عضویت العربیة
دوشنبه، 31 شهريور 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام علی علیه السلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد. غرر الحکم، ج 2، ص 484
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/جهان سياست/نظريه ها و انديشه هاي سياسي /اندیشه سیاسی در اسلام/اخلاق و سیاست نزد فارابی

تبلیغات
آخرین مقالات
تعادل در اقتصاد باز

تعادل-در-اقتصاد-بازنظريه ی نرخ ارز نام نظريه ی برابري قدرت خريد (نظريه ی ppp) يک دلار (يا هر ارز ديگر) بايد بتواند در تمام ادامه ...

اقتصاد کلان باز چيست؟

اقتصاد-کلان-باز-چيستوقتي شما تصميم مي گيريد که يک خودرو خريداري کنيد احتمالاً آخرين مدل هاي پيشنهادي دو کارخانه ی «فورد» ادامه ...

نخستين نظريه ی تعيين نرخ ارز

نخستين-نظريه-ی-تعيين-نرخ-ارزنرخ هاي ارز در طول زمان تغييرات اساسي زيادي داشته اند. در سال 1970 ارزش يک دلار امريکا معادل 3/65 مارک ادامه ...

نرخ هاي حقيقي و اسمي ارز

نرخ-هاي-حقيقي-و-اسمي-ارزعلاوه بر اندازه گیری مقدار جريان کالاها و خدمات و جريان سرمايه بين کشورهاي مختلف کارشناسان اقتصاد کلان ادامه ...

هزينه هاي تورم

هزينه-هاي-تورمدر اواخر دهه ی 70 در امريکا هنگامي که نرخ تورم به حدود 10 درصد در سال رسيد، بحث هاي مربوط به تورم بر ادامه ...

نظريه کلاسيک تورم

نظريه-کلاسيک-تورمنظريه ی مقداري پول، غالباً نظريه ی سنتي يا کلاسيک ناميده مي شود، زيرا از سوي گروهي از پيشگامانِ تفکرات ادامه ...

رشد پول و تورم

رشد-پول-و-تورمامروزه براي خريد يک بستني قيفي بايد يک يا دو دلار پرداخت کنيد، ولي 60 سال قبل وضعيت بسيار متفاوت داشته ادامه ...

سياست و بحران در اقتصاد باز

سياست-و-بحران-در-اقتصاد-بازبا در اختيار داشتن يک الگوي جامع که به خوبي چگونگي تعيين متغيرهاي کليدي اقتصاد کلان در يک اقتصاد باز ادامه ...

عرضه و تقاضاي نرخ ارز

عرضه-و-تقاضاي-نرخ-ارزاز دهه ي 1990 به بعد، واردات کالاها و خدمات امريکا بيش از صادرات اين کشور بوده است. به عبارت ديگر در ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 440 بار

سه‌شنبه، 24 بهمن 1391

اخلاق و سیاست نزد فارابی
اخلاق و سیاست نزد فارابی

نویسنده: دکتر سید محمدرضا احمدی طباطبایی




 
فارابی در کتب متعددی از اخلاق سخن گفته است. البته آموزه های عمده ی وی در این موضوع را می بایست در کتاب موسوم به رساله ی «فی التنبیه علی سبل السعاده» جستجو کرد. فارابی مانند افلاطون هدف عمده از تمسک به اصول اخلاقی را تحصیل سعادت می داند.(1) این رساله در سال 1346 در حیدرآباد دکن (هند) در 26صفحه منتشر شده است. فارابی در ابتدای این کتاب در تعریف سعادت اشعار می دارد. سعادت غایت و نهایت چیزی است که هر انسانی شوق رسیدن به آن را دارد و حصول سعادت انسان را از تعقیب اهداف دیگر مستغنی می کند. فارابی سپس به اخلاق و افعال پسندیده و ناروا می پردازد و از قوه تمیز و تشخیص انسان سخن به میان می آورد. در کتاب تحصیل السعاده فارابی، محیط را عامل عمده و اصلی در تکوین شخصیت اخلاقی و رفتاری انسان می داند و اعلام می کند که انسان از نظر وراثت دارای سرشت پاک یا ناپاک نیست بلکه نفس انسان نسبت به نیکی و بدی به تعبیر علم منطق «لابشرط» است و آنچه براخلاق و رفتار آدمیزادگان تأثیر می گذارد عوامل محیطی است. فارابی در رساله ی «التنبیه علی سُبُلِ السعاده» سعادت را بالاترین خیرها می شمرد و معتقد است هر قدر انسان برای نیل به این خیر تلاش کند سعادت او کاملتر خواهد بود. وی در گفتمان فلسفی -اخلاقی خود درباره ی رفتار اخلاقی چنین می گوید:
«برخی از اعمال انسان درخور ستایش است و برخی شایسته ی نکوهش، و برخی نه درخور ستایش و نه درخور نکوهش». دسته اول شامل سه قسم است:
1- اعمال بدنی، 2- حالات انفعالی، 3- اعمالی که از روی فکر و تأمل انجام می شود و سعادت جز به ممارست کارهای نیک و شایسته از روی میل و پی درپی حاصل نگردد. آدمی در انجام اعمال نیک آزاد است، انسان بالقوه دارای خصالی است که او را به تقویت این اعمال یاری می دهد تا آنگاه که (انجام کارهای نیک)در او ملکه و عادت گردند و چون ملکه شدند به آسانی زائل نشوند. فارابی یادآور می شود که اخلاق پسندیده و ممدوح و اخلاق ناپسند و مذموم، در اثر ممارست در وجود آدمی مخَّمر می شود و اگر کسی از اخلاق پسندیده دور باشد می تواند در اثر عادت و استمرار آن را تحصیل کند. فارابی عادت را حاصل انجام یک عمل واحد پی درپی و بسیار در زمانی طولانی و اوقاتی نزدیک به هم می داند.(2) فارابی در تبیین دیدگاه خود درباره اعمال نیک و پسندیده تحت تأثیر آراء ارسطو درباب «ضرورت اعتدال و حد وسط» در امور زندگی و اخلاقی است. نظریه اعتدال و حد وسط که در متون اسلامی نیز علی الاصول مورد تمجید واقع شده است، در آموزه های ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخس» از اعتبار وافری برخوردار است. این نظریه بر بسیاری از آموزه ها و اندیشه های سیاسی ارسطو منشأ تأثیر بوده است. ارسطو معتقد بود که صفات اخلاقی پسندیده خود حد وسط میان افراط و تفریط است. مثلاً شجاعت حد وسط میان ترس و گستاخی و بی پروائی است و یا سخاوت حد وسط میان اسراف و خست است. در حوزه ی سیاست نیز ارسطو معقتد بود طبقه متوسط در اجتماع علی الاصول از سلامت بیشتری برخوردارند و در تعادل جامعه نقش مهمی ایفاء می نمایند. لذا وی در ذکر علل انقلابها و آشوبهای اجتماعی حذف و کم رنگ شدن طبقات متوسط و افزایش شمار تهیدستان را از عوامل انقلاب می شمرد.(3) فارابی نیز درباره ی عمل نیک و صالح می گوید:
«عمل صالح، عملی است که در حد اعتدال باشد، زیرا افراط هم برای نفس مضر است و هم برای جسد. فارابی در مورد معیار شناخت اعتدال در افعال اشعار می دارد: اعتدال به زمان و مکان عمل و شخصی که به انجام آن قیام می کند و هدفی که دنبال می کند و وسائلی که بکار می گیرد و خود عمل مربوط است و در تمام این امور باید اعتدال رعایت شود».(4)
فارابی دقیقاً همان دیدگاه ارسطو را تقریر می کند و می گوید:
«از اعمال نیک یکی شجاعت است و آن حد اعتدال میان تهور و جبن است و دیگر کرم است و آن حد اعتدال میان بخل و اسراف است، و دیگر عفت است و آن حد اعتدال میان عنان گسیختگی و عدم شعور به لذت است. بدیهی است ما در همه اعمال به دنبال لذت می رویم، اما لذات برخی جسمانی اند که از راه حواس حاصل می شوند و برخی فکری اند چون لذت معرفت و غلبه. لذات جسمانی را زودتر می توان شناخت و آسانتر می توان به آنها رسید اما سریع الزوال هستند، درحالیکه لذات فکری دیر حاصل شوند و دیرپایند و این گونه لذات است که باید از پی آنها رفت».
فارابی سپس میان حکمت و علم نظری و حکمت عملی مانند ارسطو تفکیک قائل می شود و می گوید:
«در برخی امور که علم حاصل می شود چنان نیست که باید بدان عمل نمود مانند علم به این قضیه: عالم حادث است و یا خداوند واحد است. نوع دیگر آن است که پس از علم باید بدان عمل کرد مانند علم به این قضیه: اطاعت پدر و مادر نیکوست.(5) فارابی این دو حکمت و علم یعنی حکمت و علم نظری و حکمت عملی را پایه ی فلسفه می داند».(6)
فارابی همچنین در کتاب تحصیل السعاده در معنایی فراتر از سعادت می گوید:
«چهار چیز است که چون در جامعه ای یافت شود سعادت این جهانی و آن جهانی برای مردم آن فراهم آید. آن چهار چیز عبارتند از: 1- فضائل نظری، 2- فضائل فکری، 3- فضائل اخلاقی، 4- صناعات عملی».
فضائل نظری عبارت است از علوم و از جمله است آنچه از آغاز امر برای آدمی واصل شده باشد. فارابی برخی از علوم نظری را بدیهی و مبادی معرفت می داند و برخی را از راه تأمل و تحقیق و استنباط و به موجب تعلم و تعلیم قابل حصول می شمارد. فضائل فکری را نیز در گرو استنباط صحیح در اموری که انسان را برای وصول به هدفی عالی کمک می رساند معرفی می کند، و فضائل فکری مدنی را مربوط به حوزه ی اجتماع و سیاست می داند که در وضع نوامیس(قوانین) مؤثر واقع می شود. فضائل اخلاقی به عقیده فارابی از فضائل نظری جدا نیست. فضائل اخلاقی در پرتو شناخت آدمی از عیوب نفس و طرد آن عیوب حاصل می شود. تلاش برای بدست آوردن صفات و ملکات پسندیده و نهایتاً تخلق به آن صفات در ساحت فضائل اخلاقی قابل مطالعه است. صناعات عملی نیز از راه تعلیم حاصل می شود. فارابی می گوید تحصیل فضائل مختلف برای ملل عالم از دو راه تعلیم حاصل می شود. تعلیم به گفتار است و تأدیب گاه به گفتار است و گاه به کردار.(7)
فارابی بر این باور بود که چون انسان «نمی تواند به تنهائی و بدون معاونت همنوعان به این علوم و کمالات برسد، لذا نیازمند به همزیستی با دیگر مردم است و از این رو او را حیوانی انسی یا حیوان مدنی گفته اند و در اینجا علم دیگری به میان می آید که علم انسانی و علم مدنی است».(8و9)
این آموزه ها را فارابی در کتاب آراء اهل مدینه ی فاضله آورده است. وی در فصلی تحت عنوان «القول فی احتیاج الانسان الی الاجتماع والتعاون» از ضرورت نیاز انسان به زندگی جمعی سخن می گوید. از نظر فارابی زندگی در اجتماع وسیله است نه هدف. هدف رسیدن به کمال است که سعادت دنیا و آخرت به وسیله آن تأمین می شود. سعادتی که به جز زیست گروهی به پای بندی به اصول و مکارم اخلاقی منوط و مشروط است.
در مورد رابطه اخلاق و سیاست از دیدگاه فارابی چند نکته قابل توجه است:
1- فارابی مانند افلاطون و ارسطو پیوند میان اخلاق و سیاست را مورد توجه قرار داده است و حتی مفهومی اخلاقی از سیاست عرضه کرده و در کتاب احصاءالعلوم، علم اخلاق را جزئی از علم مدنی قرار داده است. وی علم مدنی را علمی می داند که از افعال و رفتار ارادی و ملکاتی بحث می کند که رفتار و افعال ارادی از آنها سرچشمه می گیرد و این بحث و گفتمان با موضوع علم اخلاق یکسان است.(10) فارابی در کتاب احصاء العلوم علم را به علم نظری و عملی و سپس علم عملی را به اخلاق و سیاست تقسیم کرده و علم اخلاق را تابع علم سیاست قرار داده است.(11) اما در عین حال از سیاست و اجتماع نیز تعریفی اخلاقی ارائه می دهد و هر دو را به وسیله نیل انسان به کمال و کمال را وسیله ی سعادت می شمرد. لازم به ذکر است که از مشترکات آرا و اندیشه های افلاطون و ارسطو نیز ضرورت نظارت دولت بر امر تعلیم و تربیت در جامعه بوده و افلاطون، وظیفه اصلی دولت را تربیت اتباع می دانست و ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخس»، وظیفه ی مُقَنَّن را سوق دادن مردم به فضائل اخلاقی از طریق ایجاد عادات پسندیده می داند.(12)
2- رابطه اخلاق و سیاست و جایگاه اخلاق در حوزه ی قدرت سیاسی در آموزه های فارابی را از مباحث وی پیرامون «اعتدال و میانه روی» یا به تعبیر وی «توسّط» می توان استنباط نمود. نگرش اعتدالی در اندیشه های فارابی هم ریشه در آموزه های حکمی و فلسفی وی دارد و هم ریشه در آموزه های اخلاقی وی. نظم حاکم در عالم وجود ریشه در اعتدال و قرار گرفتن هر چیز در جای خود دارد به گونه ای که هیچ پدیده ای از حد و وضعیت حساب شده ای که توسط حکیم مطلق عالم خلقت یعنی خداوند برای آن مقرر شده فراتر نمی رود. به تعبیر قرآن مجید «لاالشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولااللیل سابق النهارو کل فی فلک یسبحون»(13) نظریه اعتدال و حد وسط که هم در رساله ی اخلاق ارسطو به آن پرداخته شده و هم آموزه های اسلامی بر آن تأکید ورزیده در ساحت سیاست مورد اقبال فارابی واقع شده است. (14) لازمه اعتدال در حوزه ی سیاست عملی، پرهیز از اتخاذ روشهای افراطی (ستمگرانه) در کشورداری و اداره ی مُلک و یا اتخاذ عملکردهای انفعالی و تفریطی است. البته فارابی یک فیلسوف است و این مقوله ی مهم را بصورت کلی مطرح کرده و وارد جزئیات مربوط به سیاست عملی نشده است. از آنجا که پیوند میان سیاست و اخلاق در منابع دینی و اسلامی ریشه ی عمیق و سترگ دارد. فارابی نیز سیاست و اجتماع را تحت تأثیر این نگرش بر پایه ی اخلاق استوار ساخته است. فلسفه ی سیاسی فارابی تا حد زیادی تحت تأثیر مابعدالطبیعه ی اوست. فارابی ترتیبی برای عالم قائل است که نظیر آن را برای سیاست هم معتبر می داند. فارابی عالم را مخلوق خداوند واحد واجد تمام صفات کمالیه و خدای یکتا را مدبر همه امور می داند و در واقع مدینه را بر وفق نظام عالم سامان می دهد. تربیت طبیعی زندگی بشر بازتابی از نظم موجود در کائنات است. اگر در عالم نظمی فراگیر وجود دارد و منظم مدبر، علیم، قدیر، سمیع و بصیر و حکیم بر عالم کائنات فرمان می راند، در مدینه و جامعه هم باید این نظم برقرار باشد، یعنی در مدینه هم باید حکم حکومت کند. این حکیم که با حکمت بالغه الهی نیز آشناست نمی تواند و نباید اخلاق را از سیاست جدا کند.(15) فارابی به عنوان فیلسوفی شیعه مذهب و شیعه مشرب، نخستین اندیشمند و فیلسوف دوره ی اسلامی است که در آغاز بحران خلافت و در زمان اوج گیری بحث درباره ی استمرار نهاد خلافت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) تلاش کرد و بر اساس دستاوردهای حاصل از اندیشه ی سیاسی یونانی و مشرب شیعی طرحی نو درباره ی نظام حکومتی تمدن اسلامی تدوین کند. وی باطناً از خلافت ظاهری اهل تسنن در بغداد که به تعبیر ابن خلدون به تدریج به سلطنت مطلقه سوق داده شد.(16) راضی نبود و همچنین حکومت شیعیان اسماعیلی را نیز که گاه با شیوه های غیراخلاقی در جهت پیشبرد اهداف خود تلاش می کردند برنمی تابید. بر همین اساس فارابی با نگارش کتاب آراء اهل مدینه ی فاضله و دیگر مکتوبات سیاسی خویش به طرح مبحثی نسبتاً جدید در حوزه ی تمدن اسلامی پرداخت.(17)
3- همچنانکه توضیح داده شد حوزه ی سیاست فلسفی درجهان اسلام یا اندیشه های سیاسی فلسفی تحت تأثیر فلسفه سیاسی یونان باستان خصوصاً «اندیشه و طرح ایجاد مدینه ی فاضله یا نیک شهر Kallipolis» تکوین یافته است. آرمان گرایی و فاصله ی اندیشه و آرمان با واقعیت، یکی از مؤلفه ها و شاخص های تفکر ایجاد مدینه فاضله ی افلاطون بود. برخی تفاوت افلاطون و ارسطو را تفاوت شاعر با عالم دانسته اند بر همین اساس تا حد زیادی این ویژگی آرمان گرایانه در شاکله اندیشه و فلسفه سیاسی فارابی و دیگر متفکران حوزه ی سیاست فلسفی در جهان اسلام مانند خواجه نصیرالدین طوسی (وفات 672هـ.ق) و ابوالحسن عامری نیشابوری (وفات 381هـ.ق) قابل مطالعه و ردیابی است. زاویه داشتن آرمان با واقعیت از نظر فارابی نیز پوشیده نبوده است، بر همین اساس فارابی بعید می دانست صفاتی را که برای رئیس مدینه فاضله بیان نموده بود، وشخص واحد گرد آید. فارابی پیشنهاد می کند که اگر «یک فرد انسانی که واجد همه ی این شرائط باشد یافت نشود لکن دو فرد یافت شوند که یکی حکیم باشد و در دیگری مابقی شرائط وجود داشته باشد در این صورت آن دو بالاجتماع در مدینه ی فاضله ریاست کنند و هرگاه شرائط مذکور در جمعی از مردم متفرق و پراکنده وجود داشته باشد. درصورتیکه همه ی آنها سازگار و هماهنگ بودند همه ی رؤسا افاضل آن مدینه ی»(18) باتوجه به دیدگاه های فوق می توان پی برد که واقع نگری و واقع گرائی در اندیشه ها و آرمان های ایجاد مدینه فاضله بسیار کمرنگ است. در عالم واقع امکان تشکیل حکومتی که فارابی پیشنهاد می نماید بسیار مستبعد است، زیرا به تعبیر شیخ اجل سعدی «دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند و ده درویش بر یک گلیم بخسبند!»
صرف نظر از آرمان گرائی ظاهری در اندیشه ی ایجاد مدینه ی فاضله، جوهراین نظریه اعم از نظریه افلاطون یا فارابی، ضرورت خردگرائی و خردورزی در سیاست است.

پی نوشت ها :

1. فارابی در فصل بیست و سوم کتاب آراء اهل المدینه الفاضله نیز از سعادت سخن گفته است.
2. فارابی، ابونصر، التنبیه علی سبل السعاده، ص8به نقل از حناالفاخوری وخلیل الجر، تاریخ فلسفه درجهان اسلامی 433.
3. Aristotle (1998), Politcs, p.143.
4. فارابی، ابونصر، التنبیه علی سُبُل السعاده، ص8، طبع حیدرآباد، 1346.
5. فارابی، التنبیه علی سبل السعاده، 19-18.
6. فارابی علم منطق را نیز در تشخیص صائب می داند زیرا به عقیده ی وی منطق علمی است که به وسیله آن میان خطائی که پنداریم صواب است و صوابی که پنداریم خطاست تمییز می دهد.
7. فارابی، تحصیل السعاده، ص29.
8. همان، ص9.
9. اصطلاح حیوان مدنی را حکماء اسلامی از آراء ارسطو که انسان را به حکم طبیعت جانداری شهری منش یاحیوانی مدنی الطبع(به زبان یونانی zoon Politikon) می دانست اخذ نموده اند کلام ارسطو در زبان انگلیسی نیز ترجمه شده است به: Human being is by nature a political animal" Aristotle, Ibid, p.4.
10. فارابی، ابونصر، احصاءالعلوم، ص106.
11. همو، ص107.
12. عنایت، حمید، بنیادفلسفه سیاسی درغرب، ص111.
13. سوره یس، آیه ی 39 «نه خورشید را سزاوار است که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد و هرکدام در مسیر خود شناورند».
14. Majid Fakhry, Al-Farabi, Oxford, oneworld Press, 2002, p94.
15. داوری اردکانی، رضا، فارابی مؤسس فلسفه اسلامی، ص158، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی، 1377.
16. ابن خلدون، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج اول، ص387به بعد.
17. Al-Farabi, on the Perfect State, a revised text with an introduction translated by Richard walzer, Oxford, Clarendon Press, 1985, P.441.
18. فارابی، ابونصرمحمد، اندیشه های اهل مدینه ی فاضله با ترجمه و تحشیه ی دکترسید جعفر سجادی، فصل 28، ص277.

منبع: احمدی طباطبایی، محمدرضا؛ (1387) اخلاق و سیاست: رویکردی اسلامی و تطبیقی، تهران: دانشگاه امام صادق، چاپ دوم

 

 

ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.