
آخرین مقالات
نگهبان قانون - ویژه نامه شناخت شورای نگهبان
نگهبان قانون - ویژه نامه شناخت شورای نگهبان ادامه ...
یکی از موارد جذابی که باعث توفیق فرد در اهداف سیاسی- اجتماعی می گردد، آن است که از نام و عنوان قهرمانان ادامه ...
محمد احمد، فرزند عبدالله در سال 1848م. در جزیره نبت سودان متولد شد. در کودکی نزد عالمان خارطوم دانش اندوخت، ادامه ...
اهل سنت پاسخ بدهند. علمای عامّه می گویند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدون وصیت از دنیا ادامه ...
اهل سنت می گویند که ملاک در تعیین خلیفه اجماع مردم است(1) و چون مردم در انتخاب ابوبکر اجماع کردند لذا ادامه ...
در زمانی که ایران عرصه استثمار غارت گران بود و تمام منابع و سرمایه های این ملت به یغما می رفت، سرزمین ادامه ...
از دیرباز اندیشوران با مسائلی نظیر حیات جاودانی انسان و معاد جسمانی، معراج نبی مکرم اسلام و غیبت امام ادامه ...
شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی متولد 1377، نوه دختری عباس افندی و رهبر سوم فرقه ی بهائیت است. جایگاه وی ادامه ...
از آنجا که دین یهود بر مبنای قراردادی بین پروردگار و قوم او استوار است که یک قرارداد دو جانبه به حساب ادامه ...
بازدید : 1874 بار
دوشنبه، 13 مهر 1388
پدر و مادر، خدمت و احترام
پدر و مادر، خدمت و احترام
پدر و مادر، خدمت و احترام
ابي ولاد حناط مي گويد: از امام صادق عليه السلام درباره ي اين سخن خداوند که مي فرمايد: «و بالوالدين احسانا» به پدر و مادر احسان کنيد، پرسيدم: اين نيکي چيست؟
حضرت فرمود: احسان اين است که با آنها خوب برخورد کني و به آنان کمک کني قبل از آنکه درخواست کنند هرچند خودشان هم مي توانند حوائج خود را تهيه کنند. (1)
حضرت يعقوب عليه السلام پس از سالهاي طولاني که در فراق يوسف گريست، بالاخره دانست که يوسف در مصر است و به مقام رياست رسيده است، تصميم گرفت تا به نزد يوسف براي ديدار او برود، کاروان حضرت يعقوب به مصر نزديک مي شد، يوسف فهميد که پدر وارد مي شود، به استقبال او آمد.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: يعقوب با ديدن يوسف پياده شد (2) اما يوسف پياده نشد، همينکه بر پدر سلام کرد، جبرئيل به نزد يوسف آمد و گفت: اي يوسف خداوند متعال به تو مي گويد، چه شد که در مقابل بنده ي شايسته ي من پياده نشدي؟ اين مقام و رياست؟! بازکن کف دست خود را، يوسف کف دست خود را گشود، ناگاه نوري از ميان انگشتانش خارج شد، پرسيد: اين چه بود؟ جبرئيل گفت: (نور پيامبري بود) هرگز از نسل تو پيامبري نخواهد آمد، اين مجازات تو بود بخاطر برخورد تو با پدرت يعقوب که در مقابل او پياده نشدي. (3)
حضرت فرمود: احسان اين است که با آنها خوب برخورد کني و به آنان کمک کني قبل از آنکه درخواست کنند هرچند خودشان هم مي توانند حوائج خود را تهيه کنند. (1)
حضرت يعقوب عليه السلام پس از سالهاي طولاني که در فراق يوسف گريست، بالاخره دانست که يوسف در مصر است و به مقام رياست رسيده است، تصميم گرفت تا به نزد يوسف براي ديدار او برود، کاروان حضرت يعقوب به مصر نزديک مي شد، يوسف فهميد که پدر وارد مي شود، به استقبال او آمد.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: يعقوب با ديدن يوسف پياده شد (2) اما يوسف پياده نشد، همينکه بر پدر سلام کرد، جبرئيل به نزد يوسف آمد و گفت: اي يوسف خداوند متعال به تو مي گويد، چه شد که در مقابل بنده ي شايسته ي من پياده نشدي؟ اين مقام و رياست؟! بازکن کف دست خود را، يوسف کف دست خود را گشود، ناگاه نوري از ميان انگشتانش خارج شد، پرسيد: اين چه بود؟ جبرئيل گفت: (نور پيامبري بود) هرگز از نسل تو پيامبري نخواهد آمد، اين مجازات تو بود بخاطر برخورد تو با پدرت يعقوب که در مقابل او پياده نشدي. (3)
پي نوشت :
1. وسائل الشيعه، ج 15، ص 1204 - اخلاق در خانواده و تربيت فرزند صفحه 91، (سيد محمد نجفي يزدي)
2. علل الشرايع باب 47 ح يک از اخلاق در خانواده (همان کتاب صفحه 94)
3. همان منبع حديث دوم از همان کتاب
نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

