این شعر، سروده آقای مهدی علی محمدی برادر یک شهید است که در اشعار خود به لایههای انتظار، مباحث مربوط به یک فرد منتظر، و بصیرت منتظران میپردازد. وی در شعر خود که در نخستین سالروز حماسه «۹ دی» سروده است، به وقایع روز عاشورا و پاسخ ملت بابصیرت و ولایتمدار به فتنهگران پرداخته است.
هوا آشفته بود و شهر مجنون
زمین سر در گریبان، چشم پر خون
حماسه میخروشید از گلوشان
ز رگها خون غیرت سخت جوشان
که عاشورا کسی رقصیده؟ او کیست؟
چه کس با شاه دین جنگیده؟ کوفیست؟!
از این غم شهر گویا پر ز شیر است
دی از گرمای این دلها چو تیر است
همه عمارگون، آماده، هوشیار
تمام شهر بیدارند، بیدار
کسی حرمت شکن آشوب کرده
شغالی بیشه را مخروب کرده
الا ای فتنه گر، شیطان، حرامی!
میان بیشهی شیران خرامی؟!
شما، ای جمله عالم گوش دارید
کلام آوازهی بر گوش دارید
به ایران، رهبری فرزانه داریم
اشارت او کند جان میسپاریم
الا ای فتنهگر، ما مرد جنگیم
برای رجمت ای ابلیس، سنگیم
چو شمشیر آخته، در دست اوییم!
بمیرید از حسد، سر مست اوییم
ابابیلیم اگر بر فیلهایید
چو ریگی نرم آخر زیر پایید
۹ دی سیل مردم باز جوشید
تمام سینهها آخر خروشید
خس و خاشاک را از شهر راندند
سران فتنه زیر پای ماندند
ولی حرفیست بی پیرایهای دوست
که این حرف از زبان یار حق گوست
“بصیرت ” یاب، بیدارست دشمن
ز حقد و کینه تبدار است دشمن
صف آراییست! اما در غبار است
میان فتنه ره دشوار و تار است
چراغ راه ما را جز ولیّ نیست
کسی رهبر به جز “سید علی ” نیست
مجلس تفاخر
ابان از سلیم بن قیس نقل می کند که گفت:(1)
کردند و گفتند:
چرا سخن نمی گویید؟
همه فضایل به برکت رسول الله صلی الله علیه و آله
هر کدام از دو گروه فضیلتی را گفتند و به حق هم گفتند، و من از شما ای گروه قریش و انصار سؤال می کنم؟ به خاطر چه کسی خداوند این فضایل را به شما عنایت فرمود؟ آیا به خاطر خودتان و قبایل و خانواده هایتان بود و یا به خاطر غیر شما؟
خداوند به خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان او این فضایل را به ما عطا فرمود، و بر ما منت نهاد، نه به خاطر خود و قبایل و خاندانمان.
راست گفتید.
خلقت نور پیامبر و اهل بیت علیهم السلام قبل از خلقت آدم
آیا اقرار می کنید آنچه از خیر دنیا و آخرت که بدان دست یافته اید فقط (به واسطه) ما اهل بیت بوده نه از شما؟ و آیا می دانید که پسر عمویم رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم، من و اهل بیتم نوری بودیم در پیشگاه پروردگار، وقتی خداوند آدم را خلق کرد، آن نور را در صلب او قرار داد و او را به زمین فرستاد. سپس خداوند همچنان ما را از صلب های با شرافت، به رحم های پاک و از رحم های پاک به اصلاب با شرافت بین پدران و مادران منتقل نمود... .»
آری قطعا این را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده ایم.
سد اواب بجز باب علی علیه السلام
آیا اقرار می کنید که پیامبر صلی الله علیه و آله هر دری به جز درب خانه مرا به مسجد مسدود کرد؟ آن گاه بعضی در این رابطه سخنانی گفتند و پیامبر اکرم فرمودند: من در خانه های شما را نبستم، و در خانه ای را باز نگذاشتم، بلکه خداوند به من دستور بستن در خانه های شما و باز گذاشتن در خانه او را داد.
به خدا سوگند آری.
شکافی به قدر چشم
آیا اقرار می کنید که عمر اصرار داشت شکافی به قدر چشم از خانه اش به مسجد باز کند، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه ندادند(2).
به خدا سوگند آری.....
علی بهترین است
آیا اقرار می کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: تو را به ازدواج کسی در آوردم که بهترین اهل بیتم، بهترین امتم، مقدم ترین آن ها در اسلام، بالاترین آن ها در حلم و بیشترین آن ها در علم است؟(3)
به خدا سوگند آری.
علی وسیله نجات
آیا اقرار می کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه ای که برای شما ایراد کردند، فرمودند: ای مردم! من در میان شما دو چیز گران بها باقی گذاشتم که تا به آن دو تمسک دارید هرگز گمراه نمی شوید، آن دو کتاب خدا و اهل بیتم می باشند(4).
به خدا سوگند آری.
علی سابق الی الله
سوگندتان می دهم به خداوند آیا می دانید که خداوند عز و جل در کتابش سابق را بر مسبوق در بیش از یک آیه فضیلت داده است. و احدی از این امت از من نسبت به خدا و رسولش سبقت نگرفته؟(5)
به خدا سوگند آری.
علی افضل اوصیا
سوگندتان می دهم به خداوند آیا می دانید وقتی این آیات نازل شد: «والسابقون الاولون من المهاجرین و الانصار»(6)، «و السابقون السابقون اولئک المقربون»(7) از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با آیات سؤال شد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: خداوند این آیات را در مورد انبیا و جانشینان ایشان نازل کرده است، من افضل انبیاء و رسولان خدایم و علی بن ابی طالب علیه السلام جانشین من، افضل اوصیاء است؟(8)
آری به خدا سوگند.
آیات عظمت علی علیه السلام
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید وقتی این آیات نازل شد: «یا ایهاالذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(9)، «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»(10)، «ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجه»(11)، مردم گفتند: آیا این آیات در باره بعضی از مؤمنین است یا نسبت به همه آنان عمومیت دارد؟ خداوند عز و جل به پیامبر شما دستور داد تا والیان امرشان را به آنان بشناساند و ولایت را مانند نماز و زکات و روزه و حجشان، برایشان تفسیر کند. لذا مرا در غدیر خم برای مردم منصوب نمود.(12)
خوف از طعن و تکذیب رسول الله توسط بعضی از صحابه
در ادامه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطابه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم خداوند مرا به رسالتی فرستاده که سینه ام از آن به تنگ آمده و گمان کردم که مردم مرا تکذیب می کنند، لکن خداوند مرا ترسانید که باید این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب خواهد کرد. سپس دستور داد ندا کنند تا مردم جمع شوند، بعد خطبه خواند و فرمود: ای مردم! آیا می دانید که خداوند عز و جل صاحب اختیار من است و من صاحب اختیار مؤمنین هستم؟
مردم در پاسخ گفتند: آری یا رسول الله. آنگاه فرمود بر خیز ای علی، من برخواستم. پیامبر اکرم فرمود: هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست. خدایا دوست بدار آن که او را دوست
بدارد و دشمن بدار آن که او را دشمن بدارد.
در آن هنگام سلمان برخاست و عرض کرد یا رسول الله، ولایت و صاحب اختیاری علی علیه السلام چگونه است؟
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: ولایت او همانند ولایت من است، هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم علی هم نسبت به او این گونه است. سپس خداوند متعال این آیه را نازل کرد: «الیوم اکملت لکن دینکم و اتممتُ علیکم نعمتی و رضیتُ لکم الاسلام دینا»(13) آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله سه مرتبه تکبیر گفت و فرمود: الله اکبر بر کمال نبوت من، تکمیل دین خدا ولایت علی بعد از من است.
ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله آیا این آیات مخصوص علی است؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: آری در باره او و جانشینانم تا روز قیامت(14) است. آن دو گفتند: آنان را برای ما بیان فرما.
آن ها، تا بر سر حوض بر من وارد شوند.(15)
حاضر بودیم....
در آن هنگام زیدبن ارقم، براء بن عازب، ابوذر، مقداد، عمار و... گفتند: ما شهادت می دهیم بر آنچه که گفتی.... آنگاه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم خداوند در کتابش شما را امر به نماز کرد و من آن را برایتان بیان نمودم؛ به زکوة، حج و روزه دستور فرمود، آن را نیز برای شما روشن کردم ؛ به ولایت (علی) دستور داد و من شما را شاهد می گیرم که ولایت مخصوص این شخص (علی علیه السلام )، سپس دو فرزندش و سپس برای اوصیای او از فرزندانشان بعد از ایشان است....
علی پناه امت بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله
سپس پیامبر اکرم ادامه دادند و فرمودند: ای مردم پناه و امامتان بعد از خود و ولی و هدایت کننده شما را برایتان بیان کردم(16) و او برادرم علی بن ابی طالب است. او در میان شما به منزله من در میان شماست. در دین خود از او پیروی کنید و در همه امورتان از او اطاعت کنید. زیرا آنچه که خداوند از علم و حکمتش به من آموخته، نزد اوست. از او بپرسید و از او و جانشینان بعد از او بیاموزید و به آنان چیزی یاد ندهید و بر آنان پیشی نگیرید و از ایشان عقب نمانید که آنان با حق و حق با آنان است و از هم جدا نمی شوند. بعد از ادای شهادت (بر آنچه بیان شد) جمعیت نشستند.
علی علیه السلام و حدیث کساء
سلیم بن قیس می گوید: سپس علی علیه السلام فرمود: «ای مردم! آیا می دانید خداوند در کتابش این آیه را نازل کرده: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.»(17) زمانی پیامبر صلی الله علیه و آله ، من و فاطمه و دو پسرم حسن و حسین را جمع کرد و رو اندازی از فدک بر روی ما انداخت و فرمود: اینان اهل بیت من و فامیل و اقربای من هستند، آنچه آنان را ناراحت کند مرا ناراحت کرده و آن چه آنان را اذیت کند مرا اذیت کرده و آن چه آنان را به تنگ آورد مرا به تنگ می آورد. (خدایا) رجس و پلیدی را از آنان ببر و آنان را پاک گردان. ام سلمه عرض کرد یا رسول الله: من هم با شما هستم؟ پیامبر فرمودند: عاقبت تو به خیر است. ولی این آیه فقط در باره من و برادرم و دخترم فاطمه و دو پسرم و نه نفر از فرزندان پسرم حسین به طور خاص نازل شده و احدی غیر از آنان در این آیه همراه ما نیست.
شهادت می دهیم که ام سلمه این مطالب را برای ما نقل کرد و ما همین را از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدیم و آن حضرت برای ما مثل حدیث ام سلمه را نقل فرمود.
علی علیه السلام جلوه ای از صادقین
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید که پروردگار، این آیه را نازل کرد: «یا ایهاالذین آمنوا اتقواالله و کونوا مع الصادقین»(18)، سلمان سؤال کرد: یا رسول الله آیا این آیه عمومیت دارد یا مربوط به عده ای خاص است؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ دادند: اما امر شدگان، همه مؤمنین هستند که مورد فرمان قرار گرفتند، اما صادقین مخصوص برادرم علی و اوصیای من بعد از او تا قیامت است.
آری به خدا سوگند.
علی علیه السلام شاهد بر مردم
سوگندتان می دهم به خداوند، آیا می دانید که خداوند در سوره حج چنین نازل کرده: «یا ایها الذین آمنوا... هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا لیکون الرسول شهیدا علیکم و تکونوا شهداء علی الناس(19)...»، در آن هنگام سلمان به پاخاست و عرض کرد: اینان چه کسانی هستند که تو بر آنان شاهدی و آنان بر مردم شاهدند و خداوند آنان را برگزیده و در دین بر آنان سختی قرار نداده، همان که دین پدرشان ابراهیم است؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اینان فقط سیزده نفر مورد نظر می باشند، نه غیر از امت. سلمان پرسید:
یا رسول الله صلی الله علیه و آله آنان را برای ما بیان فرما. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: من و برادرم و یازده نفر از فرزندانم.
سوگند به خداوند آری.
علی وجودی گران بها
شما را به خدا سوگند می دهم آیا می دانید که پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین خطابه خود فرمود: ای مردم من در میان شما دو چیز گران بها باقی می گذارم، کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم. به این دو تمسک جویید که هرگز گمراه نمی شوید، خداوند لطیف به من خبر داده و وعده داده است که این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر، بر من وارد شوند.(20)
سرپیچی کند از فرمان خداوند سرپیچی کرده است.
شهادت می دهیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این مطالب را فرموده است.
آخرین تصدیق های اصحاب رسول الله بر فضیلت علی علیه السلام
سؤال های علی علیه السلام از مردم جهت ذکر فضایلش ادامه داشت، حضرت چیزی باقی نگذاشت مگر آنکه در مورد آن مردم را قسم داد و از آنان سؤال کرد و در همه موارد، مردم سخن او را تصدیق می کردند و شهادت می دادند که سخن حقی است... .
سلیم بن قیس می گوید: در بعضی از موارد همه مردم تصدیق می کردند و در بعضی از موارد عده ای ساکت مانده و لکن می گفتند: اینان که شهادت دادند مورد اعتماد ما هستند... .
طناب در گردن علی علیه السلام
طلحة بن عبد الله که معروف به زیرک قریش بود گفت: چه کنیم با ادعای ابوبکر که عمر و اصحابش او را تصدیق کردند و شهادت بر گفتار او دادند در آن روزی که تو را به اجبار می آوردند در حالی که در گردنت طناب بود. به تو امر کردند بیعت کن و تو در مقابل آنان با فضایل و سوابق خود استدلال کردی و همه تو را تصدیق کردند، ابوبکر ادعا کرد که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است که فرموده، خداوند نخواسته است نبوت و خلافت برای ما اهل بیت جمع شود. آنگاه عمر، ابوعبیده جراح، سالم و معاذ بن جبل او را تصدیق کردند...
پاسخ اول ـ پیمان پنج نفر در صحیفه خیانت است
حضرت علی علیه السلام در حالی که از سخن طلحه به غضب آمده بود، برخاست و چیزی را که کتمان می کرد فاش نمود و مطلبی را روشن کرد که در روز مرگ عمر فرموده بود. ولی مردم مقصود آن حضرت را نفهمیده بودند. حضرت رو به طلحه کرد و در حالی که مردم می شنیدند فرمود: ای طلحه! به خدا سوگند نوشته ای که روز قیامت با آن خدا را ملاقات کنم محبوبتر از نوشته این پنج نفر نیست که در حجة الوداع در خانه کعبه بر سر وفای به آن هم پیمان شدند که اگر خداوند محمد را بکشد یا بمیراند یکدیگر را بر ضد من کمک و پشتیبانی کنند تا خلافت به من نرسد.
پاسخ دوم: علی صاحب اختیار مردم
ای طلحه! دلیل بر بطلان آنچه آنان شهادت دادند و بر صحت گفتار من، سخن پیامبر صلی الله علیه و آله است که فرمود: «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم، علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است.» من چگونه می توانم بر آنان صاحب اختیارتر از خودشان باشم در حالی که آنان امیران و حاکمان بر من باشند.
پاسخ سوم: حدیث منزلت
همچنین سخن پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: تو نسبت به من جز در نبوت همچون هارون نسبت به موسی هستی. اگر همراه نبوت چیز دیگری (همچون خلافت) هم بود که باید استثنا می شد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن را استثنا می کرد.(21)
پاسخ چهارم: حدیث ثقلین
همچنین سخن رسول الله که فرمودند: من در میان شما دو چیز گران بها باقی گذاردم که تا به این دو تمسک کرده اید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم. از آنان پیشی نگیرید و از اینان عقب نمانید. به آنان چیزی نیاموزید، به درستی که از شما داناترند. بنابر این سزاوار است که خلیفه بر امت کسی جز داناترین آنان به کتاب خدا و سنت پیامبرش نباشد. [ و به فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ما داناترین امت هستیم] خداوند هم می فرماید: «افمن یهدی الی احق ان یتبع اَمّن لایهدی الا ان یهدی فمالکم کیف تحکمون»(22) و همچنین می فرماید: «ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم.»(23)
امیر بودن بر امت است؟
پاسخ پنجم: علی علیه السلام امیر عمر و ابابکر
دلیل بر دروغ آنان و باطل بودن گفتار و سخن ناحقشان این است که به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان امیرالمؤمنین بر من سلام کردند.(24) این مطلب حجت است بر آنان (ابوبکر و عمر) و بر تو و به خصوص بر اینکه همراه تو است (زبیر) و بر همه امت و بر این دو نفر (حضرت به سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمان بن عوف اشاره کردند.) و بر این خلیفه شما یعنی عثمان.
پاسخ ششم: تناقض گویی عمر
ما گروه شش نفری شوری همگی زنده هستیم. اگر عمر و اصحابش در نسبت دادن آن حدیث به پیامبر راست می گفتند، پس چرا عمر مرا جزء شوری قرار نداد؟ آیا ما را در شوری برای خلافت [تعیین خلیفه [قرار داد یا غیر آن؟ اگر نظرتان این است که شوری را برای غیر انتخاب امیر و خلیفه قرار داد، پس اکنون عثمان بر ما امارتی نخواهد داشت، چون در این صورت ما مأمور بودیم در غیر مسأله خلافت مشورت کنیم و اگر شوری در باره خلافت بود، چرا مرا همراه شما داخل شوری نمود؟! چرا مرا خارج نکرد؟ در حالی که می گفت پیامبر اهل بیتش را از خلافت خارج کرده و خبر داده که آنان را در خلافت نصیبی نیست.
پاسخ هفتم: سخنان عمر در هنگام مرگ پیرامون عظمت
چرا عمر هنگامی که ما شش نفر اصحاب شوری را یکی یکی فراخواند به پسرش عبد الله گفت (در اینجا حضرت اشاره به پسر عمر نمود و فرمود:) هان او اینجاست. تو را قسم می دهم به خدا که بگویی وقتی ما خارج شدیم پدرت به تو چه گفت؟
عبدالله بن عمر گفت: حال که مرا قسم دادی، او گفت اگر با اصلع(25) بنی هاشم بیعت کنند، آنان را به وسط جاده روشن خواهد کشانید و [ملت و جامعه را] طبق کتاب پروردگارشان و سنت پیامبرشان به پاخواهد داشت.
کتمان راز توسط عبد الله بن عمر
حضرت خطاب به پسر عمر فرمودند: ای پسر عمر در آنجا تو به او چه گفتی؟ پسر عمر پاسخ گفت: من به او گفتم ای پدر چه مانعی داری که او را خلیفه قرار دهی؟
حضرت فرمود: عمر به تو چه جوابی داد.
پسر عمر گفت: او مطلبی گفت که آن را کتمان می کنم.
افشاء راز عمر توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام
حضرت فرمود: پیامبر در زمان حیات خویش و در خواب وقتی که پدرت عمر مرد، آنچه او به تو گفته و تو به او گفته ای را به من خبر داد. و هر کس پیامبر صلی الله علیه و آله را در خواب ببیند گویا او را در بیداری دیده است.
گریه عبدالله بن عمر
پسر عمر گفت: پیامبر چه چیزی را به تو خبر داده؟ حضرت علی علیه السلام فرمود: ای پسر عمر! تو را به خدا سوگند می دهم که اگر برایت نقل کردم گفتارم را تصدیق کنی.
پسر عمر پاسخ داد: اگر هم خواستم ساکت می مانم. حضرت علی علیه السلام فرمود: وقتی به عمر گفتی چه مانعی داری که او (علی) را خلیفه قرار دهی، عمر گفت: مانع من صحیفه ای است که در بین خود نوشتیم و معاهده ای که در کعبه در حجة الوداع بر سر آن هم پیمان شده ایم.
پسر عمر در اینجا ساکت شد و گفت: تو را به حق پیامبر سوگندت می دهم که از من دست برداری.
سلیم می گوید: در آن مجلس پسر عمر را می دیدیم در حالی که گریه گلویش را گرفته بود و از دو چشمانش اشک جاری بود.
اتمام حجت بر اهل شوری
حضرت سپس رو به طلحه و زبیر و غیره فرمودند: «به خدا سوگند اگر آن پنج نفر (اصحاب صحیفه) به پیامبر نسبت دروغ داده اند ولایت آن ها بر شما حلال نیست. و اگر راست گفتند بر شما حلال نیست که مرا همراه خود داخل شوری قرار دهید، زیرا ورود من در شوری (به گفته شما) مخالفت با رسول الله علیه السلام و سرپیچی از فرمان او به حساب می آید.»
آنگاه رو به سوی مردم کرد و فرمود: «به من خبر دهید، من در میان شما چگونه ام؟ آیا راستگو هستم یا دروغگو؟» مردم پاسخ دادند: بلکه در کمال راستگویی و صداقت هستی. به خدا سوگند نه در زمان جاهلیت و نه بعد از اسلام، تو را به دروغگویی نشناختیم...
پی نوشت ها
1 ـ این مناظره در احتجاج طبرسی، ج 1، ص 337 و کتاب سلیم بن قیس هلالی، حدیث 11 آمده است.
2 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به بحار الانوار، ج 39، ص 23.
3 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به کنز العمال هندی، ج 11، ص 605.
4 ـ در صحیح مسلم، ج 15، ص 180 و 181، ضمن این که تأکید پیامبر اکرم بر حفظ حرمت اهل بیت ذکر شده، این نکته مورد توجه قرار گرفته که مقصود آل علی علیه السلام و خاندان او هستند و حدیث معروف شامل زنان پیامبر اکرم نمی شود.
5 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به تاریخ طبری، ج 2، ص 217.
6 ـ توبه/ 100 ـ پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار.
7 ـ واقعه/ 11 ـ 10 پیشگامان، پیشگامند، آن ها مقربانند.
8 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به تاریخ ابن عساکر، ج 30، ص 5.
9 ـ نساء/59 ـ ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر را.
10 ـ مائده/55 ـ سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او آن ها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
11 ـ توبه/ 16 ـ آیا گمان کرده اید که (به حال خود) رها می شوید در حالی که خداوند هنوز کسانی را که از شما جهاد کردند و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند (از دیگران) مشخص نساخته است؟ (باید آزمون شوید و صفوف از هم جدا گردد.)
12 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به مسند احمد، ج 1، ص 118 و کتاب شریف الغدیر.
13 ـ مائده/ 3 ـ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم» - در صحیح بخاری، ج 6، ص 383، روایتی نقل می کند که یکی از بزرگان یهودی به عمر گفت اگر این آیه برای ما بود، ما آن روز را عید می گرفتیم.
14 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح بخاری، ج 9، کتاب استخلاف، ص 729.
15 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح ترمذی، ج 3، ص 297.
16 ـ رجوع شود به مستدرک حاکم، ج 3، ص 122.
17 ـ احزاب/33 ـ «خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد» - فخر رازی در تفسیر کبیر، ج 27، ص 166، تصریح می کند که قدر متیقن از آل البیت، علی، فاطمه و حسنین می باشند.
18 ـ توبه/119 ـ «ای کسانی که ایمان آورده اید (از مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید.»
19 ـ حج/ 78 ـ 77 ـ «ای کسانی که ایمان آورده اید... خداوند شما را در کتاب های پیشین و در این کتاب آسمانی مسلمان نامید تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم... .»
20 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح مسلم، ج 15، ص 180، باب فضایل علی علیه السلام .
21 ـ جهت آگاهی بیشتر رجوع شود به صحیح مسلم، ج 15، ص 176.
22 ـ یونس/ 35 ـ «آیا کسی که به حق هدایت می کند سزاوارتر است که تابع او شوند یا کسی که هدایت نمی شود مگر آن که او را هدایت کنند، پس شما را چه شده و چگونه حکم می کنید.»
23 ـ بقره/247 ـ «به درستی که خداوند او را بر شما برگزید و در علم و جسم به او وسعت داد.»
24 ـ مسند احمد، ج 4، ص 28.
25 ـ اصلح یعنی کسی که جلوی سرش مو ندارد که در اینجا اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد.
پدیدآورنده: سید صادق پیشنمازی
محور : شخصیت علوی
به گزارش مهر، این موسسه به صورت اختصاصی در زمینه تحلیل های علم سنجی و ارزیابی علم و تکنولوژی فعالیت می کند و هدف اصلی آن پیشتیبانی و حمایت مستند از سازمانها و افراد دست اندرکار در تصمیمگیریهای مرتبط با هدایت و مدیریت علم و فناوری است.
در آخرین گزارش منتشر شده از سوی این موسسه، روند رشد تولیدات علمی کشورهای جهان در 30 سال اخیر به وسیله روشهای علم سنجی بررسی شده و با توجه به جایگاه شاخص کشور ایران در این گزارش خلاصه ای از آن تهیه شده است.
خلاصه ای از گزارش تولید علم در جهان
این گزارش بر اساس اطلاعات استخراج شده از پایگاه اطلاعاتی Web of Science در بین سالهای 1980 تا پایان سال 2009 میلادی تهیه شده است. تحلیل اطلاعات حاصله بر اساس تحولات منطقه ای و جغرافیایی مهم 30 سال اخیر مانند برچینی دیوار برلین (در اروپا)، فروپاشی اتحاد جماهیر شوری (در آسیا) و جنگ بین ایران و عراق و عراق و کویت (در خاورمیانه) انجام گرفته است.
در این گزارش آمده است رشد خاورمیانه به طور کلی در 30 سال اخیر سریع بوده است و تقریبا چهار برابر سطح جهانی است.
در میان کشورهای خاورمیانه، ایران و ترکیه در راس هرم رشد تولیدات علمی قرار دارند. به ویژه ایران یکی از نمونه های موجود در دو دهه اخیر است که سریع ترین رشد در افزایش ظرفیت تولید علم دارا بوده است.
بر اساس جدول ارائه شده در این گزارش، علیرغم تنوع چشمگیر در شاخص رشد کشورهای منطقه خاورمیانه به طور کلی میزان رشد تولیدات علمی تقریبا چهار برابر سریعتر از سطح جهانی است. ایران و ترکیه با شاخص رشد به ترتیب 11 و 5.47 برابر سطح جهانی در منطقه پیشرو هستند.
ایران سریع ترین رشد را در میان کشورهای جهان دارا است
به گزارش مهر، حمله عراق به ایران و سپس به کویت از مهمترین وقایع 30 سال اخیر منطقه خاورمیانه محسوب می شود و پیآمدهای متفاوتی را بر روند رشد تولیدات علمی این سه کشور در پی داشته است. همانطوری که انتظار می رفت مشکلات اقتصادی و حکومت دیکتاتور و منزوی عراق موجب کاهش رشد علمی آن کشور در دهه 80 هشتاد میلادی شد. همچنین کویت تا کنون قادر به بازیابی وضعیت خود در دهه 80 میلادی نبوده است.
پاسخ ایران در خصوص آسیبهای حاصل از جنگ کاملا متفاوت بوده است و جمهوری اسلامی ایران رشد سریعی را در تولیدات علمی تجربه کرده است. در حقیقت ایران سریع ترین رشد را در میان کشورهای جهان دارا است.
بررسی سهم گرایش های مختلف علوم در تحقق جایگاه کشور ایران به عنوان کشوری با برترین میزان رشد تولیدات علمی در جهان نشانگر آن است که بیشترین پیشرفت در خصوص دانش هسته ای و علوم مرتبط با آن صورت گرفته است. از سال 1990 به بعد رشد ایران در شیمی هسته ای، فیزیک کاربردی و تکنولوژی هسته ای 85 برابر شده است و 34 درصد بیش از سطح جهانی است.
گرایش مطالعات علم تنها گرایشی است که رشد آن در ایران کمتر از سطح بین المللی بوده است
به گزارش مهر، بر اساس گزارش "ساینس متریکس" با این حال حائز توجه است که رشد چشمگیری در تحقیقات مرتبط با سلامت عمومی دیده می شود. گرایش های علمی مامایی و بیماری های زنان، ایمونولوژی، روانشناسی، باروری، اطلاع رسانی و کتابداری، بینایی سنجی، بیماریهای گوارشی، چشم پزشکی، زیست دریا و به طور کلی زیست شناسی، هماتولوژی، بیماری های گوش و حلق و بینی و علوم محیط زیست نیز دارای پیشرفت هایی بوده اند.
گرایش مطالعات علم تنها گرایشی است که رشد آن در ایران کمتر از سطح بین المللی بوده است. بر خلاف باور عمومی شواهد موجود حاکی از آن است که کشورهای آمریکای شمالی در حال از دست دادن جایگاه محوری و استراتژیک خود را در سیستم علم هستند.
در مقیاس جهانی چندین ناحیه داغ از نظر تولید علم پدیدار شده است که قابل توجه ترین آنها در آسیا قرار دارند. در 30 سال گذشته سهم آسیا در تولیدات علمی جهان 155 درصد رشد داشته است و در سال 2009 میلادی از آمریکا شمالی فراتر رفته است.
در این میان چین، رشد شاخصی داشته و رشد علمی آن پنج برابر بیش از آمریکا است و پیش بینی می شود در سال 2015 میلادی از نظر تعداد مقالات، کشورهای چین و آمریکا در یک سطح قرار خواهند گرفت (این گذر در سال 2010 میلادی در علوم زیستی تحقق یافته است). برخلاف نرخ رشد تولیدات علمی در آمریکای شمالی که به طور قابل ملاحظه ای کمتر از سطح جهانی است، تمایل به همکاری در میان کشورهای اروپایی مفید واقع شده و جایگاه آنها در تولید علم جهان حفظ شده است
محور : اخبار همت مضاهف و کارمضاعف
وي در ابتدا از آمار رو به افزايش زنان شاغل در كشورهاي صنعتي ياد ميكند و سپس ميافزايد: «يكي از عوامل عمدهاي كه بر زندگي شغلي زنان تاثير ميگذارد، اين ادراك مردانه است كه براي كارمندان زن، كار در مرتبهء دوم، بعد از بچهدارشدن قراردارد.»
گيدنز در ادامه، پيامد اينگونه برداشتها را «فشارمضاعفي» ميداند كه در جوامع غربي بر زنان تحميل ميشود. به عقيدهء او روند رو به افزايش شمار زناني كه وارد نيروي كار ميشوند اثري آشكار بر فعاليتهاي خانگي داشته است. زنان متاهلي كه در بيرون از خانه اشتغال دارند، كمتر از ديگران كار خانگي انجام نميدهند; اگرچه آنها تقريبا هميشه بار اصلي مسووليت مراقبت از خانه را بردوش ميگيرند.
بديهي است كه الگوي فعاليت آنها تا اندازهاي متفاوت است. آنها بيش از زناني كه خانهدار تمام وقت هستند در اوايل شب و براي ساعات طولانيتر در تعطيلات آخر هفته، كارخانگي انجام ميدهند.
در ادامه، وي با ذكر نتايج تحقيقات صورت گرفته و تحليل و ريشهيابي پديدهء «فشارمضاعف» كه تفاوتهاي زيستي و عاطفي انكارناپذير درتقسيم كار زنان ومردان و وابستگي شديد زنان به فرزندان ورتق و فتق امور را علت آن ميداند، مينويسد: «حتي زناني كه داراي مشاغلي با حقوق خوب و منزلت بالا هستند، هنوز تا اندازهء زيادي در خانههايشان اصولا به عنوان زن خانهدار و مادر در نظر گرفته ميشوند.»
بنابراين بدون در نظر گرفتن شغل يك زن اعم از كارهاي اجرايي، تخصصي، دفتري و كارگري، او همچنان با مسايل بارسنگين خانهداري روبهروست
.
با تولد فرزندان و افزايش مسووليت زنان در خانه، بسياري از زنان احساس ميكنند كه بايد از كار و حرفهء خود دست بردارند. تعدادي حتي كارهاي اجرايي و مديريتي با درآمد كلان را ترك كرده و به كارهاي پارهوقت كه جذابيت و حقوق كمتري دارد، ميپردازند.
سارا فنسترميكربرك «
Sarah Fenstermaker Berk
» جامعهشناس، در گزارش تحقيقي كتاب گونهاش شرح ميدهد كه علت اصلي درآمد محدود زنان شاغل و تقليل ساعات كار آنان، از مسووليتشان در قبال اكثر يا همهء كارهاي خانه، به ويژه بچهداري ناشي ميشود.
اين در حالي است كه تغييرات نسبتا محدودي در زمينهء تقسيم كارخانه بين زنان و مردان قابل مشاهده است و زنان متحمل اين «فشار مضاعف» هستند. آنچه كه در اينجا اهميت دارد و رشتههاي مختلف علوم اجتماعي، بالاخص انسانشناسي ميتواند به آن بپردازد، توجه به عقايد رايج سنتي و هنجارهاي اجتماعي-فرهنگي در زمينهء تقسيم كار است كه به حفظ و تداوم اين وضعيت كمك كرده است.
اين مساله كه تقريبا پديدهاي فراگير و جهانشمول بوده و با درجاتي از شدت و ضعف در همهء فرهنگها مشاهده شده است، به نگرشهاي سنتي و مرسومي برميگردد كه در بين افراد مختلف در رابطه با «حوزهء عمومي» و «حوزهء خصوصي» كه اولي جايگاه مردان و دومي متعلق به زنان است، دروني شده است.
اين اعتقاد كه انجام كارهاي خانگي و نگهداري و پرورش فرزندان «وظيفهء» زنان و برعهدهء آنان است و چنانچه بخشي از اين فعاليت به ديگري واگذار شود، در مقام يك زن داراي نقص و كاستي خواهند بود و نيز مردان عهدهدار تامين معاش و وسايل مورد نياز خانواده بوده و اوست كه در نقش «نانآورخانواده» به ايفاي وظايف خود ميپردازد، در جدايي و تفكيك حوزهها تاثيرگذار بوده است وحكومتها و نهادهاي مختلف اجتماعي نيز با ايجاد قوانين و برنامهريزيهاي گوناگون در زمينهء اعطاي امتيازات بسيار به مردان شاغل و ايجاد محدوديتهاي مختلف شغلي براي زنان، به اين امر دامن زدهاند.
بنابراين با ايجاد تغييرات تدريجي در هنجارهاي اجتماعي-فرهنگي مرتبط با تقسيم كار و پذيرفتن اين نكته كه زنان شاغل با متحمل شدن بخشي از مخارج خانواده به مردان در انجام وظايفشان ياري ميدهند، در مقابل مردان نيز ميتوانند با برعهده گرفتن بخش قابلتوجهي از كارهاي مربوط به خانه و فرزندان، زنان را در انجام كارها ياري رسانند، ميتوان اميدوار بود كه زنان نيز در حاليكه فشار كاري كمتري را متحمل ميشوند، بتوانند در مشاغل تخصصي و حرفههاي گوناگون رشد و ارتقا داشته و حتي در ردههاي مختلف مديريتي و اجرايي در عرصههاي گوناگون به انجام مسووليت بپردازند
منبع :
www.jobportal.ir
محور : اخبار همت مضاعف و کار مضاعف
محور : مقالات پیرامون همت مضاعف و کار مضاعف