متن پيام اختصاصي علامه سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان در سالگشت شهادت دکتر شقاقی
درآمد
درخواست شاهد ياران از دبير كل حزب الله لبنان براي ارسال پيامي به مناسبت دوازدهمين سالگرد شهادت شهيد دكتر شقاقي مصادف با زماني بود كه دشمن صهيونيستي تقريباً محاصره غزه را كامل كرده بود و براي ايجاد رعب و وحشت، مكرراً دم از حملهاي تعيين كننده ميزد. از همين رو تصورمان بر اين بود كه شايد اجابت تقاضاي شاهد ياران دور از انتظار باشد. ليكن ايشان عليرغم بحران داخلي لبنان و مسائل مرتبط با انتخابات رياست جمهوري اين كشور، با بزرگواري متن زير را كه حاكي از نقش و جايگاه شهيد شقاقي در حساسترين، دشوارترين و خطرناكترين مرحله از تاريخ معاصر امت اسلامي و منطقه عرب در مبارزه با رژيم صهيونيستي است، براي ما ارسال داشتند.
بسم الله الرحمن الرحيم
آنچه كه ميخواهم درباره ابعاد شخصيت، و تجربه پربار شهيد دكتر فتحي شقاقي، در دوازدهمين سالگشت شهادتش بنويسم، از روي آگاهي و شناختي كه از نزديك از او داشتم ديدگاهم را بيان ميكنم. چرا كه به مدت هفت سال با يكديگر دوستي صميمانه داشتيم. از زماني كه در سال 1988 از فلسطين اشغالي به جنوب لبنان تبعيد شد، تا سال 1995 كه توسط عوامل جتايتكار موساد به دستور وبا نظارت اسحاق را بين نخست وزير پيشين دشمن صهيونيستي به شهادت رسيد، به مدت هفت سال با يكديگر ديدار و گفتگو مي كرديم. شهيد شقاقي (ره) بنيانگذار جنبش جهاد اسلامي فلسطين، ضمن اين كه انديشمندي توانا، و تلاشگر مسلمان و اصيل بود، يكي از نخستين پيشتازاني به شمار ميآيد كه جنبش اسلامي فلسطين رادر ميدان جهاد و مقاومت و رويارويي با طرح صهيونيسم در منطقه انتقال داد. اودرحساس ترين، دشوارترين و خطرناك تري مرحله از تاريخ معاصر امت اسلامي، وتاريخ منطقه عربي اسلامي، به مبارزه با اهداف و برنامههاي رژيم صهيونيستي اصالت بخشيد. با خون سرخ، فداكاري، شهادت، ايثار، بخشندگي، جهاد، مقاومت، بردباري، پايداري، اراده خستگيناپذير، شجاعت وصف ناپذير، خردمندي و حسن تدبير، مرحله نويني را پايهگذاري كرد. مرحلهاي كه مجاهدان در آن اوج گرفتند، درخشيدند. پيروزيهايي كه رزمندگان مقاومت در لبنان و فلسطين به ارمغان آوردند، دستاورد مرحلهاي است كه راه و رسم مقاومت در برابر اشغالگران و متجاوزان در آن استحكام يافت، و نقش ارزنده جهادگران شاخههاي نظامي وابسته به جنبشهاي اصيل و معاصر همچون حزب الله لبنان، جنبش جهاد اسلامي و جنبش مقاومت اسلامي (حماس) در فلسطين به روشني تبلور و تجلي يافت، تا خط جهاد اسلامي، از سوي افكار عمومي به حقيقت و واقعيت انكارناپذير و الگو و سرمشق شناخته شود و بيتالمقدس و مناطق پيرامون آنچه در لبنان و چه فلسطين به قبلهگاه آزاديخواهان، و مردان شريف تبديل گردد. و مجاهدان و سنگرنشينان اطراف آن مايه افتخار امت و سازندگان عظمت و عزت و پيشتازان آزادي و سربلندي قدس عزيز گردند. كساني كه از شخصيت و تجربه اين شهيد فرزانه، در روند فكر و انديشه و جنبش و جهاد او شناخت دارند، به روشني ميدانند كه شهيد شقاقي همه تلاش، فكر، وقت و توان خود را روي سه محور متمركز كرده بود. او با عزمي خستگيناپذير، اخلاص، صداقت، فداكاري، همه توان خود را براي تحقق اهدافش بر اساس آن سه محور به كار برد. اين محورها به قدري با اهميت هستند كه براي تحقق آنها شايسته است انسانها جان و مال و خون خود را نثار كنند. چرا كه پايبندي به اين سه محور، زمينه سازندگي، آزادي، استقلال، آينده درخشان، جايگاه توانمند، وحدت اعراب و مسلمانان را فراهم ميكند، در حالي كه چشمپوشي از آنها، اعراب و مسلمانان را ناتوان، سرافكنده وخوار نگه ميدارد. چشمپوشي از آن سه محور، اعراب و مسلمانان را در معرض يورش چپاولگران و غارتگران و فزونخواهان و تهاجم اشغالگران و زورگويان، و تحت سلطه نظامي و اقتصادي و فرهنگي و سياسي بيگانگان قرار ميدهد.
اين سه محور كه شهيد گرانمايه جان و زندگي خود را در راه آن فدا كرد عبارتند از:

اول: اسلام، زيربناي نهضت و عامل سربلندي امت
امت و اين منطقه جغرافيايي حساس و حياتي از جهان، به منظور نهضت مجدد، بازسازي وحدت، پيشرفت و شكوفايي همه جانبه و داشتن جايگاه ويژه ميان ملتهاي جهان و بر دوش گرفتن مسئوليت سنگين سازندگي زندگي برتر، توأم با سعادت، رفاه، ثبات، امنيت اجتماعي و تحقق اطمينان همگاني راهي جز بازگشت به اسلام ندارد. چرا كه اسلام مبناي اعتقادي مردم، نظام زندگي و حيات اجتماعي، وابستگي فكري و فرهنگي و اصول مكتب رهاييبخش آنان را تشكيل ميدهد. نخستين ابزار و شرط اين وابستگي، خودداري از دامن زدن به اختلاف، تفرقه، پراكندگي و پرهيز از قرار گرفتن در دام فتنهانگيزي مذهبي ميان شيعه و سني و طرد انديشههاي خشونت بار و تكفيري است كه آتش تعصب و كينه و شرارت و راه و روش خونين آن انديشه مسلمانان را داغدار كرده است.
شهيد فتحي شقاقي، با انديشه باز فرهنگي، روشنگرانه و اسلامي خود و به دور از تعصبات قومي، مذهبي، گروهي و منطقهاي، جهانبيني خود را متبلور ساخت. خط مشي خود را بر مبناي گفتمان، همكاري، همزيستي و تكامل ميان همه جريانات مسلمان، ناسيوناليست و مليگرا بر اساس حفظ يكپارچگي و رهنمون ساختن همه تلاشهاي زنده و امكانات بالقوه امت پايهگذاري كرد. آنها را به سوي دفاع از حقوق وآرمانهاي امت و رويارويي با تهديدها و چالشها رهنمون ساخت. مردم را به شركت همگاني و دوش به دوش هم در رستاخيز بزرگ رهاييبخش فرا خواند.
مرحوم شقاقي بر اساس اين ديدگاه، از معدود كساني بود كه شتابان در كنار انقلاب اسلامي ايران ايستاد. اين ايستادگي با صدور كتابي درباره امام خميني (ره) به عنوان «امام خميني تنها راهحل و جايگزين» تجلي يافت. شهيد شقاقي كه اين كتاب را پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران منتشر ساخت، در آن امام خميني (ره) را مرد قرن معاصر ياد كرد. او در طول حيات خود به پشتيباني از انقلاب، دولت و رهبران جمهوري اسلامي ايران ادامه داد و انقلاب اسلامي را اميد و آرزوي همه مسلمانان، صرف نظر از وابستگيهاي منطقهاي و مذهبيشان دانست.
دوم: فلسطين، عامل وحدت و رهايي است
امروزه فلسطين محوريت و مركزيت كشمكش ميان امت و دشمنان غارتگر و استعمارگران، به ويژه آمريكا، همپيمان استراتژيك رژيم غاصب و نامشروع صهيونيستي را تشكيل ميدهد. چنانچه ادامه اشغال فلسطين، نمودار سراشيبي سقوط امت، و بيانگر برتري طرحهاي سلطهگرايانه آمريكا و اسرائيل ميباشد. آزادي اين سرزمين از يوغ اشغالگران، نيز نشانگر ترقي، تعالي و توانمندي امت، و فروپاشي و شكست امپراتوري شرور آمريكا، و اقمار آن كشور به شمار ميآيد. چرا كه استكبار، فسادانگيزي و طغيانگري روي كره زمين، امروزه در آمريكا تجلي يافته است. ما استقرار زرادخانه نظامي آمريكا در منطقه خويش را سرآغاز تحميل سلطه آمريكا بر سرتاسر جهان ميدانيم. نظر به جايگاه قدس و اهميت و قداست آن براي مسلمانان جهان، صرف نظر از وابستگيهاي مذهبيشان، قضيه فلسطين، قضيه مركزي و نماد وحدت سياسي، ديني و جهادي آنان را تشكيل ميدهد.
آري شهيد فتحي شقاقي ابعاد و نقش پيوند سياسي، ديني و جهادي مسلمانان پيرامون محوريت قدس را چنين شناخته و انديشه و جهانبيني خود را بر اين اساس متبلور ساخته بود.
سوم: نقش مقاومت در رويارويي با اشغالگري و تجاوزگري و گسترش آگاهي عمومي
در عصر حاضر، و در شرايطي كه قدس عزيز، زير يوغ اشغالگران قرار دارد، و شبانهروز به مسجدالاقصي هتك حرمت ميشود، جهاد... چگونه ميتواند جهاد واقعي باشد، اما فلسطين مقصد جهادگران و قبله انظار مجاهدان نباشد؟ مقاومت... چگونه ميتواند مقاومت راستين باشد، اما جنگ با صهيونيستهاي غاصب براي توقف تجاوزگري آنها و رويارويي با اشغالگري آنها، عنوان اصلي و هدف نهايي مقاومت نباشد؟ شهيد شقاقي، به روشني درك كرده بود كه امروزه مقاومت در برابر اشغالگران اسرائيلي در سرزمين فلسطين از برجستهترين و شاخصترين نوع جهاد است. او بر اين باور بود كه معادله «اسلام، فلسطين و مقاومت» تنها معادلهاي است كه از نظر آزاديخواهان و انسانهاي غيور و شريف امت، شك و ترديد و شبهه ايجاد نميكند. معادله «اسلام، فلسطين و مقاومت» از ميان همه معادلات سياسي، تنها معادلهاي است كه ميتواند همه معادلات را دگرگون كند و پيروزيهاي درخشان و دستاوردهاي ارزشمندي پديد آورد. در پايان،احساس ميكنم كه شهيد شقاقي ميان ما حضور دارد، لحظههاي تعالي و درخشندگي، چيدن ميوهها و بركات پيروزيهاي پي در پي در لبنان و فلسطين را تماشا ميكند. آخرين اين پيروزيها، پيروزي الهي و تاريخي و استراتژيك مقاومت اسلامي لبنان در رويارويي با تجاوزگري دشمن صهيونيستي در ژوئيه سال 2006 بوده است. اين تجاوزگري كمتر از يك جنگ جهاني بر ضد حزب الله و مقاومت اسلامي لبنان نبوده است. اين پيروزي، نتيجه پايداري و ايستادگي مردم ما بوده، و خداوند به ما كمك كرد و با لطف و توفيق و عنايت خود بر دلهاي ما آرامش نازل كرد.
بنابراين، تجربه ثابت كرده، مقاومتي كه به ايمان متكي است و اولويتهاي مبارزه را تشخيص داده است، شايستگي تحقق پيروزي و بسيج و رستاخيز امت را دارد. مقاومت گزينهاي نيست كه از ميان گزينههاي گوناگون آن را انتخاب كرده باشيم. چه در مسير رويارويي با اشغالگري و تجاوزگري و سرنگوني طرحها و توطئههاي دشمنان، اين سرنوشت حتمي و اجتنابناپذير ماست.
خلاصه كلام، به درستي كه شهيد دكتر فتحي شقاقي يكي از بنيانگذاران جنبش مقاومت جهادگرانه عصر حاضر است. او يكي از برجستهترين انديشمندان و تئوريسينها واز پيشگامان رهبران عملياتي مقاومت بوده است. خداوند متعال، حيات او را با شهادت به پايان رساند، و اين مدال ارزشمند الهي را بر او منت نهاد، تا خون پاك او همچون چراغ فروزاني، روشنگر راه مجاهدان في سبيل الله باشد، آنگونه كه هنگام حيات با انديشمند و رفتار و روش خود روشنگر اين راه بوده است. اي ابا ابراهيم، خداي بزرگ تو را رحمت كند، بهترين پاداش را بر تو ارزاني نمايد. سلام بر تو روزي كه تولد يافتي... روزي كه شهيد شدي... و روزي كه دوباره برانگيخته ميشوي.
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 26