در اين مقاله، اصلي ترين عواملي که باعث نجات يافتن فضانوردان مأموريت آپولو 13 شدند از زبان يکي از مسؤولان مرکز فضايي جانسون شرح داده مي شوند؛ عواملي که برخي از آن ها کاملاً بر حسب اتفاق رخ دادند و به معجزه شبيه بودند!
فيلم هاليوودي
در فيلمي هاليوودي سه فضانورد از سانحه اي فضايي نجات مي يابند و حالا زندگي شان در دستان افرادي است که در مرکز کنترل مأموريت در ناسا شب و روز براي سالم بازگرداندن آن ها به خانه تلاش مي کنند.
شايد تصور کنيد درباره ي فيلم آپولو 13 ران هاوارد محصول 1374/1995 صحبت مي کنم.اما در واقع منظورم فيلم رهاشده (Marooned)محصول سال 1969/1348 است.وودفيل مي گويد:«ارتباط بين وقايع اين فيلم و حوادثي که در مأموريت آپولو 13 رخ داد غريب بود.»البته اين فيلم نه بر اساس رويدادي واقعي بلکه بر اساس رماني به همين نام نوشته ي مارتين کيدن ساخته شد که در سال 1969/1343 منتشر شده بود.داستان در رمان درباره ي يک فضانورد گيرافتاده در کپسولي شبيه فضاپيماهاي مرکوري بود، اما در فيلم طوري وقايع تغيير کردند که بسيار شبيه اتفاقات مأموريت آپولو 13 شد.
اما اکران اين فيلم هم زمان شده بود با حادثه ي آپولو 13 و جالب اينجاست که برخي از مهندسان و کارشناسان مرکز کنترل درست شب پيش از اين حادثه براي ديدن فيلم رهاشده به سينما رفته بودند!به نظر مي رسد که ديدن فيلم باعث شده بود که کارشناسان خيلي زود براي مشکل شارژ مجدد باتري هاي ماژول فرماندهي به تنيجه برسند.زيرا در فيلم هم فضانوردان مي بايست باتري هاي اضطراري فضاپيما را شارژ مي کردند.
وودفيل همچنين فهرستي از ديگر شباهت هاي فيلم رهاشده و مأموريت آپولو 13 تهيه کرده است:
*استفاده از دستگاه شبيه ساز بسيار شبيه به چيزي است که در عمليات نجات آپولو 13 هم استفاده شد.
*شخصيت گرگوري يک در فيلم اعلام مي کند که:«از تمام ظرفيت هاي ناسا و منابع صنعتي تا بيشترين حد ممکن استفاده کرديم.» درست همان طور که در حادثه اي آپولو 13 رخ داد.
*کنفرانس رسانه هاي برگزار شده در فيلم بسيار شبيه واقعيت آپولو 13 بود.
*فضانوردان فيلم رهاشده هم مانند فضانوردان آپولو13به اشتباه تصور مي کردند که فضاپيماي شان با شهاب واره اي سرگردان در فضا برخورد کرده باشد.
*توفاني مسير نجات را تهديد کرد، همان طور که در ماجراي آپولو 13 اتفاق افتاد و جالب اينکه هواشناس فيلم هم مسير توفان را اشتباه پيش بيني کرد؛ درست مانند هواشناسان در مرکز کنترل مأموريت آپولو 13.
*فرمانده هر دو مأموريت در فيلم و در واقعيت جيم نام داشت!
*نحوه ي برخورد فيلم با مسئله ي تمام شدن منابع غذايي خيلي شبيه رفتار فضانوردان آپولو 13 بود.
*پزشکان در فيلم از کم خوابي فضانوردان نگران بودند؛ درست مانند پزشکان در ماجراي آپولو 13.
قرار ملاقات در مدار ماه
سفر به ماه گام بزرگي بود، چراکه تا پيش از تحقق آن خيلي ها فکر مي کردند شدني نيست.در ابتدا بسياري از دانشمندان و مهندسان نقشه هاي بزرگي براي موشک هاي عظيمي داشتند که در داستان هاي علمي-تخيلي وصف شده بودند:فضاپيمايي يک تکه که از زمين بلند مي شد، روي ماه فرود مي آمد، و توانايي بلندشدن از روي ماه را هم داشت.اما برخي ديگر از مهندسان موشک سازي فکرهاي ديگري داشتند و همين منجر به بحث هاي شديدي شده بود.روشي که سرانجام براي رفتن به ماه انتخاب شد، مه نشين مجزا و کوچکي داشت.همين تصميم در عمليات نجات آپولو 13 به کار آمد.
براي رسيدن به ماه سه روش وجود داشت.روش نخست حالت فرود مستقيم (DAM)نام داشت که در آن از يک موشک عظيم-معروف به موشک سري نُوا-براي رفتن به سوي ماه، فرود بر آن، و بلندشدن از سطحش استفاده مي شد.روش دوم قرار ملاقات در مدار زمين (EOR)نام داشت که در آن دو موشک، نه به بزرگي موشک هاي ساترن 5، از روي زمين بلند مي شدند و به مدار زمين مي رفتند.در اين روش، موشک اول فضاپيماي آپولو را به همراه فضانوردانش به مدار زمين مي برد و موشک دوم سوخت اضافه را به مدار مي برد و در آنجا به آپولو منتقل مي کرد و سپس فضاپيما به سوي ماه رهسپار مي شد.روش سوم قرار ملاقات در مدار ماه (LOR)نام داشت که در آن فقط از يک موشک سه مرحله اي ساترن 5 استفاده مي شد و فضاپيماي آپولو به دو بخش ماژول فرماندهي و سرويس (CSM)و ماژول مه نشين (LM)تقسيم مي شد.اين گزينه آخرين انتخاب بود.
گزينه ي قرار ملاقات در مدار زمين خيلي زود کنار گذاشته شد، چون خطرات و هزينه هاي پرتاب دو موشک هم زمان و ملاقات آن ها با هم در مدار زمين بسيار زياد بود.شوروي ها گزينه ي فرود مستقيم را براي رسيدن به ماه انتخاب کرده بودند و گزينه ي ناسا هم در ابتدا همان بود.اما موشک N-1 شوروي دوبار در سال 1969/1348 روي سکو و حين پرتاب منفجر شد.به نظر مي رسيد که پرتاب چنين موشک عظيمي خيلي پيچيده باشد.اما طرح آخر، که در آن فضاپيما به دو بخش تقسيم مي شد، باعث بهره بردن از گرانش کم ماه در هنگام بلندشدن از سطح آن بود.بخش مَه نشين را مي شد خيلي کوچک و سبک طراحي کرد و به اين ترتيب از حجم، ميزان سوخت و پيشران لازم کاست.
پس ازانفجار درمخزن اکسيژن آپولو 13،مه نشين آکواريوس مانند قايق نجاتي در فضا نقشي دور از ذهن در نجات فضانوردان بازي کرد. فقط فرض کنيد که از روش فرود مستقيم استفاده مي شد.آنگاه پس از انفجار،با تمام شدن منابع غذايي و باتري ها،فضانوردان دوام نمي آوردند و بازگشت شان به زمين همراه کل فضاپيما به صورتي آتشين اتفاق مي افتاد.آنگاه فضاپيما، نه قايق نجات بلکه تابوت فضانوردان مي شد!
گروه هدايت مأموريت
شايد عبارت «آخرين اما نه کم اهميت ترين»هيچ کجا به اندازه ي اينجا مناسب نباشد.با اين که اين آخرين عامل است، مي توان گفت که در عين حال مهم ترين هم هست، هرگاه فضانوردان آپولو 13 درباره ي نجات شان صحبت مي کنند با احترام و سپاس از کارکنان زميني ناسا ياد مي کنند که در اين نجات سهم داشتند.
البته اين احترام و سپاس از سوي تمام مردم آمريکا براي آن ها بوده است و آن ها به پاس خدمات شان از رييس جمهور وقت ايالات متحده نشان آزادي دريافت کردند.ريچارد نيکسون، در هنگام اهداي اين نشان گفت:«ما معمولا از معجزات علمي حرف مي زنيم و فراموش مي کنيم که آن ها هميشه هم معجزه نيستند بلکه حاصل کار سخت در ساعت هاي طولاني همراه با هوش و درايت اند.مردان و زنان گروه مأموريت آپولو 13 روي زمين موجب همين معجزه شدند و واقعه اي بالقوه هولناک و تلخ را به يکي از نمايشي ترين عمليات نجات تاريخ تبديل کردند.سال ها برنامه ريزي و کار باعث نجات بود».
لبته وودفيل به درستي بر اين باور است که اين موفقيت فقط هم حاصل کار آن هايي نيست که نام شان در جايزه آمده است:«صدها نفر ديگر هم پشت اين ماجرا بودند که ديده نشدند اما سهم شان بزرگ بود.مي توان فهرست بلند بالاتري از کارهاي آن ها تهيه کرد که اگر هر کدام انجام نمي شد يا اشتباهي انجام مي شد ممکن بود منجر به فاجعه شود.البته از آنجايي که اين واقعه مربوط به 40 سال پيش است بسياري از اين مردان و زنان امروز در ميان ما نيستند.اما بي شک همه ي آن ها در زمان درست و در مکان درست بودند و برخي تصميم هاي آن ها در سال ها پيش از اين مأموريت نتايجي داشت که بعدها منجر به نجات اين مأموريت از فاجعه شد.»
منبع:نجوم شماره205