|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های امام حسین علیه السلام |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
انس بن الحارث بن بنيه كه خود از كساني است كه به سعادت شهادت در ركاب حسين(ع) نايل شده از پدرش كه يكي از صحابه است روايت كرده است: از پيامبر خطاب به حسين(ع) شنيدم كه ميفرمود:
«اِنَّ ابني هذا يُقْتَلُ في ارضٍ يُقالُ لَها العراق فَمَنْ ادركه فَلْيَنْصُرْهُ؛ به درستي كه اين پسرم در زميني كه به آن عراق گفته ميشود كشته ميشود، پس هر كس او را درك كند بايد ياريش كند. (واجب است او را ياريش كند)».
همچنين عبدالله بن عمرو روايت ميكند: از پيامبر(ص) شنيدم فرمود: «حُسَينٌ مَقتُولٌ فَلَئِنْ خَذَلُوهُ وَ لَمْ يَنْصُرُوهُ لَيَخْذُلَنَّهُم اللهُ اِلي يَوْمِ القيامَةِ؛(مقتل الحسين/ 191 و 192) حسين كشته ميشود،پس اگر او را وا بگذارند و ياريش نكنند خدا آنها را تا روز قيامت ياري نخواهد كرد».
پرتوي از عظمت امام حسين(ع)،آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني
www.payambarazam.ir
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آنچه در روايات فراوان مورد سفارش و تأكيد است عزاداري و محزون و گريان بودن در مصيبت شهادت و مظلوميت و فقدان اولياي الهي به ويژه سالار شهيدان، امام حسين(علیه السّلام) است. شكل عزاداري و چگونگي آن به حسب عرف و عادت و مراسم و فرهنگ جامعه اي مختلف است و در روايات بر شكل خاصي از آن تأكيد نشده است. لخت شدن در مراسم عزاداري كه در بعضي جاها معمول است تابع همين عرف و عادت است و داراي فضيلت و ارزش خاصي نمي باشد و هيچ گونه تأكيدي بر آن نشده بلكه در جاهايي كه اين مراسم در معرض ديد و تماشاي خانم ها مي باشد، ترك اين كار و با لباس عزاداري كردن بدون شك بهتر و مناسب تر است.
اما اين كه بودن اين عزاداري در محضر اولياي الهي و حضرت زهرا(سلام الله علیها) دليلي بر جسارت و بي ادبي به محضر مقدس آنها نيست، چون اولا: از نيت و قصد عزاداران كه هدفشان عرض تسليت و همدردي با آنها در اين مصيبت سنگين است به خوبي آگاهند و ثانيا: اين نظاره و ديدن، احكام عالم دنيا را ندارد و مشمول احكام عالم معناست كه احكام ويژه و مخصوص خود را دارد و اين احكام را نبايد با هم خلط و اشتباه نمود.
منبع: نرم افزار معمای هستی
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سينه زني نشان محبت و عشق است آيا گريه يعقوب براي يوسف به حدي كه چشمانش كور شد، بدعت است و آيا حسين بن علي براي پيامبر ما از يوسف براي يعقوب عزيزتر نيست و آيا ما به حدي گريه كردهايم كه چشمانمان كور شود و آيا دستور قران موده في القربي نيست. چگونه ميشود ذي القرباي پيامبر را دوست داشت و در عزاي آنها گريه نكرد و سينه نزد.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
روايات در اين زمينه بسيار است كه ما به جهت نمونه به روايتي از كتاب نفس المهموم، شيخ عباس قمي[1] بسنده ميكنيم:
شيخ صدوق به اسنادش از ابن عباس آورده كه علي(ع) با رسول خدا (ص) گفت: يا رسول اللّه آيا عقيل را دوست داري؟ فرمود: آري، سوگند به خدا او را به دو جهت دوست دارم ، يكي اينكه خود دوستش دارم و ديگر براي آنكه ابوطالب او را دوست داشت و فرزند او در راه دوستي فرزند تو كشته مي شود پس ديده مؤمنين بر وي اشك ريزند و فرشتگان مقرب الهي بر وي درود فرستند .
آنگاه رسول خدا بگريست؛ چنانكه اشكهاي او بر سينهاش روان گشت و فرمود: شكايت به خدا ميكنم از آنچه خاندان من پس از من ملاقات ميكنند.
پی نوشت:
[1]فصل دوم، حديث سوم، ص 16
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عزاداري يك امر عرفي است و همانگونه كه انسان در غم از دست دادن نزديكترين عزيزش، عزادار ميشود و حزن و اندوه سراسر وجودش را ميگيرد و چه بسا اشك ميريزد، ناله ميكند، مجلس عزا بپا و شادي و خنده و تفريح و لذت را از خود دور ميكند؛ در رثاي سالار شهيدان هم محزون مي گردد و ...چنانچه در روايات داريم كه شيعيان ما در شادي ما شاد و در حزن ما محزوم ميباشند[1]، در ايام عزاداري امام حسين (ع) كه جان خود و فرزندان و اهل بيتش و همچنين جمعي از ياران با وفايش را در راه حفظ دين و مبارزه با ظلم فدا كرد، نيز بايد اينگونه باشد و با برپايي مجلس عزا به بيان خصوصيات و ويژگي و اهداف آن حضرت پرداخته شود تا جامعه بشري با آن حضرت و اهداف آن بزرگوار آشنا شود.
پی نوشت:
[1]وسائلالشيعه، ج 14، ص 507، باب 66، باب استحباب البكاء لقتل الحسين- غررالحكم،17، في الشيعه ،ص : 117
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اگر چه همه ائمه عليهم السلام در راه دين نهايت تلاش و فداكاري را نمودند و جان خود را فدا كردند اما در اين ميان فداكاري امام حسين عليه السلام و تلاشهاي او و رنجها و مصيبتهايي كه ديد از مصائب سائر ائمه عليهم السلام بيشتر بوده است. و بُعد مظلوميت ايشان جلوه ي ويژهاي دارد. زيرا آن حضرت علاوه بر اينكه خود در راه خدا شهيد شد، ياران و فرزندانشان نيز مظلومانه به شهادت رسيدند و حتي طفل شير خواره را نيز فدا كردند، آنهم با لب تشنه و بعد از كشته شدن هم بدن آن حضرت مورد تهاجم سم اسبان قرار ميگيرد و عيالات و خانوادهاش اسير ميشوند و اموال و خيام آن حضرت آتش زده ميشود و فرزندانش مورد آزار اذيت و اهانت قرار ميگيرند. پس عمق فاجعه بسيار زياد است و به همين خاطراست كه عزاداري براي آن حضرت هم بسيار مفصلتر است، و خداي متعال هم محبت خاصي را در دلهاي دوستداران آن حضرت افكنده است علاوه بر اين، تمامي ائمه ما نسبت به عزاداري امام حسين (ع) عنايت خاصي داشتند و در هر جاي مناسبي، ذكري از مصائب امام حسين (ع) ميفرمودند.
براي اطلاع بيشتر شما را به مطالعة كتابهايي كه در اين زمينه تأليف شده است مانند حماسة حسيني شهيد مطهري (ره)، قصة كربلا بضميمه قصة انتقام علي نظر منفرد توصيه ميكنيم.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اين از مسلمات تاريخ است كه بعد از شهادت امام حسين(ع) در كربلا و همچنين در مسير كوفه و شام و يا در خود شام، اهانتهايي به اهل بيت شده است و يا حتي ممكن است روپوش يا مقنعهاي از سر زني كشيده شده باشد.
مثلا در تاريخ آمده است كه: زني از قبيله بكر بن وائل كه به همراه شوهرش در سپاه عمر سعد بود، وقتي ديد كه سپاهيان كوفه به خيمهها حمله كردند و حتي جامه بانوان را به غارت ميبرند، شمشير برداشت و فرياد برآورد كه اي آل بكر بن وائل شما زندهايد و اينها دارند خيمههاي دختران رسول خدا را غارت ميكنند. [1]
و يا حضرت زينب در خطابش به مردم كوفه ميفرمايد:
ويلكم اتدرون ايّ كبد لرسول اللّه فرّيتم و ايّ عهد نكثتم و ايّ كريمة له ابرزتم و ايّ حرمة له هتكتم و ايّ دم له سفكتم[2].
يعني اي واي بر شما... آيا ميدانيد چه دختراني را از رسول خدا در معرض ديد، در آورديد و چه حرمتي را از او دريديد و چه خوني از او ريختهايد.
و يا آنحضرت در مجلس يزيد او را مورد عتاب قرار ميدهد و اينگونه ميفرمايد:
أمن العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول اللّه سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن...[3]
يعني اي يزيد آيا اين انصاف است كه اهل و خانواده تو در معرض نامحرم نباشند اما دختران رسول خدا بعنوان اسير از شهري به شهر ديگر برده شوند در حالي كه پوشش لازم را ندارند و صورتهاي آنان نمايان شده...
اما بايد توجه داشت كه اين جملات نشان دهنده اين نيست كه خانمها با سر برهنه به شام برده شدهاند.
عادت اهل بيت بر اين بوده كه خود را در معرض ديد نامحرم قرار نميدادند و هميشه از روپوش استفاده ميكردند كه نامحرم حتي صورت آنها را نبيند و آنچه در كربلا اتفاق افتاد مسلما اين بود كه صورت بعضي از خانمها معلوم شد و اين و لو حرمت شرعي نداشت اما همين كشيدن روپوش و معلوم شدن صورت، هتك به اهل بيت محسوب ميشده است و البته بعيد هم نيست بخاطر خبث باطني لشكر كوفه و شام، روسري يا مقنعهاي از سر زني كشيده شده باشد و در آن هنگام سر او نمايان شده باشد اما اين عيب و مذمتي بر اهل بيت نيست و لو اينكه هتك محسوب ميشود .بهر حال جسارتهايي شده است اما يقينا بدان حدّ نبوده است كه براي يك زن عيب محسوب شود .
پی نوشتها:
[1] ره توشه، سال 1376، ص 243
[2] بحارالأنوار، ج 45، ص108، باب 39- الوقائع المتأخرة عن قتله...- بلاغاتالنساء، ص 37، كلام أم كلثوم ع ..... ص : 37- اللهوف، ص ،146، المسلك الثالث في الأمور المتأخرة عن...- مثيرالأحزان، ص86، خطبة زينب ع لأهل الكوفة .
[3] بحار، ج 45، ص 134
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مراسم اباعبدالله الحسين ازافضل قربات واكمل عبادات است. بنابراين بايد هرچه پرشكوهتر برگزار شود. اما رفتارهايي كه مايه وهن مذهب اهل بيت(ع) وبد نامي ساحت مقدس ابا عبدالله باشد ، حرام است وبايد درحد امكان وتوان ازآن پيشگيري كرد .
البته گاهي به عنوان سمبل ونشانه كه يادآور زمان عاشورا باشد بطوريكه مورد وهن قرارنگيرد اشكالي ندارد. مثل اينكه زينت گهواره ها، ياد وخاطره حضرت علي اصغر (طفل شيرخواره امام حسين) وديگراطفال حاضردرصحنه عاشورا ومظلوميت آنهارا درذهنها زنده مي كنند و يا زينت اسبها ، ذهن ها را متوجه به ميدان جنگ رفتن امام(ع) و ياران آن حضرت مي سازد .
البته درمورد گريه باصداي بلند بر مصائب حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) در بسياري ازروايات سفارش شده است.[1]
مراسم اباعبدالله ازمصاديق اعلاي «ومن يعظم شعائرالله فاٍنهامن تقوي القلوب(22:32) وهركس شعائر خدا را بزرگ دارد درحقيقت آن{نشانه}پاكي قلبهاست» ميباشد، و سزاواراست درمراسم اباعبدالله شركت كنيد وياد اورا گرامي بداريد ورفتار ناشايست برخي، نبايد مانع شركت شما درمراسم شود.
پی نوشت:
[1].محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، عاشورا، باب 2737
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بايد بگوئيم كه عزاداري و گريه بر مصائب پيامبر اكرم (ص) و مصائب اهل بيت عليهم السلام مخصوصا حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام در روايات ما بسيار سفارش شده است. در روايات ما آمده است:«شهادت امام حسين عليه السلام، حرارتي در قلب هاي شيعيان ايجاد كرده است كه هيچ گاه سرد نمي شود.»[1]همچنين گريه كردن بر آن حضرت بسيار سفارش شده است و شايد اين به دليل استفاده اسلام از تمام ابعاد وجود انسان و مخصوصا بعد عاطفي انساناست كه يك قدرت عظيماست در وجود انسان و استفاده صحيح و مثبت از آن بسيار مي تواند مفيد و مثمر فايده باشد كه اسلام از اين بعد كمال استفاده را در مسير زنده نگه داشتن دين و ياد و خاطره ائمه معصومين عليهم السلام كرده است.
تجليل ائمه معصومين عليهم السلام از شعرا و مديحه سراياني كه مصائب ائمه عليهم السلام را به شعر در آورده اند و به نسل هاي بعد منتقل نموده اند، نشانه اهميت اسلام به اين مسأله و استفاده صحيح از آن است.
با كمال تاسف بايد اقرار كرد همانگونه كه شما فرموده ايد در اين مسأله نيز هم چون مسائل ديگر دچار افراط و تفريط هايي شده است و در طول تاريخ افرادي بوده اند كه خواسته اند از اساس جلوي هر گونه عزاداري را بگيرند زيرا اينان دريافته اند كه اين عزاداري ها چه تاثيري در حفظ اسلام دارد و تا زماني كه عزاداري هاي صحيح برقرار باشد مجالس عزاداري و هيئت هاي مذهبي كه موازين شرع را به درستي رعايت مي كنند، تاثير تبليغاتي مهمي در حفظ و گسترش اسلام دارد كه با وجود آنها امكان ندارد چراغ دين خاموش شود.
و از طرف ديگر افرادي هم كه تعدادشان كم نيست بدعت هايي در اين مساله ايجاد كرده اند، كتابها و تاريخ هاي غير واقعي و موهن تأليف كرده اند، مسائلي كه هيچ اثري از آنها در روايات ائمه معصومين عليهم السلام ديده نمي شود،آورده و به آنها رسميت بخشيده اند كه اگر به تاريخ فقه و فقها نگاه كنيم مي بينيم فقهاي بزرگي همچون حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) و حضرت امام (ره) و ديگر مراجع معظم تقليد با اين روش ها مخالف بوده و مخالفت خود را اعلام كرده اند و موفقيت هاي چشمگيري هم در اين سالهاي اخير در اصلاح اين روش بدست آمده است كه اميدواريم با بالا رفتن روز افزون سطح آگاهي تمامي اقشار جامعه، ضمن محفوظ ماندن اصل عزاداري، بدعتهايي كه در طول تاريخ توسط دشمنان دانا و دوستان نادان وارد شده است و چهره دين را لكه دار كرده بطور كامل برطرف شود.
پی نوشتها:
[1]- مستدرك الوسايل ،ج10 ،ص 318 ، باب 49 :استحباب البكاء لقتل الحسين (ع).
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سؤال شما در واقع اين است كه آيا بين قضا و قدر و بين آزادي و اختيار انسان تنافي وجود ندارد؟ و بعبارت ديگر علم ازلي خداوند قبل از پيدايش موجودات و وقوع حوادث آيا با اراده و اختيار انسان منافات ندارد و موجب جبر نميشود؟ چون خداوند از اول ميداند اين كار حتماً واقع ميشود. اگر اين سؤال پاسخ داده شود سؤال شما كه درباره علم امام بوده است پاسخ داده خواهد شد، چون علم امام تابع علم خداوند است.
پاسخ اين سؤال اين است كه قضا و قدر و علم ازلي خداوند به هيچ وجه موجب جبر و سلب اراده و اختيار نخواهد شد چون خداوند به حوادث و افعال انسان با تمام خصوصيات و شرائط آن علم دارد و يكي از خصوصيات فعل انسان، اختياري بودن آن است پس اگر فعل اختياري نباشد لازم ميآيد خلاف قضا و قدر و علم الهي تحقق يابد و اين محال است. و علم ائمه (ع) هم از جانب خداوند به آنها افاضه ميشود پس به تمام خصوصيات وقايع و افعال علم دارند و يكي از خصوصيات و ويژگيهاي افعال انساني ارادي و اختياري بودن آن است.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
1. چهارده معصوم حقيقت واحدي دارند، به تعبير ديگر «كلهمنور واحد» هستند،همه آنها جلوه كاملي از صفات الهياند كه هركدام بنابرشرايط زمان، بروز و جلوه خاصي داشتهاند.اتحاد نوري معصومين«عليهم السلام» به صراحت در روايات بسياري از سني و شيعه وارد شده است، براي مثال: قال الله تعالي : "يا محمد انيخلقتك و خلقت عليا و فاطمة و الحسن و الحسين و الائمة من ولده نورا من نوري و عرضتولايتكم علي اهل السماوات و الارض، فمن قبلها كان عندي من المؤمنين و من جحدها كانعندي منالكافرين يا محمد لوان عبدا من عبيدي عبدني حتي ينقطع و يصير كالشن الباليثم اتاني جاحدا لولايتكم ما غفرت له حتي يقرب بولايتكم...[1]حديثفوق از احاديث معراجي است كه حق تعالي خطاب به حضرت رسول«صلي الله عليه وآله»ميفرمايد: اي محمد! من تو و علي، فاطمه، حسن، حسين و ائمه نسل حسين را از نور خودآفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه داشتم، پس هر كس آن را بپذيرد،در پيشگاه من از مومنان بشمار ميآيد و هر كس آن را انكار كند، نزد من از كافرانمحسوب ميگردد. اي محمد! اگر بندهاي از بندگانم سر برآستان عبوديت من بسايد تابدانجا كه جسمش فرسوده و نزار شود سپس در حالتي نزد من آيد كه منكر ولايت شما باشد،هرگز او را نخواهم آمرزيد تا آنكه به ولايت شما تقرب جويد...
البته در ضمير ناآشكار و آشكار هر مؤمني محبت پيغمبر خدا، امير المؤمنين،حضرت زهرا و ساير ائمه هدي هست وهمه مومنين با يادآوري اين مصائب متاثر ميشوند،ولي براي بعضياز آنها جريانهايي پيش آمده است كه آن جريانها توانسته لا اقل قسمتي از واقعيت آنهارا نشان دهد و بارز و ظاهر كند.و الا فرق نميكند،همه آنها نور واحد هستند. امامحسين عليه السلام در قضايا و مسائل عاشورا از وجود مقدسش آنقدر فضائل ظهور و بروزكرد كه امكان ندارد كسي واقعا مؤمن باشد و در عمق دل و روحش امام حسين عليه السلامرا دوست نداشته باشد.
2. طبق روايات زيادي كه در بيان مصائب وارده بر معصومين(س) رسيده و طبق زيارات متعدده امام حسين(ع) مانند زيارت عاشورا، زيارت اول و نيمه ماه رجب و.... هيچ مصيبتي به عظمت و بزرگي مصيبت اباعبدالله(ع) و واقعه عاشورا نمي رسد.
از اهتمام ساير ائمه معصومين(س) بر حفظ ونگهداري و بزرگداشتن واقعه عاشورا نيز مي توان اين نكته را استنباط كرد، گرچه اهداف واقعي از اين برنامه چيزي ديگري بوده است.
پی نوشت:
[1]بحارالانوار ، ج 36، ص 261
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
حضرت سيدالشهداء (ع) 1. فرزند پيامبر(ص) و فاطمه(س) بود. 2. فرزند اميرالمؤمنين علي(ع) ابن ابيطالب بود 3. پيامبر(ص) فرمود: حسن (ع) و حسين(ع) دو سيّد جوانان اهل بهشت هستند 4. هم چنين فرمود: حسن(ع) و حسين(ع) امام اين امت هستند چه قيام كرده باشند و چه قيام نكرده باشند. 5. سخاوت و شجاعت پيامبر(ص) را به ارث برده بودند. 6. از گناه و ناپاكي دور بودند 7. داستان مباهله پيامبر اكرم(ص) او را همراه برادر، مادر و پدرش به ميدان مباهله آورد. 8. آيه اهل البيت سوره احزاب در حق او و برادر، مادر و پدرش نازل شد. 9. داستان سوره دهر مربوط به او و پدر، مادر و برادرش بود. 10. در مسند احمد كه كتاب اهل سنّت است جلد 6 صفحه 299 آمده كه ام الفضل خواب ديد كه عضوي از اعضاء پيامبر(ص) در خانه اوست پس پيامبر(ص) را ديد و پيامبر(ص) فرمود كه خواب خوبي ديدهاي فاطمه فرزندي آورده است او را با شير قثم فرزندت متكفل شو. 11 در صحيح بخاري در كتاب ادب آمده است كه (در باب رحمة الولد و تقبيله) كه كسي از عبدالله بن عمر پرسيد كه كشتن پشه در ماه حرام (محرم) چه حكمي دارد؟ ابن عمر گفت اهل كجا هستي گفت اهل عراق، ابن عمر گفت نگاه كنيد مرا از كشتن پشه سؤال ميكند در حالي كه فرزند پيامبر(ص) را در اين ماه ميكشند، من از پيامبر(ص) شنيدم كه ميفرمود:حسن و حسين دستهگلهاي من در دنيا هستند اين حديث هم در بخاري و هم صحيح ترمذي (ج 2 ص 306) و مسند احمد (ج 2 ص 85 و 93 و 114و 153) و مسند ابن داوود (ج 8 ص 160 و حليه ابو نعيم (ج 5 ص 70 و صحيح نسائي در خصائص ص 37 و در فتح الباري في شرح البخاري ج 8 ص 100 و ... آمده است. 12. پيامبر(ص) فرمود: كه اينها ريحانه من هستند هر كس مرا دوست داشته باشد حتماً بايد اين دو را هم دوست داشته باشد اين روايت را هم اهل سنت نقل كرده است ، نگاه كنيد به ذخائر العقبي ص 124. 13. پيامبر(ص) حسن و حسين را بر دوش خود نگه ميداشت (ذخائر العقبي ص 130 و مجمع ميثمي ج 9 ص 182 مستدرك الصحيحين، ج 3 ص 170 و همه اين روايات از اهل سنت است. 14. در صحيح ترمذي جلد 2 صفحه 307 آمده كه پيامبر(ص) فرمود حسين از من و من از حسين هستم خداوند دوست بدارد آن كه حسين را دوست داشته باشد و حسين سبطي از اسباط انبياء است و در صحيح بخاري اهل سنت هم اين معنا آمده است. ابن اثير در كتاب اسد الغابه جلد 3 صفحه 234 آورده است كه عبدالله بن عمر سوگند ياد كرد كه سيدالشهداء حسين(ع) محبوبترين اهل زمين براي اهل آسمان است .
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هدف اصلي اصحاب امام حسين(ع)در آن روز حفظ و دفاع از جان امام و اهل بيت امام عليه السلام بوده است لذا در اين روز تلاشي براي دست يابي به آب انجام ندادند.
كتابهاي مقتل و تاريخ در باره روز عاشورا تنها دو مورد از تلاش براي دست يابي به آب نقل مي كنند:
شيخ مفيد در كتاب ارشاد در مورد كيفيت شهادت حضرت ابوالفضل عليه السلام مي فرمايد:
”هنگامي كه دشمنان بر اصحاب امام(ع) غلبه كردند و عطش بر آن سرور غالب شد، امام به قصد آب به سوي فرات حركت كرد و عباس(ع) پيشاپيش او بود. سواران ابن سعد براي جلوگيري آماده شدند و يك نفر از طايفه (دارم) فرياد زد: نگذاريد حسين(ع) به آب برسد، ميان او و آب حايل شويد.... .[1]
مورد دوم طبري در تاريخ خود مي نويسد:
"وقتي كه (همه ياران شهيد شدند) عطش بر امام غلبه كرد، حضرت به سوي فرات حركت كرد و وارد فرات گرديد، پس نزديك شد تا آب بياشامد كه ناگاه، حصين بن تميم تيري به دهان او زد، خون از دهان مباركش جاري شد،[2]
اما قبل از روز عاشورا يعني شب عاشورا يا تاسوعا تلاشهاي گروهي صورت گرفته و موفق به دست يابي به آب هم شدند.[3]
پی نوشتها:
[1]ارشاد ج 2 ص 109 و 110.
[2]تاريخ طبري، ج 5، ص 449.
[3]تاريخ طبري ج 5 ص 412 و 413؛ مقاتل الطالبين، ص 78.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براي دستيابي به پاسخ اين سؤال بايد درباره چگونگي آرايش نظامي، سپاه امام حسين عليه السلام، در روز عاشورا دقت كرد.
صبح عاشورا، امام عليه السلام نماز صبح را به جماعت خواند و لشكر خود را صف آرايي نمود. زهير بن قين را فرمانده ميمنه لشكر كرد، و ميسره لشكرش را به حبيب بن مظاهر سپرد، حضرت عباس عليه السلام را پرچمدار خود نمود، و خيمه ها را پشت سر لشكر قرار دادند.[1]
با آنكه امام عليه السلام و اصحاب او مي دانستند كه امروز كشته مي شوند و بر اين انبوه لشكر غالب نخواهند شد، اما مانند كسي كه خود را غالب مي بينند، جنگ مي كردند. اين هفتاد و چند نفر در مقابل سي هزار نفر صف آرايي مي كنند، و ميمنه و ميسره و قلب و سواره و پياده تشكيل مي دهند و سواران و پيادگان را مرتب مي نمايند. و هميشه قوانين نظامي را مراعات و فنون جنگي را اعمال مي كردند. از اين كارها معلوم مي شود كه اين جماعت خود را نباخته بودند، و همه فكر و همّ آنها حفظ جان امام(ع) است و در اين راه نهايت تلاش خود را به خرج مي دادند.[2]
روز عاشورا اصحاب از يكديگر و از امام جدا نمي شدند و تا اصحاب توانايي داشتند نمي گذاشتند دشمنان به امام(ع) برسند.
همه اين امور كاشف از شجاعت و آشنا بودن اصحاب به فنون جنگ است، و از طرف ديگر، جنگ امام(ع) به همراه تعداد بسيار كم اصحابش با آن انبوه دشمن از صبح تا نزديك عصر، بطول انجاميد با اينكه دشمنان مصر بودند كه هر چه زودتر كار را تمام كنند، و اين خود كاشف از داشتن نهايت تدبير جنگي و شجاعت امام(ع) و ياوران آن سرور است. دشمنان از هر راهي وارد جنگ شدند؛ هم از راه مبارزه تن به تن، هم از راه تير اندازي، و هم از راه حمله عمومي و در هر نوبت، اصحاب جلو آنان را گرفتند و به نحو احسن دفاع نمودند.[3]
در بين عرب رسم بوده است كه اگر در جنگها، كسي هل من مبارز مي طلبيد، و خواستار جنگ تن به تن مي شد، به خواسته اش احترام مي گذاشتند و گروهي با وي نمي جنگيدند. امام(ع) در روز عاشورا، از اين تاكتيك استفاده نموده تا با توجه به قلت و كم بودن سپاهش، مدت و زمان جنگيدن طولاني تر شود و تك تك ياران امام(ع) حماسه داشته باشند و پيام اين نهضت بر قلب تاريخ با رنگ خون بهتر ثبت گردد و اين با جنگ دست جمعي، دست يافتني نبود، علاوه اين قانون از طرف دشمن رعايت نشد و آنها در مواردي گروهي به جنگ يك فرد مي رفتند و خود اين مي توانست در بيداري عده اي موثر باشد كه لشكر دشمن پايبند حداقل حقوقي انساني هم نبوده است و اين خود در ظهور بيشتر جنايت لشكر دشمن، نقش بيشتري را مي تواند ايفا كند.
پی نوشت:
[1]تاريخ طبري، ج 5، ص 422.
[2]تاريخ سيد الشهداء، عباس صفائي، ص 440.
[3]تاريخ سيد الشهداء، عباس صفائي، ص 445.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
كسي كه محرم به احرام حج يا عمره شده 24 چيز بر او حرام مي شود و تا زماني كه اعمال مخصوص حج يا عمره را انجام ندهد آن 24 چيز بر او حلال نخواهد شد و در حال احرام است.
البته اين مسئله داراي جزئيات زيادي است كه بايد به كتابهاي مناسك مراجعه شود و در مورد سؤال دوم نيز محرم به احرام حج فقط با اعمال حج از احرام بيرون مي آيد نه با اعمال عمره، مگر در مواردي كه موانع خارجي مثل دشمن (مصدود) و يا موانع داخلي مثل مريضي(محصور) مانع از انجام اعمال مناسك گردد، كه هر كدام داراي احكام خاصي است و نحوه تحليل در هر كدام، در كتابهاي مناسك آمده است. اما در مورد حج امام حسين عليه السلام نظريه صحيح اين است كه امام عليه السلام در آن سالي كه از مكه عازم كربلا شدند اصلا براي حج احرام نبستند و هيچ دليل معتبري نداريم كه امام براي حج محرم شده باشند و از نظر عادي هم بعيد است چون امام عليه السلام در روز هشتم (يعني روزي كه حاجيان از مكه براي حج محرم مي شوند و عازم مني و عرفات مي شوند) از مكه خارج شدند و بعيد است كه امام (ع) در همان روز با اينكه عزم خروج از مكه داشتهاند براي حج نيز محرم گردند.
و اينكه شيخ مفيد ميگويد امام حج خودش را عمره قرار داده شايد معنايش اين باشد كه امام عوض اينكه حج انجام بدهند و براي حج محرم گردند عمره مفرده انجام دادهاند، نه اينكه محرم به احرام حج شده و بعد آن را تبديل به عمره نمودند. چون كسي كه محرم به احرام حج شده نميتواند اعمال حج را انجام ندهد مگر اينكه دشمن يا مريضي مانع از انجام اعمال گردد، كه در اين صورت با قرباني و سر تراشيدن از احرام بيرون ميرود نه با اعمال عمره مفرده ، و در هيچ روايتي ندارد كه امام قرباني يا سر تراشيده باشند.
البته دربعضي روايات آمده كه امام احرام عمره تمتع بسته و بعد آنرا عمره مفرده قرار دادهاند در اين صورت مشكلي ندارد.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
نسبت دادن چنين تصاوير و نقاشيهايي به ائمه اهل البيت(ع) و حضرت سيدالشهداء( صلوات الله عليه) جايز نيست البته بياحترامي هم جايز نيست.
قرائن تاريخي و روايي كه دلالت بر اين تصوير و صحت آن يا مطابقت آن داشته باشد نيست و نوعاً اين تصاوير با برداشتي خيال پردازانه ترسيم ميشوند.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
شيخ مفيد “ره“ از دو دختر نام ميبرد كه بعنوان فرزندان دختر اباعبدالله “ع“ بودند، بنام سكينه كه مادرش رباب بوده و فاطمه كه مادرش ام اسحق دختر طلحه بن عبيدالله بوده است.
اما ابن شهر آشوب و ابن خشاب، دختر بنام زينب را به آندو اضافه نموده و مرحوم اربلي در كشف الغمه دختران امام را چهار تن ميداند ولي نامي از نفر چهارم نميبرد.[1]
مسلماً سكينه و همچنين فاطمه بنت الحسين در كربلا حضور داشتند.[2]
رقيه هم دختر ديگري از امام حسين(ع) است كه در كربلا حضور داشت و در آنموقع چهار سال بيشتر نداشت و در خرابه شام جان داد.[3]
البته درباره اين دختر و شهادتش در ميان مورخين نظر واحدي وجود ندارد.[4]
پی نوشتها:
[1]منتهي الامال ص 334.
[2]به كتاب فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثي ص 227 و 337 مراجعه شود.
[3]كامل بهايي ص 179 ـ منتهي الامال ص 437.
[4]فرهنگ عاشورا ص 185.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عرب رسم داشت كه براي فرزند و مولود خود كنيه و لقب مي نهاد. پيامبر اكرم (ص) كنيه اباعبدالله (در حالت نصب و جر) كه در حالت رفع ابو عبدالله مي شود را براي حضرت سيد الشهداء برگزيد[1].
پی نوشت:
[1] ر.ك: فرهنگ عاشورا، جواد محدثي.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
كتابهاي زيادي به عنوان مقتل نوشته شدهاند به طوريكه مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني بيش از هفتاد كتاب را با همين عنوان نام ميبرد كه به حادثه كربلا مربوط مي شود. ما در ذيل به نام برخي از مقتلهاي معروف اشاره ميكنيم:
مقتل ابي مخنف كه درباره حوادث عاشوراست اين كتاب به فارسي نيز ترجمه شده است.
مقتل خوارزمي، متن تاريخي مربوط به حوادث كربلاست.
مقتل الحسين(ع) نوشته عبدالرزاق المقرم كه درباره نهضت حسيني است و وقايع كربلا از خروج امام حسين(ع) از مدينه تا حوادث پس از عاشورا را در بر دارد.
كتابهاي مقتل ديگري هم معروف مي باشندكه عبارتنداز : لهوف سيد بن طاووس. نفس المهموم مرحوم شيخ عباس قمي و هم چنين منتهي الآمال ايشان. منهاج الدموع و ارشاد شيخ مفيد (ره) و از نوشتههاي معاصر مي توان سوگنامه آل محمد (ص) و قصه كربلا را نام برد كه مفيد مي باشند. البته زيارت ناحيه مقدسه كه در كتاب بحار الانوار نقل شده است به گوشههايي از اين مصيبت دردناك بي پرده اشاره كرده است.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد اين كه علي اكبر عليه السلام در واقع زين العابدين است يا آن چه كه مشهور است كه از امام زين العابدين بزرگتر بوده است اختلاف نظر وجود دارد.
در جريان كربلا حضرت زين العابدين داراي فرزند بودند و جناب امام محمد باقر(ع) كودكي 3 ساله بودند.
حضرت زين العابدين فرزندان ديگري هم داشته است در نتيجه سادات حسيني از نسل امام سجاد (ع) محسوب ميشوند.غير از امام سجاد(ع) در جريان كربلا از فرزندان سيد الشهداء كسي زنده نماند.
پس فرزندان امامان بعدي همه از سادات حسيني هستند چه فرزندان امام باقر(ع) و چه فرزندان ديگر ائمه عليهم السلام.
منبع: پايگاه حوزه
|
|
|
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 > ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
خانه و خانواده |
ورزشی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
11000 سوال |
:تعداد سوالات |
|
310 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها | بانک
صوت و فیلم | کارت
پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت |
ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|