عضویت العربیة
پنجشنبه، 1 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/دين پژوهی/اسلام شناسي/نماز و عبادت/آثار معنوی واخلاقی نماز

تبلیغات
آخرین مقالات
جامعه و سياست در بلوچستان

جامعه-و-سياست-در-بلوچستانبلوچستان ايران نيز همانند كردستان فقط بخشي از سرزميني است كه بلوچ ها را در خود جاي داده است. بلوچ ها ادامه ...

مفهوم بندي قوميت در خاورميانه

مفهوم-بندي-قوميت-در-خاورميانهتوجه فزاينده به موضوع قوميت در شاخه هاي گوناگون علوم اجتماعي از اواسط دهه ي 1970 ميلادي، اين مقوله را ادامه ...

جامعه و سياست در كردستان

جامعه-و-سياست-در-كردستانكردها بزرگ ترين گروه اقليت در خاورميانه هستند. كردستان ايران بخشي از منطقه ي كردنشين بزرگ تري است كه ادامه ...

قبايل و دولت ها در ايران

قبايل-و-دولت-ها-در-ايرانمعاني اصطلاحاتي چون قوميت، گروه هاي قومي و قبيله يكسان نيست و در اين مورد اختلاف نظر وجود دارد. مشكل ادامه ...

تعريف فلسفه از نظر ملاصدرا

تعريف-فلسفه-از-نظر-ملاصدراصدرا نيز در تعريف، موضوع و مسائل حکمت بحث کرده است. از آنجا که پس از وي، حکمت متعاليه او تاکنون، به عنوان ادامه ...

نقد و ارزيابي فلسفه اسلامي

نقد-و-ارزيابي-فلسفه-اسلاميدر اين مطلب به نقد و ارزيابي « فلسفه اسلامي » مي پردازيم. آيا تفکري مي تواند، ديني باشد و در عين حال ادامه ...

فلسفه از نظر سهروردي

فلسفه-از-نظر-سهروردياو در تلويحات همان تعريف معروف را براساس موضوعيت « وجود مطلق » مطرح مي کند و در المشارع و المطارحات، ادامه ...

فلسفه از منظر ابوالبرکات بغدادي ( م. 547هـ )

فلسفه-از-منظر-ابوالبرکات-بغدادي-(-م-547ه-)معرفت انسان، نخست به پديده مرکب تعلّق مي گيرد (مثلاً ما انسان را مي شناسيم)، سپس به شناخت مبادي و علل ادامه ...

تعريف فلسفه در غرب

تعريف-فلسفه-در-غرببراي روشن شدن وضع فلسفه در تاريخ تفکر غرب، نگاهي به سير فلسفه از ارسطو تا عصر جديد کافي است. ماجراي تفکر ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 2310 بار

شنبه، 31 ارديبهشت 1390

آثار معنوی واخلاقی نماز

آثار معنوی واخلاقی نماز
آثار معنوی واخلاقی نماز


 

نويسنده: خدابخش قیصری
منبع : اختصاصی راسخون



 
چكيده
اين پژوهش به بحث وبررسي پيرامون آثار معنوی واخلاقی نماز بر فرد می پردازد.آغاز پرواز و عروج انسان از مرحله حيوانيت به بالاترين جايگاه انساني در أعلي عليين قرب الهي، آنجا كه بين خالق و مخلوق جز پرده نازك قاب قوسين هيچ فاصله‌اي نيست، از سكوي عبادت خالصانه و آگاهانه حق شروع مي‌شود و در رأس همه آنها، نماز بال و پر خود را براي شيفتگان وصل الهي مي‌گشايد و هر كه به نماز آنگونه كه حقيقت آن است متمسك شود، و حقيقت نماز همانا اقامه نماز در سايه ولايت اهل بيت عليهم السلام، مي‌باشد، هيچگاه از سايه ولايت الهي بيرون نمي‌رود و در سايه شياطين و ارتكاب فحشا و منكر قرار گيرد لذا مي‌توان گفت نماز خط مقدم جبهه جهاد اكبر مي‌باشد.اين تحقيق ، به‌ آثار معنوي آن همچون تعظيم خدا و تحقير غير خدا ، خدايي شدن نماز گزار ، هدايت و درمان بيماريهاي اخلاقي چون كبر و خودبيني اشاره كرده است.روش كار به صورت كتابخانه اي بوده كه بر اين مبنا از اسناد ومدارك ديني بهره برده وبه نقل وتوصيف موارد مذكور پرداخته ايم و سعي نموده ايم درحد توان ازمنابع دست اول روايي بهره گيري نماييم و در پايان مي توان گفت ، نماز به عنوان ، یگانه سکوی اوج گیری بربلندای معنویت واخلاق فاضله می باش
کلید واژه :
نماز ،آثار نماز ، آثار معنوی واخلاقی
فصل اول :آثار معنوي واخلاقی نماز
انسان اسير محبت و بنده احسان ديگران است، نعمت و نيكي، از هر كه باشد، انسان را به مقام سپاس و تشكر مي‌كشد و توجه به نعمت‌هاي بي‌حساب و فراواني كه از هر سو و در هر زمينه ما را احاطه كرده، قويترين انگيزه را براي پرستش پروردگار ايجاد مي‌كند.نعمت‌هاي فراواني كه حتّي پيش از تولّد انسان شروع مي‌شود و در طول زندگي همراه ماست و در آخرت هم از آنها بهره‌مند خواهيم شد به طوري كه در قرآن مجيد به اين نكته اشاره شده كه:«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا البَيْتِ الذّي أطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ و آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»،«بايد خداي كعبه را عبادت كنند، خدايي كه آنان را از گرسنگي نجات داد و سير كرد و از ترس ايمن ساخت(1)»اگر اندكي چشم بصيرت گشوده و اين نعمتها و لطف و فضل خدا را درباره خودمان ببينيم خواهي نخواهي سپاس او را خواهيم گفت.گفته شده است كه نماز، نوعي سپاسگزاري از اين نعمتها به شمار مي‌رود و اين سپاس براي خدا سودي ندارد، بلكه براي خودمان مفيد و اثربخش بوده و نشانه معرفت ماست(2)آنچه در اين پژوهش زثار فردي نماز ذكر مي‌شود ما را به اين نكته رهنمون مي‌سازد كه نماز خود نعمتي از جانب خدا بر بندگان است كه زبان از شكر اين نعمت قاصر و عقل از آوردن نمونه‌اي مانند آن عاجز مي‌ماند.اينك به بررسي آثار معنوي و محتوايي نماز مي‌پردازيم.

1 – نماز عامل تأثيرگذار بر اخلاق
 

بي ترديد برخي از پديده‌ها تأثيري عميق در رفتار و شخصيت انسان باقي گذاشته و آينده زندگي انسان را به كلي دگرگون مي‌نمايد، هر انساني به خوبي به خاطر دارد كه از چه زماني و چگونه، سنت و شيوه‌اي را ترك گفته و روش ديگري را پس از مواجهه با خاطره‌اي برگزيده است.به فرموده قرآن مجيد(3) يكي از اعمالي كه اخلاق و شخصيت انسان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي‌دهد نماز و مداومت بر اين عمل عبادي است(4)نماز وسيله پرورش فضايل اخلاقي و تكامل معنوي انسان است، چرا كه انسان را از جهان محدود ماده و چهار ديوار عالم طبيعت بيرون مي‌برد و به ملكوت آسمانها دعوت مي‌كند و با فرشتگان هم صدا و همراز مي‌سازد و او خود را بدون نياز به هيچ واسطه‌اي در برابر خدا مي‌بيند و با معبود به گفتگو برمي‌خيزد.تكرار اين عمل در شبانه روز آن هم با تكيه روي صفات خدا، رحمانيت و رحيميت و عظمت او، مخصوصاً با كمك گرفتن از سوره‌هاي مختلف قرآن، بعد از حمد، كه بهترين دعوت كننده به سوي نيكيها و پاكي‌هاست، اثر قابل ملاحظه‌اي در پرورش فضايل اخلاقي در وجود انسان دارد(5).

2 – نماز و اخلاص(6)
 

اگر كسي از مرحله علم و معرفت بگذرد و به مرحله عمل قدم گذارد وليكن عملش خالص نباشد عبادتش سودي به حال او نخواهد داشت(7) در حقيقتِ قرآن ما به اخلاص در عبادت امر شده‌ايم آنجا كه مي‌فرمايد: «و ما اُمِرُوا إلّا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصين»«و امر نشدند مگر بر اينكه خدا را با اخلاص كامل پرستش كنند.(8) »نماز به اعمال انسان ارزش و معنا بخشيده و روح اخلاص را در آن زنده مي‌كند، زيرا نماز مجموعه‌اي است از نيت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه(9)، در سراسر نماز قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتي اگر حركت يا كلمه‌اي از واجبات يا مستجبات نماز را براي غير خدا انجام دهيم، نماز باطل مي‌شود و اگر مكان يا زمان و يا حتي قيافه و حالتي كه هنگام نماز به خود مي‌گيريم براي غير او باشد اين نماز داراي ارزش نمي‌باشد(10)در واقع «عبادت بودن» نماز به اين معناست كه انسان هيچگونه قصد غيرخدايي نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان بايد ادامه يابد و ناگفته پيداست كه انسان در لا‌به‌لاي آن همه زرق و برق‌ها و جاذبه‌هاي زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهي كند و ريسمان معنوي روح خود را با ذات مقدس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمي را به دست آورده(11)كه نامش ملكه اخلاص مي‌باشد و تكرار اين عمل در شبانه روز بذر ساير اعمال نيك را در جان انسان پاشيده و روح اخلاص را در او تقويت مي‌كند.بي‌جهت نيست كه در وصاياي امام محمد باقر – عليه السلام – به جابربن يزيد جُعفي(12)– آمده است كه «الصلاة بيتُ الإخلاص» يعني «نماز، خانه اخلاص است.(13) »يعني پايگاه و مركز و محل صدور اخلاص به ديگر اعمال «نماز» مي‌باشد.

3 – نماز تعظيم خدا و تحقير غير خدا :
 

روح، اساس، هدف، پايه، مقدمه، نتيجه و بالاخره فلسفه نماز، ياد خداست، ‌«ذكر الله»،
ذكري كه مقدمه فكر و فكري كه انگيزه عمل بوده باشد(14)ذكر بودن يعني اينكه انسان از يك واقعيتي غافل است اما بعد بوسيله‌اي از او رفع غفلت مي‌شود كه آن به وسيله آگاه كننده و تذكر دهنده را «ذكر» گويند.اولين نكته‌اي كه انسان بوسيله آن متذكر مي‌شود، اولين كلمه واجب نماز يعني همان «الله اكبر» است(15)و كسي كه خداوند نزدش بزرگ باشد همه چيز را كوچك خواهد ديد، همانند كساني كه سوار هواپيما مي‌شوند، همين كه به آسمان رفتند، خانه‌هاي بزرگ، حتي محله‌ها و شهرها نزد آنان كوچك است و هرچه بالاتر باشند زمين كوچك‌تر جلوه خواهد كرد. حضرت امير المؤمنين – عليه السلام – در نهج البلاغه در بيان صفات متقين مي‌فرمايد:«عَظُمَ الخالقُ في أَنْفُسهم فَصَغُرَ مادون لَهُ فِي أعينهم »«خدا در جانهايشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند.(16) »لذا حضرت امير المؤمنين - عليه السلام- در واپسين روزهاي زندگي حضرت زهرا – عليها السلام – در برابر گريه‌هاي زهراي اطهر – عليها السلام – براي مصايب و مظلوميت هاي امير المؤمنين - عليه السلام - مي‌فرمايد: «انّ ذلك لصغيرٌ عندي في ذات الله(17)» و امام حسين عليه السلام در حادثه كربلا كه «مصيبةً ما أعْظَمَها(18)» است وقتي آخرين حجت خود علي اصغر عليه السلام را مظلومانه در آغوشش شهيد كردند مي‌فرمايد: «هَوِّنْ عَلَّيَ ما نَزَلَ بِي أنّه بِعَيْنِ الله (19)حضرت زينب – سلام الله عليها – با ديدن آن همه مصيبت در روز عاشورا در پاسخ به حكومت بني اميّه كه پرسيد؟ در كربلا چه ديديد؟ فرمودند: «ما رأيْتُ إلاّ جميلاً »(20)«اصولاً بندگي خدا مساوي است با آزاد شدن از غير خدا چون ادراك عظمت الهي هميشه ملازم با ادراك حقارت غير خداست و وقتي انسان غير خدا را هر چه بود حقير و كوچك ديد، محال است انسان حقير را از آن جهت كه حقير است بندگي كند. در واقع حقير را انسان به غلط عظيم مي‌بيند كه بندگي مي‌كند.(21)يكي از سخنان امام خميني(ره) اين بود كه مي‌فرمايد:«آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند. » اين يك تهديد توخالي و يا يك شعار ساده نيست، كسي كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمريكا نزدش كوچك و حقير و هر حادثه‌اي پيش او ساده است. (22)

4 – نماز موجب رويكرد ايزد منان به بنده
 

خداي متعال، لطف ويژه و اقبال خاصي به نمازگزاران دارد و روي آوردن پروردگار و توجه او به بنده، سبب كمال و سعادت و رستگاري اوست زيرا اين به معني آمرزش گناهان، برآوردن حاجات، آباد كردن دنيا و آخرت از يك سو و نزديكي و تقرب به بارگاه قدس كردگار و محشور شدن با انبياء و امامان – عليهم السلام – و برخورداري از لطف و رحمت يزدان و سعادت جاويدان و ابدي و كامروا شدن در دو دنيا از سوي ديگر است(23)امام باقر – عليه السلام – در اين زمينه مي‌فرمايد: «إذَا اسْتَقْبَلَ المُصَلّيِ القِبْلَةَ اِسْتَقْبَلَ الرَّحْمنُ بِوَجْهِهِ لا اِلهَ غَيْرُه.(24) » «هرگاه نمازگزار رو به قبله بايستد و معبودي به غير حق نشناسد خداي رحمان نيز به او روي آورده و توجهي تمام كند، گواهي مي‌دهم كه هيچ معبودي به جز معبود يكتا نيست.(25) »با نگاهي دقيق‌تر درمي‌يابيم كه نماز يگانه عملي است كه در نخستين پايه، باعث روي آوردن بنده به سوي كردگار و در مرحله ديگر موجب اقبال ايزد منان به بنده است(26)كه اين امر خود باعث باز شدن درهاي رحمت و لطف ايزدي و سرازير شدن رحمت و جلالت او بر بنده مي‌باشد چنانچه در روايت است كه حضرت امير المؤمنين علي – عليه السلام – مي‌فرمايد: « لَوْ يَعْلَمُ المُصَلّيِ ما يَغْشاهِ منْ جَلالِ اللهِ ما سَرَّهُ أن يَرْفَعَ رأسَهُ من سُجودِهِ.»« اگر نمازگزار بداند كه چه اندازه جلالت و عظمت و رحمت حق او را فرا مي‌گيرد حاضر نيست سر از سجود (كه بهترين حالات نماز از حيث عجز و بندگي است) بردارد. (27)»و براي همين اثر معنوي است كه اگر انسان به چشم تأمل بنگرد، اشخاصي كه با روح و باطن نماز وابستگي پيدا كرده و با آن حقيقت آشنا شده‌اند موقعي كه از نماز فارغ مي‌شوند گويا عرش رحماني و خصوصيات عالم قدس و ملكوت را سير كرده و با خاطري مصفا و قلبي پر نور و اندامي با عظمت و جسمي پر از هيبت در نظر جلوه‌گر مي‌آيند مانند آنكه با جسم و روحي كثيف و آلوده به دنيا مشغول نماز گشته و با اندامي منور و قلبي پاك از نماز فارغ مي‌شود و اين نيست مگر براي مشمول شدن آنها عظمت و جلالت حضرت كردگار– جل جلاله(28)– را و سرازير شدن ملائكه از اطراف و اكناف او به آسمانها به طوريكه در حديثي از امام صادق – عليه السلام – مي‌خوانيم: «لِلْمُصلّيِ ثلاث خصالٍ : اذا قامَ في صلاتِهِ يتناثَرُ البِرُ عليه مِنْ أعنانِ السّماء إلي مفرقِ رأسِهِ و تُحَفُ به الملائكه من تحت قَدَمَيْهِ إلي أعنانِ السماءِ و ملكٌ ينادي: أَيُّها المُصلّيِ لو تَعْلَمُ مَن تُناجي مَا انْفَتَلْتَ.»«براي نمازگزار سه خصوصيت است، چون به نماز ايستد خوبيها از اطراف آسمان بر سرش فرود آيد و ملائكه از زمين تا فراز اسمانها پر مي‌شود و ملكي فرياد مي‌كند كه: اي نمازگزار! اگر بداني كه با چه كسي مناجات مي‌كني هرگز غفلت نخواهي كرد.(29) »و در حديث قدسي كه از پيامبر نقل شده روايت شده است كه :«خداي متعال فرمود : من سه چيز را براي نمازگزار پذيرفته‌ام : تا زماني كه در حال نماز است رحمتم را بر او نازل كنم، فرشتگان با بالهاي خود او را زير پوشش و حمايت قرار دهند و خودم با او مناجات كنم و آنگاه كه او گفت: «يا ربّ» من مي‌گويم «لبّيك»(30)».

5 – خدايي شدن و تسليم محض او بودن
 

نمازگزاري كه شبانه روز لااقل پنج بار در برابر ذات مقدس حضرت حق، قرار مي‌گيرد و ارزش سخن گفتن با او را پيدا مي‌كند، تصورات، افكار، كردار و رفتار او، همه خدايي مي‌شود و چيزي برخلاف خواست خدا انجام نمي‌دهد، مشروط بر اينكه راز و نياز و نماز او به درگاه پروردگار از جان و دل او سرچشمه بگيرد و با تمام قلب رو به درگاه پاك او آورد در واقع «مَا جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ من قلبَيْنِ فِي جوفِهِ ...» «يعني خداوند در درون يك نفر دو قلب قرار نداده(31)» كه آن هم جايگاه خداست.اين شخص با اقامه نماز به جهان ماوراء طبيعت راه يافته و خود را در محضر خدا مي‌يابد پس ديگر نمي‌بايست در برابر بتها و در برابر انسانهايي همانند خويش و جباران و ستمگران، سر خضوع و تعظيم فرود آورد.او تنها در برابر ذات اقدس خداوند سر تعظيم خم كرده و تسليم آفريننده جهان است زيرا كه از مرتبه مخلوقات ديگر، گذشته و ارزش اين معنا را پيدا كرده كه با آفريننده بزرگ جهان، خداوند ازلي و ابدي، ارتباط گيرد و با او سخن بگويد و در اين حال مي‌يابد كه زندگي هدفي بالاتر از خوردن و خوابيدن و لذات اين جهان دارد(32) لذا در همه حال تسليم محض اوست و خود را در محضر او مي‌يابد.

6 – استجابت دعا
 

انساني كه در موقع نماز، دل از همه بريده و روي به درگاه بي نياز خالق مي‌آورد در نظر خداوند از ارزش خاصي برخوردار است، اگرچه آن شخص معصيت كار بوده و آنچه را مبغوض در نظر كردگار باشد به جاي آورد ولي چون نماز، واسطه‌اي است مُقرِّب و مقبول حضرتش، به تبع نماز در منظر كردگار پسنديده آيد و در اين صورت دعا او به هدف اجابت رسيده و بر اثر مستجاب شدن دعايش در دنيا و عقبي سعادتمند و كامران خواهد بود(33) چنانچه در روايتي آمده است:عن ابان عن ابا عبدالله قال: «عليكُمْ بالدُّعاءِ في أدبار الصلاة فانِّهُ مستجاب»«بر شما باد به دعا كردن در پي نماز كه همانا اين دعا مستجاب است(34)»و اين اثر معنوي كه بعد از نماز براي او به جا مي‌ماند او را به اين نكته هدايت مي‌كند كه بعد از فارغ شدن از هر نماز براي خود و ديگران دعا كند و آخرت خويش را از خدا طلب كند و هشدار براي تاركان نماز است كه خود را از خير دنيا و آخرت و اصلاح امور شخصي و اجتماعي محروم نموده‌اند(35) چنانچه حتي امير المؤمنين علي – عليه السلام – در اين باره فرموده‌اند:« لاتُقْبَلُ مِنْ عَبْدٍ صلاة ٌحَتَّي يَسْألَ اللهَ الجَنَّة و يَسْتَجير بِه من النّار»« نماز بنده‌اي قبول نمي‌شود تا آن كه از خدا درخواست بهشت نمايد و از آتش دوزخ به او پناه برد(36)

7 – آسماني شدن نمازگزار
 

اگر عمل بالا رفت، عامل نيز بالا مي‌رود، چون عمل از عامل جدا نيست كه عمل را در نامه‌اي بنويسند و تنها همان نامه بالا رود، ممكن نيست جان عمل كه نيت است از خود انسان جدا باشد زيرا عمل مانند بخار و دود نيست كه از انسان متصاعد شود و خود او باقي باشد بلكه واقعيتي است وابسته به جان آدمي، حقيقتي كه منشأ عمل است همواره با صاحب عمل خواهد بود(37)اين معناي عقلي را امير المؤمنين – عليه السلام – در بيان لطيفي تبيين فرموده‌اند كه:«فاعِلُ الخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ و فاعِلُ الشَّرِّ شَرُّ منه. »«نيكوكار از كار نيك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است.(38) »به اين معنا كه همواره اثر از مؤثر ضعيف‌تر مي‌باشد بنابراين بهتر از هر عمل خيري، انساني است كه آن عمل پسنديده را انجام مي‌دهد حال چگونه ممكن است نماز بالا رود و نمازگزار بالا نرود؟چون نماز - آن هنگام كه با حضور قلب انجام مي‌شود – به آسمانها راه مي‌يابد و صعود مي‌كند و نمازگزار را نيز آسماني كرده و او را داراي صفات آسماني‌ها مي‌نمايد.از پيامبر اكرم – صلي الله عليه و‌آله – در مورد بالا رفتن نماز روايت شده است كه:«اذا صَلّيّتَ الصلاة لِوَقتها صَعَدَتْ و لَها نورٌ شعشعانيٌ تفتح لها أبوابَ السماءِ حتّي تنتهي إلي العَرْشِ فَتُشْفع لِصاحِبِها و تقولُ حفظكَ الله كما حَفَظْتَني و اذا صَلّيت في غَيْرِ وقتها صَعَدَتْ مَظْلَمة تَغلق دونها أبواب السَّماءِ ثم تَلَفَ و يضربُ بها وَجْهَ صاحِبِها فتقولُ ضَيَّعَكَ الله كما ضَيَّعْتَني.»«هنگامي كه نمازگزار نماز را در وقت خودش به جا مي‌آورد نماز بالا مي‌رود، در حالي كه نور درخشاني با او همراه است كه درهاي آسمان را مي‌گشايد تا به عرش مي‌رسد پس براي صاحب خود شفاعت كرده و دعا مي‌كند كه خدا تو را حفظ كند همانطور كه مرا حفظ كردي و وقتي نماز در غير وقتش به جا آورده مي‌شود چون تاريك است درهاي آسمان بسته مي‌ماند تا اينكه نماز تباه مي‌گردد.آنگاه زده مي‌شود به صورت صاحبش و مي‌گويد خدا تو را ضايع كند كه مرا ضايع و تباه ساختي.(39) »لذا به جا آوردن شرايط و آداب نماز به نحو شايسته در كيفيت صعود، نتيجه و اثرش نقش به سزايي دارد.

8 – نماز عامل هدايت الهي
 

انسان درزندگاني خود، به شدت نيازمند هدايت ‌الهي است اگر دست انسان گرفته نشود و‌ در كوره راههاي زندگي دنيوي رها شود بي‌ترديد ‌‌در منجلاب خسران وتباهي از بين خواهد رفت.قرآن كريم، نماز را هدايت واقعي و راهنماي حقيقي به شاهراه زندگي انساني مي‌داند و در توبيخ بت پرستان و نكوهش عبادت و بندگيِ غير خدا، پس از هدايت فطري به خداپرستي و بعد از ناديده گرفتن دعوت انبياء الهي و گرفتار گشتن به نوعي ارتجاع و واپس گرايي از زبان پيامبران - عليهم السلام - چنين مي‌فرمايد:«قُلْ أنَدْعُوا من دون اللهِ ما لا يَنْفَعُنا و لا يَضُّرُنا و نُرَّدُ علي أعقابنا بعد اذ هدينا الله كالذّي اسْتَهْوَتْهُ الشياطينُ في الأرضِ حيرانٌ له أصحابٌ يدعونَه إلي الهدي ائْتِنا، قل اِنَّ هُدَي اللهِ هوالهُدي و أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَّب العالَمين و أنْ أقيموُا الصَّلوة و اتقوهُ و هُو الذي اليه تحشرون.(40) »«بگو (اي پيغمبر) كه ما چرا خدا را رها كرده و چيزي را مانند بتان كه هيچ قادر بر نفع و ضرر ما نباشد (به خدايي) بخوانيم و باز به خوي جاهليت بعد از آنكه خدا ما را هدايت نمود برگرديم تا مانند كسي كه فريب و اغواي شيطان او را در زمين سرگردان ساخته است شويم، آن را ياراني است كه شخص را به سوي خود هدايت مي‌كنند بگو هدايت خدا به حقيقت هدايت است و ما مأموريم كه تسليم فرمان خداي جهان باشيم و (به خلق بگوئيم) نماز به پا داريد و از خدا بترسيد كه به سوي او محشور مي‌شويد.»بشر مشرك و اغوا شده شياطين كه در وادي حيرت و ضلالت، حيران و سرگردان است همانند كسي است كه در صحراي زندگي راه مي‌سپرد و شياطين و شهوات او را از راه راست منحرف نموده و فطرت پاك او را در حجاب خرافات و اباطيل مي‌پوشانند با اينكه او ياران و دوستاني دارد(41) كه او را به راه هدايت و نجات مي‌خوانند و به او مي‌گويند: نزد ما بيا و كفر و گمراهي را رها كن(42) اما چنان گم شده است كه دعوت خيرخواهانه آنان را نمي‌پذيرد و به سوي آنان نمي‌رود(43)اينكه هدايت واقعي فقط هدايت پروردگار است با آن بيان قاطع و كوبنده در آن شرايط روحي – اضطراب و حيرت – بياني به موقع و به جاست و موجب پايان پذيري آن و پيدايش آرامش براي اوست.در آيه بعدي به اين نكته اشاره مي‌كند كه تسليم مطلق و بي‌قيد و شرط خدا شدن و اقامه نماز و اتخاذ تقوي و پارسايي تنها راه حيات بخش و انسان ساز است.پس زندگي تحت هدايت پروردگار از آثار اقامه نماز مي‌باشد، در يك چنين زندگي همه چيز رو به راه و بر وفق مراد ديده مي‌شود، گوينده‌اي كه تحت هدايت پروردگار است انديشه و زبانش هدايت شده كار مي‌كنند، حقايق از دلش جوشيده و بر زبانش جريان مي‌يابد.نويسنده‌اي كه تحت هدايت اوست، امداد او را در مداد خود مي‌يابد و خلاصه به هر كار و به هر جا كه روي مي‌كند با درهاي باز مواجه شده و الطاف خداوند را آشكار و عيان مي‌بيند برخلاف كساني كه خدا آنان را به خود واگذاشته است و به خاطر پشت كردن به دعوت خدا و يارانشان و اعراض از ذكر او و ترك نماز، در معيشت ضنك و زندگاني تنگ به سر مي‌برند(44)و به هر طرف روي مي‌كنند با درهاي بسته روبرو شده و زندگي‌شان در لذات دنيا خلاصه و از چراغ فروزان و پر فروغ نماز محروم مي‌شوند.

9 – نماز عامل رهايي از وسوسه‌ها و تجري‌هاي شيطان
 

عليرغم اهميت فراواني كه فريضه‌ي مهم نماز در ميان عبادات و احكام شرعي دارد اهتمام مسلمين به آن و ابعاد گوناگونش اندك است.ابليس و تمامي شيطان صفتان در طول تاريخ بر آن بوده‌اند كه صورت و محتواي اين عبارت بزرگ را از جوامع اسلامي محو نمايند و در اين ارتباط به هر اقدامي دست آلوده‌اند چرا كه سلطه خود را در گرو از ميان برداشتن اين فريضه با عظمت مي‌دانند(45)پيامبر اكرم – صلي الله عليه وآله – در اين باره مي‌فرمايند : «لا يزالُ الشيطانُ يَرْعَبُ من بني آدم ما حافَظَ علي الصلواتِ الخَمْسِ فاذا ضَيَّعَهُنَّ تَجَّرَأَ عَلَيْهِ و أوْقَعَهُ في العظائم.(46) »«همواره شيطان از فرزندان آدم در ترس و وحشت است تا آن زمان كه او در انجام نمازهاي پنجگانه دقت داشته باشد پس آنگاه كه آن را تضييع كند شيطان جرأت مي‌يابد و او را به آلودگي و گناهان بزرگ مي‌افكند.(47)»نمازي كه در اول وقت و با حفظ شرايط آن به جا آورده شود و آداب و سنن آن به خوبي ادا گردد، بزرگترين عامل شيطان زدايي بوده و هرگز شيطان نمي‌تواند بر چنين شخص متعبد و پاك، نفوذ كند حتي در دم مرگ كه شياطين براي از بين بردن ايمان و عقيده پاك مؤمنين به سراغشان مي‌آيند ملك الموت از حق آنان دفاع مي‌نمايد.حضرت امام صادق – عليه السلام – در اين باره مي‌فرمايد:«انّ مَلَكَ الموتِ يَدْفَعُ الشَّيطانَ عَنْ المحافظِ عَلَي الصلاةِ و يُلَقِّنَهُ شَهادَةَ أنْ لا اله الا الله و أنّ محمداً رسول اللهِ في تلكِ الحالةِ العظيمةَ(48)»«همانا ملك الموت شيطان را در دم مرگ از كسي كه حافظ نماز است دفع مي‌گرداند و شهادت بر يگانگي خدا و رسالت پيامبر – صلي الله عليه وآله - را به او تلقين مي‌نمايد تا شيطان توفيق گفتن شهادتين را در آن حالت عظيم (سكرات مرگ) از او نگيرد.(49) »بنابراين از آن جهت كه نماز مزاحم نفوذ و سلطه شياطين است، آنان نيز به جد با اقامه و بر پايي آن در ستيزند.درك اين حساسيت بايد درجه اهتمام به اين فريضه را افزايش دهد تا در جوامع اسلامي و ملتهاي مسلمان شاهد اين همه شيطان گرايي نبوده و انسانها تحت لواي خداي رحمان قرار گيرند، امير المؤمنين امام علي – عليه السلام - مي‌فرمايند: «الصلاة حصنُ الرحمنِ و مِدْ حَرَةُ الشيطان»(50)«نماز قلعه خداي رحمان و وسيله‌اي براي دور كردن شيطان است. »

10 – نماز عامل ايجاد تواضع و درمان كبر و خودبيني انسان
 

روحيات آدمي، از يك سو در رفتار و كردار او منعكس مي‌گردد و از ديگر سو عملكردهاي ظاهري انسان بازگو كننده وضع روحي و رواني اوست.تواضع، منش پسنديده اخلاقي و صفت كمال روحي است كه بايد در عمل، معلوم شود و به بيان قرآن كريم، نماز عمده‌ترين نشانه اخبات، تواضع و فروتني آدميزاد بوده و مجموعه اركان و شرايط نماز از جمله ركوع و سجود نشان وجود چنان صفت و خصلت زيبا در انسان است به همين خاطر چون نماز يهود، ركوع نداشت به آنها فرمان رسيد(51)كه «و أقيموا الصلاة و آتوا الزكوة و اركعوا مع الراكعين» «و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و با خداپرستان حق را پرستش كنيد [با ركوع كنندگان ركوع كنيد.](52) »در قرآن مجيد، متواضعان، با چند صفت معرفي شده‌اند:« و بَشِّرِ المُخْبِتين، اَلّذين اذا ذُكِرَ اللهُ و جِلَتْ قُلُوبُهُم و الصابرينَ علي مآ أصابَهُم و المُقيِمي الصلاة و ممّا رزقناهم ينفقون.»«و (اي رسول ما) متواضعان و خاضعان را بشارت ده، آنهايي كه چون ياد خدا كنند دلهاشان هراسان شود و هرچه مصيبت ببينند صبور باشند و نماز به پا دارند و از آنچه روزي‌شان كرديم انفاق مي‌كنند.(53)در مورد اين فروتنان و اهل تواضع كه به خدا ايمان و اعتماد دارند دو نظر آمده است:
1. منظور، كساني هستند كه در برابر حق و عدالت سر تواضع فرود مي‌آورند.
2. اما به باور گروهي ديگر، منظور كساني هستند كه ستم نمي‌كنند و اگر ستمي هم به آنان برسد، به اندازه‌اي به كيفر اخروي ستمكار اطمينان دارند كه ناراحت نمي‌شوند.و اينان داراي چهار ويژگي مي‌باشند؛ ترس از خدا، شكيبايي در راه حق، بر پا داشتن نماز و فرهنگ آن و ديگر انفاق در راههاي خداپسندانه(54)در آن لحظه كه آدمي به كمال و شكوه بي‌نهايت آفريدگار جهان مي‌انديشد، سراپا شيفته آن شده، دل و جانش به خضوع و خشوع و فروتني مي‌گرايد، با آهنگ فطرت در برابر آن همه كمال و عظمت سر تعظيم فرود مي‌آورد «ركوع»، سر به زمين مي‌سايد «سجود» و زبان به ستايش مي‌گشاد «حمد و تسبيح» و در آن زمان كه خود را نيازمند به يك نيروي برتر از ماده مي‌يابد، دل به سوي آفريدگار دانا و توانا و مهربان جهان مي‌آورد، راز و نياز خود را با او در ميان مي‌نهد و از او كمك مي‌خواهد(55).از اينرو انسان نمازگزار با اقامه آن و در حال سجده در نهايت ذلت و پستي و ناتواني به زوال و مرگ و نيستي همه غرايز و تمايلات نفساني و حيواني خويش مي‌رسد و چون از مرز فنا و زوال و نيستي طبيعت خود گذشت همه تن، روح، فطرت، عشق، اراده و قدرت مي‌شود و شكوفايي، طراوت و قدرت و حيات، تمامي زندگي و انديشه و هستي او را شكل مي‌دهد چرا كه او چهره بر خاك نهاده‌اي، در برابر خداست و هر كس در برابر پروردگار در نهايت ذلت و خواري و خود فراموشي سجده كند حيات جاويد، فطرت پاك، انديشه تكامل يافته، اعتقاد راسخ، روشني دل و قدرت اراده خواهد يافت. در اين حال همه كس و همه چيز در چشم انداز سجده كننده پست و ناتوان و بي‌ارزش جلوه مي‌كند مگر آنكه نور خدايي و رنگ مردمي و خوي انساني داشته باشد(56)بنابراين نماز خودبيني و كبر را كه از بدترين صفات و زشت‌ترين حالات شمرده شده در هم مي‌شكند چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دوبار پيشاني در برابر خدا بر خاك مي‌گذارد و خود را ذره كوچكي در برابر عظمت او و صفري در برابر بي‌نهايت مي‌بيند لذا پرده‌هاي غرور و خودخواهي را كنار زده و برتري جويي و تكبر را درهم مي‌كوبد(57) به همين دليل پيشوايان بزرگ اسلام درباره فلسفه تشريع نماز مي‌فرمايند:قال علي– عليه السلام- :«فَرَض اللهُ الايمانَ تطهيراً مِنَ الشركِ و الصلاة تنزيهاً عن الكِبْر»«خداوند متعال ايمان را براي پاكسازي انسانها از شرك و نماز را براي پاكسازي از كبر و خودبيني واجب نمود(58) »روايتي به همين مضمون نيز از حضرت زهرا(59)– سلام الله عليها – و امام باقر(60) – عليه السلام- آمده كه نشانگر آن است كه نماز يگانه وسيله و ابزاري است كه ريشه تكبر را از قلب انسان مي‌كند و يگانه سببي است كه آن شجره مذمومه را بنياد كن مي‌سازد(61)

11 – نماز جبران گناهان گذشته
 

هجوم و تلاشهاي شيطان و نفس، وجود جاذبه‌هاي گوناگون و تسويلاتي(62) كه براي انسان پديد مي‌آيد، موجب بروز اشتباهات و گناهان پياپي براي او مي‌شود به گونه‌اي كه امام سجاد – عليه السلام- در دعاي ابوحمزه ثمالي به پيشگاه خداوند كريم عرض حال بندگان معصيت كار را شرح مي‌فرمايد كه: «خَيْرُكَ إلينا نازلٌ و شَرُّنا اليك صاعدٌ و لم يَزَلْ و لا يزالُ مَلَكٌ كريمٌ ياتيك عنّا بِعَمَلٍ قبيحٍ.» يعني؛ «خدايا خير و احسان تو به ما فرو فرستاده مي‌شود و شر و بدكاري ما همواره به پيشگاه والاي تو عرضه مي‌گردد، به گونه‌اي كه ملائكه همواره در حال گزارش بديهاي ما در پيشگاه تواند.(63) »اين نحوه ارتباط بين خالق و مخلوق و اين سركشي و طغيان بنده كه عليرغم ضعف و نياز، با خالق مهربان خود به مخالفت برمي‌خيزد، اگر بدون تدارك و انعطاف ادامه يابد و جبران نشود هرگونه اميدي را نسبت به آينده منتفي مي نمايد و فاصله را، لحظه به لحظه بيشتر مي‌گرداند و انسان را مستحق عقاب و غضب خداوند متعال مي‌سازد.اگرچه انسان، جاهلانه و بي اعتنا، دوري از درياي رحمت حق را انتخاب مي‌كند اما هرگز خداي كريم و حليم كه به يكايك بندگان، محبتي فراتر از محبت پدر و مادر به فرزندان دارد به چنين جدايي قهرآميزي رضايت نمي‌دهد و او را براي حضور بر سر سفره آشتي فرا مي‌خواند و در قالب اذكار نماز به گفتگوي محبت آميز با خود فرا مي‌خواند(64) و با بياني سراسر مهر و اميد در قرآن مي‌فرمايد:«و أقِمِ الصلاة طرفَيِ النّهارِ و زُلَفاً من اللَّيْلِ، اِنَّ الحَسَنات يُذْهِبْنَ السيئات، ذلك ذكري للذاكرين» «و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا داريد و نيز در ساعت تاريكي شب كه البته (خوبي) نيكوكاريهاي شما، (زشتي و ) بدكاريهايتان را نابود مي‌سازد، اين يادآوري است براي اهل ذكر.(65)در روايتي از ابوحمزه ثمالي كه از امام باقر و امام صادق – عليه السلام- نقل مي‌كند آمده است كه: امير المؤمنين– عليه السلام- در مورد اميد بخش‌ترين آيه قرآن پرسيدند و هر كدام از ياران جوابي دادند آنگاه ايشان فرمودند: «...سَمِعْتُ حبيبي رَسُول الله – صلي الله عليه واله– يَقول : أرْجَي آيةً في كتابِ الله: و أقْم الصلاة طرفي(66)» مي‌باشد و مي‌افزايد:«يا علي وَالذَّي بعثني بالحق بشيراً و نذيراً إنّ اَحَدَكم لِيَقوم الي وُضُوئِهِ فَتُساقِطُ عَنْ جوارحِهِ الذُنُوب و عَلَيْهِ مِنْ ذنوبه شيءٌ كما وَلَدْتُه اُمُهُ»و پيامبر– صلي الله عليه و اله – فرمودند: «قسم به آن كسي كه مرا به پيامبري برگزيده است از وقتي كه انسان وضو گرفتن را آغاز مي‌كند گناهان او فرو مي‌ريزد و آنگاه كه به نماز مي‌ايستد و با توجه با خداي خود سخن مي‌گويد همانند روزي كه از مادر متولد گرديده از گناه بيرون مي‌آيد.(67) »همانطور كه بيان شد ياد خدا و ارتباط مستمر با اوست كه انسان را از غفلت نجات بخشيده و هر لحظه متوجه خدا مي‌كند و به فرمايش استاد شهيد مطهري (ره) : «به هر اندازه كه انسان به ياد خدا باشد كمتر معصيت مي‌كند، معصيت كردن و نكردن داير مدار علم نيست، داير مدار غفلت و تذكر است، به هر اندازه كه انسان غافل باشد يعني خدا را فراموش كرده باشد بيشتر معصيت مي‌كند و به هر اندازه كه خدا بيشتر به يادش بيايد كمتر معصيت مي‌كند.(68) »از نظر تعليمات اسلامي، هر گناه اثري تاريك كننده و كدورت آور بر دل آدمي باقي مي‌گذارد و در نتيجه ميل و رغبت به كارهاي نيك و خدايي كاهش يافته و رغبت به گناهان ديگر افزايش مي‌يابد.از سوي ديگر عبادت و بندگي و به ياد خدا بودن وجدان مذهبي انسان را پرورش مي‌دهد، ميل و رغبت به كار نيك را افزون مي‌كند و از ميل به شر و فساد و گناه مي‌كاهد، يعني تيرگيهاي ناشي از گناهان را زايل كرده و ميل به خير و نيكي را جايگزين آن مي‌سازد(69)نظرات مختلفي در مورد از بين رفتن گناهان بوسيله نماز وجود دارد از آن جمله برخي عقيده دارند كه منظور از اين گناهان، گناهان صغيره مي‌باشد نه گناهان كبيره چنانچه امير المؤمنين – عليه السلام- فرموده‌اند: «الصَّلواتُ الخمسُ كفارة ًلِما بَيْنَهُنَّ ما اجْتَنَبْتَ من الكبائر و هي التي قال الله «انّ الحسنات يُذْهِبْنَ السيئات.»«نمازهاي پنجگانه كفاره گناهان بين آنهاست تا آن زمان كه از گناهان كبيره بپرهيزد و اين تفسير همان سخن خداوند تبارك و تعالي است كه فرمود: نيكوكاريها جبران كننده بدي‌هاست.(70) »و شيخ بهايي(ره) نيز فرموده است: «واضح است كه گناهاني كه نماز آنها را از بين مي‌برد گناهان صغيره ست.(71) »اما در مورد گناهان كبيره، چون در بسياري از روايات به صورت عام و كلي گفته شده، گناهان بخشيده مي‌شود، مفسرين نظر داده‌اند كه: مراد از ذهاب سيئات اين مي‌باشد كه حسنات باعث توفيق ترك معاصي مي‌شود(72)به عنوان نمونه نماز حق الناس را از بين نمي‌برد ولي توفيق توبه و پاك شدن از آنها فراهم مي‌سازد.نماز وسيله شستشوي گناهان و مغفرت و آمرزش الهي است چنانچه در حديثي نقل شده كه پيامبر اكرم –صلي الله عليه وآله– از ياران خود سؤال فرمودند كه:«لَوْ كانَ علي بابِ دارِ أحدِكم نهرٌ و اغْتَسَلَ فِي كُلِّ يومٍ مِنه خمس مَراتٍ أكانِ يبقي في جسده من الدَّرنِ شيءٌ ؟ قلت : لا قال: فإنَّ مَثَلُ الصلاة كمثلِ النهرُ الجاري كُلَّما صلّي كَفَرَت ما بينَهُما من الذنوبِ.(73)«اگر بر در خانه يكي از شما نهري از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد آيا چيزي از آلودگي و كثافت در بدن او مي‌ماند؟ در پاسخ عرض كردند: نه فرمود: نماز درست مانند اين آب جاري است، هر زمان كه انسان نماز مي‌خواند گناهاني كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مي‌رود.»بنابراين، بايد همانگونه كه لباس و تن خود را از آلودگيها و ناپاكيها شسته و پاكيزه مي‌كنيم، دل و جان و روح خود را كه به هوسهاي تحريك شده و لجام گسيخته، خود خواهيها و چشم و هم چشمي‌هاي برانگيخته، غرور ناشي از پيروزي و كاميابي و يا عقده رواني ناشي از شكست و ناكامي و به دنبال آن حسد و كينه و انتقام ... آلوده شده را در چشمه صاف و زلال الهي يعني نماز شستشو داده و خود را به خدا، سرچشمه پاكي و كمال، نزديك سازيم(74)به اين ترتيب جراحاتي كه بر اثر گناه بر روح و جان انسان مي‌نشيند با مرهم نماز التيام يافته و زنگارهاي قلب او زدوده مي‌شود(75)وآتش‌هايي كه بر پشت خود حمل كرده خاموش مي‌گردد.پيرامون اين اثر معنوي نماز امام صادق – عليه السلام– فرموده‌اند:قال رسول الله – صلي الله عليه و اله –: «ما مِنَ صلاةِ يَحْضُرُ وَقْتَها إلاّ نادي مَلَكٌ بين يديّ الناس ايها النّاس قوموا إلي نيرانِكُم التّي اَوْ قَدْتَمُوُها علي ظهوركم فاطفؤوها بِصَلاتِكم»«هيچ نمازي وقتش فرا نمي‌رسد مگر آنكه ملكي ندا مي‌دهد؛ اي مردم برخيزيد آتشهايي كه (با گناه) براي خود افروخته‌ايد، با اداء نماز خاموش كنيد.(76) »

12 – نماز سدي در برابر گناهان آينده
 

نماز نه تنها در جبران گناه و پوشيده شدن آن نقش دارد بلكه مي‌توان از آن به عنوان سدي در برابر گناهان آينده نام برد چرا كه روح ايمان(77)را در انسان تقويت كرده و نهال تقوي را در دل او پرورش مي‌دهد و دو عامل «ايمان» و «تقوي» نيرومندترين موانع در برابر گناه مي‌باشد و اين همان نكته‌اي است كه در قرآن مجيد به آن اشاره شده است:«اُتْلُ ما اُوحِيَ اليكَ مِن الكتابِ و أقِمِ الصلاة، انّ الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر و لَذِكْرُ اللهِ اكبَرُ و اللهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون»«آنچه را كه از كتاب آسماني قرآن بر تو وحي شد بر خلق تلاوت كن و نماز را (كه بزرگ عبادت خداست) به جاي آر كه همانا نماز است كه اهل نماز را از هر كار زشت و منكر باز مي‌دارد و همانا ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه مي‌كنيد آگاهست.(78) »آيه شريفه نشانگر اين نكته ظريف و انسان ساز است كه فرمان نماز و انجام شايسته و بايسته آن لطف و مهر خدا به انسان است چرا كه نماز به انسان نيرو و تواني مي‌بخشد كه به گناه و زشتي،كه نه خرد سالم آن را مي‌پسندد و نه دين و آيين آسمان و درست، نزديك نشود.به بيان برخي از بزرگان و فرزانگان نماز بسان نگهباني خردمند و مراقبي دلسوز است كه با گفتار شايسته و پندآموز خود از انحراف نمازگزار به سوي ظلم و گناه جلوگيري مي‌كند(79) زيرا نماز عبادتي است كه در تمام حالاتش از قيام و ركوع و سجود و تشهد و سلام و ساير خصوصيات آن انسان را به ياد خدا وادار كرده و از نيت تا سلام به مقام عظمت حضرتش تذكر مي‌دهد(80) وقتي تكبير مي‌گويد خدا را از همه چيز برتر و بالاتر مي‌شمرد سپس به ياد نعمتهاي او افتاده،حمد و سپاس اوگفته واو را به رحمانيت و رحيميت مي ستايد آنگاه به ياد روز جزاي او افتاده، اعتراف بندگي او را كرده و فقط از او ياري مي‌جويد و صراط مستقيم را از او مي‌طلبد و از راه كساني كه مورد غضب الهي قرار گرفته و گمراه شده اند به خدا پناه مي‌برد(81)، لذا در قلب چنين فردي جنبشي به سوي حق و حركتي به سوي پاكي و جهشي به سوي تقوا پديد مي‌آيد و اگر شخصي علاوه بر توجه و عمل به آداب ظاهري نماز داراي روح خشوع و خضوع و توجه كامل به حضرت حق شد با ادا كردن فريضه نماز، غرق در درياي بي كران ذكر او شده و در اين مقام، موجي از معنويت و عظمت و سطوت خالق در قلب او پيدا مي‌شود كه سد نيرومندي در برابر گناه محسوب مي‌شود(82)به خصوص كه اين عمل چند بار در شبانه روز تكرار مي‌گردد، هنگامي كه صبح از خواب بر‌مي‌خيزد در ياد او غرق مي‌شود، در وسط روز زماني كه سرگرم زندگي مادي و در اوج گرفتاريهاي دنيوي است ناگهان، صداي تكبير موذن را شنيده، برنامه خود را قطع و به درگاه او مي‌شتابد و حتي در پايان روز و آغاز شب، پيش از آنكه به بستر استراحت رود با او راز و نياز كرده و دل را مركز دريافت انوار او مي‌سازد.هر نمازي به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهي از فحشا و منكر مي‌كند، گاه نهي كلي و جامع و گاه نهي جزئي و محدود، به اين معنا كه ممكن نيست كسي نماز بخواند و هيچ گونه اثري در او نبخشد، هرچند نمازش صوري بوده و آلوده به گناه باشد، البته اين نماز تأثيرش كم و اندك است، دليل گفتار ما اينكه اگر اينگونه افراد نماز نمي‌خواندند از اين هم آلوده‌تر بودند(83).در روايتي از پيامبر اكرم – صلي الله عليه و اله – : مي‌خوانيم:«مَنْ لَمْ تَنْهَهُ صَلوتُه عن الفحشاءِ و المُنْكَر لم يَزْدَدْ مِنَ اللهِ الاّ بُعْدًا.»«كسي كه نمازش او را از زشتي و گناه باز ندارد، جز دوري از خدا هيچ بهره‌اي از آن نبرده است.(84) »بنابر روايت نمازگزاران حقيقي، كساني هستند كه در پرتو ستايش و پرستش خداوند و ارتباط با جهان قدس به قصد قرب و طهارت، دامان به گناه و فساد نمي‌آلايند و زشتكاران بيراه و ستمگر را از فساد و انحراف و ستم باز مي‌دارند و در هر حال و هر مقام و هر زماني ياد و نام و راه خداوند براي ايشان از همه چيز و همه كس بزرگتر و محبوبتر و قرب و نزديكي به او ارزنده‌تر است(85)سؤالي در اينجا مطرح است كه :ظاهر آيه 45 سوره عنكبوت دلالت دارد كه نمازگزاران از فحشا و منكر دست مي‌كشند و ابداً گرد آنها نمي‌گردند در حالي كه بيشتر نمازگزاران فاسق‌اند بلكه بعضي از آنها از مشركين هم بد عمل‌ترند؟در جواب بايد گفت: آيه دلالت دارد كه نماز، انسان نمازگزار را از فحشا و منكر باز مي‌دارد و او را به امتناع از آن فرا مي‌خواند و هرگز آيه، دلالت ندارد كه نماز خواندن مانع ارتكاب فحشا و منكر مي‌شود، زيرا فرق است ميان نهي و انتها، به اين معنا كه مولي انسان را از كاري نهي مي‌كند حال بنده يا منتهي مي‌شود يا نمي‌شود و شكي نيست كه هر كلمه‌اي از نماز و هر حركتي از حركات آن نمازگزار را از معصيت خدا باز مي‌دارد و او را به اطاعت و فرمانبرداري حق تعالي وا مي‌دارد و چنين امر و نهي ارشادي و تشريعي است نه مولوي و تكويني(86)امام رضا – عليه السلام– در اين باره فرموده‌اند:«اما علت اينكه نماز بر مردم واجب شد آن است كه نمازگزار به ربوبيت خداوند متعال، اقرار و اعتراف كند و هر گونه شريكي را از ساحت قدس او به دور افكند و در پيشگاه خداوند جبار – جل جلاله – با حالت خواري و بيچارگي و فروتني و با اعتراف به ضعف خويش بايستد و چشم پوشي از گناهان گذشته خويش را از حضرتش خواستار شود. «والطلبُ لِلإقالَهِ مِنْ سالِفِ الذنوب(87)»، او هر روز صورت بر زمين مي‌گذارد تا بدين وسيله تعظيم خداي– عزوجل– را بنمايد و هميشه به ياد خدا باشد و آني او را فراموش نكند و سركشي و طغيان ننمايد تا اينكه حالت دل شكستگي و تذكر را از دست نداده و خواستار و راغب افزايش دين و دنياي خود باشد و نماز، موجب ياد خدا و تداوم ذكر او در تمام شب و روز مي باشد تا بنده سرور و تدبير كننده و آفريننده خود را فراموش ننمايد كه اگر فراموش كرد، ناسپاسي كند و گردنكشي آغاز كند ولي ياد خدا و ايستادن به نماز در پيشگاهش او را از همه گناهان باز مي‌دارد و از هر گونه فساد و تباهي جلوگيري مي‌كند(88)»«و يكونُ في ذكرِهِ لِرَبِّهِ و قيامِهِ بين يديهِ زجراً لَهُ عن المعاصي و مانعاً له عن أنواع الفساد(89)»و در ادامه به اين نكته اشاره دارد كه: «نماز به عنوان ياد خدا از ترك فحشا و منكر بزرگتر و مهمتر است چون نماز، كليد و رمز همه خيرات و خوبيهاست در حالي كه ترك فحشا و منكر بعض خيرات(90)، در واقع برتري نماز و ذكر خدا به خاطر آن است كه علت و ريشه محسوب شده و مايه حيات قلوب و بيداري دلهاست.و از آنجا كه نيات انسانها و ميزان حضور قلب آنها در نماز و ساير عبادات بسيار متفاوت است در پايان آيه مي‌فرمايد: «و خدا مي‌داند چه كارهايي انجام مي‌دهيد» چه اعمالي را كه در پنهان انجام مي‌دهيد يا آشكار، چه نياتي را كه در دل داريد و چه سخناني را كه بر زبان جاري مي‌سازيد، همه را خداوند مي‌داند(91)

13 – نماز شيرين كننده تلخي آزار دهنده مرگ
 

توجه به مرگ و عوالم بعد از آن و بر پايي قيامت آثار و بركاتي در زندگي انسان دارد كه مي‌تواند او را از ورطه نابودي و هلاكت برهاند.وقتي فرد دريابد كه دنيا فاني است و به زودي به سراي ديگري كه باقي است، منتقل شده و بايد حساب تك تك اعمال و افعال خود را پس بدهد خود را به يك دست گيرنده و پناه دهنده محتاج مي‌بيند و چون پناه دهنده و دادرسي جز معبود يكتا نمي‌يابد به سوي نماز حركت كرده تا خود را به مقام قرب او نزديكتر كند(92)و نماز او را براي روز واپسين و جوابگويي در مقابل حضرت حق - جل و أعلي – تمرين مي‌دهد.چنانچه برخي از بزرگان در بيان اسرار نماز گفته‌اند كه: «نماز نمونه‌اي است از كيفيت حضور در عرصه قيامت، پس بايد آدمي در نماز متذكر آن حالت باشد زيرا كه اذان اشاره به صور دوم و زنده شدن مردگان بوده و اقامه به جاي منادي پروردگار است كه بندگان را به موقف حضور مي‌طلبد و ايستادن رو به قبله اشاره به ايستادن در حضور رب العزة به جهت پرسش اعمال و جواب و سؤال مي باشد و چون بنده در موقف غرض ايستاد ابتدا شروع به تكبير و تحميد و تمجيد و ثنا و ستايش حضرت مالك الملوك مي‌كند و تكبيرات و قرائت اشاره به آنهاست پس به ركوع در مقام تعظيم برمي‌آيد و در آن وقت گويا خطاب الهي مي‌رسد كه اي بنده تو فلان عمل را كردي و فلان معصيت را مرتكب شدي و چرا چنين كردي؟ و ثنا و تعظيم تو امروز چه فايده براي تو دارد؟ پس راه ذلت و عجز و لابه و خاكساري پيش مي‌گيرد و خود را بر خاك مي‌افكند و به سجده مي‌رود و گويا خطاب مي‌رسد كه سر بر دار و جواب سؤال گوي و از عهده اعمال خود براي، پس سر بر مي‌دارد و زبان به توبه و استغفار مي‌گشايد و اظهار ندامت و پشيماني مي‌كند.
باز گويا خطاب مي‌رسد كه چه سود از توبه، اين روز چه اثر بر استغفار، در اين حالت پس باز آن بيچاره خود را بر زمين مي‌افكند و به سجده دوم مي‌رود و عجز و زاري و مسكنت و خاكساري مي‌كند باز خطاب مي‌رسد كه عجز، امروز چه اثر دارد با وجود عصيان تو در دنيا، سر از زمين بردار و جواب صحيح بيار، آن بنده مسكين سر بر دارد و به زبان حال گويد: « نام گنه مبر كه زبان جواب نيست.»پس چون دست خود را از همه جا كوتاه بيند دست در دامن اسلام زده و عرض كند كه خدايا، مقرّ و معترفم و به جز اينكه به يگانگي تو مقر بودم و به رسالت پيغمبر تو اعتراف داشتم، عملي ندارم، پس تحفه صلواتي بر پيغمبر و آل او – عليهم السلام – فرستد تا شايد بوسيله آن نجات يابد.باز گويا خطاب مي‌رسد كه اي بنده گنهكار و اي نامه سياهِ تبه روزگار! همين را از تو نخواسته بوديم پس در آن وقت آن بيچاره، حيران ماند و به راست و چپ خود نظر افكند و ديده به عرصات محشر گشايد و رو به شفيع عرصه محشر و ساير انبياي مرسلين و ملائكه مقربين و ائمه طاهرين – عليهم السلام – و بندگان صالحين خدا آورد و گويد كه امروز روز دستگيري و شفاعت است و هنگام رحم و عنايت پس سه مرتبه دستهاي خود را بلند كند و اشاره كند كه دست مرا بگيريد، اي دست گيران روز بازخواست.(93)و اينچنين است انساني كه هر روز پنج نوبت در عرصه محشر حضور مي‌يابد و متذكر مي‌شود، ديگر مرگ و انتقال به سراي ديگر براي او تلخ و شكنجه‌آور نيست بلكه نماز، تلخي، تلخ‌ترين چيز، يعني مرگ را به حلاوت تبديل ساخته و كاري مي‌كند كه مرگ براي انسان جشن باشكوهي جلوه كند كه به ديدار و ملاقات حضرت محبوب نايل مي‌آيد(94)از سوي ديگر چنين نمازي كه انسان خود را در محضر رب الارباب مي‌بيند چنين باوري را در نمازگزار ايجاد مي‌كند كه در قيامت مورد لطف و رحمت الهي قرار خواهد گرفت زيرا كه در احاديث آمده است كه پيامبر اكرم – صلي الله عليه و اله – فرمودند: «مَنْ حافَظَ علي الصلاة كانَتْ لَهُ نوراً‌و برهاناً و نجاةً يوم القيامة(95) »«يعني هر كه بر نماز خود محافظت كند روز قيامت داراي نور و دليل است و باعث نجات او در روز قيامت مي‌باشد.» و با وجود اين اثر معنوي ديگر از مرگ نمي‌هراسد.

پي نوشت ها :
 

1. سوره قريش (106)، آيه 3 تا 5.
2. با استفاده از محسن قرائتي، راز نماز براي جوانان، ص 12 و 41 و 42.
3. سوره معارج (70)، آيات 19 تا 22 : «انّ الانسان خُلِقَ هَلُوعاً، اذ مَسَُّهُ الشَّرُ جَزُوعاً، و إذا مَسَّهُ الخَيْرُ منوعاً، إلّا المُصَلين: انسان مخلوقي طبعاً حريص و بي‌صبر است، چون شر و زياني به او رسد سخت جزع و بيقراري كند و چون مال و دوستي به او رو كند و منع نمايد مگر نمازگزاران حقيقي.»
4. محمد رضا رضوانطلب، پرستش آگاهانه، ص 43،
5. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، اهميت نماز و وجوب آن، ص 23.
6. اخلاص، ضدريا، عبارت است از خالص ساختن قصد از غير خدا و نيت از ما سوي الله و عمل او از جميع شوائب و اغراض خالي باشد و از هرجهت، محض تقرب به خدا باشد. ملا احمد نراقي، معراج السعاده، ص 506 .
7. حسن راشدي، نمازشناسي، ج 1، ص 180.
8. سوره بينه (98)، آيه 5.
9. عباس عزيزي، سلامت روح، ص 87 .
10. «مسأله 947، اگر قسمتي از نماز هم براي غير خدا به جا آورد، نماز باطل است چه آن قسمت واجب باشد مانند حمد و سوره چه مستحت باشد مانند قنوت بلكه اگر تمام نماز را براي خدا به جا آورد ولي براي نشان دادن به مردم در جاي مخصوص مثل مسجد يا در وقت مخصوص مثل اول وقت يا به طرز مخصوص مثلاً با جماعت نماز بخواند . نمازش باطل است.»مؤسسه منتظران موعود، رساله مرجع، نظر امام خميني (ره)،ص 357.
11. محسن قرائتي، يكصد و چهارده نكته دربارة نماز، ص 49 - 48.
12. مردي از كوفه كه جزء حاملين اسرار ائمه- عليهم السلام – قبود و هفتاد هزار حديث ازامام باقر – عليه السلام – روايت داشت .
13. محمد باقر مجلسي، بحار النوار، ج 82 ص209، ح 19، س 4، ج 78، ص 183، ح 8 .
14. عباس عزيزي، همان، ص 85.
15. محي الدين حائري شيرازي، نماز، ص 4 - 3.
16. محمد دشتي،ترجمه نهج البلاغه، خطبه 193، ص 402.
17. محمد باقر مجلسي، همان، ج 43، ص 218، ح 49.
18. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، ص 895، زيارت عاشورا.
19. سيد بن طاووس، لهوف، ترجمه عباس عزيزي، ص 160.
20. همان، ص 218.
21. مرتضي مطهري، گفتارهاي معنوي، ص 97.
22. محسن قرائتي، همان، ص 47 .
23. فريد نهاوندي، رموز نماز، ص 65 .
24. محمد باقر مجلسي، همان، ج 82، ص 219، ج 37.
25. فريد نهاوندي، همان
26. حسن راشدي،‌نماز شناسي، ج 2، ص 201.
27. شيخ صدوق، خصال، ترجمه صادق حسن زاده، ج 2، ص 970.
28. فريد نهاوندي، همان، ص 55.
29. حسن بن فضل فضل بن حسن طبرسي، مكارم الاخلاق، ترجمه سيد ابراهيم ميرباقري، ج 2، ص 74 .
30. رشيد الدين ميبدي، كشف الاسرار و عدة الابرار، ج 10، ص 465.
31. سوره احزاب (33)، آيه 4.
32. جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 1، ص 43.
33. فريد نهاوندي، همان، ص 56.
34. شيخ صدوق، همان، ج 2، ص 730، ح 1090.
35. محمد وحيدي، دانستني‌هاي لازم از نماز، ص 232.
36. ابومحمد حرّاني، تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، ص 192.
37. عبد الله جوادي آملي، حكمت عبادات، ص 120.
38. محمد دشتي، نهج البلاغه، حكمت 32، ص 630.
39. حسن بن محمد ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1 و 2، ص 190.
40. سوره انعام (6)، آيه 72 - 71.
41. در اين ترجمه «له اصحاب» صفت براي «حيران» است و جملة بعدي كه با قل شروع مي‌شود خطاب مجددي به پيامبر است.
42. سيد ابراهيم سيد علوي، نماز در قرآن، ص 33.
43. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ترجمه علي كرمي، ج 4، ص 359.
44. حسن راشدي، همان، ص 178.
45. محمد رضا رضوانطلب، همان، ص 81.
46. محمد باقر مجلسي، همان، ج 82، ص 202.
47. محمد رضا رضوانطلب، همان.
48. محمد بن حسن حرّ عاملي، وسايل الشيعه، ج 3، ص 19.
49. سيد حسين موسوي راد لاهيجي، نماز از ديدگاه قرآن و حديث، ص 23.
50. عبدالواحد آمدي، غرر الحكم و درر الكلم،ترجمه سيد هاشم رسولي محلاتي، ج 2، ح 5207.
51. سيد ابراهيم سيد علوي، همان، ص 86 .
52. سوره بقره (2)، آيه 43. اين آيه در ادامه صحبت خداوند با بني اسرائيل و ذكر نعمتهاي آنهاست.
53. سوره حج (22)، آيه 35.
54. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسي، همان، ج 9، ص 283 - 282.
55. محمد حسين بهشتي، نماز چيست، ص 3.
56. علاء الدين حجازي، همان، ص 150.
57. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، همان، ص 22.
58. محمد دشتي، نهج البلاغه، حكمت 252.
59. محمد باقر مجلسي،‌ همان، ج 82، ص 209، ح 19، و محمد رضا حسن زاده طباطبائي، غم خانه فاطمه الزهراء ترجمه بيت الاحزان، ص 197.
60. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 7، ص 3100، ح 10572.
61. فريد نهاوندي، همان، ص 63.
62. تسويل يعني زشت را زيبا و زيبا را زشت جلوه دهد. حميد محمدي، مفردات قرآن، ص 151.
63. شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، الهي قمشه‌اي، دعاي ابوحمزه، ص 384.
64. محمد رضا رضوانطلب، همان، ص 36 - 35.
65. سوره هود (11)، آيه 114.
66. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسي، همان علي كرمي، ج 6، ص 58.
67. فضل بن حن فضل بن حسن طبرسي،همان و محمد باقر مجلسي، همان، ج 82، ص 220.
68. مرتضي مطهري، گفتارهاي معنوي، ص 85.
69. همو، سيري در نهج البلاغه، ص 96.
70. محمد باقر مجلسي، همان، ج 82، ص 233.
71. محمد وحيدي، همان، ص 229.
72. عبدالحسين طيب، اطيب البيان، ج 7، ص 137.
73. محمد بن حسن حر عاملي، همان، ج 3، ص 7.
74. محمد حسين بهشتي، همان، ص 6 .
75. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، همان، ص 20.
76. حسن بن فضل فضل بن حسن طبرسي، مكارم الاخلاق،‌ج 2، ص 73 و شيخ صدوق، ثواب الاعمال، ص 108، ح 143.
77. منظور از روح ايمان، ايمان به وجود خداوند، عقيده به رسالت محمد رسول الله- صلي الله عليه و آله -و امامت ائمه اطهار- عليه السلام و اذعان به روز قيامت است.
78. سوره عنكبوت (29)، آيه 45.
79. فضل بن حسن فضل بن حسن طبرسي، همان، ج 10، ص 749 - 748.
80. فريد نهاوندي، همان، ص 45، با تصرف.
81. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، همان، ص 13.
82. فريد نهاوندي، همان.
83. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، همان، ص 15-14 .
84. فضل بن حسن طبرسي، همان، ج 10، ص 750.
85. علاء الدين حجازي، همان، ص 158.
86. محمدجواد مغنيه ، تفسير كاشف ، ترجمه عبدالكريم بي‌آزار شيرازي و محمد باقر حجتي،ج 6. ص 111 .
87. محمد بن حسن حر عاملي، همان، ج 3،ص 4، ح 7.
88. سيد حسين موسوي راد لاهيجي، همان، ص 16.
89. محمدبن حسن حر عاملي، همان.
90. سيد محمد حسين طباطبايي، الميزان، ج 31، ص 219.
91. سيد كاظم صدر السادات دزفولي، همان ص 17 - 16.
92. حسن راشدي س، همان، ج 2، ص 141 - 140.
93.احمد نراقي، همان، ص 712 - 711.
94. با استفاده از حسن راشدي،‌ همان.
95. حسام الدين هندي، كنزالعمال، ج 7، ح 18971 .

منابع و مآخذ
*قرآن مجید ترجمه مهدی الهی قمشه ای .
1.دیلمی،حسن بن محمد : ارشاد القلوب،بیروت، موسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ چهارم، 1398 ه.ق.
2.مطهری، مرتضی : آشنایی با قرآن، تهران، صدرا، چاپ سیزدهم، 1377.
3.طیب، سید عبدالحسن : اطیب البیان فی تفسیر قرآن، ج ،تهران، کتابخانه اسلام، چاپ دوم، بی تا.
4.صدرالسادات دزفولی، سید کاظم : اهمیت نماز و وجوب آن از دیدگاه قرآن و حدیث اهل بیت عصمت و طهارت - علیهم السلام-، تهران، کتابخانه صدر، 1378.
5.مجلسی، محمد باقر : بحارالانوار،110 جلدی، تهران، المکتبه الاسلامیه،بی تا.
6.قرائتی، محسن : پرتوی از اسرارنماز، قم، ستاد اقامه نماز، چاپ سیزدهم، 1374.
7.رضوانطلب، محمد رضا :پرستش آگاهانه، تهران و مراکز ستاداقامه نماز، ستاد اقامه نماز، چاپ پنجم، 1381.
8..شفتی، سید محمد باقر: تحفة الابرار، به تحقیق سید مهدی رجایی، اصفهان، مسجد سید اصفهان، 1409 ه.ق.
9.حرانی، ابو محمد :تحف العقول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، آل علی، چاپ ششم، 1385.
10.مغنيه محمد جواد: تفسير كاشف ، ترجمه عبدالكريم بی آزارشیرازی، سید محمد باقر حجفی : قم و تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1376 .
11.اکبری،محمدرضا: تفسیر (روایی، عرفانی، اخلاقی و ...)نماز، اصفهان، شهید حسین فهمیده، چاپ سوم، 1375 .
12.مکارم شیرازی، ناصر و دیگران: تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1353 .
13.شیخ صدوق، محمدبن علی بن بابویه : ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه محمدعلی مجاهدی، قم، سرور، چاپ دوم، 1383 .
14.جوادی آملی، عبدالله: حکمت عبادات، تنظیم حسین شفیعی، قم، اسراء، چاپ چهارم، 1380 .
15.شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه : خصال المحموده و المذمومه، 2 جلدی، صادق حسن زاده،قم و تهران و شیراز و مشهد، فکر آوران، 1384.
16.وحیدی، محمد : دانستنی های لازم از نماز، قم و تهران و مشهد و سراسر کشور، بوستان کتاب، چاپ اول، 1384 .
17.قرائتی، محسن: راز نماز، برای جوانان، بی جا، سازمان تبلیغات اسلامی، 1369 .
18.نجفی، گودرز: راز نیایش، تهران، چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، 1380.
19.موسسه مطالعاتی منتظران موعود (عج): رساله توضیح المسایل محشی امام خمینی (ره) شش مرجع، مشهد، بارش، 1381 .
20.فرید نهاوندی، محمد: رموز نماز، مشهد، چاپخانه خراسان، 1331 .
21.عزیزی، عباس: سلامت روح، نماز و عبادت در تفسیر نمونه، قم، نبوغ، چاپ دوم، 1376.
22.مطهری، مرتضی: سیري در نهج البلاغه، قم، صدرا، 1354.
23.انصاریان، حسین: سیمای نماز، تهران، پیام آزادی، چاپ دوم، 1377.
24.واعظی نژاد، حسین: طهارت روح،تهران و دفاترستاداقامه نماز درسراسر کشور، ستاد اقامه نماز، چاپ یازدهم،1381 .
25.شیخ صدوق، محمدبن علی بن بابویه:علل الشرایع والاسلام،ج2،سید محمد جواد ذهنی تهرانی، قم، مومنین، چاپ چهارم،1384.
26.آمدی، عبدالواحد: غررالحکم ودرر الکلم،2جلدی،سید هاشم رسولی محلاتی،قم و تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1377.
27.حسن زاده طباطبایی، محمدرضا: غم خانه حضرت زهرا- سلام الله علیها- ترجمه بیت الاحزان شیخ عباس قمی، تهران، سفیر صبح، 1382.
28.حجازی، علاءالدین: فرهنگ نماز،بی جا،قائم،1335 .
29.میبدی، ابوالفضل رشیدالدین :کشف الابراروعدة الابرار، تهران، دانشگاه تهران،1331 .
30.متقی هندی، علاءالدین علی: کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، بیروت، الرساله،1401ه.ق.
31.مطهری، مرتضی:گفتارهای معنوی، تهران و قم، صدرا،چاپ هجدهم،1377 .
32.سیدبن طاووس، علی بن موسی بن جعفربن محمدبن طاووس: لهوف فی قتلی الطفوف، ترجمه عباس عزیزی، قم و تهران، صلاة، چاپ دوم،1381 .
33.طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن: مجمع البیان فی تفسیرالقرآن،16جلدی،علی کرمی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380 .
34.شیخ صدوق، محمدبن علی بابویه: معانی الأخبار،2جلدی،ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،چاپ دوم،1377 .
35.نراقی، احمد: معراج السعادة،قم، قائم آل محمد، چاپ دوم،1384 .
36.قمی، شیخ عباس: مفاتیح الجنان، ترجمه مهدی الهی قمشه ای،قم، جامعة القرآن الکریم، 1382 .
37.اصفهانی، راغب: مفردات الفاظ قرآن، بي جا، مكتبة المرتضويه، 1392 ه‍ .ق .
38.محمدی، حمید: مفردات قرآن، قم، موسسه فرهنگی دارالذکر، چاپ سوم،1381.
39.طبرسی، ابونصرحسن بن فضل: مکارم الاخلاق،2جلدی،ترجمه سیدابراهیم میرباقری، تهران، فراهانی،1355.
40.محمدی ری شهری، محمد: میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، چاپ سوم،1381 .
41.طباطبایی، محمدحسین: المیزان فی تفسیرالقرآن،ترجمه محمدتقی مصباح یزدی، قم، موسسه مطبوعات دارالعلم، چاپ دوم،1346 .
42.حایری شیرازی، محی الدین: نماز، قم و تهران و مشهد، انتشارات اسلامی، چاپ چهارم،1374 .
43.موسوی رادلاهیجی، سیدحسین: نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، بی جا، انتشارات اسلامی، چاپ چهارم،1374
44.عزیزی، عباس: نماز بانوان، صلاة، چاپ دوم،1381 .
45.ستاد اقامه نماز: نماز بهشت خلوت انس، ستاد اقامه نماز، چاپ چهارم، 1373.
46.بهشتی، سید محمد حسین: نماز چیست، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1345 .
47.راشدی، حسن: نمازشناسی، جلداول، تهران و دفاترستاد اقامه نماز، ستاد اقامه نماز، چاپ نهم،1384 .
48. نمازشناسی، جلددوم، تهران و دفاترستاد اقامه نماز، ستاد اقامه نماز،1380 .
49.دشتی، محمد: ترجمه نهج البلاغه، قم، پارسیان، 1379 .
50.پاینده، ابوالقاسم: نهج الفصاحه، اصفهان، خاتم الانبیا، چاپ دوم،1384 .
51.حرعاملی، محمدبن حسن: وسایل الشیعه، تصحیح عبدالرحیم ربانی شیرازی، تهران، المکتبه السلامیه،چاپ دوم،1384ه‍ .ق.
52.قرائتی، محسن: یکصد و چهارده نکته درباره نماز، بی جا، ستاد اقامه نماز، بی تا.



 

نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.