عضویت العربیة
چهارشنبه، 26 شهريور 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام علی علیه السلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد. غرر الحکم، ج 2، ص 484
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/حکومت دینی/دفاع مقدس/سایر مقالات/بررسی نقش زنان در دفاع مقدس (2)

تبلیغات
آخرین مقالات
نسل حضرتِ عباس (ع)

نسل-حضرتِ-عباس-(ع)عباس فرزندي به نام « عبيدالله » داشت که از علما بود. از فرزندانِ او عبيدالله بن علي بن ابراهيم بن حسن ادامه ...

چگونه بعد از غذا خوردن، فشار خون افزایش می‌یابد؟

چگونه-بعد-از-غذا-خوردن-فشار-خون-افزایش-می‌یابدعوامل بسیاری می‌تواند فشار خون را افزایش دهد اما بسیاری از مردم نمی‌دانند که غذا خوردن نیز یکی از این ادامه ...

نام و تعداد زنان و فرزندان امام علي (ع)

نام-و-تعداد-زنان-و-فرزندان-امام-علي-(ع)« نام گذاري در خاندان اميرالمؤمنين امام علي (عليه السّلام) از پندار تا واقعيت » عنوان پرمحتوايي است که ادامه ...

ذريه و نسل امام حسين (ع) در امام سجاد (ع)

ذريه-و-نسل-امام-حسين-(ع)-در-امام-سجاد-(ع)از امام سجاد (عليه السّلام) 9 دختر به دنيا آمد: اُم حسن، اُم موسي، کلثوم، رُقيه، مُلَکيه، عليه، فاطمه، ادامه ...

چگونه برای حیاط خلوت خانه‌تان زه کشی ایجاد کنید

چگونه-برای-حیاط-خلوت-خانه‌تان-زه-کشی-ایجاد-کنیداگر شما در مکانی زندگی می‌کنید که معمولاً بارانهای شدیدی می‌بارد، به همین جهت اضافه کردن یک زه کشی به ادامه ...

ذريه و نسل امام حسن مجتبي (ع)

ذريه-و-نسل-امام-حسن-مجتبي-(ع)امام حسن (عليه السّلام) در سال سوم هجري به دنيا آمد و در سال 52 هجري- در سن 48 سالگي- از دنيا رفت. بر ادامه ...

نسل بازمانده از محمد بن حنفيه

نسل-بازمانده-از-محمد-بن-حنفيهبنا بر قول مشهور، محمد بن حنفيه- پس از امام حسن و امام حسين (عليه السّلام)- فرزند بزرگ امام علي (عليه ادامه ...

نسل بازمانده از عُمَر اَطرَف ( فرزند امام علي (ع) )

نسل-بازمانده-از-عُمَر-اَطرَف-(-فرزند-امام-علي-(ع)-)عبدالرحمن و حمزه، فرزند « احمد » اند و قاسم و صالح و علي و عُمَر و جعفر، فرزند « محمد » مي باشند؛ احمد، ادامه ...

ذريه و نسل امام حسين بن علي (ع)

ذريه-و-نسل-امام-حسين-بن-علي-(ع)امام حسين (عليه السّلام) در سال چهارم هجري به دنيا آمد و در سال 61 هجري به شهادت رسيد. ميانِ بارداري ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 22007 بار

دوشنبه، 6 مهر 1388

بررسی نقش زنان در دفاع مقدس (2)
بررسی نقش زنان در دفاع مقدس (2)
بررسی نقش زنان در دفاع مقدس (2)

تهیه کننده: سید جواد سجادی
منبع : راسخون

2ـ حضور زنان در میدان نبرد و خط مقدم

زنان مسلمان ايرانی با الهام از تعاليم اسلامی با شجاعت و شهامت وصف ناشدنی، در صحنه های مختلفی حتی در ميدانهای رزم حضور يافتند. خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله زنانی بودند كه در منطقه عملياتی باقی ماندند و به كارهايی از جمله حفاظت از انبار مهمات و رساندن آن به رزمندگان اسلام، كندن سنگر، تهيه و طبخ غذا برای رزمندگان مشغول شدند. زنان غيور و شجاع ايراني گاه با دست خالی و يا چوبدستی مزدوران بعثی را به اسارت گرفتند. يك شيرزن سوسنگردی با چوبدستی خود چند سرباز عراقی را به اسارت گفت و قهرمان ديگری تعدادی از آنان را در يك اتاق محبوس كرد و به سربازن اسلام تحويل داد. آنان در شهرهاي مرزی دليرانه مقاومت كردند گويی ترس را از ياد برده بودند و فقط به حق مينديشيدند و بس.آنان آيينه تمام نمای ايثار و فداكاری و اسطوره های شهادت و شهامت بودند، فرار از دشمن برای ايشان مفهومي نداشت و بر اين عقيده بودند كه تا آخرين نفس نبايد پشت به دشمن كرد. شيرزنان سلحشور ايرانی خاطره مجاهدات و فداكاريهای زنان مجاهد صدر اسلام را زنده كردند آنان تا سرحد جانبازی و شهادت پيش ميرفتند و آرزوی شهادت داشتند. در حالات مرحومه فهيمه بابائيانپور، همسر شهيد غلامرضا صادقزاده، گفته اند كه وقتي امام خميني از فهيمه برای جاری ساختن صيقه عقد درخواست وكالت كردند، فهيمه با كلامی رسا به امام عرض كرد: جواب مثبت من مشروط است! اطرافيان با تعجب پرسيدند: چه شرطي؟ فهيمه به امام گفت: «به شرط دعاي شما برای شهادت هر دوی ما در اين دنيا و قبول شفاعت ما در آخرت.» همين روحيه شهادت طلبی است كه امام خمينی را به پيروزی مطمئن مي سازد و می فرمايد: «من هر وقت بانوان محترم را مي بينم كه با عزم و اراده قاطع در راه هدف ما حاضر به همه طور زحمت بلكه شهادت هستند، مطمئن ميشوم كه اين راه به پيروزی منتهی مي شود.» و نيز می فرمايد: «... بعضی از خانمها قسم ميدهند كه شما دعا كنيد كه ما شهيد بشويم من دعا ميكنم كه آنها ثواب شهادت را ببرند و پيروز بشوند.»
حضور و شرکت زنان در میدانهای نبرد علتهای مختلفی داشت که بعضی از آنها عبارتند از :

الف ـ پرستاری و امداد رسانی به مجروحین

یکی از خواهرانی که خود در حماسه مقاومت خرمشهر حضور داشته است، می‏گوید: «در آن روزها خواهران دو دسته بودند، عده‏ای برای مهمات رسانی تعیین و تعدادی هم برای امدادگری راهی بیمارستان شدند. ما به بیمارستان رفتیم. پشت سر هم مجروح می‏آوردند. دست و پاها و بدن‏های پاره پاره، که در پتو و حصیر پیچیده شده بودند. اوائل جرأت نمی‏کردیم به آن‏ها دست بزنیم؛ ولی کم‏کم عادت کردیم. خواهران هر کار نیاز بود، می‏کردند، از تخلیه مجروحین و پرستاری تا کار در آشپزخانه و نگهبانی از بیمارستان. امکانات بسیار کم و مختصر بود. مجبور بودیم سِرُم‏ها را به میخ آویزان کنیم، روز به روز وضع بدتر می‏شد... آب و برق نبود و آب از شط می‏آوردیم و یا شستشو را کنار شط انجام می‏دادیم. این باعث شد که آب، عده‏ای از خواهران را تا وسط شط ببرد... که تعدادی از آن‏ها غرق شدند...»(9(
«جنگ شروع شده بود که به اتفاق چند نفر از خواهران پرستار داوطلبانه به مریوان رفتیم. یک روز خواهری را برای عمل آوردند که دستش سفید سفید شده بود. حالت غش و بیهوشی داشت و از ضعف مفرط رنج می‏برد. ما بلافاصله به مداوای او مشغول شدیم. بعد که حالش بهتر شد، و از وضعش پرس و جو کردیم، فهمیدیم این خواهر اهل شمال است. چندی پیش که عملیات شروع شده، نیمه شب به منطقه رسیده و اظهار داشته که می‏خواهم در یک مرکز درمانی در کنار پرســتاران کـار کنم. او به مدت 72 ساعت، بی آنکه چیزی بخورد، در اتاق عمل پنس‏ها را می‏شسته و دسته بندی می‏کرده است. از بس که دستش داخل آب بوده، خون به دستش نرسیده و دست کاملاً سفید شده بود. این خواهر شمالی پس از بهبودی، مجدداً در منطقه ماند و به صورت تجربی به پرستاری مجروحین جنگی پرداخت.»(10)
خواهر 18 ساله ای كه خانه و كاشانه خود را رها كرده و راهی مناطق جنگی شده ، چه هدفی جز رضای خدا و حفظ اسلام می تواند داشته باشد؟ او با چه بينشی به تمامی اميال و خواسته های نفسانی خود پشت پا زده كه شب ها تا صبح به پرستاری از مجروحان می پردازد؟ او در خاطرات خود می گويد :« در آبادان و بيمارستان طالقانی به عنوان امدادگر ، بيست شب به طور مرتب نخوابيده بوديم ، شب ها مجروح بيش تری می آوردند ، اين كار را به خاطر عشق و علاقه می كرديم ، زمانی كه بچه های مجروح را در آن حالت می ديديم ، همه چيز را از ياد می برديم.»
حضور زنان در نقش پرستار و پزشک در بیمارستان‏های صحرایی و پشت جبهه بسیار پررنگ بود و ما در اینجا تنها به چند نمونه کوتاه اشاره کردیم.

ب ـ شرکت مستقیم در عملیات‏ها

خواهر جانباز، آمنه وهاب‏زاده چنین می‏گوید: «روز دهم جنگ، همراه سیصد نفر از خواهران به جبهه اعزام شدیم. وقتی به ماهشهر رسیدیم، بعضی همانجا ماندند و من همراه بقیه راهی خط مقدم شدم. آن زمان خط مقدم خرمشهر و آبادان بود. این مدت همراه دکتر چمران بودیم و چون ایشان و همسر گرامیشان قبلاً به ما آموزش چریکی داده بودند، حتی قرار شده بود همراهشان به لبنان هم برویم. خرمشهر که سقوط کرد، ما تا پشت کشتارگاه عقب کشیدیم و در بیمارستان ولی عصر (عج) مستقر شدیم. چون خرمشهر خالی از سکنه شده بود، از ما نیز خواستند تا شهر را ترک کنیم. ما جزء آخرین نفراتی بودیم که از خرمشهر خارج می‏شدیم. بعدها در عملیات ثامن الائمه و بیت المقدس شرکت کردم. در والفجر یک شیمیایی شدم... هفت بار مجروح شدم. پای چپم ترکش خورده و تا به حال سه بار عمل شده و احتمالاً آخر هم قطع خواهد شد...»(11)
برادر جانباز، ایران خواه، چنین می‏گوید: «خانم فاطمه نواب صفوی، نوه شهید نواب صفوی، به عنوان دیده‏بان به طرف بهمن شیر رفته بود. او با اطلاعات مؤثر و مفیدی که از موقعیت دشمن می‏داد، در موفقیت عملیات نقش تعیین کننده‏ای را ایفا کرد. در آخرین دیدار او را در حالی دیدم که پیکر شهیدی را با خود حمل می‏کرد. معلوم شد که از یک عملیات موفق چریکی بازمی‏گردد.»(12)
خواهر نوشین نجار نیز ادامه می‏دهد: « گونی‏ها را پر از شن می‏کردیم و در نقاط حساس خرمشهر می‏چیدیم. شب‏ها روی پشت بام مسجد جامع با اسلحه ام نگهبانی می‏دادیم و هر چند ساعت یکبار پست خودمان را عوض می‏کردیم.»(13)
«در جریان خرمشهر تعدادی از خواهران واقعاً رشادت شان خیلی بیش از مردها بود. خواهر شهناز حاجی شاه، از نظر اخلاق، شجاعت ایثار و تقوا و طهارت الگوی ما بود. مردانه می‏جنگید. با وجود شدت درگیری‏ها در این چند روز، کسی تار مویی از ایشان ندید و کلامی به جز سلام نشنید. وقتی برای استراحت به عقب برمی‏گشتیم، او به سرعت مشغول آماده کردن غذا می‏شد.
شهناز حاجی شاه، سرانجام به آرزویش رسید و جلو مقرّ همیشگی‏اش مکتب قرآن، زمانی که آمده بود برای سنگرها غذا ببرد، همراه یکی از دوستانش شهناز محمدی، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن، به شهادت رسید و از برادرش حسین حاجی شاه که دوّم آبان 59 به این فوز نائل شد، سبقت گرفت.»(14)
زهره حسینی، دختری پانزده ساله بود، که در هفته اول جنگ پدر شهیدش را با دست خود دفن کرد و یازدهم مهر 59 نیز بدن قطعه قطعه شده برادرش علی را که در مدرسه به شهادت رسیده بود، دفن کرد. مادر شهیدان شهناز، حسین و محسن حاجی شاه، برای آنکه پیکر دخترش به دست مزدوران دشمن نیفتد، خود برای او قبر کند و او را دفن نمود.
خانم بدیعی نوعروس پانزده ساله بود. تنها چهل روز از ازدواجش می‏گذشت، وقتی جنازه شوهرش را آوردند، خودش او را کفن کرد؛ با دستان خودش، با دست‏هایی که هر کسی آن را ندارد).. .15)

ج ـ عکاسی و خبرنگاری جنگ

خانم خدامرادی یکی از خبرنگارانی است که در طول جنگ عکس‏هایی به یادماندنی تهیه کرده است. وی در این مورد می‏گوید: «اوایل انقلاب ویزیتور روزنامه اطلاعات بودم. بعد از مدتی خبرنگار شدم. اواخر شهریور 59، وقتی عراق به زادگاهم کرمانشاه حمله هوایی کرد، جهت تهیه عکس و گزارش به سمت کرمانشاه رفتم... بمباران مدرسه پسرانه‏ای را به خاک و خون کشیده بود....»(16)

د ـ اسارت در جنگ

فاطمه ناهیدی آن روزها دختری بیست و چهار ساله بود که پس از فارغ التحصیلی در رشته مامایی، با سفر به مناطق محروم، می‏کوشید تا در این عرصه آن چه می‏تواند، انجام دهد. در یکی از همین سفرها، در شهر بم، خبر جنگ را شنید و عازم جبهه شد. خیلی زود نام او در سیاهه اولین کسان و اولین زنانی که به اسارت عراق درآمدند، ثبت شد.9 او و هم ‏بندانش، معصومه آبادی 17 ساله، مریم بهرامی و حلیمه آزموده، 40 ماه در اسارت به سر بردند. در دوران اسارت 17 روز تمام اعتصاب غذا کردند تا آنان را از زندان سیاسی الرشید به اردوگاه‏های مخصوص اسرا ببرند. برادران اسیر هم باورشان نمی‏شد که آنان بتوانند تحمل کنند. سرمشق اسرا بودند؛ با حجابشان، کلامشان و استقامتشان.

3- نقش زنان در حفظ آثار و ارزش‏های دفاع مقدس پس از جنگ

زنان و به خصوص مادران، همسران، خواهران و دختران شهدا، جانبازان و اسرا، نقش به سزایی در ترویج ارزش‏ها و فرهنگ روزهای آتش و خون دارند. انتشار نامه‏های خانواده رزمندگان در آن روزها، سخنرانی‏ها، مراسم یادبود و... همگی در بزرگداشت یاد آن روزها اثرگذار می‏باشند. کتاب «نامه‏های فهیمه» که پس از فوت وی چاپ شد، یکی از هزاران نمونه‏ای است که موجب تشجیع و آسودگی خیال مردان از ناحیه زنان می‏شد. در قسمتی از این نامه‏ها می‏خوانیم:
«سلام مرا از این راه دور بپذیر؛ سلامی که از سینه‏ای برمی‏خیزد که دوری تو آن را سخت تنگ کرده. سلامی که از قلب مصیبت دیده‏ام بیرون می‏آید و بر قلب مصیبت دیده‏ات می‏نشیند؛ ولی بدان که امام صادق (علیه‏السلام) فرموده است: «اگر مؤمن پاداشی را که برای مصیبت‏ها دارد، بداند، آرزو می‏کند که او را با مقارض‏ها تکه تکه کنند.... »
«غلامرضا! خیلی دلمان برایت تنگ شده، ولی چه کنیم که اسلام را بیشتر و بیشتر از تو دوست داریم. چه کنیم که ما حسین (علیه‏السلام) را بیشتر از تو دوست داریم. چه کنیم که عشق حسین (علیه‏السلام) قبل از عشق تو در وجودمان نقش بسته است؛ چرا که اول چیزی که در ابتدای زندگی‏ مان چشیدیم، تربت پاک حسین (علیه‏السلام) بود... .»
گذشته از این، زنان در عرصه هنر و ادبیات نیز نقش آفرین بوده‏اند. اشعار مرحومه سپیده کاشانی در سرودن حماسه رزم آوران معروف و بیاد ماندنی است. دیگران نیز همچون طاهره صفار زاده، سیمین دخت وحیدی، مهری حسینی و... در سرودن حماسه‏ها نقش به سزا داشته‏اند. مثنوی «کربلا در کربلا» از خانم مهری حسینی یکی از این نمونه‏هاست که داستان زندگی سرلشگر شهید مهدی زین‏الدین را به تصویر می‏کشد:
ای خدای جاودان لم یزل!
شرح مردان جا نگیرد در غزل
جای آرام و سکون، توفان بکار
تا بگویم از عزیزی بی قرار
تا ببویم اندکی با مثنوی
عطر عشق پاکِ مردی معنوی
داده بودی همسرت را این خبر
بر نخواهی گشت هرگز از سفر
تا نپوشی جامه‏ای از جنس نور
برنداری دست از شوق حضور
در زمینه ادبیات داستانی نیز بانوانی چون خانم راضیه تجّار، سمیرا اصلان پور، زهرا زواریان، مریم صباغ زاده، ایرانی، طاهره ایبد، مهری ماهوتی، بلقیس سلیمانی، حبیبه جعفریان و حتی زنان جوانی که در هشت سال دفاع مقدس یا به دنیا نیامده بودند و یا کودکی بیش نبوده‏اند، اکنون سراینده و نویسنده آن روزهایند، که خون، اثری در فرهنگ مردم می‏گذارد که هیچ چیزی نمی‏تواند جای آن را بگیرد. مؤسسه روایت فتح، یکی از مؤسساتی است که با قلم نوقلمانی چون فرزانه مردی (کتاب شهید حسن باقری)، مریم برادران (کتاب شهید همت)، فاطمه غفاری، نفیسه ثبات و دیگر نویسندگان و شاعران جوان، دری را گشوده است که هرگز بسته نخواهد شد. و این فرهنگ آرمان شهری است که تا کَسی با عشق وارد آن نشود، درکی از آن نخواهد داشت.
راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

فصل سوم :حرف آخر

كم نيستند زنانی كه با اصابت تركش خمپاره يا براثر بمباران‌های هوايی، عضوی از اعضای بدن خود را از دست دادند و دچار موج گرفتگی و يا گرفتار عوارض بمب‌های شيميايی شدند و در زمره "جانبازان " جای گرفتند.
آيا به راستی می‌توان برای جانبازان زن نيز هم چون مردان جانباز، درصدی از جانبازی تعيين كرد؟ آيا احساس يك زن جانباز همچون مرد جانباز است و آيا جامعه به او هم چنان می‌نگرد كه به يك مرد جانباز؟
زنان جانباز حماسه‌سازانی هستند كه گمنام مانده‌اند و غريبانه‌تر از مردان جانباز، سهمشان در اجتماع به فراموشی سپرده شده‌است.
جمعيت 6 هزار نفری زنان جانباز، شامل كسانی است كه در بمباران‌ها، مبارزات انقلاب و سال‌های دفاع مقدس به فيض جانبازی نائل آمده‌اند و كمتر توانسته‌اند در جامعه و نزد افكار عمومی خود را مطرح و جايگاه واقعی خود رابه ديگران بشناسانند، از اين رو كمتر از آنان ياد می‌شود.
براساس آمار بنياد جانبازان و امور ايثارگران كه در شهريور‪ ۱۳۸۱‬به تفكيك جنسيت و گروه‌های جانبازی منتشر شد، تعداد كل جانبازان زن ‪ ۵‬هزار و ‪ ۷۳۵‬نفر است كه از اين تعداد ‪ ۳‬هزار و ‪ ۷۵‬ نفر بالای ‪ ۲۵‬درصد جانبازی دارند.
طبق آمار بنياد، از سال ‪ ۱۳۷۷‬به اين طرف، تعداد جانبازان مرد بيشتر شده است، اما تعداد جانبازان زن هم چنان ثابت مانده است. در طيف گسترده زنان ايثارگر، هم چنين زنانی قراردادند كه به عنوان "همسر جانباز " مشغول انجام خدمتی الهی هستند و عاشقانه و عارفانه از مردان جانباز بعضا بالای‪ 70 درصد جانبازی، قطع نخاعی و به ويژه جانبازان اعصاب و روان (دچار موج گرفتگی) پرستاري می‌كنند.
اينان را بايد در زمره ايثارگرانی دانست كه گويی جنگ برای آنها هنوز پايان نيافته‌است، اين گروه از زنان پس از سالها كه از پايان جنگ‌ می گذرد همچنان يادگارهای جنگ را در خانه دارند و ايثارگرانه به تيمارداري اين زخميان جنگ مشغولند.
همسران، مادران و خواهران جانبازان، هر روز زندگی سخت و دردآلود عزيزان خود را می‌بينند و در اين بين به ويژه در نقش همسر جانباز و مادر فرزندان، با قامتی استوار ستون خانواده را پا برجا نگاه می‌دارند و نمی گذارند كه گرمی كاشانه مهرشان در تلاطم توفان زندگی به سردی گرايد.
زنان "آزاده " را نيز فراموش نكنيم . زنانی كه در دوران دفاع مقدس همچون برخی مردان رزمنده، به اسارت بعثيان درآمدند و حتی گاه در سلول‌های انفرادی محبوس شدند و تحت آزار و شكنجه دژخيمان بعثی قرارگرفتند.
همسران "شهدا" شايد بيش از سايرين بر گردن جامعه و بازماندگان جنگ حق دارند. چه بسا زنانی كه همسرانشان به شهادت رسيدند و آنها را با كودكانشان تنها نهادند و رسالت پدر بودن را نيز همپای وظيفه خطير مادری بر دوش آنها نهادند.
آمار نشان می‌دهد اين گروه از زنان در كسوت همسران شهدا ‪ ۴۲‬هزار و ‪ ۸۰۸‬ پسر و ‪ ۳۷‬هزار و ‪ ۱۱۹‬دختر مجرد و ‪ ۳۲‬هزار و ‪۵۷۱‬ پسر و ‪ ۳۲‬هزار و ‪۲۷‬ دختر متاهل را سرپرستی كرده‌اند.
از نظر بسياری از اين زنان، جنگ ممكن است مدتهای مديد پس از پايان رسمی آن همچنان ادامه داشته باشد. تجربه واقعی از جنگ تنها گلوله باران و آنشباری دشمن نيست، آنش دشمن و بمباران هوايی مقطعی است و فقط به منزله لحظه‌هايی گذرا به شمار می‌آيند.
سال‌هايی كه بايد در كنار يك همسر جانباز صبورانه زندگی كرد و بدون آنكه خم بر پيشانی آورد، شور و شوق زندگی را در دل وی و فرزندان بارور كرد و ترنم صفا و صميميت را در چارچوب خانه جاری و ساری كرد.
اگر مادران ، همسران و خواهران و دختران شهدا در بين ما نبودند و شاهد افتخار آن ها بر شهادت عزيزان شان نبوديم ، اينك به طور قطع و يقين ، فرهنگ ايثار و روحيه ي شهادت طلبي در ميان مردان ، پسران ، جوانان و آحاد ملت نبود. پس اي خواهران عزيز! رسالت امروز شما بسي سنگين تر است! اگر ديروز ، ما با تهاجمي نظامي دشمن مواجه بوديم ، امروز با شبيخون فرهنگي او مواجهيم ، كه اين براي هر جامعه ايي ، حربه يي بس برنده تر است. از اين رو خود را موظف و مكلف بدانيم تا با توكل به خدا و با سلاح ايمان ، علم ، عفت ، پاكدامني ، ايثار ، شجاعت و شهامت و با الگوپذيري از حضرت فاطمه ي زهرا (س) و حضرت زينب (س)و شير زنان حاضر ، و با اطاعت كامل و بي چون و چرا از ولايت مطلقه ي فقيه ، دشمنان قسم خورده ي اسلام و انقلاب را در رسيدن به هدفشان كه همانا شكست انقلاب و نابودي اسلام است ، ناكام گذاشته و با جديت و تلاش ، شاهد بالندگي و گسترش روز افزون اسلام و انقلاب در سرتاسر جهان بوده و زمينه ي ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) را فراهم آوريم.

پی نوشت ها :

9- خاک، خون، حماسه، مجموعه شعر دفاع مقدس، به کوشش شیرینعلی گلمرادی
10- نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس، دکتر محمد رضا سنگری، ج 3
11- در جنگ طولانی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
12- نقش زنان مسلمان در صدر اسلام.
13- نقش دفاعی زنان در جهان.
14- زنان جنگ، به کوشش سید امیر معصومی، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران
15- عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (وحدت مردمی و حضور روحانیت)، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه.
16- مثنوی کربلا در کربلا، مهری حسینی، نشر پردیسان، 1381.



نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.