|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های فلسفه ی احکام |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اساساً خدا مکان و محلی ندارد، قبله رمزی است برای وحدت صفها و احیای خاطرههای توحیدی و تغییر آن هیچ چیز را دگرگون نخواهد کرد، مهم تسلیم بودن در برابر فرمان او و شکستن بتهای تعصب لجاجت و خودخواهی است. از این رو، بعید نیست که از علل مهم تغییر قبله سه مسأله زیر باشد:
1. از آن جا که خانه کعبه در آن زمان کانون بتهای مشرکان بود، دستور داده شد مسلمانان به طور موقت به سوی بیت المقدس نماز بخوانند و به این ترتیب صفوف خود را از مشرکان جدا کنند.
اما هنگامی که به مدینه هجرت کردند و تشکیل حکومت و ملتی دادند و صفوف آنان از دیگران به طور کامل مشخص شد، دیگر ادامه این وضع ضرورت نداشت در این هنگام به سوی کعبه قدیمیترین مرکز توحید و پرسابقهترین کانون انبیا بازگشتند.
2. با قبله قرار گرفتن بیت المقدس و سپس تغییرش، مسلمانان در بوته آزمایش قرار گرفتند؛ "وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَآ إِلآ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَیَ عَقِبَیْه;(بقره،143) و ما آن قبلهای را که قبلاً بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی میکنند، از آنان که به جاهلیت باز میگردند، مشخص شوند".
بدیهی است هم نماز خواندن به سوی بیت المقدس برای آنان که خانه کعبه را سرمایه معنوی نژاد خود میدانستند، مشکل بود و هم بازگشت به سوی کعبه بعد از بیت المقدس بعد از عادت کردن به قبله نخست. مسلمانان به این وسیله در بوته آزمایش قرار گرفتند تا تعصبها در آنها کشته شود و روح اطاعت و فرمانبرداری در آنان تحکیم گردد.(تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 485 ـ 495، دارالکتب الاسلامیة / پرسشها و پاسخهای مذهبی، آیة الله العظمی مکارم شیرازی و آیة الله جعفر سبحانی، ج 2، ص 94، انتشارات نسل جوان.)
3. سرزنشها و زخم زبانهای یهود و نگرانی قلب پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نقش مهمی در تغییر قبله از بیت المقدس به خانة کعبه داشت، زیرا پس از ورود پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه، یهودیان موضوع تغییر قبله را دستاویز خود قرار داده بودند و مرتّباً مسلمانان را سرزنش میکردند که اینها استقلالی از خود ندارند، قبول قبلة ما دلیل بر قبول شریعت ماست و...; لذا پیامبر انتظار میکشید تا فرمان تغییر قبله صادر شود، چنان که قرآن مجید میفرماید: "قَد نَریَ تَقَلُّبَ وجهِکَ فِی السَّمأِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبلَةً تَرضغها فَوَلِّ وجهَکَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرامِ; (بقره، 144) نگاههای انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) میبینیم! اکنون تو را به سوی قبلهای که از آن خشنود باشی، باز میگردانیم. پس روی خود را به مسجد الحرام کن".
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در قرآن کریم و روایات اسلامی بر اهمیت نماز و جایگاه آن در میان واجبات دینی تأکید و سفارش فراوان شده و قرآن کریم به صراحت آن را یک حکم واجب دانسته است; "...إِنَّ الصَّلَوَةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَـَبًا مَّوْقُوتًا;(نسأ،103)... همانا نماز وظیفة ثابت و معیّنی برای مؤمنان است."
روایات اسلامی نیز بر اهمیت و وجوب نماز تأکید دارند; پیامبر گرامیمیفرماید: "نماز ستون دین است".(الکافی، محمد بن یعقوب کلینی;، ج 2، ص 18، دارالکتب الاسلامیة، تهران.)
حضرت امام صادقنیز دربارة اهمیت و وجوب نماز میفرماید: "نخستین چیزی که بنده به خاطر آن مورد محاسبه و سؤال قرار گیرد، نماز است، اگر نماز بنده مورد قبول واقع شود، سایر اعمالش نیز قبول میشود...".(الکافی، همان، ج 3، ص 268.)
بعد از فوت پدر، نماز و روزههایی که از او قضا شده بر عهده پسر بزرگتر است و این یک حکم خدایی، شرعی و بر اساس روایات و سخنان امامان معصوم: است; از جمله امام صادقمیفرماید: اگر مردی از دنیا برود و روزه ماه رمضان به گردن او باشد، ولیّ او باید قضأ آن را به جا آورد... و اگر میّت دو ولیّ داشته باشد به عهدة پسر بزرگتر است"(ر. ک: من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق;، ج 2، ص 153، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.)
فقهأ و مجتهدان نیز از احادیث و روایات اسلامی چنین حکمی را استنباط و استخراج کردهاند.
افزون بر این، تمام احکام خداوند متعال از جمله موضوع مورد بحث بر اساس حکمت و مصلحت صادر میشود کمترین حکمتی که از روایات میتوان استفاده کرد این است که این عمل برای پسر بزرگتر، جزء اعمال نیکو و صالح شمرده شده است و ثواب فراوان دارد; امام صادقمیفرماید: "حج، روزه و... از جانب میت قضأ میشود و انجام دادن این کار نیکو و حسن است."(ر. ک وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 8، ص 279، مؤسسه آل البیت، قم.) البته در برخی روایات آمده که: "وقتی مردی میمیرد بعضی از وسائل خصوصی میت مانند: شمشیر، انگشتر، کتابها، رحل، لباس و... به فرزند بزرگتر از میان پسران میرسد.(ر. ک: وسائل الشیعه، همان; استفتأات امام خمینی;، ج 1، ص 187 ـ 192، دفتر انتشارات اسلامی.)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دین مقدس اسلام، دینی است که احکام آن، نسبت به سایر ادیان دیگر، آسانتر میباشد. در روایت است که رسول خدا6 فرمود: "بعثتُ الی الشریعة السهله السمعه; به آیینی مبعوث شدم که عمل به آن، برای همه سهل و آسان است."
در آیة 286 بقره، پیامبر اکرمو مؤمنان پیرو آن حضرت، از خداوند چنین تقاضا مینمایند: "رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِینَآ أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَآ إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُو عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِه; پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن، پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که ]به خاطر گناه و طغیان[ بر کسانی که پیش از ما بودند قرار دادی، پروردگارا! آن چه طاقت تحمّل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار."
ممکن است این پرسش مطرح شود که مگر خداوند کارهای سخت و طاقت فرسا از بندگان خود طلب کرده است، در پاسخ میگوییم: بعضی از اُمّتها بر اثر معصیت و سرکشی کارهای سختی به آنها حمل شد; برای مثال قوم یهود، بر اثر کفران نعمت وسرپیچی از فرمان پیامبر خود و سرکشی، صاعقه و رجز بر آنها نازل شد و فرمان الهی رسید که همدیگر را بکشند.(تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 2، ص 470و475، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
ولی امّت اسلام بر اثر پیروی از دستورات الهی، کارهای سخت از آنها برداشته شد و تقاضای پیامبر اکرمدر این مورد اجابت گردید. نماز و روزه اسلام در مقایسه با نماز و روزه ادیان دیگر، ویژگیها و امتیازهای فراوانی دارد، نماز در اسلام حتماً لازم نیست در مکان خاصی مانند مسجد انجام گیرد، گرچه فضیلت نماز در مسجد بیشتر است، امّا سایر مذاهب لازم میدانند که عبادات فقط در معابد و کلیساها انجام گیرد. نماز در اسلام در اوقات معیّن و منظم مقرّر شده; در دین اسلام، مدت روزه کوتاه است که در روزهای زمستان حدود ده ساعت و در روزهای تابستان حدود 16 ساعت میباشد، در حالی که روزه یهودیان حدود 22ـ26 ساعت بوده است. اوقات روزه در اسلام بسیار منظم و مطابق با وضع طبیعی روشنایی و تاریکی شبانه روز است، هم چنین روزه در تمام سال پراکنده نیست، بلکه در یک ماه معین مقرر گردیده، آن هم در ماه مُبارکی، که قرآن مجید در آن ماه نازل شده است. دین مقدس اسلام، نه تنها در بُعد تکالیف عبادی، بر سایر ادیان، برتری دارد، بلکه در همه ابعاد، دارای ویژگیها و امتیازات فراوانی میباشد. قرآن مجید، امت اسلامی را امّتی متوسط و معتدل معرّفی فرموده است: "وَکَذَ َلِکَ جَعَلْنَـَکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَی النَّاس;(بقره،143) شما را امت میانهای قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید." امّت اسلامی، اُمتی معتدل است، هم به جسم توجّه داردو هم به روح، در حالی که بعضی اُمتها، جنبة جسم را تقویت میکنند و بیشتر به دنیا توجه دارند; مانند یهود و بتپرستان. برخی دیگر بیشتر به جنبه روح عنایت دارند و مردم را به ترک دنیا و رهبانیت دعوت میکنند، مانند نصارا، لکن امت اسلام از هر نظر معتدل است، هم از نظر عقیده که نه راه غلوّ میپیماید و نه راه تقصیر و شرک، نه طرفدار جبر است، نه تفویض و هم از نظر شیوههای اخلاقی، عبادت، تفکر، روابط اجتماعی، و خلاصه در تمام جهتهای زندگی، راه اعتدال را میپیماید; از این رو چنین امّتی، الگو برای سایر امتها و شاهد و گواه بر آنها است.
در یک بررسی کوتاه در ضمن مستند و مدرک مطلبی که در پرسش خواسته بودید ـ مبنی بر این که در ادیان دیگر، مانند یهود و نصارا، 51 رکعت نماز و سه ماه روزه مقرّر شده است ـ یافت نشد.(اقتباس از تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 487، نشر دارالکتب الاسلامیة.)
در پایان زیبنده است به این نکته توجّه شود که نماز یهود و نصاری، صورت آن با نماز در اسلام تفاوت دارد; نماز یهودیان فصلی از زبور داوود است که روزی سه بار میخوانند.(کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان، عبدالله مبلغی، ج 2، ص 628.) یهود در ساعات مختلف در شب و روز نماز و دعا دارند، ساعت سه و شش و نه، از روز و اول شب و آخر شب و وقت طعام خوردن.(قاموس کتاب مقدس، ترجمه و تألیف مستر هاکس، ص 385، انتشارات اسلامی.)
روزه یهودیان در روزهای مختلف سال است، روزه ]کیپور[ روز نهم و دهم نخستین ماه سال یهود به مدت 25 ساعت، روزه ]کدلیا[ روزه ]فتنه[ روزه ]صدقیا[ روزه ]محاصره[ روزه ]فوریم[ روزه ]عذاب[ و روزههای فرعی دیگر.(تاریخ و عقاید ادیان و مذاهب سامی، کمالالدین بختآور، ص 83 / تاریخ ادیان و مذاهب جهان، همان.)
شعائر دینی مسیح عبارت است از آدابی که مسیحیان دارند، مانند: تعمید، تأیید، توبه، عِشای ربانی، تدعین نمائی، که برای سلامت روح هر فرد مسیحی انجام میشود.(جهان مسیحیت، نوشته انبار مولند، ترجمه محمدباقر انصاری ـ مسیح مهاجری، ص 102، انتشارات امیرکبیر.)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
به چند نکته توجه فرمایید.
1. پیشوایان معصوم: به خصوص پیامبر اکرمو امامان معصوم: مفسران واقعی قرآن کریم هستند سخنان و سیره و سنت آنها میتواند در فهم موضوعات و استخراج احکام و روشهای دعا و عبادت راهگشا باشد اهلبیت: شکل عملی قرآنند و اصولاً کتاب و عترت دو ثقل هستند که تمسک به آنها انسان را از گمراهی نجات میدهد.
چنانکه پیامبر گرامیمیفرماید: "من در میان شما دو چیز را به امانت میگذارم مادامی که به آنها تمسک کنید هرگز گمراه نمیشوید، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم و این دو تا هرگز از هم جدا نمیشوند..."( وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 27، ص 33، مؤسسه آل البیت، قم. )
2. شیوههای عبادت کسب و تکالیف، کیفیت و کمیت واجبات باید از آیات قرآن کریم و یا روایات اسلامی گرفته شود، شیوه دعا کردن، چه دعایی را خواندن، چگونگی روزه گرفتن، نماز خواندن و... همه اینها را یا باید از آیات قرآن گرفت و یا باید از سنت و سیره و سخنان پیشوایان معصوم: گرفت و انجام داد، و اگر هرکس شیوههای ابداعی خود را در انجام عبادات و به جا آوردن واجبات اعمال کند، بدعت میشود و بدعت در دین حرام است و دیگر آن که احکام و دستورهای خداوند دچار تزلزل و هرج و مرج میشود. پس انسان باید تکالیف، شیوههای انجام آنها و فروعات دین را از قرآن کریم، پیامبر اکرمیا پیشوایان معصوم: بگیرد و در این راستا فقهأ، علمأ، دانشمندان و مفسران قرآن کریم با استفاده از آیات قرآن، روایات و سنت معصومان:، عقل، اجماع احکام و تکالیف و فروعات دین را استخراج کرده و در اختیار مکلفان قرار دادهاند. و آیه "اقم الصلوة لذکری" به این معنا نیست که هدف از نماز تنها ذکر خدا باشد، چون در این صورت هر تکلیفی که یاد خدا و ذکر است، تنها به ذکر بودن آن بسنده شود و انسان از دست یابی به اهداف اصلی تکالیف باز بماند; در آیه مذکور میفرماید نماز را (به همان ترتیبی که وارد شده) به جا بیاورید، تا همیشه به یاد خدا باشید.
3. پیامبر اکرمامامان معصوم: نماز را پس از تشریع شدن آن در شب معراج به صورت کنونی به جا میآوردهاند، و فقهأ و دانشمندان اسلامی نیز نماز را به ذکرهای مخصوص (نیت، تکبیرةالاحرام و...) تفسیر کردهاند. بنابراین، صحیح است که خداوند متعال، در سوره طه، آیه 24 میفرماید: "اقمالصلوة لذکری; نماز را به پا دار تا به یاد من باشی." اما کم و کیف و روش به جا آوردن نماز (صلاة) چگونه است؟ این باید در سنت پیامبر و اهل بیت و روایات اسلامی توسط فقهأ و دانشمندان و مفسران قرآن کریم روشن شود.( ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ج 14، ص 140 - 141، مؤسسة النشر الاسلامی، سیمای معراج پیامبر، محمد محمدی اشتهاردی، ص 154 - 156، انتشارات نبوی. )
4. ذکر، به معنای یادآوری با زبان و قلب و به یاد خداوند متعال بودن در تمام شرایط میباشد و نماز وقتی با تمام شرایط و اجزایش انجام میشود، میتواند بهترین ذکر و یادآوری خداوند متعال میباشد.( ر. ک: قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج 4 - 3، ص 15 - 20، دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
"اذان" بر دو قسم است: 1. اذان اعلام 2. اذان نماز
اذان اعلام: اذانی است که در اول هر وقت ـ از اوقات نماز ـ گفته میشود. اذان اعلام، از شعائر مسلمین است که در واقع با گفتن آن، در هر شبانه روزی چند بار، یک دوره عقائد حقّه ـ که عبارت است از توحید و نبوت و ولایت ـ با صدای بلند اعلام میشود.
به خاطر زنده ماندن همین عقائد حقّه است که مستحب است این مضامین با صدای بلند و نیکو و بر بلندی خوانده شود.
و خداوند پاداشهای زیادی برای "مؤذن" در آخرت قرار داده است. اذان اعلام از شعائر اجتماعی مسلمین است.(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 81، ص 103، نشر الوفأ.) و همواره باید در بلاد مسلمین مؤذنهایی باشند که اذان بگویند. در روایات وارد شده است که: مستحب انسان اذان بگوید، مؤذنین را اکرام کند و به آنها حسن ظن داشته باشد.(وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 5، ص 371 ـ 410.) و همچنین در روایات وارد شده است که علیبه پیامبر6 فرمود: آن قدر ما را در اذان ترغیب فرمودید که ترسیدیم برای برپایی آن، ما را با شمشیر بزنی.(مستدرک الوسائل، نوری، ج 4، ص 19، نشر موسسة آل البیت.)
امّا اذان نماز:
شما میدانید که اذان قبل از نماز گفته میشود. نماز، ارتباط انسان با خدا است و اذان مقدمة این ارتباط میباشد. آنچه در اذان آمده است، بهترین و زیباترین کلماتی هستند که میشود با آنها، مقدمة ارتباط با رب العالمین را فراهم کرد. اینک به مختصری از فلسفة این کلمات ملکوتی اشاره میکنیم تا انشأ اللّه از آن بهره ببریم.
1. اللّه اکبر: اذان با چهار تکبیر ـ اللّه اکبر ـ شروع میشود. با این تکبیرها به عظمت خداوند متعال اعتراف کرده، و ضعف و قصور خود را از اقامة "نماز واقعی"، به خداوند اعلام میکنیم. امام صادقمیفرماید: "چون تکبیر گفتی، کوچک شمار در محضر کبریای آن ذات مقدس از عرش تا فرش را"(محجة البیضأ، فیض کاشانی، ص 385، ج 1، نشر مکتبة صدوق.)
2. اشهد ان لا اله الا اللّه: این کلمه، اقرار به توحید است، و این که مستحق عبادتی جز خدا نیست. انسان با این اقرار لفظی، در قلب خود، توحید را اصالت میبخشد; تا لحظاتی بعد ـ در مقام عمل ـ وارد نماز شود و فقط برای او عبادت کند.
3. اشهد ان محمداً رسول اللّه: این نیز اعترافی است به این که، در سفر روحانی نماز، بدون تمسّک به مقام هادیان راه معرفت، نمیتوانیم به مقصود نائل شویم: "قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّه;(آلعمران،31) بگو: "اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد."
4. اشهد ان علیاً ولی اللّه: نماز بی ولایت ولی اللّه، مقبول نیست. امام باقر7 میفرماید: "اگر کسی شبها را به عبادت قیام کند و روزها را روزه بگیرد و تمام مالش را تصدق دهد و در تمام عمر حج به جا آورد ولی نشناسد ولایت ولیّ اللّه را، تا موالات او کند و همة اعمالش به راهنمایی او باشد، برای او پیش خدا ثوابی نیست و از اهل ایمان نیز محسوب نمیشود". (البته این جمله جزء اذان و اقامه نیست ولی برای تبرّک گفته میشود)(آداب الصلواة، امام خمینی;، ص 137، نشر مؤسسه آثار امام.)
5. حیّ علی الصلوة، حی علی الفلاح، حی علی خیر العمل: وقتی انسان با گفتن تکبیرها عظمت حق را توصیف نمود; و با شهادت دادن به توحید، او را به وحدانیت و الوهیت توصیف کرد و با شهادت به رسالت، برای خود رفیق راه و مصاحب انتخاب کرد، و سپس با تمسک به مقام ولایت، عبادت را کامل کرد; اینک وقت آن است که قوای خود را برای نماز مهیّا کند و به سوی آن بشتابد.(ر.ک: آداب الصلوة، ص 125 ـ 142.)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
وجوب قرائت سوره حمد در رکعات اول و دوم هر نماز، به دستور شخصی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است. آن حضرت میفرمایند: "لاصلاة الا بفاتحة الکتاب; نماز بدون خواندن سوره فاتحه الکتاب (سوره حمد) نماز نیست." یعنی قبول نیست.(مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 4، ص 158، آلالبیت.)
توضیح این که قرآن کریم، احکام کلی را بیان فرموده است; مثلاً: فرموده است نماز را به پا دارید، روزه بگیرید، و... . اما خداوند متعال، بیان جزئیات را به عهدة پیامبر اکرمگذاشته است. از جمله مواردی که آن حضرت بیان فرمودهاند، قرائت سوره حمد در نماز است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در قرآن مجید، فلسفه و حکمت وجوب دفن بدن انسان پس از مرگ مطلبی نیامده، امّا در روایات، بر این امر پرداخته شده است.
امام هشتممیفرماید: "همانا امر شده به دفن میّت، تا این که ظاهر نشود برای مردم، فساد جسد او، و زشتی قیافة وی، و اذّیت نشوند افراد جامعه از بوی بد او، و نیز متاذّی نگردند، از بیماری و آفت و فسادی که جنازة میّت چه بسا در پی داشته باشد]باعث مریضی دیگران شود[ و برای این که، بدن میّت، از دید دوستان و دشمنان وی مخفی باشد; تا دوستان محزون نشوند و دشمنان، شماتت و خوشحالی نکنند." در این حدیث، حکمتهای فراوانی برای دفن ذکر شده که به چند مورد آن اشاره میشود:
1. حفظ احترام مرده; چون اگر دفن نشود، بدن، به زودی متعفّن میگردد، قیافه تغییر میکند و حیوانات صحرا، آن را طعمة خود قرار میدهند، و این امور، بیاحترامی بزرگی به متوفّا و بستگان وی میباشد و بدیهی است که هیچ کس راضی نیست که عزیز او به این سرنوشت گرفتار شود.
2. بدن مرده، به انواع، میکروبها آلوده است و این سبب ابتلای افراد جامعه، به بیماریهای خطرناک میگردد.
3. مردم از بوی بد او اذیت میشوند.
4. دفن نشدن مرده، سبب آزردگی دوستان و شادشدن دشمنا است.
از قرآن مجید استفاده میشود که نخستین بدنی که دفن شد، بدن هابیل فرزند آدم بود(وسائلالشیعه،شیخحرعاملی، ج 2، ص 819، نشرمکتبهالاسلامیه. ) که به دست برادرش قابیل کشته شده، و او کیفیت دفن را از کلاغی آموخت:"فَبَعَثَ اللّهُ غُرابـًا یَبحَثُ فِی الاَرضِ لِیُرِیَهُ کَیفَ یُوَری سَوءَةَ اَخِیهِ قالَ یـَوَیلَتیَ اَعَجَزتُ اَن اَکونَ مِثلَ هـَذا الغُرابِ فَاُوَرِیَ سَوءَةَ اَخی فَاَصبَحَ مِنَ النّـَدِمین;(مائده، 31) پس خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال گود نماید تا به او بنماید که چگونه بدن مردة برادر را زیر خاک پنهان سازد; ]قابیل[ با خود گفت: ای وای بر من! آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم ]پس برادر را به خاک سپرد[ و از این کار سخت پشیمان گردید."
در حدیثی امامصادقمیفرماید: "هنگامی که قابیل برادر خود را کشت، او را در بیابان افکنده بود. درندگان به سوی جسد هابیل روی آوردند. قابیل برادر خود را مدتی به دوش کشید، لکن باز پرندگان اطراف او را گرفته بودند و منتظر بودند که چه موقع جسد را به خاک میافکند تا او را بخورند; در این موقع بود، خداوند زاغی را فرستاد که خاکهای زمین را کنار زد و جسد زاغ دیگر را در آن قرار داد و به روی آن خاک ریخت; قابیل که این منظره را تماشا میکرد، جسد برادر خویش را به خاک سپرد."( مجمعالبیان، مرحومطبرسی، ج 3، ص 185، ذیل آیه، نشر کتابفروشیاسلامیه; تفسیرنمونه، آیة...مکارم شیرازیودیگران،ج،ص 352، انتشارات دارالکتبالاسلامیه. )
از امامصادق(علیه السلام)از ابتدای نسل آدم علی نبینا و... و این که خدای متعال به آدم وحی کرد که دختران خود را به ازدواج پسران خویش در آورد، سؤال شد: حضرت فرمودند: "سبحان الله و تعالی عن ذلک علواً کبیراً; منزه است خدا و بزرگتر است، از این که اصل و اساس خلقت انسان و اولیا و انبیا و مؤمنان را بر امر حرامی قرار دهد، آیا خداوند قدرت نداشت که موجودی و جُفتی از حلال برای آنان خلق کند.( تفسیرصافی، فیضکاشانی(قدسسره)، ج 1/415، نشر موسسه اعلمی للمطبوعات ـ بیروت ـ لبنان . )"
بعضی مفسّران این روایات را معتبر میدانند و معتقدند که فرزندان آدم (برادر یا خواهر) ازدواج نکردند، بلکه خداوند برای آنها حور یا جّن آفرید. مرحوم فیض کاشانی، به این نظر معتقد است،( تفسیرصافی،پیشین،ص 418. ) لکن انصاف این است که قول علاّمه طباطبایی(رحمت الله علیه) به واقع نزدیکتر است، چون مطابق با ظاهر قرآن است، افزون براین که روایات فراوانی نیز مویّد این مطلب میباشد; بنابراین، روایاتی که ازدواج برادر با خواهر را نفی میکند باید طرد نمود چون با ظاهر آیه شریفه منافات دارد.
لکن تردیدی نیست، هر یک از دیدگاهها را که بپذیریم، فلسفه ازدواج، زیاد شدن نسل بشر است. خداوند، غریزه جنسی را در انسان قرار داد و ازدواج را تشریع فرمود تا بدین وسیله نسل بشر فراوان گردد و اگر ازدواج در بین فرزندان آدم تشریع نمیگردید، با فوت فرزندان آدم، نسل انسان منقرض میشد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
پیش از پاسخ باید توجه داشت بدعت، گرچه در لغت به معنای نوآوری است، ولی در اصطلاح، دارای یک بار منفی میباشد. بدعت اصطلاحی به این معنا است که چیزی جزء دین نباشد و ما آن را در دین وارد کنیم یا بخشی از دین را از مجموعة آن، خارج نماییم; بنابراین بدعت امری بسیار ناپسند است; به این علت هیچ کس حق ندارد خارج از ضوابط شرعی و بدون تخصص و اجتهاد، مسئلهای را که برداشت شخصی خودش میباشد، به دین نسبت دهد.
امام امیرالمومنیندر این باره میفرماید: "هیچ چیزی مثل بدعت، اساس دین را منهدم نمیکند."(میزان الحکمة، ج 1، ص 380.)
قرآن مجید میفرماید: "إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ;(انعام،159) کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دستههای گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطهای با آنها نداری."
پیامبراکرماز اهل بدعت جدا بوده و از آنها دوری میجسته است و آیة بالا مخصوص مشرکان نیست و اهل بدعت امت اسلام را نیز در بر میگیرد.(المیزان، علامه طباطبایی، ج 7، ص 290، جامعة مدرسین قم.)
پیامبراکرمدر این باره میفرماید: "من از اصحاب بدعت، بیزارم و همین آیه را تلاوت فرمود."(میزان الحکمة، ج 1، ص 381.)
اما آیا میتوان در دین نوآوری نمود؟ و آیا کار عالمان دینی و فقیهان و... نوآوری است؟ در این باره لازم است به نکته هایی دقت شود: الف ـ تغییر برخی احکام، گاهی به علت تغییر موضوعها است که برخی مردم تصوّر میکنند نوآوری رخ داده است; برای مثال قبلاً خرید و فروش خون، حرام بوده است، چون این موضوع، منفعت عقلایی نداشت، اما در دوران ما، این موضوع (خون) دارای اثر و منفعت عقلایی شده، به اصطلاح تغییر کرده است; از این رو، عالمان دین میفرمایند: "خرید و فروش آن جایز است و همین طور مسئلة شطرنج ; این چیزها نوآوری نیست."
ب ـ برخی وقتها تغییر نیازمندیها و مقتضیات زمان، علمای دین را وا میدارد که نگرش و نگاهی نو به معارف دینی داشته باشند و قوانین متغیّری که به علت نیازمندی ای نوین ا نسانها مورد احتیاج است را از قوانین ثابت دینی، استخراج نمایند. این کار، وظیفة عالمان دینی است و "اجتهاد" نام دارد. اجتهاد یعنی فهم دقیق نیازمندیهای روز و تطبیق آن بر معارف ثابت دینی که این کار به یک معنا نوآوری ا ست و نه تنها عالمان دینی میتوانند که از مهمترین وظیفههای آنها در دوران غیبت امام معصومبه شمار میرود. و از توان دیگران نیز خارج میباشد. و باید توجه داشت اجتهاد کار هر کسی نیست و به هر عالم نمایی نمیتوان مجتهد گفت.
ج ـ آیا عالمان دینی میتوانند بینشهای نویی دربارة معارف دینی داشته باشند و در عرصه بینش و فهم، نوآوری داشته باشند؟ بله، اجتهاد واقعی همین است و باید توجه داشت که منابع دینی، چون طبیعت است که هر چه بینشها وسیعتر و عمیقتر شود، راز و رمز جدیدی از آن کشف میشود و به این معنا، اجتهاد یک امر نسبی است که در هر عصری، عالمان دین، فهمی متناسب با شرایط همان دوران از دین دارند; البته قانونمند و طبق ضوابط. و جمود بر فهم گذشتگان ناپسند است; به ویژه این که بیشتر احکام و دستورهایی که از راه یکی از این سه صورت به دست میآید، برای رفع تکالیف و حتی مشکلات فرد و جامعه است و نمیتوان گفت این گونه قوانین، حکم واقعی و ثابت الهی و دینی هستند.
این که در روایات بیان شده قرآن برای مردم یک زمان نیست، همین نکته منظور است که مردم هر عصری، فهمی ممتاز از دیگران دارند و این مایة رشد و بالندگی و حیات قرآن است.
تاریخ هم نشان داده که فهم و بینش و عمق معرفت دینی در مسیر تاریخ، رشد کرده و به طور معمول آیندگان از گذشتگان بهتر بودهاند.(ر.ک: مجموعه آثار، شهید مطهری، ج 3، ص 195ـ203، صدرا.)
بر این اساس، بدعت در دین ممنوع، ولی نوآوری و ابتکار و اجتهاد نه تنها جایز، بلکه مطلوب و وظیفة عالمان دینی است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هر انسان عاقلی، به خوبی میداند که وقتی نسبت به موضوعی آگاهی کامل ندارد، باید از افراد صاحب نظر در آن موضوع بپرسد تا جاهلانه در هیچ کاری وارد نشود، مانند مراجعه به پزشک، مهندس و... . انسانِ مسلمان نیز وظیفه دارد با معارف و احکام دین آشنا شود; از این رو، باید سراغ بزرگانی برود که با علوم و احکام دین آشنا هستند; قرآن کریم در آیهای میفرماید: " وَ لاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِی عِلْمٌ;(اسرأ،36) و چیزی را که به آن علم نداری دنبال مکن" و در جای دیگر میفرماید: "فَسْ ?‹َلُوَّاْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ;(نحل،43) اگر نمیدانید، از آگاهان بپرسید."
به یقین، پیامبر اسلام و امام: مقامهای مختلفی از قبیل: مرجعیت مذهبی، رهبری سیاسی، مرجعیت قضایی، اجرای احکام الهی، تبلیغ دین و بیان احکام الهی و... دارند; از این رو، در زمان حضور پیامبر و امام، خود آن بزرگواران، مرجع همة امور از جمله بیان احکام خدا برای مردم بودند: " بِالْبَیِّنَـَتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ;(نحل،44) و ما این ذکر ]= قرآن[ را بر تو نازل کردیم تا آن چه به سوی مردم نازل شده است را برای آنها روشن سازی، شاید اندیشه کنند."
البته آن بزرگواران چون علم خدایی داشتند، در فتوا دادن و بیان احکام الهی، مانند مراجع تقلیدِ امروز، نیاز به آموزش و تحقیق و اجتهاد نداشتند.
افزون بر مطالب بالا، کسانی که در زمان حضور پیامبر و امام:، دست رسی به آن بزرگواران نداشتند، پیامبر یا امامان معصوم: کسانی را که در حدّ فتوا دادن و فقاهت بودند، امر میکردند که به شهرها و... سفر کنند و بر کرسیّ مرجعیت بنشینند و پس از تحقیق و استخراج احکام خدا، آنها را برای مردم، بیان کنند.
در خاتمه شایان یاد است، اگر هنگامی که به سن بلوغ رسیدید، اگر امام خمینی; رحلت کرده بوده، وظیفه شما این است که به یکی از مراجع اعلم زنده مراجعه کنید و احکام شرعی را براساس فتوای مراجع زنده، عمل نمایید.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قرآن کریم، اجتهاد در موضوعات فقهی را مورد تأیید و تأکید قرار داده است. چنان که میفرماید: "وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَـآغفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَ لِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوَّاْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ ;(توبه،122) شایسته نیست، مؤمنان همگی ]به سوی میدان جهاد[ کوچ کنند، چرا از هر گروهی طایفهای از آنان کوچ نمیکنند ]و طایفهای بماند[ تا در دین ]و معارف و احکام اسلام[ آگاهی پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را انذار نمایند تا ]از مخالفت فرمان پروردگار[ بترسند و خودداری کنند."
از آن جا که استنباط و استخراج احکام فقهی با استفاده از کتاب، سنت، اجماع و عقل برای عموم مردم ممکن نیست و باید عدهای در این راستا تمام تلاش و کوشش خویش را به کار ببرند و به مقام و مرتبة اجتهاد رسیده و احکام فقهی را برای مردم استخراج کنند و در اختیار آنان قرار دهند; و چنین تقلیدی از ناحیه مردم از یک مجتهد متعهد و پرهیزگار و جامع الشرایط یک امر وجدانی و بدیهی است که نیاز به دلیل ندارد و در میان همه عاقلان مراجعه به متخصص در علوم و صنایع مختلف مانند پزشک، مهندس و سایر کارشناسان امری رایج و عقلانی است و در هر عصر و زمانی اگر کسی نسبت به چیزی جاهل باشد به کسی که از آن مسأله آگاه است رجوع میکند و قرنآ کریم نیز چنین شیوهای را تأیید کرده و میفرماید: "فَسْ ?‹َلُوَّاْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ;(نحل،43) اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید."
"اهل ذکر، از نظر مفهوم لغوی به کسانی گفته میشود که دارای آگاهی و اطلاع باشند و بتوانند حقایق را یادآوری و بیان نمایند. آیه مذکور در واقع بیانگر یک قانون کلی عقلایی در مورد "رجوع جاهل به عالم" یعنی همان رجوع مقلد به مجتهد است.( ر.ک، المیزان، علامه طباطبایی;، ج 12، ص 271، دارالکتب الاسلامیة، تهران / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 11، ص 243ـ246، دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
امام حسن عسکریدرباره اجتهاد و تقلید از فقیه جامع الشرایط میفرماید: "مردم باید از فقیهانی که خویشتندار، نگهبان دین، مخالف هوای نفس و مطیع امر مولایشان هستند تقلید کنند."( وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 27، ص 131، مؤسسه آل البیت، قم. )
بنابراین، سیره و روش عقلا، آیات قرآن کریم و روایات اسلامی حکم میکنند که باید در مسائل فقهی بابی به نام اجتهاد باشد و مقلدان برای دریافت احکام شرعی و فقهی خود به مجتهدان جامع الشرایط مراجعه کنند.
قابل ذکراست که مسائل فرعی فقهی (موضوع تقلید) از اموری نیست که غیر مجتهد و غیر متخصص بتواند، با مراجعه به عقل خود آنها را بفهمد و به اصطلاح این امور از "مستقلات عقلیه) نیست.( برای آگاهی بیشتر ر.ک: الاجتهاد و التقلید، حضرت امام خمینی;، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمت الله علیه)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در احکام اسلامی به جهت حق ولایت پدر بر پسر از یک طرف، مسئولیت هایی را برای پدر مقرر و معین نموده (مانند سرپرستی و نفقه و برآوردن نیازهای فرزند در زندگی و نقشی که پدر خانواده دارد) از طرف دیگر احکام خاصی را برای پدر قرار داده است که از جمله عدم قصاص و حق برداشت پدر از مال فرزند میباشد.در مورد قصاص، حکم اولیه اسلام بر قصاص میباشد، براساس فلسفه خاصی که در آن وجود دارد. برای رعایت همین فلسفه باید تا جایی که امکان دارد، استثنا نشود اما در مورد پدر به جهت حق ولایت استثنا شده است. اما در مورد قصاص مادر و این که چرا مادر (با عنایت به حقوق و رابطه عاطفی بیشتر وی) از قصاص در مقابل قتل فرزند معاف نشده، میتوان گفت: با توجه به فلسفه قصاص و لزوم پیشگیری از وقوع قتل عمد در جامعه، این استثنا فقط در مورد پدر که جایگاه خاصی در مجموعه خانواده و جامعه دارد، پذیرفته شده است، ولی در مورد مادر با توجه به این که قتل عمد فرزند توسط مادر بسیار کمیاب میباشد، استثنا نمودن او از حکم قصاص ضرورتی نداشته است. (در صورت وقوع باید در عمد و اختیار مادر تردید کرد که در این صورت قصاص نخواهد شد، چون اختیار یکی از شرایط قصاص است یا باید او را فاقد هرگونه عاطفه و احساسات مادری دانست که در این صورت نیز قصاص او مانع ندارد.)
پی نوشتها:
1 - قدرت الله خسروشاهی، فلسفه قصاص در اسلام، ص 94.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در کتابهای فقهی و ماده 299 قانون مجازات اسلامی ذکر شده که در ماههای حرام، دیه از هر نوع که باشد، یک سوم اضافه میشود، نه این که دوبرابر و به صورت کامل اضافه شود.افزایش مقدار دیه در ماههای حرام، موضوعی است که کتابهای فهقی از آن تعبیر به "تغلیظ دیه در ماههای حرام" می کنند.عادت عرب در زمان جاهلیت این بود که در ماههای حرام، به جهت تقدس و موقعیت خاص این ماهها، دست از جنگ می کشید. در این ماهها افراد و قبایل از جنگ آسوده میشدند و هر کس جان و مالش در امان بود،(1) همچنین حرمت مکه را رعایت می کردند(2)حرمت ماههای حرام و حرم مکه، در اسلام مورد تأیید قرار گرفت. در اهمیت آن همین بس که قرآن کریم در آیات متعددی به بحث از آن پرداخته است. در مورد حرمت حرم مکه نیز روایات فراوانی وجود دارد. در بعضی از منابع فقهی، علت تغلیظ حکم دیه در ماههای حرام، به سبب شکستن حرمت ماه حرام دانسته شده است، یعنی اگر کسی مرتکب قتل یا... در یکی از ماههای حرام می شود، یک دیه به جهت خود شخص و ثلث آن به جهت شکستن حرمت ماه حرام باید بپردازد.(3)حکم فقهی و قانون در این مورد، برگرفته از روایاتی است که وارد شده است. راوی می گوید:از امام صادق(علیه السلام)، در مورد دیه مردی که در ماه حرام کشته شده است سؤال کردم، حضرت فرمودند: "دیه او کامل و ثلث آن است". (4)این روایت از حیث دلالت بسیار خوب است و از حیث سند هم معتبر است. با استفاده از این روایت و روایات دیگری که در این باب هست، فقهای شیعه اصل تغلیظ دیه در ماههای حرام را مسلم میدانند.(5) اما در مورد عمدی یا غیر عمدی بودن قتل، از اقوال فقها به دست میآید که اکثر قریب به اتفاق آنان، تغلیظ را به صورت مطلق واجب دانستهاند. البته بعضی تصریح کردهاند که در قتل خطایی نیز تغلیظ جاری میشود.(6)آیت الله خویی (رحمت الله علیه) تصریح می فرمایند:"دیه قتل در ماه حرام، چه عمداً چه خطاءاً، دیه کامل و ثلث آن است و در این زمینه هیچ اختلافی بین فقها نیست". (7)به همین جهت، تغلیظ دیهای که در ماده 299 قانون مجازات اسلامی ذکر شده شامل همه انواع قتل میشود.(8)
پی نوشتها:
1- قانون دیات و مقتضیات زمانی، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، ص 486
2- همان، ص 369.
3 - النهایة، سلسلة الینابیع الفقهیه، ص 121
4- وسائل الشیعه، ج 19، باب 3 از ابواب دیات النفس، ص 149، ح 1.5
5- قانون دیات و مقتضیات زمان، ص 501
6- قانون دیات و مقتضیات زمان، ص 508.
7- مبانی تکمله - المنهاج، ج 2، ص 200
8- محشّای قانون مجازات اسلامی، ایرج گلدوزیان، ص 155.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
طبق قانون جمهوری اسلامی ایران دیه اقلّیّتهای مذهبی از جمله ارمنیها با دیگران برابر است و تفاوتی وجود ندارد. در فقه این مسئله مورد اختلاف است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براساس جهان بینی الهی، جهان هستی و تمام چیزهایی که در آن آفریده شده، از خدا است و مالک تمام هستی او است. بنابراین در ملک الهی تنها با اجازه مالک میتوان تصرف نمود. این مسئله در مورد آفریدههای الهی و آنچه خداوند بر انسان حلال و حرام نموده، کاملاً روشن است. از جمله آفریدههای خداوند،انسان و جان وی است. انسان اجازه تصرف در جان خود بدون رضایت الهی را ندارد که بدون رضایت الهی دست به خودکشی بزند و باعث نابودی خود بشود.این مانند آن است که انسانی را بدون علت بکشد. هم چنین خودکشی برخلاف فلسفه آفرینش انسان است و از این رو در اسلام حرام و ممنوع اعلام گردیده است. خداوند حکیم انسان را آفرید تا در دنیا زندگی کند و در سایه پیروی از فرامین الهی و راهنماییهای پیامبران خدا به کمال رسیده و به نعمتهای جاویدان دست یابد. زندگی دنیا بستر کسب خوشبختی و سعادت است، یعنی بشر میتواند در این جهان به گونهای باشد که به سعادت ابدی برسد. رسول گرامی اسلام فرمود: "دنیا مزرعه و کشتگاه آخرت است".(1) کسی که دست به خودکشی میزند و خود را نابود میکند، زمینه زندگی دنیا را از بین میبرد و با تدبیر و حکمت الهی به مبارزه برمیخیزد، چرا که خدا وی را آفرید، تا به طور طبیعی زندگی کند و به طور طبیعی (غیر از خودکشی) از دنیا برود. و او برخلاف این خواسته عمل نموده است. حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: "خداوند بدین خاطر قتل نفس را حرام نموده که قتل نفس موجب از بین رفتن مردم و فاسد شدن تدبیر امور آنان میشود".(2)امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "کسی که عمداً خود را بکشد، همیشه در آتش جهنم خواهد بود".(3)
پی نوشتها:
1 - مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 2، ص 520 (کنزالحقایق، باب دال).
2 - علل الشرایع، ج2، ص 190، باب 228، حدیث 1.
3 - شهید عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص 113.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اسلام اعتقاد کورکورانه و بی دلیل را نمی پذیرد و از پیروان خویش می خواهد با تحقیق و دلائل منطقی و برهان استوار، به مبانی دین عقیده پیدا کنند، حتی به مشرکان اجازه می دهد جهت تحقیق به مناطق اسلامی روی آورند و آزادانه بررسی کنند. قرآن مجید به پیامبرش دستور داد: "اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد، پناهش بده تا گفتار خدا را بشنود، آن گاه به امانگاهش برسان. این به خاطر آن است که آن ها مردمی نادان هستند".[1]اگر کسی پس از تحقیق و بررسی کامل، اسلام را انتخاب کرد و سپس خواست از اسلام خارج شود و مذهب دیگری را برگزیند، اسلام به او چنین اجازه ای را نمی دهد. اوّلاً باید علت مسلمان شدن و دلیل برگشتن خود را با منادیان اسلام مطرح سازد تا اگر حرف منطقی دارد، به او پاسخ دهند و اگر ارتدادش انگیزة جاسوسی و مزدوری دارد، نیز معلوم شود. بسا ممکن است کسی مسلمان شود تا به اهداف سیاسی برسد و علل بی اساسی برای انحراف خود بیان کند تا دیگران را گمراه کند. و برخورد با چنین ارتدادی روشن است، زیرا چنین عملی اثر تخریبی در اذهان عمومی دارد و باعث تزلزل عقیده مسلمانانِ کم سواد و جوانان ناآگاه می شود و پیش خود فکر می کنند اگر اسلام کامل ترین و صحیح ترین دین ها است، چرا بعضی پس از مسلمان شدن پشیمان شده، از دین بر می گردند. مضافاً بر این ممکن است افراد مغرض و سودجو با استفاده از این شیوه، بزرگترین ضربات را بر پیکر اسلام وارد سازند و چند صباحی خود را مسلمان قلمداد کنند و از اسرار نظامی و سیاسی مسلمانان با خبر شوند، آنگاه با سوء استفاده از عنوان آزادیِ تغییر عقیده چنین وانمود کنند چون اسلام نمی توانسته پاسخ گوی نیازهای روحی و جسمی جوامع انسانی باشد، از آن خارج شدند.اسلام می گوید ابتدا کاملاً تحقیق کن و تا به نتیجة قطعی نرسیدی، اظهار عقیده نکن، زیرا در صورت پذیرش عقیده، دیگر حق بازگشت نداری. برای توضیح بیشتر می توانید به کتاب اسلام و حقوق بشر نوشتة زین العابدین قربانی، ص 480 و تفسیر نمونه "بحث مرتد در اسلام"، ج 11، ص 419 مراجعه کنید.
[1] سوره توبه، آیه6.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اسلام یک سلسله احکام موسمی و موقعی دارد، یا سلسله احکام ابدی.دیه برده نصف نیست که بلکه دیة او به مقدار قیمت و ارزش او است که باید به صاحب او پرداخت شود، حتی گاهی قیمت او به اندازة دیة یک انسان آزاد می شود و گاهی بیشتر می شود که در این صورت نباید بیشتر از دیة کامل پرداخت کرد، بلکه باید به اندازه دیه یا کمتر پرداخت شود.(1)در ورد ربا گرفتن اوّلاً باید بگوییم ربا خواری یک نحوه کسب پول یا مال از راه حرام و غیر شرعی است که بر مسلمانان تحریم شده است. همیشه ربا گرفتن مساوی با ظلم نیست. این طور نیست هر ربا خواری ظالم باشد. البته از جهت این که خلاف دستور خدا عمل می کند، گناه کار و ظالم است، امّا معلوم نیست ربا خواری ظلم به مردم باشد و این خود جای بحث و کنکاش دارد که به فرصت دیگری محوّل می کنیم.در هر صورت شکی نیست که ربا یکی از محرّمات و از گناهان کبیره است و عقوبت سختی دارد، ولی ربا گرفتن در چند مورد گناه نیست:1ـ ربا گرفتن پدر از فرزند و بالعکس، 2ـ ربا بین زن و شوهر،3ـ ربا بین مولا و عبد، 4-ربا گرفتن مسلمان از کافر حربی، 5ـ ربا بین مسلمان و کافر ذمّی.هر کدام از این استثناها روایاتی دارد. در روایتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند : "لیس بیننا و بین أهل حربنا ربا نأخذ منهم الف الف درهم بدرهم و نأخذ منهم و لا نعطیهم ؛ ربا گرفتن از کافرانی که با ما در جنگ اند، حرام نیست ما می توانیم در برابر درهمی که به آنان می دهیم، هزاران درهم بگیریم و اصلاً اموال آنها را بگیریم و به آنان ندهیم".(2) چون کافر حربی هستند، تشنه به خون مایند و اگر فرصت پیدا کنند، به اموال و ناموس ما تجاوز می کنند.در روایت امام صادق(علیه السلام) آمده است: "لیس بین المسلم و بین الذمّی ربا؛(3) بین مسلمان و کافر ذمّی ربا اشکال ندارد [چون اهل ذمه مانند یهود ربا گرفتن و ربا خواری را حلال می شمارند و از جهت دیگر یک نحوه تنبیه برای آنان محسوب می شوند]".یک اصل کلّی می تواند دلیل بر جواز ربا گرفتن به چندین برابر از کفّار باشد؛ یعنی همان طور که "کلمهْْ الله هی العلیا؛ دین خدا به جهت حقانیّت آن باید تفوّق و برتری داشته باشد ؛ مسلمانان نیز باید ذلیل و خوار زیر چنگال کفّار نباشند و باید دارای عزّت و شوکت و اقتدار باشند : " :إنّ العزّهْْ لله و لرسوله و للمؤمنین" . لذا برای رعایت این اصل این گونه احکام وضع شده است.
پی نوشتها:
1. وسائل الشیعه، ج 19، ص 152.2.
2.همان ، ج 12، ص 436.3.
3.همان، ص 437.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آیه دوّم، سوره نور حدّ زنای غیرمحصن را بیان کرده است و به قرینه روایاتی که اطلاق آیه کریمه را تقیید می کند، منظور از آیه، زنای غیرمحصن است، و زنای محصن که حکمش سنگسار است، از آن احادیث استفاده می شود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دلیل بر قتل مرتد فطری یک حکم عقلی نیست؛ بلکه حکم شرعی است که از روایات استفاده می شود. به طور کلی خیلی از احکام شرعی در ظاهر ممکن است با عقول ما سازگار نباشد؛ لکن بنا نیست هر چیزی که شرع می فراید عقل ناقص ما هم آن را تصدیق نماید؛ گرچه وقتی انسان احکام اسلامی را با دقت مطالعه نماید، می بیند که همه آنها براساس عقل و منطق است؛ ولی اگر در مورد یا مواردی هم ما نتوانستیم با فکر و عقل کوتاه خودمان دلیل یا فلسفه حکمی را بفهمیم، نباید آن را تخطئه نماییم.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد رجم آیهای در قرآن مجید نیامده است. نه تنها این حکم مبسیاری از احکام مسلم شرعی که حتی از ضروریات دین است در قرآن نیامده. از باب نمونه مسائل راجع به غسل و تعداد رکعات نماز. البته ضرورتی هم ایجاب نمیکند که تک تک احکام شرعی به صورت مبسوط در قرآن ذکر شود. قرآن کریم در آیات متعددی ما را به سوی پیامبر و اهل بیت او(علیهم السلام) رهنمون شده و اطاعت از آنان را بر ماواجب نموده و یا اطاعت از پیامبر را اطاعت از خداوند دانسته است. از جمله آیه:«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم»، (نساء / 59) و آیه «من یطع الرسول فقد اطاع الله»،(نساء / 80).به همین جهت سنّت که گفتار پیامبر و اهل بیت معصومین پیامبر است یکی از منابع استخراج احکام شرعی علاوه بر قرآن به شمار می رود و بسیاری از احکام شرعی از روایات پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) استفاده می شود. حکم رجم زناکاری که دارای همسر باشد با تحقق شرایط آن یکی از مسائلی است که با روایات متعدد از پیامبر و ائمه معصومین(علیهم السلام) ثابت شده است. و محل اتفاق جمیع فقها است بلکه به حد ضرورت وبداهت بین مسلمانان رسیده و جای تأمل و تردید در این حکم وجود ندارد. و در صدر اسلام به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) انجام گرفته است. برای آگاهی بیشتر ر.ک: جواهر الکلام، محمدحسن نجفی، نشر اسلامیه، چاپ ششم، 1363 ش، ج 41، ص 318 ـ 321.اما درباره اجرای آن در حضور دیگران باید گفت: هدف اساسی در اجرای حکم علاوه بر تنبیه مجرم، اثر بازدارندگی آن نسبت به دیگران است. به ویژه برخی از جرمها که نشان از بیباکی مجرم و عذرناپذیری از سوی او دارد. و خطر بنیان کنی نسبت به جامه دارد. که زنای محصنه از آن نمونه است. زیرا ارضای غریزه برای او امکان داشته و اقدام او خیانت با نظام خانواده میباشد.و با توجه به رفت و آمدهای خانوادگی اگر مجازات چنین جرمی سنگین نباشد عوارض غیر قابل پیشبینی در انتظار خانوادهها خواهد بود.البته از آنجا که اثبات این جرم بسیار مشکل است و نیاز به چهار شاهد دارد. تنها کسانی گرفتار می شوند که به گونهای حرفهای و با جرأت تمام به آلودهسازی جامعه اقدام میکنند. و یا کسانی که به جهت رهایی از عذاب وجدان و عذاب آخرت، خود میآیند و اقرار می کنند. که در این صورت حاکم شرع تا میتواند آنها از اقرار منصرف می کند. و توصیه شده است که اگر شخصی به جهت وسوسه یکباره و ناخواسته گرفتار گناه شده بین خود و خدا توبه کند و از بازگو کردن آن نزد دیگران و مراجعه به محاکم قضایی اجتناب کند.در هر صورت این حکم برای کسانی است که «زنای محصنه» انجام داده باشند یعنی مردی که همسر داشته باشد و یا زنی که شوهر داشته باشد. اما اگر فرد مجرد آلوده شود تازیانه می خورد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
فلسفه این مسأله همان آمادهسازی روانی جامعه است. البته این درست است که جامعه زنا را ناپسند می دانست، امادر شرایطی که مدتها گرفتار آلودگی شدید جنسی بوده، به طرز ناگهانی آماده پذیرش چنان عقوبت سنگینی نبودهاست و آیه شریفه سوره نساء زمینهساز حکم بعدی است.
|
|
|
|
1 2 3 4 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|