عضویت العربیة
پنجشنبه، 4 دی 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/نگاهي به تاريخ/تاريخ ايران /سایر مقالات /اوضاع فرهنگی اصفهان تا قرن پنجم هجری (1)

تبلیغات
آخرین مقالات
دانشگاه و نوانديشي علمي

دانشگاه-و-نوانديشي-علمييكي از وظايف مهم دانشگاهها عبارت است از نو انديشي علمي. مساله ي تحجر، فقط بلاي محيطهاي ديني و افكار ديني ادامه ...

نو انديشي، جوهره تفكر ديني

نو-انديشي-جوهره-تفكر-دينينوآوري به معني ابتكار، ابداع و در مواردي نيز به معني بدعت گذاري است. نوآوري ريشه در ادراك دارد و در اثر ادامه ...

نو‌انديشي ديني و روش شناسي آن (2)

نو‌انديشي-ديني-و-روش-شناسي-آن-(2)نوانديشي و پيشرفت در علم پديده اي اتفاقي و تصادفي نيست؛ افرادي همچون ابن سينا، نيوتون و... به طور تصادفي ادامه ...

نو‌انديشي ديني و روش شناسي آن (1)

نو‌انديشي-ديني-و-روش-شناسي-آن-(1)نوانديشي به معناي بازانديشي در افكار و ديدگاه‌هاي ديگران، به منظور دست‌يابي به آرا و نظريه‌هاي جديد در ادامه ...

نسل اول روشنفکران ايراني و مدرنيته سياسي (6)

نسل-اول-روشنفکران-ايراني-و-مدرنيته-سياسي-(6)وي در تفليس با زبان و ادبيات روسي آشنا مي شود و بسياري از اثار اروپايي که به زبان روسي ترجمه شده بود ادامه ...

نسل اول روشنفکران ايراني و مدرنيته سياسي (5)

نسل-اول-روشنفکران-ايراني-و-مدرنيته-سياسي-(5)وي فردي برخوردار از اموزش مدرن و از روشنفکراني است که به مسئوليت سياسي حتي صدر اعظمي دست يافت . آدميت ادامه ...

نسل اول روشنفکران ايراني و مدرنيته سياسي (4)

نسل-اول-روشنفکران-ايراني-و-مدرنيته-سياسي-(4)فتحعلي آخوند زاده از اولين روشنفکراني است که در مواجهه با دنياي جديد سعي دارد به چگونگي تمدن غرب و چرائي ادامه ...

نسل اول روشنفکران ايراني و مدرنيته سياسي (2)

نسل-اول-روشنفکران-ايراني-و-مدرنيته-سياسي-(2)روشنفکري از مفاهيم مناقشه برانگيزي است که دست يابي به تعريف جامعي از آن بسيار دشوار مي باشد . خصوصاً ادامه ...

نسل اول روشنفکران ايراني و مدرنيته سياسي (3)

نسل-اول-روشنفکران-ايراني-و-مدرنيته-سياسي-(3)با ملاحظه انديشه هاي متفکرين و از جمله مارکسيست ها عوامل اقتصادي را نمي توان به عنوان معياراصلي تقسيم ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 1545 بار

يکشنبه، 24 بهمن 1389

اوضاع فرهنگی اصفهان تا قرن پنجم هجری (1)

اوضاع فرهنگی اصفهان تا قرن پنجم هجری (1)
اوضاع فرهنگی اصفهان تا قرن پنجم هجری (1)


 

نویسنده:دکتراصغرمنتظرالقائم




 
چکیده
پایه واساس هویت و تمدن هرجامعه، فرهنگ است و روح و ثبات و استحکام تمدن آن به فرهنگ بستگی دارد.درواقع، فرهنگ اساس دگرگونی های اجتماعی ست.درمقاله حاضر به اوضاع فرهنگی اصفهان پیش ازاسلام تا ورود اسلام به اصفهان و جریان پذیرش تدریجی اسلام از سوی مردم جی و روستاهای اطراف آن اشاره خواهد شد، نقش مسجد جامع اصفهان به عنوان پایگاه فرهنگ اسلامی و به دنبال آن جنبش فرهنگی و علمی اصفهان در قرن چهارم مورد بررسی قرار خواهد گرفت و نقش دانشمندان و مفاخرعلمی و ادبی این شهر در فرهنگ و تمدن اسلامی روشن خواهد شد. بحث اهل کتاب و پیروان دیگر ادیان از موضوعات دیگری ست که در این مقاله بررسی خواهد شد.
کلید واژه ها:اصفهان،فرهنگ،مسجد جامع، جنبش فرهنگی،اهل کتاب
مقدمه
در مقاله ی حاضر پیشینه ی فرهنگی اصفهان تا قرن پنجم هجری مورد بررسی قرارخواهد گرفت. روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی- تحلیلی ست و درصدد روشن کردن جایگاه و نقش اصفهان در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران است. بی تردید اهمیت بنیادین فرهنگ بر کسی پوشیده نیست و توسعه ی همه جانبه ی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیاز به شناسایی و تقویت هویت فرهنگی هر جامعه دارد.

پیشینه ی فرهنگی اصفهان
 

اصفهان درطی تاریخ پرفراز و فرود خود، از اهمیت بنیادین در فرهنگ ایران و اسلام برخورداربوده است،آن گونه که در دوره ی پیش از اسلام دارای کتابخانه ی عظیمی در قلعه ی سارویه بود که کتاب های آن به وسیله ی ابن عمید وزیرآل بویه به بغداد منتقل شد.(2)به نوشته ی حمزه ی اصفهانی،بنای سارویه «یکی از آثار پابرجای بلاد مشرق است، چنان که اهرام مصرازآثارپابرجای سرزمین مغرب است و خدا داناتراست.»(3)
دراصفهان پیش از اسلام آیین رسمی دین زرتشتی بود و مردم اصفهان پس از ورود اسلام به این شهرکم و بیش به آن وفادار بودند،به گونه ای که آتش آتشگاه ماربین تا اوایل قرن چهارم هجری روشن بود.(4)شایان توجه است که دراصفهان جمعیت پرشماری دریهودیه که دو برابر جی وسعت داشت،زندگی می کردند.این گروه از یهودیان پس از آن که کوروش هخامنشی آنان را از قید اسارت آزاد کرد،به اصفهان مهاجرت کردند.(5)
همچنین در دوران ساسانیان،پس از مرگ شاپوردوم،یزدگرد اول به سال 409 م. فرمان آزادی مسیحیت را صادر کرد و در پی آن،مسیحیان در شهرهای مرو، ری ، فارس،سیستان و اصفهان مراکزی برپا کردند.(6)بدین سان جریان فکری و فرهنگی اصفهان پیش ازاسلام،گرایش عمیق زرتشتی و سپس یهودی داشت و عناصری از مسیحیت درآن یافت می شد.

اسلام دراصفهان
 

اصفهان به سال 23 هجری به وسیله ی عبدالله بن بُدَیل بن وَ رقاء خُزاعی،از شیعیان امام علی (ع) به صلح فتح شد،به شرطی که مردمش خراج و جزیه بپردازند. عبدالله یهودیه را نیزبه صلح فتح کرد و بر اصفهان و توابع آن چیره شد و تا یک سال پس ازخلافت عثمان،عامل آن شهر بود.(7) شایان ذکراست در روایت دیگری اصفهان به سال 21 هجری به وسیله ی عبدالله بن ورقاء ریاحی به جنگ فتح شده است.(8) این خبربه دلایل زیر مورد تردید است:
1-راوی آن سیف بن عمراست که شخصیتی موثق نیست.
2-در مورد دروغ گویی سیف درباره ی عبدالله بن عتبان انصاری همین بس که سند روایت او ناقص است و هیچ منبع تاریخ اسلام،پیش از طبری از وی نام نبرده است و کتب شرح حال سرگذشت او را از سیف بن عمر گرفته اند.
3-روایت سیف مشحون از آشفتگی و ناهماهنگی درترتیب وقوع حوادث، سال و مکان وقوع می باشد.
4-حضور خزاعی ها در شهر اصفهان از قراینی ست که بر فتح این شهر به وسیله ی عبدالله بن بدیل دلالت دارد و خزاعی ها همراه وی دراصفهان ساکن شدند.
5-عبدالله بن بدیل جزو صحابه ی بزرگ رسول خدا (ص) بود که در فتح مکه، حنین، طائف و تبوک حضور داشت و از هوشمندان عرب بود.(9)
بدین روی اسلام بدون جنگ وارد اصفهان شد و براثرمساعی صحابه ی رسول خدا (ص)مثل عبدالله بن بدیل خزاعی و یا تابعین همچون سعیدبن جبیربه شکل آرام و تدریجی گسترش یافت.فاتحان اصفهانی ها را واداربه قبول اسلام نکردند و به شرط پرداخت جزیه با آن ها پیمان صلح بستند. روشن بودن آتشگاه ماربین تا قرن چهارم دلیل روشن بر رفتار مسالمت جویانه ی فاتحان نخستین بود و مسلمانان دین و زبان شان را برمردم تحمیل نکردند و به همین روی اصفهانی ها هیچ گاه علیه مسلمانان شورش نکردند و با پذیرش اسلام نیاز عمیق معنوی خود را درآن یافتند و اسلام زمینه ی شکوفایی آنان را فراهم کرد، همان گونه که سلمان فارسی مقامی در خور و شایسته در اسلام پیدا کرد.آمدن اسلام به اصفهان همچون باران رحمتی بود که روی زمینی مستعد بارید و سبب شد استعدادهای مردم شکوفا و حصارهای طبقاتی مبتنی بر خون و نژاد برچیده شود و عدالت و مساوات اسلامی جایگزین ظلم و ستم نمایندگان دولت ساسانی گردد،و عظمت فرهنگی باستانی اصفهان با اسلام و قرآن مطابقت یافت و اصفهانی ها در شکوفایی اسلام نقش به سزایی ایفا کردند و دانشمندان بزرگی همچون ابونعیم اصفهانی با آثاری گران قدر به فرهنگ اسلامی تحویل دادند.
بی تردید نقش دهقانان که نمایندگان دولت ساسانی و حافظ فرهنگ و سنن ایرانی در روستاها بودند،در پذیرش اسلام به وسیله مردم اصفهان بی تأثیرنبود وبه پیروی از آنان بسیاری ازروستاییان اسلام آوردند. دین تازه حصارهای طبقاتی را فروشکست و دگرگونی های بسیاری در نظام طبقاتی، توزیع قدرت و مالکیت به وجود آورد. جابه جایی طبقات امکان پذیر شد و نژاد گرایی اهمیت خود را از دست داد. تعلیم و تربیت همگانی گردید و فرزندان طبقات فرودست از مقامات علمی برخوردار، و دارای مقام و مرتبه ای فرهنگی شدند، آن گونه که ابونعیم اصفهانی در کتاب ذکر اخبار اصفهان بسیاری از دانشمندان قرون نخستین اصفهان را از فرزندان بناها ، نجارها و خیاط ها دانسته است.

مسجد جامع اصفهان پایگاه فرهنگ اسلام
 

با ورود اعراب به اصفهان،آرام آرام مردمی از قبایل عرب شمالی و جنوبی در این شهر و اطراف آن ساکن شدند. اینان به همراه تازه مسلمانان برای انجام عبادات یومیه و تعلیم قرآن،حدیث و فقه اسلامی مساجدی برپا داشتند. نخستین مسجد که در اصفهان ساخته شد، مسجد خشینان بود که ابوخناس مولی عمر بن خطاب در روزگار خلافت امام علی (ع) آن را ساخت.(10) پس ازآن مسجد جلجله بن بدیل تمیمی به نام مصلای سعید بن جبیر ساخته شد. در این مسجد درصحن امام زاده درب امام در محله ی سنبلان باز می شد.(11)بزرگ ترین مسجد اصفهان درسال 156 هجری به وسیله ایوب بن زیاد حاکم اصفهان ساخته شد. این مسجد در برابر کاخ در یهودیه بنیان گرفت و طی ادوار گوناگون بر وسعت آن افزوده شد. در سال 226 هجری عبدالله بن حسن بن حفص ذکوانی با کمک مردم خانه ها و زمین اطراف مسجد را خرید و آن را گسترش داد.(12)این مسجد در روزگار سلجوقیان وسعت یافت و خواجه نظام الملک گنبدی بزرگ در جنوب آن ساخت. پس از وی ابوالغنائم تاج الملک، رقیب وی گنبدی درشمال مسجد بنیان نهاد و در سال 515 هجری مسجد جامع به وسیله فداییان اسماعیلی آتش زده شد.(13)
براساس کتیبه ی سردرشمال مسجد،در همین سال مسجد جامع به شکل چهار ایوانه بازسازی شد،و شبستان های جنوبی و شمالی برآن افزوده شد.ازآن پس در تمام ادوار تاکنون دولت ها و حکام بر وسعت آن افزوده اند و به مرمت و تزیین آثار آن پرداخته اند.
دراین مسجد طی ادوار گوناگون حلقه های درسی بسیاری دایر می شد و هر ستونی از آن شیخی بود وفقها و متکلمین ،عرفا و ادبا در آن به تعلیم مشغول بودند.ازجمله حلقه های درسی این مسجد،حلقه ی درس فقه نصربن محمد مشهوربه ابن نصرویه بود که به مدت 20 سال برمذهب شافعی فتوا می داد. حلقه های درسی این مسجد چنان با شکوه بود که به هرستونی شیخی تکیه زده، طلاب گرد او حلقه زده و به وظیفه ی تدریس یا ریاضت مشغول بودند. آراستگی این مسجد به واسطه ی مناظره ی فقها و مباحثه ی دانشمندان و مجادله متکلمین و پندهای واعظان بود.(14)این مسجد کتابخانه ای بزرگ با حجره های گوناگون و مخازن داشت و محل آن روبه روی مسجد واقع شده بود. این کتابخانه به وسیله ی استاد الرییس ابوالعباس احمد الضبی بنیان گذاشته شد. وی کتاب های علوم گوناگون را که به مرور ایام فضلا وادبای سابق انتخاب کرده بودند،درآن جمع کرد. فهرست این کتابخانه درسه مجلد بزرگ شامل کتاب های تفسیر،حدیث، صرف و نحو، لغت، ادبیات، شعر ،تاریخ، رجال، منطق، الهیات، طبیعیات و ریاضیات و غیره بود.(15)این مسجد دارای مقاماتی همچون متصدیان،امام جماعت، مؤذن و خطیب بود.(16)
بدین سان مسجد جامع اصفهان نخستین دانشگاه دراین شهربود که کتابخانه ی این مسجد منابع آموزشی و تحقیقاتی علوم گوناگون را دراختیارطلاب و استادان می گذاشت و راه را برای تحقیقات عالی در این شهرهموار می کرد.این مسجد پایگاه بلند مرتبه ی فرهنگ اصفهان گردید و نقش مهمی درتغییرات فرهنگی ادوارتاریخی این شهر ایفا کرد.
مسجد دیگری که در تغییرات فرهنگی اصفهان تأثیربه سزایی داشت، مسجد جورجیربود.این مسجد به وسیله صاحب بن عباد،وزیردانشمند و ادیب آل بویه بنیان گرفت.این مسجد درمحله ی گلباردرنهایت استحکام ازخشت و گل و با ظرافت و استادی تمام با مناری بلند به ارتفاع یکصد زراع (حدود 50 متر)با شبستان ها،خانقاه ها، کتابخانه ها،مدرس ها و مجالس ادبا و شعرا و مکان هایی برای صوفیان و قراء ساخته شد.(17)سردرعالی آجرکاری این مسجد با تزئینات اسماء الهی حضور خداوند را تجلی می بخشد.
کارتعلیم و تربیت کودکان در مکتب انجام می گرفت.مدرس مکتب خانه را معلم و مؤدب یا ادیب می گفتند.درشهر اصفهان ده ها مؤدب وجود داشت که از جمله ی آنان حجاج بن یوسف قتبیه ی همدانی متوفای 260 هجری بود که درمکتب وی بیش از یکصد کودک مشغول تعلم بودند.(18)
اصفهان محل صدورمؤدب به شهرهای دیگربود.(19)
بدین سان اصفهان تا ورود سلاجقه به این شهردرسال 443 هجری،دارالعلم شرق اسلام شده بود و مساجد این شهر،به ویژه مسجد جامع،کانون جنب و جوش علما و فقها و دانشمندان و محل آمد و شد بزرگان فرقه های اسلامی شده بودند.حرکت فرهنگی اصفهان درقرون نخستین دوره ی اسلامی از پایگاه بلند مرتبه ای برخوردار شد و دانشمندان بسیاری در رشته های حدیث، تاریخ، ادبیات، شعر، لغت و فقه از این شهر برخاستند؛آن گونه که ثعالبی در این باره می نویسد:«اصفهان همواره در پرورش و عرضه ی ادبای فاضل،کاتبان و شعرای برجسته در میان دیگر شهرها جایگاه ویژه ای داشته است.»(20)انتقال علوم اسلامی به شهراصفهان شاید به سبب اسلام آوردن نخستین فرد ایرانی به اسلام از این شهر،یعنی سلمان، صحابه ی گران قدر رسول خدا (ص) بوده باشد؛ ولی این حرکت فکری و فرهنگی گسترده و سربازی و فداکاری علمی برای اسلام،نتیجه ی طبیعی یک تحول مستمر در درون جامعه ی اصفهان و سابقه ی عظیم تمدنی و اندوخته های فرهنگی گذشته و کنجکاوی و بصیرت مردم این شهر بود.

جنبش فرهنگی و علمی اصفهان تا قرن چهارم
 

اصفهان نه تنها درعلوم نقلی و ادبی در میان شهرهای جهان اسلام مقام برجسته ای داشت، درعلوم عقلی نیزبه واسطه ی حضورابوعلی سینا و ابن مسکویه و دیگران مقامی درخورداشت.درعلوم قرآنی افرادی همچون نافع بن عبدالرحمن اصفهانی یکی از هفت نفر قراء معتبر(21)،علی بن محمد بن مرزبان اسواری متوفی به سال 333 هجری(22)،سعید بن جبیرکه در سال 81 وارد اصفهان شد،(23) ابومسلم محمد بن مسلم بحراصفهانی،صاحب کتاب جامع التأویل لمحکم التنزیل علی مذهب المتعزله(24) مقام برجسته ای داشتند. در علوم حدیث افرادی همچون ابومسعوداحمد بن فرات بن خالدضبی رازی صاحب کتاب مسند متوفی 258 هجری دراین شهر حضورداشتند.وی 45 سال ساکن اصفهان بود.همچنین حافظ ابوالشیخ عبدالله بن محمد بن جعفربن حیان انصاری متوفی 369 هجری صاحب کتاب طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها،(25)سلیمان بن احمدبن ایوب بن مطیرلخمی متوفی 360 هجری،صاحب معاجم سه گانه( وی 60 سال دراصفهان حدیث می گفت ) را نیز می توان نام برد.(26) درادبیات و شعر ابوالحسن محمد بن طباطبا متوفی 322 هجری ازادبا و شعرای بزرگ عربی گوی بود.برخی ازکتاب های وی عیارالشعر، العروض،طبقات الشعر،تهذیب الطبع هستند،(27)متوکلی اصفهانی از شعرای بزرگ ایرانی نژاد و شعوبی قرن سوم هجری بود.(28)ازدیگر بزرگان ادبا و شعرا،مورخان،پزشکان،انسابیان و منجمان منسوب به اصفهان،ابوالفرج علی بن محمد بن حسین اصفهانی متوفی 356 هجری صاحب کتاب گران سنگ الاغانی و مقاتل الطالبین(29) می باشد؛درتاریخ و جغرافیا، ابن واضح یعقوبی اصفهانی متوفی 284 هجری است که از کتاب های وی تاریخ یعقوبی و کتاب البلدان(30) را می توان نام برد، و حمزه بن حسن اصفهانی متوفی 351 هجری آثار او از شاهکارهای ادبی، لغوی و تاریخی به شمار می روند. از جمله کتاب های وی الخصائص (الموازنه بین العربیه و الفارسیه)،مضاحک الاشعار، الامثال،تاریخ اصفهان و سنی ملوک الارض و الانبیاء(31) می باشد.ابوعلی احمد بن عمربن رسته اصفهانی متوفی حدود 290 هجری ازجغرافی دانان و مورخان بزرگ اصفهانی صاحب دایره المعارف الاعلاق النفیسه است که متاسفانه تنها قسمتی از آن باقی مانده است.(32)
درفلسفه،ابوعلی حسین بن سینا طی مدت چهارده سال اقامت دراصفهان به همراه شاگردانش ابوعبدالله جرجانی،بهمنیار، معصومی اصفهانی و عبدالواحد جوزجانی یک جنبش عمیق فلسفی دراصفهان بنیان گذاشتند.وی دانشنامه ی علایی را به فارسی و کتاب شفا و قسمتی از نجاه را در اصفهان نگاشت.(33) سرانجام ابن سینا در سال 428 هجری دراصفهان از دنیا رفت.(34)ازدیگرفلاسفه و مورخان بزرگ اصفهان ابوعلی مسکویه متوفی 431 هجری درمحله ی خواجوی اصفهان است که ازآثاروی اقسام الحکمه و الریاضی، احوال الحکماء و المتقدمین،تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق،(35) می باشد. بدین سان پایه ریزی مکتب فلسفی دراصفهان از این دوره شروع شد.
در عرفان بزرگانی از اهل عرفان و تصوف دراصفهان مشغول سلوک و عبادت و تعلیم و تعلم بودند و ازاطراف و اکناف عالم اسلام به زاویه ها و خانقاه های آنان رفت و آمد می کردند؛ازآن جمله،قتیبه بن مهران آزادی،علی بن سهل أزهر متوفی 307 هجری،(36) یکی از دیگر مفاخر بزرگ عرفان و محدثین جهان اسلام و دانشمندان بلند مرتبه ی اصفهان ابونعیم احمد بن عبدالله بن مهران اصفهانی متوفی 430 هجری می باشد.ازجمله آثار وی اخبارالمهدی،معرفه الصحابه،ذکراخبار اصفهان و حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء می باشد.(37)
یکی ازبزرگترین دانشمندان ایران دوره ی اصفهان،ابوالقاسم اسماعیل بن عباد، مشهوربه صاحب بن عباد متولد 326 و متوفای 385 هجری می باشد.وی اهل تالخان جی بوده و نه طالقان قزوین، زیرا در اشعاری جی رابلاد خودمعر فی کرده وآن را ستوده است.(38) مفضل بن سعد مافروخی نیز وی را اصفهانی معرفی کرده است.(39) وی به سبب این که پدرش عباس بن عباد دردستگاه آل بویه سمت کتابت و وزارت داشت و به مقام مصاحبت و کتابت و وزارت مؤید الدوله و سپس فخرالدوله دست یافت و از سوی مؤید الدوله به کافی الکفاه ملقب گردید.(40) مقام صاحب درعلم و ادب اهمیت فراوانی دارد. محضراواغلب مجمع فضلا وشعرا بود و مشهورترین شاعران و نویسندگان و نامداران ادبا درمحضر وی حاضر می شدند.وی کتابخانه ی بزرگی در ری داشت که تعداد کتاب های آن بالغ برچهارصد بار شترمی گردید.(41) وی شیعه ی 12 امامی بود و به همین سبب مورد توجه شیخ صدوق قرارگرفت و کتاب عیون اخبار الرضا(ع) را به وی تقدیم کرد.(42) نظامی سمرقندی نیزوی را عدلی مذهب و پرهیزگارمعرفی کرده است.(43) صاحب بن عباد درحرکت فکری و فرهنگی و در پیشرفت نهضت علمی این شهر نقش عظیمی داشت.وی درتغییرفضای مذهبی اصفهان مؤثربود و در ترویج عقیده ومذهب خود کوشش بسیارداشت(44) برخی تألیفات صاحب عبارت اند از:المحیط در ده مجلد، دیوان شعر،الکافی فی الرسائل،فضائل النوروز،الامامه، کتاب الوزراء،الکشف عن مساوی شعرالمتنبی و مختصراسماء الله عزوجل و صفاته می باشد.(45)

پي نوشت ها :
 

1-دانشیارگروه تاریخ دانشگاه اصفهان.
2-این ندیم، الفهرست، ص 438.
3-حمزه ی اصفهانی، «سنی ملوک الارض و الانبیا» ترجمه ی جعفرشعار، ص182.
4-ابن حوقل، «صوره الارض» ترجمه ی جعفرشعار،ص 108.
5-داندامایف،ایران دردوران نخستین پادشاهان هخامنشی،ص 143،لسترنج جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی،ص 220.
6-علی اصغر حکمت، تاریخ ادیان، ص 243.
7-بلاذری ، «فتوح البلدان»،ص 311.
8-طبری، تاریخ،«الجزء الثالث»، 222.
9-اصغرمنتظرالقائم،نخستین فاتح اصفهان بعد از اسلام، نشریه دانشگاه ادبیات دانشگاه اصفهان، شماره ی 15(زمستان 1377)ص34.
10-ابونعیم اصفهانی، ذکر اخبار اصفهان، المجلد الاول، ص36.
11-ابوالقاسم رفیعی، آثار ملی اصفهان، ص 642.
12-ابونعیم اصفهانی، ذکر اخبار اصفهان ، ص 37.
13-لطف الله هنرفر، «گنجینه ی آثار تاریخی اصفهان».
14-مافروخی،«محاسن اصفهان»ص 85.
15-همان ص 85.
16-ابونعیم اصفهانی، «ذکراخباراصفهان»،المجلد الثانی،صص 197،171،165،11.
17-مافروخی اصفهانی،«محاسن اصفهان»،ص 86.
18-ابونعیم اصفهانی،ذکراخباراصفهان، المجلد الاول،ص 355
19-همان،المجلد الثانی،صص 428-354
20-ابومنصورعبد الملکل ثعالبی نیشابوری،یتیمه الدهرفی محاسن اهل العصرالجزءالثانی،ص 349.
21-حافظ ابوالشیخ،طبقات المحدثین باصبهان،ج1،ص 381.
22-ابونعیم اصفهانی،ذکراخباراصفهان، ج2،ص468.
23-حافظ ابوالشیخ، طبقات المحدثین باصبهان،ج1 ،ص 324.
24-ابن ندیم،الفهرست، ص 225.
25-مصلح الدین مهدوی،«مزارات اصفهان».
26-ابو نعیم اصفهانی،ذکراخباراصفهان، ج1، ص 393.
27-ابن ندیم،الفهرست، ص 225.
28-همایی، شعوبیه، ص 121.
29-ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، .
30-یعقوبی، البلدان، ص 14.
31-حمزه بن حسن،«سنی ملوک الارض و الانبیا،»ص پانزده مقدمه.
32-ابن رسته اصفهانی،«الاعلاق النفیسه»،ص 5.
33-ابوعبید جوزجانی،«سرگذشت ابن سینا»،ص 12.
34-ابن الاثیر،الکامل فی التاریخ،المجلد الثامن،ص 15.
35-یاقوت حموی، معجم الادباء، المجلد الخامس، ص 5.
36-ابونعیم اصفهانی،«ذکراخباراصفهان»، المجلد الاول، صو 438 والمجلد الثانی 133
37-ابن خلکان،«وفیات الاعیان»،الجزء الاول، ص91.
38-یاقوی حموی،معجم البلدان،الجزء الثانی ص 713.
39-مافروخی،محاسن اصفهانی، 26.
40-ابومنصورثعالبی،یتیمه الدهر،الجزء الثالث،ص 189.
41-ابن خلکان،«وفیات الاعیان»،الجزء الاول،ص 231.
42-شیخ صدوق، «عیون اخبارالرضا(ع)»،مقدمه،ص12.
43-نظامی عروضی،«چهارمقاله»ص 17.
44-مقدس محمدبن احمد،«احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم،جلددوم،ص 596.
45-ابن ندیم، الفهرست،ص223، یاقوت حموی، معجم الادباء جزء السادس، ص260.
 

منبع:نشریه دانش نما ،شماره 169-167
ادامه دارد...



 

ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.