
آخرین مقالات
سیره علمی امام جواد علیه السلام، الگویی برای آزاداندیشی
حضرت آیت الله خامنهای مدظله العالی درباره سیره علمی امام جواد علیه السلام گفتهاند که: ایشان (امام ادامه ...
این روزها و همزمان با روند بررسی صلاحیتها، سؤالات متعددی پیرامون فرآیند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ادامه ...
عمر بن الخطاب خود اقرار و اعتراف نمود (چنان چه علمای اهل سنّت نوشته اند) که علی علیه السلام دارای سه ادامه ...
عمر در واپسین دم حیات، شورایی مرکّب از شش نفر «علی بن ابی طالب علیه السلام، عثمان بن عفان، طلحه، زبیر، ادامه ...
به اتفاق همه مورخان شیعه و سنّی، ابوبکر در بستر بیماری گاهی بی هوش می شد و گاهی به هوش می آمد. در این ادامه ...
3) مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در غار:دیگر از امتیازاتی که ذهبی در «تاریخ ادامه ...
چرا ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد؟ ذهبی در «تاریخ الاسلام»(1) می نویسد:ابوبکر امتیازاتی داشت که به ادامه ...
نکته ای که قصد تأکید بر آن را دارم، باید در ملاحظه و بررسی اتهامات مطروحه علیه یهودیان در سال های آغازین ادامه ...
تأثیر یهودیان بر حیات اقتصادی، به مراتب فراتر از برپایی نهادهای تجاری ای بود که به دست آنها پا به عرصه ادامه ...
بازدید : 22489 بار
چهارشنبه، 11 شهريور 1388
پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !
پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !
پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !
تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون
منبع : راسخون
همه دوستان حتما با چنين نوشته هايي در شبكه اينترنت روبرو شده اند:
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (108) لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (109)
آيا كسي كه اساس كار خود را بر پايه تقواي خدا و رضايت او گذاشته كارش بهتر است يا كسي كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهي نهاده كه در حال فروريختن است و با آن در آتش جهنم ميافتد؟ و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي كند. (108)
بنايي كه ساختهاند همواره مايه تشويش در دلهايشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلهايشان تكه تكه شود و خدا دانا و حكيم است(109).
- شماره آيات مورد نظر 108 و 109 مي باشد که برابر با آدرس برجهاي دوقلوست. ضمناً در بعضي از نسخه هاي قرآن شماره اين دو آيه 109 و 110 مي باشد که در اين صورت نيز 110 برابر با تعداد طبقات برجهاي دوقلوست.
- سوره توبه 9امين سوره قرآن مي باشد که برابر با ماه حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در جزء 11ام قرآن قرار دارد که برابر با روز حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در حزب 21ام قرآن قرار دارد که برابر با قرن حادثه 11 سپتامبر است.
- تعداد حروف سوره توبه تا اين آيات 2001 حرف مي باشد که برابر با سال حادثه 11 سپتامبر است.
كه حقير را بر آن داشت كه در مورد جرف هار تحقيق كنم و ببينم كه آيا واقعا در شهر نيويورك خياباني به نام "جرف هار" هست يا نه كه با يك سرچ در يك سايت خارجي با اين مطلب روبرو شدم
Is there any streets named JURF HAAR or JORF HARR in the new york city?
I am just studying a comment about one of the Quran claimed to predict the 9/11 attack on NY and i really want to check whether such a street exist in NY or not? I also would be grateful if somebody tells me that why they (New York municipality) named this street Jorf Haar ? It looks like very strange name to me
و بنده هر پاسخي را كه بررسي كردم در جواب گفته اند No, that street does not exist in NYC.، چنين خياباني به اين اسم در نيويورك وجود نداره و يكي هم در پاسخ نوشته Maybe it translates into something
حتی شخصی نوشته که اصلا چنین خیابانی در منطقه وقوع حادثه هم وجود ندارد.
چرا که سالها در نیویورک کار کرده و زندگی نموده است و با آن آشناست.
آيا حقيقت دارد که واقعه 11 سپتامبر در قرآن کريم ذکر شده است؟
در پاسخ به اين سؤال توجه به نکات ذيل حائز اهميت است:
منتها گاهي به صورت کلي اين اسباب بيان شده است مانند دعوت به کسب علم و دانش و... و گاهي به جزئيات پرداخته مانند بيان معارف عظيم الهي، احکام اسلامي و مسائل اخلاقي، پند و اندرز از سرگذشت اقوام و ملت هاي پيشين وبيان مسأله مرگ و جهان آخرت و... در هر صورت قرآن کتاب هدايت است و بس.
البته بايد توجه داشته باشيد که آنچه اکنون مورد بحث ماست مرتبه ظاهر قرآن است که براي بشر عادي فهم پذير است نه مرتبه باطن آن که در دسترسي راسخون في العلم است. بنابراين مانعي ندارد که همه حقايق هستي در مرتبه باطن قرآن وجود داشته باشد و پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) از آن اطلاع داشته باشند، ولي در مرتبه ظاهر و فهم بشر عادي قابل فهم و درک نباشد.
به عنوان نمونه ؛ قرآن کريم در آيات متعددي از قطعيت سقوط فرهنگ ها، تمدن ها و نظام هاي بشري بحث مي کند و اين تغيير و تحول در ميان زندگي امت ها را يکي از سنت هاي مهم و غير قابل تخلف دستگاه حکيمانه خلقت تلقي مي کند: «قد خلت من قبلکم سنن فسيروا في الارض فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين . هذا بيان للناس و هدي و موعظه للمتقين . ولاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنين...؛ پيش از شما سنت هايي وجود داشت پس در روي زمين گردش کنيد و بنگريد سرانجام تکذيب کنندگان آيات خدا چگونه بوده است اين بياني است براي عموم مردم و هدايت و اندرزي است براي تقوا پيشگان و شما اي ايمان آوردگان سست نشويد و اندوهگين مگرديد که شما برتريد اگر به راستي ايمان داشته باشيد...» (آل عمران، آيه 137 تا 139)
بررسي آيه فوق اين واقعيت را نمايان مي سازد که علت انحطاط تمدن ها دوري و فاصله گرفتن آنها از خداوند و تعاليم پيامبران الهي بوده است، اين آيه ضمن عبرت آموزي به مسلمانان، به آنها اميد مي دهد که در صورت حفظ ايمان به خداوند و حرکت در مسير هدايت الهي نه تنها دچار انحطاط نمي شوند، بلکه برتري و پيروزي از آن آنهاست.
براساس يکي ديگر از سنت هاي الهي، بين دگرگوني هاي اجتماعي با تحولات و تغييرات دروني جامعه و مردم همبستگي عميق وجود دارد، طبق اين ضابطه الهي تنها دگرگوني و تحول فکري و عقيدتي و رفتاري و اخلاقي مطلوب و يا نامطلوب، يک قوم و يک جامعه و ملت است که مي تواند زمينه پرداز و علت دگرگوني ها و تغييرات تکامل يا ارتجاعي در ابعاد و جوانب مختلف حيات آن قوم و نسل جامعه باشد: «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم ؛ خداوند سرنوشت هيچ قوم و جامعه اي را دگرگون نخواهد ساخت مگر زماني که خود آن جامعه حالشان را از درون دگرگون سازند» (رعد، آيه 11)
به طور خلاصه از ديدگاه اسلامي و با بررسي سرنوشت تمدن هايي که دچار فروپاشي و انحطاط شده اند، مي توان به اين جمع بندي دست يافت که مهمترين عامل سقوط تمدن ها عبارتند از:
1- بشري بودن آنان و عدم ارتباط با تعاليم الهي.
2- انحراف و انقطاع از تعاليم اصيل الهي .
و اگر تمدني از دو خصوصيت فوق مبرا باشد يعني اولا بر پايه تعاليم اصيل الهي شکل گرفته باشد و ثانيا به صورت مستمر در اين راه باقي بماند، به هيچ وجه زوال و نابودي در آن راه ندارد. زيرا هر امري که صبغه الهي داشته باشد، جاوداني است: «ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض ولکن کذبوا فأخذناهم بما کانوا يکسبون؛ اگر مردم آبادي ها ايمان مي آوردند و راه توحيد و تقوا را پيش مي گرفتند، بي ترديد براي آنها برکت هايي از آسمان و زمين مي گشوديم اما آنان راه تکذيب و انکار لجوجانه حق را در پيش گرفتند پس به خاطر کارهايي که انجام دادند آنان را مؤاخذه کرديم» (اعراف، آيه 96)
و همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: «و ألو استقاموا علي الطريقه لأسقيناهم ماءا غدقا؛ و اگر اينان راه مستقيم توحيد و تقوا را ادامه دهند ما اينان را از روزي و نعمت هاي فراوان سيراب مي سازيم» (جن، آيه 16)
چهارم - بالاخره در خصوص حادثه يازده سپتامبر و ذکر آن در قرآن مي توان چنين گفت: اين که آيه خاصي درباره اين موضوع در قرآن وجود داشته باشد مانند پيش بيني پيروزي لشکر روم (به عنوان اهل کتاب) بر لشکر ايران (به عنوان مشرکان) که در آيات ابتداي سوره روم آمده و درست در چند سال بعد از ظهور اسلام به حقيقت پيوست، چنين آيه اي در اين زمينه وجود ندارد و آيه 109 سوره توبه را که برخي افراد ناشناخته شايع کرده اند نه تنها درباره موضوعي کلي است و بسياري از حوادث فردي و اجتماعي بشر از ابتداي خلقت تا پايان آن را شامل مي شود، بلکه در جزئيات مانند تعداد طبقات برج هاي دوقلوي مرکز تجارت جهان آمريکا و نام خيابان و... هيچ گونه مطابقتي ندارد. اما اگر منظور مطابقت برخي آيات قرآن - که بيانگر سنت هاي ثابت الهي در مورد ظهور و سقوط تمدن هاي بشري است [ر.ک: ظهور و سقوط تمدن ها از ديدگاه قرآن، علي کرمي، نشر مرتضي قم]
با اين حادثه و ساير واقعياتي که در جامعه آمريکا مشاهده مي نماييم [ر.ک: عصر امام خميني، احمد رضا حاجتي، بوستان کتاب قم - آمريکا پيشتاز انحطاط، روژه گارودي] و همه حاکي از زوال اين تمدن منحوس است، بله مي توان بر اساس آيات متعدد افول و انحطاط حتمي آمريکا را پيش بيني نمود که حادثه 11 سپتامبر تنها مصداق کوچکي از آن است.
منابع :
www.askquran.ir
www.loghman.info
www.tebyan.net
/خ
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (108) لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (109)
آيا كسي كه اساس كار خود را بر پايه تقواي خدا و رضايت او گذاشته كارش بهتر است يا كسي كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهي نهاده كه در حال فروريختن است و با آن در آتش جهنم ميافتد؟ و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي كند. (108)
بنايي كه ساختهاند همواره مايه تشويش در دلهايشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلهايشان تكه تكه شود و خدا دانا و حكيم است(109).
آدرس برجهاي دوقلو:
حالا به اين نکات توجه کنيد :
- شماره آيات مورد نظر 108 و 109 مي باشد که برابر با آدرس برجهاي دوقلوست. ضمناً در بعضي از نسخه هاي قرآن شماره اين دو آيه 109 و 110 مي باشد که در اين صورت نيز 110 برابر با تعداد طبقات برجهاي دوقلوست.
- سوره توبه 9امين سوره قرآن مي باشد که برابر با ماه حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در جزء 11ام قرآن قرار دارد که برابر با روز حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در حزب 21ام قرآن قرار دارد که برابر با قرن حادثه 11 سپتامبر است.
- تعداد حروف سوره توبه تا اين آيات 2001 حرف مي باشد که برابر با سال حادثه 11 سپتامبر است.
كه حقير را بر آن داشت كه در مورد جرف هار تحقيق كنم و ببينم كه آيا واقعا در شهر نيويورك خياباني به نام "جرف هار" هست يا نه كه با يك سرچ در يك سايت خارجي با اين مطلب روبرو شدم
Is there any streets named JURF HAAR or JORF HARR in the new york city?
I am just studying a comment about one of the Quran claimed to predict the 9/11 attack on NY and i really want to check whether such a street exist in NY or not? I also would be grateful if somebody tells me that why they (New York municipality) named this street Jorf Haar ? It looks like very strange name to me
ترجمه مطلب از حقير:
و بنده هر پاسخي را كه بررسي كردم در جواب گفته اند No, that street does not exist in NYC.، چنين خياباني به اين اسم در نيويورك وجود نداره و يكي هم در پاسخ نوشته Maybe it translates into something
حتی شخصی نوشته که اصلا چنین خیابانی در منطقه وقوع حادثه هم وجود ندارد.
چرا که سالها در نیویورک کار کرده و زندگی نموده است و با آن آشناست.
آيا حقيقت دارد که واقعه 11 سپتامبر در قرآن کريم ذکر شده است؟
در پاسخ به اين سؤال توجه به نکات ذيل حائز اهميت است:
يکم :
منتها گاهي به صورت کلي اين اسباب بيان شده است مانند دعوت به کسب علم و دانش و... و گاهي به جزئيات پرداخته مانند بيان معارف عظيم الهي، احکام اسلامي و مسائل اخلاقي، پند و اندرز از سرگذشت اقوام و ملت هاي پيشين وبيان مسأله مرگ و جهان آخرت و... در هر صورت قرآن کتاب هدايت است و بس.
البته بايد توجه داشته باشيد که آنچه اکنون مورد بحث ماست مرتبه ظاهر قرآن است که براي بشر عادي فهم پذير است نه مرتبه باطن آن که در دسترسي راسخون في العلم است. بنابراين مانعي ندارد که همه حقايق هستي در مرتبه باطن قرآن وجود داشته باشد و پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) از آن اطلاع داشته باشند، ولي در مرتبه ظاهر و فهم بشر عادي قابل فهم و درک نباشد.
دوم :
سوم :
به عنوان نمونه ؛ قرآن کريم در آيات متعددي از قطعيت سقوط فرهنگ ها، تمدن ها و نظام هاي بشري بحث مي کند و اين تغيير و تحول در ميان زندگي امت ها را يکي از سنت هاي مهم و غير قابل تخلف دستگاه حکيمانه خلقت تلقي مي کند: «قد خلت من قبلکم سنن فسيروا في الارض فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين . هذا بيان للناس و هدي و موعظه للمتقين . ولاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنين...؛ پيش از شما سنت هايي وجود داشت پس در روي زمين گردش کنيد و بنگريد سرانجام تکذيب کنندگان آيات خدا چگونه بوده است اين بياني است براي عموم مردم و هدايت و اندرزي است براي تقوا پيشگان و شما اي ايمان آوردگان سست نشويد و اندوهگين مگرديد که شما برتريد اگر به راستي ايمان داشته باشيد...» (آل عمران، آيه 137 تا 139)
بررسي آيه فوق اين واقعيت را نمايان مي سازد که علت انحطاط تمدن ها دوري و فاصله گرفتن آنها از خداوند و تعاليم پيامبران الهي بوده است، اين آيه ضمن عبرت آموزي به مسلمانان، به آنها اميد مي دهد که در صورت حفظ ايمان به خداوند و حرکت در مسير هدايت الهي نه تنها دچار انحطاط نمي شوند، بلکه برتري و پيروزي از آن آنهاست.
براساس يکي ديگر از سنت هاي الهي، بين دگرگوني هاي اجتماعي با تحولات و تغييرات دروني جامعه و مردم همبستگي عميق وجود دارد، طبق اين ضابطه الهي تنها دگرگوني و تحول فکري و عقيدتي و رفتاري و اخلاقي مطلوب و يا نامطلوب، يک قوم و يک جامعه و ملت است که مي تواند زمينه پرداز و علت دگرگوني ها و تغييرات تکامل يا ارتجاعي در ابعاد و جوانب مختلف حيات آن قوم و نسل جامعه باشد: «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم ؛ خداوند سرنوشت هيچ قوم و جامعه اي را دگرگون نخواهد ساخت مگر زماني که خود آن جامعه حالشان را از درون دگرگون سازند» (رعد، آيه 11)
به طور خلاصه از ديدگاه اسلامي و با بررسي سرنوشت تمدن هايي که دچار فروپاشي و انحطاط شده اند، مي توان به اين جمع بندي دست يافت که مهمترين عامل سقوط تمدن ها عبارتند از:
1- بشري بودن آنان و عدم ارتباط با تعاليم الهي.
2- انحراف و انقطاع از تعاليم اصيل الهي .
و اگر تمدني از دو خصوصيت فوق مبرا باشد يعني اولا بر پايه تعاليم اصيل الهي شکل گرفته باشد و ثانيا به صورت مستمر در اين راه باقي بماند، به هيچ وجه زوال و نابودي در آن راه ندارد. زيرا هر امري که صبغه الهي داشته باشد، جاوداني است: «ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض ولکن کذبوا فأخذناهم بما کانوا يکسبون؛ اگر مردم آبادي ها ايمان مي آوردند و راه توحيد و تقوا را پيش مي گرفتند، بي ترديد براي آنها برکت هايي از آسمان و زمين مي گشوديم اما آنان راه تکذيب و انکار لجوجانه حق را در پيش گرفتند پس به خاطر کارهايي که انجام دادند آنان را مؤاخذه کرديم» (اعراف، آيه 96)
و همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: «و ألو استقاموا علي الطريقه لأسقيناهم ماءا غدقا؛ و اگر اينان راه مستقيم توحيد و تقوا را ادامه دهند ما اينان را از روزي و نعمت هاي فراوان سيراب مي سازيم» (جن، آيه 16)
چهارم - بالاخره در خصوص حادثه يازده سپتامبر و ذکر آن در قرآن مي توان چنين گفت: اين که آيه خاصي درباره اين موضوع در قرآن وجود داشته باشد مانند پيش بيني پيروزي لشکر روم (به عنوان اهل کتاب) بر لشکر ايران (به عنوان مشرکان) که در آيات ابتداي سوره روم آمده و درست در چند سال بعد از ظهور اسلام به حقيقت پيوست، چنين آيه اي در اين زمينه وجود ندارد و آيه 109 سوره توبه را که برخي افراد ناشناخته شايع کرده اند نه تنها درباره موضوعي کلي است و بسياري از حوادث فردي و اجتماعي بشر از ابتداي خلقت تا پايان آن را شامل مي شود، بلکه در جزئيات مانند تعداد طبقات برج هاي دوقلوي مرکز تجارت جهان آمريکا و نام خيابان و... هيچ گونه مطابقتي ندارد. اما اگر منظور مطابقت برخي آيات قرآن - که بيانگر سنت هاي ثابت الهي در مورد ظهور و سقوط تمدن هاي بشري است [ر.ک: ظهور و سقوط تمدن ها از ديدگاه قرآن، علي کرمي، نشر مرتضي قم]
با اين حادثه و ساير واقعياتي که در جامعه آمريکا مشاهده مي نماييم [ر.ک: عصر امام خميني، احمد رضا حاجتي، بوستان کتاب قم - آمريکا پيشتاز انحطاط، روژه گارودي] و همه حاکي از زوال اين تمدن منحوس است، بله مي توان بر اساس آيات متعدد افول و انحطاط حتمي آمريکا را پيش بيني نمود که حادثه 11 سپتامبر تنها مصداق کوچکي از آن است.
منابع :
www.askquran.ir
www.loghman.info
www.tebyan.net
/خ
نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

