شاخص توان رقابت اقتصاد ایران

پس از 20 سال از انتشار گزارش جهانی توان رقابت بالاخره در ماه جاری میلادی و در گزارش سال 11-2010 برای نخستین بار نام و اطلاعات ایران نیز در این گزارش درج شد و شاخص توان رقابت ایران محاسبه و اعلام گردید. در گزارش سال 11-2010 مجمع جهانی اقتصاد رتبه توان رقابت 139 کشور محاسبه شده که 7 کشور از جمله ایران برای نخستین بار در آن وارد شده اند (آنگولا، لبنان، مولداوی و رواندا نیز در این سال اضافه شده‌اند). بر اساس این گزارش اقتصاد ایران با کسب امتیاز کلی (14/4 از هفت) رتبه 69 را به خود اخصاص داده است. در این گزاش سوئیس، سوئد، سنگاپور، آمریکا، آلمان و ژاپن شش کشور برتر از جهت قدرت رقابت اقتصادی‌اند و کشور چاد در آخر فهرست قرار دارد. شاید بسیاری از خوانندگان ارجمند از اساس ندانند که این گزارش چیست، چه اهمیتی دارد و محتوای ارزیابی آن نسبت به ایران چگونه بوده است؟
این مجموعه جزء مهمترین گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) است که از ابتدای دهه 1990 هر ساله منتشر شده و بر اساس یک شاخص ترکیبی (بیش از 80 متغیر کمی و کیفی اقتصادی) رتبه کشورهای جهان را در زمینه رقابت‌پذیری اقتصاد محاسبه می‌کند. اهمیت این گزارش از آنجاست که تا دهه 80-1970 میلادی چنین گمان می‌شد که می‌توان با اتکاء صرف به شاخصهای کلان از جمله نرخ رشد اقتصادی، درآمد سرانه، نرخ تورم، بیکاری، تراز تجاری و... درباره توانمندی یک اقتصاد ملی و مقایسه کشورها با یکدیگر قضاوت نمود. اما به مرور ضعف شاخصهای کلان برای نمایش واقعیت‌های پیچیده درون اقتصادها روشن شد. از این رو هم مدیران کسب و کار و هم مجامع بین‌المللی در جستجوی نماگرهای دیگری بودند که بتواند قوت و ضعف اقتصادی کشورها را نسبت به یکدیگر به نحو جامعتری مقایسه نماید. همچنین قادر باشد با توجه به بسترها و نهادهای هر کشور، فراز و فرود اقتصادها را پیش از وقوع گزارش نماید.بنابراین از اواخر دهه 1980 به طور همزمان برخی نهادهای بین‌المللی مانند موسسه توسعه مدیریت (IMD) و مجمع جهانی اقتصاد دست به کار تدوین یک شاخص ترکیبی شدند. به زودی مزیت‌های شاخص مجمع جهانی اقتصاد نسبت به شاخصهای دیگر آشکار گردید و بسیاری از مدیران و همچنین سیاست‌گذاران برای ارزیابی شرایط آینده اقتصادها، گزارش مجمع جهانی را مرجع خود قرار دادند. این شاخص بدون توجه به بزرگی یا کوچکی اقتصادها، برآوردی از بسترهای تولید محصولات رقابتی در سطح جهان و بهره‌وری اقتصادها ارائه می‌داد و البته کیفیت، سلامت و پویایی آنها را نیز ارزیابی می‌کرد. زیرا به نظر طراحان این شاخص تنها از طریق بسترهای بهره‌وری می‌توان ظرفیت رشد اقتصادی پایدار در بلندمدت را نشان داد. از جمله مزیت‌های شاخص مجمع جهانی اقتصاد آن بود که سرپرست گروه را صاحبنظری همچون پرفسور مایکل پورتر (نویسنده کتاب معروف مزیت رقابتی ملت‌ها) بر عهده داشت. نقدهایی که طی این دو دهه به شاخص مذکور وارد شده موجب گردیده اجزاء شاخص توان رقابت دستخوش تغییراتی شود اما روش‌شناسی و مبنای نظری ساخت شاخص تقریبا پابرجا مانده است. توان رقابت یک اقتصاد در مجموع برگرفته از سه رکن است: نیازمندی‌های اساسی (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر منابع است)، تقویت‌کننده‌های کارایی (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر کارایی‌اند) و نوآوری (که کلید رقابت اقتصادهای مبتنی بر خلاقیت‌اند). هر یک از سه رکن نیز زیرشاخص‌هایی دارند که این 12 زیرشاخص در مجموع و بر اساس وزن خود (ضریب اهمیت) شاخص نهایی را می‌سازند. در گزارش سال 2010 رتبه جهانی اقتصاد ایران در هر یک از سه رکن به شرح زیر است:
1. نیازمندی‌های اساسی رقابت پذیری، رتبه 63، امتیاز 4.58 از 7
2. تقویت کنندگان کارایی، رتبه 90، امتیاز 3.76 از7
3. عوامل خلاقیت و انعطاف، رتبه 82، امتیاز 3.34 از 7
همانطور که مشاهده می‌شود وضع اقتصاد ایران در رکن اول بهتر است یعنی زیرشاخصهایی مانند محیط اقتصاد کلان، آموزش و بهداشت و زیرساختها امتیاز مناسب‌تری دارد. این مساله نشان می‌دهد اقتصاد ما بیش از همه با تکیه بر وفور و ارزانی منابع (طبیعی) خود در حال رقابت است نه بر اساس کارایی یا نوآوری. از سوی دیگر دقت در زیرشاخصها نیز نشان می‌دهد پایین‌ترین رتبه ایران مربوط به کارایی بازار نیروی کار (رتبه 135) و توسعه بازار مالی (رتبه 120)، کارایی بازار محصولات (رتبه 98) و آمادگی‌های تکنولوژیک (رتبه 98) است. انعطاف‌ناپذیری کسب‌وکار و ضعف نهادهای رسمی در رده‌های بعد قرار دارند.توانمندساختن اقتصاد کشور برای رقابت در عرصه جهانی نه تنها از جهت رفاه و اقتدار ملی و اهداف سند چشم‌انداز مطلوب است بلکه با توجه به نقش قدرت اقتصادی در مناسبات بین‌المللی، جزء مهم برنامه توانمندی انقلاب اسلامی و حفظ موضع عزت است. بنابراین با وجود نقدهایی که برای راستی‌آزمایی این شاخص و هر شاخصی وجود دارد، به نظر می‌رسد یکی از گزینه خوب موجود برای ارزیابی مجموعه وسیعی از قابلیت‌های اقتصادی کشور و مقایسه آنها در سطح جهانی است. با توجه به اینکه این شاخص از ترکیب اطلاعات رسمی اقتصادی و داده‌های میدانی (نظر فعالان اقتصادی کشور) استفاده می‌کند، حتی اگر بازنمایی تمام واقعیت اقتصاد ایران نباشد، قطعا آمیزه‌ای از واقعیت و تلقی‌های بخشی از فعالان اقتصادی است که لازم است برای تعیین اولویت‌ سیاست‌های اقتصادی مدنظر قرار گیرد.

منبع : روزنامه ابتکار - سید احسان خاندوزی
 
 




نگاهي به باورهاي ماركسکارل


کارل هاینریش مارکس (به آلمانی: Karl Heinrich Marx) (زاده ۵ مه ۱۸۱۸ در تریر، پروس - درگذشته ۱۴ مارس ۱۸۸۳ در لندن، انگلستان) متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعه‌شناس، تاریخ‌دان، اقتصاددان آلمانی و از تاثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است.[۱][۲][۳] او به همراه فردریش انگلس، مانیفست کمونیست[۴] (۱۸۴۸) که مشهورترین رساله تاریخ جنبش سوسیالیستی می‌باشد را منتشر کرد. مارکس همچنین مولف «سرمایه» مهم‌ترین کتاب این جنبش است. این آثار به همراه سایر تالیفات او و انگلس، بنیان و جوهره اصلی تفکر مارکسیسم را تشکیل می‌دهد.[۱] «تاریخ همهٔ جوامع تا کنون، تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است.» از جمله مشهورترین جملات مارکس درباره تاریخ است که در خط اول مانیفست کمونیست خلاصه شده‌است‌.


نام ماركس نه يگانه نام است و نه مهمترين اما يك صداي نقادانه است . ماركس عقيده داشت كه فلاسفه جهان را تفسير مي كنند حال آنكه  وظيفه ما نه تفسير جهان بلكه تغيير آن است .طبيعت انسانها به شرايط مادي وابسته است و اين شرايط است كه شيوه توليدشان را تعيين مي كند .

سوسياليسم اعلام استمرار انقلاب و حكومت پرولتارياست و اين شرايط گذار به سوي القاء تمايزات طبقاتي بطور كلي و الغاء همه مناسبات توليدي است كه بر اين تمايز مستقر است. ماركس در خصوص دولت مي گويد ، همه اختلافات پيشين ماشين دولت را تكميل كردند و حال آنكه بايستي آنرا در هم شكست. مانيفيست دو شرط عمده پيروزي انقلاب پرولتري را در ساماندهي و نيز آگاهي طبقاتي طبقه كارگر اعلام كرد .ماركس در كهنسالي به اين دريافت رسيد كه موضوع آگاهي طبقاتي طبقه گارگران به اين سادگي ها نيست .

مانيفيست با اين جمله احساساتي و كوبنده ماركس پايان مي يابد: بگذار طبقات حاكم از انقلاب كمونيستي بر خود بلزند پرولترها در اين انقلاب هيچ چيز جز زنجيرهاي خود را از دست نمي دهند ، ولي جهاني را به دست مي آورند


 




تکنولوژي و اقتصاد

تکنولوژي و اقتصاد

 

٭ فرمت فایل:PDF

٭ رمز فایل :www.vistaebook.com

٭ زبان : فارسی

٭حجم فایل:2.23MB

٭ دانلود کتاب




 تاملى بر استراتژى جهاد اقتصادى در سال ۱۳۹۰ خورشيدى
نویسنده : سيد محمدصادق خرازى


توجه  و رویکرد رهبری در سال جدید به منزله تبیین راهبرد نظام  آنهم تاکید بر مفهوم توسعه همه جانبه و درک واقعیت های اقتصاد ملی نکات بسیار ظریف و مهمی را در درون خود جای داده است که  در آن نمادهایی از نیاز ها ، ضرورت ها  و اولویت های زندگی مردم ، به­خوبی دیده می شود و مهمترین شاخصه از ماهیت و توجه تفکر حاکمیت را به عنوان تشخیص و هدف مند کردن معیار های توسعه جامع  اقتصادی در آن می توان یافت و هم چنین با حقیقت وضع موجود، آن را محک زد.

توجه صاحب نظران و نخبگان به شاخصه های توسعه پایدار همانا رصد کردن عملکرد اقتصادی دولت و بخش خصوصی و نقد اگاهانه و منصفانه و سازنده در این راستا از مهمترین دغدغه های نظام ورهبری تلقی می گردد.

بشر امروز در مصاف با پدیده های جهانی شدن و جهانی سازی روبروست،  نیکان و انسان های خردمند و فطن ، به خوبی میدانند که اقتصاد کلان  مرتبط با موضوعات مختلف اجتماعی وسیاسی بسیار با اهمیت است و نسبت میان اقتصاد ملی و امنیت ملی مهمترین عنصر در ارزیابی و اندازه گیری  های اقتصاد کار آمد واقتصاد متحول و اقتصاد ایجابی  در کشورهای توسعه یافته تلقی می شود.

شاخصه های دیگری و اما  مهم در باب توسعه منابع  انسانی و در ابعاد کلان آن یعنی بحث  سلامت و بهداشت و أموزش عمومی و خدمات به عنوان اساسی ترین مولفه های مورد بحث در سازمان های علمی وبین المللی جهان مطرح است که اتفاقاً در ذات موضوع جهاداقتصادی مفهوم ومعنی پیدا می کند.

اجرای دقیق و عملکرد صحیح در اقتصاد های کارآمد و پویا زمانی قابل تحسین و در خور توجه است که با مبانی فکری توسعه همه جانبه همخوانی و هم آوایی داشته باشد. ملاک راه درست و روش منطقی اقتصاد، احساس سلامت در زندگی روزمره مردم و اجرای  مبانی واقعی توسعه پایدار  وعدم انحراف و عدول از سند چشم انداز و توجه به گفتمان توسعه همه جانبه  عین  عدالت اجتماعی است.

جهاد اقتصادی  الزامات و مقتضیات خاص خودش را دارد. در جهاد اقتصادی پیشرفت سریع و چشمگیر در تولید داخلی و ارج نهادن به اقتصاد مولد، اقتصاد خدمات، اقتصاد منهای نفت، موضوعاتی است که باعث شکوفایی وشادابی بخش های مختلف  جامعه و اقتصاد می شود.

 دولت ها و زمامداران و مسئولان اقتصادی هستند که با آگاهی یافتن از مهمترین چالش های ملی  و فرصت های جهانی در عرصه اقتصاد و  بهبودی زندگی روزمره مردم به باز تعریف اولویت ها وفرصت ها اهتمام باید بورزند.

 به همین دلیل است  که جهاد اقتصادی مفاهیم ارزشمندی را در درون خود قرارداده است که در آن می توان به ترمینواوژی های پر مفهومی مثل آرمان عدالت اجتماعی، ارتقاء سطح زندگی مردم ، پایان تصدی گری دولت در ابعاد مختلف اقتصاد تولید واقتصاد بازار واقتصاد خدمات پی برد و بر آن نیز با صدای بلند تأکید کرد و تجربه تاریخ انسان وجهان نشان داده است که نا برابری های اقتصادی درجوامع پر ماجرا با افت رقابت دولت با مردم و بخش های مدنی جامعه مرتبط بوده است.  بی تردید از رقابت سازنده و قوانین منطقی و برنامه ها ی حساب شده توسعه متوازن و توسعه پایدار بدست می آید و موضوع مهم اشتغال تجلی پیدا می کند  و امید به زندگی با پویایی اقتصاد سالم پیوند دارد.

انباشت ثروت اگر در خدمت توسعه همه جانبه نباشد، اگر نسبت به تولید ملی و داخلی  بی تفاوت و یا حریص باشد منجر به نا برابری های اقتصادی و واگرایی مردم ، و در نهایت به مهمترین پارامتر یعنی تهدید امنیت ملی تبدیل می شود ، ثروت و تولید اگر فاقد هدف باشد، بی تردید عامل بر هم زننده نظم اقتصاد ملی خواهد شد وآثار مآثر خطرناکی رابه­مراه خواهد داشت.

 از سویی دگر قوانین سنتی که حاکی از دخالت و تصدی گری دولت در باب اقتصاد است،  بایست دچار دگردیسی شود ، و توزیع  نا عادلانه منابع  که موجده آن قوانین است، پدیده  حیات رانت ها یی است که همچون ویروسی خطرناک و مزمن در اندام اقتصاد ملی رشد می کنند و در کوتاه زمان برنایی و نشاط وانگیزه را در عمق اجتماع  از بین می برند و اقتصاد سازنده را زمین گیر،  منکوب و نابود می سازد.

 بدون تردید ثروت  و پول نیازمند احترام وامنیت است و مهمترین اصل در باب حرمت ثروت مشخص شدن بستر های مستعد در سرمایه گذاری و تولید ملی و اجازه داشتن در  داد و ستد منطقی وشفاف است اگر نسبت به ثروت بی تفاوتی بوجود آید، آنگاه  ثروت رها شده و ثروت بی هدف الودگی های ملی و اقتصادی وهم چنین  بلند پروازی های سیاسی بوجود می اورد و اقتصاد بیمار را بیمارتر،  وثروت  های رها شده و سرگردان و در عین حال  که اهداف نا صواب و بلند پروازانه در کسب قدرت نامشروع  دارند با نفوذ در حاکمیت  به تثبیت سرنوشت خود و حیات قدرت و سیاست روی می آورند و با انگیزه تاثیر گذاری ، بیشتر سودا گری می کنند ودر یک نگاه جامعه بالنده و پر نشاط سیاسی را  با فساد سیاسی آلوده به ثروت و در تمنای کسب قدرت افزون تر بیشتر آلوده می سازد .

جهاد اقتصادی ادبیات و مفاهیم خاص خودش را دارد. جهاد اقتصادی میتواند اغازی مبارک داشته باشد ولی به دلیل انکه زندگی ادامه دارد جهاد اقتصادی پایانی برایش متصور نیست جهاد اقتصادی مفهوم رشد منطقی اقتصاد  وبهره گیری عادلانه از منابع و تبیین قوانین کار آمد و پایدار و با ثبات برای امنیت سرمایه گذاری را در اهداف خود جای داده است.

اگر به جهاد اقتصادی عمیق توجه شود نابرابری های طبقاتی بوجود نخواهد آمد. اشتغال مهمترین عنصر نیاز امروز جامعه مقبولیت و مشروعیت می گیرد و نسبت میان ثروت وقدرت هیچگاه بوجود نخواهد آمد و جامعه را به زوال وآلودگی ، چون جوامع سرمایه داری دگر که پول  پدید آورنده محبوبیت وقدرت در عالم سیاست است،  تهدید نخواهد ساخت

رهبری نیک تشخیص داده اند که ایران به دلیل برخورداری از ظرفیت ها و استعدادها امکان جهش اقتصادی را ، بخوبی داراست . جهاد اقتصادی متضمن دو حرکت بالنده و وسیع ساختاری هم در توسعه همه جانبه و پایدار هم آنکه در رشد و پیشرفت حوزه خدمات عمومی که از اختیارات دولت است نظیر درمان وسلامت  ، بهداشت واموزش ملی ، حرمان های تاریخی راب ه امید ها  و انگیزه ها مبدل خواهد ساخت و ویژگی های در  حال پیداش رفاه  ملت های دگر را برای مردم خودمان نوید میدهد و به  رضایت آحاد جامعه معنی  وعمق بخشید .

رشد و توسعه همه جانبه  به میزان دسترسی عادلانه مردم به منابع و افزایش آزادی های مدنی مربوط می شود  و آنگاه که با پاسداشت و حرمت آزادی آمیخته  و آموخته گردد ودر صورتی که ثبات واستقلال و نقد اگاهانه و منصفانه با آن همراه وهم ساز باشد  نه تنها تضمین کننده اقتصاد سالم و اجتماع پویا خواهد بود بلکه وجدان عمومی اگاهانه و هشیار بر سریر سرشت وسرنوشت خود ، با انگیزه واهتمام جدی به جهاد اقتصادی به عنوان یک فریضه ملی می نگرد.

بیائید با جهاد اقتصادی سرسری برخوردار نکنیم و آن­را به شعار های انجام ناشدنی مبدل  نسازیم و یا آن­را بهانه تخطئه دیگران و اسباب جدایی  میان مردمان این سرزمین نسازیم وآن­را به پدیده خودی و غیر خودی مبدل نکنیم. بیاییم در راه خدا و انسانیت به فکر امروز و فردای این مردم اگاه باشیم. بیاییم حدیث مردمان درد آموخته که همواره سرچشمه مهربانی ملت های خود بوده اند را حتی برای یک بار تجربه کنیم و بدانیم با قساوت و تبختر راه به جابی نخواهیم برد و بپذیریم که ایران کشور با اهمیتی در جهان است و همه ایرانیان در آن سهیم هستند ایران در چهارراه حوادث جهان واقع شده است و دارای موقعیت ژئو پولتیک و ژئو استراتژیک و ژئو  اوکونومیک است.    

بدون ایران امنیت منطقه امکان ندارد. ایران اینک بایست بازیگر مهم و جدی در تمامی معادلات بین المللی و منطقه ای و ملی هست و بایست باشد.

قابل توجیه نیست که با این ظرفیت های عظیم منابع نیروی انسانی و منابع طبیعی و ثروت های خدا دادی  شاهد فقر ونابرابری در جامعه باشیم. فقر با روح انقلاب، با مبانی اسلام و با عظمت ایران و ایرانیان سازگار نیست. بایست بدانیم ایران مهمترین قدرت غرب آسیا است و باید باشد وقتی می گوییم ایران الگو باشد مفهومی فرا تر از آن است که امروز هست . بایست بپذیریم نمی توان فقط خودمان را با شعار های آسمان کوب و تهی از حقایق التیام دهیم . مفهوم الگو شدن، تلاش برای بهبود زندگی همه آحاد جامعه وکوشش در جهت تحقق عدالت اجتماعی است و این رمز و راز  و هویت انقلاب اسلامی بوده است.  داشتن مردمان سازنده و با نشاط در ملی سازی مفاهیم جهاد اقتصادی  و توجه به پند نخبگان ونیکان امری واجب و لازم است.


 سایت اقتصاد ایرانی