خانه دور كنند.
2- حمايت خود از حضرت علي(ع) را اعلام نمايند كه مردم بدانند علي عليه السلام داراي چنان جايگاهي است كه شخصيت با عظمت و با قداستي مانند حضرت زهرا(س) با تمام وجود از او حمايت مي كند.
و اين در واقع اتمام حجت بوده است بر آن افراد، و اگر خود حضرت علي(ع) به پشت در مي رفتند، ظالمين به اهل بيت رسول الله(ع) با جرأت بيشتر به خانه حمله ميكردند و قهراً در پي سوزاندن در، اميرالمومنين (ع) دستگير گشته و مسئله تمام ميشده است، و بعدها ميگغتند: دختر رسول اسلام (ص) فاطمه زهرا (س) نيز با امير المؤمنين موافق نبود و اگر او از علي (ع) دفاع ميكرد ما از علي (ع) دست بر ميداشتيم. اما حضرت فاطمه(س) براي اينكه قاطعترين حجتهاي الهي را بر آنها اقامه كند، به گونهاي كه در پيشگاه خداوند متعال و پيامبر (ص) بلكه در پيشگاه تاريخ و مسلمانان هيچ عذري نداشته باشند، شخصاً به قيام برخواستند تا يك طرف حجتهاي الهي را بر عليه آنها تمام نمايند و از طرفي نهايت خباثت دروني و پليدي دروني دشمنان را براي هميشه در تاريخ و براي همه جهانيان، آشكار نمايند.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
از سؤالات اساسي در ماجراي آتش زدن خانه حضرت علي(ع) و اهانت به آنبزرگوار اين است كه: آيا (چنان كه شيعيان ميگويند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام نيز جسارت كردند؟ و بر آن حضرت صدماتي وارد شد كه منجر به شهادت او وفرزندش گرديد يا خير؟
برخي از دانشمندان اهل سنت براي حفظ موقعيت خلفا از بازگو كردن اين قطعه ازتاريخ خودداري نمودهاند؛ از جمله ابن ابي الحديد در شرح خود ميگويد: «جساراتي راكه مربوط به فاطمه زهرا عليهاالسلام نقل شده، در ميان مسلمانان تنها شيعه آن را نقلكرده است.[1]
البته برخي از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در اين بخش، از بيان واقعيات تاريخي شانهخالي كردهاند؛ چنان كه سيد مرتضي رحمة الله عليه در اين زمينه ميگويد:
«در آغاز كار، محدثان و تاريخ نويسان از نقل جسارتهايي كه به ساحت دختر پيامبرگرامي اسلام(ص) وارد شده امتناع نميكردند. اين مطلب در ميان آنان مشهور بود كه مأمور خليفهبا فشار، درب را بر فاطمه عليهاالسلام زد و او فرزندي را كه در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا عليهاالسلام را زير تازيانه گرفت تا او دست از علي بردارد؛ولي بعدها ديدند كه نقل اين مطالب با مقام و موقعيت خلفاء سازگاري ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداري نمودند.»[2]
مسعودي در قسمتي از كتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلي مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَيْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَيدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتي اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علي عليه السلام رو كرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش كشيدند؛ با در به پهلوي سيده زنان عالم زدند؛چنان كه محسن را سقط نمود.»[3]
اما منابع اهل سنت:
1- عبدالكريم بن احمد شافعي شهرستاني (548 - 479 ق.) نقل كرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتي اَلْقَتْاَلْجَنينَ مِنْ بَطْنِها ،به راستي عمر در روز بيعت، ضربتي به فاطمهعليهاالسلام وارد كرد كه بر اثر آن، جنين خويش را سِقط نمود.»[4]
همين قول را اسفرائيني (متوفاي 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است كه او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ ميراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه عليهاالسلام را زد و از ارث اهل بيتعليهم السلام جلوگيري كرد.»[5]
2- صفدي يكي ديگر از علماي اهل سنت ميگويد:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتي اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستي عمر آن چنان فاطمه عليهاالسلام را در روز بيعت زد كه محسن را سقط نمود.»[6]
3- مقاتل بن عطيه ميگويد: ابابكر بعد از آن كه با تهديد و ترس و شمشير از مردمبيعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتي را به درب خانه علي و زهراعليهماالسلام فرستاد. عمر هيزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشكشيد، هنگامي كه فاطمه زهرا عليهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه عليهاالسلام را پشت در فشار داد كه فرزندش را سقط نمود و ميخ دربه سينه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بيماري افتاد تا آن كه ازدنيا رفت.»[7]
4- ابن ابي الحديد نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زينب، دختر پيامبر اكرمصلياللهعليهوآلهوسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولي بعدا ماننداسيران ديگر آزاد شد.
ابو العاص به پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم وعده داد كه پس از مراجعت به مكه،وسائل مسافرت دختر پيامبر(ص) را به مدينه فراهم سازد. پيامبر صلياللهعليهوآلهوسلم بهزيد حارثه و گروهي از انصار، مأموريت داد كه در هشت مايلي مكه توقف كنند و هر موقعكجاوه زينب به آن جا رسيد، او را به مدينه بياورند. قريش از خروج دختر پيامبر(ص) ازمكه آگاه شدند. گروهي تصميم گرفتند كه او را از نيمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (يا هبار ابن الاسود) با گروهي خود را به كجاوه زينب رساند و نيزه خود رابر كجاوه دختر پيامبر(ص) كوبيد. از ترس آن، زينب، كودكي را كه در رحم داشت، سقط كرد وبه مكه بازگشت. پپامبر صلياللهعليهوآلهوسلم از شنيدن اين خبر سخت ناراحت شد و درفتح مكه (با اين كه همه را بخشيد و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زينب را مباحشمرد.»
ابن ابي الحديد ميگويد:
«من اين جريان را براي استادم ابو جعفر نقيب خواندم، او گفت: وقتي كه پيامبرصلياللهعليهوآلهوسلم خون كسي كه دخترش زينب را ترسانيد و او سقط جنين كرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون كساني را كه دخترش فاطمه عليهاالسلام را ترسانيدند كهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط كند، حتما مباح ميشمرد.»
ابن ابي الحديد ميگويد، به استادم گفتم:
«آيا از شما نقل كنم آن چه را مردم ميگويند كه فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتي كه براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
پس گفت: نه! از طرف من نقل نكن! و همين طور رد و بطلان آن را نيز از طرف من نقلنكن! چون اخبار در اين زمينه متعارض است.»[8]
اين قصه، به خوبي نشانميدهد كه اخبار موافق با نظريات شيعه در بين روايات اهل سنت نيز وجود داشته و خودابن ابي الحديد نيز در قسمتي از كلامش اعتراف ميكند؛ آن جا كه ميگويد: «عَلي اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَديثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهي از اهلحديث (از اهل سنت نيز) مانند آن چه را شيعيان ميگويند نقل كردهاند.[9]
5- سكوني يكي از راويان اهل سنت است[10]او ميگويد: «نزد امام صادقعليهالسلام رفتم؛ در حالي كه غمگين و ناراحت بودم. امام صادق عليهالسلام فرمود:اي سكوني! چرا ناراحتي؟! گفتم: خداوند فرزند دختري به من داده (از اين كه فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: اي سكوني، سنگيني دخترت را زمينبر ميدارد و روزي او بر خداوند است و بر غير اجل شما زندگي ميكند و از رزق شمانميخورد (پس چرا ناراحتي؟).»
سكوني ميگويد: (با كلمات امام صادق عليهالسلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:
«ما سَميْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ يَدَهُ عَلي جَبْهَتِهِ وَ كَاني بِهِ قَدْ بَكي وَ قالَ: اِذا سَميْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَاللهِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبيبَتِهِالصديقة» وَ كانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذكر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ يَزَلْ يَذْكُرُ وَ يَقُولُ: وَ كانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلي فُلان[11]چه نامي بر او گذاردي؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پيشانياش گذاشت و گويا گريه ميكرد و فرمود: حال كه اورا فاطمه ناميدي به او ناسزا نگو؛ او را (كتك) نزن و نفرينش نكن (چرا كه) اين نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامي است كه خداوند از اسم خود براي حبيبهخود صديقه گرفته است. (آن گاه سكوني ميگويد:) هميشه امام صادق عليهالسلام اينگونه بود كه وقتي نام فاطمه عليهاالسلام را ميشنيد به ياد جدهاش (فاطمه) ومصيبتهاي او ميافتاد و هميشه تذكر ميداد و ميگفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعليهاالسلام ضربتي بود كه قنفذ، غلام فلاني (يعني عمر) بر او وارد ساخت.
توجه داريد كه سكوني با همه وثاقتي كه دارد، اينجا تعصب سنيگري خويش را نشانداده و ذيل كلام امام صادق عليهالسلام را حذف و تحريف نموده است. با اين حال، مطلبروشن است كه سبب شهادت فاطمه زهرا عليهاالسلام همان ضرباتي بود كه به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.
چنان كه ابابصير از امام صادق عليهالسلام متن كامل كلام حضرت را به اين صورتنقل نموده است:« وَ كانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلي عُمَرَ لَكَزَها بِنَعْلِ السيْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَديدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها يَدْخُلُ عَلَيْها، سبب فوت فاطمهعليهاالسلام ضرباتي بود كه قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشير بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبيمار شد و هيچ يك از آزار دهندگانخويش را راه نداد (كه به ديدن او بيايند)[12]
ب. منابع شيعه:
نظر دانشمندان شيعه و روايات نقل شده از سوي آنان چنين است:
هنگامي كه خواستند علي عليهالسلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعليهاالسلام روبرو شدند و فاطمه عليهاالسلام براي جلوگيري از بردن همسر گرامياشصدمههاي روحي و جسمي فراواني ديد كه بيان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشهاي از آن در يك نقل تاريخي اشاره ميكنيم؛ وگرنه در اين موضوع، نقلهايتاريخي فراوان است.
خلاصه ماجرا همان است كه در نامه خود عمر به معاويه آمده است. در بخشي از آنچنين مينويسد:
«... وقتي درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولي فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازيانه آن چنان بر بازوي اوزدم كه مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوي او ماند؛ آن گاه صداي ناله او بلند شد؛ چنان كه نزديك بود به حال او رقت كنم و دلم نرم شود؛ ولي به ياد كشتههاي بدر واُحد كه به دست علي كشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروختهتر شد و چنان لگديبر درب زدم كه از صدمه آن جنين او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلك صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ اللهِ هكَذا كانَ يُفْعَلَبِحَبيبَتِكَ وَ اِبْنَتِكَ... ؛ در اين هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فرياد زد: اي پدر بزرگوار! اي رسول خدا! اين چنين با عزيز دلت و دخترت رفتار كردند." سپسفرياد كشيد: فضه به فريادم برس كه فرزندم را كشتند. سپس به ديوار تكيه داد و من اورا به كنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال ميخواست مانع (بردن علي) شود، مناز روي روسري چنان سيلي به صورت او زدم كه گوشواره از گوشش به زمين افتاد...»[13]
آن چه بيان شد و قلم با صد شرمساري آن را بر صفحه كاغذ آورد،تنها گوشههايي از ستمهايي است كه بر آن بانوي دو جهان رفته است.[14]
پی نوشتها:
1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.
2- سيد مرتضي، تلخيص شافي، ج3، ص76، تلخيص شيخ طوسي.
3- اثبات الوصية، مسعودي، (چاپ بيروت) ص153 و در برخي چاپها ص 23 ـ 24.
4- الملل و النحل، عبدالكريم شهرستاني، ج1، ص57.
5- اَلفرقُ بين الفرق، عبدالقاهر الاسفرائيني، ص107.
6- الوافي بالوفيات، صفدي، ج5، ص347 ر.ك: سفينة البحار، شيخ عباس قمي، ج2،ص292.
7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطية، ص160 ـ 161.
8- شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج14، ص193/ ر.ك: زندگي علي عليهالسلام ،ص252.
9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.
10- سه نفر از راويان اهل سنت، از امامان شيعه عليهمالسلام روايت نقلنمودهاند كه علماي شيعه آنان را ثقه ميدانند و به سخن آنان اطمينان دارند وروايات آنها را ميپذيرند: سَكُوني؛ نَوْفِلي؛ خَلُوقي.
11- شجره طوبي، محمدمهدي حائري، ص417، (منشورات شريف رضي).
12- بحار الانوار، ج43، ص170.
13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جديد)؛ ج8، ص230، (چاپ قديم) و رياحينالشريعة، ج1، ص267.
[14]كتاب "الهجوم علي بيت فاطمه"، حسين غيب غلامي، در اين باره روايات مربوطه را خوب بررسي كرده است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ترديدي نيست كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در سال يازدهم هجري وفات نمودند. اما در تعيين روز و ماه اختلاف زيادي وجود دارد كه بعضي تا 39 قول شمردند[1]. ولي آنچه ميان اين اقوال مشهورتر است يكي 13 جمادي الاولي است، و ديگري سوم جمادي الثاني. چون رواياتي كه مي گويند حضرت فاطمه 75 روز پس از رحلت پيامبر به شهادت رسيدند و نيز رواياتي كه مي گويند آن حضرت 95 روز پس از پيامبر زنده بودند بيشتر و مشهورتر است.
اما علت شهادت آن حضرت:
امام صادق عليه السلام فرمود: در اثر ضرباتي كه قنفذ بر پيكر نازنين زهرا عليها سلام وارد ساخت سقط جنين كرد و بدان علت پيوسته رنجور و ضعيف مي گشت تا اينكه بستري شد. و امير المؤمنين و اسماء بنت عميس از آن حضرت پرستاري مي نمودند.[2]
البته علت رنجوري و ناتواني روز افزون زهرا عليها السلام تنها بيماري نبوده، بلكه علاوه بر آن ناراحتي هاي روحي و غم و غصه هاي قلبي آن حضرت بود كه در اثر بروز مشكلات براي جهان اسلام پيش آمده بود. و رفته رفته اسلام حقيقي از مسير اصلي خود منحرف مي گشت، و شالوده هاي اختلافات و درگيري ها ميان امت اسلامي پي ريزي مي شد و وحدت و اتحاد ميان مسلمانان رخت بر مي بست. امثال اين افكار ناراحت كننده بوده كه زهراي عزيز را رنج مي داد و روز به روز رنجورتر و ضعيف تر مي شد[3]. تا منتهي به شهادت ايشان گشت.
پی نوشتها:
[1]بانوي نمونه اسلام، ابراهيم اميني، ص 197.
[2] دلائل الامامه، ص 40- بحار الانوار، ج 43، ص 170 و 211.
[3] بانوي نمونه اسلام، ص 188.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در آثار اهل سنت مطالبي هست كه اين پديده دردآور تاريخي را تأئيد ميكند ولي اگر كسي با ادله خاص خود به اين نتيجه برسد كه اين واقعيت به شكل ديگري بوده است گناهي را مرتكب نشده است اما منابع اين جريان تاريخي را مي توان علاوه بر آثار اهل تشيع، در كتاب عقد الفريد ج 5 ص 12 و انساب الأشراف بلاذري ص 586، پيدا كرد.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
درباره نقش اجتماعي و سياسي حضرت زهرا (س) منابع زير معرفي ميشود:
1)زندگي فاطمه زهرا (س)، سيد جعفر شهيدي.
2)زندگي فاطمه زهرا (س) و دختران آن حضرت، استاد سيد هاشم رسولي محلاتي.
3)شرح خطبه حضرت زهرا (س) {2 جلد}، سيد عزالدين حسيني زنجاني.
براي آشنايي بيشتر با منابع در اين باره به كتاب “فاطمه در آيينه كتاب” اثر اسماعيل انصاري رجوع نمائيد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در جريان حجه الوداع حضرت امير المومنين سلام الله عليه در يمن بود و حضرت فاطمه زهرا(س) همراه پيامبر اكرم(ص) جهت اداي مناسك حج به مكه مشرف شده بودند و حضرت امير المومنين(ع) از يمن به مكه تشريف آوردند تا حج را به جاي آوردند و در آن جا به پيامبر اكرم(ص) و حضرت فاطمه(س) ملحق شدند بنا بر اين حضرت فاطمه زهرا(س) در جريان غدير خم حضور داشتند. در تاريخ است كه حضرت امير المومنين (ع) بعد از طواف و نماز و سعي در حالي كه هنوز تقصير نكرده بود حضرت پيامبر(ص) را ملاقات كرد كه او هم تقصير نكرده بود سپس بر حضرت فاطمه(س) وارد شد، ايشان قرباني آماده نكرده بود و احلال كرده بود و لباسي رنگي و خوشبو پوشيده بود. حضرت امير المومنين (ع) از اين جريان سؤال كرد، فاطمه(س) فرمود كه پيامبر به ما چنين دستور داده است....[1]
پی نوشتها:
[1] فروع كافي، جلد 1، صفحه 233 ـ صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 36 ـ سيره ابي اسحاق، جلد 4 ، صفحه 249 ـ مغازي واقدي، جلد 3، صفحه 1087) ر.ك موسوعه تاريخ اسلامي جزء سوم صفحه 597ـ598)
منبع: پايگاه حوزه4181-14181-1
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مهر حضرت فاطمه زهرا(س) پانصد درهم يعني پانصد مثقال نقره مسكوك ميباشد. در حقيقت مهر حضرت فاطمه(س) همان زره حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه آن را به پانصد درهم و بنابر نقلي چهارصد درهم فروختند، البته قول اوّل مشهورتر است.
تعيين و تطبيق مهر السنه با قيمتهاي رائج امروز، متغيّر و سيّال است و روزانه متفاوت ميشود. جهت تعيين قيمت پانصد درهم بايد به صرّافيها و جواهر فروشيها مراجعه كرده و قيمت روز يك درهم (يك مثقال نقره مسكوك) را پرسيد و به اين طريق مهرالسنه حضرت فاطمه(س) به نرخ روز معين ميشود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مي توانيد به كتاب«فرهنگ نام گذاري در آيات و روايات»، تأليف نويسنده محترم آقاي محمّد موحّدي نژاد، از انتشارات «نشر روح»، مراجعه نمائيد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همان طور كه خودتان فرمودهايد در مورد مدت عمر حضرت فاطمه (س) دو قول عمده وجود دارد كه برگشتش به سالروز تولد آنحضرت (س) ميباشد، عدهاي آن را 5 سال قبل از بعثت ميدانند (علماء أهل سنت) و عده اي نيز آن را 5 سال بعد از بعثت (علماء شيعه) و براي هر دو قول ادله و قرائني وجود دارد و چون قول دوم، سخن اهل بيت (ع) ميباشد و آنها نيز فرزندان حضرت فاطمه (س) هستند از باب “اهل البيت أدري بما في البيت” اين قول را شيعه انتخاب كرده است. اما علت اختلاف نظر: در آن دورهها ضبط وقايع و نوشتن آن معمول نبود، راويان آنچه ميشنيدند بخاطر ميسپردند، مردم آنچه سالخوردگان قوم ميگفتند ميپذيرفتند. و گاهي رويدادهاي مهم ويا حادثههايي كه تازگي داشت مبداء تاريخي ميشد و آن را زاد روز يا سال مرگ شخصيتهاي بزرگ بحساب ميگرفتند... معلوم است كه مردم معاصر با اين حادثه و نيز تا سالياني چند پس از آن اين تاريخ را بخاطر داشته و حساب خود را بر پاية آن مينهادهاند اما پس از گذشت مدتي دراز، خود آن حادثه نيز در شمار مجهولات قرار ميگيرد. [1]
و نيز بعيد نيست از طرف همانهايي كه اين شخصيتها را مورد آزار و اذيت قرار ميدادند و نقل فضائلشان را قدغن و سبشان را ترويج ميكردند، مورد تحريف قرار گرفته باشد و اين افراد باعث تغيير و اختلاف در سال تولد و مرگشان باشند.
ضمناً بحث در اينگونه موارد جز از نظر روشن شدن تاريخ، فايدهاي ندارد. دختر پيغمبر (ص) پنج سال پس از بعثت، يا پيش از بعثت متولد شده باشد، نه ساله شوهر كرده باشد يا هجده ساله، هجده ساله بجوار پروردگار رفته باشد يا بيست و هشت ساله، او دختر پيغمبر اسلام و نمونة كامل زن تربيت شده و برخوردار از اخلاق عالي اسلامي است. آنچه هر زن و مرد مسلمان بايد از زندگاني دختر پيغمبر (ص) بياموزد، پارسائي او، پرهيزگاري او، بردباري، فضيلت، ايمان بخدا، و ترس از پروردگار و ديگر خصلتهاي عالي انساني است كه در خود داشت.[2]
پی نوشتها:
[1]شهيدي، سيد جعفر ، زندگاني فاطمه زهرا (س) ص 25
[2]كتاب زندگاني فاطمه زهراء (س) ص 322
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
1 2 3 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|