
آخرین مقالات
نگهبان قانون - ویژه نامه شناخت شورای نگهبان
نگهبان قانون - ویژه نامه شناخت شورای نگهبان ادامه ...
یکی از موارد جذابی که باعث توفیق فرد در اهداف سیاسی- اجتماعی می گردد، آن است که از نام و عنوان قهرمانان ادامه ...
محمد احمد، فرزند عبدالله در سال 1848م. در جزیره نبت سودان متولد شد. در کودکی نزد عالمان خارطوم دانش اندوخت، ادامه ...
اهل سنت پاسخ بدهند. علمای عامّه می گویند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدون وصیت از دنیا ادامه ...
اهل سنت می گویند که ملاک در تعیین خلیفه اجماع مردم است(1) و چون مردم در انتخاب ابوبکر اجماع کردند لذا ادامه ...
در زمانی که ایران عرصه استثمار غارت گران بود و تمام منابع و سرمایه های این ملت به یغما می رفت، سرزمین ادامه ...
از دیرباز اندیشوران با مسائلی نظیر حیات جاودانی انسان و معاد جسمانی، معراج نبی مکرم اسلام و غیبت امام ادامه ...
شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی متولد 1377، نوه دختری عباس افندی و رهبر سوم فرقه ی بهائیت است. جایگاه وی ادامه ...
از آنجا که دین یهود بر مبنای قراردادی بین پروردگار و قوم او استوار است که یک قرارداد دو جانبه به حساب ادامه ...
بازدید : 5435 بار
پنجشنبه، 1 اسفند 1387
تآملی بر تعلیم و تربیت اسلامی(1)
تآملی بر تعلیم و تربیت اسلامی(1)
تآملی بر تعلیم و تربیت اسلامی(1)
تهیه کننده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: راسخون
منبع: راسخون
علم تعلیم و تربیت اسلامی
توجه مستقیم خطابات قرآنی و بقیه كتب آسمانی به انسان، نشان از توجه عمیق و دقیق همه ادیان الهی به ویژه اسلام به نفس انسانی و ابعاد مختلف وجودی او است. توجه اسلام به ابعاد فردی انسان، اعم از بعد عاطفی (وجدان، امیال، غرایز، احساسات و...)، عقلانی (خرد، دانش، شناخت، افكار، عقاید و...) رفتاری و نیازهای زیستی، روحی روانی، عاطفی و... نشانگر این اهمیت است.
تربیت در اسلام دارای راه و رسم منسجم و كاملی است. به همین منظور در قرآن و سنت برای انسان یك برنامه زندگی كاملاً منسجم و نظامدار طراحی شده است. انسان برای بهره بردن از آن برنامه كامل، سالم و همه جانبه باید تحت یك تربیت صحیح و البته فراگیر به نحوی كه تمام طول عمر او و همه جوانب و ابعاد انسانیاش را در بر گیرد، باشد.[2]
امّا بیان این نكته لازم است كه تعلیم و تربیت اسلامی با علم تعلیم و تربیت كاملاً منطبق نیست. بنابراین ابتدا باید روشن شود كه علم تعلیم و تربیت چیست و سپس نسبت آن با تعلیم و تربیت اسلامی بیان گردد.
علم تعلیم و تربیت
تعریف علم تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش)
دور كیم،[8] جامعه شناس معروف، تعلیم و تربیت را یك نظریه علمی میداند. كه با استفاده از دادههای علوم دیگر نظیر روان شناسی و جامعه شناسی به ارزیابی نظامها و روشهای تربیتی میپردازد و به این طریق عمل مربیان را توضیح داده و هدایت میكند. [9] به اعتقاد برخی دیگر از صاحب نظران، تربیت فعالیتی مداوم، جامع (توجه به همه آنچه برای به كمال رسیدن انسان لازم است، همه ابعاد وجودی و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انسان) و برای همه (فرد فرد جامعه) و برای رشد و تعالی و تكامل انسان و غنای فرهنگی و تعالی جامعه. تربیت هم نیازی مستقل و هم وابسته، هم نهایی و هم واسطهای، هم هدف است و هم وسیله، هم زیربنای اجتماع است و هم غایت است و هم مقصود. [10]
آیا تعلیم و تربیت یك علم است؟
هر علمی سعی دارد تا قلمرو خود را مشخص كند، موقعیتهای و واقعیتهای مربوطه را بیان كرده و قوانین حاكم بر آن را كشف كند.[11]
امّا تا قرن 18 میلادی به كارگیری روشهای علمی معروف و متداول، در تعلیم و تربیت مرسوم نبوده و حتی صاحبنظرانی همچون ژان ژاك روسو[12] نیز از به كارگیری آن در تعلیم و تربیت احتیاط میكردند و منتظر تدوین رسالهها و متون علمی در این زمینه بودند.[13] متفكری چون كانت به تربیت تجربی (غیر علمی) بیشتر دلبسته بود تا روش علمی آزمایشی. او معتقد بود تربیت هنری است كه فقط با جمع شدن تجارب چند نسل كامل خواهد شد.[14] و بالاخره برخی نیز معتقدند كه تربیت فرآیندی تصادفی است كه روش علمی به هیچ وجه در آن راه نیافته است.[15]
با این همه، پیشرفت همه علوم مربوط به آدمی، به تدریج بحث درباره پدیدههای انسانی بسیار پیچیده را، بدون این كه سبب تخریب آن شود، امكان پذیر كرد، و با تجزیه و تحلیلهای نسبتاً دقیق علمی موقعیتهای تربیت، كم و بیش به تحقق علم تربیت و به پیدایش آنچه امروزه به علوم تربیتی معروف است انجامید.[16]
در قرن نوزدهم فعالیتهایی در زمینه علمی كردن تعلیم و تربیت صورت گرفت ولی چندان قانع كننده نبود. تا بالاخره در قرن بیستم برای اولین بار شخصی به نام لوسین سل لوریه[17] «طرح كلی علم پداگوژیك»[18] را زیر عنوان معنای «واقعیات و قوانین تربیت»، منتشر نمود. مؤلف مذكور از علمیت تعلیم و تربیت به شدت دفاع میكرد و معتقد بود كه: هدف تعلیم وتربیت جستجوی قوانین مربوط به پدیدههایی است كه در تربیت به ظهور میرسد، بر آن تأثیر میگذارد و از مقدمات معینی استنتاج شده است. او معتقد است: این علم موجب نظم و روشنی شده و به ما اجازه میدهد تا اندازهای پیش بینی كنیم كه در شرایط یكسان، نتایج فلان روش یا شیوه تربیتی چه خواهد بود. در لغت نامه معروف بویسون[19] آمده است: تعلیم و تربیت علم تربیت است، اعم از تربیت بدنی، ذهنی و اخلاقی. در این علم از دادههای علومی نظیر فیزیولوژی، روان شناسی، تاریخ و... استفاده می شود. دور كیم نیز تعلیم و تربیت را یك نظریه علمی، جان دیویی،[20] و نیز اشخاصی مثل پل لاپی[21] آن را به دلایل مختلف علم میدانند و خطوط اصلی آن را پیریزی شده میدانند و معتقدند كه: علوم تربیتی از مجموع نظم و مقررات و شیوههایی[22] كه واقعیتها و موقعیتهای مختلف تعلیم و تربیت را در بافت تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فنی و سیاسی آن پیجویی میكند، تشكیل میشود. امّا در عین حال، حتی تا اواخر قرن بیستم نیز بسیاری از متخصصان از آن با احتیاط سخن میگفتند. آنان تعلیم و تربیت را همانند برخی پیشینیان، هنر و حرفه میدانند نه علم. به نظر آنان تعلیم و تربیت تنها هنر و یا فنی كاربردی است كه میكوشد حتی الامكان روشهای علمی را در تحقیقات خود به كار برد.[23]
از مجموع آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت كه، در هر صورت تعلیم و تربیت یك علم است. البته این علم نیز مانند علوم دیگر دارای ویژگیهای منحصر به خود میباشد.
بهتر است در این بخش به همین مناسبت به برخی از ویژگیهای این علم اشاره كنیم. ویژگیهایی كه برخی را به این غلط فاحش واداشته است كه در علم بودن تعلیم و تربیت تشكیك نمایند.
ویژگیهای علم تعلیم و تربیت
2. علم تعلیم و تربیت یا علوم تربیتی، از جمله علوم بین رشتهای (Interdisciplinary) است. این علم از مجموعهای از علوم انسانی و غیر انسانی از قبیل: تاریخ، اقتصاد، آمار، ریاضیات، فیزیولوژی، روان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی، و حتی فلسفه و هنر و... بهره میبرد.
3. علم تعلیم و تربیت صرفاً یك علم نظری محض نیست بلكه علمی كاربردی است. یافتههای این علم در عمل برای تربیت انسان به كار گرفته میشود و اساساً سودمندی علم تعلیم و تربیت به كاربردی بودن آن است.
4. در تعلیم و تربیت، همانند برخی علوم دیگر، علاوه بر یافتهها و نظریههای علمی، یك سیستم و نظام تربیتی نیز پیریزی میگردد تا آن یافتهها و نظریههای علمی در عمل به كار گرفته شود. این سیستم دارای سلسلهای از اهداف، مبانی، اصول، شیوهها، خط مشیها، ... و روشهای ویژهای میباشد. آنچه درباره جوان بودن علم تعلیم و تربیت گفته شد، نه تنها درباره نظام تربیتی صادق است، بلكه باید گفت نظامهای تربیتی موجود در عالم به مراتب از خود علم تعلیم و تربیت جوانتر است.
علم تعلیم و تربیت اسلامی
انسان موضوع تربیت و یكی از اساسیترین موضوعات مطالعاتی این علم محسوب میشود. چرا كه تربیت را «فراهم آوردن زمینه برای پرورش دادن و به فعلیت رساندن تمام استعدادهایی میداند كه خداوند بالقوه در نهاد او به ودیعت نهاده است.»[24] این انسان تنها به وسیله كسی میتواند به درستی شناسانده شود و سپس تربیت گردد كه خود خالق اوست. لذا بهترین منبع مطالعه انسان و علم انسان شناسی، منابع متصل به وحی الهی، یعنی قرآن و روایات میباشد. در منابع اسلامی به این نكته مهم تذكر داده شد كه زمام تربیت انسان باید به دست كسی باشد كه از رمز و راز او و زوایای آشكار و پنهان و ابعاد مختلف وجودیاش، حتی از خود آدمی آگاهتر است. كسی كه گل وجودش را سرشته، خمیر مایه فطرتش را به دست خویش آفریده باشد،[25] در آن از روح خود دمیده،[26] عقل، عاطفه، وجدان و معنویت خواهی را در ذاتش نهاده و همیشه با او میباشد كه: و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید.[27]
در منابع اسلامی آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبیاء الهی ـ علیهم السّلام ـ شمرده شده است، تربیت انسان و انسان سازی و به فعلیت رساندن تمام گنجینهها و استعدادهای نهفته در درون وی بوده است.[28] هدف از آفرینش انسان و تربیت او جز این نمیتواند باشد. اتفاقاً در قرآن خداوند نیز به عنوان مربی انسان معرفی شده است.[29]
چنان كه اشاره شد در علم تعلیم و تربیت از جمله مهمترین امور، نظریهپردازی و نیز پیریزی یك نظام تربیتی منسجم و كارآمد میباشد و مهمترین عناصر در یك نظام تربیتی عبارتند از: اهداف، مبانی، اصول، شیوهها، خط مشیها، و روش های تربیتی، كه بخش زیادی از آن در منابع اسلامی آمده است، بقیه امور از قبیل، راهبردها، وسایل و ابزار، تكنیكها و فنون، یا عبارت اخرای همان چهار امر است یا فرعی از فروعات همانهاست كه باید از علوم دیگر كمك گرفته شوند. در تعلیم و تربیت اسلامی از جهت منابع علمی تنوع بسیاری مشاهده میشود. قرآن كریم و روایات، منابع بسیار غنی و عمیقی در جهت استخراج و استنباط بسیاری از مسائل مربوط به تعلیم و تربیت به حساب میآیند.[30]
فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت با استفاده از منابع غنی و پایان ناپذیر وحی و میراث گرانقدر انبیاء الهی و ائمه اطهار علیهم السلام آثار گرانسنگی را از خود در تربیت به یادگار گذاشتهاند. منابع موجود در این زمینه كه از قدیم توسط فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت به نگارش درآمده، میتواند شاهد این مدعا باشد.
در این زمینه به برخی از این منابع به عنوان نمونه اشاره میگردد:
1. منابع قدیم، نظیر: اخلاق ناصری (خواجه نصیرالدین طوسی)، كیمیای سعادت (امام محمد غزالی)، تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق (ابوعلی مسكویه)، محجه البیضاء (فیض كاشانی)، معراج السعاده (ملا احمد نراقی)، جامع السعادات (ملا محمد مهدی نراقی) و...
2. منابع جدید نظیر: تعلیم و تربیت در اسلام (شهید مرتضی مطهری)، آیین تربیت و اسلام و تعلیم و تربیت (ابراهیم امینی)، شرح چهل حدیث (امام خمینی ره) و...
لازم به ذكر است كه بسیاری از دانشمندان مسلمان در لابلای مباحث دیگر نظیر اخلاق، بخشهایی از فلسفه، مباحث تفسیری، سیره انبیاء و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و...، به مسائل تربیتی نیز پرداختهاند.
اما متأسفانه در بخش مهم تدوین علم تربیت اسلامی به معنای مصطلح و نیز در ارائه نظریه تربیت و ارائه یك نظام تربیتی جامع و كارآمد، اندیشمندان مسلمان تحرك چندانی از خود نشان ندادهاند. متفكران مسلمان كه میبایست با استفاده از آموزههای وحیانی قرآن و نیز روایات پربار ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ و نظرات فیلسوفان و مربیان بزرگ مسلمان، از طرفی بنای یك علم بینظیر تربیت اسلامی را بنهند و از طرف دیگر در اندیشه نظریه پردازی در تعلیم و تربیت اسلامی و ارائه یك نظام منسجم و كارآمد تربیتی اسلامی باشند، چنان كه خود معترفند، بیشتر متأثر از فیلسوفان تعلیم و تربیت در مغرب زمین بوده و تنها به یافتههای علوم جدید در غرب اكتفا كردهاند. برخی از آنها با اعتقاد به تعلیم و تربیت سكولار (Secular Education) اساساً منابع اسلامی حتی قرآن را منبع مناسبی برای مطالعه در این زمینهها نمیدانند و برخی نیز تنها با نگاهی سطحی به این امر مهم تنها به رنگ و لعاب سطحی از اسلام به تربیت و Islamize كردن آن بسنده كردند.[31] دقت در ابعاد مختلف تربیت، به خصوص در بعد اهداف، مبانی، روشها و توجه و اهمیتی كه در دین مقدس اسلام به این امور در زمینه مسایل تربیتی داده شده است، مسئولیت صاحبنظران مسلمان تعلیم و تربیت را دو چندان میكند و از آنان بیش از یك نگاه سطحی انتظار دارد. آنها خود معتقدند كه در اسلام منابعی كه بتوان از آن برای ترسیم سیمای تعلیم و تربیت اسلامی استفاده برد، نظیر قرآن و سنت شریف نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ بسیار است. لكن از آنها در جهت پیریزی یك نظام منسجم تربیتی بهرهبرداری نشده است. البته در دهههای اخیر برخی از آنها به فكرچاره افتاده و بانی كنفرانسهایی در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی بودهاند تا بلكه بتوانند در این زمینه گامهایی را بردارند.[32]
نتیجه
منابع موجود در این زمینه كه از قدیم توسط فلاسفه و مربیان مسلمان تعلیم و تربیت به نگارش درآمده، میتواند به فهم این امر به طالبان حقیقت كمك نماید، كه به برخی از آنها و نیز به آثاری از مربیان و نویسندگان معاصر اشاره شد.
اما، تعلیم و تربیت اسلامی به معنای علم تعلیم و تربیت و نیز ارائه نظریه تربیتی و سیستم تعلیم و تربیت اسلامی هنوز بسیار جوان و كم سابقه است و هنوز فعالیتهای بیشتری را طلب میكند تا به یك علم تمام عیار و نظریهای علمی و نیز سیستمی فراگیر و كامل تبدیل گردد. البته در این ارتباط اگر نقصی نیز مشاهده شود، كه میشود، مربوط به دست اندكاران امر مطالعه و نظریهپردازی، برنامهریزی و پیریزی یك نظام تعلیم و تربیت اسلامی و در آخر اجرای آن در مرحله عمل میباشد.
غايت تعليم و تربيت
... بدانكه نفس انسانى گرچه به يك معنا، كه اكنون ذكر آن از مقصود ما خارج است، مفطور بر توحيد، بلكه جميع عقايد حقه است، ولى از اول ولادت آن در اين نشئه و قدم گذاشتن در اين عالَم، با تمايلات نفسانيه و شهوات حيوانيه نشو و نما كند؛ مگر كسى كه مؤيّد من عنداللّه باشد و حافظ قدسى داشته باشد و آن چون از نوادر وجود است، جزو حساب ما نيايد؛ ما متعرّض حال نوع هستيم.
و در مقام خود مبرهن است كه انسان در اول پيدايش، پس از طى منازلى، حيوان ضعيفى است كه جز به قابليت انسانيّت، امتيازى از ساير حيوانات ندارد و آن قابليّتْ ميزان انسانيت فعليه نيست. پس، انسان حيوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم؛ و در تحت هيچ ميزان جز شريعت حيوانات، كه ادارهى شهوت و غضب است، نيست؛ و چون اين اعجوبهى دهر ذات جامع يا قابل جمعى است، از اين جهت براى ادارهى آن دو قوّه، صفات شيطانى را از قبيل كذب و خديعه و نفاق و نميمه و ساير شيطنتهاى ديگر نيز به كار مىبرد؛ و با همين سه قوّه، كه اصول مفسدات و مهلكات است، ترقى كند؛ و اينها نيز در او نموّ و ترقى روزافزون نمايند و اگر در تحت تأثير مربّى و معلّمى واقع نشود، پس از رسيدن به حد رشد و بلوغ، يك حيوان عجيب و غريبى شود كه در هريك از شئون مذكوره گوى سبقت از ساير حيوانات و شياطين ببرد، و از همه قوىتر و كاملتر در مقام حيوانيت و شيطنت شود. و اگر بر همين حال روزگار بر او بگذرد و جز تبعيت هواى نفس در شئون ثلاثه نكند، هيچيك از معارف الهيه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه در او بروز نكند؛ بلكه جميع انوار فطريهى او نيز خاموش گردد.
پس، تمام مراتب حق ـ كه از اين سه مقام كه ذكر شد، يعنى معارف الهيه و اخلاق و ملكات فاضله و اعمال صالحه، خارج نيست ـ زيرپاى هواهاى نفسانيه پايمال گردد و متابعت از تمايلات نفسانيه وملايمات حيوانيه نگذارد در او حق، به هيچيك از مراتب جلوه كند، و كدورت و ظلمت هواى نفس تمام انوار عقل و ايمان را خاموش كند و ولادت ثانويه كه ولادت انسانيه است، از براى او رخ ندهد و در همان حال بماند و ممنوع و مصدود از حق و حقيقت شود تا آنكه از اين عالم با همين حال رحلت كند و در آن عالَم، كه كشف سريره شود، خود را جز حيوان يا شيطانى نيابد و از انسان و انسانيت اصلاً يادى نكند و در آن حال در ظلمتها و عذابها و وحشتهاى بىپايان بماند تا خداى تعالى چه خواهد.
پس، اين حالِ تبعيت كامل است از هواى نفس، كه منع كامل كند از حق؛ و از اين جا مىتوان فهميد كه ميزان بازماندن از حق متابعت هواى نفس است؛ و مقدار بازماندن نيز مقتدر شود به مقدار تبعيت؛ مثلاً اگر به واسطهى تعليم انبيا و تربيت علما و مربيان، مملكت انسانيت اين انسان كذايى، كه در اوّل ولادت با آن سه قوّه همآغوش بود و با ترقى و تكامل او آنها نيز ترقى و تكامل مىكردند، تحتتأثير تربيت واقع شد، و كمكم تسليم قوّهى مربيهى انبيا و اوليا عليهمالسلام گرديد، ممكن است چيزى بر او نگذرد جز آنكه قوهى كاملهى انسانيه، كه در او به طريق استعداد و قابليت وديعه گذاشته شده بود، فعليت پيدا كند و ظهور نمايد و تمام شئون و قواى مملكت برگردد به شأن انسانيت و شيطان ايمان آورد به دستش؛ چنانچه در دست رسول اكرم صلىاللهعليهوآله ايمان آورد؛ فرمودند: «إنَّ شَيطانى آمَن بِيَدى؛ شيطان من به دست من ايمان آورد.» و مقام حيوانيت او تسليم مقام انسانيتش شود، به طورى كه مركب مرتاض راهوار عالم كمال و ترقى و براق آسمانپيماى راه آخرت شود و ابدا سرخودى نكند و چموشى ننمايد؛ و بعد از تسليم شدن شهوت و غضب به مقام عدل و شرع، عدالت در مملكت بروز كند و حكومت عادلهى حقّه تشكيل شود كه كاركن در آن و حكمفرماى در آن، حق و قوانين حقّه باشد و قدمى بر خلاف حق در آن گذاشته نشود و به كلى از باطل و جور، عارى و برى گردد [33] ....
جوان و تربیت
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، همواره به جوانان و نيروي جواني توجه و نظر خاصي داشتند و نياز کشور به جوانان را، نيازي هميشگي دانسته و به ياري جوانان براي اصلاح کشور اميدوار بودند. ايشان در سخناني خطاب به جوانان مي فرمايد:«ما هميشه محتاج به شما جوانها هستيم. ما بعدها براي کشورمان احتياج به فعاليت شما جوانهاي برومند داريم و من اميدوارم که در همه مراحل، شما با مردانگي با هم همراهي کنيد و اين نهضت را به پيش ببريد». ايشان همچنين همت جوانان و اراده قاطع ملت را، مايه روسفيدي ملت و اسلام ميخواند و کسب و حفظ استقلال کشور و الاهي شدن آن را به همت ملت به ويژه جوانان وابسته ميداند.[34]
جوان از ديدگاه مقام معظم رهبري
مقام معظم رهبري، همواره از حضور جوانان در عرصه هاي مختلف علمي و عملي حمايت کرده و آنان را به معرفت و شناخت و قدرداني دوران جواني توصيه نموده و مي فرمايد:«دلهاي جوانان نوراني است و فطرتهاي آنان سالم و دست نخورده است. آلودگي آنان به زخارف و آلودگيهاي دنيا، به بندهاي گراني که پول دوستي و مال دوستي و جاه طلبي و قدرت طلبي و اين چيزها بر پاي انسان مي زند، براي آنها خيلي کمتر است. جوانان بايد درمقابل شهوات و هوسهايشان و درمقابل همه آن انگيزه هايي که آنان را به چنين رذايلي فرامي خواند، مقاومت کنند.[35]
جوان و تربيت - عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان
"تربيت" به معناي رشد و نمو حرکت انسان به سمت غايت و هدفي است که او را به کمال ميرساند.[36] تربيت آرامترين، مطمئن ترين و مفيدترين عاملي است که منشأ تحولات اجتماعي ميشود. تربيت، روندي بسيار طولاني دارد و تقريباً در همه مراحل عمر آدمي، از تولد تا مرگ نقش خود را ايفا مي کند و در برخي مراحل برجسته و تعيين کننده، و در مقاطعي ديگر کم رنگ و محدود است. امام علي(ع) خطاب به فرزند گرانقدرش امام حسن(ع) در مورد پرداختن به امر مهم تربيت مي فرمايد:«فرزندم! پيش از آنکه قلب سخت شود و انديشه ات مشغول گردد به تربيت تو مبادرت نمودم».[37]
عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان
نکته قابل توجه در تربيت جوان، پرداختن به تمامي جوانب متنوع در وجود اوست که ميتواند شخصيت او را متعادل و هماهنگ با اجتماع خود سازد.
نقش خانواده و رسانه ها در تربيت جوانان
والدين با شناخت و آگاهي از ويژگيها و نيازهاي جوانان و با ايجاد محيطي امن و فضايي لبريز از صفا و صميميت و برقراري ارتباطي دوستانه با جوانان، مي توانند پناهگاه بسيار خوبي براي حل مشکلات آنان باشند. آنان با گفتاري منطقي و به دور از هرگونه زورگويي، لجاجت و خشونت و رفتاري توأم با احترام و بزرگداشت شخصيت جوان، ميتوانند مشاوري امين و دلسوز و شايسته براي فرزندان جوان خود باشند.
امروزه بسياري از کشورهاي جهان، با روي آوردن جوانان به انواع انحرافات، به اهميت و نقش مهم نهاد خانواده در تربيت نسل جوان پي برده اند و از اين رو، خانواده ها را در راه هدايت و تربيت فرزندان تشويق ميکنند.
نقش رسانه ها در تربيت جوانان
در اين باره، نقش رسانه هاي داخلي کشورهاي اسلامي در راه ارتقاي چنين آگاهيها و ترويج فرهنگ اصيل اسلامي و رساندن آن به گوش جوانان جهان، بسيار مفيد و مؤثر به شمار مي آيد.
ورزش و جوانان - هنر و تأثير آن بر جوانان
ورزش موجب تخليه انرژيهاي زايد بدن و درنتيجه، آرامش جسم و روان ميگردد. ورزش اعتماد به نفس جوانان را افزايش داده و بر عزت و احترام آنان در نزد ديگران مي افزايد.
هنر و تأثير آن بر جوانان
آسيبها و مشکلات جوانان
بررسی تربیت کودک در روایات اسلامی و سیره عملی اهلبیت(علیهمالسلام)
ضرورت تربیت فرزند صالح
امامصادق(علیهالسلام) نیز فرمودند: مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛ میراث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است[42].
نام گذاری شایسته
از آن جا که اسلام به شکوه و جلال مسلمانان توجه ویژه دارد، آنان را از نامگذاریهای ناشایست و غیر متین برای فرزندان، باز داشته است. حتی از نام گذاریِ نیک، به «حقی مسلّم بر گردن پدر و مادر» تعبیر شده است. امام کاظم(علیهالسلام) میفرماید:
اَوَّلُ مَا یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ یُسَمِّیهِ بِأِسمٍ حَسَنٍ فَلیُحَسِّن اَحَدُکُمُ اسْمَ وَلَدِهِ؛ نخستین کار نیکی که شخص برای فرزندش انجام میدهد ایناست که نام نیکو بر او بگذارد. پس شایسته است هر یک از شما نام فرزند خود را نیکو قرار دهد. [43]
همچنین روایت شده است که فردی نزد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) آمد و پرسید: ای رسول خدا! حق فرزندم بر من چیست؟ فرمودند: نام و تربیتش را نیکو کنی و او را در محیطی خوب پرورش دهی. [44]
امام صادق(علیهالسلام) در سخنی فراگیر و کامل در پاسخ ابن حمید، که برای مشورت در مورد انتخاب نامی برای فرزندش شرفیاب شده بود، فرمودند: از نامهایی که بندگی خدای را میرساند (انتخاب کن و) بر او بگذار. [45]
گذشته از این مطلب، احادیثی موجود است که مبتنی بر تغییر برخی نامها توسط اهل بیت(علیهمالسلام) میباشد که آنان اینگونه ناخرسندی خود را از گذاشتن ایندسته نامها اِبراز داشتهاند؛ آنسان که آوردهاند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نام افراد و اماکنی که زیبنده نبود، تغییر میدادهاند. [46]
همچنین آمده است که امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، با اینکه نام مادر و همسرشان فاطمه(علیهاالسلام) بود، نام یکی از دختران خود را نیز فاطمه نهادند. [47]و نیز نگاشتهاند شدت علاقه به حضرت زهرا(علیهاالسلام) در اهل بیت(علیهمالسلام) به گونهای بود که امام کاظم(علیهالسلام) نام چهار دختر خود را فاطمه گذاشتند؛ فاطمه کبری، فاطمه وسطی، فاطمه صغری، فاطمه اخری که به فواطم اربعه شهرت یافتند. [48]امام رضا(علیهالسلام) نیز فرمودهاند: لایَدخُلُ الفَقرَ بَیتاً فِیهِ اسْمُ فَاطِمَة مِنَ النِّسَاءِ؛ در خانهای که نام یکی از زنان فاطمه باشد محرومیت داخل نمیشود. [49]
این ویژگی در خانواده امام حسین(علیهالسلام) نیز دیده میشود و فاطمه کبری و فاطمه صغری از دختران او به شمار میروند. [50]این در حالی است که فضای سرکوب شیعیان، بر جامعه حاکم شده بود و رعب و وحشت بر سر آنان که نام فرزندان خود را علی و فاطمه مینهادند، سایه افکنده بود. امام حسین(علیهالسلام) نیز در آن فضای تهدید و ارعاب، دست به مبارزهای آشکار زده و با این نامگذاری به پاسداشت جایگاه و احترام این دو دُردانه آفرینش بر میخیزند.
لزوم تربیت فرزند از سنین کودکی
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در مورد تربیت از سنین کودکی فرمودهاند: مَن رَبّی صَغِیراً حَتَی یَقُولُ لااِلهَ اِلاّ اللّه لَمْ یُحَاسِبهُ اللّهُ؛ هر کس فرزندش را از کودکی تربیت کند تا او بتواند بگوید لا اله الا الله، خداوند از او حساب نخواهد کشید. [52]
ضرورت مهرورزی و توجه به عواطف کودکانه
اِنَّ اللّه لَیَرحَمُ العَبدُ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِه؛ همانا پروردگار بندهاش را به دلیل زیادی مهرورزی نسبت به کودک خود میبخشاید. [53]
همچنین از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) روایت شده است:
مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَن فَرَّحَه فَرَّحَهُ اللّهُ یَوم القِیَامَةِ؛ هر کس فرزند خود را ببوسد خدا بر او پاداشی مینویسد وهر کس فرزندش را خوشحال کند خدا او را در روز رستاخیز شاد میگرداند. [54]
و در جای دیگری فرموده اند:
اُحِبُّوا الصِّبیَانَ وَ ارْحَمُوهُم؛ کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنان مهربان باشید. [55]
همچنین روایت شده است که روزی مردی خدمت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! من ده فرزند دارم ولی هرگز کودکانم را نبوسیدهام. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: کسی که رحم نکند [مورد]رحم [واقع [نمیشود. [56]
رعایت حدود محبت و اظهار علاقه
شَرُّ الابَاءِ مَن دَعَاهُ البِرُّ اِلَی الاِفرَاطِ وَ شَرُّ الاَبنَاءِ مَن دَعَاه التَّقصِیرِ اِلَی العُقُوقِ؛ بدترین پدران کسی است که [در نیکی از حد اعتدال خارج شود و] به زیادهروی بگراید و بدترین فرزندان فرزندی است که در اثر کوتاهی، به عاق والدین دچار شود. [57]
نگاشتهاند؛ روزی جمعی از دوستان امام باقر(علیهالسلام) به منزل ایشان آمدند. یکی از فرزندان خردسال ایشان دچار تب شدید و بیماری سختی بود. امام نیز از این موضوع سخت ناراحت بودند به گونهای که آرامش نداشتند و آثار اندوه در چهره ایشان دیده میشد. مهمانان با مشاهده سیمای اندوهگین امام، بر حال ایشان نگران شده و با خود گفتند اگر این فرزند از دنیا برود حتماً از اندوه و پریشانی برای امام اتفاقی میافتد. در همین اثنا، صدای گریه زنان از اتاق مجاور شنیده شد و همگی دانستیم که برای کودک اتفاقی افتاده. اندکی بعد با خبر شدیم که فرزند خردسال امام از دنیا رفته است. امام به اتاق مجاور رفت و پس از ساعتی بازگشت اما بر خلاف انتظارِ حاضرین، دیگر در چهره ایشان اثری از پریشانی دیده نشد، به امام عرض کردند: وقتی که ما نزد شما آمدیم به گونهای پریشان بودید که ما نگران حال شما شدیم [اما اینک اثری از ناراحتی در شما نمیبینیم!]. امام فرمودند: ما نیز [مثل شما]دوست داریم که عزیزانمان تندرست و به دور از آسیب باشند ولی زمانی که امر الهی سر رسید و تقدیر خدا محقق گردید [گردن نهادن در برابر] امر خدا برایمان عزیزتر است. [58]
به بیان دیگر، درست است که محبت به فرزند جایگاه ویژهای دارد اما نباید همه چیز را فدای آن نمود و از وظیفه اصلی سرباز زد.
توجه عاطفی بیشتر به دختر
«یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ اَو یُزَوِّجُهُم ذُکْرَاناً وَ اِنَاثاً وَ یَجعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیماً اِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛ خداوند به هر که بخواهد دختر و به هر که بخواهد پسر میدهد و یا پسر و دختر را با هم به وی عطا میکند و آنکه را بخواهد نازا مینماید. بهدرستیکه او دانای تواناست»[59]
اسلام شدیداً سنت ناپسند و جاهلی اکراه از دختر داشتن را رد میکند و بر خلاف افکار ظاهربین که پسر را بیشتر دوست میدارند، در بعضی از موارد دختر را برتر از پسر قلمداد میکند و دلیل آن را وجود پارهای از ویژگیهای ذاتی که در درون آنهاست، برمیشمارد. رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در اینباره میفرماید:
نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَکاتٌ مُفَلَّیَاتٌ؛ دختران چه فرزندان خوبی هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمترسانی، یار و غمخوار [اعضای خانواده]، بابرکت و پاکیزه کننده [در خانواده برای پدر و مادر ]. [60]
و نیز فرمودهاند: اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَی الذُّکُورِ؛ خداوند متعال بر دختران مهربانتر است تا پسران. [61]
در برخی موارد دختران برتری نیز دارند. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
البَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ البَنُونُ نِعمَةٌ وَ اِنَّما یُثَابُ عَلَی الحَسَنَاتِ و یُسألُ عَنِ النِعمَةِ؛ دختران نیکی و پسران نعمتاند و همانا بر نیکیها پاداش داده و از نعمتها سؤال میشود. [62]
اسلام با در نظر داشتن روحیات لطیف دختر، به والدین دستور داده که در برخی از رفتارهای خانوادگی مانند تقسیم هدایا، دختران را مقدم شمارند.
آموزشهای دینی و تقویت مبانی اعتقادی کودک
امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند:
هنگامی که کودک به سه سالگی رسید لا اله الا اللّه را به او بیاموزید و او را رها کنید (همین مقدار کافی است). وقتی هفت ماه دیگر گذشت محمد رسول اللّه (صلیاللهعلیهوآله) را به او آموزش دهید و سپس او را رها کنید تا چهار ساله شود. آنگاه صلوات فرستادن را به او بیاموزید. در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را آموزش دهید و قبله را نشان او داده و بگویید سجده کند. آنگاه او را تا شش سالگی واگذارید. فقط پیش روی او نماز بخوانید و رکوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش هم تمام شود. وقتی هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعلیم دهید و به او بگویید نماز بخواند، تا هنگامی که نه ساله شد وضو و نماز را به نیکی آموخته باشد. و هنگامی که آندو را به خوبی یاد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر این آموزششان خواهد آمرزید. [63]
تعلیم دیگر آموزشهای لازم و ارتقاء سطح دانش و معرفت کودک
امام صادق(علیهالسلام) به جمیلبندرّاج فرمودند: بَادِرُوا اَحدَاثَکُم بِالحَدِیثِ قَبلَ اَن تَسبِقَکُم اِلَیهِم المُرجِئَةُ؛ فرزندانتان را با کلام [ما] آشنا کنید پیش از آن که مرجئه [و دیگر فرقههای منحرف عقیدتی [بر شما سبقت بگیرند [ و آنان را منحرف سازند]. [64]
و نیز:عَلِّمُوا صِبیَانَکُم مِن عِلمِنَا مَا یَنفَعُهُم اللّهُ بِهِ لا تَغلِبَ عَلَیهِمُ المُرجِئَةُ بِرَأیِهَا؛ کودکانتان را به دانش ما آموزش دهید که برای آنان سودمند است تا مرجئه [و منحرفین] با دیدگاههای خود آنان را مغلوب خود نسازند. [65]
اهلبیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام) همواره عنایت ویژهای به آموزش فرزند و بالا بردن سطح درک و معرفت او نشان میدادند.
پي نوشت :
[1] شریعت در آینه معرفت، آیت الله عبدالله جوادی آملی، ص 93؛ و شیعه در اسلام، علامه سید محمد حسین طباطبایی، ص 3.
[2] التربیه الاسلامیه (اصولها و منهجها و معلمها)، دكتر عاطف السید، مصر (اسكندریه)، مركز الدلتا للطباعه.
[3] Andre Lalande: Vocabulaire Technique Critique de la Philosophie.
[4] Immanuel Kant.
[5] امانوئل كانت، تعلیم و تربیت، انتشارات دانشگاه تهران، ترجمه غلامحسین شكوهی، تهران، 1363، ص 11.
[6] R.S. Paters.
[7] كلیات فلسفه آموزش و پرورش، هری شفیلد، ترجمه دكتر سرمد، ص 45.
[8] Emile Duikheim.
[9] مبانی و اصول آ.پ، غلامحسین شكوهی، آستان قدس رضوی، مشهد، 1375، چ 8، ص 58.
[10] مبانی برنامهریزی آموزشی، یحیی فیوضات، مؤسسه نشر ویرایش، تهران، 1374، چ 2، ص 21.
[11] شكوهی، همان، ص 55.
[12] Jean Jauques Rousseau.
[13] شكوهی، همان، ص 56.
[14] امانوئل كانت، همان، ص 56.
[15] شكوهی، همان، ص 56.
[16] شكوهی، همان، ص 57.
[17] Lucien Cellerier.
[18] Esquisse dune science pedagoqgique.
[19] Dictionnaire de Pedagogie de BUISSON.
[20] John Dewey.
[21] Paul LAPI.
[22] Dscipline.
[23] شكوهی، همان، ص 57 ـ 60.
[24] تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مرتضی مطهری، صدرا، تهران، ص 77.
[25] حجر، 26؛ یس، 77؛ مؤمنون، 12؛ مریم، 67؛ حج، 66 و...
[26] حجر، 29؛ ص، 72.
[27] ق، 16.
[28] فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه... و یثیروا لهم دفائن العقول....» نهج البلاغه، خ 1، ترجمه محمد دشتی، نشر شاكر، قم 1370، چ 1، ص 38.
[29] . اسراء، 24.
[30] در این زمینه رجوع كنید به پایان نامه كارشناسی ارشد با عنوان «روشهای تربیت انذار و تبشیر در قرآن، اسدالله طوسی، كتابخانه موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
[31] بحوث المؤتمر التربوی، تحریر: الدكتور فتحی حسن ملكاوی، عمان، جمعیه الدراسات و البحوث الاسلامیه، 1991.
[32] . در این زمینه رجوع كنید به: گامی به سوی نظریهپردازی در تعلیم و تربیت اسلامی، ترجمه چندین مقاله از دانشمندان مسلمان تعلیم و تربیت، از كتاب: بحوث المؤتمر التربوی، تحریر: الدكتور فتحی حسن ملكاوی، عمان، جمعیه الدراسات و البحوث الاسلامیه، 1991، مترجمان غلامرضا متقی فر و اسدالله طوسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، 1380.
[33] چهل حديث، حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه)، ذيل حديث دهم.
[34] محمد شريفي نيا،«جواني و تربيت از ديدگاه امام خميني»، تربيت اسلامي، مرکز مطالعات تربيت اسلامي وابسته به معاونت پژوهشي وزارت آموزش و پرورش ، ش5، ص128.
[35] کودک، نوجوان و جوان از ديدگاه مقام معظم رهبري، مرکز مطالعات تربيت اسلامي،ج2، ص94.
[36] تعليم و تربيت از ديدگاه مقام معظم رهبري، مرکزمطالعات تربيت اسلامي، ج1، ص53.
[37] نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، نامه 31، ص523.
[38] همان
[39] نهج البلاغه، نامه 31، ص519.
[40]وسائل الشیعة، ج15، ص97.
[41]همان.
[42]همان.
[43]همان، ج15، ص122؛ فروع کافی، ج2، ص86.
[44]همان، ج15، ص123.
[45]همان، ج15، ص128؛ فروع کافی، ج2، ص86.
[46] همان، ج15، ص122.
[47]الارشاد، ج1، ص215.
[48]همان، ج2، ص344: بحارالانوار، ج48، ص317؛ تذکرةالخواص، ص351.
[49]وسائلالشیعة، ج15، ص129.
[50]تذکرة الخواص، ص278.
[51]نهج البلاغه (دشتی)، ص522.
[52]ارشاد القلوب، ص225.
[53]وسائلالشیعة، ج21، ص483.
[54]همان، ج21، ص475.
[55]همان، ج21، ص483.
[56]همان، ج15، ص203.
[57] تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 486.
[58]بحارالانوار، ج 11، ص 86؛ عیون الاخبار، ج 3، ص 64.
[59]شوری: 49.
[60]مستدرک الوسائل ج15، ص115؛ وسائلالشیعة، ج15، ص100؛ فروغ کافی، ج2، ص82.
[61]وسائلالشیعة، ج15، ص104؛ فروع کافی، ج2، ص82.
[62]همان، ج15، ص104؛ فروع کافی، ج2، ص82.
[63]وسائلالشیعة، ج15، ص193.
[64]فروع کافی، ج2، ص94.
منابع:
1. www.andisheqom.com
2. www.hawzah.net
3. www2.irib.ir
4. علم تعلیم و تربیت اسلامی، اسدالله طوسي
5 . چهل حديث، حضرت امام خمينى(رحمت الله علیه)
6. بررسی تربیت کودک در روایات اسلامی و سیره عملی اهلبیت(علیهمالسلام)، حجت الاسلام ابوالفضل هادی منش
7. ماهنامه اشارات
8. ماهنامه گلبرگ
9. ماهنامه یاس
10. فصلنامه حضور
ارسال نظر شما

