|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های مسائل نوجوانان و جوانان |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
از نظر اسلام، ازدواج و تشكيل خانواده، اهميت خاصى دارد، زيرا از سويى، ازدواج را وسيلهاى براى پاكدامنى و مهار غرايز جنسى و آرامش و حركت به سوى كمال دينى مىداند، و از سوى ديگر، رهبانيت (ترك دنيا و لذتهاى آن) را مذمت نموده، آن را مانع كمال و سعادت مىداند. از نظر اسلام ازدواج امری پسندیده و انجام آن مستحب است اما در صورتی که انسان بداند که اگر ازدواج نکند به گناه می افتد ازدواج بر او واجب می شود.[1]
پيامبر گرامى اسلامى (ص) فرمودند: "جوانها، هر كدام توانايى داريد، همسر اختيار كنيد، زيرا ازدواج چشم را از نامحرم بهتر مىپوشاند و پاكدامنى نيكوترى مىبخشد...".[2]
در اسلام بر جنبه هاى مثبت ازدواج تأكيد شده و ازدواج وسيلهاى براى آرامش و سكون، و مايهاى براى محبت و مهر شمرده شده است. آن گاه كه با ازدواج غريزهى جنسى و... مهار شد، و روح پر اضطراب جوان و... اعتدال يافت، حقايق زندگى را بهتر درك مىكند و به سوى دين و سعادت خود سريعتر گام بر مىدارد. آرامش ازدواج را كسانى بيشتر درك مىكنند كه رنج تنهايى و نابسامانى مجرد زيستن را چشيده و از روح پر تلاطم و پريشان جوانان ازدواج نكرده آگاه باشند.
با توجه به این که از نظر اسلام اگر کسی نیاز به ازدواج داشته باشد، ازدواج بر او واجب می شود نمی توان به خاطر ادامه تحصیل و ترس از کم شدن حقوق و درآمد، از ازدواج واجب خودداری کرد. در احادیث زیادی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که اگر فردی تنگ دست باشد و ازدواج کند خداوند او را از فضل و رحمت خود بی نیاز کرده و مشکلات مالی و مادی او را حل خواهد کرد.[3]
پس جوانانی که نیاز به ازدواج داشته باشند، باید اقدام به ازدواج کنند اما باید توجه داشته باشند که اولا با دختری که خانواده اش از نظر مالی در سطح پایین تر و کم توقع تر هستند ازدواج نمایند و ثانیا از مسائل غیر ضروری و تشریفات و گناه بپرهیزند که اگر چنین کنند یقینا رحمت و برکات خداوند نصیب آنان خواهد شد.
اگر به هیچ وجه امکان ازدواج برای آنان وجود ندارد برای رهایی از عمل قبیح خود ارضایی و استمناء می توان از نکاتی که در ذیل می آید با توکل بر خدا بهره جست:
1- برای ترک خود ارضایی تصمیم جدی داشته باشید.
2- از مشاهده انواع عکس ها و فیلم های شهوت انگیز به شدت پرهیز کنید.
3- در انتخاب دوست دقت نمائید و افرادی را برگزینید که مشوق شما در این کار نباشند و همچنین از دوستی های نا مشروع با جنس مخالف جدا خودداری کنید.
4- از خیال پردازی دوری کنید و سعی کنید همیشه مشغول به کارهای مفید باشید ( مطالعه کتابهای غیر شهوت انگیز- ورزش سنگین و...) و به یاد داشته باشید بیکاری مساله ای است که اگر از آن دوری نکنید ممکن است شما را به هر چیزی وادارد.
5– حد الامکان سعی کنید در جایی تنها نباشید.
6– روزه گرفتن برای کنترل خواسته های نفسانی و تقویت اراده شما بسیار مفید است .
اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، سعی کنید پرخوری نکنید و یا حداقل به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد .
7– از خوردن غذاهایی که باعث تحریکات جنسی می شود، پرهیز کنید ( موز- شکلات – انجیر- خرما- پیاز- فلفل - تخم مرغ - گوشت قرمز، غذاهای پرچرب و.....)
8- همیشه مثانه ی خود را خالی نگه دارید.
9- شبها قبل از خواب مطالعه کنید و همچنین هرگز به رو نخوابید...
امید است با توکل بر خدا و با تقویت اراده بتوانید در مبارزه با گناهان و انحرافات موفق باشید. انشاءا....
پی نوشتها:
[1]- توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص 449، احكام نِكاح يا ازدواج و زناشويى و همچنین مساله 2443.
[2] مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531، ح 21، ط قديم.
[3] الكافي ج : 5 ص : 331التَّمِيمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
غريزۀ جنسي يكي از مهمترين غرايز بشر و عامل بقاي نسل آدمي است که در دوران بلوغ و نوجواني با گرايش به جنس مخالف، بروز ميكند و به معناي ميل فطري، رواني و بالاخره فيزيكي است كه به جهت خاصي فرد را به حركت درميآورد و به «رفتار جنسي» ميانجامد.
اسلام ارضاي تمايل جنسي را تنها در پرتو ازدواج (دائم، موقت) امري پسنديده به حساب آورده و بر آن تأكيد ورزيده است تا انسانها نیازهای جنسي خود را از طريق روابط زناشویی با همسر خويش ارضا كنند.
از اين جهت است كه در دين اسلام به هيچ وجه سركوب غريزۀ جنسي جايز دانسته نشده است؛ بلكه هرگاه امكان ازدواج فراهم نباشد، به «استعفاف» امر ميشود.
قرآن كريم ميفرمايد: «و آنان كه امكان ازدواج ندارند، بايد عفت نفس پيشه كنند تا خدا آنها را به لطف خود بينياز گرداند.»[1] عفت نفس به معني كنترل غريزه جنسي، امری بسیار پسندیده است و در مقابل آن انحراف جنسي امری مضر، قبیح و مذموم است.
انحراف جنسی از ديدگاه اسلام ، به رفتارهايی گفته ميشود كه خارج از قوانین شرعی و اسلامی باشد. چنین رفتار هایی خلاف فطرت انسانی است و غالبا توأم با نگراني و اضطراب است از جمله آن ارتباط جنسی (اعم از نگاه های شهوت آلود ،رد و بدل کردن کلمات شهوت آلود، لمس و بوسیدن از روی شهوت و آميزش) با غیر همسر است.
آثار هر يك از انحرافات جنسي و اخلاقی در زندگي فردي، اجتماعي و خانوادگي انسان چنان آسيبرسان است كه موجب اختلالات روحي و رواني خواهد شد. به همین جهت در آيات و روايات معصومين (ع) از آن، بشدت نهی شده است[2].،
خوشبختانه انسان تا هنگام مرگ توان اصلاح نفس و رفع و دفع اين عوامل و نجات از انحراف را داراست. ولی این کار در جوانى بسیار آسانتر، و با ارزش تر از دوران پيرى است. زيرا در گذر زمان رذايل و عادات زشت ريشهدارتر مىشوند و قلع و قمع آنها بسى دشوارتر است؛ زيرا با اضافه شدن عوامل و پشت سر نهادن دركات بيشتر انحراف و سقوط، خلاصى از آنها و بالا آمدن از آنها بسى صعب مىگردد، به گونهاى كه ممكن است در گامهاى اوليه، پويندۀ اصلاح را از حركت بياندازد و در نااميدى و يأس غرق نمايد.
از اين رو خداوند در قرآن می فرماید: "اى كسانى كه ايمان آوردهايد به فكر خودتان باشيد، اگر شما به هدايت درآييد، گمراهان توان ضرر رساندن (به سعادت نهايى) شما را ندارند، (زيرا) همه به سوى خدا باز مىگرديد، پس شما را به آنچه انجام دادهايد، آگاه مىنمايد."[3] پس بر دين راستين خدا ثابت قدم بمانيد و توفيق آن را از راه اعتماد به نفس و توكل بر خدا و استعانت از او، و توسل به ائمۀ اطهار (ع) كسب كنيد! پس تسويف و تساهل و تسامح را كنار و وارد ميدان مبارزه با نفس شويد. تا نصرت و هدايت الله را تجربه نماييد. زيرا خود وعده نموده كه: "و ما كسانى را كه در راهمان تلاش كنند، به راههاى (مستقيم) خود هدايت مىكنيم، زيرا خداوند در معيت نيكوكاران است".[4]
بدون شک گناه و انحراف، مانند لجن زار متعفنی است که انسان را به ورطۀ سقوط و هلاکت می کشاند و تصمیم جدی انسان به بازگشت از هر جای این مسیر باتلاقی، خود یک پیروزی است. کسی که الان و در این مرحله به این پیروزی رسیده است، باید سعی کند انگیزۀ خود را برای مبارزه با گناه و انحراف، قوی تر نماید تا در مراحل بعدی هم پیروز شود.
اما در مورد راه های قوی کردن انگیزه برای مبارزه با گناه و انحراف و نیز درمان آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. توجه به مفاسد و مضرات گناه و انحرافات جنسی
2. توجه به ارزش والای شخصیت خود
3. توجه به مقام عظیم خداوند و رعایت کردن دستورهای او
4. توجه به ارزش مبارزه با گناه و هوای نفس، به عنوان یک هنر و لذت بخش بودن پیروزی بر نفس
5. دوری کردن از محیط های خلوت و تنهایی
6. پرکردن اوقات فراغت با برنامه هایی هم چون مطالعه، ورزش، قرائت و حفظ قرآن، عبادت
7. روزه گرفتن
8. ارتباط با افراد متدین و خود ساخته.
9. ارضای غریزۀ جنسی از راه حلال (ازدواج دائم یا موقت) و... شرایط و زمینه های گناه را از بین برد.
باید توجه داشته باشیم که خداوند متعال هیچگاه بندگان طالب هدایت خود را تنها نمی گذارد و همواره پشتیبان و مددکار آنان است و توکل به او بالاترین سرمایۀ انسان است.
پی نوشتها:
[1] نور ، 33 «وليستعفف الّذين لايجدون نكاحاً حتّي يغنيهم الله من فضله».
[2]محمدباقر كجباف ، رفتارشناسي جنسي در انديشه ديني، خبرگزاري فارس.
[3] مائده، 1.
[4] عنكبوت، 69.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اى بهار جان و اى جان بهار
ز ابر رحمت جان ما را تازه دار
پاى توفيق از سَرِ ما وا مگير
دست تأييد از دل ما بر مدار
مبتلاى محنت هجرم مكن
بر سر من هر چه مىخواهى بيار
اى ز تو سرسبز باغ عاشقان
سايۀ خود از سر ما برمدار[1]
خدايا كيست كه ساغر محبت از دست تو نوش كرد و حلقۀ بندگى ديگرى در گوش كرد؟! كدامين نرگس، پاى نياز در چشمۀ تو شست و چشم شيفتگى به تو ندوخت؟ عزيزا، كدامين نيلوفر آبى به عشق تو سر فرو آورد و جاذبۀ مهر تو ديد و به بركه گريخت؟ معشوقا، كدامين انسان، پيشانى عشق بر خاك ربوبيت تو ساييد و شيرينى تو چشيد و دل به ديگرى سپرد؟![2]
براق سير و رفرف عروج اهل معرفت و اصحاب قلوب، نماز است و هر كس از اهل سير و سلوك الى الله را نمازى مختص به خود او و حظّ و نصيبى است از آن، حسب مقام خود.[3] وقتى قرآن كريم سخن از نماز به ميان مىآورد مىفرمايد: "نماز بخوانيد تا ياد مرا زنده كنيد."[4] و من در ياد شما به وسيلۀ نماز ظهور كنم. اگر ياد خدا به وسيلۀ نماز ظهور كرد، آن قلب مطمئن است. از طرفى، ياد خدا دلها رامطمئن مىكند.[5] پس دل انسان نمازگزار مطمئن است. هرگز از غير خدا نمىترسد. هيچ دشمنى، چه از درون و چه از بيرون، نمىتواند موجب هراس او شود زيرا اهل نماز به ياد حق هستند و ياد حق، عامل طمأنينه و آرامش است. خداى بزرگ در سورۀ معارج دربارۀ حكمتهاى نماز مىفرمايد: "طبع انسان در برابر شدايد بىتابى مىكند و اگر خيرى به او رسيد، سعى مىكند انحصار طلب باشد و به ديگران ندهد". فطرت انسان بر توحيد و طبيعت او به رجس و آلودگى متمايل است. فطرت را انبيا احيا مىكنند و طبيعت جز آلودگى چيزى نيست. قرآن مىفرمايد: "اگر رنج و شرى به انسان برسد، جزع و بىتابى كرده و صبر را از دست مىدهد و اگر خيرى به او رسد سعى مىكند به ديگران نرسد و نرساند و منّاع خير باشد. مگر نمازگزاران.[6]"
نمازگزاران، طبيعت را سركوب و فطرت را احيا كردهاند. خاصيت نماز، احياى فطرت است. نمازگزار كسى است كه سركشى طبيعت را رام كند. او با سرمايۀ آرامش، كه از نماز بدست آورده، در فراز و نشيب زندگى سست نمىشود و در شدايد و سختىها جزع نمىكند. اگر خيرى به او برسد منع نمىكند و از ديگران دريغ نمىدارد.[7] از حضرت باقر العلوم(ع) منقول است كه رسول خدا (ص) فرمود: "وقتى كه بندۀ مؤمن به نماز مىايستد، خداى بزرگ به او نظر مىافكند تا آنكه از نماز منصرف شود و از بالاى سرش تا افق آسمان در سايه سار رحمت الاهی واقع شود و فرشتگان او را احاطه كنند و خداى متعال فرشتهاى را مأمور كند كه به او بگويد: اى نمازگزار، اگر بدانى چه كسى به تو نظر مىكند و با كه مناجات مىنمايى، هرگز به غير توجه نكرده و از جايگاه خود مفارقت نمىكردى![8]" جايى كه به نص كلام الاهی.[9] جمال صورى يوسفى محدود، زنان را فانى كند. جمال مطلق، كه هر جمال، ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت.[10]
يا رب تهى مكن زمى عشق جام ما
از معرفت بريز شرابى بكام ما
تكبير چون كنيم مجال سوا مده
درديده بصيرت والا مقام ما
وقت ركوع مستى ما را زياده كن
در سجده ساز ذروه اعلى مقام ما
وقت قنوت ذرهاى از ما بجا مباد
خودگوى و خودشنو زلب ما پيام ما
در لجّه شهود شهادت غريق كن
از ما بگير مايى ما در سلام ما[11]
حضرت سيد الشهداء(ع) هنگام عصر تاسوعا به حضرت ابوالفضل (ع) فرمود: به اين قوم بگو، امشب را كه شب عاشورا است به من مهلت بدهند. براى اينكه خداى سبحان مىداند نماز محبوب من است.[12]
آرى ميان كسى كه بگويد: من نماز مىخوانم و اين جملۀ حضرت كه مىفرمايد: من نماز را دوست دارم و عزيز من است، فرق بسيار است. فرزندان امام سجاد و امام باقر و معصومين(ع) اين حال راداشتند که سعى مىكردند وقتى پدرشان مشغول نماز شد شروع به بازى كنند. مىگفتند: وقتى حضرت شروع به نماز كرد ديگر متوجه ما نيست، هر چه سر و صدا كنيم آزاد هستيم.[13] روزى در مكان مجاور حضرت، در حال نماز، آتش سوزى اتفاق افتاد، سر و صدا شد و آنرا خاموش كردند. پس از نماز به عرض حضرت رساندند كه اينجا آتش گرفته بود و اين همه سر و صدا بود. شما متوجه نبوديد؟ حضرت فرمود: خير. عرض كردند: چطور؟ حضرت فرمود: من آتش ديگرى را خاموش مىكردم، آتش آن عالم را خاموش مىكردم.[14]
آرى مراد از نماز، حضور دل و استغراق كامل و فناى ذات عابد در معبود و فوز به مشاهدۀ حق است. اما مبتدى را براى وصول به اين مقام، رياضت و مجاهدۀ بسيار لازم است كه اگر براى مدتى مديد به امر قلب مشغول نشويم؛ آشناى به رمز و راز نماز نخواهيم شد. اما به نحو اجمال، بزرگان، اسرار نماز را در شش منزل بيان كردهاند:
اول. حضور دل؛ يعنى دل را به هنگام نماز، به هيچ چيز جز پروردگار بزرگ تعلق نباشد.
دوم. فهم معانى قرائت و ذكر و تسبيح نماز، به طورى كه دل در فهم آن الفاظ مطابق زبان باشد. سوم: تعظيم؛ يعنى در آن حالت، عظمت معبود و مبدأ مقصود در خاطر بود.
چهارم: هيبت؛ يعنى از غايت عظمت پروردگار، خوف بر دل هجوم آرد كه مبادا در اين عبادت تقصيرى باشد.
پنجم: اميد، كه مقام كَرَم و جُودِ خداوند اكرم الاكرمين بر ما معلوم باشد كه از نهايت مرحمت، ما را محروم و بى نصيب نخواهد فرمود و گناهانمان را خواهد بخشيد.
ششم: شرم؛ يعنى خود و عبادت خود را كوچكتر از آن بدانيم كه شايستۀ درگاه حضرتش باشد و عبادت خود را در نهايت شرمسارى، و بندگى را با سرافكندگى به انجام رسانيم.[15]
خداوندا در اين دير تحيّر
همى هستم تهى دست و دلى پُر
تهى دستم ز زاد راه جاويد
بفضل تو دلى دارم پر اميد
منّور دار جانم را به نورى
دلم را زنده گردان از حضورى
دلم را محرم اسرار گردان
ز خواب غفلتم بيدار گردان[16]
اى عزيز، اين نهايت ارتفاع سير هر سالك و رهرو است كه بدون واسطه به خداوند خطاب مىكند و جملۀ مبارك (اياك نعبد و اياك نستعين) را در هر نماز تكرار مىنمايد.
خدايا! درخت وصف، بى شك به آسمان ثناى تو نتواند رسيد و پرندۀ عقل بر اوج جمال تو بال نتواند ساييد. الاهی در چنتۀ كوچك فهم ما كِى ابزار درك تو مىگنجد و در كوله بار خرد ما، كجا توشۀ راه قلّۀ جلال تو جاى مىگيرد؟ خداوندا! ما را از آنانى قرار ده كه درختهاى اشتياق در باغهاى سينه هايشان ريشه دوانده و شعلههاى عشق تو آتش به دلهايشان زده و رايحۀ جمال تو پرندۀ افكارشان را اوج تازه بخشيده. آنان كه در مزارع قرب تو به چراگاه مكاشفه آمدهاند و از چشمۀ عشق تو با جامهاى لطف تو مىنوشند. آنان كه در جوار خانۀ تو مسكن گزيدهاند و آب حيات از باران مهر تو مىنوشند و لباس از نسيم لطف تو مىپوشند.[17]
امام سجاد (ع) عرض مىکنند: "اذقنى حلاوة ذكرك"، خدايا شيرينى يادت را به من بچشان.[18]
ما چون اين شيرينى را نچشيدهايم، نماز برايمان امری عادى است. اينكه ما نماز مىخوانيم و چيزى از نورانيّت آن را احساس نمىكنيم، براى آن است كه نماز را با آداب و آگاهى و عرفان به اسرار آن نخواندهايم.[19] اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه از رسول خدا (ص) نقل فرمود: "من در عجبم از كسى كه چشمهاى درِ منزل اوست و شبانه روز پنج بار در آن چشمه شستشو مىكند، با اين حال باز آلوده است. چون نماز مثل چشمه زلال است، كه انسان نمازگزار در وقتهاى پنجگانه در آن شستشو مىكند.[20]"
نماز كوثرى است كه انسان را تطهير مىكند. قهراً اگر ما از نماز، آن طهارت را در خود احساس نكرديم بايد بپذيريم كه نماز واقعى نخواندهايم. ممكن است نماز صحيح باشد، لكن مقبول درگاه حضرت حق نبوده است، زيرا نمازى مقبول است كه روح انسان را تطهير كند. وقتى انسان مىتواند در حال نماز، قلب خويش را مهار كند كه چشم و گوش را در بيرونِ نماز مهار كرده باشد.[21]
جز خدا را بندگى حيف است، حيف
بى غم او زندگى حيف است، حيف
جز به درگاه رفيعش سَر منه
بهر غير افكندگى حيف است، حيف
عمر و جان در ساحت حق صرف كن
در جهان جز بندگى حيف است، حيف[22]
اى عزيز، تن به دنيا دار و دل به مولا، تا نام و مونست شود و پيغام او آرامشت دهد، كه دل عاشق به پيغامى بسازد و حقيقت كشف، اين است كه ميان دل و دلدار حجاب نبود. جهد كن كه در همه حال دلت با يار بود، نه در كوچه و بازار. بخصوص در هنگام نماز كه "المُصّلى يُناجى رَبّه" نمازگزار در وقت نماز با پروردگار خويش مناجات و راز و نياز مىكند.[23]
جان سخن اينكه: نماز، ديدار محبوب است و خلوت با او. پايان هجر است و لحظۀ وصال. حضور در پيشگاه پادشاه مقتدر است كه گاه زبان به حمد و ثناى او مىگشايى و زمانى اظهار عجز مىدارى. رخصت تشرف را قدر مىنهى و نيازهايت را بر زبان مىرانى. شكوه و جلال درگاهش را ديده، از حقارت خويش سر به آستانش مىنهى، زمان را غنيمت شمرده، ذكر جمال و جلالش مىكنى. چون بدون دعوت نرفتهاى و آداب حضور رعايت نمودهاى، نزديكتر رفته و نجواى عاشقانه سرداده، از نيكان و بندگان صالح، خصوصاً، نام مبارك بندۀ مخصوص او را بر زبان جارى مىكنى و...، با اندوهِ پايان يافتن وقت ملاقات و با شوق ديدار بعدى، سلامش مىدهى و سرمست از ديدارش، در حالى كه زبان به تكرار نام زيبايش حركت مىدهى، با قلب و جان، با ياد او به حيات خويش ادامه مىدهى.
پس اى عزيز، آنكه محبوبى نداشت و اوصاف جمال و جلالش نشناخت، دل به او نداشت و دعوتش نشنيد، خواب و كسالت و سنگينى طعام و دل مشغولى اعمال روزانه و...، توانى در او نگذاشت، پس چگونه مشتاق ديدارش شود و سر از پا نشناسد و از شوق و هراس، رنگ چهرهاش دگرگون شود و پاى به لرزه درآيد؟ و تا به خود مشغول است و قدمى به برون ننهاده، كِى به ديدار ديگرى موفق گردد؟
ناگفته نماند، پرورش و شكوفا شدن جوانان در بستر خانواده است كه گاه، بوستانى است عطرآگين و زمانى، فضايى است اندوهگين، تا چه شخصى در چه محيطى زندگى نمايد!
و نيز اينگونه نيست كه همگى نونهالان و جوانان از ديدار و زيارت آن معبود يگانه گريزان باشند. چه صفهاى متراكم انتظار كه در مراكز علم و دين و... براى اقامۀ نماز نورافشانى مىكنند.
پی نوشتها:
[1] فيضكاشانى، ملامحسن، ديوان شعر.
[2] شجاعى، سيد مهدى، دست دعا چشم اميد، مناجات خمسة عشر، مناجات نهم، ص 81.
[3] امام خمينى (ره)، سيد روح الله، سرّ الصلوة، مؤسسۀ تنظيم و نشر آثار امام، ص 5.
[4] طه، 14.
[5] رعد، 28.
[6] معارج، 19 و 23.
[7] جوادى آملى، عبداللَّه، حكمت عبادات، ص 95.
[8] من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 210، ح 636.
[9] يوسف، 39.
[10] سبزوارى، ملاهادى، اسرار الحكم، ص 528.
[11] فيض كاشانى، ديوان شعر.
[12] مقتل الحسين (ع) مقرم، ص 232.
[13] انوار البهيّه، ص 49.
[14] بحار الانوار، ج 46، ص 78.
[15] مقدادى اصفهانى، على، نشان از بى نشانها، ج 1، ص 325.
[16] عطار نيشابورى.
[17] شجاعى، دست دعا چشم اميد، مناجات دوازدهم.
[18] مفاتيح الجنان، مناجات خمسة عشر.
[19] جوادى آملى، حكمت عبادات، ص 105.
[20] نهج البلاغه، خطبه 199.
[21] جوادى آملى، عبداللَّه، حكمت عبادات، ص 115 و 116.
[22] فيض كاشانى، ديوان شعر.
[23] حسن زاده آملى، حسن، تازيانه سلوك، ص 12.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
برادر عزیر همان طور كه متوجه شده اید استمنا ضررهای متعددی دارد و از نظر شرع مقدس اسلام حرام است[1]، و اگر توانسته اید با نفس خود مبارزه و این عمل را كم كنید خداوند را شكر كرده و در ریشه کن کردن آن هیچ تردیدی به خود راه ندهید. باید توجه داشته باشید که محتلم شدن که یک اتفاق غیر اختیاری است، نشانۀ بد بودن و گناه کار بودن شخص نیست، بلكه واكنش طبیعی بدن انسان سالم است. اگر در دوران نوجوانی و جوانی مایع منی در بدن شخص، زیاد جمع شود با این واكنش طبیعی مقداری از آن دفع می شود، پس برای مبتلا نشدن به این واكنش كه نشانه سلامتی بدن است و هیچ گونه گناهی هم بر آن مترتب نیست، انسان نباید دچار گناهی شود كه بر طبق بعضی از روایات موجب دور شدن از رحمت خدا می شود و از جمله كسانی است كه خداوند در روز قیامت با آنان صحبت نمی كند و نظر لطفش شامل آنان نمی شود.[2]
البته محتلم شدن بستگی به عواملی دارد كه با تنظیم بعضی از آن ها می توان تعداد دفعات محتلم شدن را به حداقل رساند. بهترین روش برای جلوگیری از احتلام ازدواج است که موجب ارضاء غریزه جنسی از راه مشروع خود می شود .
اما در دوران نوجوانی و جوانی كه شخص مجرد است و امکان ازدواج برای او میسر نیست می توان با شناخت عوامل احتلام و تأثیر گذاری بر روی آنها تا حد زیادی آنرا کنترل کرد.
باید توجه داشت که از بین بردن كامل احتلام نه ممكن است و نه مطلوب.
عوامل دخیل در احتلام
1. عوامل ژنیتكی: افراد با توجه به ژنتیك خانوادگی در این مورد با هم اختلاف دارند، عده ای بسیار كم محتلم می شوند؛ و عده ای بر عكس.
2. عامل محیطی: یكی دیگر از عوامل احتلام محیط زندگی انسان است. عواملی نظیر آب و هوا ، در دسترس بودن مناظر شهوت آلود، مطالعۀ مطالب شهوت آلود از عوامل ازدیاد احتلام در انسان است. جوان اگر بخواهد كمتر محتلم شود باید محیطی عاری از هر نوع محرك های شهوانی برای خود ایجاد كند، از پوشیدن لباس های تنگ خودداری كند، در مكان هایی كه موجب تحریك شهوت می شود وارد نشود، با افرادی كه می داند رفت و آمد با آن ها موجب تحریكش می شود، رفت و آمد نكند، سعی كند در محیط تحصیل یا كار با نامحرم به خصوص زنان و دختران جوان كمتر مراوده و گفت و گو داشته باشد، حتی الامكان از نگاه به مناظر شهوت انگیز خود داری كند و سعی کند محیط خود را با عبادت و خواندن قرآن معطر كند و... .
3. عامل تغذیه: خوردن غذاهای چرب و سنگین و غذاهایی مانند پیاز، تخم مرغ ، گوشت قرمز و... در تقویت قوه جنسی بسیار مؤثر است. به همین جهت برای مبارزه با این امر باید امور زیر را رعایت کرد:
الف- حتی المقدور از خوردن غذاهای چرب و سنگین پرهیز کرده و در مصرف آنها به مقدار ضرورت اکتفا کرد و در مقابل باید از غذاهایی مانند انواع سبزیجات و میوه ها كه باعث پائین آوردن قوای جنسی می شود استفاده کرد.باید طوری برنامۀ غذایی را تنظیم كرد كه حتی الامكان غذاهای محرك شهوت كمتر میل شود یاحداقل شب و قبل از خواب هنگام مصرف نشود.
ب- از خوابیدن با شکم پر خودداری شود ،برای این کار شب ها شام را زود تر میل کرده و بعد از شام حتما مقداری پیاده روی داشته باشید.
ج- کار های بدنی و ورزش عامل بسیار مهمی در مصرف انرژی های بدن هستند و چنانکه شغل شما به گونه ای است که فعالیت بدنی در آن کم است باید کمبود این تحرکات جسمانی را با ورزش برنامه ریزی شده و اصولی جبران نمایید تا از این راه انرژی های بدن در مسیر سلامتی و آرامش شما مصرف گردد.
د-روزه گرفتن هم ثواب دارد و هم مانع رسیدن مواد غذایی بیش از حد به بدن می شود و از این راه تأثیر زیادی در کنترل قوای شهوانی بدن دارد. روزه گرفتن دو روز در هفته ( روزهای دوشنبه و پنج شنبه) در اسلام بسیار سفارش شده است.[3] (اگر قضای روزه بر گردن شماست می توانید این روزه ها را به عنوان روزه قضاء نیت کنید.)
با به كار بردن این عوامل می توان تعداد دفعات احتلام را تا حدی كم كرد اما از بین بردن كامل آن چیز مطلوبی نیست.
پی نوشتها:
[1] ن ك: شیخ حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 2، ص 352، باب تحریم استمنا، انتشارات آل البیت (ع).
[2] وسائل الشیعه، ح 20، ص 353.
[3] مستدركالوسائل ج : 7 ص : 509، 8769- 6- ابْنُ أَبِي جُمْهُورٍ فِي دُرَرِ اللآَّلِي، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ كَانَ يَصُومُ الِاثْنَيْنِ وَ الْخَمِيسَ فِي كُلِّ أُسْبُوعٍ وَ يَقُولُ إِنَّهُمَا يَوْمَانِ يُعْرَضُ فِيهِمَا الْأَعْمَالُ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
برای پاسخ به پرسشتان، قبل از هر چیز باید بدانیم دو فردی که با هم پیمان ازدواج منعقد مینمایند، درصد بسیار کمی از اوقات زندگی مشترکشان را به مسائل جنسی پرداخته و خصوصا بعد از گذشت زمان اندکی از ازدواج، آن چه در روابط آنان اهمیت ویژه دارد، شیوۀ تعامل و برخورد طرفین با یکدیگر میباشد و اگر دقت فرمایید، بیشتر مشکلات بعد از ازدواج؛ که متأسفانه گاهی به طلاق و جدایی نیز میانجامد؛ در همین ارتباط بوده و کمتر به روابط جنسی آنان مرتبط است!
با ازدواج، چندین نیاز فطری، غریزی انسان برآورده میشود که تنها یکی از آنها، نیاز جنسی است و به نظر میرسد، اکنون جوانان ما؛ چه دختر و چه پسر؛ بیش از آن که به آموزش مسائل جنسی نیاز داشته باشند، به آموختن دیگر مسائل همسرداری از جمله برقراری روابط عاطفی با یکدیگر و نیز معیارهای انتخاب همسر نیازمندند.
بر این اساس، سؤال شما را باید در دو قسمت ارزیابی نمود:
1 – والدین و متصدیان امر آموزش، از چه زمانی و تا چه مقدار، باید آموزشهای مرتبط با شیوۀ تعامل زوجین با یکدیگر را به کودکان و نوجوانان بیاموزند؟
2 – آموزش مسائل جنسی، از چه زمان و تا چه حد باید باشد؟
که به همین ترتیب، پاسخ های مختصری در اختیارتان قرار خواهیم داد:
1 – در قرآن کریم، ازدواج از آیات الاهی شمرده شده و چنین بیان شده که: و از نشانههای خداوند آن است که از میان خودتان، همسرانی برای شما در نظر گرفت، تا بدینوسیله آرامش یابید و میانتان دوستی عمیق و دلسوزی قرار داد، همانا افراد متفکر، با دقت در این موضوع، به نشانهای از آیات الاهی پی خواهند برد[1].
ازدواج، موضوعی است که نه تنها برای مهار نمودن خواهش های جنسی به آن توصیه شده، بلکه نقش آن در تکامل و پیشرفت شخصیت انسان ها، قابل انکار نیست و چه بسا افراد بیمسئولیتی که با ازدواج، زندگیشان متحول شده و مسئولیت پذیر شدهاند و با کمال تأسف، چه بسا انسان های موفقی که با انتخاب نادرست خود، زندگی خود را دچار مشکلات فراوانی نمودهاند.
بر این اساس، متصدیان آموزش و به ویژه والدین، موظفند نسلهای جدید بعد از خود را نسبت به این امور آگاه سازند.
آموزش شیوههای همسرداری و احترام به طرف مقابل، چگونگی برخورد با فرزندان، روشهای مدیریت اقتصادی صحیح خانواده با کمک طرف مقابل و نیز کیفیت مناسب خانهداری و در نهایت، ایجاد محیطی امن و آرامشبخش در خانواده که یاد خداوند نیز در آن فراموش نشود، از نمونه موضوعاتی است که از ابتدای کودکی و با نظارت بر بازیهای کودکانۀ فرزندان، میتواند مورد توجه قرار گرفته و کودکان و نوجوانان؛ چه دختر و چه پسر؛ با توصیههای مناسب و مهربانانه، برای عهدهدار شدن زندگی مستقل،تربیت شوند. بدیهی است هر چه از سنین کودکی آنان دور شده و به سنین ازدواجشان نزدیکتر میشویم، باید آموزشهایمان منطقیتر و مستدلتر بوده تا آنان بتوانند با توجه به رشد عقلی خود، آموزههایمان را مورد تجزیه و تحلیل و حتی انتقاد نیز قرار دهند که در این صورت باید به نظراتشان توجه و ابهامات را نیز برطرف نماییم. بدیهی است که رفتار متقابل والدین با یکدیگر، تأثیری اساسی در شکلگیری شخصیت فرزندان داشته و هرچه این روابط، دوستانهتر و منطقیتر باشد، فرزندان آنان نیز خواهند آموخت که چگونه با همسر آیندۀ خود برخورد نمایند.
جوانی که در معرض ازدواج است، نمیتواند در مدتی کوتاه، اخلاق خود را به گونهای تنظیم نماید که هم در معیارهای انتخاب همسر و هم در شیوۀ برخورد با او، رفتار صحیحی را در پیش گیرد، بلکه موفقیت او در این زمینه، منوط به آموزش هایی است که در درازمدت به او ارائه شده و به همین دلیل، کیفیت ادارۀ موفق یک زندگی را باید از مدت ها پیش آموخته باشد و هر زمانی که برای شروع چنین آموزش هایی توصیه شود، زودهنگام نخواهد بود.
2 – اما از طرفی، آگاهی به مسائل جنسی نیز از اموری است که نپرداختن به آنها میتواند موجب اختلالات جسمی و روحی برای طرفین شود. همان طوری که آموزش زودهنگام مسائل جنسی؛ خصوصا در جامعۀ اسلامی که روابط آزادانه و بی حد و حصر جنسی در آن معنایی ندارد؛ میتواند موجب اختلالات روحی و معنوی برای طرفین باشد، چون علاوه بر آنکه این گونه مسائل، موجب پراکندگی افکار نوجوانان شده و رشد آنان را در سایر زمینههای تحصیلی، اجتماعی و ... کند مینماید، میتواند موجب از بین رفتن کامل حیا و احترام موجود در روابط میان افراد، از جمله در روابط والدین و فرزندان شود. و باید گفت که حتی اگر اشخاصی که موظف به ارائۀ آموزش های مختلف به نوجوانان میباشند، دریابند که آنان، از طریقی به برخی از این مسائل آگاهی یافتهاند، باید خود را به نادانی زده و از بیان آن خودداری نمایند و غیر مستقیم برایشان توضیح دهند که از جستجو و بررسی در اموری که در حال حاضر برای آنها مفید نبوده، دست برداشته و در موضوعاتی که میتواند به بهتر شدن آیندهشان کمک نماید، بپردازند! چون در این گونه موارد، برخورد مستقیم با نوجوانان، نه تنها تأثیری نداشته، بلکه موجب کنجکاوی بیش از حد آنان شده و بیشتر ذهنشان را به خود مشغول میسازد.
با مقایسه و در کنار هم قرار دادن موضوعات فوق، مشاهده میشود که چه بسا ضررهای چنین آموزش زودهنگامی به مراتب بیش از فواید آن باشد! و بنابر این، در بیشتر موارد، چنین آموزش هایی؛ به خصوص اگر از طرف والدین انجام شود؛ قابل توصیه نخواهد بود.
البته نباید به پرسش های نوجوانان در این زمینه، پاسخی دروغین داد، چون در این صورت؛ آنها بعد از درک واقعیت؛ نسبت به دیگر آموزههای صحیح در امور مختلف نیز دچار شک و تردید خواهند شد، بلکه بهتر است، در حد امکان، پاسخی صحیح اما بسیار مختصر و مؤدبانه در اختیار آنان قرار گرفته و با شیوهای غیر مستقیم، آنها به این باور دست یابند که پاسخ دقیق پرسش هایشان را هنگام لزوم، دریافت خواهند نمود. البته این امر، بستگی به مهارت پاسخدهنده دارد که تا چه حد بتواند از انجام این مهم برآید.
بیان این نکته هم لازم است که هر فرزندی که همراه با خانواده خود زندگی مینماید، به تدریج با برخی از این گونه مسائل آشنا خواهد شد، بدون این که حساسیت چندانی هم به وجود آید، همانند این که تنها زن و شوهر هستند که میتوانند در کنار هم خوابیده و یا بدون هیچ مشکلی به بدن یکدیگر نگاه کنند و یا این که هیچ خانمی بدون ازدواج، صاحب فرزند مشروع نخواهد شد و همسر هر شخص، حتی از محارم دیگری همانند پدر و مادر و برادر و خواهر نیز، به او نزدیکتر است و یا چگونگی رشد جنین و ... .
البته در آیات و روایات تأکید شده که برخورد افراد در خانواده باید بگونهای باشد که، رفتار جنسی والدین به دور از چشم فرزندان انجام پذیرد.
خداوند در قرآن، سه زمان را در شبانهروز مشخص نموده که باید به فرزندان آموخته شود که در آن مواقع، به هیچ وجه، بدون اجازه وارد اتاق پدر و مادر خود نشوند و بیان این امر را نشانهای از دانش و حکمت خود برشمرده است[2]. روایات بسیاری از امامان معصوم(ع) نیز در مورد مراقبت در رفتار جنسی و رعایت حداکثر احتیاط در این زمینه وجود دارد[3] که باید مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، با زندگی نوجوانان در اجتماع نیز؛ به خصوص در زمان فعلی و با توجه به گسترش وسایل ارتباطی؛ آنها خواسته یا ناخواسته، به برخی دیگر از این امور، آگاهی خواهند یافت!
بنابر این، اگر والدین و نیز متصدیان امر آموزش و پرورش، بتوانند نوجوانان را نسبت به تمام موضوعات مرتبط با روابط اجتماعی و محبتآمیز طرفین، آشنا نموده و کلیات مختصری را نیز در ارتباط با مسائل جنسی در اختیار او قرار دهند، به نظر میرسد که به وظیفۀ خود عمل نموده و اگر جوانان؛ از طریق مطالعۀ کتاب های مربوط و یا دیگر روشهای موجود؛ تا هنگام قطعی شدن ازدواجشان، نتوانستند آگاهی لازم را نسبت به سایر نکات باقیمانده به دست آورند، جای هیچ گونه نگرانی نبوده و میتوان، در مدت زمانی اندک، این آموزشها، از طریق والدین و یا اشخاص مورد اعتمادی غیر از آنها و یا حتی در اختیار قرار دادن کتاب هایی در این زمینه، انجام پذیرد و روایاتی نیز وجود دارد که پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع)، هنگام ازدواج برخی افراد، توصیههایی در ارتباط با روابط جنسی میفرمودند[4].
نتیجهگیری نهایی این که آموزش جنسی، تنها زمانی لازم است که جوانان در معرض ازدواج باشند و حتی برخی مسائل آن را میتوان بعد از ازدواج نیز به آنان آموخت، اما آموزش سایر موضوعات مرتبط با تشکیل خانواده و چگونگی موفقیت در آن را باید از اوائل کودکی آغاز نمود و در طول زمان ادامه داد.
پی نوشتها:
[1] - روم، 21(و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجا ....)
[2] - نور، 58، مهمترين مسالهاى كه در اين سوره، تعقيب شده مساله عفت عمومى و مبارزه با هر گونه آلودگى جنسى است كه در ابعاد مختلف مورد بررسى قرار گرفته، آيات مورد بحث نيز به يكى از امورى كه با اين مساله ارتباط دارد پرداخته و خصوصيات آن را تشريح مىكند و آن مساله اذن گرفتن كودكان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاق هايى است كه مردان و همسرانشان ممكن است در آن خلوت كرده باشند.
نخست مىگويد:" اى كسانى كه ايمان آوردهايد بايد مملوك هاى شما (بردگانتان) و هم چنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند"" قبل از نماز فجر و در نيمروز هنگامى كه لباس هاى (معمولى) خود را بيرون مىآوريد، و بعد از نماز عشاء"
" اين سه وقت، سه وقت پنهانى و خصوصى براى شما است".
بديهى است اين دستور متوجه اولياى اطفال است كه آنها را وادار به انجام اين برنامه كنند، چرا كه آنها هنوز به حد بلوغ نرسيدهاند تا مشمول تكاليف الاهى باشند، و به همين دليل مخاطب در اينجا اولياء هستند.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه آيه از كودكانى سخن مىگويد كه به حد تميز رسيدهاند و مسائل جنسى و عورت و غير آن را تشخيص مىدهند، زيرا دستور اذن گرفتن خود دليل بر اين است كه اين اندازه مىفهمند كه اذن گرفتن يعنى چه؟. تفسير نمونه، ج14، ص: 538 -540.
[3] - به عنوان نمونه، ر.ك: حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 20، ص 133- 132، روایات 25222 و 25223، مؤسسه آل البیت، قم، 1409 ه ق.
[4] - شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 518-513، انتشارات مکتبه الداوری، قم، بیتا .
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اسلام دین عهد و پیمان است و یکی از علائم و صفات مؤمنان را وفای به عهد می داند. پیامبر اکرم (ص) فرمود :مؤمنان به شرط ها و تعهدات خود پای بند هستند.[1] متأسفانه بعضی از افراد به این امر مهم پای بند نیستند و هر جا منافع و هوا و هوس آنان ایجاب کند به راحتی عهد و پیمان های خود را زیر پا می گذارند که این امر از نظر اخلاقی بسیار ناپسند است. با توجه به این نکته، انسان های فهیم و زیرک تا اشخاص را در جریانات و حوادث گوناگون امتحان نکنند و به صداقت و راستگویی و وفای به عهد و پیمان آنان یقین پیدا نکنند، در هیچ کاری به آنها اعتماد نمی کنند. مخصوصاً در امر مهم انتخاب همسر و ازدواج که انسان می خواهد شریک زندگی خود را انتخاب نماید، و از این رو است که باید با تحقیق و بررسی و مشورت با افراد دانا و دلسوز باشد تا بتواند همسری را انتخاب کند که به عهد و پیمان خود وفادار باشد. یک دختر جوان باید توجه داشته باشد که افراد فریب کار و هوسباز بسیاری، در کمین آنان نشسته اند که اگر غفلت کنند با زبان چرب و نرم و وعده های دروغ و توخالی ازدواج و زندگی های رؤیایی، در صدد فریب و تاراج عفت آنانند که به محض گرفتن گوهر عفت، آنان را به حال خود رها خواهند کرد و یا به وادی فساد و تباهی اخلاقی می کشانند. بنا بر این اولاً قبل از تحقیق کامل و مشورت با پدر و مادر هیچ درخواست ازدواجی را نپذیرند و ثانیاً بعد پذیرش درخواست ازدواج و انتخاب همسر آینده خود قبل از ازدواج شرعی و قانونی و ثبت آن در دفاتر ثبتی معتبر، به هیچ یک از اعمال زنا شویی تن در ندهند که پشیمانی هیچ سودی ندارد.
مسلما کسی که خدعه و نیرنگ می زند و عهد شکنی می کند گناه کار است و شدت گناه او به میزان ضربه و ضرر و خسارتی است که طرف مقابل در اثر این کار او می بیند و باید به هر نحو که می تواند خسارت های روحی و جسمی او را جبران نماید و الا در قیامت در پیشگاه خداوند مسئول است و در آخرت باید جواب گو باشد.
پی نوشت:
[1] . تهذيبالأحكام، ج 7، ص، 372، رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الْمُؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِم.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هدف اساسی و نهایی تمام پیامبران، تربیت صحیح انسان ها برای تکامل و سعادت ابدی است. در این مسیر یکی از روش های اساسی و راهکارهای عملی، پرورش و تربیت از طریق الگوها است.
با مراجعه به قرآن کریم و روایات وارده از امامان معصوم (ع) مشاهده می شود که به تربیت انسان از طریق الگو بسیار تأکید شده است.
قرآن کریم در موارد متعدد پیامبران، انسان های صالح و امت ها را به عنوان الگو و نمونه معرفی کرده است: "مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند". "براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش [عمويش آزر] گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مىكنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است".[1]
در سنت نیز، فراوان از امامان (ع) در این باره روایت به ما رسیده است که در این جا به یک نمونه از روایات، از سرآمد الگوهای تاریخ بشریت؛ یعنی امام علی (ع) که تمام آنات و لحظات زندگی اش در همۀ ابعاد برای ما الگو و سرمشق است، اکتفا می کنیم. آن حضرت در نهج البلاغه در باره الگو بودن پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: "برای الگو گرفتن و رسیدن به دلایلی روشن بر عیب های دنیا و بدی ها و رسوایی های بسیارش، در سیرۀ پیامبرت (ص) سرمایه ای بسنده است، آن جا که دنیا همه از حضرتش دریغ گردید و گردۀ زمین بار سواری دیگران را بر دوش کشید، از شیر دنیا بازش گرفتند و از زرق و برق جهان بر کنار ماند ... اینک، پیامبرت را الگو گیر که پاک و پاکیزه ترین است، نمونه جریان را کامل ترین نماد است، و تبار خواهان فخر جوی را بهترین تبار. خدای را محبوب ترین بنده کسی است که به پیامبرش اقتدا کند و گام بر جای گام او نهد ...، حضرتش در فرازی دیگر چنین می فرماید: بی گمان سیرۀ رسول خدا (ص) بر بدی ها و عیب های دنیا، تو را دلیلی بسنده دارد، آن جا که خود و خاصانش گرسنگی کشیدند و با آن مقام بلند و نزدیکیش به حق، در نزدش و در تمامی زندگیش، از زر و زیور دنیا هیچ نشانی نبود. ... پس هر آن که الگویی می طلبد، پیامبرش را سرمشق خویش قرار دهد و گام در جای گام او بگذارد و راهی را که او پیموده است بپیماید ...".[2]
منظور از تأسی و الگو قرار دادن، حالتی است که انسان، از هر جهت به مقتدایش اقتدای تام و تمام کند. در آیۀ: "مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند"، مراد آن ست که پیامبر (ص) برای شما الگوی تام و کامل است، و شما می توانید با اقتدا به آن حضرت و پیروی از او - در اطاعت از پروردگار، جهاد در راه خدا و... - کارها و اعمالتان را اصلاح کرده و بر صراط مستقیم گام بردارید.[3]
با این مقدمۀ کوتاه در بیان اهمیت الگو، می گوییم: در بحث الگو و اسوه قرار دادن شخصیتی؛ مانند پیامبر (ص)، ائمه (ع) و بزرگان دین، و اقتدا به آنها، شناخت سه موضوع ضروری به نظر می رسد:
1. خود الگو و مقتدا: شخصیتی را که باید به عنوان الگو و سرمشق زندگی قرار دهیم و به او اقتدا کنیم، بدیهی است که باید دارای این ویژ گی ها باشد: علم و دانش، ایمان به خدا، معاد، پیامبران الاهی و جانشینان آنان، صداقت و راست گویی، ادای امانت، و...؛ به عبارت کوتاه، باید دارای تمام خوبی ها باشد. ازاین رواست که روایات، ما را از الگو قراردادن گروهی از افراد بر حذر داشته است.
امام باقر (ع) می فرماید: "پدرم، امام سجاد (ع) خطاب به من فرمود: ای پسرم، با پنج طایفه مصاحبت، همنشینی، رفاقت و دوستی مکن. گفتم: پدرم آنان چه کسانی هستند؟ امام سجاد (ع) فرمود: بر تو باد دوری از مصاحبت با دروغ گویان؛ دروغ گو مانند سرابی است که، دور را به تو نزدیک می نماید و نزدیک را از تو دور جلوه می دهد. بپرهیز از همنشینی فاسقان؛ چرا که فاسق تو را به لقمه ای، یا کمتر از لقمه ای می فروشد، و دوری کن از مصاحبت و همنشینی با احمق، احمق قصدش آن است که به تو نفعی برساند، اما ضرر می زند. و بپرهیز از مصاحبت با قاطعان رحم؛ چرا که من آنها را در کتاب خدا (قرآن) در سه جا ملعون یافتم".[4]
2. اقتدا کننده: یعنی کسی که باید به بزرگی اقتدا کند: اقتدا کننده، یا الگو بردار نیز - باید کسی را که الگو و سرمشق خویش قرار می دهد، و اعمال و صفاتی را که باید از وی الگو برداری کند، - ضروری است، نخست نسبت به آن شخصیت شناخت و آگاهی داشته باشد و با علم و آگاهی به او اقتدا کند. شاید امام صادق (ع) آن جا که می فرماید: " انجام دهندۀ کار بدون شناخت و آگاهی، مانند کسی است که به بی راهه می رود، هر چه سرعت بگیرد، از مقصد و هدفش دورتر می شود"،[5] منظورش همین باشد.
این چنین است که قرآن کریم پیروی و تقلید کورکورانه از اجداد و نیاکان را مورد سرزنش قرار می دهد: "هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مىگويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مىنماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)"؟! "و مىگويند: «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مىكرديم، در ميان دوزخيان نبوديم".[6]
3. صفات، خصایص و چیزهایی که باید مورد الگو قرار گیرد: اما در باره این که چه چیزهایی را باید سرمشق و الگو قرار داد، باید گفت: هر آنچه را که مورد پذیرش و رضایت الاهی باشد؛ از خوبی ها و کارهای نیک و پسندیده، در تمام زمینه ها، اعم از اعمال عبادی؛ مانند نماز، روزه، جهاد، امر به معروف و ...، و اخلاق و رفتار. قرآن کریم در این باره می فرماید: "... به خدا و روز ديگر ايمان مىآورند امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و در انجام كارهاى نيك، پيشى مىگيرند و آنها از صالحانند". "... و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مىكردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مىكردند".[7]
بنابراین، اقتدا به حضرت زینب (س) باید از طریق شناخت و آشنایی به صفات و ویژگی های آن حضرت باشد که در این جا به تعدادی از خصایص و صفات بر جستۀ او اشاره می کنیم:
1. اولین و مهم ترین صفت حضرت زینب (س) که باید به آن توجه داشت، ایمان حضرت است. زینب کبرا در قلۀ بلند ایمان ایستاده بود. شاهد و دلیل این مدعا صلابت و ایستادگی در برابر مصیبت های بزرگ کربلا است که کوه های سخت و با صلابت را از پای در می آورد. زینب کبرا در مثل این مصایب بزرگ مانند کوه ایستادگی کرده و هرگز تزلزل در وی مشاهده نشد. در اوج مصایب کربلا لحظه ای از یاد خدا غافل نشد، تا جایی که در شب شام غریبان که دیگر توان ایستادن نداشت، نماز شب را که انجامش مستحب است، نشسته خواند.
2. علم و دانش حضرت زینب (س)
زینب کبرا (س) دارای علم و دانش فراوان بود، او علم و دانش را از خاندان وحی؛ یعنی امام علی، فاطمه و حسنین (ع) آموخته بود. وی احاطه علمی به قرآن داشت و برای بانوان کلاس درس تفسیر برگزار می نمود.[8] در سنت و روایت، علم لغت و ... دارای تبحر بود. تبلیغ و نشر نهضت حسینی و رسوا نمودن یزید و یزیدیان میسر نمی شود، مگر این که حضرت با علم و آگاهی به فلسفۀ قیام امام حسین (ع) بتواند آن را نشر و ترویج کند.
دلیل این مطلب همان بس که حاضران در مجلس سخنرانی اش، وی را چنین توصیف می کنند: "شاهد بودم که زینب دخت علی (ع) در نهایت عفت و حجاب در حال سخنرانی بود، چنان بلیغ و رسا سخن می گفت که گویی زبان علی (ع) در کام دارد".[9] بدیهی است که پدرش بزرگوارش علی (ع) سرآمد عالمان، فصیحان، بلیغان و... بود و تشبیه حضرت زینب (س) به پدر بزرگوارش کشف از شخصیت والای حضرتش دارد.
3. بینش سیاسی و اطلاع از مسائل روز
تفسیر و برداشت صحیح و درست از جامعه و مسائل روز و تبلیغ و دعوت به حق، از دیگر ویژگی های بانوی بزرگ کربلا بود. هنگامی که ابن زیاد خطاب به او گفت: خدا را سپاس که شما را رسوا نمود و...، آن حضرت مثل صائقه بر او غرید و فرمود: خداوند فاسقان و فاجران را رسوا و مفتضح می کند که آنها ما نیستیم.
شیخ مفید، جواب حضرت زینب به ابن زیاد را چنین نقل می کند: "سپاس خدای را که گرامی داشت ما را به پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) و ما را از پلیدی پاک گردانید، همانا خداوند فاسقان را رسوا می کند..." و زمانی که ابن زیاد از دخت گرامی علی (ع) پرسید: کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟ در جوابش فرمود: "جز زیبایی چیزی ندیدم ...".[10]
این عکس العمل و سخنان، از یک طرف بیانگر شخصیت والای ایشان، و از طرف دیگر نشان دهندۀ توان فوق العاده وی بر مناظره و گفت و گو است.
4. آشنایی با اهداف و برنامه های نهضت امام حسین (ع)
حضرت زینب با اهداف و برنامه های نهضت امام حسین (ع) و ارزش و جایگاه آن آشنایی کامل داشت و می دانست که به زودی تاریخ را تغییر می دهد و طومار خلافت اموی ها را در هم می پیچد. با اعتقاد به این که عاقبت و سرانجام کار در دنیا و آخرت از آن مؤمنان و صالحان است. این به روشنی از سخنان حضرتش در مجلس یزید پیدا است: "کید و مکر خود را اجرا کن، سعی و تلاشت را انجام ده، به خدا قسم که، هرگز نام و یاد ما محو نخواهد شد، و...".[11]
5. اطاعت و پیروی از امام و پیشوایش
حضرت زینب (س) با این که ازدواج کرده بود و دارای شوهر و فرزند بود، در عین حال در قیام امام حسین (ع) در مقابل ظلم و ستم یزید، همگام با آن حضرت و در کنار وی بود. این میسر نمی شود، مگر آن که انسان بداند که پیروی از امام و حمایت از وی، وظیفه و مسئولیتی است که باید به آن عمل نمود. البته این بدان معنا نیست که وی بدون اجازۀ شوهرش اقدام به این مسئولیت نمود، بلکه با اذن و رضایت شوهر به وظیفه اش عمل کرد. این بیانگر آن است که حضرت در ادای وظیفه و مسئولیت هیچ تردیدی به خود راه نداده و دنبال عذر و بهانه نبود، تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند، بلکه با اطمینان کامل به برادرش ملحق شد؛ چرا که وی می دانست که قیام در برابر ظلم و ستم و امر به معروف و نهی از منکر، تکلیف شرعی است که باید به این تکلیف عمل نمود.
6. زینب کبرا علاوه بر احساس مسئولیت و همراهی سید الشهداء در نهضت حسینی، خود در این نبرد با تقدیم دو شهید (پسرانش) حضور نظامی نیز داشت.[12]
7. صبر و پایداری
حضرت زینب (س)، در برابر مشکلات و مصائب آن چنان صبور و پایدار بود که سرآمد صابران تاریخ قرار گرفت و هر جا که صحبت از صبر و مقاومت می شود، زینب کبرا به عنوان الگوی صابران معرفی می گردد.
تحقیر و کوچک شمردن ظالمان و ستمگران، دفاع جانانه و تلاش وافر برای استمرار امامت و حفظ جان امام سجاد (ع) در مواقع مختلف خطر، تبلیغ و نشر قیام عاشورا و تحکیم مبانی و ارزش های آن، از دیگر صفات ممتاز و برجستۀ شیر زن کربلا است.
دکتر عائشه عبدالرحمان (بنت الشاطی) در کتاب خویش چه زیبا بانوی کربلا را توصیف نموده است. وی می گوید: "... زینب (س) آیینۀ تمام نمای یک خانم شجاعی است که در لحظات بسیار سخت و بحرانی، کاری کارستان انجام داد. وی را شیرزن کربلا نامیدند؛ چراکه وی اولین خانمی است که در لحظات سخت با یتیمان و اسیران همدردی می کرد، بربالای سر محتضران حاضر شد، برای انتقام خون شهیدانی که بدن هایشان عریان در کربلا مانده بود قیام کرد، و نگذاشت خون های به ناحق ریختۀ آنان به هدر رود و پایمال شود. زینب کبرا (س) علی رغم عمر کوتاهش بعد از حادثۀ عاشورا (یک سال ونیم)؛ توانست حزن و اندوه آن حادثۀ عظیم را در دل شیعیان آن چنان شعله ور کند که تا دنیا باقی است، این شعله خاموش نخواهد شد. آن بانوی بزرگ در این مدت کوتاه توانست مسیر تاریخ را عوض کند، و لذت پیروز ظاهری و موقتی را برکام ابن زیاد و یزید و بنی امیه، چنان تلخ کند که منجر به فضاحت و رسوایی دولت اموی گردد...".[13]
بر جوانان مسلمان، بلکه بر هر انسان آزاده است، با الگو گیری و سرمشق قرار دادن آن حضرت در تمام زمینه ها، اعم از فردی و اجتماعی، اولاً: خود راه سعادت و خوشبختی را پیموده، ثانیاً: برای احیا و پیاده کردن ارزش ها در جامعه به وظایف و مسئولیت خویش عمل کرده کنند.
خلاصه آن که؛ زینب کبرا، دخت علی مرتضی (ع) از نور معرفت و ایمان بیت نبوت و رسالت بهره گرفته؛ بنابراین بر جوانان است که از نور ایشان برای پیمودن راه سعادت و کمال روشنایی گیرند.
پی نوشتها:
[1] احزاب، 21؛ ممتحنه، 4.
[2] نهج البلاغه(خورشید بی غروب) ترجمه، معادیخواه، عبدالمجید،خطبه 159.
[3] مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 17، ص 243؛ تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ بیستم، 1381؛ خطیب، عبدالکریم، التفسیر القرآنی للقرآن، ج 11، ص 678.
[4] کلینی، کافی، ج 2، ص 376 – 377، طهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365 ش.
[5] همان، ج 1، ص 43.
[6] بقره، 170؛ ملک، 10.
[7] آل عمران، 114؛ انبیاء، 73.
[8] مجله دیدار آشنا، سید نژاد، سید صادق، شماره 25.
[9] ابن نما الحلی، مثیر الاحزان، ص 86، قم، مدرسة الامام المهدی، (عج)، 1406ق.
[10] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 45، ص 376 – 377، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق.
[11] همان، ص 135.
[12] امین، سید محسن، اعیان الشیعة، ج 7، ص 137، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات.
[13] عائشه عبدالرحمان (بنت الشاطی)، السیدة زینب، ص 9- 10، 157- 158.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
برای نوجوان دوره نوجوانی بعنوان مرحله ای از زندگی، پدیده ای نوظهور است. شروع این دوره با پدیده بلوغ همزمان و خاتمه آن شروع دوره جوانی است . فرآیند بلوغ یكی از پیچیده ترین دوره های زندگی و در عین حال لذت بخش ترین و دل انگیز ترین دوره زندگی هر فرد است. در این دوره نوجوان نه كودك به حساب می آید و نه هنوز به درستی بالغ گردیده است ولی در مرز بین این دو مرحله ( كودكی و بزرگسالی ) قرار می گیرد این دوره آغاز مسئولیت پذیری انسان نسبت به اعمال و کارهای خود می باشد .
نوجوانی و بلوغ بهار زندگی است. بهاری كه آغاز تغییر و تحولات جسمی روحی در افراد است. هر فرد فقط یك بار بهار بلوغ را تجربه می كند که با دگرگونی هایی در جسم و روان همراه است. در این دوره نوجوان به سرعت رشد كرده و شاهد تكامل جسمانی و نیرومندی بدنی خویش است و همزمان عواطف و احساسات او نیز دچار تحول اساسی می شود.[1]
از نظر اسلام این دوران بسیار با اهمیت است در احادیث معصومین (ع) از این دوران به هفت سال سوم عمر فرزند(از چهارده سالگی به بعد) تعبیر شده است. رسول اكرم (ص) فرموده است: "فرزند آدمى در هفت سال اوّل زندگى، آقا و سيّد پدر و مادر است، در هفت سال دوّم بنده فرمانبردار و مطيع پدر و مادر است، و در هفت سال سوّم وزير خانواده و مشاور پدر و مادر است."[2]
امام على (ع) فرموده است:" فرزندت در هفت سال اوّل، برگ خوشبوئى بر ساقه درخت وجود شما است؛ و در هفت سال دوّم، خدمتگزار مطيع و فرمانبردار شما است؛ و در هفت سال سوّم، ممكن است دشمن بدخواه شما يا دوست خيرخواه شما باشد."[3]
اولیاء و مربیان باید با آگاهی کامل از حقایق و ویزگی ها و شرایط این دوران در جهت شناخت نیازهای روحی روانی نوجوان خود و بر طرف کردن آن به شیوه مطلوب اقدام نمایند تا نوجوان بتواند با کمترین آسیبی این دوران سخت را پشت سر بگذارد. رسول اكرم (ص) فرموده است: رحمت الهى شامل حال پدر و مادرى باد كه با تربيت صحيح، فرزند خود را در نيكى به والدين كمك و يارى نمايند.[4]
برخی از ویژگی ها و خصوصیات روانی نوجوان در دوران بلوغ عبارتند از:
۱- احساس هویت؛ در این دوران نوجوان هویت فردی ، اجتماعی خود را به دست می آورد. نوجوان با در نظر گرفتن تجربيات گذشته و قبول تحولات بلوغ مي خواهد هويت خويش را از نو بازسازي كند. حتي مخالفت و ستيز با والدين و عصيان در برابر انديشه و قدرت ها و دخالتهاي ديگران براي تثبيت « هويت » و جدا نمودن خويش از سايرين است . [5]دبس مي گويد: « اثبات شخصيت در آنها يك امر طبيعي است . غالبا مخالفتي مابين خود و محيطي كه در آن زندگي مي كند توليد مي نمايد و اين اثبات شخصيت اجتماعي جوانان در موارد متعددي بروز مي كند »[6]
در هر صورت اگر این احساس هویت به درستی درک و راهنمایی نشود دچار بحران هویت خواهد شد زیرا تحول بلوغ جسمی و اجتماعی، تصوير ذهني از بدن و هويت شخصي نوجوان را تهديد مي كند.
۲- تغییرات شدید و ملموس جسمی، روحی و جنسی؛ در این دوران نوجوان با مجموعه از تغییرات ناگهانی ناشی از وضعیت جسمانی ، تضادهای روحی و … مواجه می شود که موجب نگرانی هایی در فرد می شود .
۳- رشد هیجانی و عاطفی؛ این رشد گرچه در پسران نیز قابل توجه است اما در دختران نوجوان به دلیل وجود احساسات و عواطف متعدد و غیر قابل پیش بینی (همچون زود رنجی، نگرانی، ترس و وحشت، حجب و حیا و شرم، افكار رویایی، گوشه گیری، درون گرایی، خود شیفتگی، خود آرایی، خود نمایی، دوستی و محبت، خشم ، ناسازگاری و پرخاشگری، استقلال طلبی و... ) ملموس تر و حساس تر است. زیرا این صفات عاطفی و هیجانی كه گاه در تضاد با یكدیگرند و سبب نوسانات واضح خلقی می گردند.
۴- رشد اجتماعی؛ دوره نوجوانی، دوره نوسان ها، فعالیت ها و رفتارهای هیجان انگیز در بعد اجتماعی است گرچه نوجوان به نظر بزرگسالان اهمیت می دهد . اما اندیشه های همسالان خود را به بزرگسالان ترجیح می دهد و سعی می كند در میان آنها پذیرفته شده و نقش داشته باشد.
5- رشد اخلاقی؛ این دوران زمان شکل گرفتن و رشد صفات اخلاقی است که با رشد اجتماعی ارتباط نزدیكی دارد و برای ادامه زندگی سالم و سازنده ضروری است، بطور معمول صفات اخلاقی مطلوب اكتسابی هستند و نوجوان باید در انتخاب و بدست آوردن این صفات نیرو صرف کند.
با توجه به آنچه گفته شد نوجوان در این دوره تمایلات و خواهش های متضادی دارد؛ مثلا با این كه می خواهد با دوستانش باشد، به تنها بودن نیز علاقمند است. خودخواهی كودكانه با نوع پرستی خیرخواهانه را در می آمیزد[7]و او را در برزخی میان كودكی و بزرگسالی رها می سازد و دچار نوعی بی ثباتی عاطفی و روانی و فكری می شود كه از آن به « بحران بلوغ » یاد می كنند. این بحران نوجوان را در یك وضعیت مبهم و پیچیده ای قرار می دهد[8]كه نمی داند چه باید كرد همین عدم اطمینان نسبت به نقش خود موجب مشكلات زیادی برای نوجوان می شود و او را دچار بعضی از اختلالات روانی و رفتاری می سازد.
برخی ازانواع اختلالات روانی و رفتاری در نوجوانان عبارتند از:
۱- رفتارهای ناهنجار اجتماعی از قبیل خود سری و مخالفت با والدین، معلم و پزشك، عدم شركت در رویدادهای خانوادگی و جدال با خواهران و برادران، ایجاد موانع در راه تحصیل، زندگی خانوادگی.
۲- افسردگی، گوشه گیری و در خود فرو رفتن در سنین نوجوانی تا حدودی طبیعی است اما اگر از حد طبیعی تجاوز كند بعنوان اختلال افسردگی باید مورد توجه قرار گیرد.
افسردگی به وضعیت روحی و روانی خاصی گفته می شود که با بروز علائمی نظیر غم و اندوه، بی حوصلگی، بی قراری و اشكال در تمركز، احساس بی علاقه گی نسبت به همه چیز، گریه كردن های مكرر، لذت نبردن از زیباییهای زندگی و … که هفته ای بیش از ۳ بار و هر بار بیش از ۳ ساعت رخ می دهد، در نوجوانان شناخته می شود. با عمل به آموزه های دینی ،مشاوره های روانپزشكی و درمان های مختلف غیر داروئی و داروئی می توان به افسردگی خاتمه داد. در باره افسردگی به سؤال 5106 (سایت: 5396) (علائم افسردگی نوجوان و راه درمان آن) رجوع کنید.
۳- رفتارهای خشونت آمیز و خطر آفرین که در اثر مصرف مواد مخدر تشدید می شوند و منجر به حوادث مختلف مثل فقر و خودكشی، به خصوص در میان نوجوانان پسر می گردد .
۴- مشكلات تحصیلی؛ دشواری های روانی یا محیطی زمینه ساز این مشكلات هستند؛ مدرسه هراسی، مدرسه گریزی و عدم پیشرفت تحصیلی نمونه هایی از مشكلات تحصیلی هستند.
۵- هراس از منزل؛ گریز از خانه نشانه فشار محیط، بدرفتاریها، مشكلات روانی خود نوجوان است. رفتار صحیح با نوجوان و حل به موقع و درست مشكلات از بروز این رفتارها پیشگیری می كند .
۶- بیماریهای وخیم روانی همانند پیكوز ، اسكیزوفرنی، در جریان فشارهای هیجانی دیده می شود. معمولاً سایكوز (جنون)بزرگسالان با پشت سر گذاشتن یك دوره سایكوز در نوجوانی همراه است .[9]
بنا بر این افسرگی تنها یکی ازاختلالات روانی است که گاهی در در اثر بحران بلوغ ایجاد می شود ولی در بسیاری موارد علت دیگری دارد؛ همچنان که بحران بلوغ ممکن است عوارض سوء دیگری غیر افسردگی داشته باشد؛ که باید جدی گرفته شود و از راه صحیح درمان شود.
پی نوشتها:
[1] قائمي علي شناخت هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان چاپ پنجم انتشارات اميري تهران 1363 ص 42 و .103
[2] فلسفی محمد تقی الحديت-روايات تربيتى، ج3، ص: 103حدیث 1 ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى
[3] فلسفی محمد تقی الحديت-روايات تربيتى، ج2، ص: 347 حدیث 2
[4] فلسفی محمد تقی الحديت-روايات تربيتى، ج3، ص: 342 حدیث 1
[5] احمدي احمد روان شناسي نوجوانان و جوانان ج چهارم ص .28 انتشارات مشعل اصفهان 1372
[6] موريس دبس چه مي دانم بلوغ ص 82 و 88 ر . ك گفتار فلسفي محمد تقي فلسفي جوان . ج 1 ج 15 نشر معارف تهران 1344 ص 402 و 406
[7] احمدي احمد روان شناسي نوجوانان و جوانان ج چهارم، ص 17
[8] ـ هريس لمز و ديگران روش هاي تقويت عزت نفس در نوجوانان ترجمه پروين عليپور ج سوم انتشارات آستان قدس رضوي مشهد 1380 ص .21
[9] -وبلاگ تخصصی مشاوران شهید بهشتی
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آنچه در این سؤال مطرح شد، برخی از نشانه های بلوغ و ابتدای جوانی است. شخص در این سن بسیار تحت تاثیر کلام و حتی نگاه دیگران است. این خصیصه تا حدی طبیعی است؛ زیرا جوان نمی خواهد کمترین نقطه ضعفی از خود نشان دهد. می خواهد در دید همه، شخصیتی محبوب و ستوده باشد. تا این حد، امر خوب و مطلوبی است؛ زیرا انسان می تواند با در نظر گرفتن معیارهای نیک و نگاه به خود، از دید انسان های صالح، در صدد رسیدن به این ارزش های والا برآید. و البته می تواند برای جوان خطرناک هم باشد، وقتی که در میان عده ای از افراد و دوستان ناشایست قرار گیرد و برای نشان ندادن نقطه ضعف، معیار های آنان را برای خود باز سازی کند، در این صورت است که خیلی زود به انحراف کشیده می شود. در برخی از اشخاص، این حس آرمان گرایی به علل مختلفی از جمله، تربیت های خانوادگی و ... در حد افراط گونه ای رشد پیدا می کند. در این صورت است که آرامش انسان از بین می رود، هر لحظه احساس می کند که برای دیگران زندگی می کند، نظرات دیگران از نظر خودش مهم تر می شود، احساس تنگی و سنگینی می کند، زیرا می خواهد همه را از خود راضی نگاه دارد.
در هر صورت برای حل این مشکل به امور ذیل اهتمام بورزید:
1.اعتماد به نفس و آرامش:
اعتماد به نفس یعنی خود را باور داشتن؛ و به نیروی خویشتن تکیه و اعتماد کردن و باور به توانایی خود در عمل داشتن.[1]
اسلام با معارف غنی خود و معرفی الگوها و تأکید بر خودشناسی و کرامت نفس، بزرگ ترین درس خودباوری را برای انسان ها به ارمغان آورده است. مثلاً یکی از مصادیق اعتماد به نفس، در اسلام استقلال طلبی و بی نیازی از دیگران است، که از ژرفای احساسات بشری و تمایلات فطری سرچشمه می گیرد.
قرآن کریم سعادت هر انسانی را بسته به عمل و تلاش و مجاهدت خودش می داند و برای او جز حاصل کوشش و فعالیتش پاداشی در نظر نمی گیرد و چنین چیزی با خودباوری تحقق پیدا می کند: « هر انسانی در گرو عملی است که انجام داده است».[2]
2. خود ارزشمندی: یعنی احترام به خود و نگرش مثبت به خویشتن. اسلام در تمام برنامه های عبادی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی خود، عزت نفس را لحاظ کرده و نادیده گرفتن آن را در هیچ شرایطی نمی پذیرد.
حضرت امام صادق (ع) می فرماید: « خداوند تمام کارهای مسلمان را به خود واگذار کرده، ولی به او اختیار نداده که خود را خوار کند ».[3]
«آبراهام مازلو» می گوید: « تمام افراد در جامعه میل یا نیازی به عزت نفس یا احترام به خود یا احترام به دیگران دارند. آنان نیازمند آن اند که خویشتن را ارزشمند بیابند ».[4]
3. خودشناسی: خودباوری تا حد زیادی متوقف بر شناخت جنبه های مثبت شخصیتی و آگاهی از استعدادها، توانایی ها و قابلیت ها است.[5] نگرش منفی نسبت به خویش و کم انگاشتن توانایی های خود موجب سلب آرامش و عدم آزادی درونی می شود؛ و موجب می شود که انسان تعادل روحی نداشته باشد و از زندگی و مسئولیت های آن گریزان و فراری باشد. [6]
4- سعی کنید معیار تان در قبول و رد نظریات دیگرن، حق و حقیقت باشد. به این کلام گوهر بار امام معصوم دقت کنید: امام موسی بن جعفر (ع) به هشام می فرمایند:« ای هشام اگر در دست تو گردویی است و همه مردم می گویند گوهر است برای تو فایده ای ندارد (باورنکن) و اگر در دست تو گوهری بود و همه مردم گفتند گردو است برای تو ضرری ندارد( غمگین مباش).[7]
5- مطمئن باشید که دیگران نیز مانند شما و همه افراد دیگر، نقص های مختلفی دارند. بدانید که جز انسان معصوم، کسی کامل و ایده آل نیست.
6- دیگران نیز ( به خصوص دوستان جوانتان) به نظر شما دربارۀ خودشان بسیار اهمیت می دهند.
7- دل خود را به خداوند بسپارید تا آرام شوید. خداوند می فرماید:« آگاه باشید که با ذکر خداوند دلها آرامش پیدا می کند».[8]
برای اطلاع بیشتر به پاسخ های 2380 (سایت: 3300) (پرورش و استقلال عقل و فکر) و 525 (سایت: 572) (راه های تقویت اراده) و 3717 (سایت: 4386) (عوامل تمدد اعصاب) مراجعه کنید.
پی نوشتها:
[1] . معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج2، ص2406؛ مصباح یزدی، محمدتقی، راهیان کوی دوست، ص15، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم، 1376.
[2] . مدثر، 38.
[3] . کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج5، ص63، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1362.
[4] . آبراهام مازلو، روان شناس شخصیت سالم، با ترجمه: رویگردان، شیوا، ص154، بی جا.
[5] . سبحانی نیا، محمد، جوان و اعتماد به نفس، ص64، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1387.
[6] . منوچهریان، پرویز، عقده حقارت، ص5، انتشارات گوتنبرگ، بی تا.
[7] . بحارالانوار، ج1، ص 136
[8]. رعد، 28.
http://farsi.islamquest.net
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
تمايل به تفريح كه به قضاي حكيمانه ی الهي در نهاد بشر آفريده شده از تمنّيات فطري انسان است و مانند ساير غرايز و خواهش هاي طبيعي بايد تعديل شود و به اندازه گيري صحيح و دور از افراط و تفريط در جاي خود ارضا گردد.
اين موضوع در گذشته مورد توجه اولياي گرامي اسلام قرار گرفته و در ضمن بيان روايات متعدد، تعاليم لازم را به پيروان خود داده اند.1
حضرت رضا عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد:
از لذت هاي دنيا، براي خود سهمي برگزينيد و خواسته هاي مشروع خويش را برآوريد تا آن جا كه به مردانگي و شخصيت شما، ضربه اي وارد نيايد و از اسراف و تندروي به دور باشيد و براي اين كار از كارهاي نيك دنيا كمك بگيريد2
چگونگي صرف اوقات فراغت:
امام صادق عليه السلام درباره تقسيم اوقات زندگي به فعاليت هاي مختلف چنين مي فرمايد:
شايسته است مسلمانان پاره اي از اوقات روزانه ی خود را براي كارهايي كه بين آنان و خداوند صورت مي پذيرد اختصاص دهند، يعني وقتي را براي ملاقات با برادران ايماني و دوستان خود قرار دهند و در بخشي ديگر، نفس خود را با لذايذ و مشتهياتش كه گناه نباشد آزاد بگذارند و همين وقت آخر، آدمي را در انجام وظايف، دو وقت قبلي توانايي مي دهد.3
بيش تر مردم در مورد گذراندن اوقات فراغت دچار گمراهي مي باشند، بيش تر معاصي و گناهان در همين اوقات انجام مي گيرد. در اين مورد حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
بيش تر مردم درباره دو خصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند: يكي صحت و سلامتي و ديگري فراغت و بي كاري.4
براي آن كه جوانان از ساعات فراغت خود به شایستگي استفاده كنند و آن را در فعاليت هاي مفيد و سودمند به كار گيرند، در اين جا به برخي از تفريحات سالم و لذت بخشي كه در برنامه هاي اسلامي آمده و در دنياي امروز نيز مورد توجه است اشاره مي شود تا جوانان در مواقع بي كاري خود را با آن تفريحات سرگرم كنند و از نتايج جسمي و رواني آنها بهره مند گردند.
1. مسافرت: مسافرت يكي از تفريحات سالم و لذت بخشي است كه در سلامت جسم و روان مؤثر است. اسلام نيز مسلمانان را به اين تفريح صحيح و سالم فراخوانده و تشويق كرده است؛ امّا بايد توجه داشت كه اسلام هر نوع سير و گردش را امضا نمي كند. بلكه فقط آن قسمي را مي پذيرد كه همراه با يك هدف انساني باشد، هدفي كه براي فرد يا جامعه نفعي داشته باشد. رسول اكرم صلي الله عليه و آله در وصاياي خود به حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:
سزاوار نيست انسان عاقل به سفر برود مگر براي سه منظور، يا براي تجارت و تحصيل درآمد و اصلاح معاش يا براي نيل به كمالات معنوي و تعالي روح و ذخيره ی معاد يا براي تفريح و طلب لذايذ مباح.5
و نيز حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
سفر كنيد، تا سالم و تن درست باشيد.6
مسافرت يكي از مهمترين عوامل تن درستي به شمار مي آيد. به طور كلي امروز از نظر پزشكي ثابت شده است كه زندگي، كار و خوراك يكنواخت براي شخص ضرر دارد و اعضا زودتر فرسوده و ناتوان مي گردند، پس تغيير زندگي و تنوع بايد جزو برنامه هاي بهداشتي قرار گيرد.7
حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي فرمايد:
مسافرت كنيد، اگر چه در سفر نفع مالي عايدتان نشود، از فوايد عقلي بهره مند خواهيد شد.8
در قرآن آیاتی داريم كه امر به سير در ارض كرده است:
قل سيروا في الارض.9
اولم يسيروا في الارض... .10
مفسران تقريباً اتفاق نظر دارند كه مقصود از آيات فوق مطالعه ی تاريخ است، ولي قرآن براي مطالعه ی تاريخ به خواندن كتابهاي تاريخي توصيه نمي كند، بلكه دعوت به مطالعه ی آثار تاريخي مي كند كه اين صادق تر از مطالعه ی كتب تاريخي است.
در ديوان منسوب به اميرالمومنين عليه السلام شعري هست كه مي گويد:
سفر كن، مثل مرغ پابسته نباش كه وقتي به پايش يك لنگه كفش مي بندند ديگر نمي تواند تكان بخورد. سفر كن، ولي هدف تو از سفر طلب علوها و برتري ها، يعني طلب فضيلت ها و كسب كمال ها باشد.11
2. ورزش: ورزش يكي از تفريحات سالم و سودمندي است كه در سلامت و بهداشت افراد مؤثر است. و چون سلامت بدن فراهم گردد به سلامت روح هم كمك مي كند. و بديهي است نيك بختي هر كس، با سلامت روح و بدن او ارتباط مستقيم دارد و اهميّت ورزش به اين است كه بدن را نيرومند و اراده را قوت مي بخشد. رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمود:
خوش بخت كسي است كه آيين اسلام را پذيرفته و به قدر معاش خود درآمد دارد و قواي بدنش نيرومند است.12
و نيز علي عليه السلام مي فرمايد:
سلامت بدن نعمت هاي خداوند است.13
و حضرت رسول صلي الله عليه و آله در 1400 سال پيش با توجه به اوضاع و احوال آن زمان كه بيش تر كارها به صورت دستي بود كم تر اوقات فراغت براي ورزش پيش مي آمد، حضرت توصيه هايي درباره بعضي از ورزش ها داشته اند كه عبارتند از:
الف) اسب سواري: مسابقه اسب دواني در اسلام به عنوان عمل ممدوح و پسنديده به حساب آمده و در ترغيب مردم به اين مسابقه روايات بسياري رسيده است. يك روز دشمنان به مال مسلمانان در مدينه حمله بردند، رسول اكرم صلي الله عليه و آله با گروهي از اصحاب بر اسبها سوار شدند و به دنبال آنان شتافتند، ولي هر چه رفتند بدان ها نرسيدند. ابوقتاده به عرض پيامبر رسانيد: اكنون كه دشمن رفت، اجازه فرماييد با هم مسابقه بدهيم، رسول گرامي پذيرفت و با آنان در اسب سواري مسابقه داد و از همه برنده شد.14
ب)تيراندازي: اولياي گرامي اسلام علاوه بر ترغيب مردم به اين ورزش (مسابقه)، خود شخصاً در اين مسابقات شركت مي كردند و پيروزي هاي چشم گير به دست مي آوردند. امام صادق
عليه السلام شخصاً در مسابقه تيراندازي حاضر مي شد و در شرط بندي آن شركت مي فرمود.15
ج) شنا: شنا براي جوانان يكي از ورزش هاي مفيد و ثمر بخش و از تفريحات سالم و نشاط آور به شمار مي آيد كه مورد توجه پيشواي اسلام قرار گرفته و پيروان خود را به فرا گرفتن آن تشويق كرده است. رسول اكرم صلي الله عليه و آله در اين باره مي فرمايد:
به فرزندانتان شنا و تيراندازي بياموزيد.16
شنا عضلات را به حركت در مي آورد، بدن را به فعاليت وا مي دارد، جسم را تقويت مي كند و به آدمي نيرو مي بخشد. شنا در ساعات فراغت يكي از وسايل سرگرمي و تفريح و مايه شادماني و مسرت است به علاوه كسي كه شنا مي داند قادر است در موقع غرق شدن، خود را از آب برهاند يا غريقي را نجات دهد.
ورزش هاي مفيد و ثمربخش ديگري وجود دارند كه جوانان مي توانند در ساعات فراغت از آنها استفاده كنند از قبيل پياده روي، كوه نوردي، حركات سالم ورزشي و خلاصه هر قسم فعاليت عاقلانه و بي ضرري كه باعث تأمين سلامت بدن و تقويت جسم شود.17
3. مصاحبت با دوستان مؤمن و مورد اعتماد: معاشرت و ملاقات با دوستان مؤمن مي تواند قسمتي از اوقات فراغت را به خود اختصاص دهد. اين معاشرت ها موجب مي شود كه افراد در امور معنوي و معيشت و رفع گرفتاري ها به بحث و تبادل نظر پرداخته، خط مشي زندگي خود را با استفاده از آراي يكديگر اصلاح نمايد همچنين دوستان مورد اعتماد، فرد را از عيوبش آگاه كرده و در رفع معايب كمك و راهنمايي خواهند نمود. حضرت امام رضا عليه السلام فرموده است:
سعي كنيد كه اوقات شبانه روز شما چهار قسمت باشد: 1. وقتي براي عبادت و خلوت با خدا؛ 2. وقتي براي تأمين معاش؛ 3. وقتي براي آميزش و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و كساني كه شما را به عيوبتان واقف مي دارند و در باطن نسبت به شما خلوص مي ورزند؛ 4. وقتي را هم به تفريحات و لذايذ مشروع اختصاص دهيد و از مسرت حاصل آن ساعات تفريح، نيروي انجام وظايف ديگر را تأمين نماييد.18
پی نوشتها:
1 . فلسفي، جوان از نظر عقل و احساسات، ص424.
2 . بحارالانوار، چاپ جديد، ج78، ص346.
3 . اصول كافي، ج5، ص87.
4 . روضه كافي، ص152.
5 . وسائل الشيعه، ج3، ص177.
6 . مستدرك الوسائل، ج2، ص22.
7 . مجله تندرست، شمار6، سال22.
8 . مكارم الاخلاق، ص124.
9 . نحل(16) آيه36.
10 . روم(30) آيه9.
11 . مرتضي مطهري، گفتارهاي معنوي، ص285-289.
12 . بحارالانوار، ج15، ص236.
13 . غررالحكم، ص199.
14 . وسائل الشيعه، ج13، ص346.
15 . همان، ج4، ص231.
16 . همان، ج15، ص194.
17 . فلسفي، جوان از نظر عقل و احساسات، ص440-441؛ سيد مهدي حسيني، مشاوره و راهنمايي در تعليم و تربيت اسلامي، ص186.
18 . بحارالانوار، ج17، ص208.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
کشور ما از لحاظ جمعيتي در زمره كشورهاي جوان محسوب مي شود. درحال حاضر قريب باتفاق نسل جوان و نوجوان ما همواره نشان داده است كه طالب معنويت بوده و در عرصه هاي معنوي نيز اين واقعيت، خود را به خوبي نشان داده است.آمار افزايش معتكفين در سالهاي اخير نيز گواه اين عرض ماست. نگاهي كوتاه به آمار كساني كه در مراسم شورانگيز عزاداريهاي امام حسين(ع) شركت مي كنند نيز نشان از حق جويي اين نسل دارد.راه اندازي تشكلهاي مذهبي خودجوش مانند آنچه كه به نام هيئت هاي كودكان، نوجوانان و جوانان در خيابانها از دو يا سه روز به محرم شكل و توسط خود آنان سازماندهي مي شود، نشان از گرايش آنان به مباحث ديني دارد. آنان تشنه معنويتند و درپي آن راههايي كه خودشان به آن مي رسند، به عنوان صراط هدايت برمي گزينند و درپي آن مي روند كه ما از اين عطش بايد به عنوان يك فرصت و از آزاد گذاردن آنان در جهت دست يازديدن به مسيرهاي غير تجربه شده و يا مسيرهايي كه شارع بر آن صحه نگذاشته است، بايد به عنوان يك آسيب و گاه به عنوان يك تهديد نام ببريم. در اين مقاله سعي شده است راههاي گسترش فرهنگ قرآن و معنويت در بين جوانان مورد بررسي قرار گيرد. مطلب را باهم ازنظر مي گذرانيم.
اهميت نهادينه شدن فرهنگ قرآن
امام صادق(ع) فرموده اند: «من قراالقرآن و هو شباب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه». آن وجود شريف به خوبي تبيين مي فرمايد كه اگر آموزه هاي قرآني (و ديني) در جواني در ذات و گوهر وجودي جوان قرار گيرد، آنگونه نهادينه و تثبيت مي شود كه در گوشت و خون جوان آميخته مي گردد؛ آميختگي كه به دنبال آن، ثبات در دين و پايداري در ايمان را بدنبال دارد. بنابراين اگر جامعه ما حساسيت اين مقطع سني را درك كند، از اين فرصت به عنوان يك فرصت طلايي در بهره گيري از آن، همت ويژه اي را بكار خواهد بست. هرچند قبل از انقلاب، برادران روحاني و مبلغين ديني درپي چند جوان مي گشتند تا مفاهيم ديني را به آنان بگويند اما در نظامي كه اركان مديريتي آن به دست مؤمنين است، بايد راههاي ارتقاي معنويت در بين جوانان شناسايي و بهترين مسير براي جذب آنان برگزيده شود.تذكر اين نكته را هم لازم مي دانم و آن اينكه ما وقتي مي خواهيم به اين مبحث بپردازيم، حتماً نبايد بدنبال دست يافتن به مسيرهاي جديد باشيم كه اين خود البته مطلوب است اما بنظر مي رسد، كنكاش در مسيرهاي تخريب شده و بازخواني و ترميم مسيرهاي تخريب شده مي تواند ما را به نتايج مطلوبي در كوتاه مدت برساند.
1- كانون خانواده
نقش خانواده در تربيت ديني و افزايش معرفت و انس آنان با قرآن و هدايت بر كسي پوشيده نيست، در اينجا چند آموزه قرآني ضروري به نظر مي رسد:
پيامبراكرم(ص) وقتي از جانب حق تعالي، مأمور تبليغ دين مي شود، به امر خداوند قبل از پرداختن به جامعه؛ مأمور تبليغ دين در خانه مي شود. آيه «وانذر عشيرتك الآقربين» يا در آيه 132 سوره طه و آيه 55 سوره مريم به پيامبراكرم(ص) خطاب مي شود: خانواده ات را به نماز امر كن «و أمر اهلك بالصلوه » و يا در آيه 6 سوره مباركه تحريم مي فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم ناراً». بنابراين اگر بخواهيم با آموزه هاي قرآني، راههاي گسترش قرآن و سيره اهل بيت را در بين جوانان بررسي كنيم، بايد خانواده ها را بر اين مهم، حساس، ترغيب و تشويق كنيم (هرچند كه پدران و مادران، خود كاستيهايي دارند كه ما بايد بر اصلاح آنهم هم فكر كنيم.)
اين مطلب را با آماري از تحقيقي كه در يك جامعه آماري به روش تصادفي از ميان دانش آموزان اول تا سوم راهنمايي و به نسبت مساوي دختر و پسر (از هر جنس 150نفر) انجام شده، به اين واقعيت تأكيد كنم كه در اين تحقيق 33% دانش آموزان، تربيت صحيح ديني را از مسير خانواده مي دانند و بر آن تأكيد نموده اند. (كيهان، 18/12/84)
چند پيشنهاد كاربردي:
1- اعضاي خانواده هر شب به مدت 10دقيقه در كنار يكديگر، نصف صفحه از قرآن را باهم تلاوت كنند.
2- خانواده هايي كه خودشان از نعمت تلاوت صحيح كلام خداوند محرومند، با بهره گيري از نوارهاي صوتي و تصويري، قاري را در آيات تلاوت شده همراهي كنند.
3- هر شب، يك واژه از كلمات قرآني را باهم ياد بگيرند. البته ترجيحاً ابتدا از واژگان پركاربرد استفاده شود تا سهل و آسان بودن مسير فهم قرآن بر همه اعضاي خانواده بخوبي روشن و ملموس شود.
4- والدين براي كودكان خويش كه قرآن را حفظ مي كنند، جوائزي درنظر گيرند و مطمئن باشند كه هر ميزان روي حفظ آيات هزينه كنند، سرمايه گذاري آنان محسوب خواهد شد كه بزودي بهره معنوي و مادي آن را بصورت مضاعف برداشت خواهند نمود.
5- هر دو هفته، باهم يك حديث را حفظ كنند. احاديث را بصورت كوتاه و كاربردي برگزينند و براي حفظ حديث هم بهتر است از راهنمايي روحانيون محترم مشورت گيرند.
6- اطاق خواب كودكان و نوجوانان را فرمايش معصومين(ع) (در طول زمان حفظ) روي مقواي بزرگ و زيبا نوشته تا در تيررس ديد آنان بطور مدام قرار گيرد.
7- پدران و مادراني كه اهل مطالعه هستند، فقط يك صفحه نسبت به يكي از امامان معصوم(ع) را براي كودكان و نوجوانان خويش بازخواني كنند.
8- و والديني كه از نعمت سواد يا مطالعه كم بهره اند از كودكان خويش بخواهند يك صفحه از قصه هاي قرآني را باهم بخوانند.
2- رسانه ملي
واقعيت جهان امروز نشان مي دهد با گسترش سيستم هاي صوتي تصويري، خصوصاً تلويزيون، كودكان بخشي از برنامه و وقت خويش را به برنامه هاي تلويزيوني اختصاص مي دهند.
براساس يك تحقيق در كشورهايي همچون آمريكا، روزانه بطور متوسط 200دقيقه از وقت كودكان خود را در پاي سيستم هاي صوتي تصويري سپري مي كنند كه سهم تلويزيون در مجموعه ابزارهاي اين بخش، از وضعيت بالايي برخوردار است.
در كشور ما، كودك، نوجوان و جوان، حداقل روزي يكساعت از وقت خويش را در پاي تلويزيون (رسانه ملي) سپري مي كنند. اگر با نگاه ديني به برنامه هاي صداوسيما نگاه كنيم، تأثيرگذاري ديني اين برنامه ها تقريباً كمتر از 10% مي باشد.
من چندين برنامه كودك را كه يكي از شبكه هاي عربستان پخش مي كرد، بررسي و ضبط كردم و براي تعدادي از مسئولين نظام ارسال نمودم. در اين برنامه ها، كودك را به دو امر خطير توجه مي داد، يك قرآن و دوم نماز، اما واقعيت اين است كه ما با تكنيكهاي هنري، كودك خود را به پاي رسانه ملي كشانده و ميخكوب هم كرده ايم اما در انتقال مفاهيم ارزشي و ديني گام جدي برنداشته ايم.
در تحقيقي كه قبلا به آن اشاره گرديد، 31% دانش آموزان اعلام كرده اند رسانه ملي مي تواند بالاترين اثر را در يادگيري و درك مفاهيم ديني داشته باشد. پيداست صدا و سيما پس از خانواده، نقش بسيار بالايي در اين مورد دارد و در فرآيند ابزارهاي تربيت امروز، نقش مدارس را به مراحل بعدي تنزيل داده و خود به مرحله دوم صعود كرده، لذا مي توان از ابزار ملي در پرورش فرزندان قرآني و ولائي بخوبي بهره برد.
چند راه كار اجرائي:
1- كارگردانان دين مدار جهت سرمايه گذاري در اين بخش شناسائي، تشويق و دعوت شوند.
2- توسط سازمانهاي مرتبط با كودك و نوجوان، برنامه هاي زيبا و كوتاه و يا سريالهايي با محتواي قرآني و اهل بيت(ع) طراحي و اجرا شود.
3- از نوجوانان بخواهيم با ساخت فيلمهاي پيام دار يك، دو دقيقه اي با مفاهيم ديني در ساخت و برنامه هاي موردنياز جوانان مشاركت جويند.
4- برنامه هاي كودك كشورهاي اسلامي را رصد و بهترين هاي آن را كه با فرهنگ قرآني و شيعه ما سازگاري دارد را پخش نمائيم. (و اين را بر كارتنهاي غربي بي محتوا ترجيح دهيم)
5-در كنار برنامه هاي مثبت و پيام دار، بتدريج كودكان را از ديدن برنامه هايي كه با هويت و فرهنگ ديني ناسازگاري دارد، پرهيز دهيم.
6- با تبيين آموزه هاي ديني آنان را به نقد برنامه هاي كم محتوي وادار و بتدريج، ذهن آنان را متوجه ضرر و زيانها و آفتها و عواقب ديدن برنامه هاي غيرمفيد نمائيم.
3- همسالان
هنگامي كه در تاريخ مي خوانيم كودكي بر پرتگاه بامي قرار گرفته بود و همه نگران سقوط كودك بودند و هيچكس هم ياراي جلو رفتن را نداشت. (چرا كه كودك با ديدن بزرگترها، با وجد و يا با ترس ممكن بود حركتي به جلو داشته و حركت او منجر به سقوط گردد.) از مولايمان علي(ع) استمداد و راهنمايي طلبيدند. آن حضرت فرمان داد كودكي همسان و همسال كودك را نزديك او قرار دهند و كودك در شرف سقوط با ديدن همسال خويش متوجه او گرديد و بسويش جلب و ماجرا و مشكل حل گرديد.
در همان تحقيقي كه در بخش قبلي به آن اشاره كردم نيز آمار همان جامعه آماري نشان مي دهد كه جوانان و نوجوانان از همسالان خويش در تربيت و اصلاح ديني اثرپذير بوده اند.
دغدغه خانواده هاي متدين از اينكه فرزندشان با چه كسي معاشرت دارد و فرزندان خويش را در اين موضوع بطور مرتبط و پيوسته مورد سؤال مي دهند نيز نشان از اهميت آن است.
راهكارهاي پيشنهادي
1- در جزوه هاي تربيتي، موضوع دوست يابي صحيح و آثار و عواقب و آثار ناشي از آن بيان گردد.
2- در همين رابطه، نمونه اي از كساني كه با دوستان خوب، رمز موفقيت و ترقي علمي، اخلاقي و ديني را طي كرده اند، بعنوان مصاديق روشن آورده شود.
3- همينطور مصاديقي از كساني كه در خانواده موفق متولد شده اند اما دوستان ناباب، مسير زندگي آنان را عوض و به تعبير ديني، راه ضلالت و گمراهي را جايگزين صراط مستقيم انتخاب كرده اند، بيان شود.
4- در سيستم مساجد و مدارس و بسيج، جوانان موفق و در صراط مستقيم قرار گرفته، شناسايي و بوسيله آن ها راههاي جذب همسالان بيان گردد.
5- همسالاني كه با شيوه هاي مناسب جذب و در مسير دين قرار مي گيرند، توسط مساجد و مدارس و بسيج تشويق گردند.
6- مباحث ديني با بياني شيوا از زبان همسالان بيان گردد. بنابراين لازم است تشكلهاي خاص شكل گيرد.
7- در كانونهاي اصلاح و تربيت حتماً جوانان موفق (كه اثرگذار باشند) در جلساتي، به ارشاد ديني جوانان بپردازند.
8- الگوسازي و الگوپروري را در جامعه رايج نموده و توجه هر قشر را با هر سن و سال، به الگوهاي موفق همسال خويش معطوف نمائيم.
9- با برنامه سازي، از الگوهاي موفق بخواهيم همسالان خويش را در دست يابي به موفقيت هاي ديني، اخلاقي و علمي، راهنمايي و راز و رمز اين موفقيت را به زبان آنان بيان كنند.
10- شكل گيري هدفمند و هدايت شده سازمانهاي دولتي (NGO) توسط جوانان و نوجوانان را تعقيب نمائيم.
11- خداوند تبارك و تعالي وقتي مي خواهد شيوه بيان تبليغ اسلام را به پيامبر اكرم(ص) بيان فرمايد، در آيه15 سوره مباركه آل عمران دستور مي دهد كه: «اي پيامبر، اگر روحيه خشن و تندي داشته باشي، حتماً از گرد تو پراكنده (دور) مي شدند). بنابراين مهمترين تأكيد در اين بخش بايد تبيين مفاهيم قرآن و عترت به زبان لين و دلنشين باشد، لذا شيوه بيان مفاهيم ديني و قرآني به زبان مذكور بايستي تدوين و به مجريان ذي ربط منتقل گردد.
4- مدارس و دانشگاه ها ومراكز آموزشي
تقريبا 12سال از زندگي يك فرد ايراني (دختر و پسر) تا مقطع دبيرستان و پيش دانشگاهي در محيط مدرسه سپري مي شود. يعني با شاخص متوسط عمر يك ايراني (65 سال) ]يعني 18% عمر مفيد[.
نگاهي كوتاه به فرآيندهاي آموزش در موضوع آموزه هاي ديني در مدارس و شيوه هاي انتقال آن (صرف نظر از تعداد محدودي از مدارس) نشان مي دهد كه ما در اين مبحث كمترين توجه را به مدارس داشته ايم و اگر هم اقداماتي انجام داده ايم، كافي و پاسخگو و انسان ساز نبوده است.
امروز چه كسي مي تواند ادعا كند اگر آثار و آموزشهاي خانوادگي، فردي، محيطي و... كه در خارج از مدرسه به جوان و نوجوان منتقل مي شود را حذف و چشم اميد به 12سال تلاش مربيان قرآني، ديني و تربيتي مدارس داشته باشيم مي توان ادعا نمود كه جوان فارغ التحصيل از پيش دانشگاهي ما، جواني مؤمن محصول آن خواهد بود؟
دغدغه هايي كه رهبر انقلاب اسلامي از نظام آموزش و پرورش دارند، همان دغدغه ايست كه متدين از آنچه قرار بود در نظام آموزش و پرورش اتفاق بيافتد (ولي حاصل نشده) مي باشد.
من به چند مورد از دغدغه هاي معظم له اشاره مي كنم:
به قرآن بها داده شود. اين موضوع در مدارس ابتدايي از اهميت بيشتري برخوردار است؛ هم در قرائت و هم در حفظ كردن، آمادگي بيشتر است. اگر بتوانيد به اين امر اهتمام كنيد و صدقه جاريه اي را از خود به يادگار بگذاريد، به توفيق بسيار بزرگي دست يافته ايد.
وقتي در كشوري بيست ميليون جوان از زن و مرد هست، جا دارد در ميان آنها دو سه ميليون اقلا تالي قرآن با آداب و شرايط باشند، يك ميليون اقلا از اين جوانها حافظ كلام خدا باشند.
توجه به آموزش عربي در مدارس نه با هدف درك مفاهيم پيچيده حوزه اي و نه بمنظور مكالمه، بلكه به نحوي كه پس از مدتي آموزش، دانش آموزان بتوانند معاني نماز، دعاي كميل، مكارم اخلاق و... را بفهمند و با مناجات و نحوه سخن گفتن و راز و نياز با خدا آشنا شوند.
احياء كنيد مسائل پرورشي و ارزشي را در مدارس. مدتهاست د رمدارس، مسائل ارزشي خشكيده و به آن كم توجهي شده. براي رشد ديانت و احياي مسائل ارزشي و عبادي و فرهنگي مدارس اهتمام شود.
(شرفيايي وزير و مسئولين آموزش و پرورش، 3/6/76)
نسلي كه رژيم فاسد، مفسد ظالم و بشدت پليد گذشته را نديده، نسلي كه مقدمات انقلاب را نديده، نسلي كه كتك خوردنها را در دوران غربت نديده، نسلي كه محنت جنگ را با گوشت و پوست خودش لمس نكرده، نو به نو زير دست شما معلمان مي آيد. شما مي خواهيد از اين نسل، انسانهايي بسازيد كه انقلاب را حفظ كنند.
(شرفيايي وزير و مسئولين آموزش و پرورش، 12/2/69)
راهكارهاي اجرائي:
1- قبل از اينكه تحول را در دانش آموز جستجو كنيم، معلم را نه از باب اينكه با درس و مباحث كلامي مي تواند منشأ اثر باشد، بلكه از اين حيث كه: «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم».
2- درس عربي با گرايش فهم قرآن و متون ادعيه جايگزين عربي فعلي گردد.
3- حفظ موضوعي آيات قرآن كه در زندگي روزمره دانش آموزان كاربرد دارد را در برنامه هاي آموزشي يا فوق برنامه آنان قراردهيم.
4- حفظ احاديث موضوعي را مبناي آشنايي با سيره ائمه(ع) قرار دهيم و بگونه اي برنامه ريزي كنيم كه در هر مقطع (ابتدائي، راهنمائي و متوسطه)، 40حديث كوتاه اما كاربردي، جانهاي تشنه كودكان و نوجوانان و جوانان را سيراب نمايد.
5- انس با ائمه اطهار(ع) را از طريق برپايي مجالس زيارت نهادينه نمائيم.
6- زيارات عرفاني كوتاه مثل خمس عشر، مناجات امام علي(ع) در مسجد كوفه و امثالهم را با بياني زيبا مطرح و جانهاي آماده جوانان را به پرواز معنوي تمرين دهيم.
7- معلمين دروس قرآن و اعتقادات را از واجدين شرايط جهت تدريس در اين موضوع برگزينيم.
8- مسابقات قرآن و عترت را بعنوان پايه رقابت معنوي دانش آموزان توسعه دهيم.
9- موضوعات مرتبط با كلاس انشاء را موضوعاتي هدفمند از بين آيات موضوعي مورد نياز دانش آموز طراحي و زمينه تدبر در قرآن را در بين دانش آموزان فراهم كنيم.
10- در پايان هر سال تحصيلي، ميزان ارتقاي كمي و كيفي دانش آموزان در بحث قرآن و عترت بررسي و در رفع اشكالات برنامه اي و اجرايي اهتمام نمائيم.
11- مدارس موفق در موضوع مذكور را به آموزشگاه هاي ديگر معرفي كنم.
12- جهت تقويت روحيه تبليغ آموزه هاي ديني از دانش آموزان درخواست نمائيم آموزه اي از آموزه هاي قرآن و عترت (آيه-حديث) را در جمع همسالان خويش از حفظ بيان و بهترينهاي هر ماه يا هر فصل مورد تشويق قرارگيرند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دوست عزیز و گرامی به نظر می رسد شما از ضعف اراده خویش رنج می برید و هنوز نتوانسته اید با اینکه علاقه مندید در امر خواندن نماز موفق باشید آنگونه که باید و شاید است به آن اهتمام ورزید ولی لازم به ذکر است که نمی توان با خواندن یک مقاله یا کتاب یا خوردن یک قرص مثلاً به اراده قوی دست یافت بلکه تلاش مستمر و بهره گرفتن از راهکارهای عملی به تقویت اراده خویش پرداخت. بنابراین به آنچه در پی می آید توجه کافی مبذول شده و از هرگونه اهمال کاری پرهیز نمایید .
1- شناخت کافی از نماز و آثار و فوائد آن: هرچند تا کنون فوائد مادی و معنوی خواندن نماز را بارها لمس کرده اید ولی برای تقویت انگیزه و علاقه خویش به این امر مهم سعی کنید با مطالعه کتب جذاب که درباره نماز و اهمیت آن نوشته شده شناخت خود را در این باره گسترش و تعمیق بخشید. (بخصوص روایاتی که در این باره در کتب مختلف روایی مثل میزان الحکمه جمع آوری شده است ) .
در این زمینه کتب زیر را مطالعه کنید :
1- اسرار الصلاة یا پرواز در ملکوت، امام خمینی(ره) ترجمه آقای فهری- 2- پرتوی از اسرار نماز از محسن قرائتی- 3- صلوة الخاشعین از مرحوم دستغیب- 4- نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، سید حسن موسوی لاهیجی، انتشارات جامعه مدرسین .
2- استفاده از روش تشویق و تنبیه : هرگاه موفق شدید که نمازهایتان را بخوانید به شکرانه آن خود را تشویق کنید و بر عکس اگر نماز را ترک کردید خود را تنبیه و جریمه کنید . مثلاً تصمیم بگیرید با ترک نماز، فردای آن روز را روزه بگیرید و یا مقداری پول صدقه بدهید.
3- هروقت نمازتان ترک شد قضای آن را انجام دهید .
4- ورزش کنید : هر روز به مقدار معینی مثلاً (یک ربع ساعت) در رأس ساعت مشخص ورزش کنید و برای تخلف از آن نیز خود را جریمه کنید. مثلاً از رفتن به پارک و لذت از آن خود را محروم کنید .
5- نماز شب بخوانید: یکی از عوامل مؤثر در تقویت اراده آن است که کمی قبل از اذان صبح بلند شده نماز شب بخوانید (هرچند به مدت کم مثلاً یک ربع قبل از اذان صبح ) .
6- مطالعه زندگی عرفا اولیاء الهی و چگونگی نماز خواندن آنها نیز در ایجاد شوق و ذوق به خواندن نماز بسیار مؤثر است .
7- انتخاب دوستان متدین و اهل نماز جماعت: در انتخاب دوستان با اراده و متدین که به نماز مخصوصاً نماز جماعت اهمیت می دهند وقت بیشتری داشته و سعی کنید با چنین افرادی ارتباط بیشتری داشته باشید و از ارتباط با افراد لا ابالی و کم توجه به نماز خودداری کنید .
8- برنامه ریزی : برای تمام فعالیت های شبانه روزی در طول هفته از یک برنامه مدون و متناسب به توانایی های خویش بهره جسته و سعی کنید طبق برنامه مدون به انجام کارها و فعالیت های مختلف تحصیلی و غیره بپردازید.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همان طور كه هرانسانى در طول زندگى تحت تاثير عوامل مختلف درونى و بيرونى به نوسانات مختلف روحى دچار مى شود، مثلا گاهى شاد و با نشاط است وگاه غمگين و كسل و افسرده خاطر مى شود، به همين خاطر، از يك حالت روانى يكنواخت برخوردار نيست و با توجه به فضاى روانى حاكم بر او وحوادثى كه اتفاق مى افتد، حالات روحى مختلفى بر وى غلبه مى كند به همان نحو، جامعه اى كه انسان در آن زندگى مى كند نيز با توجه به مقتضيات زمان و مكان، حالات و اشكال مختلفى به خود مى گيرد، مثلا در برهه اى اززمان مثل اوايل انقلاب و در زمان جنگ تحميلى كه فضاى جبهه و شهادت در جامعه حاكم بود، وضع حجاب و پوشش خانم ها و آقايان و نيز خيلى چيزهاى ديگر، بسيار مناسب و مطلوب بود و خيلى ها به خود اجازه نمى دادند اين گونه كه شما توصيف مى كنيد وارد جامعه شوند، اما دربرهه اى ديگر از زمان مثل زمان بعد از جنگ و زمانى كه ما اكنون در آن زندگى مى كنيم با توجه به تبليغات زياد و زشتى كه در رابطه با خيلى از ارزش هاى حاكم بر جامعه واز جمله حجاب و پوشش، صورت گرفت مساله حجاب نهايتا به اين صورت درآمد كه شما ملاحظه مى نماييد. در برخى از شهرها بنابه دلايل محيطى و فرهنگى، مواردى از بدحجابى ديده مى شود كه اين موضوع بيشتر از آنچه كه به قوانين مربوط شود به فرهنگ عمومى جامعه ونيز نفوذ سبك هاى غربى، ماهواره و نيز افراد غرب زده و از همه مهم تر، تهاجم فرهنگى گسترده اى كه در جهان غرب عليه كشور ما به راه انداخته است، مرتبط است و اصلاح آن نيز، نيازمند برنامه هاى درازمدت ودقيق فرهنگى است، چرا كه تنها وضع قوانين نمى تواند ضامن اجراى مقررات اسلامى باشد و همين مساله، وظايف ما را به عنوان يك فرد مذهبى ودين دار دو چندان مى كند يعنى، اولا ما در اين جامعه ابتدا بايد باخودسازى و تهذيب نفس مراقب و مواظب دين دارى خودمان باشيم و ثانيا براى جلوگيرى از انحراف در جامعه واشاعه فحشا در آن، بايد با امر به معروف و نهى از منكر جلو اين انحراف را گرفت. اما راه كارى كه براى بازدهى بهتر و بيشتر امر به معروف و نهى از منكر ارايه مى دهيم اين است كه:
1- سعى كنيد افراد همفكر مذهبى را شناسايى كرده و با آنها رفت و آمدكرده و در حل مشكلات مشورت و از آنها كمك بگيريد.
2- با اساتيد معارف و اساتيد متدين و دلسوز رابطه تان را زيادتر كرده و از رهنمودهاى آنها درزمينه هاى مختلف، استفاده نماييد.
3- سعى كنيد به طور گروهى و متشكل به دقت احكام شرعى مربوط به امر به معروف و نهى از منكر، موارد معروف و منكر يا شرايط وجوب مراتب آن و كيفيت اجراى نيكوى آن را دقيقا فراگيريد.
4- بايد آمر به معروف و ناهى از منكر خود را به زيور اخلاق والتزام عملى بيارايد و حتى الامكان از شيوه هاى رفتارى آموزنده و خلاق استفاده كند.
5- در صورتى كه احساس مى كنيد چنين نابسامانى هاى فرهنگى باعث به خطا افتادن و گناه شما مى شود و امكان ازدواج هم برايتان فراهم مى باشد، براى كنترل غريزه جنسى خود، ازدواج كنيد تا كمتر دچارخطر لغزش شويد.
6- حتى الامكان بايد كوشيد تا فرهنگ و پذيرش عمومى نسبت به امر به معروف و نهى از منكر را بالا برد.
7- عدم تاثير آنى و فورى نبايد ما را از انجام وظايف خود بازدارد، چرا كه دشمنان ما با اجراى برنامه هاى درازمدت توانستند به اين حد از پيشرفت در كارشان برسند.
8- با مطالعه آيات قرآنى و زندگى پيامبران و مخصوصا زندگى پيامبر اسلام وائمه اطهار (علیهم السلام) و تحمل مشقت ها و سختى هايى كه آنها در زندگى كشيدند، ميزان صبر و بردبارى خود را افزايش داده و بدانيد كه يك فرد مذهبى براى رسيدن به هدف، نبايد از حرف هاى نابخردانه و غيرمنطقى بعضى ها، دچارسستى و خداى ناكرده دچار ياس و نااميدى شود. به خدا توكل كرده و در راه انجام اين مسووليت سنگين از او كمك و مدد بخواهيد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ملاكهاى دوست خوب: در آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت (علیهم السلام) ملاك هايى براى دوست خوب بيان گشته كه به طوراختصار ذكر مى نماييم و شما مى توانيد راجع به هر ملاك مفصلا مطالعه وفكر نماييد:
1- كسى كه به ياد خدا باشد و هدفش جز رسيدن به او نيست،(1)
2- عاقل باشد حضرت على (علیه السلام) فرمودند: بيشتر اين دوستى و خوبى ها در همراهى و دوستى با صاحبان عقل و درايت است،(2)
مولوى داستان دوستى مردى با خرس را كه مصداق بى خردان است به شكل زيبايى بيان مى نمايد،(3)
3- خيانت كار نباشد
4- ستمكار نباشد
5- سخن چين نباشد
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: از سه گروه بر حذر باش شخص خيانت كار، شخص ظالم، انسان سخن چين. زيرا كسى كه به نفع تو به ديگران خيانت نمايد، روزى خواهد آمد كه به خودت نيز خيانت كند وشخصى كه به جانب دارى از تو حق ديگران را پايمان نمايد و عادت به ظلم پيدا كند بالاخره به تو نيز ظلم خواهد نمود و انسان سخن چين، همان طور كه سخن ديگران را پهلوى تو مى آورد، سخن تو را نيز نزد اغيار خواهد برد،(4)
6- آن چه براى خود مى پسندد براى تو نيزبپسندد و آنچه را كه براى خويش نمى خواهد براى تو نيز نخواهد. رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در مصاحبت و رفاقت كسى كه آن چه را براى خودمى خواهد براى تو نخواهد، هيچ خير و فايده اى وجود ندارد،(5)
آنچه نفس خويش را خواهى حرامت سعديا
گرنخواهى همچنان بيگانه را و خويش را
7- قاطع رحم نباشد
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: ((پدرم امام سجاد (علیه السلام) مرا نصيحت فرمود كه اى پسرم از رفاقت باكسانى كه قطع رحم مى كنند بپرهيز زيرا من آنها را در قرآن شريف سه بارمورد لعن و نفرين پروردگار يافتم))،(6) شخصى كه با نزديكان خود نتواند معاشرت و هم زيستى صحيح داشته باشددر حالى كه آنان با وى از يك خانواده و فرهنگ و گوشت و خون مى باشند، چگونه مى توان انتظار داشت با غير فاميل رفاقت صميمانه داشته باشند.
8- عيب جو نباشد
امام على (ع) فرمود: ((از رفاقت و نشست و برخاست باكسانى كه عيب جو هستند و هميشه به دنبال نقاط ضعف ديگران مى باشند، پرهيز كن زيرا دوست چنين اشخاصى از ضرر آنان سالم نمى ماند و خود نيزطعمه عيب جويى هاى آنان خواهد شد))،(7)
پىنوشت
1) سوره كهف، آيه 28
2)غررالحكم، حرف الف
3) مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات 1932- 2124
4) بحارالانوار، ج 75، ص 229
5)بحارالانوار، ج 71، ص 198
6) تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 45
7) غررالحكم، باب الف
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بهترين راه تأثيرگذارى، اين است كه با رفتار و عمل كردن به حقايق دينى و معلومات خود، ديگران را تحت تأثير قراردهيم. قطعاً موقعى مىتوانيم اثرگذار باشيم كه خود اهل عمل باشيم ولى اگر اهل عمل نباشيم ولو به ظاهر خود را متعبدهم جلوه دهيم- تأثيرگذارى ما خيلى كم مىشود. قرآن در سوره بقره مىفرمايد: «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسكم» «آيا ديگران را به نيكى دعوت مىكنيد در حالى كه خودتان را فراموش كردهايد». معصوم (ع) هم مىفرمايد «كونوا دعاة الناس به غير السنتكم» «مردم را به غير زبانتان دعوت كنيد» يعنى، با عمل. بنابراين بهترين راه تأثيرگذارى اهل عمل شدن و الگوى مشاهدهاى براى ديگران ايجاد كردن است. مسأله تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى در حدود كيفيت آن، بستگى به توانايى و قابليتهاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهمترين امورى كه در تاثيرگذارى دخالت دارد، ويژگىهاى روحى از قبيل اراده استوار، اخلاق نيكو، حسن معاشرت- و آگاهىها و توانشهاى علمى بالا است. تاثيرپذيرى مثبت نيز تا حدودى به اين امور و نيز به ميزان انعطافپذيرى و حقيقتطلبى شخص، ارتباط دارد. تاثيرپذيرىهاى منفى برخاسته از ضعف آگاهى و اراده مىباشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود و گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزونسازى آگاهىها ودانشهاى خود به ويژه در زمينه مسائل دينى، فرهنگى و اجتماعى- تلاش كنيد، به تدريج توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد يافت.
با رعايت اصول و نكات زير، فرد مىتواند ميزان تأثيرگذاريخويش را افزايش دهد:
1. كار خود را با تحسين و قدردانى صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد.
2. با اندكى تفحص و جستوجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وى به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وى پىگيرى كنيد.
3. در صورتى كه اشتباه و لغزشى در وى مشاهده كرديد، مستقيماً از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد.
4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد.
5. سعى كنيد شنونده خوبى باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود، براى شما حرف بزنند.
6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و به آنها اين محبت باطنى خود را اعلام كنيد.
7. به ديگران اعتبار بدهيد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم هستند.
8. در طرف مقابل نسبت به كارى كه مىخواهى انجام دهد، ميل شديدى ايجاد كنيد و به عبارت ديگر فضاى روانى لازم را براى انجام دادن آن عمل فراهم سازيد.
9. هر رفتارى را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد، همان را با ايشان در پيش گيريد.
10. سعى كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد زيرا مردم سخن كسى را كه بخواهد عقيدهاش را بر آنان تحميل كند نمىپذيرند و با كسى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند، دوستى نمىورزند و به او اعتماد نمىكنند. (1)
پىنوشت
(1) براى آگاهى بيشتر ر. ك: محمدى رى شهرى، دوستى در قرآن.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
درمان خود ارضايى
پاكى و طهارت، مطلوب و هدف هر انسانى است و كسى را نمىيابيد كه طالب آن نباشد و اين مهم بدون تلاش هماهنگ و حسابشده، صبر، حوصله و قبل از اتمام اسباب و تكيه بر توفيق الهى به دست نمىآيد. از اين رو با تكيه بر توفيق خداوند و استعانت از درگاه الهى، به توصيههايى كه در ذيل بيان مىگردد به صورت كامل، دقيق و مستمر عمل كنيد تا به اميد حضرت دوست هدف به دست آيد. تأكيد مىشود عمل به بعضى از دستورالعملها كافى نيست و بايد به تمام آنها به صورت دقيق و كامل و هميشگى عمل كنيد و نه تنها نتيجهبخش نخواهد بود، بلكه موجب خستگى شده و شما را دلسرد مىكند. با تأكيد بر اين مقدمه، به بيان دستورالعملهايى در مورد كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى مىپردازيم:
1. سعى كنيد به هنگام خواب، شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2. شبها تا هنگامى كه خواب كاملًا برچشمان شما مسلط نشده است، بهبستر نرويد و سعى كنيد پيش از خواب، به نحوى خود را فعال و مشغول كنيد.
3. از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
4. از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد.
5. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور، به جدّ بپرهيزيد.
6. از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب در حد امكان اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
7. قبل از خواب مثانه خود را تخليه كنيد.
8. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات بپرهيزيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن.
9. هيچگاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
10. از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد.
11. هرگز به رو نخوابيد.
12. به منظور تخليه انرژى زايد بدن، به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
13. هيچ گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و پر كنيد.
14. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
15. هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران به سر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
16. هفتهاى يكى دو روز، روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
17. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
18. هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، (حتى براى آموزش و).
19. قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.
عواقب خودارضايى:
توجه و آگاهى به عواقب خودارضايى باعث مىشود كه انسان بهتر بتوانيد دامن همت به كمر زده و از اين گناه اجتناب ورزد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آنكه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مىكنيم:
1. پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2. پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3. عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
تذكرات ضرورى:
1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجهبخش خواهد بود.
2. به محض گناه و ارتكاب آن، از رحمت الهى مأيوس نباشيد و با توبه مجدداً راه پاكى را پس گيريد و سعى كنيد تكرار نشود.
3. در صورت امكان با كم كردن سطح
توقعات و انتظارات ازدواج كنيد كه اين بهترين راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است ولى مشروط به تصميمگيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دادن دستورالعملهاى ارائه شده. منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين شود (يعنى ازدواج). اگر به شكل صحيح تأمين نشود، دچار خطاها و گناهان ديگرى خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامنگير فرد مىشود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، ازدواج كنيد يا به طور موقت به دستورالعملهاى ارائه شده پاىبند باشيد.
پرسمان
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
غريزة جنسى
اسلام به طور اصولى با سركوب نيازهاى طبيعى و مشروع انسان و از جمله غريزه جنسى، به شدّت مخالف است. قرآن كريم مىفرمايد: «از نشانههاى او اين است كه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى در اين نعمت، براى مردمى كه مىانديشند، قطعا نشانههايى است».(1) در اين آيه خداوند از محبت همسرى به عنوان نعمت و يكى از نشانههاى حكمت الهى ياد مىكند. پيامبر اكرم (ص) باتوجه به وجود انديشه رهبانيت در اديان گذشته و شايد تا حدودى سرايت آن به برخى از مسلمانان به شدت با اين نگرش به مبارزه برخاسته، فرمودند: «خداوند مرا براى رهبانيت و رياضت نفرستاده است بلكه مرا براى شريعتى آسان و با گذشت مبعوث كرده است».
با توجه به اين مطلب، بطلان و نادرستى رهبانيت و سركوب غريزة جنسى، از ديدگاه اسلام آشكارتر از آن است كه شرح بيشترى را بطلبد.
آزادى جنسى
طرفداران آزادى گستردة جنسى به چند مطلب معتقدند:
1. ارضاى انواع غرايز، موجب سعادت آدمى است و تمامى بيمارىها و آشفتگىهاى روانى، ناشى از عدم ارضاى آنها است براى مثال فرويد، روانشناس و روانكاو مشهور اطريشى، با تكيه بر روان ناخود آگاه آدمى، معتقد است همه بيمارىهاى روانى، در نتيجه واپس زدن و سركوب غريزه جنسى است و حتى عشق مادرى و محبت فرزندى و برادرى، رفاقت و دوستى و احساسات مذهبى و هنرى، همه برخاسته از غريزة جنسى است.(2)
2. ايجاد هر گونه منع و محدوديت در مقابل غريزة جنسى، موجب شعله ورتر شدن آن و حرص بيشتر انسان نسبت به آن مىگردد.
3. بهرهورى از غريزة جنسى، بايد از هر گونه قيد و بندى آزاد باشد و لذا بايد با رفع هر گونه مانع وايجاد كمونيسم جنسى، با تحريك و ترويج غريزة جنسى، مانع بيمارىهاى روانى و حرص ورزى مردم در اين زمينه شد.
اما در مقام بررسى و نقد اين ادعاها، گفتنى است: درست است كه سركوب و ايجاد محدوديتهاى شديدى كه موجب عدم بهرهورى كافى از غريزة جنسى شود، مىتواند موجب بروز برخى آشفتگىها و امراض روانى شود اما اين ادعا كه همه بيمارهاى روانى ناشى از اين امر است، دليلى ندارد بلكه وجود گستردة آشفتگىها و بيمارىهاى جسمانى در افرادى كه در ارضاى غريزه جنسى خود محدويتى ندارند، دليلى بر بطلان آن است. از طرفى، اسلام به هيچ روى با سركوبى غريزه جنسى موافق نيست بلكه آن را ضد ارزش مىداند.
انسان به دليل فطرت كمال جويى مطلق خود، ظرفيت تنوعطلبى و سيرى ناپذيرى دارد كه لذتجويى انسان، يكى از مصاديق آن است. اگر اين ميل درونى انسان به سوى غرايز مختلف از جمله غريزة جنسى هدايت شود، هرگز از برخوردارى و بهره ورى جنسى احساس سيرى و بىنيازى نخواهد كرد و اين امر عواقب بسيار زشت و خطرناكى از جمله انحراف جنسى و تجاوز را در پى دارد. به همين جهت با آموزش و تبيين منطقى محدويتهاى لازم، بايد اين حساسيتها و حرص و ولع انسان را از بين برد.
ديدگاه اسلام
تا اينجا روشن شد كه اسلام نه با رهبانيت و سركوب غريزه جنسى موافق است و نه با آزادى گسترده و بهرهورى لجام گسيخته و ليبراليسم جنسى. سياست راهبردى اسلام نسبت به غريزه جنسى، بهرهورى هدايت يافته و مهار شده است. بنابراين، اسلام در اين مورد همانند بسيارى از موارد ديگر آدمى را به اعتدال و ميانه روى در استفاده از غريزه جنسى فرا مىخواند و افراط و تفريط در بهرهورى از غريزة جنسى را نشانة جهالت و نادانى انسان مىداند. اما تدابير عملى اسلام در بهره ورى حكيمانه از غريزه جنسى را مىتوان در دو دسته جاى داد:
1. تدابير هدايتگرانه شاخصترين اين تدابير، سه چيز است: تقديس ازدواج دائم، تجويز تعدد زوجات و تجويز ازدواج موقت. از جمله تعاليم انكارناپذير اسلام كه همواره شيعه بر آن اصرار ورزيده مشروعيت ازدواج موقت است يعنى، اسلام براى ارضاى غريزه جنسى، تنها به الگوى ازدواج دائم اكتفا نكرده است بلكه هر گاه فردى نتواند به هر دليلى از جمله هزينههاى مالى، وضعيت شغلى و تحصيلى و از همسر دائم برخوردار گردد، اسلام الگوى ديگرى از بهرهورى جنسى را با عنوان «ازدواج موقت» پيشنهاد و تجويز كرده است. بدين ترتيب، از بروز بسيارى انحرافات جنسى پيشگيرى مىكند. بنابراين در مشروعيت ازدواج موقت حرفى نيست اما در مقبوليت آن به دليل ذهنيتهاى بدى كه در جامعه وجود دارد و نيز به دليل سوء استفاده برخى
احتياج به كار فرهنگى زيادى هست تا هم آن ذهنيتهاى بد از بين برود و هم جلوى سوء استفاده عدهاى گرفته شود. بنابراين مخالفت با قانونى شدن ازدواج موقت، عين جهالت و بىخبرى است.
2. دستورهاى بازدارنده شامل مجموعهاى از احكام فقهى و اخلاقى درباره روابط زن و مرد، و پيشبينى برخى مجازاتها در اين باره است.
در مورد شرايط كنونى جامعه وچگونگى كنترل اين غريزه گفتنى است: هر چند مسائل اقتصادى در ايجاد اين شرايط نقش دارد اما بخش مهمى از مشكلات، فرهنگى و ناشى از بىتوجهى به دستورهاى اسلام است. در وضعيت كنونى، به نظر ما توجه به امور زير تا حدى كار ساز است:
الف. جلوگيرى از خيالات و انديشههاى باطل جنسى و منحرف كردن آنها با مطالعه روزنامه، كتاب، مجله و گفتن ذكر و كارهايى از اين دست.
ب. ايجاد حريمهاى خاص ميان افراد نامحرم بارزترين تدابير اسلام در اين باره بدين قرار است: 1. منع نگاه شهوتانگيز به نامحرم 2. وجوب پوشش و عدم تجمل و خودنمايى 3. منع تماسهاى فيزيكى با نامحرم 4. عدم گفتوگوى شهوتانگيز با نامحرم 5. پرهيز از استعمال بوهاى خوش براى نامحرم 6. خلوت نكردن با نامحرم.
ج. گوش نكردن به موسيقىهاى تحريك كننده جنسى چرا كه اين گونه موسيقىها موجب ميل و اشتهاى سيرى ناپذير و نامعقول غريزه جنسى و در واقع ايجاد نوعى جنون جنسى مىشود.
د. توصيه به عفت و حياى جنسى چرا كه نقش عفت و حيا در پيشگيرى از گناه و انحراف جنسى بسيار كار آمد است.
ه. ازدواج دائم به تأخير انداختن ازدواج براى كسانى كه آماده ازدواج هستند، باعث به وجود آمدن مشكلاتى براى خود آنها و نيز جامعه مىشود. پس گاهى ازدواج كردن براى افراد، واجب و ضرورى مىشود و آن زمانى است كه آنها قادر به حفظ دل و ديده خود از گناه نباشند. پرهيز از تشريفات دست و پاگير، ازدواج را آسان مىكند و نيز به آنان اميد مىدهد كه مسئله فقر را مطرح نكنند زيرا با اتخاذ شيوه صحيح و منطقى در زندگى، اين مشكل به راحتى قابل حل است.
بنابراين، در مرحله اول، توصيه به ازدواج ساده و بدون تشريفات است. در مرحله دوم، كسى كه امكانات ازدواج براى او فراهم نيست، مىتواند با انتخاب همسر و اجراى صيغه عقد، ازدواج را به تأخير بيندازد و مدتى را به صورت نامزد باقى بماند، و در مرحله سوم، در صورت نبود امكانات ازدواج، دستور قرآن عفاف و عفت نفس است: مىفرمايد: « وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحًا حَتّى يُغْنِيَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ» «و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود، آنها را بىنياز گرداند».(3) بنابراين، براى حل مشكل ازدواج، بايد هم مشكلات فرهنگى و هم مشكلات اقتصادى از قبيل مشكل مسكن، اشتغال و را حل كرد و اين هم نياز به جهاد و برنامهريزى همه جانبة دراز مدت و كوتاه مدت دارد.
پىنوشت
(1) روم، آية 12
(2) نگ: فيليسين شاله، فرويد و فرويديسم، ترجمه اسحاق وكيلى
(3) نور (24)، آية 33
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اسلام به مسأله عشق و دوستی میان دختر و پسر از دو بعد نظر میکند:
1. بعد انسانی و فطری
2. بعد جنسی و غریزی
1- اسلام از تمامی انسانها (مؤنث و مذکر) میخواهد که به چشم هم نوع به یکدیگر بنگرند چندان که کرامت انسانی را در میان هم پاس دارند و در رفع حوائج هم بکوشند و از هم حمایت کنند و در گرفتاریها به یاری هم بشتابند و خلاصه (انسان بودن) را ارج بگذارند و بایستی نسبت به انسانهای دیگر احساس نزدیکی و دوستی کنند.
احادیث بسیار زیادی در خصوص رعایت حقوق مؤمنین و مسلمین از حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) وارد شده است که از مجموع آنها این گونه استفاده میشود که اسلام بر مسأله دوستی و محبت که باعث ربط آدمیان به همدیگر و ایجاد نوعی احساس متقابل در میان آنان میگردد پافشاری میکند و این درجه از دوستی و پیوند درونی را یکی از جلوههای ایمان میشمارد رسول اکرم(ص) میفرماید: (ایمان کسی کامل نیست مگر آن که هر چیزی را که برای خود میپسند برای دیگران نیز بپسندد و آن چه را برای خود زشت میشمارد برای آنان زشت بداند) بر این اساس نگاه بی روح و بی عاطفه به دیگران و مشکلاتی که در زندگی،با آنها دست و پنجه نرم میکنند نگاهی مؤمنانه نیست حدیث معروف دیگری نیز هست که به روشنی گویای این دیدگاه بلند اسلام است پیامبر اکرم(ص) فرمود:(من لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم، هر کس در اندیشه امور دیگر مسلمانان نباشد مسلمان واقعی نیست)[1]
2- بعد دیگر جنبه غریزی است که انسانی، انسان دیگری را تا سر حد طبیعیترین نیازهایش از قبیل خوردن و آشامیدن دوست بدارد و به او تعلق خاطر بسپارد، در این جنبه محبت و دوستی خود به خود با جنبه جنسی گره میخورد و محبوب کسی است که دوست دار از این جنبه در او میل کرده است، این نوع دوستی را در فضای ذهن بسیاری از جوانان و نوجوانان و حتی برخی از بزرگسالان نیز میتوان دید. در این فضاست که در حقیقت افراد مجذوب زیبایی ظاهر و دیگر مسائل برانگیزاننده جنسی قرار دارند و آن چه بیش از همه اهمیت مییابد همین طرق قضیه است.
در نگاه اسلام این گونه محبت ورزیدن و عشق تنها در صورتی که مقدمهای برای ازدواج باشد پذیرفتنی و مقبول است.
از این رو مانعی ندارد که مرد به زن مورد علاقهاش که جمالش دستمایه جذبه او شده میل کند، از نظر اسلام مرد میتواند برای فراهم آوردن مقدمات ازدواج و ارزیابی همسر آینده خویش از جنبههای زیبا شناختی و مسائل دیگری از این نوع به او بنگرد اما ضابطهمند و در چارچوب تعریف شده و بدون هوی و هوسرانی و شهوترانی افسار گریخته اما آن چه از محبت ورزی، وسیله لهو و لعب و بر هم زننده نظام حاکم بر ارتباط زن و مرد در حوزه زناشوئی گردد، به کلی مردود و ناپسند است. فراتر از این، هر آن چه که سرانجام به انحرافات جنسی بیانجامد از هر نوع چه قلبی، چشمی یا زبانی یا عملی، و یا در نهایت زمینه وقوع انحراف و تحریک جنسی را فراهم کند، از آنجا که پدید آورنده مشکلاتی اخلاقی خواهد شد که آدمی را به باتلاق انحراف خواهد کشید از جنبه دینی و اسلامی مطرود است و خلاصه این که اسلام میخواهد به عاطفه و احساس جنبه عقلی بخشیده شود تا از این رهگذر، انسان افسار عاطفه خویش را به دست عقل بسپارد و از پوسته به ژرفا و مغز فرو رود. اسلام نمیخواهد دختر و پسر جوان به صرف یک نگاه ساده و یا مسائل سطحی دیگر خود را ببازند و آهنگ دلدادگی سر دهند زیرا که قطعاً این مسائل بسیار زودگذر و غیر واقعی است، نظر اسلام نه تنها در این مسئله که در همه روابط انسانی مانند دوستیها و همکاریها و سایر معاشرتها نیز چنین است و از آن جا که انسان دارای دو بعد مادی و معنوی بوده و اسلام نیز برای همه ابعاد او برنامهای دارد در این مورد که یکی از جنبههای مادی انسان است هم آن چه مایه سعادت و کمال وی و دوری و نجات او از شقاوت و بدبختی است بیان نموده و به همین جهت برای این نوع محبت قائل به ضوابط و شرایطی است و خلوت کردن با همدیگر یا دست زدن به کارهایی را که فراهم آورنده تحریکات جنسی است مجاز نمیشمارد، اما با این همه، آنان را از سخنگفتنهای پاک و بیشائبه باز نمیدارد.
پی نوشت:
[1] -اصول کافی جلد 2 .صفحه 164
منبع: پایگاه حوزه
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همجنس بازي يك عمل جنسي است كه در تمام اقوال و ملل گذشته مورد مذمت واقع شده است و در دين سعادت آفرين اسلام به عنوان يك گناه كبيره محسوب مي شود، و در تعبير روائي و فقهي «لواط» گفته مي شود.
بايد توجه داشته باشيد كه احكامي مانند واجب و حرام كه خداوند متعال جعل كرده است همه بر اساس مصلحت و مفسده بندگان است، يعني هر كاري كه براي بندگان مصلحت داشته باشد و مفيد باشد خداوند به آن امر مي كند و واجب مي شود و هر كاري كه مفسده و ضرر داشته باشد، از آن نهي مي كند و حرام است.
درست مانند پزشكي كه داوري تلخي را براي بيمار تجويز كرده است، بيمار مي گويد من به اين تمايل ندارم بلكه به چيز ديگري ميل دارم، اما پزشك مي گويد واجب است بخوري چون برايت مصلحت دارد، اگر نخوري مفسده و ضرر دارد، دكتر به خواهش ها و تمايلات بيمار نگاه نمي كند بلكه به سلامت بيمار مي انديشد. حال در مورد حرمت همجنس بازي هم خداوند به تمايل فرد ـ حتي طرفين ـ كاري ندارد، و آنرا مطلقاً حرام دانسته است. اين امر هر چند براي بعضي افراد و جوامع امري عادي تلقي مي شود ولي در حقيقت حتي به اعتراف همين افراد اين كار خارج از نظام عادي و طبيعت بشري است و موجب ضررهاي زيادي است.
خداوند متعال مخلوقات و نظام عالم را بر اساس حكمت خلق كرده است و هر چيزي در اين دنيا اگر روي روال طبيعي خود نباشد نتيجة درستي نمي دهد و موجب ضرر و خسران خواهد بود. در مورد انسان و قواي وجودي او هم اينگونه است و بايد در مسير طبيعي خود باشد تا به هدف مطلوب برسد و اگر برخلاف مسير عادي خود باشد حرام است چون موجب ضرر است. خود ارضائي و همجنس بازي چون بر خلاف طبيعت است موجب ضررهاي جبران ناپذير جسمي، رواني و اجتماعي مي شود لذا حرام است.
وقتي امري از لحاظ شرعي حرام شد ديگر راه فرار يا استثنائي براي آن وجود ندارد مخصوصاً اين گونه امور كه جايگزيني مناسب( ازدواج) براي آنها در شرع لحاظ شده است. و حتي مجازات شديد شرعي كه خداوند براي اين عمل قرار داده، خبر از زشتي شديد اين كار مي دهد. اسلام اين مجازات را حتي براي كساني كه خود داوطلبانه و با رضايت كامل به اين عمل دست مي زنند هم جاري مي داند و حتي قومي را به خاطر اين عمل(لواط) از بين برد.
پس مي توان گفت از جهت حرمت آن هيچ بحثي نيست و عادي شدن يك عمل در يك زمان و مقطع خاص هم باعث نمي شود كه حكم حرمت از آن برداشته شود زيرا اين عمل به اصطلاح عادي اين زمان، در يك مقطعي بسيار زشت بوده و شايد در آينده نيز جامعه دوباره پي به زشتي آن ببرد. همچنانكه الان آنرا جزو اختلالات جنسي شمرده و براي آن ضررهائي را بيان كرده اند.
برخي راهكارهاي كنترل تمايلات
1. قبل از بيان راهكارها، دانستن اين نكته ضروري است كه بعضي افرد، از داشتن اينگونه تمايلات ناراحتند و بعضي ديگر نه تنها ناراحت نيستند بلكه استقبال هم مي كنند اين راهكارها براي گروه اول است اما گروه دوم براي حل مشكلشان نياز به يك پيش زمينه دارند سپس مي توانند از اين راهكارها استفاده كنند. زيرا شخصي كه از علمش ناراحت نيست اصلاً سراغ درمان نمي رود. به همين خاطر ما قبلاً مجبوريم به اينان بقبولانيم كه اين عمل زشت، و ضرر دارد و راه آنهم ايجاد يك بينش صحيح در آنها و سوق دادن تفكراتشان به جهت واقع است. براي بينش صحيح دادن هم از سه جايگاه مي توان استفاده كرد كه بطور خلاصه عبارتند از:
1. جايگاه اسلام: كه اسلام سرسختانه با اين عمل مخالفت كرده و شايد بتوان گفت شديدترين احكام را هم در همين زمينه دارد.
2. جايگاه اجتماعي فرهنگي: كه اينكار در فرهنگ ما بسيار زشت است و باعث تنزل موقعيت اجتماعي و به حاشيه رانده شدن مي شود.
3. در جايگاه بهداشت و سلامت جسم و جان: كه براي اينگونه افراد بايد ضررهايي كه بر اين اعمال مترتب مي شود بيان كرد. اين افراد بعد از دانستن اين پيش نيازها و اعتقاد پيدا كردن به آنها جزء گروه اول شده و از اين راهكارها مي تواند استفاده كند.
با توجه به اين نكته بايد گفت كساني كه در خود تمايل به اينكار را احساس مي كنند ريشه يابي كرده و ريشه اين تمايل را بخشكاند. و به مبارزه با اين تمايل برخيزند و با استفاده از راهكارهائي، نه تنها از مرحله عمل در آمدن اين تمايلات جلوگيري كرده بلكه فكر و ذهن خود را هم نجات داده است.
الف:
علت عمده اين حالات و عواطف، ريشه در مسائل جسمي و بدني دارد يعني در اثر اختلال در ترشح هورمون هاي بدن اين اتفاق مي افتد در اين جا لازم است به يك متخصص غدد مراجعه كرده و با انجام آزمايش هاي لازم به شناخت علت فيزيكي اينگونه تمايلات، و رفع آنها (دارو درماني) بپردازيد.
ب:
در اين قسمت به راهكارهائي اشاره مي كنيم كه بتوان با آنها ميزان تمايل را به صفر رساند
1. اولين قدم براي حذف اينگونه تمايلات اين است كه به قابل درمان بودن آن ايمان و اعتقاد داشته باشيم. و از نااميدي و يأس دوري كنيم، و توجه به اين نكته هم داشته باشيم كه رسيدن به هدف نيازمند گذشت زمان، صبر و حوصله، انتخاب راه صحيح و تحمل دشواريهاست.
2. گام ديگر اين است كه ناخوشايندي از جنس مخالف و تمايل به جنس موافق را بر زبان خود جاري نسازيد و به خود تلقين كنيد. همانطور كه مي دانيد تلقين باعث رسوخ و پايداري آن كار در ذهن مي شود با تلقين و القاي جملات مثبت، به مقابلة با اين تمايل برخواسته و شرائط را تغيير دهيد. روانشناسان تلقي و القاي افكار مثبت را يكي از مؤثرترين راهها، براي مبارزه و تضعيف يك صفت ناهنجار و جايگزيني صفتي پسنديده در روان آدمي مي دانند و با اين روش به مداواي بيماران روحي و حتي جسمي مي پردازند.
3. يكي ديگر از راهكارها و روشهاي درماني، روشهاي درماني انزجاري يا بيزاري آور است. در درمان بيزاري آور، محرك تقويت كننده رفتار نامطلوب، در اثر مجاورت با يك محرك بيزار كننده، توانايي فراخواني رفتار نامطلوب را از دست مي دهد، يعني خاصيت تقويتي اش را از دست مي دهد.[1]
به عبارتي، يك رويداد بيزار كننده با رفتار نامطلوب همراه مي شود به اين قصد كه خاصيت تقويتي آن را كاهش دهد. استفاده از اين روش به اين صورت است كه در لحظاتي كه تنها نشسته ايد، گناه و عمل مورد نظر شما (مانند تمايل به جنس موافق) كه لذت آني هم براي شما دارد در مقابل ذهن شما مجسم شد، همزمان با آن، يكي از منفورترين و زشت ترين حوادث زندگي، رخدادها، يا رفتاري را كه اصلا خوشتان نمي آيد، تصور كنيد، چندين بار تمرين كنيد تا اين كه هر وقت فكر گناه و يا تمايل شديد به جنس موافق به ذهن شما آمد، آن عمل زجرآور نيز در ذهن شما تداعي كند، به مرور زمان عمل و رفتار مورد نظر (كه تمايل به جنس موافق باشد) نيز به نظر شما نفرت آور خواهد شد و هيچ وقت تمايلي به آن نخواهيد كرد.
4. يكي ديگر از راههاي خواستن و اراده كردن است. مهم اين است كه انسان بعد از احساس درد، به دنبال درمان بگردد و رفع آن مشكل را خواستار باشد و اگر اراده پديدار شد كوهها را هم از جا مي كند و به دنبال هر خواستني توانستن است.
5. آخرين و مهم ترين راهكاري كه پيشنهاد مي شود اين است كه از خداوند متعال و اهل بيت ـ عليه السلام ـ استمداد طلبيده و از آن بزرگواران كمك بخواهيد، هنگام نماز سر به سجده گذاشته و با آفريننده مهربان و بخشنده خود راز و نياز كنيد. با تمام دل و جان بخواهيد كه شما را در ترك اين گونه تمايلات ناپسند ياري كند.
امام رضا (ع) فرمود:
علّت تحريم روي آوردن مردان به مردان و زنان به زنان يكي ساختار وجودي زنان و سرشت وجودي مردان است (كه هر يك براي جنس مخالف، آفريده شده است.) و ديگر اينكه روي آوردن مردان به مردان و زنان به زنان سبب از بين رفتن نسل (بشر) و بر هم خوردن نظم و تدبير (جامعه) و نابودي دنياست.[2]
[1] . علي اكبر سيف، تغيير رفتار درماني، چ4، تهران: نشر روان، 1379، ص 238.
[2] . ميازن الحكمه، گردآورنده: محمد محمدي ري شهري، ترجمه: حميد رضا شيخي، چ2، قم: انتشارات مؤسسه فرهنگي دارالحديث، 1379، ج11، ح 18280، ص 5367.
( اندیشه قم )
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قبل از بحث لازم ميبينيم به معني تفريح در لغت و اصطلاح و فرهنگ اسلامي اشاره كنيم و بعد به ويژگيهاي تفريح اسلامي بپردازيم و سپس وارد بحث يعني تفريحات در اسلام ميشويم و در انتها به بهترين تفريح در ديدارهاي دستهجمعي اشاره ميكنيم و از بحث خود نتيجهگيري خواهيم نمود.
تفريح در لغت: در لغت تفريح به معني شادماني كردن، شادماني و خوشي است[1] و با واژههاي نزهت، تفرّج، فرح، راحتي و آسايش هم خانواده است.
تفريح در فرهنگ اسلامي: در واقع در فرهنگ غني اسلام تفريح از مراحل و اجزاء سير تكاملي و رشد شخصيت فردي و اجتماعي انسان به حساب ميآيد. به گونهاي كه هر كسي از اين قسمت (تفريح) استفاده نكند، در بعدي از ابعاد تكاملي شخصيت خود كوتاهي كرده است و اين قصور باعث كند شدن سير رشد و تكامل ابعاد ديگر شخصيت او ميگردد. تفريح نشاطي است كه انسان پس از تلاش و فعاليتهاي سنگين جسمي و روحي بر ميگزيند تا رنج و اندوه و همّ و غم را از خود دور كند.[2] از آنجايي كه انسان داراي دو بعد جسماني و روحاني است و اين دو بعد بر همديگر اثر ميگذارند (مثبت و منفي)، بايد بداند كه تفريح براي بازپروري و نشاط در كار، رغبت و رشد در تمام جهات زندگي يك ضرورت است كه مورد تأكيد و تأييد ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ (در عمل توصيه به آنها و تأييد افرادي كه به تفريحات سالم ميپرداختند) بوده است، در بحث فعلي، تفريح به معني هر چيز است كه باعث شادي، نشاط رفع خستگي و غم اعم از تفريح حركتي (ورزش) و غيرحركتي است.
ويژگيهاي تفريح اسلامي: 1. در راستاي فرآيند تكامل و رشد شخصيت اسلامي و انساني است؛ 2. نشاطآور؛ 3. در چهارچوب قوانين شرع (واجب، حرام، مباح، مكروه و مستحب)؛[3] 4. تعادل در آن مهم است (نه افراط، نه تفريط)؛ 5. فوايد عقلي، جسمي و روحي دارد؛[4] 6. بعد اجتماعي در آن لحاظ شد مثل ادخال سرور در قلب مؤمنين؛[5] 7. فقط وقت پركني و تضييع وقت نيست؛[6] 8. هر تفريحي كه انسان را يك پله از رشد الهي پايين آورد مذموم (حرام يا مكروه) است؛ 9. فعال و پرتحرك بودن اسب سواري، كشتي و...؛ 10. هر تفريحي كه باعث خفت و سبكي عقل شود و يا عقل را تعطيل كند حرام است (توجه به عقل و تفكر در نظام اسلام) مثل شرب خمر، موسيقي مبتذل، مواد مخدر، قمار؛ 11. برد و باخت در بازي حرام است (غير از تيراندازي و اسب سواري)؛ 12. آزار و اذيت حرام است (تحقير، مسخره كردن، همسايه و مردم آزاري و...)؛ 13. ضرري به خود يا ديگران نرسد؛ 14. لذت آن پايدار باشد (كمك كند به شادي در آخرت)؛[7] 15. تقويت كنندة بعد جسماني و روحاني (شجاعت و...) باشد و مقدمهاي براي دفاع از خود، دين (تيراندازي).
نكته: با توجه به ويژگيهاي تفريح اسلامي بايد متذكر شويم كه اسلام ما را در تفريحات محدود نميكند، امّا آن چه كه مهم است ميزان حركت است يعني بايد در هر تفريحي اول دقت كنيم و ببينم كه آيا با معيار اسلامي سازگار است يعني آيا كمالآور، لذتآور و آخرتآور هست يا نه، هر چه به عنوان لذت، تفريح، شادي باشد و انسان را از مسير بندگي و كمال دور سازد به تعبير علي ـ عليه السّلام ـ آخرش به هلاكت ختم خواهد شد.
تفريحات اسلام: همانطور كه ذكر شد اسلام براي هر كاري ملاك معرفي كرده است، اسلام در تفريح، ما را محدود نكرده است، امّا چيزي كه مهم است بايد خارج از مسير بندگي نباشد و ويژگيهاي تفريح اسلامي مذكور در آن رعايت گردد، اينك به برخي از تفريحات مورد توجه اسلام اشاره ميكنيم، لازم به ذكر است كه با توجه به تعريف لغوي تفريح بايد گفت كه دايرة تفريح خيلي وسيعتر از آن است كه غالباً تصور ميشود چون تفريح به معني شادي و شادماني است و هر چه كه باعث زايل شدن همّ، غم، خستگي، رنج شود به نوعي تفريح محسوب ميشود.
1. كار و تلاش:[8] حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: كار بزرگترين تفريح است. كار باعث شكوفا شدن استعداد و خلاقيت انسان ميگردد و انسان را از همّ و غصه نجات ميدهد، بسياري از اضطرابها و نگرانيهاي جهان امروزي به خاطر بيحركتي و عدم فعاليتهاي جسماني است، امروزه كار درماني براي زدودن يأس، نگراني و اضطراب براي بيماران رواني هم تجويز شده است.
برنارد شاو نويسندة معروف انگليسي ميگويد: راز بدبختي و بينوايي ما داشتن اوقات فراغتي است كه صرف فكر كردن دربارة خوشبختي و بدبختي ميشود.[9]
2. تيراندازي.[10]
3. اسبسواري.[11]
4. كشتي،[12] در متون ديني داريم كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ خواستند كه با هم كشتي بگيرند و يا اينكه ايشان خودشان با شتر خودشان با ديگران مسابقه ميدادند.
5. شنا:[13] پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ والدين را توصيه نمودهاند كه به فرزندان خود شنا ياد دهند و زمينه يادگيري شنا را برايشان فراهم كنيد.
6. صله رحم و معاشرت با نزديكان: اين امر بسيار مورد توجه اسلام شده است. انسان وقتي نزديكان خود را ميبيند باعث سرور و شادي ميشود و دوري از آنها غم و غصه به بار ميآورد، مثلا افرادي كه براي تحصيل از محيط خود فاصله ميگيرند اين امر را تجربه كردهاند.
7. خانه وسيع داشتن: در دستورات اسلام داريم كه انسان مخصوصاً مرد خانه اگر بتواند لازم است كه خانه وسيع و رفاه معيشتي براي خانواده خود فراهم كند.
8. خوشرويي و خوشگويي.
9. نظافت (بدن، لباس، موي سر و صورت) و زدودن موهاي زائد بدن، آرايش مرد براي همسر و زن براي همسر، غسلهاي مستحبي.
10. ياد خدا (دعا، نيايش، تلاوت قرآن): كمك به ديگران، يتيمنوازي، احسان رضايت خاطر براي انسان به بار ميآورند.
11. توجه به اعياد مذهبي (جمعهها، فطر، غدير، قربان): پوشيدن لباسهاي روشن و شاد.
12. انگشتر فيروزه: حضرت علي ـ عليه السّلام ـ انگشترهاي متعددي داشتند كه هر كدام خاصيتي داشت و انگشتر فيروزه باعث زدودن غم و پيروزي و شادابي است.
13. شاد كردن مؤمنين مستحب مؤكد است (عبادت). در بين مؤمنين، يتيمان و فقرا نياز بيشتري به شاد شدن دارند و ائمه به همين جهت (جبران نياز روحي آنها) به آنها اهتمام زيادي داشتند.
14. عطر: بوي خوش باعث شادابي روحي و در نتيجة آن خرمي جسم ميشود انسان را محبوب ديگران ميكند به همين جهت بود كه در مورد پيامبر ميخوانيم كه ايشان توجه زيادي به استفاده و خريدن عطر مينمودند. امام خميني (ره) كه زندگي سادهاي داشتند تنها جايي كه دنبال مرغوبترين بودند همان وقت انتخاب عطر و ادكلن بود.
15. هديه دادن و هديه گرفتن.
16. داشتن دوست صالح: انسان موجودي است اجتماعي، افرادي كه مشكلات و حتي شاديهاي خود را به شكل كلامي و غيركلامي با دوستان و آشنايان خود در ميان ميگذارند و در دل خود ذخيره و انبار نميكنند از نشاط و خرمي بيشتري برخوردارند. در روايت داريم عاجزترين مردم كسي است كه از انتخاب دوست مؤمن ناتوان باشد و ناتوانتر از او كسي است كه دوست خود را از دست بدهد.
17. لطائف و حكمت آموختن:[14] حضرت علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: قلبها مثل بدنها خسته و ملول ميشوند، پس شما بايد با (شنيدن، خواندن) حكمتهاي دقيق و لطيف آنها را شاداب كنيد.
18. پرهيز از صفات زشت اخلاقي (حسد، غيبت، كينه و...): از آن جايي كه صفات بداخلاقي خلاف رشد و وجدان و عقل ميباشد، هميشه با هم تعارض دارند يعني مثلاً انسان حسد ميورزد ولي وجدان و عقل به طور ناخود آگاه با آن به جنگ بر ميخيزد و اين جنگ دروني باعث ظهور ناراحتي، افسردگي (بيماريهاي رواني، روان تني مثل سردرد، زخم معده) در فرد مبتلا به اين صفات رذيله ميگردد. هرانساني كه خود را از قيد اين صفات رها سازد از نشاط و شادي روحي و عقلي و جسمي بالاتري برخوردار است. انساني كه دچار مشكلات اخلاقي است اگر بهترين غذاها، دشتها، تفريحگاهها را هم داشته باشند، شادابي خويي ندارد ولي فردي مثل حضرت امام خميني (ره) در گوشه اطاق كوچكي قلبي بزرگتر از دنيا در اختيار داشت (نشاط در عبادت و ارتباط با مردم و ...).
19. سفر و رفتن به مناطق سرسبز، ديدن جريان آب: سفر باعث با تجربه شدن انسان، آشنايي او با نشانههاي مختلف خدا (فرهنگهاي مختلف، زبانهاي گوناگون و...) و توجه به آثار گذشتگان و عبرت از آنها ميشود. علاوه بر آنها سفر موجب سلامتي روح ميگردد. (سافروا تصحّوا؛ مسافرت كنيد تا سالم و شاداب شويد.) سفر و اردوهاي دستهجمعي براي جوانان لذت بسياري بيشتري دارد چرا كه با همسالان خود هستند. در سفر دوستيابي، ايثار، گذشت، تعاون .... را ياد ميگيرند. در روايات ميخوانيد كه در سفر مزاح را كمي بيشتر كنيد ولي افراط نشود.
20. نشاط روحي: از خصوصيات عجيب نفس و قلب حالات روحي مختلف انسان است. در اسلام همانطور كه شاديهايي كه انسان را در راه تكامل كمك كند، مطلوب ميباشد حزن و حتي گريههايي كه انسان را در كمال كمك كند مطلوب ميباشد، انسان شبزندهدار، عزادار امامان و امام حسين ـ عليه السّلام ـ با اين كه محزون است ولي هيچگاه احساس تنگي سينه، اضطراب، تشويق، خستگي وغم دنيايي نميكند. برعكس او حس ميكند كه قلب او ظرفيت و نشاط بيشتري در ميل و انجام كار و عبادت پيدا ميكند، برخلاف غمها، نگرانيها و مشكلات دنيايي كه انسان را از كار و نشاط ساقط ميكنند.
نكته: در تفريحات، سنين مختلف نقش مهمي را به خود اختصاص ميدهد مثلا تفريح كودك با نوجوان و يا زن و مرد بسيار با هم فرق دارد. يك جوان از آنجايي كه ابعاد روحي او رشد كرده نياز به احترام، شخصيت، عزت نفس و... در خود احساس ميكند، هر گاه نيازهاي معنوي، جسماني و عقلاني او ارضاء ميگردد، احساس شادابي و خرمي بيشتري ميكند و هر گاه اينها از طرف ديگران در خطر باشد، او احساس افسردگي، خمودي وغم ميكند.
بهترين تفريح در ديدارهاي دستهجمعي
در ديدارهاي دستهجمعي برخي تفريحات هستند كه جنبة گروهي و عمومي پيدا ميكنند و برخي ديگر جنبة خصوصيتر. البته بستگي دارد اين گروه در چه جايي باشند (منزل، مدرسه، تأتر و مسجد، اردو، خارج ازمنزل). به هر حال بهترين تفريح در اين موارد، چيزي كه هر سني و جنسي (مذكر يا مؤنث) به سهم خودشان از آن استفاده كنند يعني بايد طوري برنامهريزي شود كه جنبة همگاني آن رعايت گردد. البته گاهي هم ايجاب ميكند كه هر دستهاي جداگانه با هم باشند، مثل زماني كه بزرگترها مشغول بحثهاي جدي و مهم خود هستند. در ذيل برخي از تفريحات دستهجمعي ذكر ميشود: 1. اجراي مسابقه وتهيه جايزه از طرف بزرگترها، مشاعره، كشتي، مسابقة معلومات عمومي، لطيفهگويي؛ 2. معاشرتهاي سازنده و صله رحم؛ 3. مسافرتهاي كوتاه و بلندمدت، رفتن به پارك و مناطق سرسبز، ديدن جريان آب رودخانه، دريا و...؛ 4. آزاد كردن ذهن از مسائل كاري و مشكلات زندگي: امام محمد غزالي ميگويد بهتر است شاگردان پس از مدتي تعليم رها گردند تا بازي و تفريح كنند، چون تعليم و درگيري جدي ذهن با مسائل علمي آنها را از درس دلزده و فراري ميكند، امّا در تفريح نبايد افراط گردد[15] و... با توجه به مطالب گذشته بايد بگوييم بهترين تفريح از نظر اسلام اين است كه سنين مختلف در آن رعايت شود. كودك با يك شكلات دل خوش است، ولي جوان نيازها و خواستههايش بيشتر است و.... . ديگر اينكه شادي و تفريح نبايد به اصل حركت در مسير رشد و بالندگي انساني و اسلامي فرد ضرر برساند و در آن افراط نشود و از سويي ديگر زمينه ساز بازگشت به كار و اعمال زندگي بانشاط بيشتر ميگردد. (در اسلام محدوديت در تفريح نيست مگر اينكه امر خلاف شرع و اخلاق در آن رخ دهد).
نكته پاياني: در اين بحث بيان داشتيم كه اسلام هر تفريحي را نميپسندد تفريحي مناسب است كه با اصول تربيت وتعليم اسلامي و رشد استعدادهاي رواني و شخصيتي مغايرت نداشته باشد، باعث آزار و اذيت ديگران نشود. به ديگران و خود زيان مالي، آبرويي، جاني نرساند، جزء تفريحاتي نباشد كه انسان را از دايرة بندگي خدا بيرون ميكند (قمار، شرابخواري، مجالس لهو و رقص، مواد مخدر، موسيقيهاي لهوي و ترانههاي مبتذل، مسابقههايي كه برد و باخت در آنها حرام است[16] مثل فوتبال، دو ميداني و...) البته دامنه تفريحات به موارد ياد شده خلاصه نميشود، هر چيزي كه در آن گناه صورت نگيرد و افراط نشود را ميتواند شامل گردد (رعايت ويژگيهاي تفريح اسلامي). مثل فوتبال، كشتي، شمشيربازي، دو، اسب سواري،كوهنوردي، شنا، گردش در دشت و صحرا، رفتن به پاركها، شنيدن موسيقيهاي غير حرام، ديدن فيلمهاي سينمايي مفيد (مستند، كمدي، رزمي و...)، خواندن مطالب طنز، شعر، حل جدول، مشاعره، لطيفهگويي، مسابقة علمي، مهماني رفتن، پذيرفتن مهمان، لباس نو خريدن، عطر زدن و... لازم به ذكر است كه در تفريح بايد به معني لغوي آن و اصطلاحي توجه داشت يعني دايره تفريح و شادماني خيلي وسيع است تا آنجايي كه خلاف رشد وكمال و مسائل شرعي نباشد.
منبع كمكي
امام علي و تفريحات سالم، محمد دشتي، سازمان تحقيقات سازمان نيروي مقاومت بسيج.
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مسافرت كنيد تا از نظر جسم و روح در سلامت باشيد. (ميزان الحكمة)
[1] . فرهنگ عميد.
[2] . التربية الترويحية في الاسلام، احمد عبدالعزيز ابوسمك، دار النفائس للنشر و التوزيع، الاردن، ص 40.
[3] . همان، ص 80.
[4] . همان، ص 59.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . پندهاي امام صادق، استاد محمد تقي مصباح يزدي، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1381، ص 104 ـ 107.
[8] . نيازهاي جوانان، احمد صادقي اردستاني، نشر خرم، 1379، ص 185.
[9] . آيين زندگي، ديل كارنگي، جهانگير افخمي، ارمغان، تهران، 1376، ص 69 ـ 70.
[10] . نيازهاي جوانان، ص 185 ـ 192.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . همان.
[14] . نهج البلاغه، محمددشتي، حكمت 39.
[15] . التربية النزويحية في الاسلام، ص 44.
[16] . در استفتاء از امام خميني: 1. در مسابقات علمي مثل حل جدول و پاسخ به سؤالات چون صورت قمار و برد و باخت پيدا نميكند و چيزي به عنوان جايزه براي تشويق افراد پرداخته ميشود اشكالي ندارد؛ 2. در مسابقاتي مثل فوتبال وواليبال و اين گونه بازيها اگر شرط بندي در كار نباشد و شخص سومي به افراد به عنوان جايزه چيزي پرداخت كند، مانعي ندارد (مثل برگزاري مسابقه از طرف مدير مدرسه).
( اندیشه قم )
|
|
|
|
1 2 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|