|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های تلاوتهای قرآن |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مقدمه:
قرآن، برترين و بالاترين هدية حضرت احديّت به بشر و حفظ آن يكي از توفيقات بزرگ الهي است كه شامل حال هر كسي نميشود. سعادت و لياقت شخص باعث ميگردد خداوند متعال، اين نعمت بزرگ را به او عطا فرمايد و سعادتمندترين افراد كساني هستند كه پس از حفظ قرآن، آن را از دست ندهند و درون خود را از گنجهاي بيكران قرآن خالي ننمايند.
مداومت در قرائت و حفظ قرآن عامل بسياري از توفيقات و بركات الهي است و كسي كه عادت به قرائت، حفظ و تدبّر در مفاهيم قرآني داشته باشد ترك آن برايش بسيار مشكل مينمايد. با قرآن زندگي زيبا ميشود و جان ميگيرد و آرامش واقعي به منصة ظهور ميرسد و بدون قرآن آدمي چون جمادي است متحرك كه نه روح دارد و نه آرامش واقعي.[1]
بركات حفظ قرآن:
حفظ قرآن داراي آثار و بركاتي است كه دربارة برخي از آنها نكاتي را مطرح مينماييم:
1. حافظ قرآن از پاداش معنوي و اُخروي بسياري بهرهمند ميگردد كه عبارتند از:
الف. هم نشيني با فرشتگان؛ امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين باره ميفرمايد: «حافظ قرآني كه به آن عمل كند، با فرشتگان پيغامبر و نيك رفتار هم نشين ميگردد.[2]»
ب. درشمار بزرگان امت جاي گرفتن؛ امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «اَشراف و بزرگان امت من، قاريان و حافظان و شب زندهدارانند.[3]»
ج . ايمني از عذاب الهي؛ اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در اين زمينه ميفرمايد: «قرآن را تلاوت كنيد و آن را به خاطر بسپاريد، زيرا خداوند متعال دلي كه قرآن در آن باشد عذاب نميكند.[4]»
حفظ قرآن مجيد و انس با آن، انسان را در مسير عمل به وحي و بهره جستن از معارف آن قرار ميدهد و در نتيجه او را از آتش دوزخ مصون ميدارد. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميفرمايد: «اگر قرآن در پوستي باشد، آتش بدان نخواهد رسيد.[5]»
د. آبادي قلب؛ پيامبر گرامي اسلام ميفرمايد: «كسي كه در درونش چيزي (سوره يا آيهاي) از قرآن نباشد، مانند خانة ويران است.[6]»
چنان كه خانة ويران نزد مردم ارزش ندارد، دل تهي از آيات الهي نيز نزد خداوند بيارزش است و لذا پيامبر فرموده است دلي كه از كلام وحي بيبهره باشد، مرده و چون خانة خراب و ويران است.
ه . مشمول آمرزش الهي؛ رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداي تعالي او را نميآمرزد، در شمار كساني است كه آيات الهي را به تمسخر گرفتهاند.[7]»
و. پاداش مضاعف؛ امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «هر كس در فراگيري قرآن بكوشد و به سبب كمي حافظه آن را به سختي حفظ كند دو پاداش دارد. (پاداشي براي حفظ قرآن و پاداشي براي تحمل سختي آن»[8].
ز. پذيرفته شدن شفاعت؛ پيامبر عظيم الشأن اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «هر كه (آن قدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را دربارة ده تن از اعضاي خانوادهاش كه آتش بر آنها واجب شده، ميپذيرد.[9]»
ح. بالاترين درجات بهشت؛ پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «درجات بهشت به تعداد آيههاي قرآن است چون صاحب قرآن داخل بهشت شود، به وي ميگويند بخوان و بالا برو كه هر آيهاي را درجهاي است. پس برتر از درجة حافظ قرآن درجهاي نيست.[10]»
ط. دريافت پاداش انبياء؛ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «اي سلمان،... همانا بعد از انبيا بهترين بندگان نزد خداوند، عالمانند و سپس قاريان و حافظان قرآن. آنان همانند انبيا از دنيا ميروند، همراه آنان از گورها برانگيخته ميشوند، در كنار آنان از صراط ميگذرند و پاداش همانند آنها (از خداوند) دريافت ميكنند.[11]»
2. الف: حفظ قرآن بركات دنيوي نيز دارد كه عبارتند از:
هدايت انسان:
تلاوت و انس با قرآن از سفارشهاي مكرّر معصومان ـ عليهم السّلام ـ است و حفظ قرآن به انس با آيات الهي ميانجامد؛ زيرا حافظ قرآن بايد براي تثبيت محفوظات قرآنياش روزي چند بار به قرائت قرآن بپردازد. ائمه ـ عليهم السّلام ـ حافظان قرآن را به تكرار آيات الهي فراخوانده و مي فرمودند: «همان گونه كه شتر بسته شده در يك نقطه ـ چنانچه مورد ديدار پياپي صاحبش واقع نشود ـ جايگاهش را ترك ميكند، محفوظات حافظ قرآن نيز ـ اگر پيوسته مورد مراجعه و تكرار قرار نگيرند ـ از خاطر زدوده ميشوند» بنابراين، حافظ ناگزير است با قرآن انس گيرد و اين هنگام زمينة هدايت و سعادتش فراهم ميآيد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «هيچ كس با قرآن هم نشين نميشود مگر اينكه از كنار آن با افزايش يا كاهش بر ميخيزد: افزايش هدايت يا كاهش گمراهي.»[12]
ب: آرامش روحي؛
ياد خدا تأثير بسزايي در روان آدمي دارد و دل در پرتو آن آرام ميگيرد. خداوند متعال ميفرمايد: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[13] آگاه باش كه دلها با ياد خدا آرام ميگيرد.» يكي از نامهاي قرآن، ذكر است تلاوت و حفظ قرآن نوعي ذكر خداوند است كه انسان در پرتو آن از هجوم بسياري از فشارهاي رواني و اضطرابات دروني مصون ميماند.
ج: نجات از تنهايي؛
كتاب بهترين هم نشين تنهايي است و قرآن زيباترين، عميقترين و با نفوذترين كتاب شمرده ميشود. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: اگر همة مردم روي زمين از دنيا بروند، تا وقتي قرآن با من است، از هيچ چيز وحشت ندارم.
ه : فهم بهتر قرآن؛
مهمترين اثر حفظ قرآن درك بهتر آن است. حافظ به سبب تسلط بر همة آيات، ارتباط آنها را نيك در مييابد و در پرتو آن دركي بهتر و درستتر از قرآن به دست ميآورد.
و: تقويت حافظه؛
يكي از امتيازات قرآن مجيد آن است كه تلاوت و به خاطر سپردنش سبب تقويت حافظ ميشود. در روايات چنان ميخوانيم كه قرائت قرآن به افزايش حافظه ميانجامد.[14] از آنجا كه حفظ اين كتاب آسماني به تكرار پيوسته و قرائت زياد آن وابسته است، ميتوان گفت حفظ قرآن مجيد حافظه را فزوني ميبخشد.[15]
اين بخشي از اثرات حفظ قرآن كريم بود كه به صورت اجمال بيان گرديد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. شهريار پرهيزكار، چگونه قرآن را حفظ كنيم.
2. كاظم گرامي، روش حفظ قرآن كريم.
3. اسماعيل حمزهلو، روش علمي ـ عملي حفظ قرآن كريم.
4. محمود جويباري، آموزش حفظ قرآن.
5. سيد باقر قبانچي، دربارة حفظ قرآن كريم، ترجمه و نگارش ابراهيم احمديان.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . جويباري، محمود، آموزش حفظ قرآن، ص 11.
[2] . كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 4، ص 405.
[3] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 92، ص 177.
[4] . همان، ص 19.
[5] . طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[6] . هندي، علاء الدين علي بن حسام الدين، كنز العمال، ج 1، ص 512، ح 2276.
[7] . نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، ج 4، ص 269.
[8] . كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج 4، ص 409.
[9] . طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[10] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 92، ص 22.
[11] . همان، ص 17.
[12] . نهج البلاغه، خ 175.
[13] . رعد/28.
[14] . همان، ج 66، ص 290.
[15] . حسيني، سيّد مجتبي، سيماي حافظان نور، صص 47 تا 53 و 61 تا 65.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مقدمه:
بدست آوردن روش مناسب در تمامي كارها ضروري است. با بي روشي كار به سرانجام نمي رسد. روانشناسان مي گويند: داشتن هوش بالا، مهم نيست. داشتن روش مناسب هنر است. چه بسا افراد باهوش، با بي روشي، به هدف نرسيدند و چه بسيار افراد با هوش متوسط، ولي روشمند، به اهداف بلند دست يافتند.
مراحل حفظ قرآن:
اساتيدي كه روشمندانه روي حفظ قرآن كار مي كنند، مراحل حفظ و نگهداري آن را به هفت مرحله تقسيم كرده اند:
1.مرحلة روخواني 2. مرحلة ترتيل با استفاده از نوار 3. مرحلة حفظ مفاهيم 4. مرحلة جمله بند، مانند وقف و غيره، با استفاده از نوار و اساتيد مجرب 5. مرحلة تكرار 6. مرحلة استحكام و تمركز بخشي 7. مرحلة ارتباط كه بين آيه ها، صفحات، اجزاء و سوره ها انجام مي گيرد.
البته برخي از مراحل بالا، اختصاص براي يك مقطع سنّي ويژه است و بعضي از مراحل آن عمومي و مناسب براي هر سه مقطع سنّي است و به كار گيري هر يك از اين مراحل بايد توسط استاد خُبره و روشمند، صورت گيرد. خود استاد خُبره و صاحب تجربه، مي تواند هر يك از مراحل بالا را با روش مناسب به كار ببندد البته حفظ قرآن، به ويژه در گروه سنّي نونهالان، بسيار سخت و از ظرافت خاصي برخوردار است. افراط و تفريط در اين راستا، ذهن نونهال و يا نوجوان را خسته و او را نسبت به اصل حفظ، رنجيده مي كند.
در هر يك از مراحل بالا روش خاصي به كار گرفته مي شود. به عنوان نمونه در مرحله روخواني، روشي كه براي گروه سنّي نونهال، به كار مي رود با روش گروه نوجوانان متفاوت است در گروه سنّي نونهالان روش اشاره اي استفاده مي شود كه با كمك آيه و نقاشي و تمرين، توسط مربي روشمند تدريس مي شود.
اما براي گروه سنّي نوجوان و جوان از نوار و ديگر ابزار آموزشي استفاده مي شود و استاد هنرمند قواعد روخواني قرآن را با شيوه مناسب تدريس مي كند. در مرحلة ترتيل و ديگر مراحل نيز به همين شكل است.
آنچه براي همة گروه هاي سنّي و مربي و ديگر همكاران حفظ قرآن، لازم و ضروري است كه عوامل دوازده گانه اي مي باشد كه بايد در راستاي كار حفظ قرآن شريف رعايت شود و آنها عبارتند از:
1. توكّل بر ذات اقدس پروردگار 2. توسل به انوار الهي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ همان قرآن ناطق 3. نيت خالص 4. قلبي خاشع در برابر معشوق حقيقي 5. آشنايي با قواعد زبان 6. روخواني صحيح و تجويد نيكو 7. فضايي مناسب و طنين انداز 8. رسم الخط مطلوب، يعني با استفاده از قرآن ها، با خط و چاپ مناسب مانند: قرآن با خط كامپيوتري 9. تمركز حواس 10. نظم 11. برنامه ريزي 12. پشت كار و تلاش بي وقفه.[1] چون قرآن شريف طبق آيه «لايمسّه الّا المطهرون»[2]هرگز در جسم و جان چركين فرو ننشيند.
كار حفظ قرآن اگر همراه با روش مناسب و نيكو باشد، كار آسان و جذاب و دوست داشتني است ولي اگر با افراط و تفريط همراه باشد، خسته كننده و دلسرد كننده است. از اين رو شيوه ها را بايد از مربي آموخت و براي تعليم بايد روشمند بود.
آنچه در پايان قابل بيان است، اينكه:
1. بيان همة شيوه در يك نوشتار كوتاه مقدور نيست و بحث طولاني را طلب مي كند. 2. شيوه ها و روش هاي مناسب را بايد در حضور مربي آموخت و دوره هاي ويژة آنرا فرا گرفت. 3. به كارگيري تمام شيوه هاي مناسب، وظيفة مربي است كه آن را در ضمن تدريس به كار مي بندد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جرعه جرعه ملكوت، حكيمي، سيّد ابوالفضل
2. آيه ها و نقاشي ها، گروه تحقيق جامعة القرآن الكريم، در چهار جلد.
3. چگونه قرآن را حفظ كنيم؟، پرهيزكار، شهريار
4. سيماي حافظان نور، حسيني، سيّد مجتبي
5. حافظان نور، قاسمي، داوود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . حكيمي، سيد ابوالفضل، جرعه جرعه ملكوت، قم، جامعة القرآن الكريم، چاپ دوم، 1383، ص 28.
[2] . واقعه/56 - 79.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بهترين روشي که براي حفظ صحيح قرآن وجود دارد با رعايت نکات زير تحقق مي يابد:
نکات ضروري قبل از شروع به حفظ قرآن
1ـ نيّت، بايد دوستي با خدا و آشنايي بيش تر با قرآن باشد و هنگام حفظ قرآن بهتر است با وضو و طهارت و رو به قبله باشيم.
2ـ حفظ اگر از کودکي و نوجواني شروع شود، بسيار سريع تر به نتيجه خواهيد رسيد. از همان اول بايد تصميم بر اين کار جدّي باشد و حفظ از اسامي سوره ها آغاز گردد.
3ـ براي حفظ بايد نشاط و آمادگي داشت و در غير اين صورت، از حفظ قرآن پرهيز شود. بايد ساعات مشخصي از روز را براي اين کار در نظر گرفت و اگر يک روز از حفظ قرآن باز ماند روز بعد بايد جبران شود. زمان حفظ بهتر است اول صبح و شب، قبل از استراحت باشد.
4ـ براي تمرکز حواس بايد در مکان ثابت و ساده اي که داراي سکوت و آرامش و هواي سالم باشد، مشغول حفظ شد.
5ـ براي بايد روش ترتيل را آموخت چون به کارگيري آهنگهاي ترتيلي حفظ را راحت تر مي گرداند.
6ـ هر چه تسلط به روان خواني صحيح، تجويد و دستور زبان عربي بيش تر باشد، بهتر و زودتر مي توان قرآن را حفظ کرد؛ هم چنين گوش فرا دادن به نوار ترتيل براي اين کار بسيار مفيد و مؤثر است.
7ـ خواندن دعاهاي وارد شده و کمک خواستن از خدا، اثر زيادي در آسان شدن حفظ و فهم قرآن دارد.
8ـ بايد براي اين کار يکي از دوستان را انتخاب کنيد تا بتوانيد ساعاتي از روز را با هم سپري کرده و با يک ديگر تمرين نماييد.
نکات ضروري در هنگام حفظ
1ـ حفظ قرآن را بايد با روزي نيم ساعت و با آيات کوتاه شروع کرد و پس از گذشتِ حدود 20 روز مرور آن را افزايش داد.
2ـ حفظ قرآن نيازمند تکرار بسيار زياد است؛ پس نبايد تمرين مداوم را فراموش کرد و بهتر است که حفظ در زمان هاي مختلف انجام شود. (مثلاً نيم ساعت صبح و نيم ساعت شب قبل از استراحت).
3ـ حفظ قرآن با مباحثه ي دو نفري، بهتر و سريع تر انجام مي پذيرد؛ به اين شکل که ابتدا يک نفر آيه يا قسمتي از آن را بخواند و نفر ديگر قسمت بعد را بخواند.
4ـ برخي آيات قرآن، با يک بار و برخي با دو بار و برخي با چند مرتبه خواندن حفظ مي شوند؛ از اين رو نبايد همه ي آيات را يکسان شمرد.
5ـ براي حفظ قرآن، نخست بايد آيه ي اولِ هر سوره را حفظ کرد، سپس به سراغ آيه ي بعد رفت و آن را حفظ کرد، بعد از آن هر دو آيه را با هم حفظ خواند، آن گاه آيه ي سوم و سپس هر سه آيه را از حفظ خواند و به همين ترتيب، آيات بعدي را بايد حفظ کرد تا يک صفحه تمام شود؛ آن گاه يکايک صفحه هاي بعد را بايد مانند صفحه ي اول حفظ کرد تا يک سوره به اتمام برسد. توجه به اين نکته لازم است که تا يک قسمت خوب حفظ نشده، نبايد به سراغ قسمت ديگر رفت. شماره ي آيات نيز هم زمان با حفظ آيه بايد حفظ شوند.
6ـ در حفظ آياتي که شبيه هم هستند، بايد دقت بيش تري شود و تکرار و تمرين زيادتر نمود.
7ـ در تمرين آيات حفظ شده خواندن بايد به ترتيب و سلسله وار و جزء به جزء باشد؛ نه به صورت پراکنده و متفرق.
8ـ تحت فشار گذاشتن ذهن به اين صورت که يک باره معلومات زيادي بر آن عرضه کنند، باعث ملامت و ناراحتي مي شود و چه بسا در نهايت، منجر به کنار گذاشتن حفظ شود. اين کار گرچه ممکن است براي مدتي کوتاه موفقيت آميز باشد، ولي مضّر است و بايد دانست کم و خوب حفظ کردن بهتر از زياد و بي توجه حفظ کردن است.
شرايط عمومي حفظ کردن
1ـ در طول مدت حفظ بايد از يک قرآن استفاده کرد، با اندازه ي متوسط و خطي زيبا (اگر خط عثمان طه باشد بهتر است).
2ـ قبل از حفظ، نام سوره ي مورد نظر را از ميان که 114 سوره بايد به خاطر سپرد سپس به حفظ سوره اقدام کرد.
3ـ سوره ي بقره به علت طولاني بودنش براي مبتديان مناسب نيست، بلکه بهتر است از جزء 30 قرآن شروع شود.
4ـ تکرار آيات حفظ شده براي ديگران، جهت جلوگيري از اشتباهات احتمالي بسيار مفيد است؛ زيرا صحيح خواندن، مقدّم بر حفظ است.
5ـ گوش دادن به نوار ترتيل قاريان معروف حافظ را در تسلط يافتن بر قواعد تجويد ياري کرده و در مسير حفظ کمک مي کند.
6ـ در تمرين و تکرار آيات، نبايد از قرآن زياد استفاده شود؛ بلکه بعد از چند بار خواندن يک آيه از روي قرآن، بايد آيه از حفظ تکرار شود و هرگاه قسمتي از آن فراموش شد، بايد از ذهن کمک گرفت و در صورتي که به ياد نيامد، به قرآن مراجعه شود.
7ـ بعد از حفظ يک سوره، مدت زماني که صرف حفظ قرآن مي شود، بايد دو قسمت شود: يک قسمت براي حفظ آيات جديد و يک قسمت براي تکرار آيات حفظ شده.
8ـ يکي از روش هاي حفظ قرآن، نوشتن با دقت و سپردنِ به ذهن است و به همين دليل امام صادق-عليه السلام- فرموده اند: «بنويسيد! زيرا تا ننويسيد حفظ نخواهيد شد».
مواردي که بايد از آن ها دوري کرد
1ـ نا اميدي: هيچ گاه نبايد نا اميد شد و بايد دانست که با پشتکار و اراده ي قوي است که عده اي توانسته اند به مقام هاي بالا برسند و حافظ قرآن شوند.
2ـ نبايد در حفظ قرآن عجله کرد؛ زيرا نگه داري محفوظات قرآني، مشکل تر از حفظ قرآن است و اين نياز به پشتکار و استمرار دارد.
3ـ نبايد در انتظار تشويق ديگران بود بلکه بايد حفظ قرآن فقط براي رضاي خدا و انس با قرآن باشد.
4ـ حافظ قرآن بايد از پيروي و تقليد از ديگران پرهيز کند؛ زيرا تجربه نشان داده است که عمرِ تقليد کوتاه است و نمي توان بر آن پايدار ماند. البته اين به معناي کنار گذاشتن تجربه ي ديگران نيست؛ بلکه منظور يافتن راهي مناسب با قابليت و استعداد خود است.
راه هاي باقي ماندن محفوظات و فراموش نکردن آنها
براي اين امر، دو روش وجود دارد:
روش اول، روش فردي؛ به اين صورت که هر هفته يک ختم قرآن شود و حافظين قرآن در قديم اين کار را مي کردند تا محفوظات خود را فراموش نکنند. توضيح مطلب اين که روز شنبه از اول قرآن تا سوره ي مائده؛ يک شنبه، از سوره ي مائده تا يونس؛ دوشنبه، از يونس تا اسراء؛ سه شنبه از اسراء تا شعراء؛ چهار شنبه از شعراء تا صافات؛ پنج شنبه از صافات تا ق و جمعه از سوره ي ق تا آخر قرآن.
روش دوم: روش جمعي؛ به اين صورت که دو نفر حافظ قرآن هر روز در ساعاتي معين آن چه که از قرآن حفظ کرده اند را براي يک ديگر بخوانند و آن ها را تکرار کنند. در اين روش، هم اشتباهات احتمالي برطرف مي شود و هم آيات حفظ شده کاملا در ذهن باقي مي مانند.
بهترين مترجم قرآن چه کسي است و خط آن کدام است؟
بهترين مترجم قرآن کسي است که داراي چهار شرط زير باشد.
1ـ کاملا به نکات ظريف و دقيق هر دو (زبان اصلي و ترجمه) مسلط باشد.
2ـ به اسلوب ها و ويژگي هاي هر دو زبان آگاهي کامل داشته باشد.
3ـ ترجمه را به همه ي معاني اصلي و مقاصد مربوط به متن، به نحو مطمئني ايفا نمايد.
4ـ ترجمه را چنان نيکو ادا نمايد که مستقل و بي نياز از متن باشد؛ به گونه اي که اگر کسي فقط ترجمه را مطالعه کند، نياز به مراجعه به متن پيدا نکند.
ويژگي هاي بهترين ترجمه
ترجمه ي مطلوب، ترجمه اي است که دو ويژگي ذيل را دارا باشد:
1ـ آياتي که نياز به تفسير و توضيح دارند، به گونه اي ترجمه شوند که خواننده مقصود اصلي را دريابد و خود ترجمه، موجب پديد آمدن ابهام ها و اشکال هايي در ذهن خوانند نشود.
2ـ ترجمه به گونه اي نباشد که خواننده را از دست يابي به مضامين بلند آيات قرآني محروم نمايد.
با توجه به ملاک ها و معيارهاي ذکر شده، به نظر مي رسد ترجمهي حضرت آية الله مکارم شيرازي بهترين ترجمه باشد و بهترين خطاط قرآن نيز عثمان طه است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. اهميت و روش حفظ قرآن، الياس کلانتري
2. راهنماي حفظ قرآن،الحافظ علاء البصري و صفا الدين البصري، ترجمه ي محمد مهدي رضايي.
3. درس هايي از قرآن، فاطمه جهانگير.
4. تاريخ ترجمه از عربي به فارسي، آذر تاش آذر نوش.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
غنا در لغت و اصطلاح: بدون مَدْ به معناي بينيازي ولي با مَدْ همان آواز خواندن است.[1] بعضي هم به معناي آواز و يا كشيدن آواز معني كرده اند. بعضي به معناي نيكو كردن صوت و يا نازك نمودن آن معني نمودهاند. [2] غنا در اصطلاح فقهاء عبارت است از كشيدن صدا و آواز، با دو شرط يكي اينكه داراي رفت و برگشت و گردانيدن آواز در حلق باشد. و ديگري طربآور باشد، يعني: در انسان حالت سبكي خاصي بوجود آورد، كه باعث شدت حزن و يا خوشحالي زياد ميشود و بعضيها قيد لهوي بودن را نيز اضافه نمودهاند.[3]
تجويد در لغت و اصطلاح: تجويد در لغت بمعناي «تحسين ـ نيكوگردانيدن و تكميل» آمده است و در اصطلاح اداء حرف از مخرجش همراه با مراعات صفات حرف در حالت انفراد، (= اعطاي حق حرف). صفات حروف حالاتي است كه براي حرف در تركيب با حروف ديگر و حركات مخلتف پيش ميآيد، مانند تفخيم، و ترقيق، ادغام، اظهار[4] (= اعطاي مستحق حروف) و ...
ترتيل در لغت و در اصطلاح: ترتيل در لغت عبارت است از «نظم و ترتيب در كلام» «رتّل الكلام» يعني سخن را خوب بيان كردن و قواعدش را مراعات نمودن.[5] و ترتيل در اصطلاح قرائت عبارت است از خواندن قرآن بطور منظّم و با تأني و شمرده و همراه با تدبّر در معاني به طوري كه تمامي قواعد رعايت شود.[6] مرحوم علامه ميگويد: «ترتيل، خواندن قرآن است به صورتي كه حروف روشن و پشت سرهم اداء شوند.[7] حضرت علي - عليه السلام- در مورد ترتيل فرمودهاند: «الترتيل اداء الحروف و حفظ الوقوف؛ ترتيل حروف را درست اداء كردن و وقفها را مراعات نمودن است»[8] و در جاي ديگر فرمودهاند: «ترتيل يعني آن را به طور روشن بيان كن، نه مانند اشعار سريع و پشت سرهم بخوان و نه مانند دانههاي شن آن را پراكندهساز و بلكه چنان بخوان كه دلهاي سنگين را با آن بكوبي و بيدار كني، هرگز هدف شما اين نباشد كه حتماً به آخر سوره برسيد.»[9]
امام صادق - عليه السلام- فرمود: «ترتيل آن است كه در آيات مكث كني (در آيات بهشت، بهشت را از خدا بخواهي) و با صداي خوب آن را بخواني[10].»
غنا[11] را فقها حرام ميدانند[12] ولي به تجويد و ترتيل سفارش شده است، به عنوان نمونه براي هر يك روايتي ذكر ميشود.
دربارة تجويد و نيكو خواندن، پيامبر اسلام فرمود: «براي هر چيز زيبايي است و زيبايي قرآن صداي خوش است»[13] و در روايت ديگر آمده است كه «علي بن الحسين - عليه السلام- داراي بهترين و زيباترين صدا در خواندن قرآن بودند».[14] قرآن نيز دستور داده است كه قرآن را با ترتيل[15] تأمّل[16] و مكث[17] بخوانيد.
بنابراين غنا، گرداندن صوت است در حلق «ترجيع» به گونهاي كه در انسان طرب و خفّت ايجاد كند، آن هم خفتي كه انسان را در وادي لهويات و گناه سوق ميدهد، امّا تجويد، زيبا خواندن است كه در آن طرب و مطرب بودن وجود ندارد، لذا اگر كسي قرآن را به صورت غنايي بخواند حرام است، ولي صوت زيبا اشكال ندارد، اين حالتي است كه هر كس خودش بخوبي ميتواند تشخيص دهد. تجويد و با صداي خوش خواندن ممكن است براي كسي با غنا اشتباه شود ولي چنان كه گفتيم غنا طربآور است ولي تجويد طرب آور نيست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ ساز و آواز، سيد مرتضي علم الهدي.
2ـ حلية القرآن، سيد محسن موسوي، ص 5 ـ 27 .
3ـ تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و همكاران، ج 25، ص 166 ـ 173 .
4ـ ترجمة تفسير صافي، مرحوم فيض كاشاني، ج 1، مقدمة 11.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر الكتاب، چاپ دوّم، 1404 هـ ، ص 366 .
[2] - انصاري، مكاسب محرّمه، چاپ قديم، خط طاهر خوشنويس، 1375 ق، ص 36 .
[3] - همان، ص 37 .
[4] - موسوي، سيد محسن، حلية القرآن، تهران، چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ ششم، 1368، ج 1، ص 25 ـ 26 .
[5] - همان، ص 21 .
[6] - حلية القرآن، پيشين، ص 23 .
[7] - طباطبايي، الميزان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1397ق، ج 20، ص 138 .
[8]- فيض كاشاني، تفسير الصافي، بيروت ، منشورات الاعلمي، ج 1، ص 71 .
[9] - مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسيرنمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ نهم، 1370، ج 25، ص 171، نقل از مجمع البيان، ج 10 ، ص 378،
[10] - همان، ج 25، ص 171 .
[11] - با تعريفي كه بيان شد.
[12] - مكاسب محرّمه، پيشين، ص 36 .
[13] - تفسيرالصافي، پيشين، ج 1، ص 71.
[14] - همان، ص 71 .
[15] - مزمل/4 .
[16] - ص/29 .
[17] - اسراء/106 .
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مراكز آموزشي و قرآني كه براي نوجوانان و جوانان برگزار مي گردد معمولا سه مرحله طي مي شود:
1. قرائت قرآن.
2. حفظ قرآن.
3. معارف قرآن.
هر كدام از قسمت هاي (1 و 2) روش ها، متون درسي و مقدار زمان مشخصي را مي طلبد، قسمت سوم كه معارف است و سوال بر آن متمركز مي باشد را مي توان از راهكارهاي ذيل به نتيجه رساند:
الف) اين مرحله بعد از يادگيري (حداقل) قرائت صحيح و مقداري حفظ قرآن، شروع گردد.
ب) براي استاد جلسه و معلم كلاسهاي قرآني، مطالعه چند تفسير پيشنهاد مي شود. (نور، نمونه، الميزان، راهنما، پيام قرآن «عقائد»، پيام قرآن «اخلاق» و... )
ج) براي آموزش با تاثير بسيار مي توان كار را به اين منوال آغاز كرد: 1. تعيين يك صفحه (15 سطر) 2. ترجمة سليس و روان (ترجمة آيت الله مكارم شيرازي) 3. شرح مختصر لغات و واژه هاي كليدي 4. طرح پرسش هايي با استفاده از استعداد و ابعاد كتاب (برگزيدة تفسير نمونه 5 جلدي).
اين روش (كه معرفي منبع، طرح سوال و ارجاع به آن منبع مي باشد) را مي توان در گروه هاي مطالعاتي تفكيك شده با راهنمائي استاد انجام داد يا با استفاده از مسابقات و معرفي منبع تفسيري موجه و موثر، در يادگيري و بالابردن فرهنگ قرآني شهرستان و محيط هاي آموزشي، سهيم شد.
علاوه بر آنچه گذشت در امر آموزش مفاهيم قرآني، جزواتي لازم است، كه در اين خصوص مي توان از چند مورد استفاده كرد:
1. استفاده از متون درسي پيرامون قرآن كريم كه براي سطوح مختلف توسط آموزش و پرورش چاپ مي شود.
2. مشورت و درخواست جزوات در اين باره از جامعه القرآن قم با شمارة تلفن 7739073 ـ 0251 و همچنين مي توان از علما و اساتيد راهنمايي خواست و نيز تماس با بيت القرآن امام علي ـ عليه السلام ـ در قم با شماره هاي 7743876 و 7720518 مي تواند مفيد باشد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براي رسيدن به صوت و لحن زيبا در قرائت قرآن نكاتي را بايد رعايت كرد، از جمله:
1. رعايت و يادگيري قوانين روانخواني و تجويد؛ قاري ميتواند در جلسات دوره خواني و آموزش، ترد اساتيد تجويد با قواعد روخواني، روانخواني و تجويد آشنا شود و آنها را در قرائت به كار گيرد، در اين راستا كمك گرفتن از كتابهاي آموزش تجويد، استفاده از نوارهاي آموزشي و گوش دادن به صوت اساتيد قرائت و توجه به چگونگي اداي كلمات توسط ايشان مفيد است.
2. برخورداري از استعداد صوت مناسب؛ استعداد صوت و لحن به طور نسبي در افراد وجود دارد، لكن برخي حنجرهها به گونهاي هستند كه قابليت اداي صحيح الفاظ و استفاده از صوت و لحن هاي گوناگون را دارند، و اگر كسي از چنين استعدادي برخوردار باشد. ميتواند آن را تربيت و شكوفا كند.
3. تلفظ صحيح حروف به صورت عربي
4. توجه به معنا و مفهوم آيات و هماهنگ كردن لحن با معناي آيات
5. تمرين و خواندن به سبك قرائت يك قاري، يعني تا هنگامي كه به سبك قرائت يك قاري با تمام ابعادش تسلط پيدا نشده، نبايد سبك عوض شود.
6. پرهيز از غذاهاي مضر براي حنجره، مثل: ترشيها، غذاهاي تند و چرب و...[1]
7. استعاذه و پناه بردن به خدا از شر وسوسههاي شيطان؛ قرآن كريم ميفرمايد: «فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطن الرحيم؛[2] هنگامي كه قرآن ميخواني، از شر شيطان رانده شده به خدا پناه ببر»
8. عمل به آيات قرآن كريم و دستورهاي اخلاقي آن «ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين؛[3] آن كتاب با عظمتي است كه شك در آن راه ندارد و ماية هدايت پرهيزكاران است.»
9. طهارت قلب و ظاهر (با وضو بودن)؛ «لا يمسه الا المطهرون؛[4] و جز پاكان نميتوانند به آن دست زنند (دست يابند).»
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. علي جيبي، آموزش روخواني قرآن كريم.
2. سيد محسن موسوي بلده، حليه القرآن.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ر.ك: موسوي بلده، سيد محسن، حليه القرآن، تهران، شركت چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ نهم، 1377، مجله 1 و 2.
[2]. نحل/98.
[3]. ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1367، ج11، ص 396-403.
[4]. واقعه/79.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اولين علم از علوم اسلامي، علم قرائت قرآن كريم بود. آشنايي با علم قرائت اين امكان را به انسان ميدهد تا قرآن را هر چه زيباتر، فصيحتر و روحبخشتر تلاوت نمايد تا تأثير آيات قرآن بر قلب و جان خود انسان و نيز شنوندگان، دو چندان شود و در ابتدا به حسن صورت آن جذب شده و سپس شيفته سيرت دلانگيز و زيباي آن گردند و در ادامه خود جزء پويندگان طريقة عمل به آن قرار گيرند.
علم قرائت، داراي چهار ركن اساسي است:
1. تجويد 2. وقف و ابتداء 3. صوت 4. لحن.
در بين اين چهار اصل، تجويد مهمترين و اساسيترين ركن قرائت قرآن ميباشد.«تجويد» از نظر لغوي مصدر باب«تفعيل»، مترادف كلمة«تحسين» و به معناي نيكو گردانيدن است. و در اصطلاح علم قرائت عبارت است از: «مجموعه قواعدي كه رعايت آنها موجب اداي حروف به طرز صحيح ميشود.» علم تجويد بهطور كلي به سه بخش اصلي با عناوين«مخارج حروف» ،«صفات حروف» و«احكام حروف» تقسيم مي گردد.
الف: مخارج حروف: عبارتند از«محلهايي از دستگاه تكلم كه حروف از آن مكان ها خارج شده و ادا ميگردند» براي نمونه ميگويند: مخرج حرف«عين» حلق است، زيرا«عين» از حلق ادا ميگردد.
ب: صفات حروف(حقوق حروف): منظور حالتهاي مختلفي است كه حروف گوناگون به صورت انفرادي و بيآنكه در بين كلمات قرار گيرند، دارا ميباشند. مثلاً در هنگام تلفظ برخي حروف، ريشة زبان ميل به طرف كام بالا(سقف دهان) ميكند كه در نتيجه حروف داراي اين حالت، درشت و پرحجم تلفظ ميشوند(صفت استعلاء) اما در بعضي حروف بالعكس، ريشة زبان در هنگام تلفظ آنها پايين آمده و از سقف دهان دور ميگردد و در نتيجه حروف داراي اين صفت، نازك و كمحجم ادا ميشوند(صفت استفال).
ج: احكام حروف(مستحقّات حروف): حالت هائي هستند كه حروف در تركيب با حروف ديگر در كلمات و يا به خاطر داشتن حركات گوناگون، پيدا ميكنند و اين احكام از صفات لازمة حروف نشأت ميگيرند. مانند: احكام نون ساكنه و تنوين كه وقتي نون ساكنه به يكي از حروف بيست و هشتگانه عربي ميرسد يكي از چهار حكم«اظهار»، «ادغام»، «اقلاب» و يا«اخفاء» را ميپذيرد.
علم تجويد، علمي است كه باعث صيانت حروف و كلمات از دستخوردگي و بيان نادرست آنان ميگردد، كه اگر آن را تنها در رابطه با قرآن كه شيواترين، فصيحترين و كاملترين سخنان و مطالب است در نظر بگيريم، مي توان گفت، رعايت قواعد تجويدي، يگانه راهي است كه انسان را به قرائت صحيح و مطلوب و قرائتي شبيه به قرائت هنگام نزول آن و شكل اوّليّه و اصلي خواندن آن نزديك مي گرداند.
تدوين كننده علم تجويد:
اولين شخصي كه علم تجويد قرآن را تدوين نموده و به رشتة تحرير درآورد، «ابو مزاحم موسي بن عبيداللّه بن يحيي بن خاقاني بغدادي مقري» متوفاي سال 325 هجري قمري است كه از علماي قرن چهارم ميباشد.[1] وي محضر استادان بزرگي را در زمينة قرائت، درك كرده است و قصيدة«خاقانية» او كه دربارة علم تجويد ميباشد، توسط عدهاي از عالمان علم قرائت شرح شده است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. محمد حسين ملكزاده، تجويد كامل نماز.
2. محمد عربي القبّاني، صوت و لحن در قرائت قرآن كريم، ترجمه و نگارش محمد حسين ملكزاده، ص 17 تا 20.
3. محمد حسين ملكزاده، تجويد، آواشناسي و فونتيك، ص 18 تا 20.
4. محمد حسين ملكزاده، اصول فني قرائت قرآن كريم.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ابو مزاحم موسي بن عبيداللّه بن يحيي بن خاقاني بغدادي مقري، طبقات القراء، ج2، ص321
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قرآن به «ترتيل»[1] نازل شده است و قرائت آن نيز بايد بر اساس ترتيل صورت گيرد، ترتيل يعني «خواندن قرآن به صورت شمرده و با تأنّي همراه با تدبر در معاني آيات». قرائت قرآن همراه با رعايت اصل «ترتيل» سه مرتبه دارد:
1. تحقيق. 2. تدوير. 3. تحدير (حَدر).
اين تقسيم بندي ناظر به تفاوت در «سرعت» قرائت است. «تحقيق» يعني قرائت با سرعت كند و «تدوير» يعني قرائت با سرعت متوسط و «تحدير» يعني قرائت با سرعت تند، اما «تحدير»: در لغت به معناي شيب دادن ـ سرازير كردن آمده است «حَدْر» مترادف با «هبوط»يعني: پايين آمدن، حركت در سراشيبي است. حدور يعني سراشيبي و سرازيري و به طور طبيعي اين نام گذاري «ازدياد سرعت» را تداعي مي كند.
بنابراين تحدير در قرائت عبارت است «خواندن قرآن با سرعت زياد» اما بايد توجه داشت كه قرائت «حَدْر» هرگز به معناي عدم رعايت احكام تجويد و وقف و ابتدا نيست و نبايد از حد ترتيل خارج گردد، لذا قرائت به روش تحدير فقط براي كساني شايسته است كه اول در امر قرائت داراي تجربه كافي و حسن اداء قواعد بوده و در اثر سرعت در قرائت، حروف و كلمات را ضايع نسازند و دوم در عين سرعت در قرائت، قادر به تدبّر لازم در معاني و مفاهيم باشند و از اين رو براي قاريان متوسط و ضعيف هرگز توصيه نمي شود.[2] كوتاه ترين دوره تحدير كل قرآن كريم: قرائت «شيخ عبدالرحمن السديس» است كه كل قرآن را در 16 نوار قرائت كرده است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. حلية القرآن، سطح 1، سيد محسن موسوي بلده.
2. حلية القرآن، سطح 2، سيد محسن موسوي بلده.
3. قواعد وقف در قرآن كريم، محمد كاظم شاكر.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . فرقان/32.
[2] . موسوي بلده، سيد محسن، حلية القرآن، سطح 2، تهران، شركت انتشارات احياء كتاب، چاپ دوازدهم، صفحات 16 تا 21.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
حروف قرآن همان حروف الفباي عربي هستند كه تلفظ بيشتر آن ها در زبان عربي مشابه تلفظ حروف در زبان فارسي است، توضيح نكات تجويدي و زيباخواني اين حروف نيازمند مراجعه به كتابهايي است كه در پايان معرفي خواهيم كرد. علاوه بر اين گوشدادن به نوارهاي ترتيل و صوت قرآن كمك شاياني به يادگيري تلفظ صحيح اين حروف خواهد كرد.
ما در اين جا شيوه تلفظ آن دسته از حروفي كه تلفظ شان در زبان عربي با زبان فارسي تفاوت دارد را بيان ميكنيم:
1. حرف «عين»: از وسط حلق ادا ميشود و در هنگام تلفظ آن، ديواره حلق جمع ميگردد و صداي حرف در حال سكون مقداري كشيده ميشود مانند: تَعْلَمُونَ.
2. حرف «حاء»: از وسط حلق ادا ميشود و در هنگام تلفظ آن ديواره حلق فشرده ميگردد و اين حرف با گرفتگي خاصي ادا ميشود مانند: اَحْوي.
3. حرف «غين»: در تلفظ حرف «غين» ابتداي حلق (مرز حلق و دهان) به زبان كوچك نزديك شده و اين حرف به صورت سايشي، نرم و كشيده ادا ميشود مانند: اَغْني.
4. حرف «ثاء»: از اتصال نوك زبان به سر دندانهاي ثناياي بالا و به صورت دميدگي ادا ميشود مانند: اِثْمَ.
5. حرف «صاد»: از حروف اطباق و استعلاء و در هنگام تلفظ، به علت انطباق سطح زبان با كام بالا و ميل ريشة زبان به سقف دهان به صورت درشت و پرحجم ادا ميشود. دو حرف «سين» و «صاد» داراي صفت «صغير» بوده و از اين جهت تفاوتي ندارند مانند: اَصْدَقَ.
6. حرف «طاء»: از حروف اطباق و استعلاء است و به علّت انطباق سطح زبان با كام بالا و تمايل ريشه زبان به سقف دهان به صورت درشت و پرحجم ادا ميشود مانند: طابَ.
7. حرف «واو»: در زبان فارسي از اتصال لب پايين به سر دندانهاي ثناياي بالا پديد ميآيد، ولي در زبان عربي، لبها بدون برخورد با دندانها به حالت گرد و پيوسته درميآيد و اين حرف از ميان دو لب تلفظ ميشود مانند: يَوْم.
8. حرف «ذال»: از برخورد بخش مجاور نوك زبان به سر دندانهاي ثناياي بالا و به صورت نازك و كمحجم ادا ميشود مانند: اَذْهَبَ.
9. حرف «ظاء»: در زبان عربي مانند حرف «ذال» از برخورد بخش مجاور نوك زبان با سر دندانهاي ثناياي بالا ادا ميشود، با اين تفاوت كه حرف «ذال» به صورت نازك و كمحجم ولي حرف «ظاء» به علت انطباق سطح زبان با سقف دهان و بالاآمدن ريشه زبان، به صورت درشت و پرحجم ادا ميشود مانند: يُظْهِرُ.
10. حرف «ضاد»: در زبان عربي از برخورد كناره زبان با دندانهاي آسيايي «اضراس» فك بالا ادا ميشود.
در تلفظ حرف «ضاد» دو ويژگي وجود دارد:
الف: «ضاد» از حروف «اطباق» و «استعلاء» بوده و در اداي آن سطح زبان با سقف دهان منطبق شده و ريشه زبان نيز به طرف بالا متمايل ميگردد و در نتيجه اين حرف به صورت درشت و پرحجم گفته ميشود.
ب: حرف «ضاد» به علت آن كه داراي صفت «استطاله» ميباشد، در تلفظ آن، كناره زبان به دندانهاي اضراس «آسيا» كشيده شده تا به مخرج حرف لام متّصل شود. به همين سبب نبايد اين حرف را به صورت دال درشت تلفظ نمود، همانگونه كه بعضي از عربزبانها تلفظ ميكنند.[1]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. روانخواني و تجويد قرآن كريم، علي حبيبي و محمدرضا شهيدي.
2. حِليُهالقرآن، سيد محسن موسوي بلده (سطح 1)
3. حليهالقرآن، سيد محسن موسوي بلده (سطح 2)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . حبيبي، علي، شهيدي، محمدرضا، روانخواني و تجويد قرآن كريم، انتشارات روحاني، چاپ اول، 1376.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
يكي از بحثهاي مهم علم تجويد، «مدّ و قصر» است. مدّ از احكامي است كه باعث زيبائي تلاوت قرآن مجيد ميشود و در علم تجويد براي آن قواعد معيّني را آوردهاند.
«مدّ» در لغت به معناي «كشش» و در اصطلاح «امتداد صوت (كشيدن صدا) در حروف مدّي بيش از مقدار طبيعي.»[1] مي باشد. مدّ اقسامي دارد يكي از آنها مدّ متصل (مدّ واجب) است كه حرف مدّ (الف مدّي، ياء مدّي، واو مدّي) و سبب مدّ (همزه و سكون) در يك كلمه واقع شوند.[2] و حرف مدي به اندازه 4 الف يا 2 الف كشيده ميشود.[3] مانند: سوء ـ جاء ـ ضالّين و...
اصطلاح مدّ واجب، اصطلاح تجويدي است، نه فقهي و تكليفي. بنابراين چنانچه كسي قرآن را با مدّ قرائت نكند به لحاظ قرائت عربي، قرآن را صحيح نخوانده است؛ نه آن كه مرتكب گناهي شده باشد، لكن در خصوص نماز، كساني كه قائل به وجوب اينگونه مدّ در كلمات هستند، اشتباه در آن موجب بطلان نماز ميشود.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. روانخواني و تجويد قرآن كريم، علي حبيبي، محمد رضا شهيدي.
2. حليه القرآن، سيد محسن موسوي، ج5.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . عبدالفاتح عبدالعتي القاضي، الوافي في شرح الشاطبيه في القراءت السبع، مكتبه السوادي، 1411ق، ص 72 و نيز: ابن الجزري، شرح طيبة النشر في القراءت العشر، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق، ص 73 ـ 71.
[2] . همان، ص 72.
[3] . الطباطبائي، السيد محمد كاظم، العروة الوثقي، قم، انتشارات دار التفسير، 1376، ج1، ص501، مسأله 44.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اين سئوال دو قسمت است كه به هر كدام به طور جداگانه پاسخ ميدهيم.
الف. كسي كه در روخواني قرآن مشكل دارد علتش تلاش و تمرين نكردن و كناره گيري از قرآن و ترك يادگيري قواعد روخواني و روان خواني قرآن كريم است.
براي يادگيري و قرائت صحيح قرآن كريم ابتدا بايد كلمات و حروف زبان عربي و رسم الخط و علائم قرآن را به درستي شناخت و از راههاي مختلف، روخواني قرآن را فراگرفت. برخي كتابها و منابعي كه به قواعد، علائم روخواني قرآن كريم پرداخته اند عبارتند از:
1. آموزش روخواني قرآن، دارالقرآن سازمان تبليغات اسلامي، تهران، نشر سازمان تبليغات اسلامي.
2. حلية القرآن، سيد محسن موسوي بلده، (تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ نهم، 1377)، سطح 1.
و...
همچنين شركت در كلاسهاي آموزش قرآن در مساجد و كانونهاي فرهنگي، جلسات هفتگي قرائت قرآن، پايگاه بسيج محل اقامت استفاده از نوارهاي آموزشي و روخواني و... در يادگيري و روخواني قرآن كريم مفيد است.
ب. براي مأنوس شدن با قرآن كريم: نخست بايد عظمت و بزرگي قرآن را شناخت و با تمام وجود آن را درك كرد، كه قرآن كريم، غذاي كامل روح و باعث رشد معنوي و تكامل همه جانبه و هدايتگر انسان به سوي كمال و نزديك كننده به خداوند متعال است. شناخت قرآن با تدبر در آيات آن، بهره گيري از سخنان معصومان ـ عليهم السّلام ـ و مفسران و دانشمندان اسلامي و آثار پربركت آنها مقدور ميشود؛ خداوند مي فرمايد: «ما اين آيات قرآن را، براي گروهي كه ميانديشند، شرح ميدهيم.[1]»
همچنين براي اُنس بيشتر با قرآن داشتن برنامهاي منظم لازم است؛ قرآن كريم ميفرمايد: «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ[2]؛ جز پاكان امكان تماس گرفتن با آن (و بهره گيري از آن) را ندارند.» براي نزديك شدن به كتاب و كلام خداوند متعال و بهرهمندي از آن در مراحل زندگي، تزكيه نفس، توكل و استعانت از خداوند متعال لازم است.
بنابراين، بهترين راه انس و بهره مندي از قرآن تزكيه نفس، شناخت قرآن، كمك گرفتن از سخنان معصومان و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و بهرهگيري از آثار مفسران و دانشمندان اسلامي است.[3]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيد محسن موسوي بلده، حلية القرآن.
2. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي و ديگران، در بيست و هفت مجلد.
3. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن.
4. قرائتي، محسن، تفسير نور.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . يونس/24.
[2] . واقعه/79.
[3] . ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوّم، 1367، ج 23، ص 264 ـ 272.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قرآن برترين و مهمترين نعمتي است كه خداوند به انسان ارزاني داشته است. چنان كه در آيات نخستين سوره الرحمن مي فرمايد: «الرحمن، علّم القرآن، خلق الانسان، علّمه البيان»[1]
انسان تنها در سايه تعليم خداوند و دريافت و تلقّي قرآن به كمال نهايي خود ميرسد.[2] چون قرآن سرچشمه همه مواهب و وسيله وصول به هر نعمت اعم از مادي و معنوي است و با اينكه در واقعيت خلقت انسان بر نزول قرآن تقدم دارد ولي خداوند به خاطر اهميت قرآن در اين آيات آن را مقدم داشته است.[3]
يكي از اساسيترين مأموريتهاي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تلاوت قرآن بر مردم است.[4] تا از فروغ آن شعله گيرند و از چشمه آب حياتش جرعهها نوشند. بنابراين اولين مرحله بهرهمندي از قرآن تلاوت آيات آن است، به اختصار پارهاي از خواص تلاوت قرآن را بيان مي كنيم:
1. تكلم با پروردگار
قرآن نامه پروردگار است و راه انس با او خواندن نامه اوست، زيرا به فرمايش امام صادق ـ عليه السّلام ـ : خداوند خود را در كلامش به مردم نشان داده است.[5]
2. بهره گيري از هدايتهاي قرآن
تلاوت قرآن مسير هدايت و تكامل معنوي را هموار ميسازد. زيرا به وسيله تلاوت قرآن با اوامر و نواهي و دستورات خدا آشنا شده و سعي ميكنيم به آن چه فرموده عمل كنيم و از آن چه نهي كرده، دوري جوييم. مؤمنان راستين تلاوت قرآن را مقدمه عمل ميدانند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ تلاوت راستين را عبرت گيري از قرآن، گردن نهادن به اوامر و عمل كردن به احكام آن ميدانند.[6]
3. تشويق به كسب ويژگيهاي لازم جهت بهرهوري از قرآن:
قرآن هدايت ويژه خود را مخصوص تقوا پيشگان مي داند.[7]
اين پروا پيشگان آراسته به صفتي چون شب زندهداري، خشوع در عبادت، صبر در سختيها، عفو و گذشت، امانتداري، شاكر نعمتهاي الهي و... هستند.[8]
تلاوت كننده قرآن با خواندن اين صفات و تفسيرشان در روايات امامان ـ عليهم السّلام ـ آراسته شدن به اين خصال را طلب ميكند.
4. تصميم بر ترك گناهان
انسان در پرتوي تلاوت قرآن، لذّت فهم آيات آن را مي جشد و هنگام مواجهه با موانع فهم قرآن، بر رفع آن عزم خود را مصمم مي كند. يكي از اساسي ترين موانع فهم قرآن آلوده بودن دل انسان به زنگار گناه است بنابراين انسان با تلاوت قرآن از گناه نيز دوري مي كند.
5. استجابت دعا
انس دائم با قرآن، براي قاري، شرافتي را فراهم ميآورد و به حرمت اين همنشيني و رفاقت نيازهاي معيشتي و مادي او را بر طرف مي كند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ از قول خداوند ميفرمايد: «هر كس به جاي درخواست از من، به ذكر من مشغول شود به او بالاترين مقداري را مي بخشم كه به هر كه از من درخواست نمايد مي دهم.[9]
6. عامل نورانيت
تلاوت قرآن باعث نورانيت انسان و ملكوتي شدن او ميشود «رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در سفارشي به ابوذر ميفرمايد: «عليك بتلاوه القرآن و ذكر الله كثيراً فانّه ذكرٌ لك في السماء و نورٌ لك في الارض؛ بر تو باد به تلاوت قرآن و زيارت در ياد خدا، زيرا تلاوت قرآن باعث ياد تو در ملكوت و مايه نوراني شدن تو در زمين است.»[10]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قرآن در قرآن، جلد اوّل، آيت الله جوادي آملي.
2. پژوهشي پيرامون تدبر در قرآن، ولي الله نقي پورفر.
3. اصول كافي، باب فضل قرآن.
4. اخلاق اسلامي در نهج البلاغه، آيت الله مكارم شيرازي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . الرحمن/1 ـ 4.
[2] . ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، مركز نشر اسراء، چاپ سوم، 1381، ج13، ص23؛ و مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلاميه، چاپ بيستم، سال 1376، ج21، ص219.
[3] . ر.ك: همان.
[4] . جمعه/2.
[5] . مكارم شيرازي، ناصر، همان، ج 11، ص 402.
[6] . ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، بيروت، مؤسسه الاعلمي، 1417ه ، ج اوّل، ص262.
[7] . بقره/2.
[8] . براي آشنايي با صفات پروا پيشگان رجوع كنيد به نهج البلاغه، خطبه 193.
[9] . ر.ك: نقي پورفر، ولي الله، پژوهشي پيرامون تدبر در قرآن، انتشارات اسوه، 74.
[10] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير تسنيم، مركز نشر اسراء، چاپ دوّم، 1379، ص248.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
جايگاه نظم در آفرينش جهان و ارتباط موجودات با همديگر خصوصاً آسمانها و زمين و گردش شب و روز آشكار است، جهان تكوين صفحاتي منظم از اراده الهي است. هماهنگي در نظام تكوين وجود نظم را در نظام تشريع ضروري ميسازد. با اندك دقتي در دستورات دين اين هماهنگي جلوهگر ميشود كه نظم در عبادات (مثل نمازها) از جمله آنهاست.
امام علي ـ عليه السّلام ـ در آخرين لحظات حيات خود در وصيتي دلسوزانه همه را به نظم در امور فرا ميخواند. آيات الهي قرآن كه به صورت مكتوب فراروي بشريت نهاده شده، از اين قاعده همگاني، يعني «نظم پذيري» مستثني نيستند. لذا خداي سبحان دستور به تلاوت قرآن به صورت ترتيل ميدهد: «و رتّل القرآن ترتيلاً[1]» يعني كلمات قرآن را منظم، منسجم و هماهنگ بخوان. بدون اينكه حرفهاي آن مبهم باشد. يا اينكه بين كلمات فاصله بيندازي تا آنها را از انتظام و انسجام بازداشته و جدا كند. بايد نظم ظاهريش مانند: انتظام معنوي آن محفوظ بماند.[2]
براي بيان اين نظم در تلاوت از واژه ترتيل استفاده ميشود، زيرا واژه ترتيل از ماده رَتَل (بر وزن قمر) به معني منظم بودن و مرتب بودن است. لذا كسي كه دندانهايش خوب و منظم و مرتب باشد، عرب به او «رَتَل الاسنان» ميگويد. از اين جهت ترتيل به معني پي در پي آوردن سخنان يا آيات روي نظام و حساب ميباشد. لذا آيات قرآن گر چه با فاصله و در مدت 23 سال نازل شده، امّا اين نزول تدريجي نيز روي نظم و حساب و برنامه بوده، به گونهاي كه در افكار رسوخ كند و دلها را مجذوب خود سازد.
در تفسير مجمع البيان از پيامبر نقل شده كه به ابن عباس فرمود: «اذا قرأت القرآنَ فرتّله ترتيلاً» هنگامي كه قرآن مي خواني آن را با ترتيل بخوان، ابن عباس ميگويد پرسيدم ترتيل چيست؟ پيامبر ـ صلّي اللّه عليه و آله و سلم ـ فرمود: «بينه تبييناً و لا تنثره نثر الدغل (الرمل) و لا تهذه هذا الشعر قفوا عند عجائبه و حركّوا به القلوب و لا يكوننّ همّ احدكم آخر السورة: حروف و كلمات آن را كاملاً روشن ادا كن، نه همچون خرماي خشكيده (يا ذرات شن) آن را پراكنده كن، نه آن را همچون شعر پشت سر هم بخوان، به هنگام برخورد با عجائب قرآن توقف كنيد و بينديشيد و دلها را با آن تكان دهيد و هرگز نبايد همت شما اين باشد كه به سرعت سوره را به پايان رسانيد.[3]»
بنابراين همانگونه كه قرآن منظم نازل شده، بايد منظم تلاوت شود و اين نظم در تلاوت از تلاوت به صورت ترتيل استفاده ميشود. خداوند به ما توفيق تلاوت با تدبر به صورت ترتيل و عمل به دستورات اين كتاب حيات بخش آسماني را عطا فرمايد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ج 15.
2. تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت الله جوادي آملي، ج 9.
3. تفسير موضوعي قرآن كريم، آيت الله جوادي آملي، ج 1.
4. پژوهشي پيرامون تدبر در قرآن، دكتر نقي پور فرد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مزمل/8.
[2] . ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن كريم، قم، مركز نشر اسراء، 1379، ج9، ص297.
[3] . ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1377، ص83 و 84، ج15.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عبارتي كه براي تأييد كلام الهي، در پايان قرائت قرآن، گفته مي شود «صدق الله العلي العظيم»[1] است.
طبق آنچه در «قاموس قرآن» در عبارت آمده است: واژه «علي» هشت بار[2] و «عظيم» شش مرتبه[3] وصف خداي متعال در قرآن آمده است؛ كه در دو مورد: «و هو العلي العظيم[4] و او (خدا) بلند مرتبه و با عظمت است با هم آمدهاند».
گفتن آن عبارت در پايان قرائت قرآن، در ضمن دو روايت تأييد شده است؛ كه از هر كدام، قسمتي كه مربوط به بحث است خلاصهوار ذكر ميشود:
1. از ابن عباس نقل شده كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به امام علي ـ عليه السلام ـ دستور دادند تا به كفار، يهوديان و مسيحيان، براي دعوت به اسلام نامه بنويسد؛ وقتي نامه به دست يهوديان رسيد، عبدالله بن سلام تصميم گرفت به خدمت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برسد و سؤالات مشكلي از تورات، بپرسد، و در صورت شنيدن پاسخ صحيح مسلمان شود؛ وقتي به حضور حضرت رسيد، يكي از پرسشهاي او چنين بود: «به من خبر بده آغاز و پايان قرآن به چيست؟ حضرت پاسخ دادند: «يابن سلام! ابتداؤه بسم الله الرحمن الرحيم و ختمه صدق الله العلي العظيم: ابن سلام! آغاز قرآن (بسم الله الرحمن الرحيم) و پايان آن (صدق الله العلي العظيم) است.»[5]
2. امام صادق ـ عليه السلام ـ به ام داود سفارش كرد، نيمه ماه رجب بعد از بجا آوردن نماز مخصوص و خواندن سورههايي از قرآن، رو به قبله بگويد: «بسم الله الرحمن الرحيم صدق الله العلي العظيم لا اله الا هو الحي القيوم ذوالجلال و الاكرام...»[6].
ولي فراموش كردن كلمه «علي» در پايان قرائت قرآن اشكالي ندارد. امّا اميدواريم هيچگاه فراموش نكنيم.
خداوند توفيق تلاوت قرآن و عمل به دستورات حياتبخش آن را به همة ما عطا فرمايد. ان شاء الله.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . راست گفت خداي بلند مرتبه و با عظمت.
[2] . ر.ك: قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ هشتم، 1361، ج5، ص38.
[3] . ر.ك: همان، ص 18.
[4] . بقره/255 و شوري/4.
[5] . ر.ك: مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، داراحياء التراث العربي، موسسة التاريخ العربي، چاپ اول، 1412، ج 56ـ57، ص 37.
[6] . ر.ك: همان، ج 95ـ96، ص 230ـ231.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مقدمه: قرآن تجلي خاص خداوند بر خلق است.[1] هر كس شوق ديدار خدا دارد و بخواهد با پروردگارش صحبت كند. بايد قرآن بخواند.[2] هر كس هم نشين با قرآن شد با افزايش يا كاهشي برميخيزد، افزايشي در هدايت يا كاهشي از كوري و ضلالت،[3] ظاهرش بسيار جذاب و دلربا و باطنش ناپيداست، عجايب آن هيچ گاه كهنه نميگردد، در آن چراغ هاي هدايت و منار حكمت قرار دارد، تفكر در قرآن سبب حيات دل فرد بيناست همان گونه كه شخص در تاريكيها با استمداد از نور گام برميدارد. [4]
رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ يكي از اساسيترين مأموريتهاي خود را تلاوت قرآن ميداند.[5] تا از فروغ آن شعله گيرد و از چشمه آب حياتش جرعهها نوشد بديهي است، اولين مرحله استفاده و بهرهمندي از قرآن تلاوت آيات آن است، زيرا قرآن تكلم خداوند با ماست.
آداب تلاوت قرآن:
دقت در شرايط و آداب تلاوت قرآن از ديدگاه قرآن و معصومان ـ عليهم السّلام ـ خاصيت تلاوت كلام الهي را براي ما روشن ميسازد كه با رعايت اختصار به پارهاي از اين شرايط و آداب اشاره مي كنيم:
1. رعايت حق تلاوت:
مؤمنان راستين، انديشه در معاني و درك مفاهيم اين كتاب بزرگ را مقدمهاي براي عمل ميدانند. لذا با تلاوت قرآن روح تازهاي در كالبد آنها دميده ميشود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: در آية «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»[6] منظور اين است كه آيات آن را با دقت بخوانند و حقايق آن را درك كنند و به احكام آن عمل نمايند، به وعدههاي آن اميدوار و از وعيدهاي آن ترسان باشند، از داستان هاي آن عبرت گيرند، به اوامرش گردن نهند و نواهي آن را بپذيرند. به خدا سوگند منظور حفظ كردن آيات و خواندن حروف و تلاوت سورهها و ياد گرفتن اعشار و اخماس آن[7] نيست. آنها حروف قرآن را حفظ كردند، اما حدود آن را ضايع ساختند منظور تنها اين است كه در آيات قرآن بينديشند و به احكامش عمل كنند چنان كه خداوند ميفرمايد: اين كتابي است پر بركت كه ما بر تو نازل كرديم تا در آياتش تدبر كنند.»[8]
2. انتخاب زمان مناسب براي تلاوت قرآن
«يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً»[9] تلاوت قرآن و خضوع در حضور خداوند، و محاسبه اعمال گذشته و تصميم قطعي براي آينده در دل شب آسان تر است، لذا مردان الهي حداكثر بهره را از شب ميبرند. زيرا حالت زندهداري شب و مناجات و دعا و خضوع در شب، حال خاصي است كه با خضوع و مناجات در روز فرق دارد: «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً»[10] رسيدن به مقام والاتر[11] و حركت به سوي خدا، فقط در شب ميسر است، لذا انسانهاي تقوي پيشه شب را به تلاوت قرآن زنده ميدارند.[12]
3. تلاوت قرآن همراه با تدبّر و تفكّر
بهرهگيري از قرآن نيازمند تدبّر[13] و انديشه در آيات آن است، حاملان واقعي قرآن، ائمة اطهار ـ عليهم السّلام ـ فضيلت تلاوت قرآن را زياد خواندن آن نميدانند، بلكه فضيلت را خوب خواندن و تدبر و انديشه در آيات الهي ميدانند. علي بن موسي الرضا از جدش نقل ميكند: «آن مقدار قرآن بخوانيد كه در آن خشوع قلب و صفاي باطن و نشاط روحاني و معنوي باشد.»[14] زيرا هدف اصل تلاوت، تعليم و تربيت است.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز، تلاوت بدون تدبر را بيبهره ميدانند و ميفرمايند: «ويلٌ لمن لاكها و لم يتدبّرها.[15] واي بر كسي كه آيات قرآن را بين دو فك و چانهاش بگرداند و دربارة آن تدبّر نكند.»
4. رعايت ادب در تلاوت قرآن
رعايت ادب در تلاوت قرآن زمينهساز بهرهوري بيشتري از اين مائده الهي است. آدابي همچون طهارت ظاهري و باطني،[16] ترتيل در تلاوت،[17] پناه بردن به خدا از شيطان رجيم،[18] تدبر در آيات قرآن، [19] گوش دادن و سكوت در برابر كلام خدا[20]، همگي ناظر به تلاوتي از روي توجه و حضور است.
5. برطرف كردن موانع فهم قرآن
چهرة حقيقت، هر قدر آشكار و درخشان باشد تا در برابر ديده بينا قرار نگيرد درك آن ممكن نيست و به تعبير ديگر براي شناخت حقايق دو چيز لازم است: 1. آشكار شدن چهره حق 2. دارا بودن وسيله ديد و درك، حال چه چيز مانع ميشود انسان قدرت شناخت را از دست دهد؟ بدون شك در درجه اول پيش داوريهاي غلط، هوي و هوسهاي نفساني، تعصبهاي كوركورانه و افراطي و هر چيز كه صفاي دل و پاكي روح انسان را بر هم زند مانع درك حقيقت است. در حديث ميخوانيم: «لولا انَّ الشياطين يحومون حول قلوب بنيآدم لنظروا الي ملكوت السموات» اگر شياطين در اطراف قلب هاي فرزندان آدم دور نميزدند آنها ميتوانستند ملكوت و باطن آسمانها را ببينند.[21]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قرآن در قرآن، جلد اول (تفسير موضوعي قرآن) آيت الله جوادي آملي.
2. تفسير نمونه، آيتالله مكارم شيرازي، مجلدات، 9، 21، 1، 25، 11.
3. تفسير الميزان علامة طباطبايي، جلد اول، ذيل آية 121، سورة بقره.
4. تفسير موضوعي قرآن كريم، جلد 9، آيت الله جوادي آملي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نهجالبلاغه، خطبة 147.
[2] . كنزالعمال، خطبة 2472.
[3] . نهجالبلاغه، خطبة 176.
[4] . اصول كافي، ج 2، ص 599، ح 2.
[5] . تفسير نمونه، ج 9، ص 574.
[6] . بقره/121.
[7] . منظور از «اعشار» و «اخماس» تقسيماتي است كه در قرآن ميشود مانند تقسيم به سي جزء و يا هر جزء به چهار حزب و امثال آن است.
[8] . ر. ك: مكارم شيرازي، ناصرع تفسير نمونه، ج1، ص432، 431 و طباطبايي، تفسير الميزان، بيروت، مؤمنان الاعلمي، 1417ه ، ج اول، ص262.
[9] . مزمّل/1، 2، 4.
[10] . مزمل/6.
[11] . اسراء/79.
[12] . ر. ك: خطبة 193، نهجالبلاغه در وصف پرواپيشگان.
[13] . محمد/24 و نساء/82 و محمد/24 و ص/29.
[14] . ر. ك: تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 38 به نقل از تفسير نمونه، ج 25، ص 200.
[15] . بحارالانوار، ج 41، ص 353.
[16] . واقعه/79.
[17] . مزمل/4.
[18] . نحل/98.
[19] . نساء/82.
[20] . اعراف/204.
[21] . ر. ك: تفسير نمونه، ج11، ص 396 به بعد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قرآن كتابي است به قلم خدا كه معلمش پيامبر و مفسرش علي و فرزندان او ـ عليهم السّلام ـ هستند اين كتاب سند نبوت و خاتميت پيامبر اسلام است و ضرورت دارد كه تلاوت گردد و در آن تفكر شود.
درباره گوش فرا دادن به قرآن هنگام قرائت خداوند مي فرمايد: «إذا قريء القرآنُ فاستَمعُوا لهُ و انْصِتُوا[1]؛ وقتي كه قرآن خوانده ميشود گوش دهيد به آن و ساكت باشيد» انصات، سكوت با توجه است. آيه در بيان استحباب شنيدن قرائت آيات و توجه به كلمات و تفكر در آنهاست. «لعلّكُم ترحمون» رجاء و اميد صفت نفساني و رواني است و در اين آيه اختصاص به شنوندگان، كساني كه احترام قرآن را رعايت مي كنند و اهل ايمان دارد. از جمله رعايت احترام، سكوت هنگام قرائت قرآن و توجه به آيات كريمه است و در صورت عدم رعايت احترام، نبايد در انتظار وزيدن نسيم روح افزا بود.[2]
تفاسير ذيل اين آيه، از ابن ابي يعفور روايت كردهاند كه مي گفت: «از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ سؤال كردم: شخصي قرائت قرآن ميكند، آيا واجب است بر كسي كه ميشنود سكوت كند و گوش دهد؟ فرمود: بلي هر گاه در حضور تو قرائت كند، واجب است گوش دهي و ساكت باشي تا قرائت تمام شود.»
علماي اماميه به اين حديث استدلال ميكنند و قائل هستند كه در خصوص نماز وارد شده، به اين معنا هر گاه به امامي اقتدا كنند، واجب است به قرائت حمد وسورة امام گوش دهند.[3]
علامه طباطبايي ميفرمايد: در مجمع البيان روايت شده كه حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «سكوت براي قرآن، چه در نماز و چه در غير نماز واجب است.» و در تفسير عياشي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل كرده كه فرمود: «ابن الكواء (كه يكي از خوارج بود) دنبال امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ اين آيه را تلاوت ميكرد: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ»؛[4] يعني اگر مشرك شوي حتما عملت نابود خواهد شد و جزء زيان كاران خواهي شد. حضرت امير ـ عليه السّلام ـ در نماز سكوت كرد.»
مرحوم طباطبائي ميگويد: البته اين روايات حمل ميشوند به آن صورتي كه خود امام مشغول خواندن حمد و سوره و يا قرآن نباشد و گرنه در آن صورت بايد حمل بر استحباب شوند.[5]
فقيها به استثناي ظاهريه همگي ميگويند: سكوت در زماني كه قرآن خوانده ميشود مستحب است نه واجب، مگر براي مأموم در نماز جماعت كه براي او اختلاف وجود دارد كه آيا هنگام قرائت امام در نماز بر مأموم واجب است گوش دهد و ساكت باشد يا خير؟ بعضي فرمودهاند: واجب است و برخي گفتهاند واجب نيست. از دوامر «فاستمعوا» و «أنصتوا» استحباب استفاده ميشود نه وجوب، زيرا اين و آية بعد كه ميفرمايد: «و اذكُر ربّكَ في نَفسِكَ» در يك سياق قرار گرفته اند، بنابراين همان طور كه «واذكر» براي استحباب است، «فاستمعوا» و «انصتوا» نيز براي استحباب خواهند بود، اضافه بر اين، سكوت در مقابل هر خوانندهي قرآن باعث عسر و حرج ميشود كه هر دوي آنها شرعا نفي شده است.
انسان براي احترام و عظمت قرآن كريم لازم است به تلاوت آن گوش دهد و ساكت باشد و ثمرة چنين احترامي اين است كه انسان مورد ترحّم پروردگار قرار ميگيرد، چنان كه در پايان آيه ميفرمايد: «لعلّكُم ترحمون».
فاضل مقداد در كنز العرفان ميفرمايد: مراد از آن، شنيدن آيات قرآن و درك مفاهيم آن و پي بردن به معجزه بودنش ميباشد.[6]
لازم به ذكر است كه قرآن تنها كتاب قرائت نيست، بلكه كتاب فهم و درك و در پي آن، عمل است. قرائت قرآن ثواب بسياري دارد، و تلاوت آن از مستحبات مؤكد است و فرقي بين مجلس ختم و غير آن نيست. در مجالس ختم انسان مخير است بين اين كه فاتحه بخواند يا قرآني را كه در دست دارد ادامه دهد. اما آن چه بيشتر خواندن فاتحه را تقويت مي كند اين است كه روايات زيادي درباره فضيلت فاتحه براي ميت وارد شده است، به همين سبب در مجالس فاتحه، گاهي خواندن قرآن را قطع كرده و فاتحه مي خوانند و هيچ اشكالي بر آن بار نيست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. انسان و قرآن، استاد حسن زاده آملي.
2. تفسير علي بن ابراهيم، ج4.
3. تفسير آسان، محمد جواد نجفي، ج6.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . اعراف/204.
[2] . ر.ك: همداني، سيد محمد حسين، تفسير انوار درخشان، 18 جلد، تهران، كتابفروشي لطفي، 1380 ق، ج 7، ص 209.
[3] . ر.ك: بروجردي، سيد ابراهيم، تفسير جامع،7 جلد، تهران، انتشارات صدر، چاپ سوم، 1341 ش، ج2، ص500.
[4] . زمر/65.
[5] . طباطبائي، محمد حسين، ترجمه الميزان،20 جلدي، مترجم سيد محمد باقر موسوي، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين قم، سال 1363 ش، ج8، ص504.
[6] . نقل از مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، 27 جلدي، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1353 ـ 1366 ش، ج7، ص72.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آنچه در روايت آمده كه: «هر كس قرآن تلاوت كند و به آن عمل ننمايد قرآن او را لعنت مي كند.» بدان معني نيست كه تلاوت قرآن بدون عمل به آن معصيت است، بلكه طبق روايات و آيات قرآن كريم، خواندن قرآن حتي بدون توجه به معناي آن، ثواب دارد. البته براي آموختن درس زندگي از قرآن و پيمودن مسير سعادتمندي ناچاريم ضمن تلاوت آن در آيات تدبر و انديشه نماييم، تا بتوانيم به مفاهيم بلندش عمل نماييم.
قرآن كريم، اقيانوسي بيكران از معارف الهي و دين است، دقت در اين معاني و انس با آن، زمينة عمل به آن را فراهم مينمايد.
هر مرد و زن مسلمان، بايد قرآن را تلاوت و در آياتش تدبر و صفت همدم بودن با آن را در خود ايجاد كند. رابطه تنگاتنگي با آن داشته باشد و به بهانه عمل نكردن به آن، خود را از انس با آن محروم نسازد، زيرا قرآن كتابي كامل در انسان سازي است، سخن خدا و جامع تمام برنامهها و رموز تكامل است، عمل به آن موجب پيروزي و رستگاري در دنيا و آخرت ميشود.
قرآن كريم، در آيات مختلف اهميت تدبر در قرآن را ذكر نمايد و ميفرمايد:
1. «افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها؛ (محمد، 24) آيا در قرآن، تدبر نميكنند يا بر دلهايشان قفلها زده شده است؟»
2. «كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولو الالباب؛ (ص، 29) كتابي است فرخنده كه آن را سوي تو فرستاديم، تا در آياتش تدبر كنند و خردمندان پند گيرند.»
3. «افلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً؛ (نساء، 82) آيا در قرآن تدبر نميكنند؟ اگر از نزد غير خدا بود، هر آينه در آن اختلاف بسياري مييافتند.»
روايات نيز در زمينة اهميت تدبر در قرآن مي فرمايند:
1. اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «بدانيد كه در قرآن خواندني كه با تدبر همراه نباشد، خيري نيست، بدانيد كه در عبادتي كه با فهم و انديشه توأم نباشد، خيري نيست.»
2. در روايت ديگر نيز مي فرمايند: «در آيات قرآن تدبر كنيد و از آن عبرت آموزيد، زيرا قرآن، رساترين پندهاو عبرت ها است.»[1]
كه با قرآن انس پيدا ميكند، ميتواند آيات آن را راهنمايي خود قرار دهد و علاقه و محبت آميخته با عشق و الفت ناگسستني با قرآن داشته باشد.
مسلمان، براي آن كه توفيق را بيابد به قرآن، بايد نسبت به آيات قرآن كريم، شناخت پيدا كرده و در آن تدبر كند، محتوايش را دريابد و سپس با عشق، با آن ارتباط فكري و عملي برقرار نمايد.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ دربارة پرهيزكاران و اهميت خواندن قرآن كريم ميفرمايد: «آنها شب هنگام، بر پا ايستاده، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت ميكنند، جان خود را با قرآن محزون ميسازند و داروي درد خود را از آن ميگيرند. هر گاه به آيهاي كه در آن تشويق است ميرسند، با علاقة فراوان به آن روي ميآورند چشم جانشان، با شوق بسيار در آن خيره ميشود و آن را پيشواي خود ميسازند و هر گاه به آيهاي كه در آن بيم و انذار است ميرسند، گوشهاي دلشان را براي شنيدن باز كرده، گمان ميكنند كه صداي نالة آتش سوزان دوزخ، و به هم خوردن زبانههايش در گوش جانشان طنين انداز است.»[2]
حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ دراهميت تلاوت قرآن و بهره بردن از آياتش جهت عمل به آن ميفرمايد: «عليكم بالقرآن فانه الشفاء النافع و الدواء المبارك و عصمة لمن تمسك به و نجاة لمن تبعه لا يعوّج فيقوّم و لايزيغ فيستعتب لا ينقضي عجائبه و لا يخلق علي كثرة امرد...»؛ بر شما باد كه به قرآن روي آوريد، زيرا قرآن شفابخشي سودمند و دوايي نجات بخش است. هر كس به قرآن تمسك جويد، مصون ميماند و هر كس از آن پيروي نمايد، نجات مييابد، هرگز از مسير حق منحرف نميشود تا نيازمند به اصلاح باشد و هرگز گمراه نميكند تا در خور عتاب باشد، شگفتيهاي قرآن، پايان پذير نيست و با گفتگوي فراوان در مورد آن، فرسوده نميشود.[3]
در روايت ديگر دراين باره ميفرمايد: «قرآن چراغي آشكار و ريسماني محكم است كه در رتبه و مقام بالا قرار دارد. قرآن برترين شفابخش و بالاترين فضيلت و سعادت است، هر كس از نور او بهره برد، خدا او را هدايت نمايد و هر كس امور خويش را به او پيوند دهد، خداوند او را مصون دارد و هر كس به قرآن، تمسك ميجويد، خداوند او را نجات دهد...».[4]
هم چنين روايات ديگري در اهميت تلاوت قرآن و انس با آن وارد شده است كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم:
ـ قرآن كريم در قيامت، اولين مهمان خداي سبحان است. (رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ).
ـ قرآن كريم، برترين موجود خدا و اهانت به آن، شكستن حريم خداست. (رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ).
ـ قرآن، كتاب نجات بخش و تأمين كنندة زندگي سعادتمندانه است. (رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ).
ـ قرآن، قائد و پيشواي بهشتيان و بيزاري جواز دوزخيان است. كساني كه قرآن را پشت سر اندازند، به سمت آتش ميرانند. (رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ).
ـ قرآن، عامل صعود بهشتيان در درجات بهشت است. (امام سجاد ـ عليه السلام ـ)
ـ درجات بهشت، به عدد آيات قرآن است. (امام كاظم ـ عليه السلام ـ)
ـ تلاوت قرآن، عامل بلند آوازگي در آسمان و نورانيت در زمين است. (رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ).
ـ قرآن، ماية خرمي و بهار دلها ست. (امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ).
ـ قرآن، درياي بيكران معرفت است. (امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ).
بدون شك، پيام اصلي روايات اين است كه فرد مسلمان، به دور از همة وسوسهها و براي بهره بردن از آيات قرآن كريم، در درجه اول بايد به تلاوت و انس با قرآن اهتمام ورزد و در تلاوت آن قصدش اين باشد كه با نورانيت آيات آن، در اين مكتب انسان سازي، ساخته شود. ذكر كردن اين روايات براي اين بود كه انگيزه بيشتري جهت تفكر در قرآم ايجاد شود و هيچكدام دليلي بر بي اهميت بودن تلاوت قرآن بدون تدبر و عمل نيست، بلكه قرائت قرآن حتي بدون فهم معناي الفاظ آن نيز مفيد است و روايتي كه ميفرمايد: «رب تالي القرآن و القرآن يلعنه»؛ مصداق آن در جايي است كه فرد قرآن خوان، از اول تلاوت آيات، قصدش بهره بردن از آيات نباشد، بلكه انگيزة خواندن آيات در نزد او، غير از انگيزه هدايت و بهره بردن از آيات آن باشد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير تسنيم، آيت الله جوادي آملي، ج 1، ص 241 ـ 253.
2. اعجاز قرآن، سيد رضا مؤدب، ص 29.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي، دار الحديث، ج10، ص 4829.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 192.
[3] . بحار الانوار، ج 89، ص 182.
[4] . همان، ص 31.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مقدمه:
قرآن مهمترين حجّت خداوند بر بندگان و ترنّم آواي ايمان در گوش جان انسانهاست. انس با قرآن و تلاوت آن اثرات ثمربخش بر زندگي انسان دارد. به طوري كه در گفتار معصومين ـ عليهم السّلام ـ و آيات قرآن به قرائت و تلاوت بسيار توصيه شده است. «و رتّل القرآن ترتيلاً»[1] و «فاقروا ما تيسّر من القرآن»[2]
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ خطاب به ابوذر فرمود: «بر تو باد تلاوت قرآن و بسيار ياد خدا كردن، زيرا موجب بلند آوازگي تو در آسمان و نورانيت تو در زمين است.»[3] حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «هر كس با تلاوت قرآن انس بگيرد دوري دوستان او را هراسان نكند.»[4]
استحباب سوره هاي مختلف در زمانهاي گوناگون:
اگر چه درهاي رحمت الهي همواره به سوي بندگاني كه صادقانه و مخلصانه او را ميخوانند، باز است و هميشه ميشود با تلاوت قرآن با خدا ارتباط برقرار كرد، امّا امامان معصوم به بعضي از زمانها و اوقات عنايت بيشتري داشتهاند. و كسب ثواب و فيض بيشتر را در آن مواقع خاص يادآوري كردهاند. از جمله اين اوقات ميتوان به ماه مبارك رمضان، شبهاي قدر، روز عرفه، روزهاي عيد فطر، قربان، غدير، شبهاي جمعه و... اشاره كرد.
همان طور كه گفته شد، تأكيد معصومين ـ عليهم السّلام ـ انس گرفتن و همنشيني با زلال وحي است. لكن برخي از سورهها براي قرائت در نمازهاي واجب و نافله، برخي در اواخر شب، دستهاي ديگر به هنگام طلوع فجر و قسم ديگر در تمام ساعات شبانه روز توصيه شده است.
سورههاي مناسب انتهاي شب:
سوره انعام: از ابن عباس روايت شده است كه هر كس سورهي انعام را هر شب بخواند، روز قيامت از ايمن شدگان ميباشد و روي آتش به چشم خود نميبيند.[5]
سوره يوسف: هر كس سوره يوسف را هر شب بخواند، خداوند عزوجل او را محشور فرمايد، در حالي كه جمال او مانند جمال يوسف باشد و فزع روز قيامت به او اصابت نميكند.[6]
سوره اسراء: شيخ صدوق از حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كه ايشان فرمودهاند: هر كس در هر شب جمعه سوره اسراء را بخواند نميميرد تا آنكه حضرت قائم ـ عليه السّلام ـ را درك نمايد و از اصحاب آن حضرت باشد.[7]
سوره كهف: هر كس هر شب جمعه سوره كهف بخواند نميميرد، مگر شهيد و خداوند او را با شهدا مبعوث ميفرمايد.[8]
سوره فرقان: در روايت آمده است كه حضرت ابي الحسن ـ عليه السّلام ـ به اسحق بن عمار فرمود: قرائت سوره فرقان را رها مكن، به درستي كه هر كس هر شب اين سوره را بخواند خداوند او را ابداً عذاب نميفرمايد و از او حساب نميكشد.[9]
سوره لقمان: شيخ صدوق از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت نموده: هر كس سوره لقمان را هر شب بخواند خداوند ملائكهاي را موكل ميفرمايد تا او را در آن شب از ابليس و لشكريانش حفظ نمايد تا آنكه صبح نمايد.[10]
سوره سجده: حسين بن ابي العلاء، از حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كه فرمودهاند: هر كس در هر شب جمعه سوره سجده بخواند، خداوند كتاب او را به دست راستش ميدهد و او را از آنچه در آن بوده محاسبه نميفرمايد.[11]
سوره ذاريات: داوود بن فرقد از مولايمان امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كسي كه سوره ذاريات را در شب بخواند خداوند معيشت او را اصلاح كند و روزي واسع بر او آورده و نور براي او در قبرش قرار دهد.[12]
سوره حجرات: حسين بن ابي العلاء از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كه فرمودهاند: كسي كه سوره حجرات در هر شب بخواند از زوار حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ميباشد.[13]
سوره واقعه: از زيد شحّام روايت شده است كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: هر كس در هر شب پيش از خواب سوره واقعه را قرائت كند محشور مي شود در حالي كه چهرهاش چون ماه شب چهارده تابان باشد.[14]
سوره مؤمن: از ابي الصّباح كناني روايت شده است: امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: هر كس در هر شب سوره مؤمن را قرائت كند، خداوند گناهان گذشتهي او را و آنچه در جواني مرتكب شده و آنچه در پيري همه را بيامرزد، و كلمه تقوي و خداترسي را ملازم و همدم او گرداند، و آخرتش را بهتر از دنيايش قرار دهد.[15]
سورههاي مناسب ابتداي روز:
توحيد: از حضرت علي ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كسي كه در عقب نماز صبح يازده مرتبه سوره قل هو الله احد بخواند، در آن روز گناهي او را اصابت نميكند. اگر چه شيطان (براي اجبار نمودن او به گناه) خود را خوار نمايد.[16]
علق: سليمان بن خالد از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كسي كه در روز «اقرا باسم ربك» بخواند و سپس در آن روز از دنيا برود شهيد از دنيا ميرود.[17]
انسان: عمرو بن جبير عزرمي از پدرش از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت نموده كه فرمودند: هر كس سوره «هل اتي علي الانسان» را در هر صبح پنجشنبه بخواند خداوند او را از حور العين تزويج ميكند.[18]
حشر: از حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايت شده است كه فرمودند: هر كس هنگام صبح سه مرتبه بگويد «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» و سه آيه آخر سوره حشر را بخواند خداوند هفتاد هزار ملك را موكل ميفرمايد، براي او دعا نمايند.[19]
يس: از حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه فرمود: به درستي براي هر چيزي قلبي ميباشد و قلب قرآن «يس» است. پس كسي كه در هنگام روز (اول روز) سوره يس را بخواند، در آن روز از محفوظين و مرزوقين خواهد بود.[20]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، با ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي، تهران، علميه اسلاميه، بيتا، چ 4، ص 394 ـ 446.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مزمل/4.
[2] . مزمل/20.
[3] . صدوق، خصال، تصحيح علي اكبر غفاري، نشر جامعه مدرسين، چاپ اول، ج 2، ص 525، ح 13.
[4] . عبدالواحد بن محمد، تميمي آمدي، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، محقق مصطفي درايتي، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چاپ اول، بيتا، ص 112.
[5] . ثواب الاعمال، ترجمه علي اكبر غفاري، نشر صدوق، چاپ هفتم، 1363، ص 236.
[6] . همان، ص 238.
[7] . همان، ص 240.
[8] . همان، ص 241.
[9] . همان، ص 245.
[10] . همان، ص246.
[11] . همان، ص 247.
[12] . همان، ص 260.
[13] . همان، ص 259.
[14] . همان، ص 263.
[15] . همان، ص 254.
[16] . همان، ص 287.
[17] . همان، ص 278.
[18] . همان، ص 272.
[19] . همان، ص 265.
[20] . همان، ص 249.
|
|
|
|
1
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|