عضویت العربیة
سه‌شنبه، 4 آذر 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/مهدویت/مهدویت و مهدی شناسی/متون ادبي/دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)

تبلیغات
آخرین مقالات
سيماي کلامي تفسير تبيان

سيماي-کلامي-تفسير-تبيانتفسير تبيان، تأليف ابوجعفر محمد بن حسن طوسي ( 460-385 ه ق ) هم چون ديگر آثار اصولي، فقهي، حديثي و کلامي ادامه ...

ضرورت تشکيل حکومت ديني (2)

ضرورت-تشکيل-حکومت-ديني-(2)شيخ مفيد ( رحمة الله ) در مجموعه رسائل خود که بنام عدةُ رَسائل معروف است، مي فرايد بعض از دشمنان ما ( ادامه ...

انتظار، عدالت و صلح جهاني

انتظار-عدالت-و-صلح-جهانيدر اين گفتار ابتدا به تعريف سه واژه انتظار، عدالت، صلح پرداخته شده است. بعد از تعريف واژه ها مراد از ادامه ...

تبيين امنيت در جهان مهدوي

تبيين-امنيت-در-جهان-مهدويسخن از آرمان شهر و مدينه فاضله بشري، يکي از دغدغه هاي پايدار انسان و انديشه هاي انساني بوده است؛ اما ادامه ...

زبدة البيان و ديگر تفاسير فقهي اهل سنت

زبدة-البيان-و-ديگر-تفاسير-فقهي-اهل-سنتتفسيرهاي فقهي، قديمي ترين تفسيرهاي موضوعي هستند که آيات احکام را در هر موضوعي گردآوري کرده اند و از خلال ادامه ...

مدعيان مهدويت هم زمان با شهادت امام عسکري(ع)

مدعيان-مهدويت-هم-زمان-با-شهادت-امام-عسکري(ع)پس از جريان واقفه بنا به آنچه مورخان و فرقه نگاران گزارش نموده اند، تا زمان شهادت امام حسن عسکري (عليه ادامه ...

مدعيان نيابت و بابليت

مدعيان-نيابت-و-بابليتجريان سوء استفاده از مهدويت گرايي پس از آغاز غيبت آخرين امام شيعيان وارد فاز جديد شد و ادعاهاي جديد با ادامه ...

ضرورت تشکيل حکومت ديني (3)

ضرورت-تشکيل-حکومت-ديني-(3)مرحوم آية الله نائيني، در ايام بسيار پريشان انتقال از استبداد محض به مشروطيت، کتاب مختصري مرقوم داشته ادامه ...

ضرورت تشکيل حکومت ديني (1)

ضرورت-تشکيل-حکومت-ديني-(1)اسلام نظام قانوني و تشريعي خود را کامل ترين و مترقي ترين نظام قانوني جهان مي داند، آن چنان که به طور ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 15223 بار

جمعه، 29 آذر 1387

دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)
دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)
دل نوشته ای به امام زمان (علیه السلام)

نويسنده:زکیه کاشانی نجفی

او می آید....

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست.
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران
می خواهم از جور زمانه بگویم ، می خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته ام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:
مولای من می دانی چند سال است انتظار می کشم. از وقتی سخن گفته ام و معنای سخن خود را فهمیده ام انتظارت را می کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.
خسته ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می ترسم. می ترسم بیائی و من خواب باشم. می ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم...
حس می کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده. ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من !
نیستی و ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می کنند؟ چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می کنند؟
روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه ی زخمی ام را مرهمی باشم. می دانی چه آمد؟ یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور....
نه غم می خورم، نه غم می خورم بخاطر روزهایی که نبوده ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. نبوده ای تا ندای مظلوم را بشنوی و ظالم را نابود سازی.
غم می خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده ام و با گناه شب شده اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره هها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده ام.«بهترین روز» اما براستی جز جهل نبود بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می آید؟ کی می شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.
«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»
با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می کشم.
دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی اش ایمان می آورد....


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.