ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه هفتم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

 مقالات فیزیک
12
سینما، ابزاری برای تبلیغ شیطان گرایی
    RSS نامه های شهر مدائن

    یک شنبه 5 اسفند 1386

    بازديدها: 423   |   تعداد آرا: 26
     نامه های شهر مدائن
    نامه های شهر مدائن
    نويسنده: مجید ملاّ محمّدی
    منبع:کتاب ، آفتاب خانه ی ما
    ابوالادیان تازه از مسافرت برگشته بود و خیلی خسته بود . پس عجله کرد، اما اول باید به خانه ی امام حسن عسکری (علیه السلام ) می رفت. وقتی به درِ خانه ی امام رسید، صدای گریه شنید . دلش فرو ریخت . مردم زیادی بیرون خانه ی حضرت جمع شده بودند . با نگرانی از چند نفر پرسید: چه خبر شده ؟ چرا از خانه ی امام ،صدای گریه می آید؟
    آن ها فوری دست هایشان را جلوی صورت شان گرفتند و گریستند . ابوالادیان بیشتر نگران شد . بالاخره یکی از آن ها با ناراحتی گفت : مولایمان از دنیا رفته ! پاهای ابوالادیان شل شد . فوری کنار دیوار نشست و سرش را میان دست هایش گرفت و گریه کرد . روز تلخی بود . ابوالادیان که نماینده ی امام حسن عسکری (علیه السلام ) بود ، نامه های زیادی را از شهر مدائن برای حضرت آورده بود . او اشک هایش را پاک کرد و برخاست. خیلی نگرانِ نامه ها بود . ابوالادیان باید هر چه زودتر نامه ها را به جانشینِ امام می رساند. اما جانشین او چه کسی بود؟! یاد حرف امام حسن عسکری(علیه السلام ) افتاد . ایشان قبل از آن که او به سفر برود ، گفته بود : وقتی به سامرا بازگشتی ، از خانه ی من صدای گریه و عزاداری می شنوی ... .
    او با نگرانی پرسیده بود : آقای من ، اگر چنین شد چه کنم؟ و امام گفته بود : به کسی مراجعه کن که پاسخ نامه های مرا از تو بخواهد . او جانشین من است . او پرسیده بود :نشانه های دیگر او چیست؟
    -کسی که بر جنازه ی من نماز می خواند.
    و ابوادلادیان خواسته بود که باز هم امام نشانه ی دیگری بدهد! امام گفته بود کسی که از چیزهای درونِ همیان * تو خبر دهد . حالا ابوالادیان در بازگشت از مداین ، هم غمگین بود ، هم حیرت زده . او با غصه به درون خانه پا گذاشت . صدای شیون در اتاق ها بلند بود . ناگهان جعفر کذاب ** را دید . جعفر کنار در ایستاده بود و به میهمان ها خوش آمد می گفت . جلوتر رفت . با چیز عجیبی رو به رو شد . مردم یکی یکی دست او را می گرفتند و امامت بعد از امام عسکری (علیه السلام ) را به او تبریک می گفتند . تعجب کرد .
    - یعنی او جانشین امام شده؟ او که بدنام است. تا به حال خوراکش شراب و کارش قمار بوده و با ساز و آواز سر و کار دارد! ابوالادیان خواست به جعفر بی اعتنایی کند ، اما مجبور شد به او سلام کند و با تردید به او تبریک بگوید . ناگهان خدمت کار امام عسکری (علیه السلام ) ، عقید ، پیش جعفر آمد و گفت : ای جعفر ، جنازه ی برادرتان کفن شد . برای نماز بیایید! جعفر تبسم کرد. ابوالادیان و چند نفری که در کنارش بودند ، تعجب کردند . جمعیت پشت سرِ جعفر به حیاط رفت . جنازه ی امام را به حیاط آوردند. صدای شیون زن ها بیشتر شد. ابوالادیان هم گریست . شیعیان جلوی جنازه صف بستند . جعفر جلو رفت و ایستاد تا نماز بخواند . تا آمد بگوید « الله اکبر» ، کودکی از یکی از اتاق ها بیرون آمد . سرها ناخودآگاه سمت او چرخید. او با ناراحتی پیش جعفر رفت . چهره اش گندم گون بود . ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو! برو عقب . من برای خواندن نماز بر جنازه ی پدرم سزاوار ترم! چشم های شیعیان از شگفتی درشت شد . جعفر بی آن که حرفی بزند ، مثل آدم های ذلیل ، ناله ای کرد و گریخت. ابوالادیان فوری از مردی پرسید: او کیست؟ مرد با خوشحالی پاسخ داد : او مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) است. تنها فرزند امام عسکری (علیه السلام ) ! مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) فوری تکبیر گفت و نماز شروع شد . بعد از نماز ، چند نفر امام عسکری(علیه السلام ) را در میان گریه و شیونِ دوست دارانش به خاک سپردند . ابوالادیان با کنجکاوی به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) نگاه می کرد . هنوز نمی دانست باید نامه ها را تحویل او بدهد یا نه. دایم به خودش می گفت : یکی از آن سه نشانه که امام عسکری (علیه السلام ) گفته بود ، درست در آمد ، اما دو نشانه ی دیگر چه؟!
    ناگهان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) را در مقابل خود دید که به او گفت : ابوالادیان ، پاسخ نامه ها را بیاور! ابوالادیان دست پاچه شد . با عجله و خوشحالی ، دست در خورجین برد و نامه ها را درآورد و در دستانِ ایشان گذاشت . مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) به اتاق رفت . ابوالادیان همان جا ایستاد و به درِ اتاق خیره شد . سپس کنار جمعی از شیعیان نشست . او باز هم به فکر فرو رفت و به کیسه اش نگاه کرد و با خود گفت : عجیب است. هنوز کسی سراغ همیان را نگرفته ... حالا چه کنم؟! باز منتظر ماند تا خادمِ امام عسکری (علیه السلام ) صدایش زد . سمت خادم رفت . خادم گفت : ابوالادیان تو هستی ؟!
    - آری منم!
    - مولایم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) فرمودند ، در همیانی که نزد توست ، هزار دینار طلاست که ده دینارش فقط روکشِ طلا دارد!
    ابوالادیان شادمان شد . آخرین نشانی هم درست بود . او همیانِ سنگین را در دستانِ خادم گذاشت . آن را شیعیانِ مدائن برای امام عسکری (علیه السلام ) فرستاده بودند . خادم تشکر کرد و سکه ها را به اتاق برد. ابوالادیان که از خوشحالی ، آرام و قرار نداشت ، حالا خوب می دانست که جانشینِ امام ، همان پسری است که اسمش مهدی است . شوق دیدن دوباره امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشّریف ) ابوالادیان را از جا کند . از پله های اتاق بالا رفت تا با امام بیعت کند و دستش را ببوسد . ناگهان چند مأمورِ حکومتی وارد حیاط شدند . میهمان ها از ترس عقب رفتند . ابوالادیان به اتاق نگریست. از امام خبری نبود . به عجله به اتاق های دیگر رفت . امام را ندید . سرش از غصه سنگین شد . سوی خادم رفت . دست او را گرفت و آهسته پرسید: امام کجاست؟ خادم به مأمورها نگاه کرد و آهسته جواب داد: نگران نباش ! اشک در چشم های ابوالادیان جوشید.

    پی نوشت:

    * کیسه ی پول .
    ** او برادر امام حسن عسکری (علیه السلام ) بود که با حضرت ، رابطه ی خوبی نداشت . چون خوش گذران و بی فکر بود.




    نظر شما

    • با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
    • نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
    • نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

      نام و نام خانوادگی
      پست الکترونیکی
      نظرات شما
    نظرات کاربران
    0
    سميه باقري (شنبه 2 مهر 1390)

    امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش كه به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می كرد. این چهار نفر عبارت بودند از:
    1. عثمان بن سعید عمری
    2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
    3. ابوالقاسم حسین بن روح
    4. ابو الحسن علی بن محمد سمری

    0
    وحيد بزي (دوشنبه 17 مرداد 1390)

    آقا نگاهت سوی آهوهاست میدانم
    دستان پاکت مثل ما تنهاست میدانم
    آقا اگر تو بر نمیگردی دلیل آن
    در چشمهای پر گناه ماست میدانم
    اللّهم عجّل لولیک الفرج

    0
    وحيد بزي (دوشنبه 10 مرداد 1390)

    وفاداری حضرت ابوالفضل (ع) به حدی است كه آن حضرت در شب عاشورا خطاب به امام حسین(ع) می‌‌گوید:
    به خدا سوگند هرگز از تو جدا نمی‌‌شویم! جانمان فدای جانت! با حنجره‌ها و حلقوم‌ها و دست‌ها و چهره‌های خون آلود از تو حمایت می‌‌‌كنیم و هرگاه كشته شویم، به عهد خویش و آنچه بر عهده ماست وفا كرده‌ایم. "فَاِذا نَحنُ قَتَلنَا بَینَ یَدَیكَ نَكونُ قَد وَفَینا لِرَبِّنا وَ قَضَینا مَا عَلَینا".(26)

    0
    وحيد بزي (شنبه 1 مرداد 1390)

    یا یوسف زهرا ! به مادرت فاطمه سوگند که شرمنده ام، روسیاهم، خسته ام. حرفی برای گفتن ندارم.

    0
    ebrahim_es (دوشنبه 24 آبان 1389)

    با آرزوی سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان مهدی موعود (عج)
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    با تشکر از بابت این مقالات

    0
    حميد وثوقي (شنبه 12 اردیبهشت 1388)

    خوب بود.

    0
    اميرحسين توحيدي (جمعه 4 اردیبهشت 1388)

    خیلی ممنون........عالی بود

    تبلیغات سایت
    پیامک های عاشقانه
     مقالات امنیت
    ارسال به دوستان

    پست الکترونیکی:

    تازه ترین اخبار
    چرا واردات قرآن چینی ممنوع شد؟

    رییس دارالقران كریم كشور با اعلام اینكه پرونده ورود قرآن های چینی به داخل ادامه ...

    نماز جمعه هامبورگ برافروخت

    همزمان با ایام شهادت حضرت امام علی النقی (ع) و در پی اهانتی که اخیرا ادامه ...

    زنان را چه کسانی میتوانند اداره کنند؟

    حضرت آیت الله جوادی آملی تاکید کرد:‌ اگر قرآن مطلبی را هم‌چون داستان قوم ادامه ...

    مرحله دوم المپیاد علمی حوزه علمیه آذربایجان شرقی برگزار می‎شود

    راه‌یافته‌گان به مرحله دوم المپیاد علمی حوزه علمیه آذربایجان شرقی با یکدیگر ادامه ...

    کنگره امام کاظم(ع) در کاظمین برگزار شد

    کنگره بین المللی امام موسی بن جعفر علیه السلام با حضور اندیشمندانی از ادامه ...

    عرفان‌های نوظهور فروپاشی بنیان خانواده را دنبال می‌کنند

    رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های اسلامی گفت: برخی از ادیان جعلی و عرفان‌های ادامه ...

    آرامگاه پدر شاه عبدالعظیم حسنی کجاست؟

    در جنوب شهر "هرات" افغانستان زیارتگاه مجللی مأوای عاشقان و عارفان است و ادامه ...

    آیا میشود با جامعه کبیره معجزه کرد؟

    حجت‌الاسلام فاطمی‌نیا در وصف جایگاه «زیارت جامعه کبیره» گفت: اگر بعضی از ادامه ...

    دستورالعمل امام صادق (علیه السلام) برای استفاده از ماه رجب

    مفاتیح‌الجنان مرحوم حاج شیخ عباس قمی روایتی از امام صادق (علیه السلام) ادامه ...

    انس با خدا از اساسی‌ترین اصول اخلاقی اسلام است

    امام جمعه موقت تهران با بیان این‌که انس با خدا از اساسی‌ترین اصول اخلاقی ادامه ...

    درخواست عزاداران از نهادهای قضائی و امنیتی برای مجازات خواننده هتاک

    سوگواران در شام غریبان امام علی النقی(ع) با حضور در میدان فلسطین تهران ادامه ...

    برگزاری مراسم لیله الرغائب در مساجد ترکیه

    مردم ترکیه در اولین شب جمعه ماه رجب که به لیله الرغائب موسوم است با حضور ادامه ...

    مقاله ویژه

     خواص غیبت امام عصر (علیه السلام)(1)
     ويژگي ياران امام زمان (ع) در قرآن