شهید فتحي شقاقي، ميان اسطوره و رؤيا
شهید فتحي شقاقي، ميان اسطوره و رؤيا


 





 
عبد ربه محمد اسليم، کارشناس مسائل سياسي فلسطين
درآمد
عبد ربه محمد اسليم با نگاهي به سير تاريخي استعمار فرهنگي غرب، طي دو قرن گذشته در سرزمين هاي اسلامي، ضرورت شناخت ابعاد اين هجوم ويرانگر را در گروه کسب معرفت و آگاهي نسبت به انديشه ناب اسلامي دانسته و تلاش مي کند که تحليلي روشن براي تبيين نقش شهيد شقاقي در گشودن باب چنين نگرشي نسبت به جهان معاصر در ميان مسلمانان ارائه کند. او که لازمه چنين رشدي را دست يافتن به علم و دانش وسيع و جهان بيني استوار مي داند تا ضمن داشتن توفيق همراهي اصولي با پيشرفت هاي ارزشمند بشري، از مراقبه اي که مي توان از بر هم خوردن تعادل فکري و ديدگاه هاي اعتقادي نسبت به عالم غيب و شهود پيشگيري کند نيز غافل نبود.
طرفداري از اسلام انتخاب لفظي و کلامي نيست که حرف «ي » که رسيد تمام شود. بلکه نوعي حساسيت و احساس تمايل شديد نسبت به اسلام بزرگ به عنوان شيوه زندگاني و روش و نماد رفتار اجتماعي و فرهنگي جامعه است. به همين دليل هجوم و حمله غرب به شديدترين وجه آن ادامه دارد، گرچه در بعضي جهات بر اثر توسعه و پيشرفت فکري و جنبش و جهاد مسلمانان درهمه جنبه هاي اجتماعي، شروع به عقب نشيني نموده است. ما در اين پژوهش سعي داريم تا به درون اين پرسش گام نهيم. پرسشي که ذات معرفتي در چارچوب انديشه شمولي آفاق اسلامي و پاسخگوي آن است اين که به معني تلاش شقاقي به ايجاد جرقه اين سؤال در ميانه جنبش اسلامي با همه ابعاد فکري و معرفتي و تعدد روش ها و جنبش ها در تمام سطوح، اين پرسش به منظور ايجاد انگيزه معرفتي و آگاهي بخشي بوده و در نتيجه ورود به اين سؤال براساس زمينه همراهي اصولي و متمدنانه است به طوري که تعادل فکري و ديدگاهي خود را درباره عالم غيب و شهود از دست ندهيم.
فتحي شقاقي رضوان الله عليه انديشمند اسلامي از رحم اين سؤال جهادي متولد شد بلکه اين سؤال عيناً نشان دهنده بينش و ديدگاه وي نسبت به جهان برخاسته از کانون مرکزيت فلسطين و مرکزيت هجوم همه جانبه غرب نوين و معاصر بر جهان اسلام مي باشد واين جاست که وي ميان نظريه و بينش و عمل و فعل جهادي جهت پاسخ به اين سؤال پيوند برقرار مي کند. از زمان شهيد امام حسن البنا رضوان الله عليه تا اين لحظات تاريخي عمل جهادي همچنان در جهان اسلام به ويژه سرزمين فلسطين روبه افزايش است. چه کانون اين کشمکش جهاني ميان برخورد سرسختانه والتربيه الشتويه؟ الخلاقه حسن البنا- رضوان الله عليه را واداشت تا گروه هايي از اخوان را جهت انجام عمليات شهادت طلبانه راهي سرزمين پاک و مقدس فلسطين نمايد. انديشمند شهيد فتحي شقاقي از دهه هشتاد دائماً درحال حرکت در وطن اشغال شده خويش است. در حالي که مژده به «وعدالآخر» مي دهد و تلاش مي کند تا الگويي جهادي پيشرو و انقلابي ارائه دهد که نماينده مقاومت مقدس باشد و بر اساس عقيده و تاريخ آن را در رأس اولويت هايش قرار دهد به ويژه آن که فلسطين آيه اي از کتاب خداي عز وجل است نه براساس يک عکس العمل سياسي و آني و غريزي اجتماعي و اقتصادي. بلکه براساس اصول فکري قرآني و مطالعات اسلامي، انقلابي تاريخ که سر چشمه اش از غار حراست تا بيت المقدس با آن پتانسيل ايماني عقيدتي که امواج تاريخي آن ريشه در نورالهي از طريق قرآن و تاريخ و حقيقت دارد.
او هنگامي که سخن مي گفت در وهله اول براي اسلام گراهاي سنتي اين سخنان، عجيب و غريب مي آمد و هم اينان سعي کردند تا با استفاده از پشتوانه و نقل تاريخي خود با اين واقعه معجزه آسا (انتفاضه اول) به مخالفت برخيزند.
شهيد شقاقي نماينده «نظريه انقلابي» پيشرو «بينش» جهادگرايانه متمدنانه در اين مرحله از تاريخ بوده که به شليک اولين گلوله هاي اين انتفاضه مبارک انجاميده است والحق که شهيد شقاقي انتفاضه را زماني که تنها در دل و جان ملت فلسطين در غليان بود از انزوا صحنه کشاند.
او آگاهي اسلامي و انساني را با انقلابي گري متمدنانه و امروزي و معجزه گونه خود از طريق جهان بيني خاص خويش و علم و دانش وسيع و ابداع شيوه جهاد و مقاومت، در نورديد تا آن شهيد شد و به سوي خدا پرواز کرد.
درحالي که توانست با اثبات نظريه خويش چالش انتفاضه دوم که همانا انتفاضه قطعي است را به وجود آورد که باعث اخراج دشمن صهيونيستي از نوار غزه گشت. با بررسي و مطالعه اين جريانات در مي يابيم که شهيد شقاقي در مسير شهيد حسن البنا و معلم شهيد سيد قطب حرکت کرده و از ميراث و شيوه و حرکتش الهام گرفت و سعي و تلاش نمود با اهداي خون خويش اين شيوه را به عنوان الگويي پيشگام و سرآمد از همه جنبه ها براساس پژوهش هاي قرآني و تاريخي و... معرفي نمايد. وي از کتاب «في ظلال القرآن» و «معالم في الطريق» اين کتاب نوراني و معروف سيد قطب که جان خود را بر سر آن در مقابله با طاغوت زمان يعني عبدالنامه از دست داد، تأثير فراواني پذيرفت.
اين انديشمند «شهيد فتحي شقاقي» نماينده نقطه شروع، تأسيس، حرکت و عمل جهادي و بينش ناب بود او در تشخيص بحران امت يا به عبارتي توسعه و پيشرفت ابزار معرفتي و جنبشي جهت مقابله با هجمه غرب که در رويا ويي با اسرائيل اين غده سرطاني نمايان است، موفق بود. وي همچنين درشناخت متون تاريخي به واسطه بينش نقد گرايانه و الگوي پيشرو تا حد رويايي در انتفاضه اول نيز موفق بود تا جايي که جنبش اسلامي به عنوان جزئي از بنيان اين جهان در دل و جان ما در جنب و جوش است و جزئي از رفتار و شيوه زندگي ما گشته بدون آن که نيرويمان را از دست بدهيم، بلکه در اثر عمليات متعدد و توسعه روشهاي آن نيرويمان نيز پيوسته افزايش مي يابد.
شقاقي و دوره پرسش و اکتشاف
از اواخر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد تحرکات شهيد شقاقي در ميان دانشجويان همانند باران پاييزي فرود مي آمد... و همواره در جستجوي خويشتن اسلامي و خويشتن حرکتي و جنبشي بود و به خواندن متن قرآن همان گونه که فرود آمده بود و از فراز تاريخ گذشته و به اکتشاف خويشتن ممتد خويش از غار حرا تا وعده آخرت که بتواند آينده پيشرو خود را بسازد مي پرداخت. دوره، دوره سؤال بود و زمان، زمان اکتشاف و زمان شکفتن و بارور شدن براي باز شناخت هويت اسلامي، انقلابي متمدن خويش. او همواره بر جاري ساخت. چشمه مهر اسلامي در دل و جان ملتهاي خارج از صحنه که برخي به آنها همانند گله گوسفند نگاه مي کردند يا به نظر برخي، کافر و خارج از اسلام مي نمودند، تأکيد مي کرد.
اين انديشمند اسلامي سعي در پيوند ميان نص قرآن و سير حرکت تاريخ جهت ايجاد فضاي جنبشي تکامي يافته مانند يک طرح و يک مفهوم و عمل انقلابي پيشرو، داشت که درک کلاسيکي و سنتي موجود در آن دوره را در سطح جنبش اسلام گرايانه در مسأله انديشه و ابداع در جنبش و آگاهي را پشت سر بگذارد. او به اين منظور همواره در سير و سفر در ميراث فرهنگي بود تا بتواند با توشه اي از نور به سوي آينده بازگردد.
«وعده آلاخره» (وعده قرآن براي شکست نهايي يهود و اخراج هميشگي آنان از فلسطين) وي فعاليت هاي جنبشي اش را در خارج از فضاي کلاسيکي جنبش هاي اسلامي آغاز نمود. بلکه او پيشرو در طرح اين واژه بود. من نيز در او دقيق گشتم وآن درخشش و گرمي اسلام را در وي يافتم. وي در جستجوي اصالت و شموليت آگاهي براي ايجاد فضاي حرکت و جنبش اسلامي بود. (ما جنبش جهاد اسلامي در فلسطين را در سطح فلسطين نمي خواهيم و گرنه ما سختي و مشکلات قيام و نهضت و ادامه آن و خارهاي کف پا و گل آتش را در دست تحمل نمي کرديم). شهيد شقاقي تحت تأثير شهيد حسن البنا و معلم شهيد سيد قطب و انديشمند ايراني علي شريعتي و انديشمند جزايري مسلمان سوداني ابوالقسام حاج محمد - رح- به ويژه کتاب پيشگام و بي نظيرش «العالميه الاسلاميه الثانيه» بود. اما بزرگ ترين تأثير وي از حضرت امام خميني بود که گويي وي را سحر و جادو کرده بود و اسير گسترش انقلاب اسلامي که حضرت اما آن را در ايران عزيز بر پا کرده بود. شده بود و بصورت هم پيمان اسلامي و طبيعي وي درآمده بود و بدين گونه در شعارهاي انقلاب اسلامي و سخنراني هاي امام ذوب شد. او سخنان امام را در فلسطين چاپ و منتشر مي نمود تا جوانان از روح اين انقلاب فروزنده سيراب و از چشمه حرکت هاي بيدار و انقلابي درايران آن روز بنوشند. اين انديشمند شهيد رضوان الله عليه برخط جهادي عمل ديگري را اضافه نمود. او فروزندگي و روشني را به نهاد و بنيان کلاسيک فکري و فرهنگي فعاليت هاي اسلامي - فرهنگي که مدت ها به همان حالت مانده بود ارزاني کرد و جرقه اي باعث ايجاد آگاهي اسلامي به وسيله رجوعش به نصوص قرآني و آگاهي اصيل تاريخي شد و اين رشد آگاهي فرهنگي در مجلات و نشريات و تشکل ها متجلي مي شد و داراي اثري منحصر به فرد و برهم زننده مفاهيم رايج بود به همين دليل جناح دانشجويي و جوانان تجددخواه در سراسر وطن به وجود آمدند که به گروه دانشجويان مستقل معروف شدند. اين گروه دانشجويي از نص صريح قرآن به همان صورت که بر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده بود، الهام مي گرفت و به بازخواني تاريخ با سلاح آگاهي و انقلابي گري و پيشروانه پرداخته، مفاهيم آن را در دل و جان و ضمير آگاه خويش نسبت به مسأله فلسطين، (با مفهوم آگاهي وانقلاب) جاي دادند.

شهید فتحي شقاقي، ميان اسطوره و رؤيا

فتحي شقاقي و پرسش از نص قرآني
انديشمندان همواره دغدغه جهاني را دارند که براساس علم و معرفت باشد. نظراتي را براي به مرحله عمل آوردن افکار خود پيشنهاد مي دهند که نظرات و روياهاي متعالي است جهت بيرون آمدن از وضعيت کلاسيکي و رايج و پشت سرگذاشتن آنها به سوي تعالي مردم، تعالي همراه با پيش بيني هاي موجود در متون قرآني که به واسطه آگاهي ذاتي به انسان مجاهد، حضور درک و فهم آن را مي بخشد، «عبادالنا» (بندگاني براي ما)... «ليسيئوا» (که بدي کنند).... «ليدخلوا» (که داخل شوند)... «ان عادوا فعدنا» (اگر بازگردند ما نيز برمي گرديم)...
فتحي شقاقي اين متفکر انديشمند همواره تاريخ و ژرفا و حقيقت ايده قرآني را به ما بخشيده تا به پرسش مرحله اسرائيل و شيوه اسلام در شکل گيري نوراني عرفان همان گونه که در رويا است، برسيم.
مطالعات وي نتيجه لقاح نابغه گونه ميان ويژگي هاي مشترک سني ها و شيعيان بوده است. وي در منزلي متواضع نشأت يافت. متولد اردوگاه پناهندگان رفح درسال 1951 ميلادي است و بزرگ ترين فرند به حساب مي آمد. هنگامي که 16 ساله بود تمايلات داشت. او آن زمان در دانشگاه بيروت درکرانه ي باختري درس مي خواند و در رشته رياضيات فارغ التحصيل شد و در مدرسه نظاميه قدس مشغول تدريس شد. وي آن زمان به فعاليت هاي جنبشي تمايل داشت و اين مسأله روي تمايلات اسلامي اش منعکس شده، باعث شد هنگامي که مشغول تحصيل در رشته پزشکي دانشگاه زقازيق مصر شد وارد فعاليت هاي گروه هاي اسلامي شود. پس از آن در خط و ربط فکري با اخوان المسلمين اختلافاتي پيدا کرد واز اين جا بود که به همراه تعدادي از دوستانش جنبش جهاد اسلامي را در اواخر دهه هفتاد بنياد نهاد. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني انديشه هايش با خط فکري امام تلاقي پيدا کرد و از اينکه در جريان انقلاب اسلامي ايران حضور ميليوني ملت با اين وسعت بي نظير اعجاب وي را برانگيخت و اين همه انگيزه مردمي و ملي به سوي اسلام بزرگ و اصيل و انقلابي برايش شگفت آور مي نمود. پس از آن وي به نوشتن کتاب معروفش به نام «الخميني الحل الاسلامي والبديل» «خميني راه حل اسلام و جايگزين» را به رشته تحرير در آورد که بر اثر صدور همين کتاب در سال 1979 بازداشت شد که پس ازمدتي آزاد شد اما بار ديگر در همان سال بازداشت و در زندان قلعه به مدت 4 ماه زنداني شد.
متفکر بزرگ شهيد فتحي شقاقي از معدود انديشمنداني است که صاحب بينش نصي و پيش گويي گونه درک پاسخ به پرسش زمان و مسأله «وعده الاخره» است. زيرا او فرزند نسلي است که دوره اش با شکست هاي متوالي همراه بوده و مرحله ناصريسم و شيوه هاي غير اسلامي (انور) ساداتي و فضاهاي جهادي که بر اساس افکار جهاد گرايانه پيشرو «وعده الاخره » تأسيس شد تا بتواند پاسخي به پرسش زمان به عنوان طرحي هماره با شناخت انقلابي جنبشي در مراحل تأسيس و آغاز و فعل، داده باشد.
شهيد شقاقي طرح اسلامي انقلابي خود را در اواخر دهه هفتاد و ابتداي دهه هشتاد بارها در مجله المختار الاسلامي و مجله الطلبعه الاسلاميه منعکس نموده بود تا افکار و برنامه هاي خود را در مرحله بعد و آينده نمايان سازد. شايد همت تفکر انقلابي، وي را پيشگام جستجوگران خويشتن اسلامي، اما تحقير شده خويش قرار داد که زير چرخدنده هاي درگيري هاي ميليتاريستي امت را با تزها و اکاذيب خود فريب داده وله کرد. همه اين ها به حق، وي را در طور معرفتي بسيار بالايي از لحاظ نوع انديشه و بيان برگرفته از آن به نصوص مقدس (قرآن).
او بوسيله ابزار عالي معرفتي نقصي (قرآني) و از طريق کشف و شهود الهامات، پلهاي فرهنگي جنبش را ميان جلوه فرهنگي قرآن و جلوه حرکت جنبشي قرآن بر پا کرد. او همواره سعي مي کرد از فلان پژوهش ها و مطالعات به نصوص قرآني به درک مسائل جهان و وجود و جنبش و حرکت روحي و انقلابي رسيده تا از اين طريق به تفکري جهادگرانه پيشرو براي ضديت و مبارزه با رژيم سرطاني اسرائيل، دست يازد. به همين دليل برخلاف جريان آب و وضع موجود شنا کردن را آغاز کرد و الگوي عمليات جهادي نوين و زيبايي را پايه گذاري کرد.
ارکان فرهنگي جنبش نزد شهيد شقاقي
1- مطالعات زنده و پوياي قرآني.
2- تکنيک به فعل در آوردن قرآن در يک تشکيلات جنبشي حرکتي متکامل و برتر.
شقاقي و معنويت روحي
شهيد شقاقي الگويي است که هر مجاهدي در برابر آن با عنوان اسطوره عشق الهي و عروج روحي و شفافيت فکري سر تعظيم فرود مي آورد و اين خود شاخصي بر استثنا بودن زمان و مکان مي باشد. وي جهان دروني و بروني را در چارچوب انديشه عالم وجود را به گستردگي دوران فلسطيني مي ديد و به همين دليل اين تفکر و نظريه به واقع حرکتي و جنبشي را شيوه اي وجودي مي دانست که انگيزه هاي نوراني، امکان بيداري و نهضت مستمر انقلابي براساس خط امام حسين (ع) و شيخ مجاهد شهيد عزالدين القسام (رض) را ارزاني مي دارد و اين شعار را سر مي دهد «المجاهد خمردمه» مجاهد خونش در جوش است واعراس الدم و الشهاده و «عروسي هاي خون و شهادت» و با تأمل در اين شعارها به سوي روابط جهاد گرانه اي که در حرکت وي به سوي علو روح و دربعد يقيني آن - آسمان و بعد مقدس زميني - محشر - محشر از بعد شاهد و شهادت - شاهد و شهيد، رهنمون مي شود. «عبداً لنا اولي باس شديد فجاسوا خلال الديار وکان وعداً مفعولاً» پس شهيد شقاقي نماينده:
1-پاسخ روشن درباره اين معني که مسلماني انقلابي و حرکتي، مجاهدي جنبشي، در زماني باشي که در آن اصول، فداي فروع و حاشيه ها شده باشد.
2- شرط بندي و خطر کردن بر عمل جنبشي انقلابي در چارچوبه فرهنگي که سعي دارد ميان قرآن و تاريخ پيوند و انسجام برقرار نمايد.
3- فلسطين قلب است. عربي و اسلامي است. مرکزيت مسأله فلسطين از نظر عقيدتي و تاريخي و واقعيت و حال فعلي و آينده آن.
شقاقي و فرهنگ شهادت طلبي
از شروع اولين جرقه انتفاضه مبارک به همت دستان بخشنده آن شهيد- قرآن و تاريخ درحرکتي الهي و اوج گيرنده به سوي وجه الله و دروازه هاي قدس، يکديگر را در آغوش گرفته اند. به گونه اي که شهيد شقاقي (رض) گرسنگي و عطش و ناله هاي انقلابي و الهي آن را با سر دادن تکبير وحمد و ثناي خدا با عمل انقلابيش سيراب و بدان پاسخ گفته است ( همواره تا رمز شهادت با شما مي مانم خود را قرباني مي کنم. خون خود بلکه ثانيه هاي عمر خويش همه توان خستگي ناپذيرم را فداي اين راه مقدس مي نمايم). دعوت مي کنم همه امت را به طرفداري از ملت مسلمان فلسطين که با توکل به خدا شروع به مقابله با تانک هاي اسرائيلي به وسيله سنگ هاي مقدس و سينه سپر شده با انگيزه ايمان عميق خويش به پيروزي و آزادي ميهن اسلامي، نموده است.
لازم به ذکر است تلاش هاي شجاعانه شهيد شقاقي درحفظ و ادامه اين انتفاضه مبارک از انحراف و سقوط در چاله هاي رسمي نظام هاي عربي و خط سازمان آزادي بخش فلسطيني که با همه خبث طينت خود سعي در خاموش نمودن آتش انتفاضه از طريق امضاي موافقتنامه هاي اروننگين مانند موافقتنامه اوسلو نمودند. شهيد شقاقي همواره بر آزادي حقيقي که سر چشمه از ايمان مردم به عظمت دين اسلام عزيز گرفته است، تأکيد مي کرد. معتقد بود که پيمودن راه هايي ديگري جز اين، همگي وهم و سراب و رويا و آب در هاون کوبيدن است.
در حالي که انتفاضه داشت در دل وجان ملت فلسطيني ريشه مي دوانيد و بالا مي گرفت. تلاشهايي از سوي نظام هاي عربي و بين المللي جهت خاموش ساختن آن، شروع شد... و در همين اثنا به هنگام بازگشت شهيد شقاقي از ليبي درجزيره قبرص در تاريخ 26/ 10/ 1995 به وسيله دست هاي پليد موساد اسرائيل و مزدورانش ترور شد و رژيم صهيونيستي براي توجيه اين مسأله مسئوليت آن را بر دوش عمليات شهادت طلبانه دوگانه اي که دو نفر شهادت طلب به نام هاي صلاح شاکر وانورسکر، انجام داده بودند انداخت و بدين گونه اين شهيد بزرگوار به ملکوت اعلاء پيوست. اين انديشه روياگونه شهيد شقاقي اتلافي قرآني - تاريخي، فعال در صحنه زمان ايجاد کرده است. او راه را براي خضوع در برابر واقعيت براي ايجاد واقعيتي ديگر که موافق حرکت تاريخ باشد، در نتيجه اين انديشه از نظر ذاتي و موضوعي متکامل است. چه اين که مطابق «وعده الاخره» اي است که خود پيش بيني آينده است. در واقعيت حال فعلي ما و اين همان است که نامش را «سؤال مقدس» - «فروزش مقدسي که از نيروي عظيم روحي سرشار است و اين روحيه همان جهاد است که حساسيت امت است. تشنه شهادت بودن اين شهيد، وي را به باز کردن کامل درها دراين کشمکش عقيدتي ممتد از غارحراء... وادار نمود. فاذا جاء وعدا ولاهما بعثنا عليکم عباداً لنا اولي باس شديد فجاسو خلال الديار و کان وعداً مفعولاً. ثم رددنالکم الکره عليهم وامددناکم بأموال و بنين و جعلناکم اکثر نظيراً. ان احسنتم لانفسکم وان اسأتم فلها. فاذا جاء وعدالاخره ليسيئوا وجوهکم و ليدخلوا المسجد کما و دخلوه اول مره وليتبروا ما علوم تبتيرا. عسي ربکم ان يرحمکم و ان عدتم عدنا وجعلنا جهنم للک مزين حصيراً.سوره اسراء آيه 5-8. عذر مي خواهم برادرم هزاران عذر که سعي مي کنم به تو نزديک شوم. نزديکي بنيادين و اصولي ميراث تو را براي بازکردن اين کلمه سر و تلاشم براي درک اين راه و اين شيوه، پيش روي تو قرار مي دهم. من به پاکي و طهارتت و نور فروزان و زيباي الهيت نزديک مي شوم، اما تو گويي گسترده تر از يکبار سعي و تلاش و به بيش از يک ديدار نياز داري و به بيش از يک تلاش هزاران عذر.... هزاران!
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 26